بررسی دانش کشاورزان نسبت به کشاورزی ارگانیک (مورد مطالعه: سبزیکاران شهرستان باوی در استان خوزستان)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد رشته ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین، خوزستان، ایران. *(مسوول مکاتبات)

2 دانشیار دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین، خوزستان، ایران.

10.22034/jest.1970.11204

چکیده

زمینه و هدف: در دهه های اخیر یکی از بزرگ ترین چالش های پیش روی جوامع بشری، مسأله امنیت و سلامت غذایی جمعیت رو به افزایش دنیا است. در این راستا، ضرورت تبدیل کشاورزی رایج به کشاورزی ارگانیک و پایدار مطرح می گردد. این پژوهش با هدف  بررسی میزان دانش سبزی کاران شهرستان باوی نسبت به کشاورزی ارگانیک انجام گرفت.
روش بررسی: پژوهش از نوع تحقیقات توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش سبزی کاران شهرستان باوی به تعداد 140 نفر می باشد. نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان به تعداد 104 نفر تعیین و به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه محقق ساخت است که روایی آن توسط گروهی از صاحب نظران و اعضاء هیأت علمی گروه ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان تأیید شد. پایایی پرسش نامه نیز با استفاده از آلفای کرونباخ دانش (89/0= α) مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSSwin16 انجام شد.
یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که دانش بیش از 62 درصد پاسخ گویان نسبت به کشاورزی ارگانیک کم است. بین سابقه فعالیت کشاورزی، سطح تحصیلات و میزان زمین کشاورزی و میزان دانش کشاورزان نسبت به کشاورزی ارگانیک به ترتیب در سطح 01/0 و 05/0 رابطه آماری معنی داری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد متغیرهای سابقه فعالیت کشاورزی و میزان زمین زراعی تنها متغیرهای اثرگذار بر دانش در زمینه کشاورزی ارگانیک بودند که  2/24 درصد تغییرات دانش نسبت به کشاورزی ارگانیک را تبیین می کنند.
بحث و نتیجه‌گیری: نتایج بیان گر دانش کم کشاورزان نسبت به کشاورزی ارگانیک می‌باشد. با توجه به این که اهمیت دانش و آگاهی در پذیرش و توسعه یک فناوری جدید بارز و آشکار است، کمبود و فقدان اطلاعات و دانش به عنوان یک محدودیت و مانع بزرگی در راه توسعه کشاورزی ارگانیک به حساب می آید.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست، دورهبیست و یک، شماره چهار، تیرماه 98

 

بررسی دانش کشاورزان نسبت به کشاورزی ارگانیک

(مورد مطالعه: سبزی کاران شهرستان باوی در استان خوزستان)

مرضیه موسوی [1]*

marziehmousavi66@yahoo.com

  بهمن خسروی پور [2]

تاریخ دریافت: 28/02/1395

تاریخ پذیرش:12/08/1395

چکیده

زمینه و هدف: در دهه های اخیر یکی از بزرگ ترین چالش های پیش روی جوامع بشری، مسأله امنیت و سلامت غذایی جمعیت رو به افزایش دنیا است. در این راستا، ضرورت تبدیل کشاورزی رایج به کشاورزی ارگانیک و پایدار مطرح می گردد. این پژوهش با هدف  بررسی میزان دانش سبزی کاران شهرستان باوی نسبت به کشاورزی ارگانیک انجام گرفت.

روش بررسی: پژوهش از نوع تحقیقات توصیفی- همبستگی است. جامعه آماری پژوهش سبزی کاران شهرستان باوی به تعداد 140 نفر می باشد. نمونه آماری با استفاده از جدول مورگان به تعداد 104 نفر تعیین و به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده انتخاب شدند. ابزار پژوهش پرسش نامه محقق ساخت است که روایی آن توسط گروهی از صاحب نظران و اعضاء هیأت علمی گروه ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان تأیید شد. پایایی پرسش نامه نیز با استفاده از آلفای کرونباخ دانش (89/0= α) مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها با استفاده از نرم افزار SPSSwin16 انجام شد.

یافته‌ها: نتایج پژوهش نشان می دهد که دانش بیش از 62 درصد پاسخ گویان نسبت به کشاورزی ارگانیک کم است. بین سابقه فعالیت کشاورزی، سطح تحصیلات و میزان زمین کشاورزی و میزان دانش کشاورزان نسبت به کشاورزی ارگانیک به ترتیب در سطح 01/0 و 05/0 رابطه آماری معنی داری وجود دارد. نتایج تحلیل رگرسیون نشان داد متغیرهای سابقه فعالیت کشاورزی و میزان زمین زراعی تنها متغیرهای اثرگذار بر دانش در زمینه کشاورزی ارگانیک بودند که  2/24 درصد تغییرات دانش نسبت به کشاورزی ارگانیک را تبیین می کنند.

بحث و نتیجه‌گیری: نتایج بیان گر دانش کم کشاورزان نسبت به کشاورزی ارگانیک می‌باشد. با توجه به این که اهمیت دانش و آگاهی در پذیرش و توسعه یک فناوری جدید بارز و آشکار است، کمبود و فقدان اطلاعات و دانش به عنوان یک محدودیت و مانع بزرگی در راه توسعه کشاورزی ارگانیک به حساب می آید.

واژه­های کلیدی: دانش، کشاورزی ارگانیک، امنیت غذایی.

 

J. Env. Sci. Tech., Vol 21, No.4,June, 2019

 

 

 

 

 


Study of farmers’ knowledge about organic farming

(Case study: Vegetable growers in Bavi city, Khuzestan province)

Marzieh mousavi [3]*

marziehmousavi66@yahoo.com

Bahman khosravipour [4]

 

Admission Date: November 2, 2016

Date Received: May 17, 2016

Abstract

Background and Objective: In recent decades, the problem of food security and health issues among the populations worldwide jave been one of the main challenges for human societies. In this regard, the necessity of converting the conventional farming to organic farming was raised.

Method: This study was done to investigate the farmers’ knowledge about organic farming in Bavi city, Khuzestan province. The statistical population consisted vegetable growers in Bavi city (N=140) and the statistical sample was determined using the Morgan’s table (n=104). The statistical sample was chosen through simple random sampling technique. The data were collected using a questionnaire whose validity was confirmed by a panel of Agricultural extension and Education experts. Moreover, its reliability was confirmed using the Cronbachs alpha (α=0/96). Finally, the data were analyzed by SPSSwin16.

Findings: The results showed that the knowledge of over 62% of the respondents about organic farming is low. There was a significant difference (p=0/01) between farming experience and knowledge about organic farming. Moreover, there was a significant difference (p=0/05) between the size of farmland and the education level and knowledge about organic farming. Results of regression analyses indicates that farming experience and size of farmland were the only variables explaining 24/2% knowledge changes.

Discussion and Conclusion: The results showed that farmers' knowledge regarding organic agriculture is low. Althougf the importance of knowledge in adoption and development of a new technology is obvious, lack of information and knowledge has been raised as a limitation and a great obstacle for the development of organic farming.

 

Keywords: Knowledge, Organic farming, Food security.

 

مقدمه

 

یکی از بزرگ ترین چالش های روبه روی جامعه بشری، در دهه های اخیر، بحران غذا و مسأله امنیت و سلامت غذای جمعیت رو به افزایش دنیا است. بحران جمعیت از یک طرف و محدودیت منابع اولیه تولید از طرف دیگر، باعث حرکت کشاورزی سنتی به سمت تکنولوژی و کشاورزی صنعتی گردید. به دلیل کاربرد بی رویه و نامناسب نهاده های شیمیایی در فرایند تولید محصولات در کشاورزی صنعتی، بشر با بحران های جدیدی مواجه گردید. این شرایط نشان داد که بر خلاف برنامه هایی که نشان از امنیت تولید بعد از ورود تکنولوژی به کشاورزی داشت، بشر با بحران هایی نظیر، ظهور آفات و امراض جدید، مقاوم شدن گونه های آفات و بیماری ها و علف هرز به سموم شیمیایی، مسمومیت ها، تخریب و فرسایش شدید خاک، تهدید سلامت انسان، بروز بیماری های پوستی، شیوع انواع سرطان ها و بیماری های مزمن و مسمومیت های منجر به مرگ و تخریب محیط زیست مواجه گردید(1). بیماری و آلودگی های محیط زیستی ناشی از مواد افزودنی شیمیایی و هورمون های مورد استفاده در تولید محصولات کشاورزی منجر به حساسیت بیش تر مصرف کنندگان نسبت به محصولات غذایی شده است(2). امروزه، نیاز به حفظ عملکرد کشاورزی و وجود نگرانی در رابطه با موضوعاتی هم چون سلامتی و ساختار خاک، تولید مواد غذایی سالم و عاری از بقایای مواد شیمیایی برای حفظ سلامت انسان و دام همراه با حفظ و نگهداری محیط زیست، باعث افزایش علاقه مندی به اتخاذ سیاست های مناسب تر و روش های مدیریتی بهتر برای پاسخ گویی به تغییرات محیطی و دست یابی به کشاورزی و توسعه پایدار شده است. توسعه پایداری که نیازهای حال حاضر را بدون به خطر انداختن توانایی نسل های آینده برای رفع نیازهای خود مرتفع می سازد(3).

