بررسی تأثیر متغیر‌های جمعیتی بر کیفیت محیط زیست بر مبنای مدل STIRPAT

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 (مسوول مکاتبات): دانشیار گروه اقتصاد، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

2 دکتری گروه اقتصاد، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

3 کارشناسی ارشد ،گروه اقتصاد، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

چکیده

زمینه و هدف: اندازه و ترکیب جمعیت از مهم­ترین متغیر­های تأثیرگذار بر کیفیت محیط زیست می­باشند. مطالعات تجربی در مورد تأثیر عوامل جمعیتی بر انتشار آلودگی نتایج بسیار متفاوتی داشته است. شناسایی و تعیین چگونگی و میزان تأثیر این متغیر­ها بر کیفیت محیط زیست می­تواند در اتخاذ سیاست­ها و تدوین مقررات زیست محیطی نقش به­سزایی داشته باشد.
روش بررسی: در مطالعه حاضر با به‌کارگیری تجزیه و تحلیل اقتصاد سنجی و با استفاده از مدل STIRPAT و داده‌های مربوط به انتشار دی اکسید کربن در میان کشور‌های گروه دی هشت از سال 1995 تا 2010، به بررسی تأثیر متغیر‌های جمعیتی نظیر اندازه جمعیت، سن جمعیت، تمرکز جمعیت و شهرنشینی و نیز تأثیر تولید ناخالص داخلی (GDP) بر انتشار  گاز دی‌اکسیدکربن پرداخته شده است.
یافته­ها: نتایج حاکی از آن است که اندازه جمعیت و تمرکز جمعیت، تأثیر معنی­داری بر انتشار گاز­های گلخانه­ای ندارند. از طرفی سن جمعیت بین 15 تا 64 سال، شهرنشینی و درآمد سرانه واقعی به ترتیب بیشترین تأثیر را در انتشار سرانه دی­اکسید کربن در بین کشورهای عضو گروه دی هشت از خود نشان می­دهند.
نتیجه گیری: کشش بالای انتشار آلاینده­ها نسبت به دوره سنی 15 تا 64 سال در جامعه ما از اهمیت بالایی برخوردار است، چرا که توزیع سنی جمعیت در این بازه سنی متراکم شده است. از آن­جایی که این دوره سنی سهم بالایی در تولید و رشد اقتصادی و مصرف انرژی دارد، تأثیر بالایی نیز در انتشار CO2 خواهد داشت. بنابراین باید از طریق اقداماتی نظیر آموزش­های فرهنگی حفظ محیط­زیست و افزایش راندمان مصرف انرژی، تخریب محیط­زیست توسط مصرف­کنندگان را به کمترین حد کاهش داد.

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست، دوره هجدهم، ویژه نامه شماره3، زمستان 1395

 

بررسی تأثیر متغیر­های جمعیتی بر کیفیت محیط زیست بر مبنای مدل STIRPAT

 

سید کمال صادقی [1]*

sadeghiseyedkamal@gmail.com

سکینه سجودی [2]

فهیمه احمدزاده دلجوان[3]

تاریخ دریافت: 31/02/1393

تاریخ پذیرش:24/05/1394

چکیده

زمینه و هدف: اندازه و ترکیب جمعیت از مهم­ترین متغیر­های تأثیرگذار بر کیفیت محیط زیست می­باشند. مطالعات تجربی در مورد تأثیر عوامل جمعیتی بر انتشار آلودگی نتایج بسیار متفاوتی داشته است. شناسایی و تعیین چگونگی و میزان تأثیر این متغیر­ها بر کیفیت محیط زیست می­تواند در اتخاذ سیاست­ها و تدوین مقررات زیست محیطی نقش به­سزایی داشته باشد.

روش بررسی: در مطالعه حاضر با به‌کارگیری تجزیه و تحلیل اقتصاد سنجی و با استفاده از مدل STIRPAT و داده‌های مربوط به انتشار دی اکسید کربن در میان کشور‌های گروه دی هشت از سال 1995 تا 2010، به بررسی تأثیر متغیر‌های جمعیتی نظیر اندازه جمعیت، سن جمعیت، تمرکز جمعیت و شهرنشینی و نیز تأثیر تولید ناخالص داخلی (GDP) بر انتشار  گاز دی‌اکسیدکربن پرداخته شده است.

یافته­ها: نتایج حاکی از آن است که اندازه جمعیت و تمرکز جمعیت، تأثیر معنی­داری بر انتشار گاز­های گلخانه­ای ندارند. از طرفی سن جمعیت بین 15 تا 64 سال، شهرنشینی و درآمد سرانه واقعی به ترتیب بیشترین تأثیر را در انتشار سرانه دی­اکسید کربن در بین کشورهای عضو گروه دی هشت از خود نشان می­دهند.

نتیجه گیری: کشش بالای انتشار آلاینده­ها نسبت به دوره سنی 15 تا 64 سال در جامعه ما از اهمیت بالایی برخوردار است، چرا که توزیع سنی جمعیت در این بازه سنی متراکم شده است. از آن­جایی که این دوره سنی سهم بالایی در تولید و رشد اقتصادی و مصرف انرژی دارد، تأثیر بالایی نیز در انتشار CO2 خواهد داشت. بنابراین باید از طریق اقداماتی نظیر آموزش­های فرهنگی حفظ محیط­زیست و افزایش راندمان مصرف انرژی، تخریب محیط­زیست توسط مصرف­کنندگان را به کمترین حد کاهش داد.

واژه­های کلیدی: محیط­زیست، دی­اکسیدکربن، اندازه جمعیت، ترکیب جمعیت، مدل STIRPAT.

 

J.Env. Sci. Tech., Vol 18, Special No.2, Winter 2016

 

 

 

 

 


Investigating the Effect of Demographic Variables on Environment Quality Based on STIRPAT Model

 

Seyed Kamal Sadeghi[4]*

sadeghiseyedkamal@gmail.com

Sakineh Sojoodi[5]

Fahimeh Ahmadzadeh Deljavan[6]

 

Abstract

Background and Objective: Population size and composition are the most important factors affecting the quality of the environment. Empirical studies of the impact of demographic factors on pollution emissions have very different results. Identifying the impact of these variables on the quality of environment, can play a significant role in formulation and adoption of policies and environmental regulations.

Method: Using econometric analysis, STRIPAT model and carbon dioxide emissions data among the D8 group from 1995 to 2010, the impact of demographic variables such as population size, age of population, urbanization and concentration of population and also the impact of Gross Domestic Product (GDP) on carbon dioxide emissions have been examined in this study.

Results: The results indicate that the population size and concentration of population, have no significant effect on greenhouse gas emissions. On the other hand, the population aged between 15 to 64 years, urbanization, and per capita real income, respectively indicating the greatest impact on carbon dioxide emissions among D8member states.

Conclusion:High rate of emissions related to the population raging from 15 to 64 years old in our society is important, because age distribution of the population in this age range has become more concenterated. Since this age range has a high proportion of production, economic growth and energy consumption, it has a high impact on CO2 emissions. Therefore, the environmental damage by users should be reduced to the lowest level through some measurments such as cultural environmental training and energy efficiency increase.   

Keywords: Environment, Carbon Dioxide, Population Size, Population Composition, STIRPAT Model.

 

مقدمه

 

در طول 200 سال گذشته، جمعیت جهان، درآمد جهانی (تولید ناخالص داخلی[7]) و انتشار کربن به ترتیب 6، 70 و 20 برابر شده است (1).

 نگاهی اجمالی به فرآیند توسعه در اغلب کشورهای توسعه یافته نشان می­دهد که تا چند دهه اخیر، بخش صنعت بیشترین  سهم را در انتشار کربن داشته است. با این حال، اطلاعات آماری اخیر نشان می­دهد که از سال 1990 مصرف انرژی توسط بخش خانگی در برخی از کشورهای توسعه یافته منجر به انتشار کربن بیشتری نسبت به بخش­های صنعتی شده است (2).

 این امر باعث توجه مطالعات متعدد به اثرات رشد جمعیت و مصرف انرژی بخش خانگی بر انتشار کربن شده است (3-5).

شناسایی رابطه بین جمعیت و محیط زیست در درجه اول به دلیل گستردگی اثرات جمعیت بر محیط زیست از اهمیت بالایی برخوردار است. این اثرات معمولاً به صورت غیرمستقیم و از طریق متغیرهای متعدد هم­چون مصرف، تولید، فن­آوری و تجارت، است. از طرفی به دلیل تغییر مداوم ویژگی­های جمعیتی از جمله اندازه جمعیت، ساختار سنی جمعیت و توزیع جمعیت، مطالعه اثرات این متغیرها بر محیط­زیست در برنامه­ریزی­های سیاستی می­تواند دارای اهمیت بالایی باشد. 

