بررسی و تحلیل اثرات بهبود کیفیت محیط‌زیست بر امید به زندگی در ایران (یک رویکرد اقتصادی)

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه رازی

2 دانشجوی دکتری اقتصاد پولی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد *(مسوول مکاتبات

3 کارشناس ارشد علوم اقتصادی، دانشکده اقتصاد، دانشگاه رازی

4 دانشجوی دکتری اقتصاد بخش عمومی،دانشکده اقتصاد، دانشگاه رازی

10.22034/jest.2020.10465

چکیده

زمینه و هدف: آلودگی زیست‌محیطی علاوه بر اینکه اثرات منفی بر فرآیند توسعه‌یافتگی کشورها برجا می‌گذارد، می‌تواند سایر جنبه‌های کمی و کیفی زندگی انسان‌ها را تحت شعاع قرار دهد و به‌شدت بر امید به زندگی که یکی از اجزای مهم شاخص توسعه انسانی می‌باشد، اثرگذار است. با توجه به اهمیت انکارناپذیر امید به زندگی،  بررسی عوامل اثرگذار بر آن در ایران به‌منظور دستیابی به توسعه پایدار، ارتقای اوضاع سلامت جامعه و تخصیص بهینه منابع فردی و ملی ضروری به نظرمی­رسد. لذا هدف از این مطالعه، بررسی عوامل مؤثر بر سلامتی می­باشد و فرض شده است که سلامتی از طریق عوامل اقتصادی، اجتماعی و محیطی متأثر می‌شود که یکی از این عوامل محیطی آلودگی محیط زیست می­باشد.
روش بررسی: به منظور بررسی اثرات بهبود کیفیت محیط­زیست بر امید به زندگی در ایران، از اطلاعات آماری مربوط به 30 استان کشور و در دوره زمانی 1393-1382 استفاده شده است. همچنین با بهره­گیری از روش گشتاورهای تعمیم­یافته، تابع تولید سلامتی برآورد و ضرایب عوامل مؤثر بر امید به زندگی به عنوان شاخص سلامتی مورد بررسی قرار گرفته است. لازم به ذکر است در این مطالعه از میزان انتشار گاز دی­اکسیدکربن در استان­ها به عنوان شاخص بهبود کیفیت محیط­زیست استفاده شده است.
یافته­ها: نتایج تحقیق حاکی از وجود یک اثر منفی و معنادار آلودگی محیط­زیست بر امید به زندگی است؛ به عبارتی هرچه انتشار CO2 افزایش یابد؛ میزان امید به زندگی در استان­های کشور کاهش می­یابد. رابطه­ی درآمد سرانه، شاخص صنعتی شدن و نرخ باسوادی با امید به زندگی، مثبت و معنادار می­باشد. اما مخارج بهداشتی سرانه، نرخ شهرنشینی و وقفه آلودگی دارای اثر منفی بر امید به زندگی می­باشند.
بحث و نتیجه­گیری: با توجه به نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر، افزایش آلودگی، افزایش مرگ­ومیر و کاهش سن امید به زندگی را در پی دارد. از آنجایی که پیامدهای منفی غیرقابل اغماض آلودگی بر امید به زندگی در قالب شاخص سلامت و یا توسعه انسانی مطرح است، لذا لحاظ کردن مؤلفه آلودگی و اثر آن بر سنجش امید به زندگی از یک­سو می­تواند سطح توسعه­یافتگی کشور را بالا ببرد و از سوی دیگر سلامت افراد و محیط­زیست را به همراه دارد چرا که حفاظت از محیط­زیست در سیستم برنامه­ریزی یک کشور می­تواند توسعه پایدار را محقق سازد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست، دورهبیست و دوم، شماره یک، فروردین  ماه 99

بررسی و تحلیل اثرات بهبود کیفیت محیط­زیست بر امید به زندگی در ایران

(یک رویکرد اقتصادی)

 

آزاد خانزادی[1]

ساجده جلیلیان[2]*

sajedejalilian1368@gmail.com

سارا مرادی[3]

مریم حیدریان[4]

 تاریخ دریافت:30/05/95

تاریخ پذیرش: 13/11/95

چکیده:

زمینه و هدف: آلودگی زیست‌محیطی علاوه بر اینکه اثرات منفی بر فرآیند توسعه‌یافتگی کشورها برجا می‌گذارد، می‌تواند سایر جنبه‌های کمی و کیفی زندگی انسان‌ها را تحت شعاع قرار دهد و به‌شدت بر امید به زندگی که یکی از اجزای مهم شاخص توسعه انسانی می‌باشد، اثرگذار است. با توجه به اهمیت انکارناپذیر امید به زندگی،  بررسی عوامل اثرگذار بر آن در ایران به‌منظور دستیابی به توسعه پایدار، ارتقای اوضاع سلامت جامعه و تخصیص بهینه منابع فردی و ملی ضروری به نظرمی­رسد. لذا هدف از این مطالعه، بررسی عوامل مؤثر بر سلامتی می­باشد و فرض شده است که سلامتی از طریق عوامل اقتصادی، اجتماعی و محیطی متأثر می‌شود که یکی از این عوامل محیطی آلودگی محیط زیست می­باشد.

روش بررسی: به منظور بررسی اثرات بهبود کیفیت محیط­زیست بر امید به زندگی در ایران، از اطلاعات آماری مربوط به 30 استان کشور و در دوره زمانی 1393-1382 استفاده شده است. همچنین با بهره­گیری از روش گشتاورهای تعمیم­یافته، تابع تولید سلامتی برآورد و ضرایب عوامل مؤثر بر امید به زندگی به عنوان شاخص سلامتی مورد بررسی قرار گرفته است. لازم به ذکر است در این مطالعه از میزان انتشار گاز دی­اکسیدکربن در استان­ها به عنوان شاخص بهبود کیفیت محیط­زیست استفاده شده است.

یافته­ها: نتایج تحقیق حاکی از وجود یک اثر منفی و معنادار آلودگی محیط­زیست بر امید به زندگی است؛ به عبارتی هرچه انتشار CO2 افزایش یابد؛ میزان امید به زندگی در استان­های کشور کاهش می­یابد. رابطه­ی درآمد سرانه، شاخص صنعتی شدن و نرخ باسوادی با امید به زندگی، مثبت و معنادار می­باشد. اما مخارج بهداشتی سرانه، نرخ شهرنشینی و وقفه آلودگی دارای اثر منفی بر امید به زندگی می­باشند.

بحث و نتیجه­گیری: با توجه به نتایج بدست آمده از پژوهش حاضر، افزایش آلودگی، افزایش مرگ­ومیر و کاهش سن امید به زندگی را در پی دارد. از آنجایی که پیامدهای منفی غیرقابل اغماض آلودگی بر امید به زندگی در قالب شاخص سلامت و یا توسعه انسانی مطرح است، لذا لحاظ کردن مؤلفه آلودگی و اثر آن بر سنجش امید به زندگی از یک­سو می­تواند سطح توسعه­یافتگی کشور را بالا ببرد و از سوی دیگر سلامت افراد و محیط­زیست را به همراه دارد چرا که حفاظت از محیط­زیست در سیستم برنامه­ریزی یک کشور می­تواند توسعه پایدار را محقق سازد.

 واژه­های کلیدی: کیفیت محیط­زیست، انتشار دی­اکسیدکربن، امید به زندگی، گشتاورهای تعمیم­یافته، ایران

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

J. Env. Sci. Tech., Vol 22, No.1,March, 2020

 

 


Analyzing Effects of Environment Quality Improvement on Life Expectancy in Iran (Based on Economic Approach)

 

Azad Khanzadi[5]

Sajede Jalilian[6]*

sajedejalilian1368@gmail.com

Sara Moradi[7]

Maryam Heidarian[8]

Accepted: 2017.02.01

Received: 2016.08.20

Abstract:

Background and Objective: In addition to environmental pollution negative effects on development process of countries, it can affect other aspects of quantity and quality of human life and on life expectancy as an important component of Human Development Index. According to undeniable importance of life expectancy and its role in sustainable development, public health promotion and optimal allocation of individual and national resources, the purpose of this study is to investigate the factors that affecting health quality; hence we assume that health quality promote through economic, social and environmental factors such as environmental pollution.

Method: In order to investigate the effects of environmental quality improvement on life expectancy in Iran, we use statistical information of 30 provinces during the period 2003-2014 by using Generalized Method of Moments; and health production function estimated for this purpose. It should be noted that the carbon dioxide emissions has been used in provinces as an indicator of environment quality.

Findings: The results indicates that environmental pollution have a significant and negative impact on life expectancy, In other words, increasing CO2 emissions reduced life expectancy in Iran provinces. The relationship between GDP per capita, industrialization index and literacy rate with life expectancy are significant and positive. But health's per capita expenditures, urbanization rate and lag pollution have a negative impact on life expectancy.

Discussion and Conclusion: According to the obtained results of this study, increased pollution associated with increased mortality and reduced life expectancy. Since non-negligible negative consequences of pollution on life expectancy in the form of health index or human development is concerned, therefore in terms of the pollution component and its effect on measuring life expectancy in one hand could raise development leveland in other hand it is associated with people health and environment; so environmental protection in a society’s planning system can achieve sustainable development.

