کاربست شاخص‌های ادراک اجتماعی در بازآفرینی منظر رودخانه‌‌های شهری (نمونه موردی رودخانه خشک شیراز)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 (مسوول مکاتبات): دکتری معماری منظر از دانشگاه علم و صنعت ایران، استادیار دانشگاه هنر شیراز، فارس، ایران.

2 دانشیار دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.

3 استاد دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.

چکیده

زمینه و هدف: بنا به تعریف، منظر شهری ساختاری طبیعی است که در قرارگاهی شهری واقع شده است و پژوهش در زمینه ادراک اجتماعی به معنای پژوهش در ارزشهای شکننده‌ای است که منظر به عنوان نمود و ابزار انتقال آن در یک جامعه عمل می‌نماید. از این حیث برخلاف مرمت منظر که رویکردی اغلب اکولوژیکی دارد، موضوع کمتر پرداخته شده‌ای در بازآفرینی رودخانه‌های شهری است. رودخانه خشک شیراز از لبه‌های طبیعی و تاریخی شهر است که به سبب فقدان آب کافی، مداخلات کالبدی فراوان، آثار تاریخی و مذهبی ارزشمند در مسیر خود، به نماد و بخشی از هویت طبیعی شهر بدل شده است. هدف این پژوهش شناسایی مولفه‌های ادراک اجتماعی در منظر این رودخانه مبتنی بر الگوی پیشنهادی تحلیلی خاص این نوشتار است که در نهایت به تبیین شیوه‌ای از فرایند بازآفرینی منظر رودخانه‌های شهری منتج می‌شود که بر اساس مولفه‌ها و شاخص‌های ادراک اجتماعی پایه‌گذاری شده است.
 روش بررسی: در این پژوهش از راهبردهای ترکیبی شامل راهبرد «تحلیل محتوا» و  «توصیف پیچیده در منظر» به همراه مورد پژوهی با رویکردی اکتشافی در زمینه‌ای پیمایشی استفاده شده است. همچنین جهت سنجش ادراک اجتماعی شهروندان در مجموع 32 نفر مورد مصاحبه نیمه سازمان یافته قرار گرفته‌اند. شاخص‌های ارزیابی ادراک اجتماعی مبتنی بر مطالعات نظری در دو دسته شامل «ارتباط منظر با مردم» (6 مولفه) و «ارتباط مردم با منظر» (4 مولفه) تبیین و به‌ وسیله پیمایش میدانی (مصاحبه و عکاسی و ارزیابی تخصصی) مورد سنجش عملی قرار گرفته است.
یافته­ها : یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که محدوده بالادست رودخانه از ظرفیت ادراک اجتماعی بالاتری نسبت به سایر بخش‌ها برخوردار است. ادراک شهروندان به ترتیب شامل مولفه‌های «زیست محیطی»، «کارکردی و فعالیتی» و «احساسی» بوده و از نظر شهروندان شاخص‌ترین عناصر موجود در منظر رودخانه به ترتیب عناصر «زیست محیطی»، «کالبدی و انسان ساخت» و «کارکردی-فعالیتی» می‌باشند.
نتیجه گیری: تحلیل شاخص‌ها و مولفه‌های ادراک اجتماعی در این نمونه موردی نشان از یکسویه بودن شاخص‌ها به نحوی دارد که اغلب شامل مولفه‌های «ارتباط منظر با مردم» است. این موضوع می‌تواند ناشی از ظرفیت های بالقوه طبیعی و مکانی منظر رودخانه در شهر باشد. اصول بازآفرینی منظر لبه‌های طبیعی شهری با توجه به نمونه موردی و مبتنی بر ادراک اجتماعی از منظر با  تبیین راهبردهای «فرهنگی، نمادین و هویتی»، «تفریحی» و «حساسیت اجتماعی و قانونی» مدل‌سازی و قابل پیشنهاد است.

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست، دوره هجدهم، ویژه نامه شماره3، زمستان 1395

 

کاربست شاخص‌های ادراک اجتماعی در بازآفرینی منظر رودخانه­­های شهری(نمونه موردی رودخانه خشک شیراز)

 

علی اسدپور [1]*

asadpour@shirazartu.ac.ir

فرهنگ مظفر [2]

محسن فیضی [3]

مصطفی بهزادفر3

تاریخ دریافت: 15/05/1392

تاریخ پذیرش:16/11/1393

 

چکیده

زمینه و هدف: بنا به تعریف، منظر شهری ساختاری طبیعی است که در قرارگاهی شهری واقع شده است و پژوهش در زمینه ادراک اجتماعی به معنای پژوهش در ارزشهای شکننده‌ای است که منظر به عنوان نمود و ابزار انتقال آن در یک جامعه عمل می‌نماید. از این حیث برخلاف مرمت منظر که رویکردی اغلب اکولوژیکی دارد، موضوع کمتر پرداخته شده‌ای در بازآفرینی رودخانه‌های شهری است. رودخانه خشک شیراز از لبه‌های طبیعی و تاریخی شهر است که به سبب فقدان آب کافی، مداخلات کالبدی فراوان، آثار تاریخی و مذهبی ارزشمند در مسیر خود، به نماد و بخشی از هویت طبیعی شهر بدل شده است. هدف این پژوهش شناسایی مولفه‌های ادراک اجتماعی در منظر این رودخانه مبتنی بر الگوی پیشنهادی تحلیلی خاص این نوشتار است که در نهایت به تبیین شیوه‌ای از فرایند بازآفرینی منظر رودخانه‌های شهری منتج می‌شود که بر اساس مولفه‌ها و شاخص‌های ادراک اجتماعی پایه‌گذاری شده است.

 روش بررسی: در این پژوهش از راهبردهای ترکیبی شامل راهبرد «تحلیل محتوا» و  «توصیف پیچیده در منظر» به همراه مورد پژوهی با رویکردی اکتشافی در زمینه‌ای پیمایشی استفاده شده است. همچنین جهت سنجش ادراک اجتماعی شهروندان در مجموع 32 نفر مورد مصاحبه نیمه سازمان یافته قرار گرفته‌اند. شاخص‌های ارزیابی ادراک اجتماعی مبتنی بر مطالعات نظری در دو دسته شامل «ارتباط منظر با مردم» (6 مولفه) و «ارتباط مردم با منظر» (4 مولفه) تبیین و به‌ وسیله پیمایش میدانی (مصاحبه و عکاسی و ارزیابی تخصصی) مورد سنجش عملی قرار گرفته است.

یافته­ها : یافته‌های این پژوهش نشان می‌دهد که محدوده بالادست رودخانه از ظرفیت ادراک اجتماعی بالاتری نسبت به سایر بخش‌ها برخوردار است. ادراک شهروندان به ترتیب شامل مولفه‌های «زیست محیطی»، «کارکردی و فعالیتی» و «احساسی» بوده و از نظر شهروندان شاخص‌ترین عناصر موجود در منظر رودخانه به ترتیب عناصر «زیست محیطی»، «کالبدی و انسان ساخت» و «کارکردی-فعالیتی» می‌باشند.

نتیجه گیری: تحلیل شاخص‌ها و مولفه‌های ادراک اجتماعی در این نمونه موردی نشان از یکسویه بودن شاخص‌ها به نحوی دارد که اغلب شامل مولفه‌های «ارتباط منظر با مردم» است. این موضوع می‌تواند ناشی از ظرفیت های بالقوه طبیعی و مکانی منظر رودخانه در شهر باشد. اصول بازآفرینی منظر لبه‌های طبیعی شهری با توجه به نمونه موردی و مبتنی بر ادراک اجتماعی از منظر با  تبیین راهبردهای «فرهنگی، نمادین و هویتی»، «تفریحی» و «حساسیت اجتماعی و قانونی» مدل‌سازی و قابل پیشنهاد است.

واژه­های کلیدی: منظر، مؤلفه زیست محیطی، رودخانه خشک، ادراک اجتماعی، بازآفرینی شهری

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

J.Env. Sci. Tech., Vol 18, Special No.2, Winter 2016

 

 

 

 

 


Application of Social Perception Variables in Urban Rivers Regeneration (Case Study: Shiraz Khoshk River)

 

Ali Asadpour [4]*

asadpour@shirazartu.ac.ir

Farhang Mozaffar [5]

Mohsen Faizi [6]

Mostafa Behzadfar 3

 

Abstract

Background and Objective: By definition, the urban landscape is a natural structure in an urban setting and research in social perception about studying the intangible norms that the landscape, as a medium, represented and transmitted throough the society. In this sense, in contrast to landscape restoration which has an ecological approach, social perception has fewer contributions to regeneration of urban streams. Shiraz Khoshk River is one of the natural and historical edges of city that has become a symbol of the city and one of its natural identities for lack of sufficient water, presence of physical interventions and valuable religious monuments in its path across the city. This paper aims to find out the social perceptions of Khoshk River in order to establish a practical framework for landscape regeneration of the urban streams. Hence, categorizing the citizens’ perceptions is inevitable and this could be defined as one of the research objectives.

Method: This study relies on integrated strategies as a research method; we applied a complex description with a social survey within the case study using an exploratory content analysis approach. Besides, during assessing the social perception of residence, totally 32 person were chosen randomly through semi-structured interviews. Social perception variables obtained from literature review and categorized in two main groupes: landscape to society variables (six variables), and society to landscape variables (four variables). These variables were evaluated in a field survey (interviews and photography).

Results: Results showed that the upper part of the river has higher potential for social perception than the middle and lower part. Furthermore, according to the survey, the social perception consists of some variables which could be categorized in three groups: “natural environment variables”, “functional and activity variables” and “emotional variables” appeared in the responses in priority order.

Conclusion: In the social opinions, the noticeable elements of the river were in order of “natural elements”, “arterial and manmade elements” and at least “functional-activity elements”. It means that the relations between landscape and people are mostly a one-way direction than a two-way correlation. In another word, society to landscape variables is less considered than landscape to society variables.  At the end, the principle of urban natural stream regeneration based on the case study and social perception of the landscape was modeled and proposed as “cultural, symbolic and identical strategies”, “recreational strategies” and “social and legal sensitivity strategies”.

 

Keywords: Landscape, Natural environment variables, Khoshk River, Social perception, Urban regeneration.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

                                                                                                               

                                                                                                               

 

                                                                                                                              

مقدمه

 

منظر آن قسمت از محیط است که ما در آن ساکن بوده و به واسطه ادراکاتمان آن را درک می‌کنیم (1). در واقع «فضای بیرونی هر مکانی که در میدان دید باشد و در چشم‌اندازی واقع شود که شامل مجموعه‌ای از اطلاعات بصری (مانند زمین یا اشیا و ساختارهای مصنوع و همچنین پوشش‌های گیاهی و آب و جز آن و نیز آسمان می‌باشد) باشد، جلوه‌ای از منظر شناخته می‌شود» (2). مناظر شامل محیط‌های روستایی، شهرک‌ها و شهرها و یا حومه‌های شهری هستند و ماهیتی ترکیبی شامل پیکره زمین، پوشش‌های گیاهی و ساختمان‌ها دارند (3). منظر شهری[7] نوعی از انواع متعدد منظر می‌باشد که در تعریف،  ساختاری طبیعی است که در قرارگاهی[8] شهری واقع است (4). از مهم‌ترین عناصر تشکیل دهنده منظر شهری، رودخانه‌های شهری و جنگل‌های شهری هستند که در این نوشتار به موضوع رودخانه شهری به مثابه منظر طبیعی در شهر و همچون یک لبه طبیعی و ارگانیک نگریسته می‌شود.

