بررسی مقایسه ای جاذب‌های زیستی و معدنی در کاهش شوری آب

نوع مقاله : مستخرج از پایان نامه

نویسندگان

1 استادیار گروه مهندسی آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ایران. *(مسئول مکاتبات)

2 استاد گروه مهندسی آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ایران.

3 استاد پژوهشکده ژنتیک و زیست فناوری طبرستان، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ایران.

4 استادیار گروه علوم پایه، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ایران.

10.22034/jest.2018.24400.3353

چکیده

زمینه و هدف:با توجه به محدود بودن منابع آب در دسترس، استفاده از آب­های شور می­تواند ضمن حفاظت از منابع آبی، بخشی از کمبود آب را نیز جبران نماید. از آنجایی که آب های شور نمی­توانند مستقیما مورد مصرف واقع شوند به همین دلیل در تحقیق حاضر، ظرفیت جذب نمک جاذب­های معدنی زئولیت و پرلیت، و زیستی پوسته برنج و پوسته صدف در محلول های آبی مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی:ذرات در 5 اندازه 841 ، 400، 177، 125 و 74 میکرومتر، با الک­های استاندارد ASTM دانه بندی شدند. محلول­های آب نمک با غلظت­های 25، 50، 100، 200،300،500، 750، 1000، 3000، 5000، 7000 و 10000 میلی گرم بر لیتر تهیه گردیدند. تاثیر پارامترهای اندازه و مقدار ذرات جاذب، زمان تماس و سرعت بهم خوردن محلول بر حذف نمک سدیم کلراید طبق آزمایش ناپیوسته در دمای ٢٥ درجه سانتی گراد مورد بررسی قرار گرفتند. در این روش محلول سدیم کلراید با مقادیر مشخصی از جاذب‌ها روی دستگاه شیکر با سرعت ثابت rpm 200 و در فواصل زمانی 10، 15، 25، 35، 45، 60 و 120 دقیقه مخلوط شدند. نمونه­ها در دستگاه سانتریفیوژ با سرعت rpm 10000 به مدت 10 دقیقه سانتریفیوژ شده و  برای تیتراسیون کلر­سنجی مورد استفاده قرار گرفت.
یافته ها: تاثیر مقادیر مختلف جاذب­ها بر میزان جذب نمک نشان داد که برای تمامی نمونه­ها در مقدار 2 گرم بیش­ترین جذب صورت گرفته است. بررسی اثر اندازه ذرات جاذب بر میزان نمک جذب شده، نشان داد  اندازه 74 میکرون بیش­ترین کارایی را در جذب نمک دارد. زمان تماس برای زئولیت در 25، پرلیت 15، پوسته برنج 25 و صدف 15 دقیقه اول به طور تقریبی ثابت و به تعادل رسیده است. طبق مدل­های ایزوترمی، پرلیت و پوسته برنج از مدل لانگمویر و زئولیت و پوسته صدف از مدل فروندلیچ تبعیت کردند.
بحث و نتیجه گیری:جاذب­های زیستی و معدنی در اندازه­های مختلف قابلیت جذب یون­های نمکی را دارا می­باشند. از بین جاذب­های                                         مورد استفاده برای جذب نمک زئولیت بیش­ترین کارایی جذب را به خود اختصاص داد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


 

 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست، دورهبیست و دوم، شماره چهار، تیر  ماه 99

بررسی مقایسه­ای جاذب‌های زیستی و معدنی در کاهش شوریآب

 

فاطمه شکریان*[1] 

f.shokrian@sanru.ac.ir

کریم سلیمانی[2]

قربانعلی نعمت زاده[3]

پوریا بی پروا[4]

تاریخ دریافت:13/11/95

تاریخ پذیرش: 29/09/96

چکیده

زمینه و هدف:با توجه به محدود بودن منابع آب در دسترس، استفاده از آب­های شور می­تواند ضمن حفاظت از منابع آبی، بخشی از کمبود آب را نیز جبران نماید. از آنجایی که آب های شور نمی­توانند مستقیما مورد مصرف واقع شوند به همین دلیل در تحقیق حاضر، ظرفیت جذب نمک جاذب­های معدنی زئولیت و پرلیت، و زیستی پوسته برنج و پوسته صدف در محلول های آبی مورد بررسی قرار گرفت.

روش بررسی:ذرات در 5 اندازه 841 ، 400، 177، 125 و 74 میکرومتر، با الک­های استاندارد ASTM دانه بندی شدند. محلول­های آب نمک با غلظت­های 25، 50، 100، 200،300،500، 750، 1000، 3000، 5000، 7000 و 10000 میلی گرم بر لیتر تهیه گردیدند. تاثیر پارامترهای اندازه و مقدار ذرات جاذب، زمان تماس و سرعت بهم خوردن محلول بر حذف نمک سدیم کلراید طبق آزمایش ناپیوسته در دمای ٢٥ درجه سانتی گراد مورد بررسی قرار گرفتند. در این روش محلول سدیم کلراید با مقادیر مشخصی از جاذب‌ها روی دستگاه شیکر با سرعت ثابت rpm 200 و در فواصل زمانی 10، 15، 25، 35، 45، 60 و 120 دقیقه مخلوط شدند. نمونه­ها در دستگاه سانتریفیوژ با سرعت rpm 10000 به مدت 10 دقیقه سانتریفیوژ شده و  برای تیتراسیون کلر­سنجی مورد استفاده قرار گرفت.

یافته ها: تاثیر مقادیر مختلف جاذب­ها بر میزان جذب نمک نشان داد که برای تمامی نمونه­ها در مقدار 2 گرم بیش­ترین جذب صورت گرفته است. بررسی اثر اندازه ذرات جاذب بر میزان نمک جذب شده، نشان داد  اندازه 74 میکرون بیش­ترین کارایی را در جذب نمک دارد. زمان تماس برای زئولیت در 25، پرلیت 15، پوسته برنج 25 و صدف 15 دقیقه اول به طور تقریبی ثابت و به تعادل رسیده است. طبق مدل­های ایزوترمی، پرلیت و پوسته برنج از مدل لانگمویر و زئولیت و پوسته صدف از مدل فروندلیچ تبعیت کردند.

بحث و نتیجه گیری:جاذب­های زیستی و معدنی در اندازه­های مختلف قابلیت جذب یون­های نمکی را دارا می­باشند. از بین جاذب­های                                         مورد استفاده برای جذب نمک زئولیت بیش­ترین کارایی جذب را به خود اختصاص داد.