Keywords: Environmental Quality, Carbon Dioxide Emissions, Life Expectancy, GMM

مقدمه

 

در تلاش برای رفاه نوع بشر، سلامتی، به‌عنوان وسیله و هدفی مهم و ارزشمند محسوب می‌شود، ازاین‌رو اقتصاددانان و سیاست‌گذاران توجه زیادی در یافتن روش و مکانیزم بهینه برای ارتقای سلامتی جامعه داشته‌اند. در سالیان اخیر این تلاش‌ها تأثیراتی ارزشمند بر روی سلامتی و رفاه انسان‌ها در بسیاری از نقاط جهان داشته‌اند. برای دستیابی به سطوح بالایی از سلامتی، شناسایی ماهیت سلامت و همچنین عوامل تأثیرگذار بر آن مهم‌ترین نقش را خواهند داشت. در صورتی­که عوامل تهدیدکننده سلامتی و اهمیت آن‌ها مشخص نگردد، اقدامات صورت گرفته برای ارتقای سلامتی فرد و جامعه در فضایی از تردید انجام خواهند گرفت. ازجمله عوامل محیطی تهدیدکننده امید به زندگی، آلودگی محیط‌زیست می‌باشد. آثار آلودگی هوا بر سلامت انسان از دیرباز موردتوجه بوده است. حتی پیش از انجام شدن مطالعات کلاسیک و مدرن در این زمینه، رخدادهایی مانند افزایش شدید سطح ذرات معلق در انگلستان که با افزایش شدید تعداد مرگ در یک فاصله کوتاه زمانی همراه بوده، توجه محققان و مردم را به این موضوع جلب کرده است. از اوایل دهه 1990، آلودگی هوای شهرها، به‌ویژه کلان‌شهرهای کشورهای درحال‌توسعه به عنوان مهم‌ترین نگرانی‌های زیست‌محیطی جهان شناخته‌شده است. ذرات معلق در هوا می‌تواند عوارض کوتاه‌مدت و درازمدت بر سلامت ساکنان مناطق آلوده ایجاد نماید. تأثیر آلودگی هوا بر افراد مختلف متفاوت است. آسیب‌پذیری برخی افراد نظیر کودکان کم سن و سال و سالمندان بیش از سایرین است. سالیانه سه میلیون نفر در اثر آلودگی هوا جان خود را از دست می‌دهند و در برخی کشورها تعداد افرادی که در اثر همین عامل جان خود را دست می‌دهند بیشتر از قربانیان سوانح رانندگی است (1).  با توجه به اهمیت انکارناپذیر امید به زندگی، بررسی عوامل اثرگذار بر آن در ایران به‌منظور دستیابی به توسعه پایدار[9]، ارتقای اوضاع سلامت جامعه و تخصیص بهینه منابع فردی و ملی ضروری به نظرمی­رسد. لذا در این مطالعه عوامل مؤثر بر سلامتی با استفاده از تخمین تابع تولید سلامتی بررسی می‌شود، فرض شده است که سلامتی از طریق عوامل اقتصادی، اجتماعی و محیطی متأثر می‌شود که یکی از این عوامل محیطی آلودگی محیط زیست می­باشد.

سازماندهی مقاله بدین ترتیب است: پس از بیان مقدمه در بخش اول، در بخش دوم به بیان مبانی نظری و پیشینه تحقیق پرداخته خواهدشد. در بخش سوم روش تحقیق و مدل مورد استفاده معرفی می­شوند. در بخش چهارم یافته­های پژوهش و در نهایت در بخش پنجم نتایج و پیشنهادات ارائه می­گردد.

ادبیات موضوع

 مبانی نظری

مردم در کشورهای توسعه‌یافته به رفاه اقتصادی دست‌یافته‌اند ولی احساس نمی‌کنند که زندگی‌شان از کیفیت مطلوبی برخوردار باشد. پس، رشد شاخص تولید ناخالص داخلی که معرف رشد اقتصادی است نمی‌تواند معیار بهبود کیفیت زندگی مردم تلقی شود. ازاین‌رو، برای نخستین بار، در سال 2005 میلادی، واحد اطلاعاتی اکونومیست[10]، شاخص اقتصادی- اجتماعی جدیدی را به‌منظور رتبه‌بندی کشورهای جهان ارائه کرد. این معیار رتبه‌بندی را شاخص کیفیت زندگی[11]، نام‌گذاری کرده‌اند.

عوامل نه‌گانه­­ی کیفیت زندگی و شاخص‌های به کار گرفته‌شده در نمایش چنین عواملی عبارت‌اند از:

1.تعالی مادی: سرانه تولید ناخالص ملی 2. سلامتی: امید به زندگی در بدو تولد 3. ثبات سیاسی و امنیت:  نرخ ثبات سیاسی و امنیت 4. زندگی خانوادگی: نرخ طلاق) در هر هزار نفر( 5. زندگی اجتماعی:  نرخ حضور در اماکن مذهبی یا عضویت در سندیکاها 6. اقلیم و جغرافیا:  عرض جغرافیائی، شرایط اقلیمی بین گرمتر و سردتر را مشخص می‌سازد. 7. امنیت شغلی: نرخ  بیکاری 8. آزادی سیاسی:متوسط شاخص های آزادی های مدنی و  سیاسی 9. برابری جنسیتی: نسبت متوسط درآمد مرد و زن، بر اساس آخرین داده‌های در دسترس حال از بین عوامل نه‌گانه کیفیت زندگی، سلامت برای ما حائز اهمیت می‌باشد. هرچند که وضعیت سلامت جوامع، مفهومی وسیع و پیچیده و یک پروسه چند محوری و درعین‌حال بسیار مهم است و شاخصی برای نشان دادن ابعاد مختلف این مفهوم گسترده وجود ندارد. بنابراین، برای بررسی وضعیت سلامت در مطالعات مختلف، شاخص‌های متفاوتی استفاده‌شده است. از این شاخص‌های مهم می‌توان به امید به زندگی در بدو تولد، میزان مرگ‌ومیر کودکان و میزان مرگ‌ومیر مادران اشاره کرد. البته شاخص‌های معتبرتری مثل امید به زندگی تطبیق یافته با سلامت[12] را اخیراً سازمان جهانی بهداشت[13] معرفی کرده است؛ ولی داده‌های آن فقط برای یک یا دو سال ارائه‌شده است و محاسبه آن نیز نیازمند اطلاعاتی زیاد و پیچیده است. بنابراین با توجه به موارد ذکرشده و اینکه در مطالعات متعددی از شاخص امید به زندگی برای نشان دادن وضعیت سلامت استفاده‌شده، شاخص امید به زندگی در بدو تولد برای این منظور انتخاب‌شده است (2).

 امید به زندگی

امید به زندگی یک شاخص آماری است که نشان می‌دهد متوسط طول عمر در یک جامعه چقدر است و یا به‌عبارت‌دیگر هر عضو آن جامعه چند سال می‌تواند توقع داشته باشد زنده بماند. هرچند از نظر تکنیکی امید به زندگی به‌عنوان زمان مورد انتظار باقیمانده­ی زندگی تعریف‌شده و می­تواند برای هر سنی محاسبه شود اما در اغلب موارد به معنای امید به زندگی در هنگام تولد است و سنجه­ای کمی از وضعیت سلامت و پیامدی از عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی و محیطی است (2). سازمان جهانی بهداشت از این شاخص در کنار شاخص­های آموزش و سطح استاندارد زندگی اقدام به برآورد شاخص توسعه انسانی می­نماید که از مهم­ترین شاخص­های ارزشیابی جوامع کنونی است. لازم به ذکر است که وضع بهداشتی یک جامعه با مجموعه­ای از شاخص­ها بیان می­شود که قطعاً مستقل از یکدیگر نمی­باشند. هرکدام از این شاخص­ها به‌تنهایی بیانگر واقعیتی ویژه هستند (میزان مرگ­ومیر خام، میزان مرگ­ومیر نوزادان، تغییرات این میزان­ها برحسب تغییرات درمانی و پزشکی در مناطق مختلف). امید به زندگی، شاخصی کلی می­باشد که شاخص­های فوق را با مرتبط ساختن آن­ها با یکدیگر خلاصه می­کند (3). امید به زندگی بر اساس نسبت کل سال­های سپری‌شده توسط کل افراد جامعه به تعداد تولدها محاسبه می­شود

سلامتی و بهداشت فرد و جامعه از عوامل متعددی ناشی می‌شود. عوامل خرد و کلان تأثیرگذار بر سلامتی را در حالت کلی می‌توان این‌گونه دسته‌بندی کرد:

الف) عوامل خرد: این دسته از عوامل بر سلامت فردی تأکیددارند و فقط به خصوصیات فردی و سبک زندگی افراد بستگی دارند. عواملی نظیر جنس، سن، وراثت، رژیم غذایی، مصرف دخانیات و الکل و... این دسته کمتر تحت تأثیر سیاست‌های کلان اقتصادی قرار می‌گیرند.

ب) عوامل کلان: این عوامل بر خصوصیات کلان جامعه متمرکز بوده و تحت کنترل افراد جامعه نیستند و از عوامل مختلف اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی و غیره تأثیر می‌پذیرند. اطلاعات مربوط به وضعیت سلامت هر کشور معمولاً از تابع تولید سلامت[14] آن کشور حاصل می‌شود. تابع تولید سلامت رابطه یا جریان داده‌ها و ستانده‌ها را طی دوره زمانی خاصی مشخص می‌کند. ستانده یا خروجی این تابع معیارهایی مانند امید به زندگی یا مرگ‌ومیر هستند. داده‌ها یا ورودی نیز عوامل تأثیرگذار بر معیارهای فوق می‌باشند که از آن‌ها به‌عنوان عوامل مؤثر بر سلامتی یاد می‌شود (نظیر درآمد سرانه، مخارج بهداشتی، سطح آموزش، میزان شهرنشینی و غیره) بنابراین شاخص امید به زندگی نمی‌تواند به‌دوراز این عوامل افزایش یا کاهش یابد(4).