از سوی دیگر بازآفرینی شهری به عنوان اصلی‌ترین رویکرد مرمت شهری در دوران معاصر، به عنوان رویکردی مداخله‌گر با نگاه به گذشته و بدون پاک‌سازی هویت‌های تاریخی دوره‌های مختلف، به خلق هویتی جدید متناسب با شرایط زندگی مردمان حاضر می‌پردازد (5 و6). در بازآفرینی شهری، شناخت و بررسی روابط میان ویژگی­های کالبدی و واکنش‌های اجتماعی؛ ضرورت جابه‌جایی کالبدی برخی عناصر مهم شهری و توجه به سیاست‌های شهری (7و8)، اهمیت نیروهای اقتصادی (9)، نقش انجمن‌ها، گروه‌ها و مسایل اجتماعی (11-13)، تاثیر پارامترهای فرهنگی (14)، عوامل زیست محیطی و در یک کلام توسعه پایدار (15) از مهم‌ترین موضوعاتی هستند که بدان پرداخته شده‌است. بدین ترتیب نگرش جامع و یکپارچه این رویکرد با توجه به نقشی که برای گروه‌ها و سرمایه‌های اجتماعی قایل است، می‌تواند توفیق بیشتری نسبت به سایر رویکردهای مرمت شهری به‌ویژه در کشورهای در حال توسعه مانند ایران حاصل کند که کم‌تر بدان پرداخته شده است.

هرچند موضوع مرمت و بازآفرینی منظر در رودخانه­های شهری موضوع بسیاری از پژوهش‌های معاصر در ایران و جهان بوده است، اما تلاش‌های اندکی در خصوص سنجش نقش ادراک به‌ویژه ادراک اجتماعی در این میان دیده می­شود. به عنوان مثال کاربرد اکولوژی سیمای سرزمین در حفاظت و بهسازی رودخانه خشک شیراز توسط لیلا کوکبی و بهناز امین­زاده مورد بررسی قرار گرفته است (16). همچنین اصول مرمت و معیارهای طراحی پایدار رودخانه خشک شیراز نیز در پژوهشی با تاکید بر موضوع مرمت اکولوژیکی منظر تدوین شده است (17). نوشتاری دیگری نیز در این حوزه توسط سید امیر منصوری و امین حبیبی با عنوان «تبیین و ارزیابی مولفه­های موثر بر ارتقای نقش منظر در پایداری محیط (بررسی موردی رودخانه خشک شیراز)، انجام یافته است. نویسندگان در این پژوهش مولفه‌های مورد نظر را بر مبنای سه مولفه رودخانه، شهر و مردم بنا نهاده­اند و کوشیده‌اند در یک نظام تصمیم گیری ابعاد مختلف هر یک را در ارتقای نقش منظر در پایداری محیط رودخانه درک و تحلیل نمایند (18). مورد مشابهی نیز توسط مهدی زندیه و محمود جافرمن تحت عنوان «رهیافتی در منظر پایدار بر روی رودخانه­های دایمی» در سال 1389 انجام شده است. نویسندگان در آن نوشتار به ارایه راهکارهایی برای رسیدن به طرحی جامع جهت ایجاد کمربند سبز مناسب در حاشیه رودخانه­ها پرداخته و پژوهش خود را بیش‌تر از نوع توسعه­ای تلقی نموده­اند. مقاله یاد شده نیز تاکید خاصی بر فعالیت، اکولوژی و هیدرولوژی در این نواحی دارد (19). در کل می توان گفت مطالعات صورت پذیرفته تا کنون بیش‌تر بر موضوع اکولوژی متکی بوده و موضوع ادراک و تعاملات انسانی با محیط را کم‌تر مد نظر دارند.

الف) ادراک اجتماعی در منظر و شاخص‌های آن

شاخص‌های موجود در ارزیابی منظر متعدد و متنوع هستند. اما این تکثر تنها نشانه تنوع استفاده از آن‌ها در مراحل مختلف سنجش است و نشان دهنده غنای شاخص‌ها نیست (22). به عنوان مثال یکی از چالش‌های اصلی در تحلیل منظر و تغییرات آن همانا کمبود شاخص‌های عملی در ارزیابی کیفیت‌های بصری است (23). از سوی دیگر، ادراک فرایند کسب اطلاعات از محیط اطراف انسان و موضوعی فعال و هدفمند است (24) و به پاسخ‌های مستقیمی باز می­گردد که حواس ما به ساختار یا فرم‌ها بدون هیچ گونه فعالیت ذهنی و یا با حداقل آن، نشان می­دهد (25). در کل چهار پارادایم در ادراک منظر تا کنون شناخته شده­اند که به ترتیب عبارتند از پارادایم متخصصان، روان‌شناسان، شناختی و آزمایشی (26). شاخصهای منتشر شده در زمینه ادراک منظر  به دو دسته شاخص‌های ادراک بصری و شاخص‌های ادراک اجتماعی قابل تفکیک هستند (22): الف) شاخص‌های ادراک بصری و چند حسی (رؤیت­پذیری، کاهنده­های بصری و ادراکی، ارتباط میان مداخلات جدید و بستر، چند حسی، شخصیت­پردازی، پارامترهای تحلیل ترجیحات)؛ ب) شاخص‌های ادراک اجتماعی (کلان و کل­نگر، ارزشهای فرهنگی، نمادین و هویتی، ارزش‌های تفریحی و ثمردهی، ارزش‌های قانونی، حساسیت‌های اجتماعی). پژوهش در زمینه ادراک اجتماعی منظر نیازمند روش‌های کیفی است؛ بدیهی است که دسته­بندی و استفاده از نظرات مبتنی بر دانش تخصصی به تنهایی راهگشا نیستند (22). شاخص‌های ادراک بصری موجود در پژوهش‌ها در چهار زیر گروه طبقه­بندی شده­اند. این موارد شامل الف) ادراک کلان و کل نگر (ارزش ماهیتی به معنی تمایل به پرداخت هزینه جهت حفاظت از یک منظر خاص)، مزیت برای جامعه، نظرات و دیدگاه­های مالکان، حساسیت (سطح توجه مردمی)، جذابیت برای مردم، شهرت (ضریب فراخوانی در انواع متنوع بازنمایی­ها)، ب) هویت فرهنگی، قابلیت بازنمایی، ارتباط با مردم و یا رویدادهای خاص در تاریخ، ارتباط با فرآورده­ها و سلیقه خاص (درصد تولیدات کشاورزی که با نشان بازرگانی محلی فروخته می­شود)، سهم انواع پوشش‌های زمین، نادر بودن؛ ج) تناسب منظر با بهره­برداری­های متعدد، استفاده از زمین جهت تفریح، "تجربه منظر"، ارزش تفریحی، تسهیلات، دسترس­پذیری، آسایش، وحشی­بودن، ادارک طبیعی بودن، د) تعداد منظرهای حفاظت شده در واحد سطح، عناصر یا سایت‌های طراحی شده یا لیست شده، زمین‌های شناسایی شده به سبب ارزش‌های علمی یا چشم انداز، حفاظت از منظر، حفاظت از گونه­های خاصی از منظر، هـ) اقدامات انجام یافته جهت حفاظت و تثبیت منظرها، تأثیر و کفایت سیاست‌های منظر، اطلاعات نسبت به منظر، منظر و ارتباطات، حضور منظر در ارتباطات اجتماعی، رضایت از منظر، اجتماعی بودن منظر، کاهش نگه‌داری (نواحی بزرگ) (22).

بررسی ماهیت هریک از این شاخص‌ها نشان می­دهند که آنها را می­توان در دو دسته شامل شاخص‌های مرتبط با موضوع سیاست­گذاری منظر (ادراک کلان و کل­نگر – ارزش رسمی- حساسیت اجتماعی منظر) و شاخص‌های مرتبط با برنامه­ریزی منظر (ارزش‌های فرهنگی، نمادین و هویتی- ارزش‌های ثمردهی و تفریحی) دسته بندی نمود.

انتخاب گروه­های هدف (شهروندان، جهانگردان و مالکان و ...) از چالش‌های پیش روی موضوع ادراک اجتماعی در منظر است. در این پژوهش‌ها می­توان از گروه­های مرجع خواست تا نظرات خود را به‌وسیله روش‌های متعددی همچون مباحثات، کارگاه­ها، پرسشنامه و ... بیان نمایند، اما ارزش منظر تنها توسط جمع­آوری نظرات حاصل از دانش اجتماعی قابل بیان نیست، بلکه در عمل استفاده از فضا به اشکال گوناگون مهم و حیاتی می­باشد (22). این نوشتار رفتارهای انسانی و تغییرات ایجاد شده در منظر توسط شهروندان را ملاک ادراک اجتماعی خود قرار داده است. از آن‌جا که شاخص‌های موجود نیازمند بومی­سازی و انطباق با موضوع پژوهش می­باشند. در این پژوهش شاخص‌های مورد اشاره در نمودار 1 در 2 دسته شامل شاخص‌های ارتباط منظر با مردم و شاخص‌های ارتباط مردم با منظر طبقه­بندی شده است.

ب) تشریح مؤلفه­های پیشنهادی در سنجش ادارک اجتماعی منظر

مؤلفه­های مورد استفاده در هر پژوهش نیازمند تعریف و شفاف­سازی محدوده عمل آن است. از آن‌جا که هریک از شاخص‌های پیشنهادی دارای معانی متعددی نزد پژوهشگران است، لذا پرداختن به محتوای هریک ضروری است. بدیهی است تفکیک این شاخص‌ها به دو دسته ارتباط مردم با منظر و ارتباط منظر با مردم صرفاً جهت ساده‌سازی موضوع بوده و در عمل ماهیت ارتباط دو طرفه میان منظر و مردم دارای پیوستگی است و تفکیک آن  در مقام پژوهش و شناخت ممکن است.