با وجود این­که رشد جمعیت در کنار تغییر در الگوی مصرف و شیوه­های تولید و افزایش حجم فعالیت­های اقتصادی از جمله عوامل اصلی افزایش انتشار گاز­های گلخانه­ای شناخته شده و سهم بالایی از افزایش میانگین دمای زمین را به خود اختصاص داده­ است، در مطالعات داخلی، بیشتر تأثیر عواملی مانند مصرف انرژی در حوزه مطالعات محیط زیست وارد شده و توجه کمی به تأثیر متغیر­های جمعیتی شده است. بنابراین، این مطالعه در نظر دارد به بررسی تأثیر عواملی مانند مقیاس جمعیت و ساختار جمعیت بر انتشار گاز دی اکسید کربن و در نتیجه کیفیت محیط زیست بپردازد. سازماندهی این مطالعه بدین ترتیب است که بخش دوم و سوم، به اختصار مبانی نظری و پیشیینه­ تحقیق را معرفی می­کند، بخش چهارم، روش­شناسی تحقیق را ارایه می­دهد، بخش پنجم، نتایج تجربی را عرضه می­کند و بخش ششم، به نتیجه­گیری و پیشنهادات خواهد پرداخت.

مبانی نظری

محیط زیست از جمله عوامل موثر در سیر تکامل و روند توسعه جوامع به شمار می­رود. از این رو ارتباط متقابل محیط زیست با عوامل مختلف مورد توجه بوده و در ادبیات اقتصادی نیز وارد شده است. عملاً منشأ اقتصاد زیست محیطی سال ۱۹۶۰ می­باشد، یعنی در زمان شروع اولین موج مدرن تفکر» سبز« و برداشت­های سیاسی در کشورهای پیشرفته که به محیط زیست گرایی (او ریوردان، ۱۹۸۳) معروف است. بدون تردید شالوده اقتصاد زیست محیطی در طول دهه ۱۹۶۰ استوار گردیده و مطالعات گسترده­ای را در بررسی عوامل مؤثر بر کیفیت محیط­زیست به انجام رسانده است (6). از جمله این مطالعات می­توان به فرضیه زیست­محیطی کوزنتس (EKC[8]) مبنی بر وجود رابطه میان رشد اقتصادی و تخریب محیط زیست اشاره نمود. مطالعات نشان داد رابطه­ای به صورت U معکوس میان این دو متغیر برقرار است. مطالعات بعدی در ارتباط با اقتصاد محیط­زیست نشان می­دهد که علاوه بر رشد اقتصادی، اندازه، ترکیب سنی و تراکم جمعیت نیز می­توانند از مهم­ترین متغیرهای تأثیرگذار بر کیفیت محیط­زیست باشند. در این قسمت به سازوکار­های اثرگذاری چهار متغیر اندازه جمعیت، ساختار سنی، شهرنشینی و تراکم جمعیت بر انتشار گازهای گلخانه­ای پرداخته می­شود.

الف- اندازه جمعیت و محیط زیست: برای اولین بار اوتیس دانکن[9] (1959) چگونگی تأثیر متغیر اندازه جمعیت (P) را در کنار متغیرهایی چون سازمان (O) و تکنولوژی (T) بر محیط زیست (E) مورد بررسی قرار داد. این الگو POET نامیده شد و به عنوان بهترین سیستم کلان زیست محیطی شناخته و در دهه­های اخیر به طور گسترده به کار رفت. فرمول POET به عنوان اولین مدل در فرموله کردن احتمال یک متغیر محیطی به عنوان یک متغیر پاسخ مطرح شده است. این الگو محیط زیست را قادر می­سازد تا به عنوان یک متغیر وابسته نسبت به ویژگی­های دموگرافیکی و پیامد­های اقتصادی مورد ارزیابی قرار گیرد. بعدها تاثیر اندازه جمعیت بر محیط زیست در مدل IPAT مورد تأکید بیشتری قرار گرفت. این مدل به بررسی روابط متغیر­های اجتماعی، اقتصادی و زیست محیطی پرداخته و در سال 1970 توسط ارلیک و هولدرن[10] ارایه شد. در این مدل اندازه جمعیت (P) در کنار وفور یا ثروت (A) و فن­آوری (T) عوامل اصلی موثر بر زیست محیط انسانی (I) می­باشند. در این مدل، جمعیت بر مبنای کل تعداد افراد در یک منطقه تعیین شده و این عامل به عنوان نیروی محرکه تأثیرات منفی زیست محیطی مطرح می­شود. از طرفی تولید ناخالص داخلی (GDP) به عنوان شاخص رفاه و وفور نیز تأثیر منفی بر محیط زیست دارد (7). کومونر[11] (1972) بیان می­کند که تکنولوژی (T)، مهم­ترین عامل در اثرات منفی زیست محیطی است اما می­تواند به عنوان یک ابزار مفید برای محیط زیست نیز مورد استفاده قرار گیرد. این نظریه دیدگاه خوشبینانه­ای را از فن­آوری در معادله IPAT مطرح کرد. در این نگرش فن­آوری به عنوان عاملی جبرانی برای کاهش اثرات منفی زیست محیطی (از لحاظ نظری) افزایش در جمعیت و یا در وفور نعمت مطرح می­شود. توانایی IPAT در این است که عوامل اصلی تغییرات زیست محیطی را مشخص کرده و نیز رابطه بین عوامل و اثرات متغیر­ها را شناسایی می­کند. علاوه بر این IPAT نشان می­دهد که عوامل اصلی اثرات زیست محیطی وابسته به هم بوده و تنها یک عامل نمی­تواند به تنهایی تعیین کننده اثرات زیست محیطی باشد (8). این معادله توسط شولز[12] (2006) توسعه داده شده و در سراسر جهان به منظور بررسی انتشار گاز­های گلخانه­ای CO2 استفاده شده است. معادله IPAT معمولا با کاربرد P، A و T به صورت زیر نوشته می­شود (9):

انتشار گاز­های گلخانه­ای= (جمعیت)*(GDP سرانه)*(CO2 منتشر شده از هر واحد GDP)

بیردسال[13](1992) دو سازوکار برای تأثیر  رشد جمعیت کشور­های در حال توسعه بر انتشار گاز­های گلخانه­ای معرفی نموده است. سازوکار اول مربوط به تأثیر رشد جمعیت بر مصرف سوخت­های فسیلی است که ناشی از افزایش تقاضای انرژی برای تولید برق، صنعت و حمل و نقل می­باشد. سازوکار دوم اثر افزایش جمعیت بر انتشار گاز­های گلخانه­ای از طریق جنگل زدایی است (10).

هولدرن[14](1991) بیان می­نماید که با افزایش جمعیت و در نتیجه رشد تقاضای انرژی، مواد معدنی و سوخت­ها با کیفیت پایین­تر نیز مورد مصرف قرار خواهد گرفت که این امر موجب تشدید انتشار آلودگی خواهد شد. هم­چنین افزایش جمعیت و پراکندگی آن، تقاضایی را برای خدمات انرژی بر ایجاد می­کند که در جامعه­ای با جمعیت کم چنین تقاضایی به وجود نخواهد آمد (11).

ب- ساختار سنی جمعیت و محیط زیست: با این فرض که یک فرد رفتار مشابهی را در تولید و مصرف از خود نشان می­دهد، در میان تمام مدل­های اقلیمی تقریبا اندازه جمعیت به عنوان تنها متغیر دموگرافیکی مورد توجه قرار گرفته است. اما این فرض ممکن است نادرست و گمراه کننده باشد. از این رو توجه بیشتر به متغیر ساختار جمعیت در بررسی اثر جمعیت بر انتشار کربن لازم است. به عبارت دیگر، علاوه بر تأثیر اندازه جمعیت بر محیط زیست، ترکیب جمعیت نیز می­تواند در حفظ یا تخریب محیط­زیست تأثیرگذار باشد. جیانگ و هاردی (2009)، معتقدند که الگوی مصرف و تولید بین گروه­های سنی مختلف از مردم متفاوت است.

سن بالاتر و طول عمر بیشتر قادر است از چند کانال بر انتشار گاز­های گلخانه­ای اثر گذار باشد. کانال اصلی عبارت از وابستگی سرانه فعالیت­های اقتصادی به ساختار سنی است، به طوری که می­توان بیان کرد هر چه تعداد کمتری از جمعیت در سن فعالیت باشند، درآمد سرانه کاهش یافته و همین امر می­تواند انتشار گاز­های گلخانه­ای را تحت تأثیر قرار دهد (12).