 آلودگی و امید به زندگی

آلاینده‌های محیط‌زیست را می‌توان به دو بخش تقسیم کرد؛ 1- با منشأ انسانی (انسان‌ساز)2- با منشأ طبیعی. آلاینده‌های انسان‌ساز شامل دی‌اکسید کربنCO2، دی­اکسیدگوگرد، اکسیدهای نیتروژن­زا که بیشتر حاصل سوخت ناقص و بی­کیفیت حامل‌های انرژی یا سوزاندن زباله‌ها و نیزارها و نیشکرند. به‌رغم این‌که کربن دی­اکسید یا گازکربنیک CO2 حاضر در اتمسفر در نقش یک سپر حرارتی برای زمین کار می‌کند و با اثر گلخانه‌ای طبیعی خود، از سرما در زمین جلوگیری می‌کند، تراکم­های بالای دی­اکسیدکربن در جو زمین، که با سوختن سوخت‌های فسیلی تولید می­شود، به­عنوان آلاینده جوی شناخته می­شود به‌طورکلی، محصولات ناشی از احتراق سوخت‌های هیدروکربنی، شامل ترکیبات NO, PM، NO2, SO2,CO2, H2O, CO, N2وغیره هستند که در میان آن آلاینده‌ها NO, CO, CO2, PM, NO2, SO2  ترکیبات محیط‌زیست شناخته می‌شوند، این آلاینده­ها عامل اصلی آلودگی شهرهای صنعتی و بزرگ هستند (5).

هرگاه آلودگی و تخریب، محیط‌زیست را فرابگیرد، شیوع انواع بیماری­ها و درنتیجه آن افزایش مرگ­ومیر و کاهش سن امید به زندگی امری بدیهی برای آن کشور و حتی همسایگان خواهد بود. آلودگی گاهی چنان اثرات مخربی به بار می­آورد که تا چند نسل بعد هم ساکنان آن منطقه از آن رنج می­برند و آثارش را متحمل می­شوند. آثار آلودگی هوا به حدی گسترده است که تحقیقات دراین‌باره همچنان ادامه دارد. تاکنون نیز مطالعات تجربی فراوانی، تأثیر آلودگی هوا بر سلامت افراد را موردبررسی قراردادند که برای نمونه می‌توان به مطالعات هانسن و سلته[15] (2000)، نیدل[16] (2004)، کوپ و تول[17] (2004)، حسین­پور و همکاران (2005)، یو و همکاران[18] (2008)، چن و همکاران[19] (2009)، درابو[20] (2010)، گرین استون و حنا[21] (2011) و مزینی و مراد حاصلی (1385) اشاره نمود.

با توجه به اهمیت ویژه دی­اکسیدکربن در آلودگی هوا، از این گاز به­عنوان آلودگی فرامرزی یاد می­شود و به دلیل همبستگی بالای میزان انتشار دی­اکسیدکربن با سایر گازهای آلاینده و داشتن بیشترین میزان فراوانی میان گازهای گلخانه­ای می­تواند به­عنوان شاخص آلودگی هوا مورداستفاده قرار گیرد. لذا در این مطالعه به­منظور بررسی رابطه­ی میان شاخص آلودگی زیست­محیطی و امید به زندگی، دی­اکسیدکربن به­عنوان معیار کیفیت و آلودگی محیط­زیست در نظر گرفته‌شده است.

صنعتی شدن و امید به زندگی

صنعتی شدن همیشه به‌عنوان عنصر ضروری رشد و توسعه اقتصادی در نظر گرفته می­شود و با توجه به اثرات مثبت و متبوع آن بر جامعه و سرانه درآمدی افراد معیارهای اصلی توسعه اقتصادی به شمار  می­رود (6). استدلال غالب در ارزیابی صنعتی شدن این است که تأسیس کارخانه منجر به بهبود وضعیت افراد شده و انسان‌ها می‌توانند امور خود را به انجام برسانند لایتنر[22] (2000) با اشاره به اثر مثبت صنعتی شدن بر رشد اقتصادی با تکیه بر یک مدل اقتصادی با دو بخش صنعت و کشاورزی نتیجه‌گیری کرده است که در جریان توسعه‌ی صنعتی و تکنولوژی به‌تدریج که درآمد سرانه افزایش می‌یابد بر اساس قانون انگل تقاضا به‌طرف کالاهای صنعتی منتقل می‌شود و نقش بخش صنعت و تولیدات صنعتی در رشد اقتصادی پررنگ‌تر می‌شود. گونار میردال[23] همبستگی مستقیم صنعتی­شدن را با توسعه اقتصادی به‌این‌ترتیب توضیح می‌دهد: حجم صنایع ماشینی در هر جامعه معرف بالا بودن سطح تولیدات است. در کشورهای پیشرفته، توسعه صنایع ماشینی با پیشرفت شایان توجه توسعه اقتصادی و افزایش سطح زندگی عامه مردم همراه بوده است و قسمت اعظم تولیدات این کشورها صرف بالا بردن سطح زندگی خود آن‌ها می‌شود. در کشورهای درحال‌توسعه نیز قدرت تولید نیروی انسانی در صنعت به‌طور قابل‌ملاحظه‌ای بیشتر از بخش کشاورزی است که براساس رویه‌های سنتی انجام می‌شود. توسعه صنعت منجر به افزایش میزان جمعیت فعال شاغل در حرفه‌های صنعتی ، رشد ارزش‌افزوده و ارتقای درآمدهای سرانه خواهد شد. ورود صنعت و تکنولوژی در بسیاری از موارد نتایج اقتصادی مطلوبی داشته، اما در کنار آن پیامدهای اجتماعی و زیست‌محیطی مخربی بر جامعه وارد کرده است. تغییرات زیست‌محیطی شدید ناشی از صنایع و تکنولوژی‌ها اغلب خسارت‌های غیرقابل جبرانی به همراه دارد (7).

رشد شهرنشینی و امید به زندگی

شهرنشینی پدیده‌ای بسیار پیچیده و درعین‌حال تأثیرگذار بر زندگی فرد، خانواده، جامعه و کشور است به‌نحوی‌که می‌توان آن را "مؤلفه اصلی سلامت" در قرن 21 نامید. شهرنشینی در درون خود مؤلفه‌های مثبت و منفی زیادی دارد. شواهد علمی حاکی از آن است که شهرنشینی می‌تواند با فراهم آوردن امکانات اقتصادی، اجتماعی و سیاسی، شرایط بهتر سلامت را به دنبال داشته باشد درحالی‌که در اکثر نقاط جهان "شهرنشینی برنامه‌ریزی نشده" متأسفانه اثرات منفی فراوانی را به‌سلامت افراد و جامعه وارد کرده است. "آستر، لویسون، ساراچک[24] " در سال 1969 نشان دادند که دو متغیر شاخص صنعتی بودن و شهرنشینی موجب افزایش آلودگی هوا شده و تأثیرات منفی بر سلامت و امید به زندگی افراد می‌گذارند. شهرنشینی خودبه‌خود بسیاری از چالش‌های سلامت ازجمله: آب و مسائل زیست‌محیطی مثل آلودگی هوا و صدا، تشعشعات زیان‌آور، بیماری‌های غیر واگیر، کم‌تحرکی و تغذیه ناسالم، طغیان بیماری‌های واگیر و نوپدید و بازپدید، خشونت، اعتیاد و الکل، حوادث و سوانح و از همه مهم‌تر نابرابری در سلامت را به همراه دارد. بنابراین اگرچه شهر و شهرنشینی خود یکی از مهم‌ترین شاخص‌های رفاه و توسعه‌ی اجتماعی و اقتصادی محسوب می‌شود در صورت رشد شتابان شهرنشینی، پدیده‌ای به‌عنوان معضل شهرنشینی حادث می‌شود که در بطن خود آسیب‌های متعدد فرهنگی، اجتماعی و اقتصادی و محیطی را برای مردم ایجاد کرده و درنهایت، زندگی بهینه و رفاه معیشتی آن‌ها را تحت‌الشعاع خود قرار می‌دهد.

درآمد و امید به زندگی

درآمد یکی از مهم‌ترین عوامل خرد اقتصادی اجتماعی مؤثر بر سلامت بوده و معمولاً بین درآمد پایین و فقر بهداشت همبستگی بالا و دائمی وجود دارد. سطح درآمد، اوضاع زندگی افراد را شکل می‌دهد، بر عملکرد روانی افراد مؤثر است و بر رفتارهای مرتبط با سلامت مثل کیفیت تغذیه، گستره فعالیت‌های فیزیکی و مصرف الکل و تنباکو اثرگذار است (8) بنابراین، اثرات درآمد سرانه بر سلامت می‌تواند هم مثبت و هم منفی باشد. با افزایش درآمد سرانه، دسترسی بیشتر به کالاها و خدمات باکیفیت، مسکن بهتر و خدمات مراقبت سلامت مطلوب افزایش می‌یابد (اثر مثبت) و برعکس در سطوح درآمدی بالا این نظریه مطرح است که افراد به سمت سبک زندگی ناسالم و پراسترس مثل رژیم غذایی پرچرب، تحرک فیزیکی کمتر و رانندگی پرشتاب تمایل پیدا می‌کنند (اثر منفی) (9و10).

