بررسی درستی فرضیه پناهندگی آلودگی در صنعت چوب ایران و شرکای تجاری آن

نوع مقاله: مستخرج از پایان نامه

نویسندگان

1 کارشناسی ارشد جنگل‌داری، دانشکده علوم کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

2 استادیار اقتصاد جنگل، دانشکده علوم کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران *(مسوول مکاتبات)

3 استادیار اقتصاد جنگلداری، دانشکده علوم کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرم‌آباد، ایران

4 استادیار دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه شهید اشرفی اصفهان، اصفهان، ایران.

10.22034/jest.2019.10903

چکیده

زمینه و هدف: افزایش حجم تجارت منجر به کاهش کیفیت محیط زیست و در واقع انتشار بیش­تر گاز دی­اکسید کربن می­شود. در این راستا اثرات مربوط به جهانی شدن و آزادسازی تجارت در بخش صنعت چوب موجب رشد اقتصادی گردیده است. مطابق با ادبیات موضوعی به دنبال آزادسازی تجاری، انتقال صنایع آلاینده از کشور­هایی با سیاست­های زیست محیطی شدید به سمت کشور­هایی با سیاست­های زیست محیطی ملایم افزایش می­یابد. هدف از این پژوهش بررسی فرضیه پناهندگی آلودگی صنعت چوب می باشد.
روش بررسی: روش کار این پژوهش استفاده از روش پانل دیتا و رهیافت اثرات ثابت در کشور ایران و 16 شریک تجاری چوبی آن، طی بازه زمانی 2015-1995 می­باشد.
یافته­ها: نتایج تصریح مدل دلالت بر این دارد که اثر متقابل شدت تجارت و درآمد سرانه دارای ضریب مثبت و مقدار50/6 می­باشد. همچنین ضریب متغیر اثر متقابل شدت تجارت با مجذور درآمد منفی می­باشد و به ازای هر واحد افزایش این متغیر، سطح آلودگی سرانه به میزان 54/7 کاهش خواهد یافت.
 بحث و نتیجه گیری: از این رو مطابق با پایه تئوریِ یافته­های مقاله، فرضیه پناهندگی مورد تایید قرار می­گیرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست، دورهبیست و یکم، شماره هفت، مهر ماه 98

بررسی درستی فرضیه پناهندگی آلودگی در صنعت چوب ایران

 و شرکای تجاری آن

 

زهره خلیلی اردلی[1]

کامران عادلی[2]*

adeli.k@lu.ac.ir

حامد نقوی[3]

مریم اصغری[4]

تاریخ دریافت: 01/09/95

تاریخ پذیرش: 24/11/95

چکیده

زمینه و هدف: افزایش حجم تجارت منجر به کاهش کیفیت محیط زیست و در واقع انتشار بیش­تر گاز دی­اکسید کربن می­شود. در این راستا اثرات مربوط به جهانی شدن و آزادسازی تجارت در بخش صنعت چوب موجب رشد اقتصادی گردیده است. مطابق با ادبیات موضوعی به دنبال آزادسازی تجاری، انتقال صنایع آلاینده از کشور­هایی با سیاست­های زیست محیطی شدید به سمت کشور­هایی با سیاست­های زیست محیطی ملایم افزایش می­یابد. هدف از این پژوهش بررسی فرضیه پناهندگی آلودگی صنعت چوب می باشد.

روش بررسی: روش کار این پژوهش استفاده از روش پانل دیتا و رهیافت اثرات ثابت در کشور ایران و 16 شریک تجاری چوبی آن، طی بازه زمانی 2015-1995 می­باشد.

یافته­ها: نتایج تصریح مدل دلالت بر این دارد که اثر متقابل شدت تجارت و درآمد سرانه دارای ضریب مثبت و مقدار50/6 می­باشد. همچنین ضریب متغیر اثر متقابل شدت تجارت با مجذور درآمد منفی می­باشد و به ازای هر واحد افزایش این متغیر، سطح آلودگی سرانه به میزان 54/7 کاهش خواهد یافت.

 بحث و نتیجه گیری: از این رو مطابق با پایه تئوریِ یافته­های مقاله، فرضیه پناهندگی مورد تایید قرار می­گیرد.

واژه­های کلیدی: فرضیه پناهندگی آلودگی، منحنی محیط زیستی کوزنتس، صنعت چوب، ایران.

 

 

J. Env. Sci. Tech., Vol 21, No.7,September, 2019

 

 

 

 


Investigating the Validity of Pollution Haven Hypothesis in the Timber Industry of Iran and Its Trade Partners

 

Zohre khalili Ardali[5]

Kamran Adeli[6]*

adeli.k@lu.ac.ir

Hamed Naghavi[7]

Maryam Asghari[8]

Accepted:2017.02.12

Received:2016.11.21

 

Abstract

Background and Objective: Increasing the volume of trade leads to lower environmental quality and in fact more CO2 emissions. In this regard, the effects of globalization and trade liberalization on the timber industry have led to economic growth. According to the subject literature following commercial liberalization, the transfer of polluting industries from countries with severe environmental policies to countries with mild environmental policies is increasing. The purpose of this study was to investigate the asylum hypothesis of wood industry pollution.

Methods: using panel data and fixed effects approach in Iran and 16 wooden trading partners, during the period 1995-2015.

Findings: In this study, panel data and software Stata were used to estimate model. The interactions of trade and per capita income have a positive coefficient of 6.50.

Discussion and Conclusion: Our results support the pollution haven hypothesis.

Keywords: Pollution haven hypothesis, Environmental Kuznets curve, timber industry, Iran.