کانال دیگر، تأثیری است که ساختار سنی جمعیت می­تواند از طریق تغییر در الگوی مصرف و تولید داشته باشد. در بخش تولید تغییرات ترکیب سنی جمعیت منجر به تغییر در الگوی تقاضا شده و از این طریق ترکیب تولید را به نفع تولیدات صنعتی و یا برعکس تغییر داده و در نهایت انتشار آلودگی را تحت تأثیر قرار می­دهد. در بخش مصرف چند دلیل بر وجود ارتباط بین ترکیب سنی و تولید دی اکسید کربن وجود دارد. به طور استقرایی می­توان استدلال کرد که کودکان تأثیر زیادی در انتشار گاز­های گلخانه­ای ندارند و یک کودک مقدار نسبتاً کمی را به استفاده از انرژی­های خانگی (گرمایش، خنک کننده، روشنایی و پخت و پز) می­افزاید. در مقابل، افراد بالای 65 سال که نسبت به افراد با سنین پایین­تر به احتمال زیاد، بیشتر به تنهایی زندگی می­کنند، فضای بیشتری را به ازای هر نفر اشغال کرده، از این رو استفاده غیر موثرتری را از انرژی خواهند داشت و در نهایت موجب انتشار بیشتر گاز­های گلخانه­ای خواهند شد (13).

ج- شهرنشینی و محیط زیست: شهر نشینی به عنوان یکی از خصوصیات جمعیت­شناختی و موثر در کیفیت محیط زیست توجه بسیاری از محققان را به خود جلب کرده است. زیرا این مسأله بر مقیاس مصارف خانگی و ساختار مصرف افراد اثر می­گذارد. شهر نشینی به سه طریق روی انتشار کربن تاثیر گذار است:

اول: تغییر الگوی مصرف و در نتیجه تغییر ترکیب تولید که باعث افزایش مصرف انرژی در بخش تولید و خانگی می­شود.

دوم: الزامات مورد نیاز برای خانه­های مسکونی و زیر ساخت­ها که همراه با رشد شهرنشینی گسترده­تر می­شود. افزایش تقاضا برای مصالح ساختمانی(به خصوص محصولات سیمان) که از منابع مهم انتشار کربن به حساب می­آیند، به تخریب بیشتر محیط­زیست منجر می­شود.

سوم: تبدیل چراگاه­ها و جنگل­ها به مناطق مسکونی است که همین امر موجب ازدیاد انتشار گاز­های گلخانه­ای خواهد شد(14).

د- تراکم جمعیت و محیط زیست: در حوزه جمعیت و محیط زیست، جمعیت شناسان و دیگر دانشمندان علوم اجتماعی به دنبال درک روابط میان متغیر­های جمعیتی (از جمله اندازه جمعیت، رشد، تراکم، ترکیب سنی، جنس، شهر نشینی و...) و تغییرات زیست محیطی بوده­اند. هر یک از این نظریات منجر به نتیجه­گیری و سیاست­گذاری کاملاً متفاوتی شده و توصیه­های مختلفی را اعلام می­نماید. می­توان بیان کرد بحث برانگیز­ترین نظریه در ادبیات جمعیت و محیط زیست مربوط به فرضیه معروف مالتوس[15] (1798) می­باشد. او معتقد بود جمعیت به حالت تصاعد هندسی و منابع غذایی به حالت تصاعد حسابی رشد می­کنند. این عامل منجر به تراکم بیشتر جمعیت نسبت به منابع شده و باعث استفاده فزاینده از طبیعت و در نتیجه تخریب محیط زیست خواهد شد. واکنش­ها به این نظریه بعد از گذشت 200 سال از نخستین انتشار آن هنوز هم به حالت جدی وجود دارد. طرفداران مالتوس (نئو مالتوسینیسم[16]) معتقدند که جمعیت انسان­ها به دلیل تمایل در افزایش نمایی در اثر باروری بدون کنترل، منابع زمین را با فاجعه زیست محیطی مواجه خواهد کرد. این نظریه الگویی مسلط در زمینه جمعیت و محیط زیست بوده است. اما بسیاری از دانشمندان علوم اجتماعی، این نظریه را بر خلاف اصول بیولوژیکی-زیست محیطی دانسته و آن را رد می­کنند و معتقدند انسان­ها با استفاده از پیشرفت­های تکنولوژیکی و فن­آوری کارآمدتر قادر هستند به طور بهینه از ظرفیت­های موجود استفاده کرده و در نتیجه مانع از تخریب فزاینده محیط زیست شود. در این میان می­توان به فرضیه باسروپین[17] که توسط استر باسروپ[18] بنا شده است، اشاره کرد. این فرضیه بیان می­کند که تولید محصولات کشاورزی با رشد جمعیت و در نتیجه تراکم بیشتر، از طریق شدت بخشیدن به تولید، افزایش می­یابد که این فرآیند از طریق ورود نیروی کار و سرمایه بیشتر صورت  می­گیرد. در این نظریه بر خلاف مالتوس فن­آوری به عنوان عاملی درون زا در شرایط جمعیت و منابع طبیعی لحاظ شده و معتقد است که با تراکم جمعیت و بروز ایده­ها و تکنولوژی­های جدید می­تواند اثرات مخرب را از بین برده و تأثیر مثبتی بر محیط زیست داشته باشد (15).

نظریه کورنوکوپین[19] که مورد حمایت بعضی از اقتصاددانان نئوکلاسیک می­باشد، به طور کاملاً آشکاری در تقابل با نئو مالتوسینیسم، قرار گرفته است، زیرا آن­ها فرض می­کنند که نبوغ انسان (از طریق افزایش عرضه افراد خلاق در جامعه) و جایگزینی در بازار (به عنوان منابع خاص کمیاب) از بحران کمبود منابع در آینده جلوگیری خواهد کرد. در این خط تفکر، شکست بازار و فناوری­های نامناسب نسبت به اندازه و تراکم جمعیت عامل اصلی در تخریب محیط زیست تلقی خواهد شد و منابع طبیعی می­تواند با ابزار ساخته شده توسط انسان جایگزین شود (همان).

پیشینه تحقیق

این بخش به مرور اجمالی مطالعات تجربی انجام گرفته در خصوص تأثیر عوامل جمعیت شناختی بر محیط زیست اختصاص دارد. از میان مطالعات فراوان می­توان به موارد زیر اشاره نمود:

کناپ و موکرجی[20](1996) رابطه علی بین رشد جمعیت جهان و انتشار گاز­های گلخانه­ای را با استفاده از آزمون علیت گرنجر[21] در بین سال­های 1880 تا 1989 مورد بررسی قرار دادند. نتایج نشان داد هیچ رابطه تعادلی بلند مدت بین این دو متغیر وجود نداشته اما رابطه کوتاه مدت بین CO2 و رشد جمعیت برقرار است (16).

شی[22] (2003)، به بررسی مدل IPAT[23] بر اساس داده­های سالیانه 93 کشور مختلف در دوره 1975-1996 پرداخته و نشان داده است که تأثیر تغییرات جمعیت در انتشار CO2 به طور قابل ملاحظه­ای در کشور­های در حال توسعه بزرگتر از کشور­های توسعه یافته است. هم­چنین در این مطالعه مشخص شد که کشش انتشار گاز­های گلخانه­ای نسبت به تغییر جمعیت جهان 42/1  می­باشد (17).

دالتون و همکاران[24] (2008)، به منظور برآورد و مقایسه اثرات سن جمعیت و تغییرات تکنولوژی بر مصرف انرژی و انتشار گازهای گلخانه­ای، ساختار سنی جمعت را در یک مدل رشد اقتصادی– انرژی با مجموعه­ای متعدد از خانوار­های ناهمگن وارد کردند. نتایج این مطالعه نشان می­دهد که بالا رفتن سن جمعیت می­تواند در بلند مدت تا 40 درصد انتشارگاز­های گلخانه­ای را کاهش دهد (18).

سترتویت[25] (2009)، سطح انتشارCO2  را در کشور­های مختلف برای دوره 1980-1950 و 2005-1980 مورد بررسی قرار داده است. نتایج این مطالعه نشان می­دهد که رابطه ضعیفی بین رشد سریع جمعیت و افزایش انتشار CO2 وجود دارد و حتی کشور­هایی با انتشار سرانه بسیار پایین از CO2 دارای مقدار رشد بالایی در جمعیت بوده­اند (19).