 این عقیده که درآمد وابسته به‌سلامت است، در ادبیات اقتصادی سابقه‌ی طولانی‌ای دارد و برای اولین بار به‌وسیله‌ی پرستون[25] (1975)، مطالعات مؤثری صورت گرفته است. وی تحلیل رابطه بین درآمد و سلامت را، شروعی برای بحث نابرابری سلامت در نظر گرفت و امید به زندگی را در مقابل درآمد سرانه برای مقطعی از کشورها بررسی نمود. پرستون در تحلیل­های خود بیان می­کند که افزایش درآمد تنها محرک بهبود و ترقی سلامت نیست. وی ارتباط بین امید به زندگی و درامد ملی سرانه را در طول دهه­های 1900 تا 1930 و 1960 ترسیم کرد. وی یافته­های خود را به این صورت خلاصه نمود که دلیلی برای پذیرفتن اثر مستقیم درآمد ملی سرانه بر مرگ­ومیر وجود ندارد. این تأثیر غیرمستقیم است و از طرف دیگر درآمد بالاتر منجر به مصرف واقعی بیشتر اقلام مؤثر بر سلامت مانند غذا، مسکن، خدمات بهداشت عمومی و پزشکی، آموزش و فراغت و در جنبه منفی مصرف سیگار و مانند آن می­شود (11)

گروسمن[26] معتقد است، درآمد سرانه، تأثیر مثبتی بر افزایش مصرف کالاها و خدمات منابع مراقبت‌های بهداشتی و سلامتی دارد و به بهبود شرایط سلامتی منجر می­شود (12) اما فوچز[27] (1944)، آستر و دیگران[28] (1969) معتقدند افزایش درآمد سرانه می‌تواند باعث افزایش استرس و درنتیجه، شرایط سلامتی بدتری شود، زیرا امکان دارد به رژیم‌های با چربی و قند بالاتر، ماشین‌های سریع‌تر (و درنتیجه، ورزش کمتر) وغیره منجر شود. بنابراین نمی‌توان نظری قطعی در مورد تأثیر این متغیر بر سلامت در کشورهای مختلف داد.

 آموزش و امید به زندگی

آموزش به مفهوم تعداد سال‌های تحصیل به لحاظ تجربی می‌باشد. در بسیاری از تحقیقات رابطه بین آموزش و سلامتی به‌عنوان یک رابطه­ی معنادار و مثبت بیان‌شده است (13). در تحقیقات اولیه، فرض شده که آموزش رابطه مثبتی با درآمد دارد که این امر می‌تواند اثر مثبتی بر وضعیت سلامتی افراد داشته باشد(14) در تحقیقات بعدی، نه‌تنها رابطه مثبت بین آموزش و درآمد مورد تأیید قرار گرفت، بلکه یک همبستگی مستقیم بین آموزش و سلامتی پس از کنترل متغیر درآمد، کشف شد (15و16). گروسمن در سال 1972 این ایده را مطرح و اثبات کرد که آموزش موجب بهبود کارایی تابع تولید سلامتی می‌شود که این امر
 وضعیت سلامتی را بهبود می‌بخشد. آموزش می‌تواند تأثیر مستقیمی بر سلامتی و رفتارهای سالم از طریق اثر بر کارایی تولیدی و تخصیصی داشته باشد. پیرو مطالعات گروسمن، اقتصاددانان بر این باورند که آموزش، با ایجاد تحول و به وجود آوردن ظرفیت‌های تازه، از سه طریق سلامتی افراد را تحت تأثیر قرار می‌دهد. درواقع آموزش به دلیل تحول در "کارایی فنی"[29]، کارایی تخصیصی "[30]و"رجحان زمانی "[31]بر سلامتی اثر می‌گذارد.

مخارج بهداشتی و امید به زندگی

 مخارج بهداشتی معیاری برای بررسی میزان دسترسی به تسهیلات تولید سلامت در یک جامعه است .درحالی‌که ممکن است مفهوم مخارج سلامت در کشورهای مختلف باهم تفاوت داشته باشد اما پولیر و همکاران[32] یک طبقه‌بندی از کل مخارج سلامت را ارائه کردند(18). کل مخارج سلامت به‌عنوان مجموع مخارج بخش عمومی و خصوصی در سلامت کلی مربوط به کالاها و خدمات در نظر گرفته‌شده است. مخارج سرمایه‌گذاری شده بخش عمومی معمولأ از طریق تأمین اجتماعی، شیوه‌های مختلف مالیات برای شاخه‌های مختلف دولت و هم‌چنین از منابع داخلی شامل هدایا و قرض و وام جذب می‌شود. از طرفی، مخارج سرمایه‌گذاری­شده بخش خصوصی، مبالغ حق بیمه خصوصی و طرح‌های پیش‌پرداخت، مخارج سلامت تعهد شده توسط بنگاه‌های اقتصادی، مخارج سلامت از طریق خدمات سلامت غیرانتفاعی و پرداخت‌های مستقیم افراد برای کالاهای بهداشتی و سلامت را شامل می‌شود که البته این مورد مبالغ پرداختی مستقیم افراد بیمه نشده را هم شامل می‌شود (19). اکین کیوگبا و ایرهجاکپر  شواهدی را ارائه کردند که نشان داد اثر سلامت به‌عنوان نسبتی از تولید ناخالص داخلی بر امید به زندگی در بدو تولد، مرگ‌ومیر کودکان زیر5سال و مرگ‌ومیر کودکان در کشورهای جنوب آفریقا، آفریقای شمالی و شرق مدیترانه دارای اثر مثبت و معنادار است (20). هادلی [33]در سال 1982به این نتیجه رسید که 10 درصد افزایش در سرانه مخارج درمانی تنها موجب 5/1 درصد کاهش در مرگ‌ومیر بزرگ‌سالان می­شود (21). این نتایج درواقع هماهنگی زیادی با مطالعات افراد دیگر نظیر(آستر، لوسین و ساراچک) دارد و آنان نیز به این نتیجه رسیدند بودند که 10درصد افزایش در مخارج سرانه درمان تنها منجر به یک درصد کاهش در مرگ‌ومیر خواهد شد. سایر پژوهش‌ها به این نتیجه رسیدند شواهدی وجود ندارد که نشان دهد مخارج بخش سلامت اثری بر روی شاخص‌های سلامت افراد دارد (22) فیلمر و پریتچت[34] شواهدی را ارائه کردند و به این نتیجه رسیدندکه علی‌رغم این‌که مخارج سلامت بر روی مرگ‌ومیر کودکان اثر می‌گذارد اما این متغیر یک عامل مهم و مؤثر بر شاخص‌های سلامت محسوب نمی‌شود (23).  برن ساید و دالر[35] نیز نشان دادند که رابطه معناداری بین مخارج سلامت و تغییر در مرگ‌ومیر کودکان در کشورهای کم‌درآمد وجود ندارد (24). شواهد تجربی ارائه‌شده در بالا نشان می‌دهد که رابطه دقیق بین مخارج سلامت و شاخص‌های سلامت افراد به‌خصوص در سطح کلان مشخص نیست. درحالی‌که برخی از پژوهش‌ها اثر معنادار مثبت یا منفی مخارج سلامت روی شاخص‌های سلامت را نشان داده‌اند، اما سایر پژوهش‌ها هیچ رابطه معناداری را بین این دو متغیر پیدا نکرده‌اند. بر همین اساس، مورای[36] اظهار کرد که اثرگذاری مخارج سلامت بر شاخص‌های سلامت افراد به اثربخشی سیاست‌ها و نهادهای مربوط به آن بستگی دارد(25).

 

 

 

پیشینه­ها

الف- مطالعات خارجی

کوپ و تول[37] (2004) در مطالعه­ای به برآورد آثار آلودگی هوا بر سلامت و میزان مرگ‌ومیر ناشی از هوای آلوده پرداختند. آن‌ها در این مطالعه، به اهمیت استفاده از داده­های سری زمانی در تورنتو کانادا در دوره زمانی 1992-1997 حتمی نبودن الگو برای برآورد دقیق آثار آلودگی هوا بر سلامت، اشاره کردند. نتایج این پژوهش نشان داد که زمانی که حتمی نبودن الگو وارد تحلیل می‌شود، انحراف معیار آثار آلودگی هوا- مرگ‌ومیر بسیار زیاد می‌شود. افزون بر این، بر اساس برآوردهای نقطه­ای این پژوهش، اثر آلاینده‌های مختلف هوا بر مرگ‌ومیر مثبت و درعین‌حال کوچک است؛ اما زمانی که عدم حتمیت برای تحلیل محاسبه می‌شود، مقادیر مرتبط با برآوردهای نقطه­ای بسیار بزرگ می‌شود؛ بنابراین این، فرضیه که آلودگی هوا اثری بر مرگ‌ومیر ندارد، نامحتمل نخواهد بود.(26)