ب-1) شاخص‌های ارتباط مردم با منظر:

  • ·  آسایش و احساس رضایت:  آسایش، شرایط ذهنی فرد است که میزان رضایتمندی او از محیط را نشان می­دهد. پژوهش‌ها نشان داده‌اند که عوامل کالبدی و سازگاری به تنهایی باعث ایجاد رضایت نمی­شوند، بلکه رضایت به عنوان عامل ارزیابی محیط کالبدی و اجتماعی به صورت توأمان است (27). علاوه بر این میزان رضایت از محیط طبق مطالعات صورت گرفته بیش‌ترین همبستگی را به ترتیب با وجود فضای سبز عمومی، نوع مردمی که روزانه با آن‌ها برخورد می­شود و کیفیت فضای سبز محیط دارد (28).
  • دسترس­پذیری: مفهوم دسترس­پذیری به طور گسترده توسط پژوهشگران حوزه­های مختلف برنامه­ریزی حمل و نقل، برنامه‌ریزی شهری و جغرافیا مورد استفاده بوده است. اما هیچ‌گونه توافق جامع در زمینه تعریف آن وجود ندارد (29). در اصطلاح جامعه­شناسی این واژه معرف چگونگی مهمان‌وازی و گشودگی مکان جهت پذیرش بهره­برداری­های متنوع و اجتماعات گوناگون است (29). Levinson (1998) ، عناصر موقتی و فضایی را جهت شناسایی دسترس­پذیری پیشنهاد داده است (30). از سوی دیگر دسترس­پذیری واجد ابعاد بصری نیز هست، ارتباط با اطراف می­تواند هم فیزیکی و هم بصری باشد (29).
  • ادراک طبیعی بودن: طبیعی بودن برای روان‌شناسان محیطی و حامیان زیبایی­شناسی اکولوژیک همواره به عنوان یک مفهوم کلیدی در ارزیابی کیفیت بصری بوده است. به‌طور کلی طبیعی بودن به معنای میزان نزدیکی منظر با شرایط طبیعی مورد انتظار است (23). روان‌شناسان محیطی طبیعی بودن را وجه مهم مرمت محیطی می­دانند، چراکه سبب بالابردن ظرفیت بازیابی توان ذهنی و تاثیرگذاری منظر می شود (31). مردم از مشاهده مناظر طبیعی لذت می­برند چراکه منظر منتقل کننده مفهوم طبیعی بودن در خود است و مفهومی است که هیچ‌گونه بروز مشخصی در فرم نداشته و خطوط، بافت و رنگی که معرف طبیعی بودن است از مکانی به مکان دیگر متفاوت است (32). لذا ارزیابی میزان طبیعی بودن با مصنوعی یا انسان ساخت بودن، مورد توجه بسیاری از پژوهشگران بوده است (33و34).
  • ·  تجربه منظر: تجربه منظر را می­توان در سه دسته شامل «تجربه بصری منظر»، «مداخله در منظر» و «فعالیت در منظر» تقسیم نمود. تجربه بینندگان منظر تنها محدود به درختان و پهنه­های آب نیست، بلکه تحت تاثیر عناصر ساخته شده مانند کاربری اراضی، ساختارهای تاریخی و متغیرهای حمل و نقل مانند وسایل حمل و نقل، سرعت حرکت و میزان استفاده نیز می‌باشد (35). تجربه بصری منظر به معنای امکان دید به اجزای مهم منظر جهت شناخت آن و تعامل با آن می­باشد. پژوهش‌های معاصر نشان داده­اند که مردم نه تنها با نگاه زیباشناختی خود که با ارزش‌ها، دانش و آگاهی، وضعیت زندگی و سلایق شخصی خود با منظر مواجه می­شوند(36). تجربه منظر می­تواند از نوع مداخله نیز باشد که توسط مردم و اجتماعات انسانی در منظر روی می دهد. فعالیت‌هایی مانند تخریب، یادگار نویسی و یا دخل و تصرفات ناشی از حضور در منظر از آن جمله­اند. فعالیت در منظر شامل مجموعه عملکردهایی است که در پهنه منظر امکان ظهور و بروز می­یابد. این فعالیت‌ها می‌تواند توسط نهادهای رسمی برنامه­ریزی شده و یا غیر برنامه­ریزی شده توسط مردم باشد.
  • حساسیت و توجه عمومی: موضوع حساسیت به طور مشخص به گیرندگان منظر مرتبط است. مقصود از گیرندگان منظر مردمی هستند که نسبت به آن بخش از منظر دارای حساسیت و یا منفعت هستند. اشغال کنندگان مستغلات مسکونی با چشم اندازهای تحت توسعه، استفاده کنندگان از تجهیزات و تسهیلات فضای باز و اجتماعاتی که توسعه موجب تغییر در جایگاه منظر و چشم اندازهای ارزشمند آن می­شود، مهم‌ترین گیرندگان منظر به شمار می­روند (37). سنجش میزان جذابیت منظر برای مردم، نظرات و دیدگاه­های جامعه و گروه­های ذی نفع و تمایل به پرداخت هزینه برای حفاظت از منظر از جمله مؤلفه­های ارزیابی توجه عمومی به منظر است. حساسیت اجتماعی نسبت به منظر با مفهوم تقدیر اجتماعی پیوند دارد و شامل آگاهی، آموزش و یادگیری است و می­تواند توسط میزان حضور منظر در ارتباطات اجتماعی نیز سنجیده شود (22).
  • حفاظت قانونی از منظر: دیدگاه­های مسؤلان قانونی و یا مشاوران رسمی الزاماً مبین نظرات عمومی و مردمی نیستند (37). مجموعه اقدامات رسمی که سبب حفاظت و پاس‌داشت از منظر می­گردد، در این دسته جای دارند. این اقدامات مجموعه­ای از قوانین بازدارنده و یا تشویق کننده است که جهت حفظ منظر ارزشمند موجود به کار گرفته می­شود.

ب-2) ارتباط منظر با مردم:

  • ·  قابلیت بازنمایی: بازنمایی کیفیتی در منظر است که به‌واسطه نشانه­ها و عناصر خاص آن چه به‌ صورت طبیعی و چه فرهنگی تاثیر قوی بر مشاهده کننده داشته و آن منظر را متمایز و به یادماندنی می­نماید (23). از این جهت نشانه­های بصری تاریخ منظر به ارتقای قابلیت بازنمایی کمک می­نمایند (38).
  • ·  منظر بدیع و شهرت منظر: شهرت منظر به معنای حضور آن در ارتباطات اجتماعی است و فراوانی ارجاع به آن در بازنمایی‌هایی همچون مصاحبه­های مستقیم، رسانه­های الکترونیکی و چاپی و همچنین آثار هنری قابل بررسی است. تصاویر منتشر شده در کتاب‌ها و نشریات و تصاویر مورد استفاده توسط آژانس‌های جهان‌گردی دو منبع مناسب برای سنجش میزان شهرت منظر هستند (22).
  • ·  ارتباط منظر با رویدادهای تاریخی: به معنای حضور منظر در رویدادهای تاریخی است که به تداوم تاریخی منظر منتهی می­شود و دارای دو بعد استمرار تاریخی و غنای تاریخی است. استمرار تاریخی بیانگر حضور بصری لایه­های مختلف زمانی است، درحالی که غنای تاریخی به تعداد، شرایط و تنوع عناصر فرهنگی وابسته است (23). 
  • ·  هویت فرهنگی: مفهوم هویت منظر به ندرت تعریف کاملی دارد؛ برخی جنبه­های هویت منظر شامل شخصیت منطقه، رویدادهای تاریخی و ادراک گروه­های خاصی از مردم است (39). همچنین منظر در مقیاس ملی آن می­تواند با انباشت هویت‌های مجزا به هویت ملی کمک نماید در این حالت طبیعت و ملیت چه در زبان و چه در ادراک واقعیت سیاسی یکی می‌شوند (40).

هدف این نوشتار ارایه راهکاری جهت دخالت دادن مولفه‌های ادراک اجتماعی در فرانید بازافرینی منظر رودخانه‌های شهری است. لذا می­کوشد تا موضوع ادراک اجتماعی از منظر را بر اساس تحلیل نشانه­های موجود در بستر طبیعی مبتنی بر تعامل و اندرکنش شهروندان و لبه طبیعی رودخانه خشک شیراز بررسی و شیوه کاربست این مهم را در فرایند بازآفرینی منظر این نواحی پیشنهاد  نماید. به بیان دیگر پژوهش حاضر به بررسی نقش ادراک اجتماعی در بازآفرینی منظر رودخانه خشک شیراز و در نهایت پیشنهاد مدلی جهت استفاده از شاخص‌های ادراک اجتماعی در فرایند بازآفرینی منظر رودخانه‌های شهری می­پردازد.

روش بررسی

روش و فرایند پژوهش

در این تحقیق از «راهبرد مشاهده» و «راهبرد توصیف پیچیده» در منظر استفاده شده است. این دو شیوه از بنیان‌های روش شناسی توصیفی در راهبرد پژوهش در معماری منظر هستند. مشاهده و ثبت آن در منظر به معنای ثبت عناصر بیوفیزیکی، فعالیت‌های انسانی و معانی اجتماعی و فرهنگی در یک مکان است که به دسته­بندی و گونه­شناسی منتهی می­شود(20). در توصیف پیچیده نیز از تلفیق منابع متعدد و مکمل جهت قطعیت بیش‌تر موضوع و نتایج استفاده می­گردد. در این راهبرد داده­هایی که یکدیگر را به صورت مثلت‌وار تقویت می­نمایند مورد تاکید می­باشند (21). بخش اول پژوهش به لحاظ روش شناسی، رویکردی پیمایشی دارد. بدین معنی که از آثار برجای مانده در منظر که نتیجه ادراک و رفتار شهروندان در منظر می­باشد به عنوان یک سند (Fact) بهره می­برد. این آثار توسط دوربین ثبت و مستندنگاری شده‌اند. بخش دوم این مقاله شامل مصاحبه‌هایی عمیق و نیمه سازمان داده شده با جمعی از شهروندان است. داده‌های این بخش به روش «تحلیل محتوا» استخراج شده اند. تحلیل محتوا به روش تحلیل مفاد و اسناد غیر آماری اطلاق می‌شود به نحوی که از این طریق می‌توان مقایسه‌ای آماری میان این گونه اسناد به عمل آورد. این روش پیام‌های موجود در یک متن را آشکار نموده و آن‌ها را به طور نظام دار و کمی توصیف می‌نماید. از این روی روشی مرسوم در تبدیل داده‌های کیفی به داده های کمی قلمداد می‌شود. تحلیل محتوا روشی مناسب برای پاسخ دادن به پرسش‌هایی در زمینه محتوای یک پیام است. تحلیل محتوا نیازمند فرایند برچسب زنی، طبقه بندی و دسته بندی اطلاعات موجود در پیام است که به شکل طولی و عرضی انجام می‌شود. لذا تلفیق داده‌های پیمایشی با داده‌های استخراج شده از انجام مصاحبه به شیوه تحلیل محتوا در تناظری چندوجهی به فهم بیش‌تر رابطه دوسویه منظر و مردم و تقویت نقاط مشترک در هر دو روش (توصیف پیچیده) خواهد انجامید.