پومان وانگ و  همکاران[26] (2010)، در نمونه­ای شامل 99 کشور اثرات شهر نشینی را بر مصرف انرژی و انتشار گاز­های گلخانه­ای مورد بررسی قرار دادند. در این مطالعه نویسندگان مرحل مختلف توسعه را با استفاده از مدل STIRPAT و داده­های متوازن تابلویی در دوره  1975-2005 بررسی کردند. نتایج نشان می­دهد که تأثیر شهر نشینی بر انتشار کربن در همه گروه­های درآمدی مثبت است. اما این اثر در گروه با درآمد متوسط بارزتر از سایر گروه­هاست (20).

کین و زیس[27](2012)، با استفاده از مدل(STIRPAT) به بررسی اثرات اندازه جمعیت، ساختار جمعیت و سطح مصرف بر انتشار گازهای گلخانه­ای از سال­های 1978 تا 2007 پرداختند. نتایج حاکی از آن است که تغییرات در سطح مصرف و ساختار جمعیت از جمله عوامل تاثیر گذار بر سطح انتشار گاز­های گلخانه­ای بوده و اندازه جمعیت تأثیری در گسترش انتشار آلاینده­ها نداشته است (21).

در میان مطالعات داخلی متغیر شهرنشینی مورد توجه محققان بوده است. بهبودی و همکاران (1388)، با استفاده از مدل VAR به بررسی رابطه مصرف انرژی، رشد اقتصادی، جمعیت شهرنشین، آزاد سازی تجاری و انتشار دی اکسید کربن پرداختند. نتایج نشان داد که رابطه مثبتی میان تمام متغیر­های مستقل با دی­اکسید کربن در ایران وجود دارد (22).

عیسی زاده و مهرانفر (1389)، بر اساس روش خود توضیح برداری با وقفه­های گسترده، مصرف کل انرژی و سطح شهرنشینی در ایران را طی دوره 1385-1350 بررسی نمودند. نتایج به­دست آمده حاکی از آن است که ارتباط مثبت و قوی بین شهرنشینی و مصرف کل انرژی در بلند مدت وجود دارد (23).

فطرس و همکاران (1391)، به بررسی و مقایسه اثرات رشد شهرنشینی بر میزان مصرف انرژی و انتشار دی اکسید کربن بر مبنای مدل اثرات تصادفی با رگرسیون روی جمعیت، منابع و تکنولوژی پرداختند. بدین منظور با استفاده از داده­های پانل متوازن برای 18 کشور و برای دوره زمانی 1990-2007 به برآورد مدل­ها اقدام شد. نتایج نشان می­دهد که اثر رشد شهر نشینی بر میزان مصرف انرژی و انتشار دی اکسید کربن در هر دو گروه کشور­های منتخب مثبت و معنی دار است (24).

فلاحی و حکمتی (1392)، در مقاله خود با استفاده از داده های تابلویی، طی دوره 86-1382 به شناسایی عوامل اقتصادی و اجتماعی تأثیر گذار بر آلودگی محیط زیست در استان­های کشور پرداختند. نتایج تحقیق نشان می­دهد شدت انرژی، درآمد سرانه واقعی، میزان جمعیت و شهر­نشینی به عنوان مهم­ترین عوامل اقتصادی و اجتماعی تأثیر­گذار بر آلودگی محیط زیست می­باشند، به طوری که کشش انتشار سرانه CO2 نسبت به این عوامل به ترتیب 71/0، 95/0، 34/1 و 68/1 به­ دست آمد (25).

صادقی (1392)، در مقاله­ای به بررسی رابطه انتشار گاز دی­اکسید کربن و آلودگی آب در ایران با نگرش اقتصاد محیط­زیست طی سال های 1388-1359 و با استفاده از روش هم انباشتگی جوهانسن-جوسیلیوس اقدام نمود. نتایج حاصل از تخمین مدل دلالت بر این دارد که منحنی زیست محیطی کوزنتس برای هر دو شاخص میزان انتشار گاز دی­اکسید کربن و آلودگی آب تأیید گردیده و رابطه بلندمدت بین متغیر­های تراکم جمعیت، میزان رشد جمعیت شهرنشینی با شاخص­های کیفیت زیست­محیطی برقرار است (26).

روش بررسی

الگوی مورد استفاده در این مطالعه، برگرفته از مدل STIRPAT است که توسط دیتز و رزا (1997) پایه­ریزی شده است (27). با این حال استفاده از این مدل برای توصیف و پیش بینی اثرات متغیر­های اجتماعی و اقتصادی بر محیط زیست، تنها حاصل تلاش­های اخیر نبوده و در واقع بر مبنای فرمول بندی تازه از مدل IPAT  به­دست آمده است. قبل از آن دانکن (1959) مدل زیست محیطی مشابهی را با عنوان POET فرمول­بندی کرد.

مدل IPAT از چند بعد با انتقاد مواجه است، اول این­که، این معادله بر مبنای تأثیر شاخصه­های جمعیتی و اقتصادی بر  محیط زیست در نظر گرفته می­شود. علاوه بر این، بر اساس اصل حسابداری معادله، این مدل بر فرض تناسب بین عوامل تشکیل شده است. به عنوان مثال اگر جمعیت به دو برابر افزایش یابد با فرض ثبات سایر شرایط، تأثیر در نتیجه نیز دو برابر خواهد شد. در همین راستا، معادله IPAT به عنوان یک معادله حسابداری محدود شده و توانایی آزمون فرضیه­های گسترده­تر در آن وجود ندارد. این امر توسعه نظریات علوم اجتماعی را که نیازمند اعمال فرضیه در مورد رابطه بین عوامل و اثرات آزمایشی با شواهد تجربی است محدود می­سازد (28).

دیتز و رزا با فرمول­بندی مجدد معادله IPAT در شرایط تصادفی امکان استفاده از آن را به طور تجربی در آزمون فرضیه­ها فراهم کردند (یورک و همکارن، 2003). رابطه جدید STIRPAT نامیده شده است که اثرات تصادفی جمعیت، رفاه و تکنولوژی بر محیط زیست توسط رگرسیون می­باشد. معادله اصلی شبیه به معادله IPAT است، اما تعدادی از متغیر­ها به آن اضافه شده و معادله جدید به صورت زیر می­باشد:

 

این معادله شامل عدد ثابت (a)، به عنوان مقیاس مدل، نما در سه عامل جمعیت، وفور نعمت و تکنولوژی برابر با (d,c,b) بوده و نیز عبارت i به عنوان زیرنویس در I، P، A و T بیانگر آن است که این مقادیر در واحد­های مشاهده شده متفاوت می­باشد. عبارت خطا (e) یا باقیمانده نشان دهنده انحراف موجود در واحد­های مشاهده شده می­باشد. عبارت T معمولا جزء باقیمانده (e) در نظر گرفته می­شود. دلیل این امر آن است که هیچ تعریف عملیاتی و یا حتی شاخص مربوط به T که به طور گسترده پذیرفته شده باشد، وجود ندارد (همان).

بر این اساس مدل STIRPAT، یک مدل میان رشته­ای است که علوم طبیعی (یک معادله حسابداری زیست محیطی) را به علوم اجتماعی (نظریه علوم اجتماعی و روش­ها) پیوند داده و علاوه بر آن­که آزمون فرضیه را ممکن می­سازد، اثرات عوامل متنوع را نیز مورد بررسی قرار می­دهد. از طرفی می­توان با وارد کردن عوامل سیاسی ، اجتماعی و فرهنگی  این الگو را توسعه داد (29).

با تکیه بر این مدل نظری، الگوی تجربی این مطالعه که در مطالعاتی چون رو-سیائو و کوان[28] (2012) نیز به کار گرفته شده است، به شکل زیر خواهد بود (30):

lnIit = α + β1 lnrgdpit + β2 lnpopit + β3 lnpoponeit + β4 lnpoptwoit + β5 lnurbanit + β6 lnpopcentit + ci + uit

به طوری که:

lnIit:لگاریتم انتشار دی اکسید کربن در کشور i و در سال t

Lnrgdpit: لگاریتم GDP سرانه در کشور i و در سال t

lnpopit: لگاریتم اندازه جمعیت در کشور i و در سال tlnpoponeit: لگاریتم نسبت جمعیت 15 تا 64 سال به

جمعیت زیر 15 سال در کشور i و در سال t

lnpoptwoit: لگاریتم نسبت جمعیت 15 تا 64 سال به جمعیت بالای 65 سال در کشور i و در سال t

lnurbanit: لگاریتم نسبت جمعیت شهرنشین به کل جمعیت در کشور i و در سال t

lnpopcentit: لگاریتم تمرکز جمعیت (نسبت جمعیت به مساحت جغرافیایی کشور) در کشور i و در سال t

در این مطالعه از داده­های تابلویی کشور­های عضو گروه دی هشت طی سال­های 2010-1995 طبق آمار منتشره از نهاد WDI[29] استفاده شده است.لازم به ذکر است که در استفاده از روش داده­های تابلویی ابتدا باید همگن یا ناهمگن بودن مقاطع مورد آزمون قرار گیرد. در شرایطی که مقاطع (کشور­ها) همگن با­شند، می­توان از روش حداقل مربعات معمولی تجمیع شده[30] استفاده کرد و در غیر این صورت استفاده از اثرات ثابت ضرورری است. معنی داری اثرات ثابت با استفاده از آزمون F لیمر صورت می­گیرد. فرضیه صفر در این آزمون همگن بودن مقاطع یا کشور­های مورد بررسی است. البته در صورت رد فرضیه همگن بودن مقاطع، باید وجود اثرات ثابت و یا تصادفی با استفاده از آماره آزمون هاسمن[31] آزمون ­شود. در صورت رد فرضیه صفر در این آزمون از روش اثرات ثابت استفاده می­گردد.