 

مقدمه

 

امروزه مسایل محیط زیستی به ویژه آلودگی هوا به یکی از مهم­ترین نگرانی­های جهانی تبدیل شده است (1). با آغاز دهه 60 میلادی و رشد روزافزون اقتصادهای صنعتی، آلودگی­های صنعتی توجهات خاصی را به خود جلب کردند و فرآیند رشد و توسعه اقتصادی کشورها به گونه­ای شد که امروزه چالش­های زیست­ محیطی به یکی از مهم­ترین دغدغه­های سیاست‌گذاران تبدیل شده است. درنتیجه کشورها علاوه بر سیاست­ها و اقدامات درون مرزی خود، سامان­دهی آلودگی را در حوزه بین المللی نیز دنبال می­کنند (2). بدین روی، بررسی عوامل مؤثر بر آلودگی از آن جهت می­تواند حایز اهمیت باشد که ممکن است مبنای سیاست­گذاری زیست محیطی در سطح ملی و بین­المللی قرار گیرد. در نتیجه نگرانی در تخریب محیط زیست و حفاظت از آن به عنوان یک الویت جهانی در عصر جدید پدید آمده است. در این زمینه تاثیر تجارت بر محیط زیست یک مساله مهم و روبه رشدی در سیاست­های تجاری می­باشد (3 و 4).

در اواخر دهه 1970، مسایل مربوط به تجارت و محیط زیست اوج گرفت و طرف­داران محیط زیست در اعتراض به وضعیت اسفناک زیست ‌محیطی حاصل از توسعه روز افزون تجارت، مخالفت­ها و نشست­های گسترده­ای در نقاط مختلف جهان ترتیب دادند. به عقیده آنان در اثر آزادسازی تجاری در بخش صنایع، میزان فعالیت­های اقتصادی و از جمله فعالیت­های آلاینده، گسترش یافته و استفاده از منابع و انرژی به­شکل نامناسبی افزایش پیدا کرده است (5). طی دهه­های اخیر در برخی از کشور­ها، تجارت رو به رشد بدون در نظر گرفتن ملاک­ها و استاندارد­های زیست محیطی به استفاده گسترده و ناصحیح منابع تحت فناوری غیر دوستانه با محیط زیست منجر شد این امر آلودگی­های فراوانی در جهان از جمله انتشار گازهای گل­خانه­ای به ویژه دی اکسید کربن (CO2) را در پی داشته است. نمونه­های تجربی در رابطه با ارتباط
میان تخریب محیط زیست (انتشار CO2) با درآمد سرانه به عنوان شاخص رشد اقتصادی رابطه­ای به شکل U معکوس است که به منحنی زیست محیطی کوزنتس معروف است. اما در دهه­های اخیر انتقادات اساسی به این منحنی وارد شده است که مهم­ترین انتقاد با توجه به رشد روز افزون آزادسازی تجاری عدم توجه به الگوی تجاری می‌باشد (6). رفع انتقاد وارد شده بر منحنی زیست محیطی کوزنتس، منجر به شکل­گیری ارایه فرضیه پناهندگی آلودگی شد که اغلب در زمینه محیط زیست و تجارت به کار می­رود.

منحنی زیست محیطی کوزنتس

از لحاظ تئوری رابطه بین رشد اقتصادی و نابرابری درآمد، برای اولین بار توسط اقتصاد­دان بزرگ و برنده جایزه نوبل، سیمون کوزنتس در سال 1951، مطرح شد. کوزنتس بیان داشت که درمراحل اولیه با افزایش سرانه درآمد ملی، نابرابری درآمد افزایش می یابد. اما بعد از رسیدن به یک سطح معین از درآمد یا نقطه برگشت، باافزایش درآمد سرانه، نابرابری درآمد شروع به کاهش می­کند. این بحث منجر به فرضیه­ای به نام فرضیه منحنی کوزنتس گردید که بیان می­کند این رابطه به صورت U معکوس است (7). فرضیه کوزنتس قابل تعمیم به ارتباط بین درآمد سرانه و شاخص آلودگی محیط زیست بوده که به فرضیه زیست محیطی کوزنتس معروف شده است (8).این فرضیه بیان می­کند که در مراحل اولیه‌ی رشد اقتصادی، به دلیل پایین بودن آگاهی مردم نسبت به مشکلات زیست محیطی، توجه به محیط زیست اهمیت چندانی ندارد و تکنولوژی‌های دوست‌دار محیط زیست نیز در دسترس نمی باشند. بنابراین تخریب محیط زیست با افزایش درآمد، بیشتر می­شود. اما پس از رسیدن به سطح معینی از درآمد، شروع به کاهش می‌کند که این رابطه با یک منحنی به­ شکلU  معکوس نشان داده می­شود(شکل 1).

 

شکل 1- منحنی زیست محیطی کوزنتس (28)

 Fig 1- Environmental Kuznets Curve (28)

 

فرضیه پناهندگی آلودگی

استانداردهای زیست محیطی در دهه 1990 در همه کشورهای توسعه یافته، نسبت به دوره قبل از آن سخت­تر گرفته می‌شد.این افزایش در سخت‌گیری‌های ­زیست محیطی منجر به شکل‌گیری ارایه فرضیه پناهندگی آلودگی یا پناهگاه آلودگی شد(9). این فرضیه در سال 1994 توسط تیلور و کوپلند مطرح شد. آن‌ها بیان کردند که استاندارد‌های زیست محیطی شدید در کشورهای صنعتی، منجر به مهاجرت صنایع آلاینده به کشورهایی با استانداردهایی پایین‌تر می­‌گردد. دراین فرضیه، کشورهای با سیاست­های زیست محیطی ملایم‌تر، کشورهایی با درآمد پایین هستند(10). بر اساس این فرضیه از آنجایی که کشورهای توسعه یافته، سیاست­های زیست محیطی شدیدی را نسبت به کشورهای در حال توسعه اعمال می کنند،از این رو، صنایع آلوده کننده‌ی فعال در کشورهای توسعه یافته، عملیات و فرآیند خود را به کشورهای در حال توسعه با سیاست­های زیست محیطی ملایم انتقال می‌دهند. بدین ترتیب با آزادسازی تجارت، کشورهای توسعه یافته در تولید کالای پاک و کشورهای در حال توسعه در تولید کالای آلوده تخصص پیدا می کنند. از این رو کشورهای توسعه یافته به پناهگاه سبز و کشورهای در حال توسعه به پناهگاه آلودگی تبدیل می­شوند (11).