    ظهور کشاورزی ارگانیک تا حدودی نگرانی مصرف کنندگان را در رابطه با کیفیت و ایمنی مواد غذایی و همچنین حفاظت محیط زیست برطرف کرده است. کشاورزی ارگانیک به تولید مواد غذایی سالم و مغذی از طریق جلوگیری از آلودگی خاک با متوقف کردن واکنش های شیمیایی مخاطره آمیز در خاک و اجتناب از تولید آلودگی و همچنین فرسایش خاک بوسیله باد و باران کمک می کند. تصمیم نهایی کشاورزان در استفاده از کشاورزی ارگانیک  به میزان دانش و همچنین درک آن ها نسبت به این مقوله  بستگی دارد(4). بنابراین، از عواملی که می تواند تاثیر مهمی در زمینه شیوه های مختلف و به خصوص به کارگیری و سرمایه گذاری در کشاورزی ارگانیک داشته باشد، توجه به دانش و آگاهی کشاورزان نسبت به این شیوه تولید می باشد. در حال حاضر تولید مواد غذایی سالم، به مقدار کافی و با کیفیت مطلوب مد نظر است، به طوری که نیاز جمعیت در حال رشد تامین شده و سلامت جامعه و محیط زیست تضمین شود. این مهم نیازمند برنامه ریزی و فناوری های زیستی است به گونه ای که ضمن تولید محصولات سالم و پایدار، کمیت مطلوب نیز حاصل گردد. بنابراین، با دادن آگاهی های لازم به کشاورزان و افزایش دانش و مهارت آن ها و تشویق آنان به استفاده از سیستم های نوین کشاورزی از جمله کشت محصولات سالم، بازاریابی و مدیریت مناسب برای کشت محصول و بهره وری آب و خاک، زمینه افزایش تولید محصولات پایدار و از بین بردن اثرات مواد شیمیایی مصرف شده در تولید آن ها فراهم می شود. در این راستا هدف این مطالعه بررسی میزان دانش سبزی کاران شهرستان باوی نسبت به کشاورزی ارگانیک و ارایه راهکارهایی جهت بهبود دانش آن ها در این زمینه است.

   تعریف های بسیاری برای کشاورزی ارگانیک ارایه شده است. از جمله: در برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد آمده است که کشاورزی ارگانیک از طریق بهبود در دسترس بودن مواد غذایی بهبود سرمایه طبیعی، سرمایه اجتماعی، سرمایه انسانی، سرمایه فیزیکی، سرمایه مالی و بهبود عوامل خارجی باعث افزایش امنیت غذایی می شود(5). صفی خانی و عباس زاده(1387) بیان کردند،کشاورزی ارگانیک سامانه تولید محصولات کشاورزی و دامی است که بهداشت اکوسیستم های کشاورزی را هم زمان با تولید غذای سالم و ناب ارتقاء می دهد. همچنین کشاورزی ارگانیک عبارتست از مصرف به شدت محدود کودهای شیمیایی و سموم دفع آفات نباتی در تولید محصولات کشاورزی است(6). همچنین،کشاورزی ارگانیک را  نظام جامع مدیریت تولید که به ترویج و افزایش کشت و حفظ بوم نظام، از جمله چرخه های زیستی و فعالیت های زیستی خاک منجر می شود، تعریف کرده اند(7). ساداتی و همکاران اشاره می کنند که کشاورزی ارگانیک به عنوان نقطه ظهور یک روش تولید محصولات کشاورزی است که تعادل طبعیت را به هم نمی زند، آلودگی ایجاد نمی کند و بر انسان و دیگر موجودات اثرات مضر ندارد و هدف آن تولید محصولات سالم و گواهی شده است(2). بنابراین، با توجه به این تعاریف می توان گفت که کشاورزی ارگانیک به صورت ترکیبی از روش های زراعی که با استفاده از روش های طبیعی صورت می گیرد، تعریف می شود و موجب تولید محصولاتی سالم تر برای مصرف کننده و جلوگیری از خسارت به محیط زیست و حاصل خیزی خاک می گردد. کشاورزی ارگانیک و مفاهیم کشاورزی تلفیقی، غیر متمرکز و عاری از مواد شیمیایی، برای اولین بار بوسیله "نورث برن" درسال1940  مطرح گردید؛ در اواخر دهه 1960  و ابتدای دهه 1970 ، بحران های ناشی از انقلاب سبز ضرورت های حرکت به سمت کشاورزی ارگانیک را شتاب بخشید. دهه 1980 و 1990 اصول و مباحث و سیر عملیاتی توسعه کشاورزی ارگانیک در دنیا جهش پیدا کرد. این شیوه از سال 1379 در ایران بر روی محصول پسته آغاز و هدف از اجرای این شیوه ارتقاء سطح علمی بهره برداران و کشاورزان بوده تا با آگاه نمودن آنان از اثرات مخرب استفاده از کود و سموم شیمیایی در جهت تولید محصول سالم اقدام نمایند. با توجه به موفقیت های به دست آمده از این طرح این شیوه به سایر محصولات نظیر سیب زمینی، انگور، خرما و برنج تسریع پیدا نمود(8). پیدایش و تکامل کشاورزی ارگانیک را با مفهومی که امروزه به کار گرفته می شود، می توان به سه مرحله پیدایش، گسترش و رشد تقسیم بندی نمود. ویژگی های هر مرحله در جدول شماره (1) ارایه شده است.

 

 

جدول1- روند تاریخی گسترش کشاورزی ارگانیک

Table 1- Process of Historical development  organic farming

نام مرحله

دوره زمانی

ویژگی دوره

پیدایش

1970- 1924

شروع نظریه پردازی و تحقیقات اولیه، تأکید بر کارکردهای طبیعت و خاک در فرایند تولید محصولات کشاورزی، شکل گیری در تعدادی از کشورها

گسترش

1990- 1970

پیدایش اندیشه های جدید اجتماعی، طرح ایده زیست سپهر جهانی، تأسیس فدراسیون بین المللی جنبش کشاورزی ارگانیک، شروع قانون گذاری در کشورهای گوناگون

رشد

1990 تاکنون

راه اندازی سازمان های تجاری برای عرضه و بازاریابی محصولات ارگانیک، توسعه و تکمیل قوانین، رشد پژوهش های علمی در حوزه کشاورزی ارگانیک

اقتباس از: کرمی و رضایی مقدم(9)  Adapted from: karami & Rezaee moghadam(9)                                            

 

 

کشاورزی ارگانیک بر چهار اصل استوار است:

- اصل سلامتی: کشاورزی ارگانیک باید سلامت خاک، گیاه، حیوان، انسان و سیاره زمین را حفظ و ارتقاء دهد.

- اصل بوم شناسی: کشاورزی ارگانیک باید براساس زندگی سیستم های اکولوژی و چرخه محیط زیستی، شبیه سازی آن ها و کمک به حفظ آن ها باشد.

-  اصل انصاف: کشاورزی ارگانیک با توجه به فرصت ها و قابلیت های زندگی و محیط های عمومی باید اطمینان از انصاف را ایجاد کند.

- اصل مراقبت: کشاورزی ارگانیک باید به شیوه ای پیشگیرانه و مسوولانه موفق به حفظ سلامت و رفاه نسل های فعلی و آینده و محیط زیست مدیریت شود(10). 