یافته­ها

قبل از برآورد مدل، لازم است داده­های مورد استفاده بررسی و ارزیابی شوند. این مطالعه برای کشور­های گروه دی هشت (8D) متشکل از هشت کشور در حال توسعه اسلامی و برای دوره زمانی (1995-2010) انجام شد. بررسی آماری انتشار مطلق سرانه دی­اکسید کربن نشان می­دهد که ایران و مالزی با 68/7 و 67/7  تن به ازای هر نفر به ترتیب بالاترین سطح انتشار را در این جامعه آماری دارند. در مقابل بنگلادش با 37/0 تن به ازای هر نفر کمترین سهم را در انتشار CO2 به خود اختصاص داده است (نمودار 1).

طبق نمودار (2) ملاحظه می­شود اندونزی و سپس پاکستان به ترتیب با 240676485 و 173149306 نفر پرجمعیت ترین و مالزی با 28275835 نفر کم جمعیت­ترین کشور در این گروه هستند. در نمودار (3) تراکم جمعیت و یا نسبت جمعیت به مساحت جغرافیایی کشور در این گروه به مقایسه درآمده است. نتایج آماری بیانگر آن است که بنگلادش با 99/1160 درصد بیشترین تراکم و ایران با62/23 درصد کم­ترین تراکم را به خود اختصاص داده­اند. مقایسه میزان شهر نشینی در نمودار (4) نشان می­دهد مالزی و بنگلادش با 01/72 و 89/27 درصد به ترتیب بیشترین و کمترین مقدار شهر نشینی را در این گروه دارا هستند. در نهایت نسبت سنی جمعیت در سه گروه سنی زیر 15 سال، بین 15 تا 64 سال و گروه سنی بالاتر از 65 سال بین گروه دی هشت مورد ارزیابی قرار می­گیرد. طبق نمودار (5) نیجریه با 02/44 درصد دارای بالاترین ترکیب سنی زیر 15 سال، ایران  با 22/71 درصد دارای بالاترین ترکیب سنی 15 تا 64 سال و ترکیه با 05/7 درصد بالاترین نسبت را در سنین بالای 65 سال در بین گروه D8 داراست.

 

 

 


نمودار 1- سرانه انتشار CO2 در گروه دی هشت (2010)

                       Chart 1- Per capita CO2 emissions in D8 group (2010)               

 

 

نمودار 2- توزیع جمعیت در گرو دی هشت ( 2010)

Chart 2- Distribution of population in D8 group (2010)

 

 

نمودار 3- توزیع تراکم جمعیت در گروه دی هشت ) 2010)

Chart 3 - Distribution of population density in D8 group (2010)

 

نمودار4- توزیع میزان شهر نشینی در گروه دی هشت (2010)

Chart 4- Distribution of urbanization in D8 group (2010)

 

نمودار 5- توزیع نسبت سنی جمعیت در گروه دی هشت (2010) (منبع: نهاد WDI)

Chart 5- Distribution of the population age in D8 group (2010)

 

 


در نمودار­های 6، 7، 8 و 9 تأثیر متغیر­های جمعیتی بر انتشار آلودگی مورد ارزیابی قرار گرفته است. نمودار (6) بیانگر پراکنش انتشار آلودگی در مقابل اندازه جمعیت می­باشد. ملاحظه می­شود کشور­هایی مانند مالزی و ایران در ابتدای قسمت نزولی این منحنی  قرار گرفته­اند، در حالی که کشور­هایی با جمعیت بالاتر میزان کمتری از انتشار آلاینده­ها داشته و در قسمت­های پایین­تری از منحنی توزیع شده­اند. بر طبق پراکنش آماری ملاحظه می­شود، فرضیه مورد نظر در معادله STRIPAT مبنی بر اثر مثبت جمعیت بر انتشار آلاینده­ها مورد تأیید قرار نمی­گیرد. در نمودار (7) پراکنش انتشار دی­اکسید کربن در مقابل تراکم جمعیت ترسیم شده است. طبق این نمودار ملاحظه می­شود به جز بنگلادش توزیع تمامی کشور­های مورد بررسی، در ابتدای منحنی و در قسمت نزولی آن پراکنده شده است. این امر نشان می­دهد در نمونه مورد بررسی در کشور­هایی با تراکم کمتر جمعیت، انتشار بیشتر در آلاینده­ها صورت گرفته است و این امر فرضیه مورد نظر مبنی بر تأثیر مثبت تراکم جمعیت بر انتشار دی­اکسید کربن را زیر سؤال می­برد. نمودار (8) پراکندگی انتشار دی­اکسید کربن را در مقابل میزان شهر نشینی نشان می­دهد. این منحنی صعودی حاکی از تأثیر مثبت نسبت شهر نشینی بر انتشار آلاینده­ها است، به طوری که کشور­هایی با میزان شهر­نشینی بالاتر دارای انتشار سرانه آلودگی بیشتری می­باشند. در ادامه نمودار (9) نحوه پراکندگی متوسط سرانه آلودگی در مقابل متوسط نسبت سنی جمعیت 15 تا 64 سال را توضیح می­دهد. پراکنش داده­ها در این نمودار صعودی حاکی از تأثیر مثبت این ترکیب سنی در  انتشار آلاینده­ها است. بر این اساس کشور­هایی که ترکیب سنی جمعیت آن­ها در این فاصله سنی بیشتر است، شاهد انتشار بالاتری از آلاینده­ها نیز می­باشند.

 

 

 

 

 

 

نمودار 6- پراکنش متوسط انتشار سرانه آلودگی (CO2) در مقابل متوسط اندازه جمعیت (POP)

Chart 6- Distribution of average of per capita pollution emissions (CO2) in front of average of population size (POP)

 

 

نمودار 7- پراکنش متوسط انتشار سرانه آلودگی (CO2) در مقابل متوسط تراکم جمعیت (popcent)

Chart 7- Distribution of average of per capita pollution emissions (CO2) in front of average of population density (popcent)

 

 

 

نمودار 8- پراکنش متوسط انتشار سرانه آلودگی (CO2) در مقابل متوسط نسبت شهر نشینی  (urban)

Chart 8- Distribution of average of per capita pollution emissions (CO2) in front of average of urbanization (urban)

 

نمودار 9-  پراکنش متوسط انتشار سرانه آلودگی (CO2)در مقابل متوسط نسبت جمعیت 15 تا 64 سال   (poptwo)  (منبع: نهاد WDI)

Chart 9- Distribution of average of per capita pollution emissions (CO2) in front of average of population ages 15-64 (poptwo)

 

 

با توجه به این که دوره مورد بررسی در این مطالعه 16 سال است، ابتدا آزمون ریشه واحد انجام می­گیرد تا از عدم وجود ریشه واحد در متغیرهای مورد استفاده در رگرسیون­ها اطمینان حاصل شود. نوشتار­های اقتصادسنجی و ریشه واحد بیانگر آن است که آزمون ریشه واحد مبتنی بر داده­های پنل نسبت به آزمون ریشه واحد سری زمانی دارای قدرت و صحت بیشتری است. آزمون­های مختلفی برای داده­های پنلی ارایه شده است که از جمله می­توان به آزمون ریشه واحد لوین، لین[32] و همکاران، آزمون ایم، پسران[33] و همکاران، آزمون فیشر و غیره
اشاره کرد. در این مقاله از آزمون فیشر به منظور بررسی ریشه واحد پنلی استفاده می­شود. این آزمون برای پنل نامتوازن پیشنهاد شده و دارای چهار آماره P، Z، L، Pm می­باشد. فرضیه صفر بر این اساس است که تمامی پنل­ها دارای ریشه واحد هستند و در صورتی که احتمال مربوطه از سطح معنی داری کمتر باشد بیانگر رد فرضیه صفر است. نتایج حاصل از آزمون ریشه واحد در جدول (1) ارایه شده که بر اساس آن تمامی متغیر­ها در سطح 5 درصد مانا هستند.