فایسا و گوتما (2005) در پژوهشی با عنوان (یک تابع تولید سلامت برای آفریقای زیر صحرا) بر پایه‌ی مدل نظری گراسمن عوامل اجتماعی، اقتصادی و محیطی را به‌عنوان دروندادهای سیستم تولید وارد تابع کردند. عوامل اقتصادی شامل سرانه تولید ناخالص داخلی، سرانه مخارج سلامت و دسترسی به غذا، عوامل اجتماعی شامل آموزش، سبک زندگی (سرانه مصرف الکل) و جمعیت و عوامل محیطی شامل شهرنشینی و سرانه انتشار بود. با استفاده از داده‌های ترکیبی اطلاعات 33 کشور صحرای زیر آفریقا طی سال‌های (1990 تا 2000) بررسی شد. برآورد نهایی با استفاده از مدلGLS و تحلیل پنل دیتا، دارای بهترین تخمین یعنی رگرسیون اثرات تصادفی دوطرفه انجام شد. افزایش در سرانه دسترسی به غذا، نرخ سوادآموزی و کاهش در مصرف الکل اثر معناداری بر امید به زندگی نشان داد. رابطه­ی مخارج سلامت با امید به زندگی، منفی بود که نشان از بی‌کفایتی سیستم ارائه خدمات سلامت دارد. افزایش در میزان شهرنشینی یا کاهش در سرانه انتشار، امید به زندگی را بهبود می‌بخشد.(9)

لای و همکاران[38] (2009) در مطالعه‌ای با عنوان (مطالعه کمی تعیین‌کننده‌های اقتصادی و اجتماعی امید به زندگی در بیجینگ چین) با استفاده از مدل رگرسیون گام‌به‌گام خطی عوامل اقتصادی اجتماعی مؤثر بر امید به زندگی را بررسی کردند. عواملی چون درآمد سرانه و سرانه فضای در دسترس روستاییان رابط مثبت و عواملی مثل نسبت جمعیت روستایی و میزان بی‌سوادی رابط منفی با امید به زندگی نشان دادند.(27)

پوکا و سوکیازیس[39] (2010) رابطه بین متغیرهای اقتصادی، اجتماعی و محیطی و امید به زندگی را برای 17 کشور (سازمان همکاری و توسعه اقتصادی) با استفاده از مدل IV-GM موردبررسی قراردادند. و دریافتند که درآمد، تحصیلات و منابع بهداشتی اثر مثبتی بر شاخص امید به زندگی دارند. سبک زندگی (مصرف الکل و تنباکو) اثر منفی بر آن دارند.(28)

هالیکی اوغلو (2011) با استفاده از روش ARDL به شناسایی عوامل مؤثر بر امید به زندگی کشور ترکیه در بازه زمانی (1961 تا 2005) پرداخته است. عوامل اثرگذار بر امید به زندگی در مطالعه مزبور عبارت‌اند از: هزینه­های بهداشتی، شاخص تولید غذا، مصرف سیگار، نرخ بی‌سوادی، شاخص جرم و جنایت و شهرنشینی. نتایج وی نشان می‌دهند مهم‌ترین عامل اثرگذار بر طول عمر، تغذیه است. تأثیر هزینه‌های بهداشتی مثبت اما کوچک است. مصرف سیگار مهم‌ترین علت مرگ‌ومیر در این کشور و در بازه زمانی مذکور گزارش‌شده است. نرخ بی‌سوادی اثری منفی بر امید به زندگی دارد اما در بلندمدت اثرگذاری خود را از دست خواهد داد. جرم و جنایت و شهرنشینی نیز اثری منفی بر امید به زندگی مردم کشور ترکیه داشته‌اند.(4)

ب- مطالعات داخلی

فلاحتی و همکاران (1392) در مطالعه‌ای تحت عنوان (بررسی و

مدل‌سازی اثر آلودگی هوا بر سلامت با استفاده از شبکه عصبی مصنوعی) عوامل مؤثر بر سلامت را طی دوره (1350 تا 1387) موردبررسی قرار داده‌اند. نتایج به‌دست‌آمده از مدل شبکه عصبی مصنوعی نشان داده است که متغیرهای میزان انتشار دی‌اکسید کربن، تعداد خودروها، باز بودن اقتصادی، تعداد جواز صنعتی و حتی رشد اقتصادی (همگی عوامل افزایش‌دهنده آلودگی هوا بر) متغیر سلامت اثر منفی دارند و رابطه عکس نشان‌دهنده این است که افزایش هریک از متغیرهای نامبرده باعث کاهش امید زندگی می­شود از سویی، متغیرهای جمعیت شهرنشین و تعداد دانش آموزان، به‌عنوان آموزش، اثری مثبتی بر سلامت دارد. یافته‌های تحقیق نشان می‌دهد شهرنشینی به‌عنوان عامل تشدیدکننده آلودگی هوا بیشترین تأثیر را بر سلامت داشته است (5)

متقی (1393) در مطالعه‌ای تحت عنوان (عوامل مؤثر بر امید به زندگی در کشورهای منتخب اسلامی بر اساس گروه‌های همگن درآمدی) با روش پانل دیتا و برای بازه زمانی (1995 تا 2009) نشان می‌دهد که متغیرهای تولید ناخالص داخلی، نسبت هزینه‌های سلامت از کل پرداخت‌های مستقیم، تغذیه مناسب و نرخ باروری نوجوانان (به‌صورت میانگین) از عوامل تأثیرگذار در بخش سلامت کشورهای اسلامی هستند. دراین‌بین، افزایش در تولید ناخالص داخلی سرانه و نسبت هزینه‌های سلامت از کلGDP، سلامتی جوامع را بهبود بخشیده و افزایش در پرداخت‌های مستقیم، تغذیه نامناسب و نرخ باروری نوجوانان، سلامتی را کاهش می‌دهد.(29)

محمد زاده و همکاران (1394) در مطالعه‌ای با عنوان (محیط‌زیست، سلامت و هزینه‌های بخش سلامت) با استفاده از داده‌های پانل 22 کشور منتخب خاورمیانه و شمال آفریقا برای بازه زمانی (1990 تا 2010) به این نتیجه رسیدند که آلودگی محیط‌زیست تأثیر منفی و معنادار بر سلامت عمومی دارد و افزایش یک واحدی در انتشار CO2 و ذرات کوچک و جامد آلوده‌کننده هوا با قطر کمتر از 10 میکرومتر باعث کاهش به ترتیب 0.03 و0.01 واحد در امید به زندگی می‌شود.(30)

طاهری بازخانه و همکاران (1394) در مطالعه‌ای تحت عنوان (بررسی عوامل اقتصادی- اجتماعی مؤثر بر امید به زندگی در ایران) طی سال‌های (1351 تا 1387) با استفاده از روش خود توضیحی با وقفه‌های توزیعی ARDL، به این نتیجه دست یافتند که در بلندمدت نرخ شهرنشینی، نرخ بی‌سوادی و سرانه مخارج مصرف دخانیات اثر منفی و درآمد سرانه و سرانه مخارج رفاه اجتماعی دولت اثر مثبت بر امید به زندگی داشته‌اند.(31)

با توجه به پیشینه موضوع می­توان ادعا کرد کمتر مطالعه­ای در زمینه برآورد تاثیر عوامل محیطی (آلودگی هوا) بر شاخص امید به
زندگی با تکیه بر روش اقتصاد سنجی پانل دیتا در ایران انجام شده­است.  از آنجایی که در دودهه ی اخیر شاخص آلودگی هوا و امید به زندگی در کشور دارای روند صعودی بوده اند، لذا اهمیت این پژوهش در جهت رفع خلاء موجود در رابطه ی بین آلودگی هوا و امید به زندگی بیش از پیش اشکار می­شود.

 

روش تحقیق و معرفی مدل:

با توجه به میانی نظری ارائه­شده مدل مقاله به شرح رابطه (3) می­­باشد:

 

 

 (3)

 

: لگاریتم امید به زندگی بر حسب سال. امید به زندگی به

صورت رابطه (4) محاسبه می­شود:

 

 

 

 

 

در رابطه (4)، D تعداد مرگ‌ومیرهای جامعه در یک سال است و P میانگین جمعیت در همان سال (32).

 : لگاریتم حجم انتشار گاز دی­اکسیدکربن به عنوان

شاخص کیفیت محیط­زیست بر حسب میلیون تن. از آنجایی که هیچ آمار رسمی از انتشار  برای استان­های کشور وجود ندارد، لذا از مدل انتشار کربن برمبنای سوخت استفاده شده است (33).

 

 

  (5)                                                                            

 

 

در رابطه (5)، A مصرف هر سوخت، CCF مقدار کربن، HE ارزش حرارتی، COF  کربن اکسیداسیون و  نسبت وزنی مولکول­های  به کرین می­باشد.

: لگاریتم تولید ناخالص داخلی واقعی سرانه به قیمت ثابت سال پایه 1390 و برحسب هزار ریال به نفر

: لگاریتم مخارج بهداشتی واقعی سرانه (عمومی و خصوصی) به قیمت ثابت سال پایه 1390 و برحسب هزار ریال به نفر

: لگاریتم نرخ شهرنشینی برحسب درصد

: لگاریتم نرخ باسوادی برحسب درصد

DI: شاخص صنعتی­شدن برحسب درصد که به صورت نسبت ارزش افزوده بخش صنعت به کل برای هر استان محاسبه شده است (34).

آمار و ارقام مورد استفاده در این پژوهش از بانک مرکزی، مرکز آمار ایران، سازمان ثبت‌احوال کشور و ترازنامه انرژی گردآوری شده است.

به دلیل عدم دسترسی به اطلاعات کامل آماری استان آذربایجان غربی حذف شده­است. همچنین با توجه به عدم تفکیک استان البرز و استان تهران و همینطور استان­های خراسان شمالی، رضوی و جنوبی در سال­های اولیه بازه زمانی این مطالعه، داده­های استان البرز به صورت ادغام شده با استان تهران و استان­های خراسان شمالی، رضوی و جنوبی به صورت ادغام شده با یکدیگر گردآوری شده­اند. بنابراین تعداد استان­ها در این مطالعه، 27
استان می­باشد.