   کشاورزی ارگانیک سبب حفظ حاصل خیزی خاک در دراز مدت از طریق نگهداری مواد آلی در حد مطلوب و بهبود فعالیت بیولوژیک خاک می شود. در کشاورزی ارگانیک مواد غذایی مورد نیاز گیاه زراعی تأمین می شود و خاک از نظر ازت نیز خودکفا می شود. کنترل علف های هرز، بیماری و آفات با تأکید عمده بر استفاده از روش هایی چون تناوب زراعی، بکارگیری دشمنان طبیعی، تنوع کودهای آلی را سبب می شود. ضمن این که کشاورزی ارگانیک موجب حمایت از حیات وحش و زیستگاه های طبیعی می شود. کاهش و یا حذف خسارت های محیطی ناشی از سیستم های مدرن تولید، از قبیل از بین رفتن حیات وحش، آلودگی محیط و استفاده بی رویه از منابع غیرقابل تجدید از مهم ترین وظایف کشاورزی ارگانیک محسوب می شود(11). هدف کشاورزی ارگانیک در دراز مدت در درجه اول سلامت محیط زیستی از جمله تنوع زیستی و کیفیت محصول به جای افزایش بهره وری در کوتاه مدت می باشد(12).

از سوی دیگر، باید در نظر داشت که قسمتی از تخریب و آلودگی های محیط زیست ناشی از عدم آگاهی و اطلاع کشاورزان نسبت به مسایل محیط زیستی است. «آموزش» نقش حیاتی در پیشگیری از تخریب و آلودگی محیط دارد. به طوری که بدون افزایش سطح آگاهی های کشاورزان در زمینه حفاظت از محیط زیست، نمی توان امیدی به بهبود وضعیت محیط زیستی داشت. بنابراین باید     برنامه های آموزشی و ترویجی سعی در ارتقاء دانش و آگاهی کشاورزان از مسأله آلودگی هایی که کشاورزی رایج به دنبال دارد و مزیت کشت ارگانیک داشته باشد و نیز آموزش افراد کلیدی در میان کشاورزان و به خصوص زنان راهی ممکن و عملی می تواند داشته باشد. آگاهی جوامع به حفاظت از محیط زیست می تواند از طریق تحقیق و برنامه ریزی دقیق کشاورزی زیستی حاصل گردد تا نسل های آینده بتوانند از شرایط مناسب برخوردار گردند(13). آموزش زیربنای توسعه و پیشرفت می باشد و یکی از موارد خودکفایی در تولید محصولات سالم است. البته آن دسته از آموخته هایی که دارای قابلیت اجرایی باشند. بحث در این است که روش های مناسب را می باید در هم آمیخت و آن ها را به صورت هم زمان به کار گرفت که بیشترین تآثیر در آگاه کردن، برانگیختن، ایجاد انگیزه کردن، آموختن و انتقال دادن دانش و مهارت ها به گروه کثیری از افراد کشاورز با صرف کم ترین بودجه ممکن را داشته باشد. این آموزش ها و فنون برای افزایش تولید درآمد، رفاه حال روستاییان و کشاورزان است(14).

   فقدان اطلاعات کشاورزی متداول در خصوص بسیاری از حوزه های فعالیت های ارگانیک وجود دارد و نهادهای مرتبط با کشاورزی ارگانیک در فراهم نمودن اطلاعات برای کشاورزان ارگانیک بسیار مفید است. فقدان دانش و مهارت برای مدیریت یک مزرعه ارگانیک و فقدان فرصت های بازاری برای محصولات ارگانیک مهم ترین دلیل برای عدم کاربرد فعالیت های کشاورزی ارگانیک است. به نظر    می رسد، اعتقادات و نگرش های کشاورزان متداول عامل مهمی در تاثیرگذاری بر تمایل به پذیرش فعالیت های ارگانیک هستند. علاوه براین، اثربخشی و حمایت مقررات ارگانیک، مراکز گواهی دهنده و بازارها می تواند کشاورزان متداول را تبدیل به کشاورزان ارگانیک نماید(8). بنابراین، یکی از عواملی که می تواند تاثیر مهمی بر مهارت کشاورزان در زمینه به کارگیری کشاورزی ارگانیک داشته باشد، توجه به دانش و آگاهی آنان نسبت به این مقوله می باشد.

بابااکبری ساری و همکاران در مطالعه ای به این نتیجه دست یافته اند که نزدیک به نیمی از پاسخ گویان(4/48 درصد) در حد کم و 2/24 درصد از آن ها در حد زیاد با کشاورزی ارگانیک آشنایی دارند(15). یافته های تحقیق یعقوبی و ناصری نشان داد که مهم ترین موانع تولید محصولات ارگانیک و سالم در ایران عبارتند از: دانش و مهارت ناکافی کشاورزان و کارشناسان، نبود بازارهای فروش اختصاصی برای محصولات ارگانیک و همچنین عدم استقبال کشاورزان از این شیوه کشاورزی به دلایل اقتصادی می باشد(16). نتایج تحقیق شیری و همکاران حاکی از آن است که دانش اکثریت خیارکاران مورد مطالعه در زمینه کشاورزی ارگانیک در حد متوسط و ضعیف بود. نتایج تحلیل همبستگی نشان داد که متغیرهای تعداد دفعات شرکت در کلاس‏های آموزشی- ترویجی، تعداد منابع اطلاعاتی مورد استفاده و سنوات تحصیل پاسخ گویان همبستگی مثبت و متغیرهای سن، سابقه فعالیت کشاورزی و میزان مالکیت زمین همبستگی منفی و معنی‏داری با میزان دانش آنان نسبت به کشاورزی ارگانیک دارند(17). نتایج مطالعه رجبی و همکاران نشان می دهد که میزان دانش و آگاهی افراد نسبت به محصولات ارگانیک در حد متوسط می باشد(18).

آکس و همکاران کمبود و یا نبود اطلاعات و دانش کشاورزی را به عنوان عامل محدود کننده برای تبدیل مزارع به شیوه ارگانیک می دانند(19). شریف و همکاران به بررسی ویژگی های اجتماعی و روانی کشاورزان برای گزینش شیوه های کشاورزی ارگانیک در مناطق پرورش نارگیل ایالت کرالای هند پرداختند. آن ها به این نتیجه رسیدند که آموزش، نوآوری، دانش و نگرش نسبت به شیوه های ارگانیک، همبستگی مثبتی با پذیرش شیوه های کشاورزی ارگانیک دارد(20). نتایج مطالعه آسیس و اسماعیل نشان داد دانش سبزی کاران نسبت به کشاورزی ارگانیک به خصوص در رابطه به استفاده از حشره کش های شیمیایی، علف کش ها و کودهای شیمیایی پایین است و آنها برای کنترل آفات و بیماری ها وابسته به شیوه های معمولی(شیمیایی) هستند(4). کومار و جبیر در مطالعه خود اشاره می کند که تقاضا برای محصولات سازگار با محیط زیست مانند غذاهای ارگانیک به طور قابل توجهی با توجه به افزایش آگاهی در مورد سلامتی، ایمنی مواد غذایی و نگرانی های محیط زیستی افزایش یافته است. آگاهی و دانش به عامل مهمی در تغییر نگرش و رفتار مصرف کنندگان نسبت به غذاهای ارگانیک تبدیل شده است. آگاهی و دانش مصرف کنندگان و همچنین میزان مصرف غذاهای ارگانیک در کشورهای توسعه یافته در مقایسه با کشورهای در حال توسعه به طور قابل توجهی بالاتر است. آن ها به این نتیجه رسیدند که در کشورهایی مانند هند که در آن بازار مواد غذایی ارگانیک هنوز در مرحله اولیه رشد خود است، سطح دانش نسبتاً پایین است. همچنین، جنسیت، سطح سواد، میزان درآمد سالیانه، عوامل اجتماعی و سلامتی مواد غذایی بر دانش کشاورزان در مورد کشاورزی ارگانیک مؤثر می باشند(21).