پیشینه پژوهش

پنگ و همکاران (2011)، به بررسی رابطه بین سرمایه­گذاری مستقیم خارجی و کیفیت محیط زیست در چین طی دوره زمانی 2009-1985 بااستفاده از روش VAR پرداختند. نتایج توابع واکنش آنی نشان می­دهد که اثر اعمال قوانین زیست محیطی بر سرمایه‌گذاری مستقیم خارجی باگذشت زمان کاهش می­یابد. به عبارت دیگر فرضیه پناهندگی آلودگی مورد تایید قرار گرفت (12). کلیمن و عبدلای (2011)، اثرات تجارت و رشداقتصادی بر تخریب محیط زیست با رویکرد بررسی شواهد بین کشوری با استفاده از روش پانل دیتا مطالعه کردند .یافته­های مطالعه نشان داد که هر چند، فرضیه زیست محیطی کوزنتس در اغلب آلاینده­ها برقرار است، ولی در برخی از آن­ها نیز قابل تامل است. به­طور کلی هیچ یک از نظریات مربوط بین تجارت و تخریب محیط زیست به­طور قطعی مورد تایید قرارنمی‌گیرد. آزادسازی تجاری می­تواند در توسعه پایدار برای کشور­های ثروت­مند، مفید و برای کشور­های فقیر، مضر باشد(13). شریف حسین (2011)، در مطالعه­ای بر روی رشد اقتصادی، تجارت باز و انتشار CO2 در کشور­های تازه صنعتی شده نشان داد که متغیر­های تجارت باز و شهرنشینی، اثر منفی شایان توجهی بر روی انتشار CO2 دارند. در این تحقیق، وی به بررسی روابط علی معلولی کوتاه مدت و بلند مدت بین تولید گاز­های گل­خانه­ای، مصرف انرژی، رشد اقتصادی، آزادی تجاری و شهرنشینی با استفاده از پانل سری زمانی طی دوره 2007-1971 و تکنیک­های مدرن اقتصادسنجی پرداخت. یافته‌ها حاکی از آن بود که رشد اقتصادی و تجارت باز باعث انتشار CO2 می­شود و مصرف بیش­تر انرژی منجر به افزایش آلودگی محیط  زیست خواهد شد(14). آکفان و آبانگ (2014)، ارتباط بین کیفیت محیط زیست و رشد اقتصادی را در 47 کشور با استفاده از روش حداقل مربعات طی بازه زمانی 2008-1970 مورد بررسی قرار دادند. نتایج مطالعه آن­ها نشان داد که متغیرهای رشداقتصادی، قیمت انرژی، نسبت صادرات به تولید ناخالص داخلی و مصرف انرژی بر انتشار CO2اثر مثبت و معنی­داری دارد. اما نرخ رشد جمعیت و نسبت واردات به تولید ناخالص داخلی، اثر منفی و معنی­داری بر آلودگی هوا دارد. در نتیجه فرضیه پناهندگی آلودگی مورد تایید قرار گرفت (15). اصغری و محمدی (1391)، به بررسی اثر آزادسازی تجاری بر بخش­های مختلف صنعت روی کیفیت محیط زیست ایران پرداختند. نتایج به­دست آمده با استفاده از داده­های پانل در بخش­های مختلف صنعت ایران برای دوره زمانی 1388-1338 حاکی از آن بود که اثر آزادسازی تجاری در بخش­های مختلف صنعت بر روی کیفیت محیط زیست، منفی است. مثبت بودن ضریب اثر متقابل شدت تجاری در درآمد به معنای آن است که نقش سیاست­های زیست محیطی ضعیف در ایجاد آزادسازی تجاری باعث کاهش کیفیت محیط زیست شده است. بنابراین این­نتیجه می‌تواند دلیلی برای پذیرفتن فرضیه پناهگاه آلودگی در ایران است (16).

 

روش بررسی

معرفی مدل پژوهش

مدل پایه پژوهش حاضر برگرفته از مقاله کل و الیوت ( 2003)، مدل آلودگی ACT است. از آنجایی که نتایج و روش شناسی این مدل، محور اصلی پژوهش است، ارایه خلاصه­ای از مدل ضروری می­باشد. یک اقتصاد کوچک و باز که تولید کننده دو کالا می‌باشد، را در نظر بگیرید؛ کالاها X و Y و عوامل تولید نیز عامل سرمایه (K) و عامل نیروی کار (L) می‌باشند. فرض کنید که صنعتِ تولید کالای X بر مبنای سرمایه قرار دارد و آلودگی تولید می‌کند. در‌حالی‌که صنعتِ تولید کالای Y بر مبنای نیروی کار قرار داشته و صنعتی پاک است. همچنین فرض کنید که موانع تجاری‌ای وجود دارند که در نتیجه اعمال آن قیمت‌های داخلی با قیمت­های جهانی متفاوت خواهد شد(17).

)                                                           1(

در رابطه (1)، P قیمت داخلی β بیان­گر اختلافات تجاری و Pw قیمت نسبی جهانی کالای X است. باید توجه داشت که اگر کشور مورد نظر، وارد کننده کالای X باشد، β بزرگ­تر از یک و اگر کشور، صادرکننده کالای X باشد، β کوچک­تر از یک خواهد بود. کل و الیوت، آلودگی (Z) را به تاثیرات مقیاس، ترکیب و تکنیک تجزیه کردند.