برآورد مدل

آزمون ریشه­واحد

قبل از برآورد الگو لازم است مانایی متغیرهای مورد استفاده در الگو بررسی شود. به منظور بررسی مانایی متغیرها از آزمون­های ریشه واحد پانلی لوین، لین و چو، ایم – پسران و شین، آزمون فیشر ADF و فیشر فیلیپس پرون استفاده می­شود.


 

جدول 1- نتایج آزمون­های ریشه واحد

Table 1- Results of  unit root tests

متغیر

آزمون لوین، لین و چو

آزمون ایم، پسران و شین

آزمون فیشر ADF

آزمون فیشر -PP

LLE

9738/8-

(0000/0)

2007/5-

(0000/0)

321/130

(0000/0)

082/160

(0000/0)

LPOLL

5400/2-

(0055/0)

5671/2-

(0051/0)

5840/77

(0194/0)

003/103

(0001/0)

LHE

5496/4-

(0000/0)

3609/2-

(9100/0)

9796/75

(0260/0)

4149/80

(0114/0)

LGDP

5185/9-

(0000/0)

8417/2-

(0022/0)

2051/88

(0023/0)

318/146

(0000/0)

LUR

6564/22-

(0000/0)

4416/13-

(0000/0)

039/257

(0000/0)

544/239

(0000/0)

LDI

1395/4-

(0000/0)

3357/2-

(0098/0)

7396/86

(0031/0)

4780/70

(0654/0)

D(LDI)

8745/12-

(0000/0)

7739/10-

(0000/0)

448/207

(0000/0)

610/251

(0000/0)

LLR

7334/4

(0000/1)

9613/7

(0000/1)

8945/10

(0000/1)

4297/8

(0000/1)

D(LLR)

5111/24-

(0000/0)

2356/18-

(0000/0)

129/318

(0000/0)

733/384

(0000/0)

*اعداد بالا نشان­دهنده آماره آزمون­های مربوط به متغیرها و اعداد داخل پرانتز احتمال آن­ها می­باشند.

مأخذ: نتایج تحقیق

 

 

 

 

 

 

 

 

نتایج جدول (1) نشان می­دهد که به غیر از متغیرهای، نرخ

صنعتی شدن و نرخ باسوادی که با یک دوره وقفه مانا شده­اند، سایر متغیرها در سطح مانا شده­اند. به عبارتی دارای میانگین، واریانس و ساختار خودکوواریانس ثابت هستند. لذا فرضیه صفر مبنی بر نامانایی متغیرها در سطح اطمینان 95 درصد رد می­شود.

آزمون هم­انباشتگی

از آنجا که متغیرهای الگو طبق آزمون­های ریشه واحد جواب یکسانی در مورد مانایی متغیرها گزارش نمی­دهند، برای پرهیز از وجود رگرسیون کاذب در تخمین­ها، باید هم­انباشتگی بین متغیر وابسته و متغیرهای مستقل مورد بررسی قرار گیرد. برای این منظور از آزمون هم­انباشتگی کائو استفاده می­شود. در مطالعه حاضر از آزمون هم­انباشتگی باقی­مانده­های کائو که بر پایه­ی انگل-گرنجر است، استفاده شده است. فرضیه صفر این آزمون،
عدم وجود هم­انباشتگی است، با توجه به نتایج این آزمون وجود هم انباشتگی بین متغیرهای الگو رد نخواهد شد و فرضیه مبنی بر وجود هم­انباشتگی تأیید می­شود.

 آزمون Fلیمر و هاسمن

به منظور بررسی وجود داده­های ترکیبی در مقابل داده­های تلفیقی از آزمون F لیمر و برای تعیین اثرات ثابت و تصادفی از آزمون هاسمن استفاده خواهد شد به دلیل آنکه مقادیر احتمال آماره f زیر 05/0 است، فرضیه صفر مبنی بر عدم وجود اثرات ثابت رد شده و اثرات ثابت مقطعی وجود دارد. و به بیان ساده تر وجود داده های ترکیبی (panel) در برابر داده های تلفیقی (pool) مورد تایید است و همچنین به دلیل آنکه مقادیر احتمال آماره آزمون هاسمن کوچکتر از 05/0 است، فرضیه صفر مبنی بر مناسب بودن اثرات ثابت، پذیرفته می­شود.

 


 

جدول 2- نتایج برآورد مدل به روش گشتاورهای تعمیم­یافته

Table2-The model estimation resultsinGeneralized Method of Moments

متغیر

ضریب

انحراف معیار

آماره t

P-Value

LLE(-1)

1319/0

0082/0

9537

0000/0

LHE

0844/0-

0080/0

4998/10-

0000/0

LGDP

0865/0

0137/0

2901/6

0000/0

LDI

1084/0

0157/0

8874/6

0000/0

LLR

2571/2

7827/0

8835/2

0042/0

LPOLL

075/0-

0151/0

972/4-

0000/0

LPOLL(-1)

0801/0-

0187/0

2786/4-

0000/0

LUR

6719/0-

352/0

9085/1-

0572/0

آزمون­های تشخیص و درستی مدل

J-statistic

5193/19

(424/0)

Wald-statistic

4822/124

(0000/0)

*اعداد سمت راست نشان­دهنده آماره آزمون­ها و اعداد داخل پرانتز احتمال آن­ها می­باشند.

مأخذ: یافته­های تحقیق

 

تخمین مدل

 

براساس نتایج آزمون والد، فرضیه آزمون کای­دو مبنی بر صفر بودن تمامی ضرایب در سطح معنی­داری یک درصد رد می­شود و لذا اعتبار ضرایب برآوردی تأیید می­شود. مقادیر آماره Jکه نشان­دهنده آزمون سارگان می­باشد، فرضیه وجود هر نوع وابستگی بین متغیرهای ابزاری با پسماندها رد می­شود و نشان ­می­دهد که متغیرهای ابزاری به کار رفته در تخمین الگو از اعتبار لازم برخوردارند و اعتبار ضرایب جهت تفسیر تأیید می­شود.

مدل تخمین زده شده  با استفاده از روش panel-GMMنشان می­دهد، با افزایش یک درصدی در تولیدناخالص داخلی سرانه، امید به زندگی 08/0 درصد افزایش یافته است و این نشان­دهنده­ی آن است که درآمد بیشتر برای مردم منجر به تأمین نیازها و امکانات زندگی شده و لذا تعداد سال­های بیشتری عمر می­کنند. با افزایش شاخص صنعتی­شدن، به دلیل آنکه این متغیر با درآمد رابطه­ی مستقیم دارد، لذا امید به زندگی نیز به اندازه­ی 1/0 درصد افزایش می­یابد. با افزایش سطح آموزش و نرخ باسوادی افراد، امید به زندگی به اندازه­ی 25/2 درصد افزایش معناداری داشته است.

در این مطالعه به دلیل آنکه حجم انتشار دی­اکسیدکربن در هر سال خود تابعی از سال­های گذشته است، لذا از وقفه آن نیز در برآورد مدل استفاده شده است. نتایج نشان می­دهد، علاوه بر آنکه شاخص کیفیت محیط­زیست (از آنجایی که انتشار گاز دی­اکسیدکربن به عنوان شاخص کیفیت محیط­زیست انتخاب شده است، لذا با افزایش انتشار این گاز، کیفیت محیط­زیست در سطح پایینی قرار خواهد گرفت) دارای رابطه منفی با امید به زندگی است، وقفه آن نیز دارای چنین رابطه­ای می­باشد. به­عبارتی با افزایش آلودگی در سال جاری و سال ماقبل آن، امید به زندگی به ترتیب 70/0 و 08/0 درصد کاهش معناداری داشته است. مخارج بهداشتی نیز دارای رابطه­ی منفی با امید به زندگی بوده است، به­نظر می­رسد که در بازه­زمانی انتخاب شده، مخارج بهداشتی نتوانسته است هزینه­های سلامت و بهداشت افراد را تأمین کرده و امید به زندگی را در بین افراد کاهش دهد. رابطه نسبت شهرنشینی نیز با امید به زندگی منفی است که البته این رابطه از سطح معناداری برخوردار نیست.

مقدار وقفه­دار متغیر وابسته دارای تأثیرگذاری مثبت و معناداری بر روی خود متغیر است. به طوری که با افزایش امید به زندگی در دوره قبل، امید به زندگی در دوره جاری 46/0 درصد افزایش می­یابد که بیانگر تأثیر مثبت و معنادار اثرات پویای امید به زندگی است.

 

نتیجه­گیری و پیشنهادات

نتایج حاصل از برآورد الگو دلالت بر آن دارد که با افزایش آلودگی در استان­های کشور، امید به زندگی به طور معناداری کاهش یافته­است. همانطور که در مبانی نظری گفته­شد افزایش آلودگی، شیوع انواع بیماری­ها و درنتیجه آن افزایش مرگ­ومیر و کاهش سن امید به زندگی را در پی دارد. همچنین وقفه آلودگی نیز منجر به کاهش امید به زندگی شده­است چرا که آلودگی گاهی چنان اثرات مخربی به بار می­آورد که تا چند نسل بعد هم ساکنان آن منطقه آثارش را متحمل می­شوند.