 آییسولا و اوبابیر در مطالعه خود اشاره کردند که کشاورزی ارگانیک بر استفاده از منابع طبیعی تجدید شونده و بازیافت آن­ها تأکید دارد. نتایج مطالعه آن ها نشان داد دانش کشاورزان منطقه ایکیتی در نیجریه نسبت به کشاورزی ارگانیک در سطح بالا و ادراک آن ها نیز مطلوب است(22). سینگ و جورج در مطالعه خود به این نتیجه رسیدند که کشاورزان از برخی از حقایق کشاورزی ارگانیک آگاهی دارند اما آن ها از چگونگی صدور گواهینامه و استانداردهای ارایه شده توسط سازمان های مختلف برای محصولات ارگانیک اطلاعی ندارند. آن ها نسبت به استفاده از کشاورزی ارگانیک تمایل دارند و دولت باید سیاست­ها و آموزش های برنامه ریزی شده برای آن ها در نظر بگیرد(23). آلتراونه به این نتیجه رسید که دانش و آگاهی از عوامل تعیین کننده در تغییر نگرش و رفتار مصرف کنندگان برای استفاده از محصولات ارگانیک است. بین سن و جنسیت کشاورزان با میزان دانش آن ها تفاوت وجود ندارد. بین تحصیلات و سطح دانش رابطه معنی داری وجود دارد(24). موندال در بررسی دانش و نگرش و مهارت کشاورزان نسبت به کشت سبزی ارگانیک در شمال شرق تایلند به این نتیجه رسیدند که سطح دانش 55 درصد پاسخ دهندگان نسبت به کشاورزی ارگانیک کم و 45 درصد متوسط بود (25).

بنابراین، کشاورزی ارگانیک نیازمند روش ها و عملیات نوین و مدیریت کارآمد مزرعه است که بیش تر کشاورزان اطلاعات اندکی در این خصوص دارند. کشاورزان گاهی برای خود تصوراتی از تبدیل مزارع به شیوه ارگانیک دارند که ممکن است اشتباه باشد و براساس همین تصورات است که این شیوه مدیریتی را نمی پذیرند. شهرستان باوی(ملاثانی) واقع در جاده اهواز- شوشتر در استان خوزستان علاوه بر این که زمین های حاصل خیز فراوانی دارد، در مجاورت رود پرآب کارون نیز واقع شده که همین ویژگی ها باعث شده منطقه مورد نظر از پتانسل خوبی جهت تولید محصولات کشاورزی متنوعی برخودار باشد. از جمله محصولاتی که معمولاً در زمین های مرغوب حاشیه رود کارون در این شهرستان کاشته می شود، انواع سبزی و صیفی است. کمبود آگاهی سبزی کاران این شهرستان نسبت به کشت ارگانیک و سالم و همچنین عدم توانایی مالی اغلب آن ها جهت افزایش سطح زیر کشت باعث شده سبزی کاران از نهاده های کشاورزی و از جمله سموم و کودهای شیمیایی جهت افزایش عملکرد در واحد سطح و برداشت زود هنگام به وفور استفاده کنند. این عمل معضلاتی در زمینه سلامتی تولیدکنندگان و مصرف کنندگان و آلودگی محیط زیست و غیره ایجاد می نماید. با توجه به آنچه گفته شد، مسأله پژوهش حاضر این است که میزان دانش سبزی کاران شهرستان باوی نسبت به کشاورزی ارگانیک به چه میزان است و چه عواملی میزان دانش آن ها را تحت تأثیر قرار می دهند؟

روش بررسی

    این تحقیق از لحاظ هدف کاربردی و بر حسب چگونگی گردآوری داده ها از نوع تحقیقات میدانی است. جامعه ی آماری این پژوهش سبزی کاران شهرستان باوی در استان خوزستان به شمار 150 نفر می باشد. نمونه آماری  با استفاده از جدول مورگان 108 نفر تعیین و به شیوه نمونه گیری تصادفی ساده گزینش شد. ابزار مورد استفاده در این پژوهش پرسش نامه محقق ساخت بود. تعداد 104 پرسش نامه برگردانده شده و مورد تجزیه و تحلیل گرفتند. در سنجش گویه های پرسش نامه از طیف لیکرت( کاملاً مخالف =1، مخالف =2، بی نظر=3، موافق=4 و کاملاًموافق= 5) استفاده شد. روایی پرسشنامه با نظرسنجی از صاحب نظران و اعضای هیات علمی گروه ترویج و
آموزش کشاورزی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین خوزستان و پایایی آن نیز با استفاده از ضریب آلفا کرونباخ برای دانش(89/0= α) مورد تأیید قرار گرفت. تجزیه و تحلیل داده ها در دو بخش آمار توصیفی و آمار استنباطی با استفاده از نرم افزار SPSSwin16 انجام شد. جهت سطح بندی و گروه بندی وضعیت دانش سبزی کاران نسبت به کشاورزی ارگانیک از روش فاصله انحراف از میانگین1(ISDM) مطابق فرمول زیر استفاده گردید. در این روش داده های بدست آمده از تجمیع و کدبندی مجدد 20 گویه به چهار سطح تقسیم می گردند. سپس براساس فراوانی و درصد بدست آمده برای هر سطح، متغیر مورد نظر ارزیابی می شود.

A = بسیار کم: min ≤ A

B = کم: Mean – Sd ≤ B <Mean

C = زیاد: Mean ≤ C < Mean + Sd                       

 D= بسیار زیاد: Mean + Sd ≤ D ≤ max

نتایج

   نتایج مطالعه نشان می دهد، میانگین سنی پاسخ گویان97/38 سال با انحراف معیار 55/8 در دامنه سنی20 تا 68 سال قرار داشتند. بیش ترین فراوانی( 9/27 درصد) مربوط به پاسخ گویان دارای تحصیلات در سطح راهنمایی بود. بعد خانوار 3/67 درصد پاسخ گویان 5 نفر و کم تر می باشد.


جدول2- توزیع فراوانی ویژگی های فردی پاسخ گویان

Table 2-The frequency distribution the individual characteristics of respondents

ویژگی های فردی

گروه بندی

فراوانی

درصد فراوانی

سن

زیر 30 سال

18

3/17

35- 30

15

4/14

40- 36

38

5/36

45- 41

13

5/12

بالاتر از 45 سال

20

2/19

     میزان تحصیلات

بی سواد

5

8/4

ابتدایی

23

1/22

راهنمایی

29

9/27

متوسطه

15

4/14

دیپلم

6

8/5

بدون پاسخ

26

0/25

          بعد خانوار

5 نفر و کم تر

70

3/67

بالاتر از 5 نفر

34

7/32

میانگین= 27/5        انحراف معیار= 5/1      کمینه= 2       بیشینه= 10

       منبع: یافته های پژوهش

 

 

یافته های جدول شماره سه نیز نشان می دهد 3/43 درصد سبزی کاران مالک شخصی زمین کشاورزی خود بودند. میانگین سابقه فعالیت کشاورزی آن ها 68/11 سال و انحراف معیار 9/7 سال در دامنه بین 3 تا 60 سال بود. میانگین گستره زمین کشاورزی با 08/8 هکتار و بیش از 50 درصد کشاورزان بین 5 تا 10 هکتار زمین دارند.  این یافته نشان می دهد که بهره برداری در مقیاس کوچک و خرده مالکی در منطقه مورد مطالعه حاکم هست و به نظر می رسد دلیل اصلی کوچک بودن زمین ها قانون ارث می باشد. 75 درصد نیز به صورت مداوم و بدون آیش و تناوب زمین خود را کشت می کنند. 6/59 درصد محصول خود را به طور مستقیم در مزرعه به فروش می رسانند. همچنین3/68 درصد با کشاورزی ارگانیک هیچ گونه آشنایی ندارند.