در گام اول، محدوده بالادست و میانی رودخانه خشک به سبب ظرفیت بالای اجتماعی آن به‌صورت میدانی مورد بررسی و عکس‌برداری قرار گرفته است. در مجموعه 237 تصویر از این محدوده گرفته شده است. این تصاویر شامل سکانس‌های مختلف رودخانه و آثار برجای مانده از رفتار شهروندان در مواجهه با منظر رودخانه می‌باشد. گام دوم این مطالعه شامل مصاحبه­های نیمه سازمان یافته با 32 نفر از مردم محلی در حاشیه رودخانه و یا در فضاهای عمومی مجاور آن است که به‌صورت اتفاقی انتخاب شده‌اند. در این مصاحبه­ها تلاش شده است ضمن انجام پرسش‌های معین، به لایه­های ذهنی و نظرات آنان راجع به رودخانه خشک مبتنی بر مؤلفه­های ادراک اجتماعی حاصل از مولفه‌های شناسایی شده در بخش بخش نظری پی برده شود. به طور میانگین با هر نفر حدود 20 دقیقه صحبت شده است. نتایج حاصل از مصاحبه‌ها به‌صورت کلید واژه کدگذاری شده و دسته بندی نهایی به‌صورت کمی در قالب نمودارهایی ارایه شده است. سپس جهت سنجش ظرفیت منظر رودخانه در ادراک اجتماعی، مؤلفه‌های بخش نظری پژوهش بصورت جداولی تنظیم و از 25 نفر از دانشجویان مقطع کارشناسی ارشد معماری و طراحی شهری مقیم شیراز خواسته شده تا در مقیاس لیکرت هر مولفه را ارزشیابی نمایند. داده های آماری و تحلیلی در کنار اطلاعاتی که پیش‌تر توسط سایر پژوهشگران در این رودخانه حاصل شده است در راهبرد توصیف پیچیده و در رویکردی استنتاجی به ارایه نتایج منتهی می‌شوند. تمامی فعالیت‌های پیمایشی در بهار 1392 انجام یافته است. در جریان انجام مصاحبه­های نیمه سازمان یافته از اهالی شهر، مجموعه پرسش‌های پایه و اولیه­ای جهت هدایت کلی مصاحبه به شرح زیر و مبتنی بر بخش نظری تحقیق تنظیم شده است: وقتی نام رودخانه خشک را می­­شنوید فوراً چه چیزی به ذهن شما می­رسد؟ این رودخانه برای شما معرف چه چیزی است؟ چه بخش یا بخش‌های از رودخانه بیش‌تر در ذهن شما باقی مانده است؟ چه اجزایی از آن برای شما جالب توجه تر است؟ اغلب برای چه مواردی از حاشیه رودخانه استفاده می­نمایید؟  وضعیت رودخانه نسبت به گذشته چه تفاوت‌های مثبت و منفی داشته است؟ آیا از وضعیت کنونی رودخانه احساس رضایت دارید؟ چه احساسی در مواجه با آن به شما دست می­دهد؟ در مجموع 32 نفر شامل 20 مرد و 12 زن در این مصاحبه شرکت داشتند (جدول 1).

 

 

 

 

 

 

 

 


جدول 1- پراکندگی سنی و تحصیلی پرسش­شوندگان بر اساس جنس

Table 1 -Distribution of respondents based on gender, age and education

سن

جمع

سطح تحصیلات

 

30-20

40-30

50-40

50 به بالا

کم‌تر از دیپلم

دیپلم

فوق دیپلم

لیسانس

فوق لیسانس

دکتری

7

2

6

5

20

1

2

4

12

1

0

تعداد

مرد

جنس

35

10

30

25

100

5

10

20

60

5

0

% تعداد در جنسیت

4

4

2

2

12

2

2

2

5

0

1

تعداد

زن

33.5

33.5

16.5

16.5

100

16.7

16.7

16.5

41.5

0

8.5

% تعداد در جنسیت

11

6

8

7

32

3

4

6

17

1

1

تعداد

جمع

 

34.5

18.75

25

21.75

100

9.32

12.42

18.75

53

3.25

3.25

% تعداد در جنسیت

 

                               

 

 

معرفی نمونه مورد مطالعه

 

رودخانه خشک شیراز به مثابه یک لبه طبیعی تلقی می­شود که در بخش عمده­ای از مسیر خود از میان شهر عبور نموده و سرانجام به دریاچه مهارلو می­رسد. سبقه تاریخی و انواع مداخلات صورت پذیرفته در این رودخانه که بیش‌تر حکم یک مسیل را دارا است، بررسی این اندام طبیعی را با ارزش می­نماید. مسیل خشک شیراز که از جمله رودخانه­های فصلی شهری می­باشد از میانه شهر شیراز در جهت شمال غربی به جنوب شرقی در جریان است. جنس بستر رودخانه از ماسه سنگ و کنگولمرای قرمز رنگ تشکیل شده و بستر برجستگی‌ها را رس تشکیل می­دهد. قرارگیری این رودخانه در اقلیم نیمه خشک معتدل، عملاً سبب شده است که پوشش گیاهی انبوه و متراکم در پهنه رودخانه وجود نداشته باشد. پیکره رودخانه از سه بخش حوضه آبخیز و زیر حوضه­های هفت گانه آن، مسیل اصلی که بخش عمده آن از میانه شهر شیراز می­گذرد و به نوبه خود  به سه بخش بالایی، میانی و پایینی تقسیم می­گردد و دریاچه مهارلو که محل سکون، آرامش و منتهی الیه حوزه آبخیز است، تشکیل شده است. از نظر خصوصیات کلی کاربری، پهنه­بندی رودخانه شامل سه پهنه طبیعی، شهری و کشاورزی است (16). منطقه بالادست رودخانه خشک در پهنه شهری، حدفاصل پل معالی­آباد تا پل نمازی است که از میان باغ‌های قصرالدشت می­گذرد. این محدوده در تصویر 2 نشان داده شده است. عملکرد غالب در این محدوده تفریحی، درمانی و ارتباطی است که سبقه تفریحی و گردشگری بیش‌تری دارد. پارک حاشیه­ای چمران در امتداد این بخش از رودخانه قرار داشته و حاشیه رودخانه نیز به عنوان محدوده پیاده روی و دوچرخه سواری مورد استفاده مردم شهر است. در این محدوده 4 پل وجود دارد که 3 عدد از آن‌ها ویژه سواره و پیاده (معالی آباد، نمازی و ساحلی) بوده و یک پل در مقابل هتل چمران نیز مختص پیاده است. جداره­های رودخانه توسط دیوارهای سنگی با درپوش بتنی محصور شده و برخلاف فرم طبیعی رودخانه، حالتی هندسی دارد. منطقه میانی رودخانه نیز در پهنه شهری می­گذرد. این منطقه بیش‌ترین ارتباط را با بافت کالبدی تاریخی شهر داشته و هم اکنون توسط بافت میانی شهر احاطه شده است. وجود نخستین پل‌های تاریخی (علی بن حمزه (ع)) و جدید (مانند حر بن ریاحی) و بقعه علی بن حمزه (ع) از ویژگی­های این محدوده است. به‌جز باغ‌های منتهی الیه شمالی شهر که به دروازه قرآن می­رسند چه در گذشته و چه در زمان حال مجموعه باغ‌ها و فضای سبز چندانی در پیرامون آن وجود نداشته است. منطقه پایین دست رودخانه با کم شدن ارتفاع سطح زمین و مداخلات شهری، حالت ارگانیک­تری داشته و در نهایت با عبور از زمین‌های کشاورزی به دریاچه مهارلو می­ریزد.

 

 

                                                 شکل 1- مسیر و بخش­های اصلی رودخانه خشک در گذر از شهر شیراز (17)

Figure 1- The root and main parts of Khoshk River through the Shiraz city (17)

 

 

 یافته ها

 

نتایج حاصل از گفتگوها پس از استخراج به‌صورت کلیدواژگانی، کدگذاری گردیده و در بخش‌های مربوط آورده شده است. نشانه‌های دیگر رفتار اجتماعی مردم نیز که آثاری را در منظر برجای گذاشته به عنوان یک سند مورد عکس‌برداری قرار گرفته که آن‌ها نیز در مؤلفه مربوط به خود مورد اشاره قرار خواهند گرفت. به سبب محدودیت در تعداد تصاویر تنها نمونه­های شاخص و تکرار شونده آورده شده­­اند. جدول شماره 2 خلاصه­ای از برخی یافته‌های مصاحبه را نشان می­دهد.

 

 

 

  

شکل2- تصاویری از منظر رودخانه و طبیعیت پیرامون آن (1391)

Figure 2- Landscape of the river and its surrounding nature

 


جدول 2- گزیده­ای از نظرات پرسش شوندگان

Table 2- Selection of respondents points of views

ردیف

وقتی نام رودخانه خشک را می­­شنوید فوراً چه چیزی به ذهن شما می­رسد؟

این رودخانه برای شما معرف چه چیزی است؟

1

پویایی، نشاط و هیجان شهروندان در فصل پاییز و زمستان که برای تماشای بستر پر آب آن می­آیند/ (زن، 28 ساله، دکتری).

2

با این‌که یکی از ویژگی­های طبیعی شهر است... اطراف آن کثیف و آلوده است یا به عنوان کنارگذر از آن استفاده می­شود. این رودخانه باید نماد پاکی باشد.../ (زن، 22 ساله، لیسانس).

3

بوی بد رودخانه، نمای زشت وسط رودخانه، زباله های داخل رودخانه/ (زن، 33 ساله، دیپلم).

4

خشک و بدون آب، کناره­های زیبای تزئین شده با گل‌های رونده تزئین شده، سنگ چین‌های کنار رودخانه که به زیبا سازی شهر کمک می کند/ (زن، 35 ساله، دیپلم).

5

نمودار جریان شهری و گستردگی شهر، واقعاً مثل اسمش خشک و بی روح است که در قسمت‌های ساحلی محل تجمع زباله شده است/ (زن، 23 ساله، لیسانس).

6

رودخانه­ای بدون آب که در هنگام بارندگی به تماشای آن می­رویم.../ (زن، 60 ساله، لیسانس).

7

برای ورزش و پیاده روی مناسب است... برای تفریح خانوادگی بسیار مناسب است.../ (زن، 65ساله، دیپلم).

8

خود بلوار چمران و زیبایی درختان و آدم‌های متفاوت، نمودار آب.../ (زن، 46 ساله، فوق دیپلم).

9

این‌که رودخانه همیشه خشک است و فقط در زمان بارندگی آب دارد، شکل ارگانیک و دست نخورده آن بسیار زیباست.../ (مرد، 20 سال، لیسانس).

10

به یاد سالی می­افتم که رودخانه سرریز شد... منظره های پل پیاده رو چمران آرامش بخش و پیچیده است.../ (مرد، 24 ساله، لیسانس).