واژه­های کلیدی: جاذب، آب شور، مدل لانگمویر و فروندلیچ، مواد زیستی و معدنی

 

J. Env. Sci. Tech., Vol 22, No.4,June, 2020

 

 


Comparative Investigation of Bio and Mineral Absorbents on Water Salinity Reduction

 

F. Shokrian[5]*

f.shokrian@sanru.ac.ir

K. Solaimani[6]

 Gh. Nematzadeh[7]

P. Biparva[8]

Accepted: 2017.12.20

Received: 2017.02.01

Abstract
Background and Objective:
Available water resources are limited, thus use of saline water can protect water resources and compensated water scarcity. Since saline water cannot be used directly, this study investigated the adsorption capacity of Zeolite, Perlite as minerals and rice husk and seashell as bio compounds in water solution.

Methods: Particles were classified in five different sizes of 841, 400, 177, 125 and 74 µm which based on ASTM sieves. Sodium chloride solution was prepared in different concentration of 25, 50, 100, 200, 300, 500, 750, 1000, 3000, 5000, 7000 and 10000 ppm.  The effects of the sizes, dosage, contact time, rate of mixing with duration of 10, 15, 25, 35, 45, 60 and 120 minutes for the salt removal done with batch experiments in 25oC. In this method the sodium chloride solution with certain amounts of adsorbent put on a shaker device with constant speed of 200 rpm and were mixed at intervals of 10, 15, 25, 35, 45, 60 and 120 minutes. Then the samples in centrifuged with 10000 rpm in 10 minute and the upper solution used for chloride titration.

Findings: The effects of different amount of absorbent on salt absorbance showed that for all samples the highest absorbance is related to the range of 2 grams. Among the used sizes of particles, the most efficiency was related to the size of 74 µm in salt absorption. The optimum time of used samples was identified as 25, 15, 25 and 15 min for zeolite, perlite, rice husk and sea shell respectively. Based on isotherm model, perlite and rice husk followed Langmuir model, while zeolite and seashell followed Freundlich.

Conclusion: Mineral and bio sorbents in different micron sizes have able to absorb salt ions. Among the use of different adsorbents, zeolite showed highest efficiency to salt adsorption.

Keywords: Absorbent, Salt Water, Freundlich and Langmuir model, Biological and Inorganic materials.


مقدمه

 

کـاهش میـزان منـابع آب قابـل اسـتفاده، افـزایش آلـودگی منـابع آب قابـل دسـترس و رقابـت تقاضای آب بـرای بخـش‌های مختلـف کشـاورزی، صـنعت و توسعه شهری، گسترش آبیاری را محدود و انسان را مجبـور بـه استفاده از آب با کیفیت نامطلوب   مانند آب شور، آب زهکش­ها و پساب­های تصفیه شده برای بخش کشاورزی می­کند. نقـش و اهمیتی که آب­های لب شور  و شور در آینده در کشاورزی ایران به‌عنوان منابع آب مناسب و ارزان قیمت خواهند داشت باید مورد بررسی و توجه قرار گیرد. امروزه روش­هـای اسـمز معکـوس و الکترودیـالیز بـه­طـور گسترده برای شیرین کردن آب­های شور استفاده مـی­شـوند کـه به دلیل مصرف زیاد انـرژی، در همـه مـوارد اقتصـادی نیسـتند. اســتفاده از روش­هــای پــیش تصــفیه قبــل از اســتفاده از ایــن تکنولوژی­ها، کاهش هزینه و صرفه جویی در مصـرف انـرژی را به دنبال خواهد داشت. بنابراین استفاده از روش­های کـم هزینـه در پیش تصفیه آب شور مانند استفاده از جاذب­های ارزان قیمت از اهمیت ویژه­ای برخوردار است (1). در سال های اخیر مواد مختلفی از قبیل کیتوسان، کربن فعال، زائدات کشاورزی  و سایر مواد طبیعی و ارزان قیمت به‌عنوان جاذب‌های طبیعی برای حذف مواد مغذی و سایر آلاینده‌ها مورد استفاده قرار گرفته اند (2). ارزان و در دسترس، تجدید پذیر و متناسب با محیط زیست، باعث می شود که تمایل بیشتری به جاذب‌های زیستی و طبیعی وجود داشته باشد. تحقیقات زیادی برای کاربرد و استفاده از مواد معدنی و زیستی در کم کردن املاح و آلاینده‌ها از آب صورت گرفته که در زیر به برخی از آن ها اشاره شده است. نتایج تحقیق اصفهانی و شامحمدی حیدری(1390) نشان داد که زئولیت سمنان نسبت به جاذب‌های مختلف از جمله زئولیت­های ترکیه و شیلی از ظرفیت بهتری در حذف منگنز از محیط آبی دارد (3). ملکوتیان و همکاران (2010) در مدل­سازی ایزوترم و سینتیک جذب فسفات از محلول­های آبی از کلینوپتیولیت اصلاح شده استفاده نمودند و بیان نمودند که حداکثر جذب فسفات به ترتیب در pH و زمان تماس برابر 7 و 90 دقیقه بدست آمد و ایزوترم لانگمویر نوع ٢ بیشترین تطابق را با داده­های این مطالعه نشان داد (4). عابدی و اصفهانی (2012) از نانو ذرات خاکستر پوسته برنج و بادام برای نمک زدایی آب استفاده کردند، نتایج نشان داد که بیشترین کاهش مقدار EC تا 94 درصد مربوط به نانوذرات خاکستر پوسته برنج بود (5). ون کیتی (2012) عملکرد زئولیت را در شوری زدایی از آب دریا مورد بررسی قرار داد. یافته­ها نشان داد که زئولیت نوع X و Y بیشترین دفع را در ارتباط با یون­های کلسیم، منیزیم، پتاسیم و سدیم داشته­اند (6). وجیما (2013) در تحقیقاتش به بررسی خصوصیات تبادل یونی 5 نوع زئولیت طبیعی به منظور نمک زدایی از آب دریا پرداخت. یافته­ها حاکی از آن بود موردنیت با داشتن ظرفیت تبادل یون کلسیم بیشتر منجر به دفع سدیم بیشتری گردید (7).  بررسی پیشینه پژوهش در ارتباط با بکارگیری مواد زیستی و معدنی، به کارایی نسبتا بالای ماده معدنی زئولیت در کاهش شوری آب دریا اشاره داشتند. همچنین در تحقیق حاضر جاذب زئولیت مناسب­تر از سایر جاذب ها بوده است. با توجه به رشد جمعیت جهان که منجر به رشد بسیار سریع صنایع مختلف گردیده و هر یک به نحوی مصرف کننده منابع آب هستند، موجب کاهش شدید منابع آب سطحی و زیرزمینی شده و ضرورت برنامه ریزی دقیق جهت دست­یابی به منابع جدید آبی را ایجاب می کند.