 

 

جدول3- توزیع فراوانی ویژگی های حرفه ای پاسخ گویان

Table 3- The frequency distribution professional characteristics of respondents

ویژگی های حرفه ای

گروه بندی

فراوانی

درصد فراوانی

                مالکیت زمین

شخصی

45

3/43

اجاره ای

41

4/39

سهم بری

16

4/15

بدون پاسخ

2

9/1

نحوه کشت

آیش و تناوب

12

5/11

کشت مداوم

78

0/75

بدون پاسخ

14

5/13

   میزان آشنایی با کشاورزی ارگانیک

عدم آشنایی

71

3/68

آشنایی کم

28

9/26

آشنایی زیاد

1

0/1

بدون پاسخ

4

8/3

           سابقه فعالیت کشاورزی

زیر 10 سال

64

5/61

10 تا 20 سال

36

6/34

21 تا 30 سال

2

9/1

بالاتر از 30 سال

2

9/1

میانگین= 68/11          انحراف معیار= 9/7          کمینه= 3        بیشینه= 60

                میزان زمین

زیر 5 هکتار

13

5/12

بین5 تا 10 هکتار

55

9/52

بالاتر از 10 هکتار

14

5/13

بدون پاسخ

22

2/21

میانگین= 08/8          انحراف معیار= 53/3           کمینه= 1         بیشینه= 15

منبع: یافته های پژوهش

 

 

نتایج یافته های توصیفی در جدول شماره چهار نشان می دهد که گویه های اطلاع کامل از ارزش غذایی محصولات ارگانیک، آشنایی با معیارهای شناسایی محصولات ارگانیک در بازار و آشنایی با عملیات کشاورزی لازم برای تولید محصولات ارگانیک در رتبه های اول تا سوم قرار دارد و گویه های استفاده از کود سبز و کودهای آلی برای مدیریت خاک، پرورش گیاهان لگوم(مانند شبدر) با هدف کاهش مصرف کودهای شیمیایی و آشنایی به کاربرد مواد آلی و کمپوست به جای استفاده از کودهای شیمیایی رتبه های های آخر را به خود اختصاص داده اند. اطلاع رسانی و فعالیت‌های ترویجی برای استفاده کشاورزان از ظرفیت‌های موجود، جهت‌دهی تحقیقات کشاورزی از مصرف کودهای شیمیایی به مصرف کودهای آلی و بیولوژیک می‌تواند منجر به تولید بیش تر محصولات ارگانیک و در نتیجه کاهش خسارت‌های محیط‌زیستی شود.


 

جدول 4- رتبه بندی گویه های شاخص ترکیبی سنجش دانش سبزی کاران نسبت به کشاورزی ارگانیک

Table 4-Items ranking combined index to measure knowledge vegetable growers towards organic farming

گویه ها

میانگین*

انحراف معیار

ضریب تغییرات

رتبه بندی

اطلاع کامل از ارزش غذایی محصولات ارگانیک

06/4

943/0

232/0

1

 آشنایی با معیارهای شناسایی محصولات ارگانیک در بازار

48/3

30/1

373/0

2

آشنایی با عملیات کشاورزی لازم برای تولید محصولات ارگانیک

19/3

44/1

451/0

3

آگاهی از مکان های عرضه محصولات ارگانیک

12/3

49/1

477/0

4

تقویت دشمنان طبیعی آفات مانند زنبور براکون برای مبارزه با  آفات

65/1

785/0

475/0

5

 تناوب کشت برای مدیریت آفات و بیماری

62/1

937/0

578/0

6

از بین بردن علف های هرز از طریق روش های مکانیکی به جای روش های شیمیایی

58/1

856/0

541/0

7

آگاهی از تأثیر تولید محصولات ارگانیک بر محیط زیست

56/1

868/0

556/0

8

استفاده از روش های بیولوژیکی جهت کنترل علف های هرز

55/1

880/0

567/0

9

 استفاده از ارقام مقاوم به آفات و بیماری

55/1

891/0

574/0

10

رعایت تاریخ کشت برای مدیریت آفات

53/1

800/0

522/0

11

کاربرد صحیح آب و افزایش راندمان منابع آبی

49/1

800/0

536/0

12

 تلفیق نظام های زراعی و دامپروری برای مدیریت تغذیه گیاهی

48/1

724/0

489/0

13

آشنایی با کاربرد کودهای بیولوژیکی و شکل های بسته بندی شده پسماندهای گیاهی و دامی

47/1

710/0

482/0

14

حفاظت از گونه های گیاهی و جانوری درون و اطراف مزرعه برای پایداری اکوسیستم

47/1

723/0

491/0

15

 بازگرداندن بقایای محصولات قبلی به خاک با هدف کاهش مصرف کودهای شیمیایی

47/1

800/0

544/0

16

انتخاب بذور و گیاهان مقاوم در برابر آفات و بیماری ها

46/1

652/0

446/0

17

 استفاده از کود سبز و کودهای آلی برای مدیریت خاک

46/1

800/0

547/0

18

 پرورش گیاهان لگوم(مانند شبدر) با هدف کاهش مصرف کودهای شیمیایی

44/1

775/0

538/0

19

آشنایی به کاربرد مواد آلی و کمپوست به جای استفاده از کودهای شیمیایی

22/1

710/0

581/0

20

* بسیارکم= 1، کم= 2، متوسط= 3، زیاد= 4 و بسیار زیاد= 5

* Very low = 1, low = 2, Average = 3 High = 4, And very high = 5

 

 

برای بررسی دانش سبزی کاران نسبت به کشاورزی ارگانیک از 20 پرسش با طیف لیکرت(5 سطحی) استفاده گردید که برای آن ها نمره های 1 تا 5 در نظر گرفته شد. یافته های حاصل از سطح بندی و کدبندی مجدد گویه های وضعیت دانش سبزیکاران نسبت به کشاورزی ارگانیک در جدول شماره پنج نشان می دهد که میانگین کلی دانش کشاورزان نسبت به کشاورزی ارگانیک 42/2 و با انحراف معیار 78/0 در محدوه کم می باشد.. این نتیجه بیان گر آن است که با توجه به اینکه پاسخ گویان اظهار داشتند تاکنون در هیچ کلاس آموزشی در زمینه کشاورزی ارگانیک شرکت نکردند، دانش پایین آن ها و فقدان اطلاعات لازم در این زمینه به عنوان یک محدودیت عمده برای رفتن به سوی کشاورزی ارگانیک به شمار می رود. بنابراین، باید آگاهی های اولیه و ضروری در این مورد به شیوه های مناسبی در اختیار سبزی کاران قرار داده شود. این یافته با نتایج مطالعه بابا اکبری ساری و همکاران(1387)، شیری و همکاران (1390)، شریف و همکاران(2008)، کومار و جبیر(2008) و موندال و همکاران(2014) هم خوانی دارد.

 


 

جدول5- ارزیابی سطح دانش کشاورزان نسبت به کشاورزی ارگانیک

Table 5- Assess the knowledge of  farmers regarding organic agriculture

میزان دانش

فراوانی

درصد

میانگین*

انحراف معیار

بسیار کم

5

8/4

42/2

78/0

کم

65

5/62

زیاد

20

2/19

خیلی زیاد

14

5/13

* بسیارکم= 1، کم= 2، متوسط= 3، زیاد= 4 و بسیار زیاد= 5

* Very low = 1, low = 2, Average = 3 High = 4, And very high = 5

 

 

 توزیع فراوانی شیوه فروش محصول به وسیله کشاورزان در جدول شماره شش نشان می دهد بیش از 59درصد سبزی کاران تولیدات خود را به صورت مستقیم در مزرعه به فروش می رسانند. با توجه به نتایج این بخش به نظر می رسد که از دیدگاه تولیدکنندگان، مزارع تولیدی برای عرضه و معرفی محصولات ارگانیک مکان مناسبی می باشند. که از دلایل این امر نیز می توان به عدم داشتن وسیله نقلیه مناسب و یا گران بودن هزینه های کارگران، بسته بندی و حمل محصول تا میادین میوه تره بار اشاره کرد. بنابراین، با توجه به نزدیکی مزارع تولیدی به جاده شناسایی و معرفی این مزارع به خریداران عمده و حتی مصرف کنندگان توصیه می شود.