           


جدول 1- آزمون ریشه واحد پنلی

 Table 1-The results of panel unit root test

متغیر

نوع آزمون (C,T,d)

آماره

P- value

نتیجه آزمون

lnI

(C,0,0)

 

3722/28

p

0285/0

مانا

5999/2-

Z

0047/0

مانا

4452/2-

L

0093/0

مانا

1871/2

Pm

0144/0

مانا

Lnrgdp

(C,0,0)

3203/41

P

0005/0

مانا

4447/3-

Z

0003/0

مانا

5824/3-

L

0004/0

مانا

4760/4

Pm

0000/0

مانا

lnpop

(C,0,0)

1327/217

P

0000/0

مانا

5595/7-

Z

0000/0

مانا

0005/14-

L

0000/0

مانا

5556/35

Pm

0000/0

مانا

lnpopone

(C,T,0)

8613/115

P

0000/0

مانا

3595/5-

Z

0000/0

مانا

9559/9-

L

0000/0

مانا

6532/17

Pm

0000/0

مانا

lnpoptwo

(C,T,0)

4515/92

P

0000/0

مانا

2203/3-

Z

0006/0

مانا

0196/6-

L

0000/0

مانا

5148/13

Pm

0000/0

مانا

lnurban

(C,T,0)

5251/165

P

0000/0

مانا

9438/6-

Z

0000/0

مانا

8284/13-

L

0000/0

مانا

4325/26

Pm

0000/0

مانا

lnpopcent

(C,T,0)

8632/218

P

0000/0

مانا

7588/7-

Z

0000/0

مانا

6363/14-

L

0000/0

مانا

8615/35

Pm

0000/0

مانا

                                منبع: یافته­های تحقیق

 

 

طبق توضیحاتی که در قسمت روش تحقیق ارایه شد، با استفاده از آزمون Fleamer می­توان همگن یا ناهمگن بودن مقاطع یا کشور­های مورد نظر را ارزیابی نمود. تحت این آزمون فرضیه صفر مبنی بر همگن بودن مقاطع می­باشد. در جدول (2) ملاحظه می­شود احتمال این فرضیه صفر بوده و این امر بیانگر معنی­دار بودن اثرات ثابت است. در ادامه با رد فرضیه همگن بودن مقاطع، وجود اثرات ثابت و یا تصادفی بر مبنای آزمون هاسمن مورد بررسی قرار می­گیرد. همان­طور که در جدول نتایج ملاحظه می­شود فرضیه صفر مبنی بر کاراتر بودن اثرات تصادفی رد شده و بدین جهت از اثرات ثابت به منظور برآورد مدل مورد نظر استفاده می­شود. بر این اساس در مدل اقتصاد سنجی ارایه شده (مدل STRIPAT)، تأثیر متغیر­های درآمد سرانه حقیقی (Lnrgdp)، اندازه جمعیت (lnpop)، سن جمعیت (lnpopone, lnpoptwo)، تمرکز جمعیت (lnpopcent)، میزان شهرنشینی (lnurban) بر میزان انتشار سرانه آلودگی (lnI) در کشور­های عضو گروه دی هشت مورد بررسی قرار گرفته و نتایج به­دست آمده در جدول (2) قابل ملاحظه است. در ادامه جداول (3) و (4) به ترتیب بیانگر آزمون ریشه واحد پنلی برای جملات پسماند و آزمون هم­خطی میان متغیر­های توضیحی می­باشند. طبق این نتایج جملات پسماند مانا در سطح بوده و این امر بیانگر وجود رابطه بلند مدت در میان متغیر­های موجود در مدل است. از طرفی VIF هر یک از رگرسور­ها کم­تر از 10 بوده و بنابراین هم­خطی میان متغیر­های توضیحی برقرار نمی­باشد.

 

           

 

 

جدول 2- نتایج برآورد مدل اثرات ثابت

Table 2- The results of fixed effects model

شرح

مدل اثرات ثابت

مقدار ثابت (C)

179/ 8-   (001/0)

درآمد سرانه حقیقی

08467/0   (000/0)

میزان شهرنشینی

694/1    (018/0)

نسبت جمعیت 15 تا 64 سال جمعیت به زیر 15 سال

25/1   (001/0)

نسبت جمعیت 15 تا 64 سال به جمعیت بالای 65

754/1   (002/0)

اندازه جمعیت

005/4   (113/0)

تمرکز جمعیت

37/4-    (943/0)

مقدار آماره Fleamer

81/30      (000/0)

مقدار آماره هاسمن

79/26      (0002/0)

تعداد مشاهدات

128

                 منبع: یافته­های تحقیق

جدول 3- آزمون ریشه واحد جملات پسماند

Table 3- The results of unit root test of residuals

متغیر

نوع آزمون (C,T,d)

آماره

P- value

نتیجه آزمون

جملات پسماند

(C,0,0)

8726/52

p

0000/0

مانا

6013/4-

Z

0000/0

مانا

9648/4-

L

0000/0

مانا

5182/6

Pm

0000/0

مانا

منبع: یافته­های تحقیق


جدول 4- نتایج آزمون هم­خطی

Table 4- The results of collinearity test

نام متغیر

Lnrgdp

lnpop

lnpoptwo

lnpopone

lnpopcent

lnurban

VIF

05/1

05/2

58/2

48/3

4

47/5

منبع: یافته­های تحقیق

 

 

بر اساس نتایج به دست آمده در جدول (2)، اندازه جمعیت و تمرکز جمعیت، تأثیر معنی داری بر انتشار گاز­های گلخانه­ای ندارند. نتایج حاصله در مورد متغیر اندازه جمعیت و تمرکز جمعیت در تقابل با نظریه مالتوس و نئو­مالتوسینیسم و موافق با نظریه کورنوکوپین می­باشد. به طوری که در مطالعات متعددی نیز چنین نتایجی حاصل شده است و عوامل دیگری از بین متغیر­های جمعیتی به جز اندازه جمعیت بر انتشار گاز­های گلخانه­ای تأثیر گذارتر شناخته شده­اند (16، 19، 21). آن­ها معتقد بودند بین اندازه جمعیت و انتشار آلاینده­ها هیچ رابطه بلند مدتی وجود ندارد چرا که الگو­های مصرف و تولید بین گروه­های مختلف مردم متفاوت بوده و توجه به متغیر­های ساختاری جمعیت از جمله شهر­نشینی و سن جمعیت در بررسی تغییرات کیفیت محیط زیست می­تواند مؤثرتر باشد. بر اساس نتایج به دست آمده فن­آوری­های نامناسب و شکست بازار عامل تأثیر گذارتری نسبت به این متغیر­ها می­باشند. همان­طور که ملاحظه می­شود نتایج حاصل از کشش انتشار سرانه دی­اکسید کربن نسبت به درآمد سرانه واقعی نشان می­دهد که این عامل دارای تأثیر معنی داری بر محیط­زیست بوده و کشش CO2 نسبت به آن 085/0 درصد می­باشد. این نتایج علاوه بر هم­سویی با مبانی تئوریکی مطابق با مطالعات متعددی است ( 22، 26 و 31). در میان متغیر­های جمعیتی نسبت جمعیت 15 تا 64 سال به جمعیت زیر 15 سال و نسبت جمعیت 15 تا 64 سال به جمعیت بالای 65 سال و میزان شهر­نشینی تأثیر مثبت و معنی داری بر انتشار آلودگی از خود نشان می­دهند. این امر نشان­دهنده آن است که افزایش ترکیب سنی جمعیت در بازه 15 تا 65 سال نسبت به سایر گروه­ها موجب افزایش جمعیت در سنین فعالیت و اشتغال بوده و از طریق تولید بیشتر و در نتیجه استفاده فزاینده­تر از انرژی می­تواند تأثیری مثبت بر انتشار آلاینده­ها و بدتر شدن کیفیت محیط زیست داشته باشد. کشش انتشار سرانه دی­اکسید کربن نسبت به این عوامل یاد شده به ترتیب برابر با 25/1، 754/1 و 694/1 درصد    می­باشد و همان­طور که ملاحظه می­شود، سن جمعیت دارای کشش بالاتر از یک بوده و یک درصد افزایش در این عوامل به میزان بیشتر از یک درصد بر انتشار سرانه CO2 تأثیر گذار است. این نتایج مطابق با مبانی تئوریکی و مطالعات دیگری نیز می­باشد (20 ، 21). بنابراین بر اساس الگوی مورد بررسی افزایش ترکیب سنی جمعیت در بین 15 تا 64 سال، شهر نشینی و درآمد سرانه واقعی تأثیر مثبتی را در انتشار سرانه دی­اکسید کربن در بین کشور­های عضو گروه دی هشت از خود نشان می­دهند.  