طبق نظر مورای، اثرگذاری مخارج سلامت بر شاخص‌های سلامت افراد به اثربخشی سیاست‌ها و نهادهای مربوط به آن بستگی دارد. طبق گزارشات وزارت بهداشت ایران، مخارج بهداشتی تنها 69/2 درصد تولید ناخالص داخلی را در برمی­گیرد که از متوسط جهانی (9درصد) پایین­تر است. تاثیر منفی مخارج بهداشتی بر امید به زندگی در این مطالعه نشان­دهنده عدم تخصیص مناسب بودجه در بخش بهداشت و در نتیجه عدم اثر بخشی این مخارج در استان­های ایران می­باشد. لذا به منظور اثرگذاری مطلوب این مخارج بر امید به زندگی، فراهم آوردن زیرساخت­های لازم، توجه هرچه بیشتر به تخصیص بهینه منابع و تلاش در جهت کاهش عدم توازن از برخورداری­های بهداشتی پیشنهاد می­گردد.

درآمد همواره یکی از مهم­ترین عوامل خرد مؤثر بر سلامت بوده و معمولاً بین درآمد پایین و فقر بهداشت همبستگی بالا و دائمی وجود دارد. آشکار است که دسترسی به درآمد کافی، خود پیش­نیاز دسترسی به سایر عوامل تعیین­کننده بهداشت مانند تغذیه و آموزش می­باشد. افراد کم­درآمد از استانداردهای پایین زندگی، امکانات مالی کم برای تأمین مخارج بهداشتی، تغذیه ناکافی و سطح پایین تحصیلات برخوردار هستند که همه این موارد می­توانند موجب کاهش سلامتی فرد و در نتیجه کاهش امید به زندگی شوند. نتایج این مطالعه نیز تآییدکننده استدلال فوق است. 

رابطه مثبت نرخ صنعتی شدن و امید به زندگی به دلیل اثرات مثبت آن بر جامعه و سرانه درآمدی افراد می­باشد چرا که صنعتی شدن باعث افزایش اشتغال و تولید می­شود. البته در مقوله­ی صنعتی شدن همواره بایستی توجه داشت که از تکنولوژی­های جدید در جهت کاهش مصرف انرژی و افزایش کارایی استفاده شود که نه تنها موجب تحول و توسعه بخش صنعتی کشور و به تبع آن افزایش درآمد افراد شود ، بلکه رهیافت­های بهبود کارایی می­تواند بر حفاظت محیط­زیست و در نتیجه سلامت افراد تاثیر بگذارد.

آموزش می‌تواند تأثیر مستقیمی بر سلامتی و رفتارهای سالم از طریق اثر بر کارایی تولیدی و تخصیصی داشته باشد. افرادی که از تحصیلات برخوردارند، در خصوص اتخاذ سبک زندگی سالم، یافتن شغل مناسب و غیره می­توانند تصمیمات درستی داشته باشند. نتایج این مطالعه نیز مؤید اثرگذاری مثبت و مطلوب باسوادی بر امید به زندگی است. هدایت سوادآموزی به بخش غیردولتی و خصوصی، گسترش فعالیت­های سوادآموزی به آموزش چندرسانه­ای نیمه­حضوری و غیرحضوری و بهبود و اصلاح نظام آموزش سوادآموزی می­توانند در جهت در بهبود آموزش عمومی و فراهم نمودن بسترهای آموزش در جامعه مؤثر باشد.

نتایج بدست آمده از بررسی داده­ها و آمارهای موجود کشور بیانگر افزایش روزافزون جمعیت ساکن در مناطق شهری و درنتیجه افزایش میزان شهرنشینی در دهه­های اخیر بوده است. افزایش جمعیت شهرنشین ایران در سه شیوه ممکن یعنی رشد طبیعی، مهاجرت از روستا به شهر یا الحاق مناطق حاشیه شهرها به شهر قابل توجیه است. شهرنشینی در درون خود مؤلفه­های مثبت و منفی زیادی دارد. گسترش شهرنشینی و افزایش جمعیت ساکن در نقاط استاندارد شهری دسترسی به مراقبت­های بهداشتی و غیره را به عنوان عوامل مثبت و آلودگی هوا، استرس و بیماری­های عصبی ناشی از تنش­های شهرنشینی را به عنوان عوامل منفی به­همراه دارد. با توجه به علامت بدست ­آمده برای نرخ شهرنشینی، چنین به نظر می­رسد که مؤلفه­های منفی شهرنشینی بر مؤلفه­های مثبت آن برتری بیشتری دارد. بنابراین محدود کردن مهاجرت از روستاها به شهر و در کنار آن فراهم آوردن هرچه بیشتر مؤلفه­های مثبت در مناطق روستایی ضروری می­نماید.

همچنین، از آنجایی که نه تنها در نتیجه به دست­آمده در این پژوهش، بلکه در مطالعات دیگر نیز به پیامدهای منفی غیرقابل اغماض آلودگی بر امید به زندگی در قالب شاخص سلامت و یا توسعه انسانی اشاره شده­است، لذا لحاظ کردن مؤلفه آلودگی و اثر آن بر سنجش امید به زندگی از یک­سو می­تواند سطح توسعه­یافتگی کشور را بالا ببرد و از سوی دیگر سلامت افراد و محیط­زیست را به همراه دارد چرا که حفاظت از محیط­زیست در سیستم برنامه­ریزی یک کشور می­تواند توسعه پایدار را محقق سازد. بنابراین به منظور حرکت در جهت توسعه­ی پایدار می­بایست سیاست­ها و اقداماتی از جمله؛ افزایش قیمت انرژی، فرهنگ­سازی در جهت صرفه­جویی در مصرف انرژی و حرکت به سمت استفاده از تکنولوژی­های پاک را به طور جدی در استان­های کشور پیگیری کرد.

 

منابع و مآخذ

  1. Anand, S. & M. Ravallion (1993), "Human Development in Poor Countries: on the Role of Private Income and Public Services", Journal of Economic Perspectives, Vol. 7, No. 1, PP. 130-150.
  2. Antonovsky, A. (1967). Social class, life expectation and overall mortality. Milbank Memorial Fund Quarterly,45, 31-37.
  3. Anyanwu CJ, Erhijakpor EOA. Health expenditures and health outcomes in Africa. African Dev Bank Econ Res Work 2007;91:117.
  4. Auster, R., Leveson, I. & D. Sarachek (1969), "The Production of Health, an Exploratory Study”, Journal of Human Resourse, Vol. 4, No. 4, PP. 411-436.
  5. Bayati M, Akbarian R, Kavosi Z, Sadraei Javaheri A, Amini Rarani M, Delavari S. Socioeconomic Determinants of Health in Western Pacific Region: A Panel Data Analysis. refahj. 2013; 12 (47) :111-130 (in Persian)
  6. Bishai D, Sachathep K. The role of the private sector in health systems. Health Policy Plan 2015;30:1-9.
  7. Chang(2013).“Environmental efficiency analysis of transportation system in China: A non-radial DEA approach” Energy Policy 58 ،277–283
  8. Cutler, David, Angus Deaton and Adriana Lleras-Muney.(2006),"The Determinants Of Mortality," Journal of Economic Perspectives, v20(3,Summer), 97-120
  9. Falahati A, Soheili K, Nazifi M, Abbaspour S. Evaluation and Modeling the Effect of Air Pollution on Health: using Artificial Neural Network. irje. 2013; 9 (2) :39-49 (in Persian)
  10. Fayissa, B., Gutema, P. (2005), Estimating a health production function for Sub-Saharan Africa, Applied Economics, 37(2): 155 -164
  11. Filmer D, Pritchett L. The impact of public spending on health: Does money matter? Soc Sci Med 1999; 49:1309–1323.
  12. Ganavati EA, Barzgar S. Evaluation of Air Pollution and It’s Effect on Human Health. Journal of Municipality 2009; 9(95): 24-8. [In Persian]
  13. Grossman M. (1972), The Demand for Health: A theoretical and Empirical Investigation
  14. Hadley, J. (1982), More Medical Care,Better Health, Urban Institute:Washington DC.
  15. Halicioglu, F. (2011), "Modeling Life Expectancy in Turkey", Economic Modelling,Vol. 28, No. 5, PP. 2075-2082
  16. Hamied Kalantari(1999) Fundamentals of Demography ,Esfahan، Publisher Mani (in Persian)
  17. Harper S. Economic and social implications of aging societies. Science 2014; 31;346:587-91
  18. Joshi, M.L. (1997). Industrial recruitment policy and rural development: A case study of pulp and paper industry in Albama. A dissertation submitted to the Graduate faculty of auburn university
  19. khodadad kashi farhad, tavasoli mehdi (2012), technical efficiency of agriculture bank of iran: application of sfa, journal of economic research and policies   spring , volume 20 , number 61; page(s) 133 to 158.( in Persian)
  20. Koop, G., and Tole, L,Measuring the health effects of air pollution: To what extent can we really say that people are dying from bad air? Journal of Environmental Economics and Management, .2004. 47: 30-54.
  21. Lei, H., Li, L., Liu, X., Mao, A. (2009), Quantitative study on socioeconomicDeterminants of life expectancy in Beijing, China, JEBM, 2: 92–98
  22. Long SH, Marquis MS, Rodgers J. State health expenditure accounts purposes priorities and procedures. Health Care Fin Rev1999;21:25-45
  23. Mikkonen, J., Raphael, D. (2010), Social Determinants of Health: the Canadian facts, Library and Archives Canada Cataloguing in Publication
  24. Miller G, Roehrig C, Hughescromwick P, Lake C. Quantifying national spending on wellness and prevention. Adv Health Econ Serv Res 2008;19:124.
  25. motaghi,samira (2014), the determinants of life expectancy in islamic countries (based on homogeneous income groups),  economic research review   winter , volume 14 , numbr 55; page(s) 185 to 205.( in Persian)
  26. Murray CJ. Shifting to sustainable development goals implications for global health. Engl J Med 2015;32:1118.
  27. Pocas,  A.  Soukiazis,  E.Health  Status  Determinants  in  the  OECD  Countries  .A Panel  Data  Approach  With  Endogenous Regressors.Faculdade  de  Economia  da  Universidade de Coimbra.2010.no 4
  28. Shahbaz, M. Lean, H. (2011), (Does Financial Devalopment increase Energy Consumption? The Role of Industrialization and Urbanization in Tunisia” Energy Policy, 40(13): 473-479.
  29. Sillies, M. (2009). The casual effect of education on health: Evidence from United Kingdom, Economic of Education Review, V.28, pp.122-128.
  30. Taheri Bazkhaneh Saleh, Karimzadeh Mostafa, Hassan (2015). Study of socio-economic factors affecting life expectancy in Iran. Economic Journal (bi-monthly review of economic issues and policies). ; 15 (1 and 2): 77-94 ( in Persian)
  31. Tavakol ,Mohamad (2011)، Sociology of Technology Publisher Sociologists, Tehran(in Persian)
  32. Wilkinson, R. G. (1992), Income Distribution and Life Expectancy, British Medical Journal, 304: 165-168.
  33. Yousef Mohammadzadeh, Hadi Ghahramani, Elmnaz Nazariyan, (2015). Environmental, Health and Health‌care Costs, Health Information Management, 12(4), 495-505. ( in Persian)