11

به یاد مرغ‌های دریایی می­افتم، سیل و طغیان 8 سال پیش، بافت گیاهی خودرو و سپیدارهای حاشیه آن، زباله و فاضلاب.../ (مرد، 24 سال، لیسانس).

12

این‌که رودخانه خشک نماد شیراز است... چرا آن‌را به راهی برای حرکت ماشین‌ها تبدیل کرده اند، اصلاً خوب نیست.../ (مرد، 21 ساله، لیسانس).

13

کم آبی، یادمان می­آید که یک نفر را آب برد.../ (مرد، 73 ساله، دیپلم).

14

آبادی شیراز، خوشی­های قدیم و ناکامی­های امروز... / (مرد، 72 ساله، فوق دیپلم).

15

جمع شدن آب باران و جاری شدن سیل و زنده شدن شهر... / (مرد، 60 ساله، دیپلم).

16

زمانی رودخانه از مناظر زیبا برخوردار بود و حتی پستی و بلندی‌های آن ویژگی و زیبایی خاصی به آن می­بخشید.../ (مرد، 48 ساله، فوق دیپلم).

 

 


ارتباط مردم با منظر

محدوده بالا دست و میانی دو نوع دسترسی سواره و پیاده را در امتداد خود شکل داده است. حاشیه شمالی رودخانه در محدوده بالا دست به عنوان پیاده­رویی جهت تفریح شهروندان، استراحت و پیاده­روی است. با این حال دسترسی به بستر رودخانه در نقاط معدودی آن هم به طور غیر برنامه­ریزی شده میسر است. در محدوده میانی پیاده روها جنبه تفریحی نداشته و تسهیلات خاصی ندارد. با این حال در این محدوده با احداث کنارگذرهایی

 

در بستر رودخانه شبکه دسترسی سواره شهر تسهیل شده است. امکان دسترسی بصری در بخش بالا دست به سبب وجود فضاهای سبز و گردشگری مناسب میسر بوده در حالی که در بخش میانی با عبور از کنارگذرها امکان تجربه نزدیک‌تر بستر رودخانه و پهنه­های محدود آب ممکن است. پل‌های متعدد در مسیرهای یاد شده نیز تجربه عرضی از منظر رودخانه را میسر ساخته­اند.

بررسی­های میدانی نشان می­دهد که شهروندان به اشکال مختلف منظر رودخانه را تجربه کرده و از آن استفاده می­نمایند. این موارد عباتند از: استراحت و تماشای پهنه آب و چشم اندازهای اطراف آن؛ ترسیم دیوارنگاری­هایی بر روی پایه­های پل‌های عبوری در عرض رودخانه، حک و نوشتن یادگاری بر روی درپوش بتنی دیواره حایل رودخانه، خلق هنر محیطی بر بستر طبیعی رودخانه و همجوار به پل‌ها؛ ماهی‌گیری محدود در آب پخش اعلی، صرف غذا در حاشیه دیوار حایل رودخانه، ورزش و پیاده روی، دوچرخه سواری و قدم زدن. حساسیت و توجه عمومی موجود نسبت به رودخانه مربوط با آلودگی بصری و زیست محیطی به‌ویژه بوهای نامطبوع در محدوده جنوبی و انتهای بخش میانی رودخانه به سبب ورود فاضلاب به این نواحی است. حضور جاذبه­های طبیعی، تاریخی و فرهنگی (حضور باغات و ساختمان‌هایی  با ارزش تاریخی و فرهنگی)  در نزدیکی محوطه طبیعی رودخانه، ایجاد منظره طبیعی و جذاب در فصول پرباران در خاطره و تصویر ذهنی بازدیدکنندگان، سکنی­گزینی پرندگان مهاجر در منطقه و ایجاد تجربه­های تفرجی گوناگون در خاطره شهروندان و بازدیدکنندگان منطقه از جمله نقاط قوت این منظر طبیعی می­باشد که به کرات در مصاحبه­ها مورد تذکر قرار گرفته است. مجموعه اقدامات جدید شهرداری در احداث کنارگذرها نشان از عدم حفاظت قانونی از حریم منظر رودخانه دارد. در کل هیچ‌گونه اقدام رسمی برای حفاظت از منظر رودخانه در دست اقدام نیست.

طبقه­بندی نظرات شهروندان در مصاحبه­ها در 6 دسته شامل «احساسی»، «کارکردی و فعالیتی»، «زیست محیطی»، «مداخلات انسانی و ضعف مدیریت شهری» و «موارد متفرقه» تقسیم و در نمودار 1 آورده شده است. بر این اساس مولفه‌های «زیست محیطی» (با 5/62%) اولویت اول اظهار نظرات را به خود اختصاص داده که به ترتیب دربردارنده ویژگی­های زباله و فاضلاب و صنوبرکاری و بافت گیاهی خودرو در رده نخست و حضور آب و دریاچه موقت و در نهایت حضور پرندگان مهاجر در درجه دوم می­باشد. مولفه­های «کارکردی و فعالیتی» شامل دفع سیلاب و تسهیل شبکه حمل و نقل و ورزش و تفریح می­باشد که با 25/56%، اولویت دوم اظهارات است. مولفه­های «احساسی» مانند خشکی، بی­آبی، زنده شدن شهر، غیر قابل پیش­بینی، بی روحی و مانند آن نیز با 8/46% در اولویت سوم قرار دارد. از نظر شهروندان شاخص­ترین عناصر موجود در منظر رودخانه به ترتیب عناصر «زیست محیطی» (شامل پوشش‌های گیاهی، طبیعت بکر و پهنه آب) (6/90%)، عناصر «کالبدی و انسان ساخت» (شامل گرافیتی­ها، پل‌ها و بناهای اطراف) (6/40 %) و عناصر «کارکردی-فعالیتی» (تفریح و حمل و نقل) با 37/9% می­باشد (نمودار 1).

ارتباط منظر با مردم

بررسی تصاویر تاریخی که در بازه دویست سال اخیر توسط جهان‌گردان خارجی از منظر شیراز ترسیم شده است، نشان می­دهد که رودخانه خشک به عنوان سومین عنصر طبیعی مهم در تصاویر حضور جدی دارد (41).

درختان حاشیه رودخانه، بستر سنگی و دیواره سنگی مهم‌ترین مولفه­های مورد اشاره در مصاحبه­ها هستند. مشاهده جریان آب در فصول بارانی و خاطرات سیل‌های سال‌های پرباران هنوز به عنوان خاطره ذهنی مردم محلی به‌ویژه میان‌سالان شنیده می­شود. با این حال این رودخانه یا مسیل در رسانه­ها نمود چندانی ندارد. روزنامه­های محلی تنها به ذکر برخی مداخلات نهادهای شهری پرداخته و درباره عواقب آن مطالبی منتشر می­نمایند، اما مردم هنوز آن‌را به عنوان بخشی از اندام شهر که مورد بی توجهی و سوءمدیریت قرار گرفته می­شناسند و حتی برخی آن‌را به عنوان یکی از نمادهای شهر شیراز می­شناسند. سال‌خوردگان به مشکلات عبور و مرور از عرض رودخانه در قدیم و زیان‌های ناشی از طغیان رودخانه اشاراتی داستان گونه دارند. نتایج تحلیل‌های انجام یافته توسط پیمایش میدانی 25 نفر از دانشجویان معماری و طراحی شهری بر اساس شاخص‌های تعریف شده در بخش نظری نوشتار در جدول 3 و در مقیاس لیکرت آورده شده است. نتایج نشان دهنده ظرفیت منطقه بالادست رودخانه در ادراک اجتماعی شهروندان است. لذا در ادامه با استفاده از مدل SWOT این مناطق مورد تحلیل قرار گرفته اند.

 

 

نمودار1- دسته­بندی نظرات پرسش شوندگان در مصاحبه­ها

Chart 1- Category of respondents' viewpoints in interviews

 

نمودار2- دسته­بندی نظرات پرسش شوندگان در خصوص جالب توجه ترین بخش منظر رودخانه

Chart 2- Categories of respondents' perception regard to the most remarkable aspects of the river landscape

 

 

 

 

 

جدول 3- ظرفیت کنونی منظر رودخانه در ادراک اجتماعی بر اساس میانگین نظرات متخصصان  (1-کاملاً نامطلوب، 2- نسبتاً نامطلوب، 3- متوسط، 4-نسبتاً مطلوب، 5- کاملاً مطلوب)

Table 3- Current capacity of river landscape in social perception based on the average of experts viewpoints (1-quite unfavorable, 2-fairly unfavorable, 3- average, 4-very good, 5-quite good)

مؤلفه ارزیابی

محدوده بالا دست

محدوده میانی

تصویرنمونه

توضیحات

امتیاز

توضیحات

امتیاز

آسایش و احساس رضایت

احساس رضایت نسبی به سبب حضور فضای سبز  و تفریحی و امکان تجمع مردم

3

کنترل سیلاب در ماه‌های بارندگی در محدوده ساخته شده شهر

2

-

دسترس­پذیری

فیزیکی

سواره

شریان‌های موازی رودخانه و پل‌های عرضی

2

شریان‌های موازی رودخانه و پل‌های عرضی

1

 

پیاده

پیاده‌روهای موازی رودخانه و پل عبور محلی.

3

پیاده‌روهای موازی رودخانه و پل عبور محلی.

1

بصری

سواره

دیواره سنگی رودخانه و پوشش‌های سبز و درختان.

3

دیواره سنگی رودخانه و پوشش‌های سبز و درختان.

2

پیاده

دیواره سنگی رودخانه و پوشش‌های سبز و درختان به همراه پهنه­های اندک آب.

4

دیواره سنگی رودخانه و پوشش‌های سبز و درختان به همراه پهنه­های اندک آب.

2

ادراک طبیعی بودن

ظرفت طبیعی فراوان با کم‌ترین مداخلات فیزیکی

4

بیش‌ترین مداخلات فیزیکی و تصرفات شهری و کم‌ترین بروز طبیعی

2

-

تجربه منظر

تجربه بصری

تماشای پهنه آب و چشم اندازهای سبز  اطراف آن؛

4

تماشای چشم اندازهای سبز اطراف و حاشیه رودخانه

2

 

فعالیت

استراحت، ماهی‌گیری محدود در آب پخش اعلی، صرف غذا در حاشیه دیوار حایل رودخانه، ورزش و پیاده‌روی، دوچرخه سواری و قدم زدن.

4

استراحت و تفریح در بخش کوچکی از پارک حاشیه‌ای در امتداد رودخانه

2

مداخله

ترسیم دیورنگاری­های بر روی پایه­های پل‌های عبوری در عرض رودخانه، حک و نوشتن یادگاری بر روی درپوش بتنی دیواره حایل رودخانه، خلق هنر محیطی بر بستر طبیعی رودخانه و همجوار به پل‌ها.