                                                  (2)

در رابطه (2)، ^ تعیین کننده‌ی درصد تغییرات است. در صورتی که اندازه‌ی اقتصاد متغیر باشد، S اثر مقیاس و نشان دهنده انتشار آلودگی است که به شرط ثابت بودن سایر عوامل رخ می‌دهد. متغیر  نشان دهنده‌ی سهم کالای آلاینده X در تولید کل را نشان می‌دهد. در حالی‌که e نشان‌دهنده ی شدت آلایندگی صنایع آلوده یا اثر ترکیبی خواهد بود. (18).

در مدل ACT عرضه آلودگی توسط قیمت آلاینده تعیین می شود که با مالیات آلودگی پرداخت می شود. یعنی درآمد واقعی، تعیین کننده مالیات آلودگی است. درآمد واقعی نیز تقاضا برای کیفیت زیست محیطی را افزایش می‌دهد. مدل ACT با ترکیب تقاضا و عرضه آلودگی، فرم خلاصه شده در رابطه (3) را ارایه می دهد.

   (3)

که تمام ها مثبت‌اند و بیان­گر نسبت سرمایه به نیروی کار است.  درآمد واقعی سرانه و T نوع کشور است. ما می‌توانیم به وضوح توضیح دهیم که چگونه جهت اثر ترکیب القا شده توسط تجارت بین کشورها، متغیر است. برای یک صادرکننده کالای آلاینده، β کوچک­تر از یک  است. به محض اینکه تجارت آزاد می‌شود، β افزایش یافته و  بزرگ­تر از یک می‌شود. بر اساس رابطه (3)، معادله زیر با استفاده از تصریح اثرات ثابت و تصادفی تخمین زده می­شود.

 

(4)

 

 

که در آن: t نشان دهنده سال،  کشور،   انتشار سرانه آلودگی (زیان CO2 بر حسب میلیون تن) تقسیم بر مساحت هر کشور،  ارزش افزوده صنعت چوب،  مربع ارزش افزوده صنعت چوب،   نسبت سرمایه به نیروی کار در بخش صنعت چوب،  مربع نسبت سرمایه به نیروی کار در بخش صنعت چوب،  موجودی سرمایه به مجموع کالاهای سرمایه‌ای اطلاق می‌شود ؛  نیروی کار در بخش صنعت چوب،  درآمد با یک دوره وقفه بخش صنعت چوب،  توان دوم درآمد با یک دوره وقفه بخش صنعت چوب،  شاخص درجه باز بودن اقتصاد (شدت تجاری) که به صورت نسبت مجموع واردات و صادرات صنعت چوببه ارزش افزوده آن است؛  اثر متقابل شدت تجاری در نسبت به سرمایه به کار صنعت چوب،   اثر متقابل شدت تجاری در مربع نسبت سرمایه به کار صنعت چوب،   اثر متقابل شدت تجاری در درآمد صنعت چوب،  اثر متقابل شدت تجاری در مربع درآمد صنعت چوب. اثر ترکیبی، با نسبت سرمایه به کار کشور مشخص شده است. مربع نسبت سرمایه به نیروی کار نشان می دهد که موجودی سرمایه یک اثر کاهنده در فرم­نهایی خواهد داشت.

ابتدا به منظور جلوگیری از انجام رگرسیون کاذب و تست سکون متغیرها، آزمون ریشه واحد و هم­جمعی پانل بر روی متغیرهای مدل صورت می­گیرد. از آنجایی که داده‌های مورد استفاده در روش‌های ترکیبی باید ویژگی مانایی را داشته باشند و از سویی دیگر قدرت آزمون ریشه واحد در پانل به مراتب بیش­تر از آزمون ریشه واحد منفرد می‌باشد. لذا در این تحقیق، مانایی داده‌های مربوط به متغیرها را ازطریق ریشه واحد لوین، لین و چاو در پانل آزمون شدند.

 

پایه­های آماری پژوهش

در پژوهش حاضر از داده­های بخش صنعت چوب برای کشور ایران و 16 کشور در ردیف بزرگ‌ترین شرکای تجاری چوب و محصولات چوبی ایران استفاده شده است. این کشورها شامل 11 کشور توسعه یافته (روسیه، آلمان، اتریش، فنلاند، کانادا، سوئد، ایتالیا، آمریکا، اسپانیا، ژاپن، فرانسه) و پنج کشور در حال توسعه (ترکیه، جمهوری کره، اندونزی، برزیل، هند) است.داده­های مورد استفاده در این تحقیق شامل اطلاعات مربوط به صادرات چوب، واردات چوب، ارزش افزوده صنعت چوب، درآمد ناخالص ناشی از صنعت چوب، سرمایه در بخش صنعت چوب، نیروی­کار در بخش صنعت چوب، مساحت کشور و میزان انتشار CO2 به عنوان شاخصی از آلودگی هوا هستند. این داده­ها طی دوره زمانی 2015-1995 از سایت­های معتبر گمرک جمهوری اسلامی ایران، OECD و COM TRADE استخراج و جمع­آوری گردیدند. روش برآورد مدل بیش­تر جنبه تحلیلی و توصیفی دارد که بر اساس داده­های تلفیقی (پانل) است. این روش ترکیبی از «اطلاعات سری زمانی» و «داده­های مقطعی» برای بخش صنعت چوب کشورهای مذکور می‌باشد.

 

نتایج و بحث

آزمون تشخیص مانایی بر روی داده­ها

فرضیه صفر آزمون، بیان­گر نامانایی متغیرهاست. بررسی مقادیر آماره‌های محاسبه شده و احتمال پذیرش آن­ها نشان داد که فرضیه صفر مبنی بر نامانایی متغیرها در سطح اطمینان 99 درصد رد می­شود (جدول 1).