بحث و نتیجه گیری

منابع زیست­محیطی از جمله عوامل مؤثر در فرآیند تولید و مصرف شمرده می­شوند و همواره از اهمیت بالایی برخوردارند، چرا که ادامه فرآیند رشد اقتصادی منوط به حفظ این نهاده­های اساسی است. بنابراین شناخت عوامل مؤثر در بهبود و یا تخریب این نهاده­ها بسیار حایز اهمیت می­باشد. بر این اساس، در این مطالعه سعی شده است تا به بررسی تأثیر عوامل جمعیتی در روند کیفیت محیط­زیست بر مبنای مدل STRIPAT و با به­کارگیری مدل اقتصاد­سنجی پنل پرداخته شود. بدین منظور از داده­های مربوط به انتشار دی اکسید کربن در میان کشور­های گروه دی هشت از سال 1995 تا 2010 استفاده شده است.

نتایج حاکی از آن است که در نمونه مورد بررسی درآمد سرانه حقیقی از جمله عوامل مؤثر در این فرآیند شمرده می­شود. آمار منتشره از سازمانEIA[34]  بیانگر افزایش انتشار CO2 حاصل از مصرف انرژی در بخش­های مختلف تولیدی و مصرفی است، بر اساس این آمار طی دوره مورد بررسی انتشار سرانه دی­اکسید کربن از  52/4 تن برای هر نفر در سال 1995 به 67/7 تن برای هر نفر در سال 2010 افزایش یافته است. از این رو در جهت افزایش رفاه ناشی از رشد اقتصادی لازم است با ارتقای استاندارد­های فنی و زیست محیطی در صنایع کشور، استفاده از انرژی­های نو و پاک و کاهش هزینه­های اجتماعی آلاینده­ها با استفاده از فناوری­های نوین اقدامات لازم به عمل آید تا با رعایت استاندارد­های زیست محیطی، فرآیند رشد اقتصادی شرایط مساعدتری را در کیفیت محیط­زیست برقرار نماید. در میان متغیر­های جمعیتی، اندازه و تمرکز جمعیت تأثیر معنی­داری بر انتشار سرانه دی­اکسیدکربن از خود نشان نمی­دهند. در مقابل، افزایش ترکیب سنی جمعیت در سنین اشتغال (15-65 سال) و میزان شهر­نشینی عواملی مؤثر در روند تخریب محیط­زیست شناخته شده­اند، به طوری که با افزایش یک درصد در میزان شهر نشینی، نسبت جمعیت 15 تا 64 سال به جمعیت زیر 15 سال (popone) و نسبت جمعیت 15 تا 64 سال به جمعیت بالای 65 سال (poptwo)، انتشار سرانه دی اکسید کربن به ترتیب معادل 694/1 ، 25/1 و 754/1 درصد افزایش می­یابد. ملاحظه می­شود در میان عوامل تأثیر گذار در روند تخریب محیط­زیست، متغیر poptwo دارای بالاترین کشش بلند­مدت بوده و در نتیجه مؤثرترین عامل در این فرآیند تلقی می­شود. این امر در جامعه ما که توزیع سنی جمعیت در این بازه سنی متراکم شده، از اهمیت بالایی برخوردار است، چرا که این دوره سنی دارای بالاترین سطح در مصرف انرژی بوده و در نتیجه تأثیر بالایی نیز در انتشار CO2 خواهد داشت. بنابراین باید از طریق اقداماتی نظیر آموزش­های فرهنگی حفظ محیط­زیست و افزایش راندمان مصرف انرژی، تخریب محیط­زیست توسط مصرف­کنندگان را به کمترین حد کاهش داد.

منابع

1-      Jiang Leiwen, Hardee Karen. (2009), How do recent population trends matter to climate change? PAI work paper. April.

2-      Carbon Dioxide Information Analysis Center of Oak Ridge National Laboratory, USA, (2011).

3-      Bin Shui, Dowlatabadi Hadi, (2005) Consumer lifestyle approach to US energy use and the related CO2 emissions. Energy Policy; 33:197–208.

4-      Druckman Angela, Jackson Tim, (2009) the carbon footprint of UK households 1990–2004: a socio-economically disaggregated, quasi-multi-regional input–output model. Ecol Econ; 68:2066–77.

5-      Weber Christoph, Adriaan Perrels, (2000), modelling lifestyle effects on energy demand and related emissions. Energy Policy; 28:549–66.

6-      آر.تورنر، دی.پیرس، آی باتمن، 1374، ترجمه دهقانیان. سیاوش، کوچکی. علیرضا و کلاهی اهری. علی، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد، صفحه ۶.

7-      Ehrlich, P., & Holdren, J. (1971), Impact of population growth, Science, 171, 1212–1217.

8-      York, R., Rosa, E. A., & Dietz, T. (2003), STIRPAT, IPAT and ImPACT: Analytic tools for unpacking the driving forces of environmental impacts, Ecological Economics, 46, 351–365.

9-      Scholz, S. (2006), the POETICs of Industrial Carbon Dioxide Emissions in Japan: An Urban and Institutional Extension of the IPAT Identity, Carbon Balance and Management 1:11.

10-  10-Birdsall Nancy,( 1992), Another look at population and global warming. Working paper. Washington, DC: The World Bank. WPS 1020

11-  Holdren, J.P., (1991), Population and the energy problem, Population and Environment 12 (3), 231_255.

12-  Dalton Michael, O'Neill Brian, Prskawetz Alexia, et al (2008), “Population aging and future carbon emissions in the United States”, Energy Econ; 30:642–75.

13-  O'Neill, B.C., Chen, B., (2002), Demographic determinants of household energy use in the United States, Population and Development Review 28 (Supplement on Methods of Population-Environment Analysis), pp. 53–88.

14-  Qin Zhu, XizhePeng (2012), the impacts of population change on carbon emissions in China during 1978–2008, Environmental Impact Assessment Review 36, 1–8.

15-  Alex de Sherbinin, David Carr, Susan Cassels, and Leiwen Jiang (2007), Population and Environment, Annu Rev Environ Resour, 32: 345–373. doi:10.1146/annurev.energy.

16-  Knapp Tom, MookerjeeRajen (1996), Population growth and global CO2 emissions, Energy Policy; 24(1):31–7.

17-  Shi Anqing (2003), the impact of population pressure on global carbon dioxide emissions, 1975–1996: evidence from pooled cross-country data. Ecol Econ; 44:29–42

18-  Dalton Michael, O'Neill Brian, Prskawetz Alexia, et al. 2008, Population aging and future carbon emissions in the United States. Energy Econ; 30:642–75.

19-  Satterthwaite David (2009), the implications of population growth and urbanization for climate change, Environ Urbanization; 21(2):545–67.

20-  Poumanyvong Phetkeo, Kaneko Shinj, (2010), Does urbanization lead to less energy use and lower CO2 emissions?, A cross-country analysis, Ecol Econ;70:434–44.

21-  Qin Zhu, Xizhe Peng, (2012), the impacts of population change on carbon emissions in China during 1978–2008, Environmental Impact Assessment Review 36, 1–8.

22- بهبودی. داود، فلاحی. فیروز، برقی گلعذانی. اسماعیل، 1389،  عوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر انتشار سرانه دی اکسید کربن در ایران (1383-1346)، مجله تحقیقات اقتصادی، شماره 90، صص 17-1.

23-  عیسی ­زاده. سعید و مهرانفر. جهانبخش، 1389، تأثیر مهاجرت داخلی بر الگوی مصرف انرژی در اقتصاد ایران، راهبرد یاس، شماره­  22، صص 218-237.

24- فطرس. محمد حسن و قربان سرشت. مرتضی، 1391،  اثر رشد شهر نشینی بر مصرف انرژی و انتشار دی اکسید کربن: مقایسه سه نظریه، فصل­نامه مطالعات اقتصاد انرژی، سال نهم، شماره 35، صص 168-147.

25- فلاحی. فیروز و حکمتی فرید. صمد، 1392، بررسی عوامل مؤثر بر میزان انتشار گاز دی­اکسید کربن در استان­های کشور (رهیافت داده­های تابلویی)، فصل­نامه اقتصاد محیط زیست و انرژی، سال دوم، شماره 6، صص 150-129.