 

 

جدول6- توزیع فراوانی شیوه فروش محصول به وسیله کشاورزان

Table 6- The frequency distribution product sales practices by farmers

شیوه فروش

فراوانی

درصد فراوانی

میادین میوه و تره بار

18

3/17

مغازه های محلی

7

7/6

فروش مستقیم در مزرعه

62

6/59

دست فروشی و دوره گردی

14

5/13

بدون پاسخ

3

9/2

جمع

104

0/100

                      منبع: یافته های پژوهش

 

 

   همان طور که در جدول شماره هفت مشاهده می شود، بین سن و بعد خانوار و دانش نسبت به کشاورزی ارگانیک رابطه معنی داری وجود ندارد. این نتیجه بیان گر آن است که افزایش سن پاسخ گویان و افزایش تعداد افراد خانوار نمی تواند باعث افزایش میزان دانش آن ها نسبت به کشاورزی ارگانیک شود. یافته ها نشان داد بین سابقه فعالیت کشاورزی پاسخ گویان و دانش نسبت به کشاورزی ارگانیک در سطح 01/0 رابطه آماری مثبت و معنی داری وجود دارد. همچنین، دانش نسبت به کشاورزی ارگانیک در سطح 05/0 با میزان زمین کشاورزی رابطه آماری منفی و معنی دار و با میزان تحصیلات رابطه مثبت و معنی داری را نشان می دهد. یعنی با افزایش اندازه زمین کشاورزی میزان دانش سبزی کاران نسبت به کشاورزی ارگانیک افزایش نیافته است. با توجه به این نتایج می توان گفت که هر چه سابقه فعالیت کشاورزان در زمینه سبزی کاری بیش تر باشد، دانش آن ها نسبت به معایب کشاورزی رایج بیش تر شده و آن ها به سمت کشاورزی ارگانیک تمایل بیش تری نشان خواهند داد. علاوه بر این، زمانی که میزان سواد کشاورزان بالاتر باشد و توانایی استفاده از منابع نوشتاری را داشته باشند، از طریق استفاده مناسب از این منابع می توان آگاهی و دانش آنها را در خصوص کشت ارگانیک افزایش داده و یکی از مهم ترین موانع و مشکلات سبزی کاران که کمبود و یا عدم دانش است را برطرف نمود. این یافته با نتایج کومار و جبیر(2011) و آلتراونه(2013) هم خوانی دارد.


 


جدول 7- همبستگی بین ویژگی های فردی با دانش کشاورزان نسبت به کشاورزی ارگانیک

Table 7-Correlation between individual characteristics with farmers' knowledge towards organic  farming

متغیر مستقل

نوع آزمون آماری

ضریب همبستگی

سطح معنی داری

سن

پیرسون

 

046/0

644/0

سابقه فعالیت کشاورزی

**349/0

000/0

میزان زمین کشاورزی

*248/0-

025/0

بعد خانوار

066/0

569/0

میزان تحصیلات

اسپیرمن

*274/0

0281/0

** معنی داری در سطح 01/0        * معنی داری در سطح 05/0

*Significant at the level 0/05                      **Significant at the level 0/01

 


تحلیل رگرسیون مرحله ای برای شناسایی و تبیین مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر دانش پاسخ گویان نسبت به کشاورزی ارگانیک 

   در این پژوهش، برای شناسایی و تبیین مهم ترین عوامل تاثیرگذار بر دانش افراد مورد مطالعه در زمینه کشاورزی ارگانیک به عنوان متغیر وابسته با متغیرهای پیش بین این تحقیق، از تجزیه و تحلیل رگرسیون چند متغیره خطی به روش گام به گام بهره گرفته شد و نتایج رگرسیون دانش در جدول شماره هشت براساس بتای استاندارد به دست آمده نشان می دهد که متغیرهای سابقه فعالیت کشاورزی و میزان زمین زراعی، تنها متغیرهایی بودند که تغییرات متغیر وابسته دانش را تبیین کردند.


 

جدول8- نتایج تحلیل رگرسیون چندگانه مرحله ای برای شناسایی و پیش بینی مهم ترین عوامل تأثیرگذار بر دانش سبزی کاران

Table 8- The results Multiple Regression Stepwise to identify and predict the the most important factors affecting the knowledge of vegetable growers

متغیرهای مستقل

ضرایب غیراستاندارد

خطای استاندارد

ضرایب استاندارد بتا

t

Sig.

سابقه (X1)

591/0

162/0

413/0

64/3

001/0

میزان زمین(X2)

977/0-

404/0

274/0-

42/2

019/0

عدد ثابت

3/45

088/4

-

07/11

000/0

R2=242/0                R2Ad=216/0                         F =40/9                           R= 492/0

  

 

نتایج نشان می دهد این متغیرهای پیش بین2/24 درصد(242/0R2=) از میزان نوسانات متغیر وابسته را تبیین می کنند و بقیه مربوط به سایر عواملی است که در این پژوهش مورد مطالعه قرار نگرفتند. از این نتیجه چنین استنباط می شود که متغیر سابقة فعالیت کشاورزی تأثیر مثبت و معنی داری بر میزان دانش کشاورزان نسبت به کشت ارگانیک دارد؛ یعنی با افزایش میزان تجربة کشاورزان، میزان دانش آن ها به نسبت به کشت ارگانیک افزایش خواهد یافت. به عبارت دیگر، میزان تجربه در میان کشاورزان جوانتر تأثیر مثبت دارد. به نظر می رسد با افزایش سابقه فعالیت کشاورزی به دلیل افزایش آگاهی کشاورزان نسبت به زیان های استفاده از کودها و سموم شیمیایی بر محیط زیست، تمایل آن ها به سمت کشت ارگانیک افزایش می یابد و افزایش سابقه کشاورزان، درک و انجام دادن روابط پیچیده در کشت ارگانیک را آسان تر خواهد کرد؛ بنابراین بهتر است در برنامه های مربوط به گسترش کشت ارگانیک به کشاورزان با سابقه بالاتر توجه بیش تری شود. این یافته با نتایج مطالعه شیری و همکاران(1390) مطابقت و هم خوانی دارد. همچنین کوچک بودن میزان زمین های کشاورزی باعث هدر رفت سرمایه، زمان و در نتیجه افزایش هزینه و کاهش درآمد حاصل از کشاورزی خواهد شد. کشت رایج که به صورت عمقی و فشرده صورت می گیرد موجب ناپایداری و استفاده نادرست از منابع ( آب، خاک و زمین) و ناپایداری تولید محصولات کشاورزی و توسعه نیافتن اقتصادی می شود. از سوی دیگر، استفاده از تکنولوژی می تواند افزایش تولید را به دنبال داشته باشد و فعالیت های کشاورزی را آسان نماید. اما کوچک و پراکندگی قطعات زمین ها و وجود موانع فیزیکی و طبیعی که در این اراضی وجود دارد، استفاده از دست آوردهای علمی و فنی و تکنولوژی و نهاده های کشاورزی را مشکل و گاهی غیر ممکن می سازد و تولیدکنندگان نمی توانند از این اراضی به صورت بهینه استفاده کنند. این مسأله مانع اساسی در راه پیشرفت و توسعه کشاورزی و بعضاً کشاورزی ارگانیک می باشد. بنابراین برنامه ریزی جهت سرمایه گذاری به منظور انجام امور زیربنایی و یکپارچه سازی اراضی ضرورت می یابد.

نتیجه گیری و پیشنهادات

در دهه های اخیر مشاهده تأثیرات نامطلوب کشاورزی متداول در اغلب کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه ، افزایش نگرانی های عمومی نسبت به کیفیت غذا و سلامت افراد جامعه و همچنین تخریب منابع طبیعی،  نیاز فوری برای توسعه تکنیک های کشاورزی که از نظر محیطی، تولیدی و اقتصادی- اجتماعی پایدار باشند، را مورد تاکید قرار داده است. دراین میان، کشاورزی ارگانیک به عنوان یکی از مهم ترین سیستم های کشاورزی جایگزین، برای تولید مواد غذایی سالم و بدون هرگونه مواد شیمیایی مورد توجه قرار گرفته است. با دادن آگاهی های لازم به کشاورزان و تشویق آنان به استفاده از سیستم های نوین کشاورزی از جمله کشت محصولات سالم همچنین با بازاریابی و مدیریت مناسب برنامه مدون برای کشت محصول و بهره وری آب و خاک زمینه افزایش تولید محصولات پایدار و از بین بردن اثرات مواد شیمیایی مصرف شده در تولید آن ها فراهم می شود. کمبود اطلاعات کشاورزان باعث     می شود از زمین های کشاورزی بیش از حد نیاز استفاده شود و باعث فرسایش و تخریب حاصل خیزی خاک شود. ترویج و ارائه الگوهای تکنولوژی نوین و استفاده از سیستم های مکانیزاسیون و بکارگیری بذرهای اصلاح شده در زمین باعث افزایش تولید محصولات کشاورزی می شود. از طریق آموزش و ارائه یافته های علمی به کشاورزان زمینه استفاده از شیوه های نوین در کشاورزی فراهم می شود. این پژوهش با هدف بررسی میزان دانش سبزی کاران شهرستان باوی نسبت به کشاورزی ارگانیک انجام شد. نتایج حاصل از همبستگی بین متغیرهای مستقل و وابسته پژوهش نشان داد بین سابقه فعالیت کشاورزی و میزان زمین با دانش نسبت به کشاورزی ارگانیک همبستگی معنی داری وجود دارد.  همچنین نتایج نشان می دهد که میزان دانش و آگاهی سبزی کاران مورد مطالعه نسبت به کشاورزی ارگانیک در حد کم می باشد. مطابق نتایج بدست آمده از تحلیل رگرسیونی مرحله ای عوامل تأثیرگذار بر دانش کشاورزان نسبت به کشاورزی ارگانیک، نشان می دهد که متغیرهای سابقه فعالیت کشاورزی و میزان زمین زراعی تنها متغیرهای اثرگذار بر دانش در زمینه کشاورزی ارگانیک محسوب می شوند. با توجه به نتایج بدست آمده پیشنهادهایی ارایه شده است.