 

جدول 1- نتایج بررسی مانایی داده‌ها با استفاده از آزمون لوین، لین و چاو برای کشورهای مورد مطالعه

Table 1-The results of data stationary study through Levin, Lin and Chow test for the countries under study

آزمون لوین، لین و چو

متغیرها

آماره

احتمال

562/3-

0015/0

 

122/3-

0006/0

 

741/8-

0000/0

 

422/7-

0000/0

 

200/6

0000/0

  

420/1

0000/0

 

880/2

0050/0

 

318/5-

0000/0

 

001/2-

0009/0

 

017/4-

0000/0

 

032/4-

0025/0

 

 

 

تست هاسمن نمایان­گر این مطلب است که ضرایب تخمین زده شده به وسیله تخمین زننده اثرات تصادفی کاراتر است یا ضرایب تخمین زده شده با تخمین زننده اثرات ثابت کاراتر می‌باشد (جدول 2). آماره این آزمون H با توزیع خی دو با درجه آزادی  k است. اگر P- Value معنادار نباشد، یعنی Prob>Chi2 بیش­تر از 05/0 باشد، از اثرات تصادفی استفاده می‌شود و اگر P- Value معنادار باشد، باید از اثرات ثابت استفاده شود. نتایج آزمون بیان­گر پذیرش اثرات ثابت در مطالعه حاضر می­باشد.


 

 

 

جدول2- نتایج تخمین مدل ACT در کشورهای منتخب

 Table 2- The results of ACT model estimation in selected countries

متغیر

               روش اثرات تصادفی

            روش اثرات ثابت

  ضریب متغیر

       آماره

  ضریب متغیر

       آماره

 

0007805/0

75/4

0006456/0

   *62/40

 

34/1

99/0

54/8

*17/4

 

31/3-

70/0-

45/2-

   * 06/4-

 

47/3-

     *  34/4

74/4

        *   30/14

 

05/1-

    **  41/2-

42/1-

        *   91/6-

 

07/1

78/0

63/1-

        *   91/14-

 

15/2-

    **  41/2-

34/1-

    * 73/4-

 

17/1

   **  23/2

68/6

        *    26/3

 

28/1-

80/0-

13/2-

     * 16/13-

 

44/1

88/0

23/2

       *   50/11

OPIt-1

38/1

    **  49/2

50/6

       *   74/19

OP(It-1)2

40/4-

86/0-

54/7-

       *   73/11-

 

57/0

 

تعداد گروه­ها

17

17

تعداد مشاهدات

357

357

تست هاسمن

 

تست بروش ـ پاگان

 

تست والد

 

تست والدریج

 

12/23

0000/0

50/3023

0000/0

84/55847

0000/0

174/91

0000/0

* معنی داری در سطح اطمینان 0.01   **معنی داری در سطح اطمینان 0.05

 

 

 

به‌دلیل هم­خطی سریالی در مدل خطی داده­های پانل، خطاهای استاندارد دچار انحراف و منجر به کارایی کم­تر نتایج می­گردد. نیاز است که هم­خطی سریالی در داده­های پانل شناسایی گردد که توسط وولدریجمطرح شده است (19). نتایج ( ) فرضیه نبود هم­خطی سریالی مرتبه اول در مدل را رد می­کند (جدول 2).  زمانی­که واحدهای مقطعی دارای واریانس هم­سان باشد، اما واریانس آن در سرتاسر واحدها متفاوت باشند، با ناهم­سانی واریانس گروهیمواجه می­شویم؛ لذا از آماره‌ی تعدیل شده والد برای بررسی ناهم­سانی واریانس گروهی استفاده می‌کنیم. نتایج نشان می­دهد که   کوچک­تر از 5/0 است. بر این اساس، فرضیه یک ناهم­سانی واریانس را می­پذیریم.برای آزمون وجود اثرات تصادفی از آماره‌ی براش پاگان استفاده شد(20).آزمون براش پاگان در مدل اجرا شده نشان می دهد که فرضیه‌ی صفر با توجه به این‌که احتمال نزدیک به صفر می­باشد، پذیرفته نمی­شود و اثرات تصادفی وجود دارد.

اثر مقیاس چگونگی تغییر در میزان انتشار گازهای گل­خانه­ای را به ازای یک واحد افزایش در ارزش افزوده صنعت چوب را بیان می‌دارد. طبق نتایج به دست آمده‌، ضریب ارزش افزوده بخش صنعت چوب مثبت بوده و نشان می­د­هد که به ازای یک واحد افزایش در متغیر ارزش افزوده صنعت چوب، 54/8 واحد کیفیت محیط زیست کاهش پیدا می­کند. این بدین معنا است که با افزایش آزادسازی تجاری در کشورهای مورد مطالعه، مقیاس اقتصادی عملکرد آن­ها در صنعت چوب افزایش پیدا کرده و باعث افزایش آلودگی  CO2در این کشورها می­شود. لازم به ذکر است که گسترش مقیاس عملکردی صنایع چوب و انتشار گاز CO2 در کشورهای مورد مطالعه حاکی از تخریب جنگل در این کشورها می­باشد. همچنین می­توان اظهار داشت که مقدار ارزش افزوده در هر کشور از یک سو پتانسیل و ظرفیت­های تولید یک کشور (چوب و محصولات چوبی حاصل از تخریب جنگل) و از سوی دیگر شاخصی از ظرفیت تقاضا و بازار را نشان می­دهد که با نتایج اصغری وهمکاران، 1391 مشابه می­باشد.