3

حک و نوشتن یادگاری بر روی درپوش بتنی دیواره حایل رودخانه  و جداره سنگی آن

1

 

حساسیت و توجه عمومی

جذابیت بالای منظر و ارزش تفریحی

3

حساسیت عمومی اندک به تخریب بستر رودخانه جهت احداث کنارگذرها

2

-

حفاظت قانونی از منظر

فقدان حفاظت قانونی مناسب.

2

فقدان حفاظت قانونی مناسب.

1

-

قابلیت بازنمایی

نشانه­های طبیعی

باغ‌های قصرالدشت، کوه‌های چمران و پهنه‌های اندک آب به همراه پوشش‌های گیاهی و درختان صنوبر کاشته شده در بستر رودخانه

4

گل‌کاری درپوش دیوار حایل رودخانه، پوشش‌های گیاهی اندک بستر رودخانه و پهنه کم آب.

2

 

نشانه­های انسان ساخت

دیوار سنگی با درپوش بتنی حایل رودخانه، برخی ساختمان‌های شاخص، خط قطار شهری و محدوده سد آتش­نشانی.

2

پل تاریخی علی بن حمزه، کنارگذرهای بستر رودخانه، دیوار سنگی با درپوش بتنی حائل رودخانه، برخی ساختمان‌های شاخص

3

منظر بدیع و شهرت منظر

مکتوب

حضور ضعیف در تبلیغات نهادهای تفریحی و رفاهی (هتل چمران) و درمانی حاشیه رودخانه

2

حضور ضعیف در نام­گذاری برخی واحدهای تجاری حاشیه رودخانه

1

-

غیر مکتوب

عدم حضور در بازنمایی­های شفاهی، هنری و نام‌گذاری­ها

1

عدم حضور در بازنمایی­های شفاهی، هنری و نام‌گذاری­ها

1

ارتباط منظر با رویدادهای تاریخی

استمرار تاریخی

عدم حضور لایه­های تاریخی

1

سبقه تاریخی از دیلمیان تا زندیه، وجود پل تاریخی علی بن حمزه

3

-

غنای تاریخی

خاطره آسیاب سه تایی و آبشارهای رودخانه، خاطرات مردم بومی کهن‌سال

3

خاطرات مردم بومی کهن‌سال

2

هویت فرهنگی

حضور در خاطره شهری معاصر

4

حضور در خاطره تاریخی شهر و جهان‌گردان

4

-

جمع کل

52

 

34

 

 


بررسی نقاط ضعف، قوت، فرصت و تهدید

 

جدول 4، نقاط ضعف، قوت، فرصت و تهدید موجود را به ازای مجموعه شاخص‌های پیشنهاد شده در دو محدوده بالا دست و میانی رودخانه نشان می­دهد. مهم‌ترین نقاط ضعف این دو منطقه عدم امکان دسترسی به بستر رودخانه از یک سو و فقدان حفاظت قانونی و رسمی در حفظ منظر رودخانه است. احداث پل‌های متعدد بدون توجه به تاثیرات بصری و محیطی بر روی بستر رودخانه در کنار ایجاد جریان سنگین سواره در حاشیه آن بیش‌ترین تهدیدات را ایجاد نموده که باعث ناکارآمدی جذابیت عناصر و عوامل طبیعی و استفاده از ظرفیت جذب بالای شهروندان در این نواحی به عنوان نقاط قوت شده است. بدین ترتیب از فرصت‌های تاریخی و طبیعی رودخانه استفاده چندانی به عمل نمی آید.

 

 

 

 

 

 

 

 

 


جدول 4- جدول SWOT محدوده بالا دست و میانی رودخانه

Table 4- SWOT analysis of upper and middle part of the river

محدوده

قوت

ضعف

فرصت

تهدید

بخش بالا دست

1- قابلیت دسترسی ایمن پیاده به حاشیه رودخانه؛

2- حضور فعالیت‌های تفریحی و خدماتی در نزدیک‌ترین فاصله؛

3- وجود عناصر طبیعی مانند باغ‌های قصرالدشت و کوه‌های شمالی شهر و زیست پرندگان مهاجر؛

4- جذابیت بصری بالا؛

5- جذب جمعیت بالای شهروندان.

6- یکپارچگی جداره سنگی رودخانه.

1- عدم امکان دسترسی به بستر رودخانه؛

2- فقدان حفاظت قانونی و رسمی در حفظ ویژگی­های بصری منظر و اکوسیستم؛

3- تخریب جداره سنگی و ایجاد دیوار بتنی جهت قطار شهری.

1- فضای سبز مناسب و وسیع با کم‌ترین مداخلات بصری، بکر و وحشی؛

2- وجود حوضچه ذخیره آب متعلق به آتش­نشانی؛

3- وجود خاطرات جمعی و رویدادهای تفریحی تاریخی مانند آسیات سه تایی و ....

4- وجود دیوارنگاری (گرافیتی) در پایه پلها.

1- احداث پل‌های متعدد عرضی در رودخانه بدون توجه به عبور عابر پیاده؛

2- عدم برنامه­ریزی جهت ساخت نظرگاه­ها در مقیاس عابر پیاده؛

3- تخلیه برخی ضایعات ساختمانی در مسیر رودخانه.

بخش میانی

1-  حضور فعالیت‌های متعدد اداری، مسکونی و تجاری در حاشیه رودخانه.

2- دید مناسب ساختمان‌های مجاور به رودخانه؛

1- پل‌های متعدد بدون ایجاد نظرگاه­های مختص عابرین پیاده؛

2- عدم یکپارچگی جداره­های سنگی؛

3- فقدان مبلمان مناسب جهت تعاملات اجتماعی مردم؛

4- کاهش شدید پوشش‌های گیاهی و درختان و عدم سامان‌دهی موارد موجود در بستر؛

5- عدم امکان دسترسی به بستر رودخانه.

6- عدم وجود حفاظت قانونی و رسمی در حفظ ویژگی­های بصری منظر و اکوسیستم؛

7- بوی نامطبوع ناشی از وجود زباله و فاضلاب.

8- جذابیت اندک بصری.

1- داشتن پیشینه تاریخی و فرهنگی مناسب؛

2- نزدیکی به دروازه­های تاریخی شهر و بافت میانی با سبقه تاریخی؛

1- جریان سنگین و ازدحام ناشی از آن تردد سواره؛

2- مداخلات نامناسب در پل تاریخی علی بن حمزه (ع)؛

3- احداث کنار گذرهای متعدد و کاهش عرض بستر و نابودی اندام طبیعی رودخانه.

4- حذف لایه­های تاریخی موجود در جداره و دیدهای تاریخی و کلیدی شهر به رودخانه؛

5- سرریز فاضلاب برخی مجموعه­های تولیدی و خدماتی به رودخانه؛


 


بحث و نتیجه‌گیری

 

ارزیابی شاخص‌های «ارتباط منظر با مردم» و «ارتباط مردم با منظر» نشان می­دهد که تعامل میان مردم و رودخانه بیش‌تر یک سویه و شامل مولفه­های است که به ارتباط منظر با مردم اختصاص دارند. این موضوع ناشی از ظرفیت طبیعی و مکانی

 

رودخانه در شهر است که هر روزه به سبب فقدان حساسیت‌های قانونی دچار آسیب‌های توسعه‌ای می‌گردد. توجه شهروندان به جنبه‌های زیست محیطی و طبیعی رودخانه با وجود خشکی و مداخلات کالبدی فراوان نشانه ای بر تاکیدی است که می‌بایست توسط طراحان و برنامه ریزان در فرایند بازآفرینی منظر رودخانه لحاظ گردد.

از سوی دیگر بررسی شاخص‌های ادراک اجتماعی در رودخانه خشک شیراز نشان می­دهد که بخش میانی رودخانه به سبب کاهش شدید ویژگی­های طبیعی در عین حضور خاطرات جمعی، عناصر تاریخی و بناهای ارزشمند در پیرامون خود، کم‌تر از بخش بالا دست دارای ادراک اجتماعی است. این پدیده نیز تاکیدی بر نقش عوامل طبیعی بر ارتقای ادراک اجتماعی از منظر این گونه نواحی است. با این حال شرایط طبیعی و بکر حوزه بالا دست رودخانه در شهر به سبب فقدان دسترسی به بستر و عدم امکان تجربه مناسب منظر از ظرفیت خود بهره نمی­برد. مداخلات کنونی با احداث کنارگذرها بیش‌ترین لطمه را به ادراک اجتماعی رودخانه وارد نموده و اغلب پرسش شوندگان از این موضوع ناراضی هستند که نشان از فقدان حفاظت قانونی از منظر در عین جذابیت و حساسیت عمومی موجود دارد. از سوی دیگر با وجود این‌که عمده ترین نقش رودخانه در حال حاضر تسهیل حمل و نقل و کنترل سیلاب‌های فصلی است که در زمره وظایف کارکردی و فعالیتی آن محسوب می­شود، ادراک شهروندان بیش‌تر شامل مولفه زیست محیطی است. حتی عکس العمل‌های احساسی آنان نیز از جنس ویژگی­های زیست محیطی مانند خشکی، کم آبی و حیات طبیعی است. لذا مجموعه راهبردها و راهکارهای ارتقای ادراک اجتماعی منظر رودخانه خشک بر اساس ارزیابی شاخص‌های ادراک اجتماعی منظر به شرح جدول 5 پیشنهاد شده است. بدیهی است جهت هر نمونه موردی راهکارهای منحصر به فردی باید تنظیم گردد. این موارد شامل ساماندهی مولفه­های طبیعی منظر، سامان‌دهی مبلمان و تجهیزات شهری، سامان‌دهی جریان سواره و پیاده، سامان‌دهی نشانه­های طبیعی و انسان ساخت، سامان‌دهی گونه‌های مختلف تجربه منظر و هویت فرهنگی و خاطرات جمعی و در نهایت حفاظت رسمی و قانونی منظر این نواحی است.

 

 

جدول 5- راهبردهای ارتقای ادراک اجتماعی از منظر رودخانه

Table 5- Strategies for increasing social perception of river landscape

راهبرد

راهکار

سامان‌دهی مولفه­های طبیعی منظر

استفاده از گونه­های متنوع پوشش‌های سبز متناسب با اقلیم جهت ایجاد تنوع بصری؛ بهره­گیری از آب موجود به مثابه عنصر کانونی و تجمع آفرین در طراحی منظر؛ طراحی عناصر طبیعی به نحوی که در تلفیق با پس زمینه مصنوع خود (ساختمان‌ها) چشم­انداز مناسب را  ایجاد نمایند و در عین حال ادارک طبیعی بودن را نیز نابود ننمایند.

سامان‌دهی مبلمان و تجهیزات شهری

استفاده از نورپردازی مناسب در شب؛ کیوسک‌های اطلاع رسانی و مطبوعاتی و اغذیه فروشی­های کوچک؛

سامان‌دهی جریان سواره

حذف جریان سواره از بستر رودخانه که به‌صورت کنارگذر در سال‌های اخیر احداث شده­اند.