-[1] استادیار گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، دانشگاه رازی

-[2] دانشجوی دکتری اقتصاد پولی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و حسابداری، دانشگاه یزد *(مسوول مکاتبات)

-[3] کارشناس ارشد علوم اقتصادی، دانشکده اقتصاد، دانشگاه رازی

- [4] دانشجوی دکتری اقتصاد بخش عمومی،دانشکده اقتصاد، دانشگاه رازی

 

[5]- Assistant Professor, Economics, Razi University

[6]- M.Sc. , Energy Economic, Razi University. *( Corresponding Author)

[7]- M.Sc. , Economics, Razi University

[8]- M.Sc. , Energy Economic, Razi University

 -[9]توسعه پایدار به معنای تلفیق اهداف اقتصادی، اجتماعی و زیست­محیطی برای حداکثرسازی رفاه انسان فعلی بدون آسیب به توانایی­های نسل­های آتی برای برآوردن نیازهایشان می­باشد. (The DAC guidelines, strategies for sustainable development;2001)

[10]- Economist Intelligence Unit

[11]- Quality of life index

[12]- Health-adjusted life expectancy

[13]- world Health Organization

[14]- Health production function

[15]- Hansen & selte

[16]- Neidell

[17]- Koop & tole

[18]- Yoo & et al

[19]- Chen & et al

[20]- Drabo

[21]- Greenstone & hanna

[22]- Leitner

[23]- Gunnar Myrdal

[24]- Auster & Leveson & Sarachek

[25]- Pereston

[26]- Grossman

[27]- Foochs

[28]- Auster & etal

-[29] کارایی فنی: نشان‌دهنده میزان توانایی یک بنگاه در حداکثر سازی تولید، با توجه به عوامل تولید مشخص است (17)

-[30] کارایی تخصیصی: نشان‌دهنده توانایی بنگاه برای استفاده از ترکیب بهینه عوامل تولید با توجه به قیمت آن‌هاست (همان)

-[31] رجحان زمانی: عبارت است از ارزش و اعتباری که افراد برای مصرف زمان حال در مقابل زمان آینده در نظر می­گیرند

[32] -Pooler et al

[33]- Hadley

[34]- Filmer & Pritchett L

[35]- Burnside & Daler

[36]- Murray

[37]- Koop & Tole

[38]- Lei & et al

[39]- Pocas &  Soukiazis

 
Anand, S. & M. Ravallion (1993), "Human Development in Poor Countries: on the Role of Private Income and Public Services", Journal of Economic Perspectives, Vol. 7, No. 1, PP. 130-150.
Antonovsky, A. (1967). Social class, life expectation and overall mortality. Milbank Memorial Fund Quarterly,45, 31-37.
Anyanwu CJ, Erhijakpor EOA. Health expenditures and health outcomes in Africa. African Dev Bank Econ Res Work 2007;91:117.
Auster, R., Leveson, I. & D. Sarachek (1969), "The Production of Health, an Exploratory Study”, Journal of Human Resourse, Vol. 4, No. 4, PP. 411-436.
Bayati M, Akbarian R, Kavosi Z, Sadraei Javaheri A, Amini Rarani M, Delavari S. Socioeconomic Determinants of Health in Western Pacific Region: A Panel Data Analysis. refahj. 2013; 12 (47) :111-130 (in Persian)
Bishai D, Sachathep K. The role of the private sector in health systems. Health Policy Plan 2015;30:1-9.
Chang(2013).“Environmental efficiency analysis of transportation system in China: A non-radial DEA approach” Energy Policy 58 ،277–283
Cutler, David, Angus Deaton and Adriana Lleras-Muney.(2006),"The Determinants Of Mortality," Journal of Economic Perspectives, v20(3,Summer), 97-120
Falahati A, Soheili K, Nazifi M, Abbaspour S. Evaluation and Modeling the Effect of Air Pollution on Health: using Artificial Neural Network. irje. 2013; 9 (2) :39-49 (in Persian)
Fayissa, B., Gutema, P. (2005), Estimating a health production function for Sub-Saharan Africa, Applied Economics, 37(2): 155 -164
Filmer D, Pritchett L. The impact of public spending on health: Does money matter? Soc Sci Med 1999; 49:1309–1323.
Ganavati EA, Barzgar S. Evaluation of Air Pollution and It’s Effect on Human Health. Journal of Municipality 2009; 9(95): 24-8. [In Persian]
Grossman M. (1972), The Demand for Health: A theoretical and Empirical Investigation
Hadley, J. (1982), More Medical Care,Better Health, Urban Institute:Washington DC.
Halicioglu, F. (2011), "Modeling Life Expectancy in Turkey", Economic Modelling,Vol. 28, No. 5, PP. 2075-2082
Hamied Kalantari(1999) Fundamentals of Demography ,Esfahan، Publisher Mani (in Persian)
Harper S. Economic and social implications of aging societies. Science 2014; 31;346:587-91
Joshi, M.L. (1997). Industrial recruitment policy and rural development: A case study of pulp and paper industry in Albama. A dissertation submitted to the Graduate faculty of auburn university
khodadad kashi farhad, tavasoli mehdi (2012), technical efficiency of agriculture bank of iran: application of sfa, journal of economic research and policies   spring , volume 20 , number 61; page(s) 133 to 158.( in Persian)
Koop, G., and Tole, L,Measuring the health effects of air pollution: To what extent can we really say that people are dying from bad air? Journal of Environmental Economics and Management, .2004. 47: 30-54.
Lei, H., Li, L., Liu, X., Mao, A. (2009), Quantitative study on socioeconomicDeterminants of life expectancy in Beijing, China, JEBM, 2: 92–98
Long SH, Marquis MS, Rodgers J. State health expenditure accounts purposes priorities and procedures. Health Care Fin Rev1999;21:25-45
Mikkonen, J., Raphael, D. (2010), Social Determinants of Health: the Canadian facts, Library and Archives Canada Cataloguing in Publication
Miller G, Roehrig C, Hughescromwick P, Lake C. Quantifying national spending on wellness and prevention. Adv Health Econ Serv Res 2008;19:124.
motaghi,samira (2014), the determinants of life expectancy in islamic countries (based on homogeneous income groups),  economic research review   winter , volume 14 , numbr 55; page(s) 185 to 205.( in Persian)
Murray CJ. Shifting to sustainable development goals implications for global health. Engl J Med 2015;32:1118.
Pocas,  A.  Soukiazis,  E.Health  Status  Determinants  in  the  OECD  Countries  .A Panel  Data  Approach  With  Endogenous Regressors.Faculdade  de  Economia  da  Universidade de Coimbra.2010.no 4
Shahbaz, M. Lean, H. (2011), (Does Financial Devalopment increase Energy Consumption? The Role of Industrialization and Urbanization in Tunisia” Energy Policy, 40(13): 473-479.
Sillies, M. (2009). The casual effect of education on health: Evidence from United Kingdom, Economic of Education Review, V.28, pp.122-128.
Taheri Bazkhaneh Saleh, Karimzadeh Mostafa, Hassan (2015). Study of socio-economic factors affecting life expectancy in Iran. Economic Journal (bi-monthly review of economic issues and policies). ; 15 (1 and 2): 77-94 ( in Persian)
Tavakol ,Mohamad (2011)، Sociology of Technology Publisher Sociologists, Tehran(in Persian)
Wilkinson, R. G. (1992), Income Distribution and Life Expectancy, British Medical Journal, 304: 165-168.
Yousef Mohammadzadeh, Hadi Ghahramani, Elmnaz Nazariyan, (2015). Environmental, Health and Health‌care Costs, Health Information Management, 12(4), 495-505. ( in Persian)