 

روش بررسی

تهیه جاذب‌ها

نمونه معدنی زئولیت از معادن سمنان و پرلیت از فیروزکوه تهیه گردید. پوسته صدف مورد استفاده در این تحقیق (Cerastoderma lamarica) از ساحل دریای مازندران جمع آوری و پوسته برنج، از شالیزارهای حومه شهر ساری در استان مازندران تهیه گردید. قبل از استفاده از تمامی جاذب‌ها، چندین بار با آب مقطر به منظور حذف گرد و غبار آبکشی شده و در آون با دمای C°100 به مدت 24 ساعت خشک شدند (به­جز پوسته برنج دمای C°80). (8) نمونه های خشک شده توسط دستگاه آسیاب خرد و به صورت پودر در آمدند. سپس برای بدست آوردن اندازه­های مختلف از الک­های استاندارد ASTM با قطر منافذ 20، 40، 80، 120 و 200 برای دانه بندی استفاده گردید (9).

تهیه محلول های نمک کلرید سدیم

در این پژوهش حذف نمک سدیم کلراید مورد مطالعه قرار گرفت. محلول­های آب نمک با غلظت­های 25، 50، 100، 200،300،500، 750، 1000، 3000، 5000، 7000 و 10000 میلی گرم بر لیتر تهیه شدند. قابل ذکر است که دلیل انتخاب غلظت­های مختلف آب نمک بدست آوردن حداکثر ظرفیت جذب جاذب‌ها بوده است.

روش آزمایشگاهی ناپیوسته(Batch)

در این روش، 50 میلی لیتر از محلول سدیم کلراید با غلظت 50 میلی گرم بر لیتر و pH خنثی با مقادیر مشخصی از جاذب‌ها مخلوط و روی دستگاه تکاننده با سرعت ثابت rpm 200 و در فواصل زمانی 120-10 دقیقه مخلوط شدند. سپس نمونه ها در دستگاه سانتریفیوژ با سرعت rpm 10000 به مدت 10 دقیقه سانتریفیوژ و محلول صاف شده درون ظرف برای تیتراسیون کلر­سنجی مورد استفاده قرار گرفتند (10). لازم به ذکر است تمامی آزمایش­ها با 3 تکرار انجام شد.

تیتراسیون کلر سنجی

برای تعیین میزان کلر موجود در نمونه­ها از نیترات نقره ساخت شرکت مرک(Merck) با غلظت 02/0 مولار و کرومات پتاسیم به‌عنوان معرف و حجم 50 میلی لیتر محلول آب نمک جهت تیتراسیون استفاده گردید.

ایزوترم های جذب

ایزوترم­های جذب معادلاتی برای تشریح حالت تعادل جز جذب شونده بین فاز جامد و سیال می­باشد. معادله فروندلیچ یک معادله تجربی برای جاذب­های با سطح ناصاف و برای سیستم­هایی که دارای یک ماده حل شده می­باشد، قابل کاربرد است. مدل لانگمویر برای جذب فیزیکی و تک لایه ای قابل کاربرد می­باشد (11). معادلات ایزوترم در تحقیق حاضر بر مبنای ایزوترم های فروندلیچ و لانگمویر تشریح شده است. فرایند جذب توسط مدل فروندلیچ به صورت زیر تعریف می شود:

14qe=kfce1n"> که شکل خطی معادله فروندلیچ به صورت زیر است:

14logqe=logkf+1nlog⁡ce">

qe: غلظت تعادلی نمک روی جاذب (mg/g)  kf: ثابت فروندلیچ که نشان دهنده­ی ظرفیت جذب جاذب است 1/n(L/mg)(mg/g).      Ce:غلظت تعادلی نمک در محلول (mg/l)       n: شدت جذب سطحی 

141qe=1qmax+1klqmax1ce">

Ce:غلظت تعادلی (mg/l)                                                qe: میزان ماده جذب شده (mg/g) 

qmax: بیش­ترین میزان ظرفیت جذب که مطابق با پوشش تک لایه کامل سطح جاذب است (mg/l)

KL : ثابت لانگمویر یا ثابت تعادلی (L/mg) که به انرژی جذب سطحی مربوط است.

 

نتایج

تاثیر مقدار  جاذب در کاهش نمک با روش نا پیوسته

شکل (1) تاثیر مقادیر مختلفی از جاذب‌ها را بر میزان جذب نمک نشان می دهند و نتایج حاکی از آن است که برای تمامی نمونه ها در مقدار 2 گرم، بیشترین جذب صورت گرفته است، یعنی در این نقطه به تعادل می رسند. افزایش مقدار جاذب زئولیت از 5/0 گرم به 2 گرم، درصد جذب از 63 درصد به 69 درصد افزایش یافت. در ارتباط با جاذب‌های پرلیت، پوسته برنج و پوسته صدف افزایش مقدار جاذب از 5/0 گرم به 2 گرم، درصد جذب بترتیب از 54 به 56 ، 51 به 58 و 27 به 42  افزایش داشتند. از آن جایی که اختلاف معنی داری بین این مقادیر مشاهده نگردید از 5/0 گرم جاذب برای تمامی جاذب‌ها به­جز صدف (1 گرم) استفاده گردید.

 

 

 

 

 

شکل 1- تاثیر مقادیر مختلف جاذب‌های زیستی و معدنی بر میزان جذب نمک


Fig.1- The effect of different amount of biological and mineral adsorbents on salt sorption

 


تاثیر اندازه ذرات جاذب با روش نا پیوسته

با کوچک­تر شدن اندازه ذرات از 841 میکرون به 74 میکرون درصد جذب نمک توسط مواد معدنی زئولیت و پرلیت به­ترتیب از 40 به 63 و 32 به 54 افزایش یافت. در ارتباط با جاذب­های زیستی پوسته برنج جذب نمک از 25 درصد به 57 درصد و پوسته صدف، جذب نمک از 18 درصد به 27 درصد رسید شکل (2). از بین جاذب­های مورد استفاده زئولیت با کوچک­ترین اندازه بیش­ترین کارایی را در حذف دارا است.