سامان‌دهی جریان پیاده

برقراری امکان دسترسی به بستر رودخانه جهت استفاده از فضاهای وسیع‌تر آن؛  ایجاد فضاهای مکث مناسب در جریان آمد و شد پیاده در طول مسیر.

سامان‌دهی نشانه­های طبیعی و انسان ساخت

حفظ دیدهای راهبردی به منظر رودخانه، مرمت نشانه­های تاریخی موجود مانند پل تاریخی علی بن حمزه (ع) و بازآفرینی نشانه­های گذشته مانند تصاویر تاریخی موجود از رودخانه.

سامان‌دهی گونه های مختلف تجربه منظر

طراحی مکان‌هایی برای تحقق فعالیت‌های اجتماعی و هنری در منظر رودخانه مانند نقاشی، محل‌هایی برای دیوارنگاری و مکان‌های پیش بینی شده برای نوشتن یادگاری، توسعه ظرفیت رودخانه جهت ورزش و پیاده روی و دوچرخه سواری.

سامان‌دهی هویت فرهنگی و خاطرات جمعی

ثبت خاطرات محلی و فولکلور موجود در زمینه رودخانه، تاکید بر رودخانه به عنوان تنها عنصر طبیعی و خطی شهر و استفاده از آن به عنوان یکی از جاذبه­های طبیعی شیراز.

سامان‌دهی حفاظت رسمی و قانونی منظر

تعیین حریم بصری و منظرین رودخانه و ضوابط طراحی و ساخت در اطراف آن.

 

پژوهش در زمینه ادراک اجتماعی به معنای پژوهش در ارزش‌های شکننده­ای است که منظر به عنوان نمود و ابزار انتقال آن در یک جامعه عمل می­نماید و شامل ارزش‌های فرهنگی (خاطرات و هویت) و ارزش‌های ثمردهی یا بهره­بری (تولید و تفریح) می­باشد. از سوی دیگر بازآفرینی شهری به عنوان اصلی­ترین رویکرد مرمت شهری در دوران معاصر، به عنوان رویکردی مداخله­گر با نگاه به گذشته و بدون پاک‌سازی هویت‌های تاریخی دوره­های مختلف شناخته می­شود که به خلق هویتی جدید متناسب با شرایط زندگی مردمان حاضر می­پردازد. بررسی ادراک اجتماعی شهروندان از منظر رودخانه خشک شیراز نشان داد که از مجموع شاخص‌های «ارتباط مردم با منظر» و «ارتباط منظر با مردم» بیش‌ترین تاکید بر مولفه های ارتباط منظر با مردم است. بدین ترتیب منظر رودخانه به‌واسطه ظرفیت‌های طبیعی و موجود خود در فرایند ادراک وارد شده و شهورندان به سبب عدم برنامه ریزی و مدیریت مناسب مسئولان تعامل اندکی با منظر دارند. از این جهت فرایند بازآفرینی منظر رودخانه در قالب راهبردهای سه گانه ای قابل تعریف می باشد (نمودار 3):

الف) «راهبرد فرهنگی، نمادین و هویتی»، سامان‌دهی مولفه های طبیعی منظر (گیاهی، آبی و جانوری) جهت ارتقای شاخص احساس طبیعی بودن متناسب با شرایط زیست محیطی بستر رودخانه، سامان‌دهی و مدیریت عناصر نشانه ای طبیعی و انسان ساخت و سامان‌دهی خاطرات جمعی توسط حفظ، مرمت و بازسازی عناصر و اماکن خاطره ساز و تبلیغ و ثبت بصری و کالبدی آن‌ها در منظر؛

ب) «راهبرد تفریحی» شامل مجموعه راهبردها و راهکارهای سامان‌دهی مبلمان شهری، تعدیل و هدایت جریان سواره و پیاده، سامان‌دهی انواع تجربه منظر توسط شهروندان بویژه تجربه بصری و تعریف مکان‌هایی برای نشان گذاری شهروندان در منظر رودخانه؛

ج) «راهبرد حساسیت اجتماعی و قانونی» تبیین سیاست‌های قانونی و رسمی حفاظت از منظر رودخانه مبتنی بر افزایش مشارکت مدنی و رسانه ای و فعال سازی بخش خصوصی و تعریف کارگروه های تخصصی در نهادهای مدیریت شهری.

 

 

 

 

 

نمودار 3- فرآیند بازآفرینی منظر رودخانه شهری بر اساس مولفه‌های ادراک اجتماعی

Chart 3- Process of urban river landscape regeneration based on social perception indicators

 

 


منابع

 

1-      بل، سیمون (1382). منظر؛ الگو، ادراک و فرآیند، ترجمه دکتر بهناز امین زاده، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.

2-      خراسانی زاده، محسن(1382). مباحثی درباره شناخت معماری منظر، فصلنامه معماری ایران، شماره 12و 13، 16-10.

3-   موسسه منظر و موسسه مدیریت و ارزیابی زیست محیطی (1385). دستور العمل‌های ارزیابی منظر و آثار بصری، ترجمه دکتر منوچهر طبیبیان، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.

4-      Lindholm, G. 2011. 'Visible Gestures' : On Urban Landscape Perspectives In Planning. Planning Theory, 1-15.

5-      حاجی­پور، خلیل (1385). مقدمه‌ای بر سیر تحول و تکوین رویکردهای مرمت شهری، فصلنامه اندیشه ایرانشهر، ش 9 و 10، 26-16.

6-   پوراحمد، احمد و حبیبی، کیومرث و کشاوز، مهناز (1389). سیر تحول مفهوم شناسی بازآفرینی شهری به عنوان رویکردی نو در بافت‌های فرسوده شهری، فصلنامه مطالعات شهر ایرانی اسلامی، ش 1، 92-73.

7-      Couch, Chris And Sykes, Olivier And Borstinghaus, Wolfgang (2011). “Thirty Years Of Urban Regeneration In Britain, Germany And France: The Importance Of Context And Path Dependency”, Progress In Planning, 75: 1–52.

8-      Yu, Jung-Ho And Kwon, Hae-Rim (2011). “Critical Success Factors For Urban Regeneration Projects In Korea”, International Journal Of Project Management, 29: 889–899.

9-      Roca, Mike (2003). “Assessing The Discourses And Practices Of Urban Regeneration In A Growing Region”, Geoforum 34: 37–55.

10-  Sairinen, Rauno And Kumpulainen, Satu (2006). “Assessing Social Impacts In Urban Waterfront Regeneration”, Environmental Impact Assessment Review, 26: 120– 135.

11-  Uysal, Ulke Evrim (2012), “An Urban Social Movement Challenging Urban Regeneration: The Case Of Sulukule, Istanbul”, Cities, 29: 12-22.

12-  Orueta, Fernando Dıaz (2007). “Madrid: Urban Regeneration Projects And Social Mobilization”, Cities, 24(3): 183–193.

13-  Bailey, Nick (2010). “Understanding Community Empowerment In Urban Regeneration And Planning In England: Putting Policy And Practice In Context”, Planning Practice And Research, 25(3): 317-332.

14-  Sasaki, Masayuki (2010). “Urban Regeneration Through Cultural Creativity And Social Inclusion: Rethinking Creative City Theory Through A Japanese Case Study”, Cities, 27: S3–S9.

15-  Couch, Chris And Dennemann, Annekatrin (2000). “Urban Regeneration And Sustainable Development In Britain”, Cities, 17(2): 137–147.

16- کوکبی، لیلا، امین­زاده، بهناز (1387). کاربرد اکولوژی سیمای سرزمین در حفاظت و بهسازی رودخانه­های درون­شهری: مطالعه موردی رودخانه خشک شیراز، فصلنامه علوم محیطی، سال 6، شماره 2، 120-105.

17- پورجعفر، محمدرضا، صادقی، علیرضا، احمدی، فریال (1389). بسط اصول و معیارهای طراحی منظر پایدار در مرمت طبیعی مسیل خشک شیراز، فصلنامه علوم محیطی، شماره 4، 202-193.

18-  منصوری، سید امیر، حبیبی، امین (1389)، تبیین و ارزیابی مولفه­های موثر بر ارتقای نقش منظر در پایداری محیط؛ بررسی موردی رودخانه خشک شیراز، فصلنامه باغ نظر، سال7، شماره 15، صص 78-63.

19-  زندیه، مهدی، جافرمن، محمود (1389). رهیافتی در منظر پایدار بر روی رودخانه­های دایمی، فصلنامه باغ نظر، سال 7، شماره 14، 26-15.

20-  Deming, M. E. & Swaffield, S. 2011. Landscape Architecture Research; Inquiry, Strategy, Design, John Wiley & Sons, Inc.

21-  اسدپور، علی (1392). راهبردهای توصیفی در پژوهش منظر، فصلنامه علمی- ترویجی منظر، شماره 22، 25-22.

22-  Cassatella, C. 2011. Assessing Visual And Social Perceptions Of Landscape. In: Cassatella, C., Peano, Attilia (Ed.) Landscape Indicators; Assessing And Monitoring Landscape Quality. Springer.

23-  Tveit, M., Ode, A. & Fry, G. 2006. Key Concepts In A Framework For Analysing Visual Landscape Character. Lanscape Research, 31, 229-255.

24-  لنگ، جان (1386). آفرینش نظریه معماری؛ نقش علوم رفتاری در طراحی محیط، ترجمه دکتر علیرضا عینی فر، چاپ سوم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.

25-  Nasar, J. L. 2011. Environmental Psychology And Urban Design. In: Banerjee, T., Sideris, Anastasia Loukaitou (Ed.) Companion To Urban Design.

26-  Zube, E. H., Sell, J. L. & Taylor, J. G. 1982. Landscape Perception: Research, Application And Theory. Landscape Planning, 9, 1 – 33.

27-  بهزادفر، مصطفی، قاضی زاده، سیده ندا (1390). حس رضایت از فضاهای باز مسکونی؛ نمونه مورد مطالعه مجتمع‌های مسکونی شهر تهران، فصلنامه هنرهای زیبا- معماری و شهرسازی، شماره 45، 15-24.

28-  رفیعیان، مجتبی، خدائی، زهرا (1388). بررسی شاخص‌ها و معیارهای موثر بر رضایت‌مندی شهروندان از فضاهای عمومی شهری، فصلنامه راهبرد، شماره 53، 248-227.

29-  Che, Y., Yang, K., Chen, T. & Xu, Q. 2012. Assessing A Riverfront Rehabilitation Project Using The Comprehensive Index Of Public Accessibility. Ecological Engineering, 40, 80-87.

30-  Kaplan, R. & Kaplan, S. 1989. The Experience Of Nature: A Psyvological Perspective, Combridge University Press.