26- صادقی. سید کمال، 1392، بررسی رابطه انتشار کربن و آلودگی آب در ایران با نگرش اقتصاد محیط­زیست، فصل­نامه فضای جغرافیایی، سال 13، شماره 43، صص 227-209.

27-  Dietz, T and EA Rosa (1997), “Effects of Population and Affluence on CO2 Emissions”, National Acad Sciences 94: 175-179.

28-  York, R., Rosa, E. A., & Dietz, T. (2003), “STIRPAT, IPAT and ImPACT: Analytic tools for unpacking the driving forces of environmental impacts”, Ecological Economics, 46, 351–365.

29-  Dietz, T., & Rosa, E. A. (1994), “Rethinking the environmental impacts of population, affluence and technology”, Human Ecology Review, 1, 277–300.

30-  QU Ru-xiao, JIANG Quan, (2012), “Examining the Impact of Demographic Factors on Regional Carbon Emission: An Empirical Study Based on Chinese Provincial Panel Data”, School of Economics and Business Administration, Beijing Normal University, Beijing 100875, China.

31-  Alam, shaista, Fatima, Ambreeen & Butt, Muhammad (2007), Sustainable development in Pakistan in the context of energy consumption demand and environment degradation, Journal of Asian Economic, vol 18, pp. 825-837.

 

 



1*- (مسوول مکاتبات): دانشیار گروه اقتصاد، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

2- دکتری گروه اقتصاد، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

[3]- کارشناسی ارشد ،گروه اقتصاد، دانشگاه تبریز، تبریز، ایران.

1- Associate Professor, Economics Department, Faculty of Economics, University of Tabriz, Tabriz, Iran.

 * ( Corresponding Author)

2- PhD of Economics Department, Faculty of Economics, University of Tabriz, Tabriz, Iran.

[6]- MSc of Economics Department, Faculty of Economics, University of Tabriz, Tabriz, Iran.

[7]- Gross Domestic Product

[8]- Environmental Kuznets Curve

[9]- Duncan

[10]- Ehrlich, & Holdren

[11]- Commoner

[12]- Scholz

[13]- Birdsall

[14]- Holdern

[15]- Malthus

[16]- neo-Malthusianism

[17]- Boserupian

[18]- Esther Boserup

[19]- Cornucopian

[20]- Knapp and Mookerjee

[21]- Granger Causality

[22]- Shi

[23]- Impact, Population, Affluence, Technology (IPAT)

[24]- Dalton and etal

[25]- Satterthwaite

[26]- Poumanyvongand etal

[27]- Qin andXizhe

[28]-xiao and Quan

[29]- World Development Indicators

[30]- Pooled Least Square

[31]- Hausman Test

[32]- Levin, Lin

[33]- Im, Pesaran

[34]- Energy Information Administration

1-      Jiang Leiwen, Hardee Karen. (2009), How do recent population trends matter to climate change? PAI work paper. April.

2-      Carbon Dioxide Information Analysis Center of Oak Ridge National Laboratory, USA, (2011).

3-      Bin Shui, Dowlatabadi Hadi, (2005) Consumer lifestyle approach to US energy use and the related CO2 emissions. Energy Policy; 33:197–208.

4-      Druckman Angela, Jackson Tim, (2009) the carbon footprint of UK households 1990–2004: a socio-economically disaggregated, quasi-multi-regional input–output model. Ecol Econ; 68:2066–77.

5-      Weber Christoph, Adriaan Perrels, (2000), modelling lifestyle effects on energy demand and related emissions. Energy Policy; 28:549–66.

6-      آر.تورنر، دی.پیرس، آی باتمن، 1374، ترجمه دهقانیان. سیاوش، کوچکی. علیرضا و کلاهی اهری. علی، انتشارات دانشگاه فردوسی مشهد، صفحه ۶.

7-      Ehrlich, P., & Holdren, J. (1971), Impact of population growth, Science, 171, 1212–1217.

8-      York, R., Rosa, E. A., & Dietz, T. (2003), STIRPAT, IPAT and ImPACT: Analytic tools for unpacking the driving forces of environmental impacts, Ecological Economics, 46, 351–365.

9-      Scholz, S. (2006), the POETICs of Industrial Carbon Dioxide Emissions in Japan: An Urban and Institutional Extension of the IPAT Identity, Carbon Balance and Management 1:11.

10-  10-Birdsall Nancy,( 1992), Another look at population and global warming. Working paper. Washington, DC: The World Bank. WPS 1020

11-  Holdren, J.P., (1991), Population and the energy problem, Population and Environment 12 (3), 231_255.

12-  Dalton Michael, O'Neill Brian, Prskawetz Alexia, et al (2008), “Population aging and future carbon emissions in the United States”, Energy Econ; 30:642–75.

13-  O'Neill, B.C., Chen, B., (2002), Demographic determinants of household energy use in the United States, Population and Development Review 28 (Supplement on Methods of Population-Environment Analysis), pp. 53–88.

14-  Qin Zhu, XizhePeng (2012), the impacts of population change on carbon emissions in China during 1978–2008, Environmental Impact Assessment Review 36, 1–8.

15-  Alex de Sherbinin, David Carr, Susan Cassels, and Leiwen Jiang (2007), Population and Environment, Annu Rev Environ Resour, 32: 345–373. doi:10.1146/annurev.energy.

16-  Knapp Tom, MookerjeeRajen (1996), Population growth and global CO2 emissions, Energy Policy; 24(1):31–7.

17-  Shi Anqing (2003), the impact of population pressure on global carbon dioxide emissions, 1975–1996: evidence from pooled cross-country data. Ecol Econ; 44:29–42

18-  Dalton Michael, O'Neill Brian, Prskawetz Alexia, et al. 2008, Population aging and future carbon emissions in the United States. Energy Econ; 30:642–75.

19-  Satterthwaite David (2009), the implications of population growth and urbanization for climate change, Environ Urbanization; 21(2):545–67.

20-  Poumanyvong Phetkeo, Kaneko Shinj, (2010), Does urbanization lead to less energy use and lower CO2 emissions?, A cross-country analysis, Ecol Econ;70:434–44.

21-  Qin Zhu, Xizhe Peng, (2012), the impacts of population change on carbon emissions in China during 1978–2008, Environmental Impact Assessment Review 36, 1–8.

22- بهبودی. داود، فلاحی. فیروز، برقی گلعذانی. اسماعیل، 1389،  عوامل اقتصادی و اجتماعی مؤثر بر انتشار سرانه دی اکسید کربن در ایران (1383-1346)، مجله تحقیقات اقتصادی، شماره 90، صص 17-1.

23-  عیسی ­زاده. سعید و مهرانفر. جهانبخش، 1389، تأثیر مهاجرت داخلی بر الگوی مصرف انرژی در اقتصاد ایران، راهبرد یاس، شماره­  22، صص 218-237.

24- فطرس. محمد حسن و قربان سرشت. مرتضی، 1391،  اثر رشد شهر نشینی بر مصرف انرژی و انتشار دی اکسید کربن: مقایسه سه نظریه، فصل­نامه مطالعات اقتصاد انرژی، سال نهم، شماره 35، صص 168-147.

25- فلاحی. فیروز و حکمتی فرید. صمد، 1392، بررسی عوامل مؤثر بر میزان انتشار گاز دی­اکسید کربن در استان­های کشور (رهیافت داده­های تابلویی)، فصل­نامه اقتصاد محیط زیست و انرژی، سال دوم، شماره 6، صص 150-129.

26- صادقی. سید کمال، 1392، بررسی رابطه انتشار کربن و آلودگی آب در ایران با نگرش اقتصاد محیط­زیست، فصل­نامه فضای جغرافیایی، سال 13، شماره 43، صص 227-209.

27-  Dietz, T and EA Rosa (1997), “Effects of Population and Affluence on CO2 Emissions”, National Acad Sciences 94: 175-179.

28-  York, R., Rosa, E. A., & Dietz, T. (2003), “STIRPAT, IPAT and ImPACT: Analytic tools for unpacking the driving forces of environmental impacts”, Ecological Economics, 46, 351–365.

29-  Dietz, T., & Rosa, E. A. (1994), “Rethinking the environmental impacts of population, affluence and technology”, Human Ecology Review, 1, 277–300.

30-  QU Ru-xiao, JIANG Quan, (2012), “Examining the Impact of Demographic Factors on Regional Carbon Emission: An Empirical Study Based on Chinese Provincial Panel Data”, School of Economics and Business Administration, Beijing Normal University, Beijing 100875, China.

31-  Alam, shaista, Fatima, Ambreeen & Butt, Muhammad (2007), Sustainable development in Pakistan in the context of energy consumption demand and environment degradation, Journal of Asian Economic, vol 18, pp. 825-837.