متغیر مجذور ارزش افزوده بیان­گر اثرات زیست محیطی منحنی کوزنتس است. به ازای هر واحد افزایش این متغیر، سطح سرانه  CO2 به میزان 45/2 واحد کاهش می‌یابد. در واقع در نیمه اول منحنی، درآمد سرانه مردم کشورهای منتخب درسطح پایین­تری قرار دارد.این کشورها برای افزایش درآمد سرانه خود اقدام به تولید و ارایه خدمات محصولات صنعت چوب با آلودگی بالا می­کنند؛ به طوری­که میزان سطح تخریب جنگل برای تولید چوب و فرآورده‌های چوبی افزایش می­یابد و افزایش انتشار گاز CO2 را در پی خواهد داشت. این گونه فعالیت­های اقتصادی در مرحله استخراج مواد خام (چوب) یا در بهره­برداری از منابع تجدید شونده (قطع درختان) یا در پدید آوردن زباله و آلودگی (انتشار CO2 ناشی از قطع درخت) به جنگل که مهم‌ترین اکوسیستم محیط زیست است، صدمه می­زنند. در این مرحله طبق عدد به دست آمد، آلودگی سرانه افزایش می­یابد تا جایی که به نقطه عطف خود می­رسد؛ سپس کاهش می­یابد.

جهت نشان دادن اثر ترکیب از  نسبت K/L استفاده شده است. درواقع، با آزادسازی تجاری، ساختار صنعتی اقتصادها، تغییر یافته و هر کشور در تولید محصول خاصی که در آن دارای مزیت نسبی است، تخصص می­یابد. طبق نتایج به دست آمده بر اساس تخمین مدل، ضریب این متغیر، مثبت و به میزان 74/4 می­باشد. این بدین مفهوم است که به ازای یک واحد افزایش در نسبت سرمایه به نیروی کار، 74/4 واحد، کیفیت محیط زیست کاهش می­یابد. بنابراین نتیجه می­شود که مناطق مورد مطالعه در صنعت چوب که یک صنعت کثیف است، مزیت نسبی دارد. همچنین می‌توان بیان داشت که وجود مزیت­ نسبی در تولید کالاهای سرمایه‌بر، میزان آلودگی  CO2را افزایش می­دهد.ازآنجائی که صنعت چوب یک صنعت سرمایه‌بر است، بنابراین میزان آلودگی CO2 دراین مناطق افزایش می‌یابد که با نتایج دیندا (2006) هم­خوانی دارد(21).

برای نشان دادن اثر تکنیک بر کیفیت محیط زیست از درآمد ناخالص با یک دوره وقفه استفاده شده است. اثر فنی به تغییر شیوه­های تولید ناشی از آزادسازی تجاری اشاره دارد و با افزایش درآمد سرانه در اثر تجارت و رشد اقتصادی تقاضا برای محیط زیست و به­کارگیری مقررات زیست محیطی در حوزه تولید و مصرف به طور معمول افزایش می­یابد. طبق نتایج به دست آمده این مقدار 13/2 بوده و دارای ضریب منفی می­باشد.در واقع در کشورهای مورد مطالعه با افزایش تجارت در بخش صنعت چوب، نهایتاً افزایش درآمد مردم، تقاضا برای کاهش آلودگی افزایش می‌یابد. بنابراین دولت‌ها مجبور به اتخاذ سیاست‌های زیست محیطی سخت‌تر می‌شوند. در نتیجه صنعت‌گران جهت تولید چوب و محصولات چوبی از ماشین‌آلات و تکنولوژی­های پیشرفته‌ی پاک که آلودگی کم­تری را به همراه دارند، استفاده می‌کنند (22).

شدت تجاری، بیان­گر شاخص درجه باز بودن اقتصاد(آزادسازی تجاری)است. طبق نتایج حاصله از تخمین مدل، مقدار شدت تجاری منفی و برابر 63/1 بوده است. این بدین مفهوم است که یک واحد افزایش در متغیر شدت تجاری، منجر به 63/1 واحد بهبود کیفیت محیط زیست شده است. زیرا افزایش تجارت صنعت چوب و کاهش موانع تجاری منجر به ورود تکنولوژی‌های پاک­تر ­شده که خود آلودگی محیط زیستی را کاهش می­دهد (23).

اثر متقابل شدت تجارت و درآمد سرانه برای بیان نقش قوانین محیط­زیستی در تجارت مورد استفاده قرار می­گیرد.این ضریب 50/6 می‌باشد. این بدان مفهوم است که یک واحد افزایش در متغیر مذکور، سطح آلودگی را به میزان 50/6 واحد افزایش می‌دهد. کشورهای درحال توسعه­ای که هنوز در نیمه چپ منحنی زیست محیطی کوزنتس قرار دارند، جهت افزایش درآمد، اشتغال و صادرات خود، سیاست‌های زیست محیطی ضعیفی اتخاذ می‌کنند تا بتوانند مکانی برای تولید صنایع آلاینده باشند که این باعث افزایش آلودگی  CO2 در منطقه می‌شود. نتایج نشان می‌دهد که کشورهای توسعه یافته مورد مطالعه در پژوهش حاضر، عمدتاً تمایل دارند صنایع چوب و محصولات چوبی آلاینده خود را به سمت کشورهایی گسیل دهند که استانداردهای زیست محیطی ضعیف‌تری دارند. بنابراین دراین مطالعه فرضیه پناهندگی آلودگی برای صنعت چوب تایید می­شود(24).

 