1- توصیه می شود، سبزی کاران با نظارت دقیق کارشناسان مراکز جهاد کشاورزی برای جلوگیری از فرسایش بیش از حد زمین ها و به منظور تقویت و بهبود مزارع نه تنها از ارقام مقاوم به آفات و بیماری استفاده کنند، بلکه هر چند سال یک بار کشت های دیگری را به جای کشت سبزی جایگزین کنند و یا حتی از آیش استفاده کنند.

2- به دلیل پایین بودن دانش سبزی کاران نسبت به کشاورزی ارگانیک، گسترش برنامه های آموزشی ترویجی از طریق رسانه ها و نهادهای مختلف برای افزایش دانش کشاورزان در مورد ویژگی های کشاورزی ارگانیک، چگونگی اجرای این سیستم و رعایت استانداردهای آن به کشاورزان توصیه می شود.

3- به منظور بهبود دانش و تغییر شیوه کشت، به شرکت سبزی کاران در کلاس های ترویجی- آموزشی مرتبط با کشاورزی ارگانیک توجه ویژه ای گردد و کلاس های تخصصی جهت معرفی روش ها و فناوری های کشاورزی ارگانیک جهت جایگزینی و عدم مصرف نهاده های شیمیایی برگزار شود.

4- براساس نتایج به دست آمده از تحلیل رگرسیونی مرحله ای، متغیرهای سابقه فعالیت کشاورزی و میزان زمین به متغیرهای اثرگذار بر دانش سبزی کاران در زمینه کشاورزی ارگانیک محسوب می شوند. بنابراین پیشنهاد می شود برنامه ریزی هایی برای شناسایی کشاورزان با سابقه فعالیت بیش تر و همچنین کشاورزان دارای اراضی بیش تر برای به کارگیری کشت ارگانیک انجام شود تا زمینه ای برای تولید محصولات سالم فراهم گردد.

Reference

1. Ostadi, Y., Yavari, G.R., Shojaee, M., Mirdamadi, M., Shokat Fadaee, M. & Ostadi, F. 2013. Social and Cultural Factors Affecting the Purchase of a Healthy and Organic Product. Second National Conference on Sustainable Agricultural Development and Healthy Environment, Summer 2013, Hamadan, Iran. (Inpersian).

  1. Sadati, A.H.,  Sadati, A.G., Shaabanali Fami ,H. and Taher Tolou Del, P.2010. Survey Consumer Attitude Toward Barriers of Organic Products (OP) in Iran: A Case Study in Gorgan City.World Applied Sciences Journal,Vol.8, pp. 1298-1303.  

3. Schnug, E., Haneklaus, S., Rahmann, G. and Walker, R. 2006. Organic farming stewardship for food security, food quality, environment and nature conservation.  COR 2006, Aspects of Applied Biology 79, pp. 57- 62.

  1. Assis, K. and Mohd Ismail, H.A. 2011.  Knowledge, Attitude and oractices of  farmers towards organic farming.  Int. J. Eco. Res.,Vol.2, No.3, pp: 6 -1.
  2. United Nations Environment Programme. 2010.Organic Agriculture: Opportunities for Promoting Trade, Protecting the Environment and Reducing Poverty, Capacity Building Task Force on Trade, Environment and Development. See information in:Http:www.unep.ch
  3. Anvari, A. & Saleh Pour, S. 2013. Investigating Barriers to Organic Farming Implementation Case Study:Marhamat Abad Village of Miandoab County. Second National Conference on Sustainable Agricultural Development and Healthy Environment, Summer 2013,  Hamadan, Iran. (Inpersian).
  4. Hashemi, S., Jalaleian, H. & Yaghoobi, J. 2012. Abadeh tashak neyriz farmers' attitude about organic farming. Lournal of Agricultural Education Administration Research, Fall 2012, No. 22. . (Inpersian).
  5. Sahebi, S., Hasanvandian, M. & Movahedi, R. 2013. Investigation of Organic Agricultural Development Strategies according to experts of Agricultural Jihad in Hamadan province. Second National Conference on Sustainable Agricultural Development and Healthy Environment, Summer 2013, Hamadan , Iran. (Inpersian).
  6. Karami, G.H. & Rezaee Moghadam, K. 2013. Organic farming: A sustainable approach to environmental protection. Journal of the growth of technical and vocational education,

Spring 2013, Vol. 8, No. 3. (Inpersian).

  1. Gul Aygen, F. 2012.  Attitudes and Behavior of Turkish Consumers with Respect to Organic Food. International Journal of Business and Social Science Vol.3,18.
  2. Asghari, A. & Haghighi, k. 2013. Some problems and solutions to support and promote organic farming. Second National Conference on Sustainable Agricultural Development and Healthy Environment, Summer ,2013, Hamadan, Iran. (Inpersian).
    1. Wheeler, S. 2005. Factors Influencing Agricultural Professionals’ Attitudes Towards Organic Agriculture and Biotechnology. Centre for Regulation and Market Analysis, University of South Australia, See information in:Http: //een .anu. edu.au.
  3. Morad Haseli, S. & Mirak Zadeh, A.A. 2013. The effects of conventional agriculture on the environment. Second National Conference on Sustainable Agricultural Development and Healthy Environment, Summer ,2013, Hamadan, Iran. (Inpersian).
  4. Ansari, D. & Hemmati, A.  2007. The role of education and extension in increasing productivity and reducing waste. The first scientific conference of rural women in reducing crop waste, Spring 2007, 29 April, Tehran-Iran. (Inpersian).
  5. Babaakbari sari, M. , Asadi, A., Akbari, M. , Fakharzadeh, S.A. & Sookhtanloo, M. 2009. An Investigation of the ‍Consumer Attitudes and Effective Factors in Adoption of Agricultural Organic Products. Iranian Journa of Agricultural Economics and Development Research, Vol. 39, Issue 1.(Inpersian).
  6. Yagoobi, J. & Naseri, A. 2010. Survey of Solutions for Protecting Organic Agriculture in Iran. The first national conference on sustainable agriculture and healthy crop production, Fall 2010- Isfahan, Iran. (Inpersian).
  7. Shiri, N., Arabi, R. & Mirak Zadeh, A.A. 2011. Investigation and analysis of cucumber knowledge Dare Shahr City Towards Organic Farming.  First National Congress of Modern Agricultural Science and Technologies, Summer 2011- Zanjan, Iran. (In persian).
  8. Rajabi, A., Shaban Ali Fami, H. & Pour Atashi, M.  2013. Investigating adoption component of agricultural organic products from the viewpoints of consumers (A case study in Karaj County). Vol.10, No. 38, pp: 33- 43. (In persian).
  9. Acs, S.,  Berentsen , P.B.M. , and Huirne, R.B.M.2005.  Modelling conventional and organic farming: a literature review. NJAS 53 -1.
    1. Sherief, A.K, Anilkumar, A.S, Sakeer Husain, A. & Jayawardana, J.K .J.P. 2008.   Socio-psychological characteristics of farmers in the adoption of organic farming practices in coconut based homesteads of humid tropics, who is readin. See information in http://www .cabdirect .org/abstracts, 767-770, 2008.
    2. Kumar, S. & Jabir,A. 2011.   Analyzing the Factors Affecting Consumer Awareness on Organic Foods in India.  Prepared for presentation at 21st Annual IFAMA World Forum and Symposium on the Road to 2050: Sustainability as a Business Opportunity, Frankfurt, Germany during June20- 23.
    3. Oyesola, O.B.,Obabire,I.E. 2012. Farmers perceptions of Organic farming in selected local goverment areas  of Ekiti state, Nigeria.  Journal of Organic Systems, Vol.6, No. 1.
    4. Singh,S. and George, R. 2012.  Organic Farming: Awareness and Beliefs of Farmers in Uttarakhand, India.  J Hum Ecol,Vol. 37, NO.2, pp: 139-149.
    5. Altarawneh,M. 2014. Consumer Awareness towards Organic Food: A Pilot Study in Jordan. Journal of Agriculture and Food Technology,vol.3, No.12, pp:14- 18. 
    6. Mondal, Sh., Theerachai Haitook,Th. and  Simaraks, S. ,2014.  Farmers’ Knowledge, Attitude and Practice toward Organic Vegetables Cultivation in Northeast Thailand . Kasetsart J. (Soc. Sci) Vol.35,pp: 158- 166.