 

 

 

شکل2- تاثیر اندازه ذرات جاذب‌های معدنی و زیستی بر میزان جذب نمک

       Fig.2- The effect of biological and mineral adsorbents sizes on salt sorption

 


اثر زمان تماس و غلظت اولیه نمک با روش نا پیوسته

 

زمان تماس در فواصل زمانی 120-10 دقیقه با غلظت اولیه 50 میلی گرم بر لیتر،  pHخنثی و مقادیر مشخصی از جاذب­ها بررسی شد. در ارتباط با تمامی جاذب‌ها، ظرفیت جذب در هر زمان (qt) افزایش می یابد و سپس به یک مقدار ثابت می رسد و نمک بیش­تری از محلول حذف نمی گردد؛ زمان مربوط به آن را زمان تعادل (te) گویند. در زمان تعادل مقدار نمک جذب شده برابر با حداکثر ظرفیت جذب جاذب محسوب می شود.

بررسی ایزوترم­های جذب  تعادلی

مقادیر ضرایب حداکثر ظرفیت جذب (qmax)  و ثابت لانگمویر (KL) در ایزوترم جذب لانگمویر توسط رگرسیون خطی برای

جاذب­ها در جدول (1) زئولیت، (2) پرلیت، (3) پوسته برنج و (4) پوسته صدف بدست آمده است. همچنین مدل جذب چند لایه­ای فروندلیچ نیز برای ارزیابی داده­های حاصل مورد بررسی قرار گرفت و مقادیر ضرایب ثابت فروندلیچ (Kf) و شدت جذب سطحی (nf) نیز برای جاذب‌ها محاسبه گردید جداول (4-1). اختصاص مقدار بزرگ qmaxدر زئولیت نشان از جذب بسیار بالای این جاذب معدنی در جذب نمک می باشد. همچنین ماده معدنی پرلیت، ماده زیستی پوسته برنج و پوسته صدف به­ترتیب با اختصاص ضریب جذب حداکثر 802، 509 و 107 میلی گرم بر گرم بعد از زئولیت از جذب بالایی برخوردار بودند. نتایج حاصل مبین آن است که مقدار ضریب تبیین (R2) برای جذب نمک سدیم کلراید توسط جاذب پرلیت و پوسته برنج به­ترتیب برابر 96/0 و 965/0 است. یعنی نشان دهنده تناسب خوب مدل تک لایه­ای لانگمویر می باشد. جاذب­های زئولیت و پوسته صدف از مدل ایزوترمی فروندلیچ تبعیت می­کنند و  R2منتج از آن­ها به­ترتیب 99/0 و 89/0 می­باشد.


 

                           شکل4- ایزوترم جذب سطحی فروندلیچ برای زئولیت

Fig.4-Freundlich adsorption isothermfor  zeolite  

 

شکل 3- ایزوترم جذب سطحی لانگمویر برای زئولیت

Fig.3-Langmuir adsorption isotherm for zeolite

 

       

جدول1- پارامترهای لانگمویر و فروندلیچ برای جذب سطحی نمک بر روی زئولیت

Table 1- Langmuir and Freundlich parameters for salt adsorption onto zeolite

R2

qmax

KL

70/0

1000

00004/0

R2

nf

Kf

99/0

09/1

07/0

 

 

شکل 6-  ایزوترم جذب سطحی فروندلیچ برای پرلیت

Fig.6- Freundlich adsorption isotherm for perlite

 

شکل5- ایزوترم جذب سطحی لانگمویر برای پرلیت

Fig.5- Langmuir adsorption isotherm for perlite

جدول2- پارامترهای لانگمویر و فروندلیچ برای جذب سطحی نمک بر روی پرلیت

Table 2- Langmuir and Freundlich parameters for salt adsorption onto perlite

R2

qmax

KL

96/0

802

00006/0

R2

nf

Kf

9/0

65/1

2/0

 

 شکل (8): ایزوترم جذب سطحی فروندلیچ برای پوسته برنج

Fig.8.Freundlich adsorption isotherm for rice husk 

 شکل (7): ایزوترم جذب سطحی لانگمویر برای پوسته برنج

Fig.7.Langmuir adsorption isotherm for rice husk

                    

جدول3- پارامترهای لانگمویر و فروندلیچ برای جذب سطحی نمک بر روی پوسته برنج

Table 3- Langmuir and Freundlich parameters for salt adsorption onto rice husk

R2

qmax

KL

96/0

509

0001/0

R2

nf

Kf

62/0

33/3

49/1

 

 

 

 

 

 

شکل 9- ایزوترم جذب سطحی لانگمویر برای پوسته صدف

Fig.9-Langmuir adsorption isotherm for seashell

 

شکل 10- ایزوترم جذب سطحی فروندلیچ برای پوسته صدف

Fig.10-Freundlich adsorption isotherm for seashell

جدول4- پارامترهای لانگمویر و فروندلیچ برای جذب سطحی نمک بر روی صدف

Table 4- Langmuir and Freundlich parameters for salt adsorption onto seashell

R2

qmax

KL

70/0

107

0001/0

R2

nf

Kf

89/0

57/1

12/0

 

 

 

 


 