نتیجه­گیری

در پژوهش حاضر به بررسی فرضیه پناهندگی آلودگی روی کیفیت محیط زیست ایران و 16 شریک اصلی تجاری در صنعت چوب آن در دوره 2015-1995 پرداخته شد. نتایج نشان می‌دهند که افزایش حجم تجارت منجر به کاهش کیفیت محیط زیست و در واقع انتشار بیش­تر گاز CO2 می‌شود. اما وقتی نتایج تحقیق به صورت جزئی‌تر مورد ارزیابی قرار می‌گیرد، مشخص می‌شود که آزادسازی تجاری صنعت چوب بین کشور­های توسعه‌یافته و در حال توسعه باعث افزایش آلودگی در کشور­های در حال توسعه شده که نشان از تایید بودن فرضیه پناهندگی آلودگی را دارد. زیرا سیاست‌های زیست محیطیِ ضعیف باعث افزایش تجارت و جذب سرمایه‌های خارجی برای افزایش تولید و صادرات کالای کثیف شده است. همچنین نشان دهنده این است که فعالیت‌های اقتصادی بخش صنعت چوب در مرحله‌ی استخراج مواد خام یا در بهره‌برداری از منابع تجدید شونده یا در پدیدآوردن زباله و آلودگی به محیط زیست صدمه می‌زنند. به طور کلی نتایج ما لزوم اتخاذ تدابیری را آشکار می­کند که به وسیله آن بخش‌های مختلف صنایع که ایجادآلودگی می‌کنند، خود را ملزم به اخذ گواهینامه‌های زیست محیطی بدانند. البته، به­دلیل این­که، اخذ این استانداردها، هزینه‌های سنگینی را بر دوش تولید‌کنندگان می‌‌گذارد، دولت یا باید سیاست حمایتی برقرار نماید و یااین­که مشوق‌هایی را بدین منظور تعریف کند. ارتقای نقش نهادهای مردمی، موسسات سبز، شرکت فعالانه در نشست‌های بین­المللی محیط‌زیست و مرتبط با تجارت به خصوص در نشست‌های زیست محیطی سازمان تجارت جهانی در راستای حداکثر کردن منافع ملی و تنظیم الگوی تجارت کشورها بر اساس معیارهاو قوانین زیست محیطی از دیگر پیشنهادهای این مطالعه است.

 

منابع:

  1. Sadeghi, K., Motefakerazad, M., Porebadelhan, M., Shahbazzadeh khiyavi, A., 2012. The relationship between carbon dioxide emissions, Ali, foreign direct investment, per capita energy consumption and GDP in Iran. Journal of Environmental and energy economics, Vol 1(4), pp. 101–116.
  2. Jaeger, W. K., 2011. The welfare effects of environmental taxation. Environmental and Resource Economics, Vol 49(1), pp. 101-119.
  3. Boulatoff, C., Jenkins, M., 2010. Long-term nexus between openness, income, and   environmental quality. International advances in economic research, Vol 16 (4), pp. 410-418
  4. Shahbaz, M., Tiwari, A. K., Nasir, M., 2013. The effects of financial development, economic growth, coal consumption and trade openness on CO 2 emissions in South Africa. Energy Policy, Vol 61, pp. 1452-1459.
  5. Khalil, S., Inam, Z., 2006. Is trade good for environment? A unit root co integration analysis. The Pakistan Development Review, Vol 15, pp. 1187-1196.
  6. Ajide, K. B., & Adeniyi, O., 2010. FDI and the environment in developing economies: Evidence from Nigeria. Environmental Research Journal, Vol 4(4), pp. 291-297.
  7. Grossman G. M., Krueger A. B., 1991. Environmental impacts of a North American free trade agreement. National Bureau of Economic Research Working Paper, vol 39.
  8. Kijima, M., Nishide, K., Ohyama, A., 2010. Economic models for the environmental Kuznets curve: A survey. Journal of Economic Dynamics and Control, Vol 34 (7), pp. 1187-1201.
  9. Cole, M.A., A.J. Rayner and J. M. Bates., 2000. The environmental Kuznets Curve: An empirical analysis. Journal of environmental and development economics, Vol 2 (4). Pp. 401-416.
  10. Antweiler, W., Copeland, B. R. M. S. Taylor., 2001. "Is Free Trade Good for The Environment?". The American Economic Review, Vol 91(4). pp 877-908.
  11. Millimet, D. L., Roy, J., 2015. Empirical tests of the pollution haven hypothesis when environmental regulation is endogenous. Journal of Applied Econometrics.
  12. Peng, W. B., Tian, K., Tian, Y. H., Xiang, G. C., 2011. VAR analysis of foreign direct investment and environmental regulation: China's case. Business and Economic Horizons, Vol 5 (2), pp. 13-22.
  13. Kleemann, L., Abdulai, A., 2013. The impact of trade and economic growth on the environment: Revisiting the cross‐country evidence. Journal of International Development, Vol 25 (2), pp. 180-205.
  14. Hossain, M. S., 2011. Panel estimation for CO 2 emissions, energy consumption, economic growth, trade openness and urbanization of newly industrialized countries. Energy Policy, Vol 39 (11), pp. 6991-6999.
  15. Fakpan, U, E, Abang, D., 2014. Environmental Quality and Economic Growth: A Panel Analysis of the" U" in Kuznets.
  16. Asghari, M., Mohammadi, M.H., 2102. Trade Liberalization of Various Industrial Sectors and its Impact on Iran’s Environmental Quality. Economic Development Research, Volv 2 (8) :41-64. (Persian).
  17. Cole, M.A., A.J. Rayner and J. M. Bates., 2000. The environmental Kuznets Curve: An empirical analysis. Journal of environmental and development economics, Vol 2 (4). pp. 401-416.
  18. Baek, J., Cho, Y. S. Koo, W. W., 2009. The Environmental Consequence of Globalization: A Country Specific Time-Series Analysis. Ecological Economics, Vol 68. pp. 2255-2264.
  19. Wooldridge, J.M., 2003. Cluster-sample methods in applied econometrics. The American Economic Review, 93(2): 133-138.
  20. Drukker, D., 2003. Testing for serial correlation in linear panel-data models, The Stata Journal, Vol 2. pp. 168–177.
  21. Dinda, S., 2006. Globalization and Environment: Can Pollution Haven Hypothesis Alone Explain the Impact of Globalization on Environment? First Preliminary Draft, pp 1-20.
  22. Baek, J., Cho, Y. S., Koo, W. W., 2009. The Environmental Consequence of Globalization: A Country Specific Time-Series Analysis. Ecological Economics, Vol 68. pp. 2255-2264.
  23. Chen, P.P., Gupta, Rangan., 2006. An Investigation of Openness and Economic Growth Using Panel Estimation, University of Pretoria, November 2006.
  24. Jayanthakumaran, K., Liu, Y., 2012. Openness and the environmental Kuznets curve: evidence from China. Economic Modeling, Vol 29(3), pp. 566-576.