 



1- کارشناس ارشد رشته ترویج و آموزش کشاورزی دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین، خوزستان، ایران. *(مسوول مکاتبات)

2- دانشیار دانشگاه کشاورزی و منابع طبیعی رامین، خوزستان، ایران.

1- MSc of Agricultural Extension and Education, Ramin University of Agriculture and Natural Resources, Khozestan, Iran.

 * (Corresponding Author)

2- Associate Professor Ramin University of Agriculture and Natural Resources, Khozestan, Iran.

1. Ostadi, Y., Yavari, G.R., Shojaee, M., Mirdamadi, M., Shokat Fadaee, M. & Ostadi, F. 2013. Social and Cultural Factors Affecting the Purchase of a Healthy and Organic Product. Second National Conference on Sustainable Agricultural Development and Healthy Environment, Summer 2013, Hamadan, Iran. (Inpersian).

  1. Sadati, A.H.,  Sadati, A.G., Shaabanali Fami ,H. and Taher Tolou Del, P.2010. Survey Consumer Attitude Toward Barriers of Organic Products (OP) in Iran: A Case Study in Gorgan City.World Applied Sciences Journal,Vol.8, pp. 1298-1303.  

3. Schnug, E., Haneklaus, S., Rahmann, G. and Walker, R. 2006. Organic farming stewardship for food security, food quality, environment and nature conservation.  COR 2006, Aspects of Applied Biology 79, pp. 57- 62.

  1. Assis, K. and Mohd Ismail, H.A. 2011.  Knowledge, Attitude and oractices of  farmers towards organic farming.  Int. J. Eco. Res.,Vol.2, No.3, pp: 6 -1.
  2. United Nations Environment Programme. 2010.Organic Agriculture: Opportunities for Promoting Trade, Protecting the Environment and Reducing Poverty, Capacity Building Task Force on Trade, Environment and Development. See information in:Http:www.unep.ch
  3. Anvari, A. & Saleh Pour, S. 2013. Investigating Barriers to Organic Farming Implementation Case Study:Marhamat Abad Village of Miandoab County. Second National Conference on Sustainable Agricultural Development and Healthy Environment, Summer 2013,  Hamadan, Iran. (Inpersian).
  4. Hashemi, S., Jalaleian, H. & Yaghoobi, J. 2012. Abadeh tashak neyriz farmers' attitude about organic farming. Lournal of Agricultural Education Administration Research, Fall 2012, No. 22. . (Inpersian).
  5. Sahebi, S., Hasanvandian, M. & Movahedi, R. 2013. Investigation of Organic Agricultural Development Strategies according to experts of Agricultural Jihad in Hamadan province. Second National Conference on Sustainable Agricultural Development and Healthy Environment, Summer 2013, Hamadan , Iran. (Inpersian).
  6. Karami, G.H. & Rezaee Moghadam, K. 2013. Organic farming: A sustainable approach to environmental protection. Journal of the growth of technical and vocational education,

Spring 2013, Vol. 8, No. 3. (Inpersian).

  1. Gul Aygen, F. 2012.  Attitudes and Behavior of Turkish Consumers with Respect to Organic Food. International Journal of Business and Social Science Vol.3,18.
  2. Asghari, A. & Haghighi, k. 2013. Some problems and solutions to support and promote organic farming. Second National Conference on Sustainable Agricultural Development and Healthy Environment, Summer ,2013, Hamadan, Iran. (Inpersian).
    1. Wheeler, S. 2005. Factors Influencing Agricultural Professionals’ Attitudes Towards Organic Agriculture and Biotechnology. Centre for Regulation and Market Analysis, University of South Australia, See information in:Http: //een .anu. edu.au.
  3. Morad Haseli, S. & Mirak Zadeh, A.A. 2013. The effects of conventional agriculture on the environment. Second National Conference on Sustainable Agricultural Development and Healthy Environment, Summer ,2013, Hamadan, Iran. (Inpersian).
  4. Ansari, D. & Hemmati, A.  2007. The role of education and extension in increasing productivity and reducing waste. The first scientific conference of rural women in reducing crop waste, Spring 2007, 29 April, Tehran-Iran. (Inpersian).
  5. Babaakbari sari, M. , Asadi, A., Akbari, M. , Fakharzadeh, S.A. & Sookhtanloo, M. 2009. An Investigation of the ‍Consumer Attitudes and Effective Factors in Adoption of Agricultural Organic Products. Iranian Journa of Agricultural Economics and Development Research, Vol. 39, Issue 1.(Inpersian).
  6. Yagoobi, J. & Naseri, A. 2010. Survey of Solutions for Protecting Organic Agriculture in Iran. The first national conference on sustainable agriculture and healthy crop production, Fall 2010- Isfahan, Iran. (Inpersian).
  7. Shiri, N., Arabi, R. & Mirak Zadeh, A.A. 2011. Investigation and analysis of cucumber knowledge Dare Shahr City Towards Organic Farming.  First National Congress of Modern Agricultural Science and Technologies, Summer 2011- Zanjan, Iran. (In persian).
  8. Rajabi, A., Shaban Ali Fami, H. & Pour Atashi, M.  2013. Investigating adoption component of agricultural organic products from the viewpoints of consumers (A case study in Karaj County). Vol.10, No. 38, pp: 33- 43. (In persian).
  9. Acs, S.,  Berentsen , P.B.M. , and Huirne, R.B.M.2005.  Modelling conventional and organic farming: a literature review. NJAS 53 -1.
    1. Sherief, A.K, Anilkumar, A.S, Sakeer Husain, A. & Jayawardana, J.K .J.P. 2008.   Socio-psychological characteristics of farmers in the adoption of organic farming practices in coconut based homesteads of humid tropics, who is readin. See information in http://www .cabdirect .org/abstracts, 767-770, 2008.
    2. Kumar, S. & Jabir,A. 2011.   Analyzing the Factors Affecting Consumer Awareness on Organic Foods in India.  Prepared for presentation at 21st Annual IFAMA World Forum and Symposium on the Road to 2050: Sustainability as a Business Opportunity, Frankfurt, Germany during June20- 23.
    3. Oyesola, O.B.,Obabire,I.E. 2012. Farmers perceptions of Organic farming in selected local goverment areas  of Ekiti state, Nigeria.  Journal of Organic Systems, Vol.6, No. 1.
    4. Singh,S. and George, R. 2012.  Organic Farming: Awareness and Beliefs of Farmers in Uttarakhand, India.  J Hum Ecol,Vol. 37, NO.2, pp: 139-149.
    5. Altarawneh,M. 2014. Consumer Awareness towards Organic Food: A Pilot Study in Jordan. Journal of Agriculture and Food Technology,vol.3, No.12, pp:14- 18. 
    6. Mondal, Sh., Theerachai Haitook,Th. and  Simaraks, S. ,2014.  Farmers’ Knowledge, Attitude and Practice toward Organic Vegetables Cultivation in Northeast Thailand . Kasetsart J. (Soc. Sci) Vol.35,pp: 158- 166.