بحث و نتیجه گیری


بررسی تاثیر مقدار  جاذب در کاهش نمک

 در ارتباط با  تاثیر مقدار جاذب در کاهش نمک می­توان اذعان نمود که با افزایش مقدار جاذب مصرفی، میزان حذف افزایش یافته است. یعنی به­دلیل افزایش تعداد جایگاه­های جذبی موجود و به­دنبال آن افزایش دسترسی مولکول­های ماده جذب شونده به مکان­های جذب روی انواع جاذب‌های مورد مطالعه در مقابل مقدار ثابتی از غلظت آب نمک می­باشد (12، 13، 14). با افزایش مقدار جاذب، احتمال ایجاد برهم کنش بین ذرات جاذب افزایش می­یابد که منجر به کاهش میزان جذب می شود (15). کاهش ظرفیت جذب با افزایش مقدار جاذب ممکن است ناشی از اشباع نشدن جایگاه های فعال روی سطح جاذب در طول فرایند جذب باشد، دلیل دیگر این امر می­تواند واکنش­های ذره­ای نظیر تراکم و یا تجمع ناشی از غلظت­های بالای جاذب باشد، زیرا تراکم منجر به کاهش سطح فعال جاذب می­شود (16). همچنین از مقایسه میزان جذب جاذب­ها با زئولیت این مطلب قابل درک می­باشد که درصد جذب در این جاذب بیش­تر از سایر جاذب­ها است. پدیده تبادل یونی یکی از ویژگی­های زئولیت­ها است بدون تغییر سـاختاری صورت می­گیرد، زیرا اسکلت ساختاری زئولیت­ها شامل کانال­ها و حفره­هایی است که کاتیون­ها و مولکول­های آب در آن­ها  جای می­گیرند و تحرک این کاتیون­ها هیچ گونه تغییری را در شبکه ساختاری آن به وجود نمی­آورد (17، 18، 19). طبق یافته های چن و همکاران (2010) افزایش مقدار جاذب کارایی حذف نمک را کاهش می­دهد. این امر به دلیل سطح فعال جاذب و عوامل دینامیکی مانند افزایش باندهای آزاد بر روی جاذب است. افزایش مقدار جاذب و تجمع آن­ها باعث افزایش مسیر انتشار در طی مراحل انتشار آلاینده در سطح قابل جذب جاذب شده، نتیجه آن کاهش میزان جذب خواهد بود (20). از طرفی در چنین شرایطی به دلیل رقابت ایجاد شده میان مولکول­های آلاینده در اشغال سطوح خالی جاذب، سطوح جاذب به­صورت غیر  اشباع استفاده شده و تمام  ظرفیت­های آن به­طور بهینه  استفاده نمی­گردد، که نتیجه آن کاهش میزان آلاینده جذب شده است. از طرفی با افزایش مقدار جاذب درصد جذب نمک زیاد می­شود. علت این افزایش به این دلیل است که با افزایش مقدار جاذب، تعداد سایت­های فعال جذب که بر روی جاذب می­تواند در اختیار یون­های سدیم کلراید قرار گیرد، افزایش می­یابد. با این حال مقدار نمک جذب شده در واحد جرم جاذب یک روند کاهشی را نشان می­دهد. این روند کاهشی در روند جذب با افزایش مقدار جاذب به خاطر تعداد زیاد سایت­های غیر اشباع جذب است. در واقع با افزایش مقدار جاذب تعداد زیادی از سایت­های جذبی که می­تواند در عمل جذب شرکت نماید به دلیل محدود بودن تعداد یون­های سدیم کلراید به صورت آزاد باقی خواهد ماند (21، 13). 

بررسی تاثیر اندازه ذرات جاذب بر جذب نمک

درصد حذف نمک به اندازه ذرات جاذب سطحی بستگی دارد. ساختمان و توزیع اندازه حفره­ها تا حد زیادی وابسته به نوع ماده اولیه می­باشد و بر سرعت جذب اثر می­گذارد (22). با کوچک شدن اندازه ذرات جاذب به دلیل افزایش نسبت سطح به حجم  و در نهایت افزایش مساحت سطح، تعداد سایت­های تعویض یون افزایش یافته و راندمان جذب افزایش می­یابد (23، 24). بنابراین از جاذب‌هایی با اندازه ذرات 74 میکرومتر بدلیل درصد جذب بیش­تری از نمک استفاده گردید.

  بررسی اثر زمان تماس و غلظت اولیه نمک

 زمان تماس پارامتر مهمی برای استفاده مناسب از یک جاذب در زمینه های کاربردی بوده و بیان­گر سرعت جذب در بین پارامترهای مناسب است (25، 26). راندمان حذف و ظرفیت جذب با زمان تماس رابطه مستقیم دارد. در زمان 10 دقیقه ابتدایی منحنی تمامی جاذب‌ها شیب تندی داشته و ظرفیت جذب به سرعت افزایش یافته است. این حالت ممکن است به دلیل وجود مکان های فعال زیاد و اشباع نشده در سطوح خارجی جاذب باشد (27). اما در ادامه با افزایش زمان شیب به تدریج کند شده و در نهایت این زمان برای زئولیت در 25 دقیقه اول، پرلیت 15 دقیقه، پوسته برنج 25 دقیقه و صدف 15 دقیقه به طور تقریبی ثابت و به تعادل رسیده است. یزدانبخش و همکاران (2011) ثابت شدن ظرفیت جذب و یا دست­یابی به نقطه تعادل برای جاذب‌ها را ناشی از پر شدن مکان های فعال روی سطح جاذب و یا کامل شدن ظرفیت جاذب دانستند (28).

  تفسیر ایزوترم های جذب تعادلی

مدل های ایزوترم به منظور ارایه دیدگاهی راجع به سازو کار جذب، خواص سطحی، تمایل جاذب و توصیف داده های تجربی جذب         به کار می روند. در واقع ایزوترم جذب چگونگی فعل و انفعال بین جاذب و جسم جذب شونده را تشریح می­کند. لذا همواره به‌عنوان             یک فاکتور اساسی جهت تعیین ظرفیت یک جاذب و بهینه نمودن مصرف جاذب مد نظر می­باشد. دو رابطه­ای که کاربرد زیادی برای توصیف ایزوترم های جذب در سیستم های جامد-مایع دارند معادلات لانگمویر و فروندلیچ هستند که در این تحقیق بکار گرفته شدند (29، 30، 31). مدل لانگمویر بیان می­دارد که سطح ماده از یک­سری مکان های با قدرت جذبی مشخص تشکیل شده است که گونه­های عنصری موجود در محلول از طریق پیوندهای کووالانسی یا واندروالس به آن متصل می­شود. یک فرض پایه از
تئوری لانگمویر بدین صورت است که جذب به­صورت هموژن است. به نظر می­رسد که ماده جذب شونده یک منطقه را اشغال می­کند و جذب دیگری در آن منطقه رخ نمی ­دهد. به­عبارتی دیگر جذب فقط در مکان های خاص و همگن و بدون هیچ  واکنشی بین ملکول­های ماده جذب شونده و جاذب اتفاق می­افتد(32). معادله فروندلیچ مدلی تجربی است که بر اساس جذب سطحی فیزیکی بین عنصر جذب شونده و ماده جاذب بیان شده است. در این مدل فرض بر این است که جذب به­صورت چند لایه­ای صورت می­پذیرد و با اضافه شدن مقدار ماده محلول جذب شده، انرژی جذب سطحی بصورت نمایی کاهش می­یابد (33، 34). در مدل لانگمویر هر چه qmax بیش­تر باشد، جذب فلز به جاذب نیز بیشتر است. این پارامترها معیارهای خوبی برای مقایسه جذب­های متفاوت می­باشد(35). همچنین اختصاص مقدار بزرگ qmax در زئولیت نشان از جذب بسیار بالای این جاذب معدنی در جذب نمک می باشد. مقدار (R2) برای جذب نمک توسط جاذب پرلیت و پوسته برنج به­ترتیب برابر 96/0 و 965/0 است که نشان­ دهنده تناسب خوب مدل تک­لایه­ای لانگمویر می­باشد. بعبارتی نماینده انطباق ریاضی خیلی خوب بوده و  این انطباق ممکن است به­دلیل توزیع همگون سایت­های جذب بر روی سطوح این جاذب­ها باشد چون ایزوترم لانگمویر سطح را همگن فرض می­کند. بنابراین نتایج مذکور بیان می­کند که توزیع جایگاه های فعال روی سطوح جاذب­های پرلیت و پوسته برنج یکنواخت بوده و متعاقب آن جذب در مکان­های همگن رخ داده است (36، 37).