31-  Nassauer, J. 1979. Managing For Naturalness In Wildland And Agricultural Landscapes. The National Conference On Applied Techniques For Analysis And Management Of The Visual Resource. Incline Village, Nevada.

32-  Ozguner, H. & Kendle, A. D. 2006. Public Attitudes Towards Naturalistic Versus Designed Landscapes In The City Of Sheffield (Uk). Landscape And Urban Planning, 74, 139–157.

33-  Lamb, R. J. & Purcell, A. T. 1990. Perception Of Naturalness In Landscape And Its Relationship To Vegetation Structure. Landscape And Urban Planning, 19, 333-352.

34-  Churchward, C., Palmer, J. F., Nassauer, J. I. & Swanwick, C. A. 2013. Evaluation Of Methodologies For Visual Impact Assessments. Washington, D.C.: Transportation Research Board.

35-  Soliva, R. & Hunziker, M. 2009. Beyond The Visual Dimension: Using Ideal Type Narratives To Analyse People’s Assessments Of Landscape Scenarios. Land Use Policy, 26, 284–294.

36-  Iema & Li 2002. Guidelines For Landscape And Visual Impact Assessment, Spon Press.

37-  Mansvelt, J. D. & Kuiper, J. 1999. Criteria For The Humanity Realm: Psychology And Physiognomy And Cultural Heritage. In: Mansvelt, J. D. V., Lubbe, M. J. Van Der (Ed.) Checklist For Sustainable Landscape Management. Amsterdam: Elsevier Science.

38-  Stobbelaar, D. J. & Pedroli, B. 2011. Perspectives On Landscape Identity: A Conceptual Challenge. Lanscape Research, 36, 321-339.

39-  Larsen, S. E. 1997. Landscape, Identity And Literature. Journal Of Literary Studies, 13, 284-302.

40-  فیضی، محسن، اسدپور، علی (1392). تحلیل منظر کلان تاریخی شیراز بر اساس ترسیم‌های جهان‌گردان خارجی، فصلنامه باغ نظر، شماره 24، 12-3.


 



1*- (مسوول مکاتبات): دکتری معماری منظر از دانشگاه علم و صنعت ایران، استادیار دانشگاه هنر شیراز، فارس، ایران.

2- دانشیار دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.

[3]- استاد دانشکده معماری و شهرسازی، دانشگاه علم و صنعت ایران، تهران، ایران.

1- PhD in Landscape Architecture from Iran University of Science & Technology, Assistant Professor at Shiraz University of Arts, Fars, Iran.* ( Corresponding Author)

2- Associated professor, Iran University of Science & Technology, Tehran, Iran.

3- Professor, Iran University of Science & Technology, Tehran, Iran.

[7]- Urban Landscape

[8]- Setting

1-      بل، سیمون (1382). منظر؛ الگو، ادراک و فرآیند، ترجمه دکتر بهناز امین زاده، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.

2-      خراسانی زاده، محسن(1382). مباحثی درباره شناخت معماری منظر، فصلنامه معماری ایران، شماره 12و 13، 16-10.

3-   موسسه منظر و موسسه مدیریت و ارزیابی زیست محیطی (1385). دستور العمل‌های ارزیابی منظر و آثار بصری، ترجمه دکتر منوچهر طبیبیان، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.

4-      Lindholm, G. 2011. 'Visible Gestures' : On Urban Landscape Perspectives In Planning. Planning Theory, 1-15.

5-      حاجی­پور، خلیل (1385). مقدمه‌ای بر سیر تحول و تکوین رویکردهای مرمت شهری، فصلنامه اندیشه ایرانشهر، ش 9 و 10، 26-16.

6-   پوراحمد، احمد و حبیبی، کیومرث و کشاوز، مهناز (1389). سیر تحول مفهوم شناسی بازآفرینی شهری به عنوان رویکردی نو در بافت‌های فرسوده شهری، فصلنامه مطالعات شهر ایرانی اسلامی، ش 1، 92-73.

7-      Couch, Chris And Sykes, Olivier And Borstinghaus, Wolfgang (2011). “Thirty Years Of Urban Regeneration In Britain, Germany And France: The Importance Of Context And Path Dependency”, Progress In Planning, 75: 1–52.

8-      Yu, Jung-Ho And Kwon, Hae-Rim (2011). “Critical Success Factors For Urban Regeneration Projects In Korea”, International Journal Of Project Management, 29: 889–899.

9-      Roca, Mike (2003). “Assessing The Discourses And Practices Of Urban Regeneration In A Growing Region”, Geoforum 34: 37–55.

10-  Sairinen, Rauno And Kumpulainen, Satu (2006). “Assessing Social Impacts In Urban Waterfront Regeneration”, Environmental Impact Assessment Review, 26: 120– 135.

11-  Uysal, Ulke Evrim (2012), “An Urban Social Movement Challenging Urban Regeneration: The Case Of Sulukule, Istanbul”, Cities, 29: 12-22.

12-  Orueta, Fernando Dıaz (2007). “Madrid: Urban Regeneration Projects And Social Mobilization”, Cities, 24(3): 183–193.

13-  Bailey, Nick (2010). “Understanding Community Empowerment In Urban Regeneration And Planning In England: Putting Policy And Practice In Context”, Planning Practice And Research, 25(3): 317-332.

14-  Sasaki, Masayuki (2010). “Urban Regeneration Through Cultural Creativity And Social Inclusion: Rethinking Creative City Theory Through A Japanese Case Study”, Cities, 27: S3–S9.

15-  Couch, Chris And Dennemann, Annekatrin (2000). “Urban Regeneration And Sustainable Development In Britain”, Cities, 17(2): 137–147.

16- کوکبی، لیلا، امین­زاده، بهناز (1387). کاربرد اکولوژی سیمای سرزمین در حفاظت و بهسازی رودخانه­های درون­شهری: مطالعه موردی رودخانه خشک شیراز، فصلنامه علوم محیطی، سال 6، شماره 2، 120-105.

17- پورجعفر، محمدرضا، صادقی، علیرضا، احمدی، فریال (1389). بسط اصول و معیارهای طراحی منظر پایدار در مرمت طبیعی مسیل خشک شیراز، فصلنامه علوم محیطی، شماره 4، 202-193.

18-  منصوری، سید امیر، حبیبی، امین (1389)، تبیین و ارزیابی مولفه­های موثر بر ارتقای نقش منظر در پایداری محیط؛ بررسی موردی رودخانه خشک شیراز، فصلنامه باغ نظر، سال7، شماره 15، صص 78-63.

19-  زندیه، مهدی، جافرمن، محمود (1389). رهیافتی در منظر پایدار بر روی رودخانه­های دایمی، فصلنامه باغ نظر، سال 7، شماره 14، 26-15.

20-  Deming, M. E. & Swaffield, S. 2011. Landscape Architecture Research; Inquiry, Strategy, Design, John Wiley & Sons, Inc.

21-  اسدپور، علی (1392). راهبردهای توصیفی در پژوهش منظر، فصلنامه علمی- ترویجی منظر، شماره 22، 25-22.

22-  Cassatella, C. 2011. Assessing Visual And Social Perceptions Of Landscape. In: Cassatella, C., Peano, Attilia (Ed.) Landscape Indicators; Assessing And Monitoring Landscape Quality. Springer.

23-  Tveit, M., Ode, A. & Fry, G. 2006. Key Concepts In A Framework For Analysing Visual Landscape Character. Lanscape Research, 31, 229-255.

24-  لنگ، جان (1386). آفرینش نظریه معماری؛ نقش علوم رفتاری در طراحی محیط، ترجمه دکتر علیرضا عینی فر، چاپ سوم، انتشارات دانشگاه تهران، تهران.

25-  Nasar, J. L. 2011. Environmental Psychology And Urban Design. In: Banerjee, T., Sideris, Anastasia Loukaitou (Ed.) Companion To Urban Design.

26-  Zube, E. H., Sell, J. L. & Taylor, J. G. 1982. Landscape Perception: Research, Application And Theory. Landscape Planning, 9, 1 – 33.

27-  بهزادفر، مصطفی، قاضی زاده، سیده ندا (1390). حس رضایت از فضاهای باز مسکونی؛ نمونه مورد مطالعه مجتمع‌های مسکونی شهر تهران، فصلنامه هنرهای زیبا- معماری و شهرسازی، شماره 45، 15-24.

28-  رفیعیان، مجتبی، خدائی، زهرا (1388). بررسی شاخص‌ها و معیارهای موثر بر رضایت‌مندی شهروندان از فضاهای عمومی شهری، فصلنامه راهبرد، شماره 53، 248-227.

29-  Che, Y., Yang, K., Chen, T. & Xu, Q. 2012. Assessing A Riverfront Rehabilitation Project Using The Comprehensive Index Of Public Accessibility. Ecological Engineering, 40, 80-87.

30-  Kaplan, R. & Kaplan, S. 1989. The Experience Of Nature: A Psyvological Perspective, Combridge University Press.

31-  Nassauer, J. 1979. Managing For Naturalness In Wildland And Agricultural Landscapes. The National Conference On Applied Techniques For Analysis And Management Of The Visual Resource. Incline Village, Nevada.

32-  Ozguner, H. & Kendle, A. D. 2006. Public Attitudes Towards Naturalistic Versus Designed Landscapes In The City Of Sheffield (Uk). Landscape And Urban Planning, 74, 139–157.

33-  Lamb, R. J. & Purcell, A. T. 1990. Perception Of Naturalness In Landscape And Its Relationship To Vegetation Structure. Landscape And Urban Planning, 19, 333-352.

34-  Churchward, C., Palmer, J. F., Nassauer, J. I. & Swanwick, C. A. 2013. Evaluation Of Methodologies For Visual Impact Assessments. Washington, D.C.: Transportation Research Board.

35-  Soliva, R. & Hunziker, M. 2009. Beyond The Visual Dimension: Using Ideal Type Narratives To Analyse People’s Assessments Of Landscape Scenarios. Land Use Policy, 26, 284–294.

36-  Iema & Li 2002. Guidelines For Landscape And Visual Impact Assessment, Spon Press.

37-  Mansvelt, J. D. & Kuiper, J. 1999. Criteria For The Humanity Realm: Psychology And Physiognomy And Cultural Heritage. In: Mansvelt, J. D. V., Lubbe, M. J. Van Der (Ed.) Checklist For Sustainable Landscape Management. Amsterdam: Elsevier Science.

38-  Stobbelaar, D. J. & Pedroli, B. 2011. Perspectives On Landscape Identity: A Conceptual Challenge. Lanscape Research, 36, 321-339.

39-  Larsen, S. E. 1997. Landscape, Identity And Literature. Journal Of Literary Studies, 13, 284-302.

40-  فیضی، محسن، اسدپور، علی (1392). تحلیل منظر کلان تاریخی شیراز بر اساس ترسیم‌های جهان‌گردان خارجی، فصلنامه باغ نظر، شماره 24، 12-3.