 



1- کارشناسی ارشد جنگل­داری، دانشکده علوم کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرم­آباد، ایران

2- استادیار اقتصاد جنگل، دانشکده علوم کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرم­آباد، ایران *(مسوول مکاتبات)

3- استادیار اقتصاد جنگلداری، دانشکده علوم کشاورزی و منابع طبیعی، دانشگاه لرستان، خرم­آباد، ایران

4- استادیار دانشکده علوم اداری و اقتصاد، دانشگاه شهید اشرفی اصفهان، اصفهان، ایران.

1- M.Sc Student, Forestry, Faculty of Agricultural and Natural resources, Lorestan University, Khoramabad.

2-Assistant Professor, Forest economic, Department of Forestry, Faculty of Agricultural and Natural resources, University of Lorestan, Lorestan, Iran*( Corresponding author)

3-Assistant Professor, Department of Forestry, Faculty of Agricultural and Natural resources, University of Lorestan, Lorestan, Iran

 

[8]- Assistant Professor, Department of economic, Shahid Ashrafi Esfahani University, Esfahan, Iran

  1. Sadeghi, K., Motefakerazad, M., Porebadelhan, M., Shahbazzadeh khiyavi, A., 2012. The relationship between carbon dioxide emissions, Ali, foreign direct investment, per capita energy consumption and GDP in Iran. Journal of Environmental and energy economics, Vol 1(4), pp. 101–116.
  2. Jaeger, W. K., 2011. The welfare effects of environmental taxation. Environmental and Resource Economics, Vol 49(1), pp. 101-119.
  3. Boulatoff, C., Jenkins, M., 2010. Long-term nexus between openness, income, and   environmental quality. International advances in economic research, Vol 16 (4), pp. 410-418
  4. Shahbaz, M., Tiwari, A. K., Nasir, M., 2013. The effects of financial development, economic growth, coal consumption and trade openness on CO 2 emissions in South Africa. Energy Policy, Vol 61, pp. 1452-1459.
  5. Khalil, S., Inam, Z., 2006. Is trade good for environment? A unit root co integration analysis. The Pakistan Development Review, Vol 15, pp. 1187-1196.
  6. Ajide, K. B., & Adeniyi, O., 2010. FDI and the environment in developing economies: Evidence from Nigeria. Environmental Research Journal, Vol 4(4), pp. 291-297.
  7. Grossman G. M., Krueger A. B., 1991. Environmental impacts of a North American free trade agreement. National Bureau of Economic Research Working Paper, vol 39.
  8. Kijima, M., Nishide, K., Ohyama, A., 2010. Economic models for the environmental Kuznets curve: A survey. Journal of Economic Dynamics and Control, Vol 34 (7), pp. 1187-1201.
  9. Cole, M.A., A.J. Rayner and J. M. Bates., 2000. The environmental Kuznets Curve: An empirical analysis. Journal of environmental and development economics, Vol 2 (4). Pp. 401-416.
  10. Antweiler, W., Copeland, B. R. M. S. Taylor., 2001. "Is Free Trade Good for The Environment?". The American Economic Review, Vol 91(4). pp 877-908.
  11. Millimet, D. L., Roy, J., 2015. Empirical tests of the pollution haven hypothesis when environmental regulation is endogenous. Journal of Applied Econometrics.
  12. Peng, W. B., Tian, K., Tian, Y. H., Xiang, G. C., 2011. VAR analysis of foreign direct investment and environmental regulation: China's case. Business and Economic Horizons, Vol 5 (2), pp. 13-22.
  13. Kleemann, L., Abdulai, A., 2013. The impact of trade and economic growth on the environment: Revisiting the cross‐country evidence. Journal of International Development, Vol 25 (2), pp. 180-205.
  14. Hossain, M. S., 2011. Panel estimation for CO 2 emissions, energy consumption, economic growth, trade openness and urbanization of newly industrialized countries. Energy Policy, Vol 39 (11), pp. 6991-6999.
  15. Fakpan, U, E, Abang, D., 2014. Environmental Quality and Economic Growth: A Panel Analysis of the" U" in Kuznets.
  16. Asghari, M., Mohammadi, M.H., 2102. Trade Liberalization of Various Industrial Sectors and its Impact on Iran’s Environmental Quality. Economic Development Research, Volv 2 (8) :41-64. (Persian).
  17. Cole, M.A., A.J. Rayner and J. M. Bates., 2000. The environmental Kuznets Curve: An empirical analysis. Journal of environmental and development economics, Vol 2 (4). pp. 401-416.
  18. Baek, J., Cho, Y. S. Koo, W. W., 2009. The Environmental Consequence of Globalization: A Country Specific Time-Series Analysis. Ecological Economics, Vol 68. pp. 2255-2264.
  19. Wooldridge, J.M., 2003. Cluster-sample methods in applied econometrics. The American Economic Review, 93(2): 133-138.
  20. Drukker, D., 2003. Testing for serial correlation in linear panel-data models, The Stata Journal, Vol 2. pp. 168–177.
  21. Dinda, S., 2006. Globalization and Environment: Can Pollution Haven Hypothesis Alone Explain the Impact of Globalization on Environment? First Preliminary Draft, pp 1-20.
  22. Baek, J., Cho, Y. S., Koo, W. W., 2009. The Environmental Consequence of Globalization: A Country Specific Time-Series Analysis. Ecological Economics, Vol 68. pp. 2255-2264.
  23. Chen, P.P., Gupta, Rangan., 2006. An Investigation of Openness and Economic Growth Using Panel Estimation, University of Pretoria, November 2006.
  24. Jayanthakumaran, K., Liu, Y., 2012. Openness and the environmental Kuznets curve: evidence from China. Economic Modeling, Vol 29(3), pp. 566-576.