 ضـریب فرونـدلیچ (n) نشان دهنده مطلوبیت جذب است که اگر در محدوده 1 تا 10 قرار گیرد جذب مطلوب شناخته می­شود. در       این حالت هر چه مقدار n به یک نزدیک­تر باشد قدرت جذب کنندگی جاذب بیشتر است. توجه به n بدست آمده از برازش مدل فروندلیچ بر داده­های جذب می­توان چنین نتیجه گیری نمود که جذب یون­های سدیم کلراید روی جاذب­های مورد مطالعه از مطلوبیت خوبی برخوردار است (38، 39، 40).

منابع

  1.   Heidarpour M.  Mousavi S.F. and Afyuni M.  2015. application of rice husk biochar to desalinate irrigation water. Journal of Science and Technology of Agriculture and Natural Resources 19(71): 21-30.(Persian).
  2. Abedi-Koupaia J.  and Mohri-Esfahani E. 2012. Desalination of Water Using Nanoparticles of Husk Ashes in Sand Filter. Proceedings of the 4th International Conference on Nanostructures (ICNS4) 1150-1152.
  3. Asfaram A. and Fathi M. R. 2013. Removal of Direct Red 12B Dye from Aqueous Solutions by Wheat Straw: Isotherms, Kinetics and Thermodynamic Studies. Journal of Color Science and Technology 7:223-235. (Persian).
  4. Ok Y.S. Yang J.E.  Zhang Y.S.  Kim S.J. and Chung D.Y.  2007. Heavy metal adsorption by a formulated Zeolite-Portland cement mixture. Journal of Hazardous Materials147(1-2): 91-96.
  5. Kakavandi B. Rezaei Kalantary R. Esrafily A.  Jonidi Jafari A. and Azari. A. 2013. Isotherm, Kinetic and Thermodynamic of Reactive Blue 5 (RB5) Dye Adsorption Using Fe3O4 Nanoparticles and Activated Carbon Magnetic Composite. Journal of Color Science and Technology7:237-248. (Persian).
  6. Fabrianto J. Natasia Kosasiah A.  Sunarso J. and Ju Y.H.  2009. Equilibrium and kinetic studies in adsorption of heavy metals using biosorbent: A summary of recent studies. Journal of Hazardous Materials 162:616-645.
  1. Takdastan A. Azimi A. and Salari Z. 2011. The Use of Electrocoagulation Process for Removal of TurbidityCOD, Detergent and Phosphorus from Carwash Effluent. Journal of Water and WasteWater,22(3): 19-25. (Persian).
  2. Esfehani A. and Shamohammadi Heidari Z. 2011.  Manganese Removal from Aqueous Solution by Natural and Sodium-Modified Zeolite. Journal of Environmental Studies 58: 97-104. (Persian).
  3. Malakootian M. Yousefi N. and Jaafarzadeh Haghighifard N. 2011. Kinetics modeling and isotherms for adsorption of phosphate from aqueous solution by modified clinoptilolit. Journal of water and wastewater 4:21-29.(Persian).
  1. Von-kiti E. 2012. Synthesis of zeolites and their application to the desalination of seawater. MSc Thesis, Kwame Nkrumah University of Science and Technology Kumasi, college of science department of physics 102 pp.
  2. Wajima T. 2013. Ion Exchange Properties of Japanese Natural Zeolites in seawater. Analytical Sciences29: 139-141.
  3. Abdel-Ghni N.T. Hefni M. and El-Chaghaby G.A. F. 2007. Removal of lead from aqueous solution using low cost abundantly available adsorbents. International Journal of Environmental. Sciences and Technology 4(1):67-73.
  4. Leyva-Ramos R. Jacobo-Azuara A. Diaz-Flores P.E. Guerrero-Coronado R.M. Mendoza-Barron J. and Berber-Mendoza M.S. 2008. Adsorption of chromium(VI) from an aqueous solution on a surfactant-modified zeolite. Colloids and Surfaces A: Physicochemical and Engineering Aspects 330(1): 35-41.
  5.  Wan Ngah WS. Hanafiah M.A.K.M. 2008. Adsorption of copper on rubber (Hevea brasiliensis) leaf powder: Kinetic, equilibrium and thermodynamic studies. Biochemical Engineering Journal 39(3):521-30.
  6. Dogan M, Alkan M, Demirbas O, Ozdemir Y, Ozmetin C, Adsorption kinetics of maxilon blue GRL onto sepiolite from aqueous solutions, Chemical Engineering Journal 2006;124(1-3):89-101.

12.   Erdem E. Colgecen G. and Donat R. 2005. The removal of textile dyes by diatomite earth. Journal of Colloid and Interface Science 282: 314-319.

13.   Wang X. Zhu N. and Yin B. 2008. Preparation of sludge-based activated carbon and its application in dye wastewater treatment. Journal of Hazardous Materials153: 22–27.

  1. Xiao H. Peng H. Deng S. Yang X. and Zhang Y. 2012. Preparation of activated carbon from edible fungi residue by microwave assisted K2CO3 activation Application in Reactive Black 5 adsorption from aqueous solution. Bioresource Technology111:127-133.

15.   Kang  E.T. Neoh K.G.  and Tan K.L. 1998. Polyaniline: A polymer with many interesting intrinsic redox states. Journal of Progress in Polymer Science 23: 277–324.

  1. Rao M.M. Ramana D.K.  Seshaiah K. Wang M.C. and Chang Chien S.W. 2009. Removal of some metal ions by activated carbon prepared from Phaseolus aureus hulls. Journal of Hazardous Materials166 (2-3): 1006-1013.
  2. Soleimani M. Ansarie A. Haj AbassieM. and Abedie J. 2008. Investigation of Nitrate and Ammonium Removal from Groundwater by Mineral Filters. Journal of Water and Wastewater 67:18-26. (Persian).
  3. Benkli Y.E. Can M.F. Turan M.  and Celik M.S. 2005. Modification of organo-zeolite surface for the removal of reactive azo dyes in fixed-bed reactors. Water Resource 39(2-3): 487-93.
  4. Coruh S. 2008. The removal of zinc ions by natural and conditioned clinoptilolites. Desalination 225(1-3): 41-57.
  5. Chen S. Yue Q. Gao B. and Xu X. 2010. Equilibrium and kinetic adsorption study of the adsorptive removal of Cr (VI) using modified wheat residue. Journal of Colloid and Interface Science 349(1):256-64.
  6. BulutY. and Aydın H. 2006. A kinetics and thermodynamics study of methylene blue adsorption on wheat shells. Desalination 194: 259-67. 
  1. Shim J. Park S. and Ryu S. 2001. Effect of modification with HNO3 and NaOH by pitch-based activated carbon fibers. Journal of Carbon 39:1635-1642.
  2. Ozer A. and Ozer D. 2003. Comparative study of the biosorption of Pb(II), Ni(II) and Cr(VI) ions onto S. cerevisiae: Determination of biosorption heats. Journal of Hazardous Materials100(1-3):219-229.
  3. Sar I.A. and Tuzen M. 2009. Kinetic and equilibrium studies of biosorption of Pb (II) and Cd(II) from aqueous solution by macrofungus (Amanita rubescens) biomass. Journal of Hazardous Materials164(2-3):1004-1011.
  4. Amin N.K. 2009. Removal of direct blue-106 dye from aqueous solution using new activated carbons developed from pomegranate peel: Adsorption equilibrium and kinetics. Journal of Hazardous Material165:52–62.
  5. Yazdanbakhsh M.H. Tavakkoli S. and Hosseini M. 2011. Characterization and evaluation catalytic efficiency of La0.5Ca0.5NiO3 nano powders in removal of reactive blue 5 from aqueous solution. Desalination 281:388–395.

29.   Freundlish  H.1906. Over the adsorption in solution. The Journal of Physical Chemistry. 57(4):385-470.

  1. Kholghi1 S.  Badii Kh. and Ahmadi S.H. 2013. Bio-Sorption Isotherm and Kinetic Study of Acid Red 14 from Aqueous Solution By Using Azolla A.Filiculodes. Journal of Color Science and Technology 6: 337-346. (Persian).

31.   Langmuir I. 1916. The constitution and fundamental properties of solids and liquids. Journal of the American Chemical Society38:2221–2295.

  1. Akyil S.G.  Aslan A.I. and Eral M. 2003. Sorption characteristics of uranium onto composite ion exchangers. Journal of Radioanalytical and Nuclear Chemistry 256: 45-51.
  2. Aytas S. Akyil S. and Eral M. 2004. Adsorption and thermodynamic behavior of uranium on natural zeolite. Journal of Radioanalytical and Nuclear Chemistry 260: 119-125.
  3. Naghizade S. and Esmaili A. 2014. Biosorption of lead from milk by NAOH treated orange peel Iranian journal of food science and technology 43:79-89. (Persian).
  4. Talip Z., Eral M., Hicsonmez U., (2009) Adsorption of thorium from aqueous solutions by perlite. Journal of Environmental Radioactivity 100:139-143.
  5. Tarley C.R. Costa Ferreira S.L.  and Zezzi Arrud M.R. 2004. Use of modified rice husks as a natural solid adsorbent of trace metals: characterization and development of an on-line preconcentration system for cadmium and lead determination by FASS. Microchemical Journal 77: 163-175.
  1. Raji C. Manju G.N.   and Anirudhan T.S. 1997. Removal of heavy metal ions from water using sawdust–based activated carbon. Indian Journal of Engineer Mater Science 4:254-260.
  2. Rao M. and Bhole A.G. 2001. Chromium removal by adsorption using fly ash bagasse. Journal of Indian Water Works Association 1:97-100.


[1]- استادیار گروه مهندسی آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ایران. *(مسئول مکاتبات)

[2]- استاد گروه مهندسی آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ایران.

[3]- استاد پژوهشکده ژنتیک و زیست فناوری طبرستان، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ایران.

[4]- استادیار گروه علوم پایه، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ایران.

 

[5]- Assistant Professor,Watershed Management, Sari Agricultural Sciences and Natural Resources, Sari, Iran*)Corresponding Author(

2- Professor, Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University, Sari, Iran.

[7]- Professor, Sari University of Genetic & Agricultural Biotechnology Research Institute, Sari, Iran.

4- Assistant professor, Department of Basic Sciences, Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University, Sari, Iran.

  Heidarpour M.  Mousavi S.F. and Afyuni M.  2015. application of rice husk biochar to desalinate irrigation water. Journal of Science and Technology of Agriculture and Natural Resources 19(71): 21-30.(Persian).
Abedi-Koupaia J.  and Mohri-Esfahani E. 2012. Desalination of Water Using Nanoparticles of Husk Ashes in Sand Filter. Proceedings of the 4th International Conference on Nanostructures (ICNS4) 1150-1152.
Asfaram A. and Fathi M. R. 2013. Removal of Direct Red 12B Dye from Aqueous Solutions by Wheat Straw: Isotherms, Kinetics and Thermodynamic Studies. Journal of Color Science and Technology 7:223-235. (Persian).
Ok Y.S. Yang J.E.  Zhang Y.S.  Kim S.J. and Chung D.Y.  2007. Heavy metal adsorption by a formulated Zeolite-Portland cement mixture. Journal of Hazardous Materials147(1-2): 91-96.
Kakavandi B. Rezaei Kalantary R. Esrafily A.  Jonidi Jafari A. and Azari. A. 2013. Isotherm, Kinetic and Thermodynamic of Reactive Blue 5 (RB5) Dye Adsorption Using Fe3O4 Nanoparticles and Activated Carbon Magnetic Composite. Journal of Color Science and Technology7:237-248. (Persian).
Fabrianto J. Natasia Kosasiah A.  Sunarso J. and Ju Y.H.  2009. Equilibrium and kinetic studies in adsorption of heavy metals using biosorbent: A summary of recent studies. Journal of Hazardous Materials 162:616-645.
Takdastan A. Azimi A. and Salari Z. 2011. The Use of Electrocoagulation Process for Removal of TurbidityCOD, Detergent and Phosphorus from Carwash Effluent. Journal of Water and WasteWater,22(3): 19-25. (Persian).
Esfehani A. and Shamohammadi Heidari Z. 2011.  Manganese Removal from Aqueous Solution by Natural and Sodium-Modified Zeolite. Journal of Environmental Studies 58: 97-104. (Persian).
Malakootian M. Yousefi N. and Jaafarzadeh Haghighifard N. 2011. Kinetics modeling and isotherms for adsorption of phosphate from aqueous solution by modified clinoptilolit. Journal of water and wastewater 4:21-29.(Persian).
Von-kiti E. 2012. Synthesis of zeolites and their application to the desalination of seawater. MSc Thesis, Kwame Nkrumah University of Science and Technology Kumasi, college of science department of physics 102 pp.
Wajima T. 2013. Ion Exchange Properties of Japanese Natural Zeolites in seawater. Analytical Sciences29: 139-141.
Abdel-Ghni N.T. Hefni M. and El-Chaghaby G.A. F. 2007. Removal of lead from aqueous solution using low cost abundantly available adsorbents. International Journal of Environmental. Sciences and Technology 4(1):67-73.
Leyva-Ramos R. Jacobo-Azuara A. Diaz-Flores P.E. Guerrero-Coronado R.M. Mendoza-Barron J. and Berber-Mendoza M.S. 2008. Adsorption of chromium(VI) from an aqueous solution on a surfactant-modified zeolite. Colloids and Surfaces A: Physicochemical and Engineering Aspects 330(1): 35-41.
 Wan Ngah WS. Hanafiah M.A.K.M. 2008. Adsorption of copper on rubber (Hevea brasiliensis) leaf powder: Kinetic, equilibrium and thermodynamic studies. Biochemical Engineering Journal 39(3):521-30.
Dogan M, Alkan M, Demirbas O, Ozdemir Y, Ozmetin C, Adsorption kinetics of maxilon blue GRL onto sepiolite from aqueous solutions, Chemical Engineering Journal 2006;124(1-3):89-101.

12.   Erdem E. Colgecen G. and Donat R. 2005. The removal of textile dyes by diatomite earth. Journal of Colloid and Interface Science 282: 314-319.

13.   Wang X. Zhu N. and Yin B. 2008. Preparation of sludge-based activated carbon and its application in dye wastewater treatment. Journal of Hazardous Materials153: 22–27.

Xiao H. Peng H. Deng S. Yang X. and Zhang Y. 2012. Preparation of activated carbon from edible fungi residue by microwave assisted K2CO3 activation Application in Reactive Black 5 adsorption from aqueous solution. Bioresource Technology111:127-133.

15.   Kang  E.T. Neoh K.G.  and Tan K.L. 1998. Polyaniline: A polymer with many interesting intrinsic redox states. Journal of Progress in Polymer Science 23: 277–324.

Rao M.M. Ramana D.K.  Seshaiah K. Wang M.C. and Chang Chien S.W. 2009. Removal of some metal ions by activated carbon prepared from Phaseolus aureus hulls. Journal of Hazardous Materials166 (2-3): 1006-1013.
Soleimani M. Ansarie A. Haj AbassieM. and Abedie J. 2008. Investigation of Nitrate and Ammonium Removal from Groundwater by Mineral Filters. Journal of Water and Wastewater 67:18-26. (Persian).
Benkli Y.E. Can M.F. Turan M.  and Celik M.S. 2005. Modification of organo-zeolite surface for the removal of reactive azo dyes in fixed-bed reactors. Water Resource 39(2-3): 487-93.
Coruh S. 2008. The removal of zinc ions by natural and conditioned clinoptilolites. Desalination 225(1-3): 41-57.
Chen S. Yue Q. Gao B. and Xu X. 2010. Equilibrium and kinetic adsorption study of the adsorptive removal of Cr (VI) using modified wheat residue. Journal of Colloid and Interface Science 349(1):256-64.
BulutY. and Aydın H. 2006. A kinetics and thermodynamics study of methylene blue adsorption on wheat shells. Desalination 194: 259-67. 
Shim J. Park S. and Ryu S. 2001. Effect of modification with HNO3 and NaOH by pitch-based activated carbon fibers. Journal of Carbon 39:1635-1642.
Ozer A. and Ozer D. 2003. Comparative study of the biosorption of Pb(II), Ni(II) and Cr(VI) ions onto S. cerevisiae: Determination of biosorption heats. Journal of Hazardous Materials100(1-3):219-229.
Sar I.A. and Tuzen M. 2009. Kinetic and equilibrium studies of biosorption of Pb (II) and Cd(II) from aqueous solution by macrofungus (Amanita rubescens) biomass. Journal of Hazardous Materials164(2-3):1004-1011.
Amin N.K. 2009. Removal of direct blue-106 dye from aqueous solution using new activated carbons developed from pomegranate peel: Adsorption equilibrium and kinetics. Journal of Hazardous Material165:52–62.
Yazdanbakhsh M.H. Tavakkoli S. and Hosseini M. 2011. Characterization and evaluation catalytic efficiency of La0.5Ca0.5NiO3 nano powders in removal of reactive blue 5 from aqueous solution. Desalination 281:388–395.

29.   Freundlish  H.1906. Over the adsorption in solution. The Journal of Physical Chemistry. 57(4):385-470.

Kholghi1 S.  Badii Kh. and Ahmadi S.H. 2013. Bio-Sorption Isotherm and Kinetic Study of Acid Red 14 from Aqueous Solution By Using Azolla A.Filiculodes. Journal of Color Science and Technology 6: 337-346. (Persian).

31.   Langmuir I. 1916. The constitution and fundamental properties of solids and liquids. Journal of the American Chemical Society38:2221–2295.

Akyil S.G.  Aslan A.I. and Eral M. 2003. Sorption characteristics of uranium onto composite ion exchangers. Journal of Radioanalytical and Nuclear Chemistry 256: 45-51.
Aytas S. Akyil S. and Eral M. 2004. Adsorption and thermodynamic behavior of uranium on natural zeolite. Journal of Radioanalytical and Nuclear Chemistry 260: 119-125.
Naghizade S. and Esmaili A. 2014. Biosorption of lead from milk by NAOH treated orange peel Iranian journal of food science and technology 43:79-89. (Persian).
Talip Z., Eral M., Hicsonmez U., (2009) Adsorption of thorium from aqueous solutions by perlite. Journal of Environmental Radioactivity 100:139-143.
Tarley C.R. Costa Ferreira S.L.  and Zezzi Arrud M.R. 2004. Use of modified rice husks as a natural solid adsorbent of trace metals: characterization and development of an on-line preconcentration system for cadmium and lead determination by FASS. Microchemical Journal 77: 163-175.
Raji C. Manju G.N.   and Anirudhan T.S. 1997. Removal of heavy metal ions from water using sawdust–based activated carbon. Indian Journal of Engineer Mater Science 4:254-260.
Rao M. and Bhole A.G. 2001. Chromium removal by adsorption using fly ash bagasse. Journal of Indian Water Works Association 1:97-100.