اثر مالیات آلودگی بر تقاضای خانوارها برای کالاهای آلوده‌کننده محیط زیست

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 کارشناس ارشد علوم اقتصادی، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران.

2 دانشیار گروه اقتصاد، دانشکده اقتصاد، مدیریت و علوم اداری، دانشگاه سمنان، سمنان، ایران * (مسئول مکاتبات).

10.22034/jest.2018.13259

چکیده

زمینه و هدف: انتشار گازهای گلخانه­ای و آلودگی محیط زیست یکی از مهم­ترین مشکلات کشورهاست که هم زمان با رشد جمعیت و برنامه رشد و توسعه اقتصادی کشورها در حال افزایش است. آلودگی محیط زیست، سلامتی افراد را تهدید و هزینه­هایی را بر مردم و دولت تحمیل می­کند. یکی از ابزارهای کنترل آلودگی و حفاظت محیط زیست، مالیات است که می­تواند انگیزه مردم در مصرف کالاهای آلوده­ کننده محیط زیست را تحت تأثیر قرار دهد و آلودگی را کنترل کند.                              
روش­بررسی: با تخمین سیستم مخارج خطی، اثر مالیات بر آلودگی ناشی از مصرف سه کالای آلوده­ کننده محیط زیست در سبد مصرفی خانوارهای شهری شامل سوخت وسایل­ نقلیه، برق و آب مورد مطالعه و تحلیل تجربی قرار می­گیرد. در این راستا، ابتدا پارامترهای میل نهایی به مخارج فرامعیشتی و مقدار حداقل معاش خانوار و سپس سیستم مخارج خطی برآورد می­شوند.
یافته­ها: نتایج حاصل از تخمین سیستم مخارج خطی نشان می­دهد. اولاً: کنش مالیاتی تقاضا برای کالاهای آلوده­ کننده محیط زیست شامل سوخت وسایل نقلیه، برق و آب به ترتیب (364/0-)، (326/0-) و (233/0-) است که بر این اساس وضع مالیات، مصرف این کالاها را کاهش می­دهد و از طریق آن انتشار آلودگی کاهش می­یابد. ثانیاً: اثر مالیات بر سوخت وسایل­نقلیه بر کاهش مصرف آن در مقایسه با اثر مالیات بر مصرف دیگر کالاها قوی­تر است.                              
نتیجه­گیری: اثر معنی­دار مالیات بر کاهش مصرف کالاهای آلوده­کننده محیط زیست، استفاده از ابزارهای مالیاتی را به عنوان یک راه حل مؤثر در کاهش آلودگی دارای اهمیت می­کند که این یافته می­تواند توسط نظام سیاست­گذاری در برنامه­ریزی­های آتی کشور مورد توجه قرار گیرد.

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست، دورهبیستم، شماره سه ، پاییز 97

                                                                

 

اثر مالیات آلودگی بر تقاضای خانوارها برای کالاهای آلوده­کننده محیط زیست

 

زهرا حسین­زاده کندسری[1]

مجید مداح[2] *

majid.maddah@ semnan.ac.ir

 

 

تاریخ دریافت:2/4/95

تاریخ پذیرش:7/7/95

 

چکیده

زمینه و هدف: انتشار گازهای گلخانه­ای و آلودگی محیط زیست یکی از مهم­ترین مشکلات کشورهاست که هم زمان با رشد جمعیت و برنامه رشد و توسعه اقتصادی کشورها در حال افزایش است. آلودگی محیط زیست، سلامتی افراد را تهدید و هزینه­هایی را بر مردم و دولت تحمیل می­کند. یکی از ابزارهای کنترل آلودگی و حفاظت محیط زیست، مالیات است که می­تواند انگیزه مردم در مصرف کالاهای آلوده­ کننده محیط زیست را تحت تأثیر قرار دهد و آلودگی را کنترل کند.                              

روش­بررسی: با تخمین سیستم مخارج خطی، اثر مالیات بر آلودگی ناشی از مصرف سه کالای آلوده­ کننده محیط زیست در سبد مصرفی خانوارهای شهری شامل سوخت وسایل­ نقلیه، برق و آب مورد مطالعه و تحلیل تجربی قرار می­گیرد. در این راستا، ابتدا پارامترهای میل نهایی به مخارج فرامعیشتی و مقدار حداقل معاش خانوار و سپس سیستم مخارج خطی برآورد می­شوند.

یافته­ها: نتایج حاصل از تخمین سیستم مخارج خطی نشان می­دهد. اولاً: کنش مالیاتی تقاضا برای کالاهای آلوده­ کننده محیط زیست شامل سوخت وسایل نقلیه، برق و آب به ترتیب (364/0-)، (326/0-) و (233/0-) است که بر این اساس وضع مالیات، مصرف این کالاها را کاهش می­دهد و از طریق آن انتشار آلودگی کاهش می­یابد. ثانیاً: اثر مالیات بر سوخت وسایل­نقلیه بر کاهش مصرف آن در مقایسه با اثر مالیات بر مصرف دیگر کالاها قوی­تر است.                              

نتیجه­گیری: اثر معنی­دار مالیات بر کاهش مصرف کالاهای آلوده­کننده محیط زیست، استفاده از ابزارهای مالیاتی را به عنوان یک راه حل مؤثر در کاهش آلودگی دارای اهمیت می­کند که این یافته می­تواند توسط نظام سیاست­گذاری در برنامه­ریزی­های آتی کشور مورد توجه قرار گیرد.

واژه های کلیدی: محیط زیست، مالیات آلودگی، سیستم مخارج خطی، اقتصاد ایران.

 

 

 

J.Env. Sci. Tech., Vol 20, No.3, Autumn, 2018

 

 

 

 

 


The Effect of Pollution Tax on Houshould's Demand for

Environment Polluting Goods

 

Zahra Hosseinzadah Kandsari[3]

Majid Madddah[4] *

majid.maddah@semnan.ac.ir

 

 

Date Received: June 22, 2016

Admission Date:September 28, 2016

 

Abstract

Background and Objective: One of the most important problems of human societies is greenhouse gas emissions which are increasing along with population and economic growths and development of countries. Environmental pollution damages people’s health and imposes costs on societies. Taxes are considered as pollution control and environmental protection tools which can influence people's incentives for the consumption of environment polluting goods and can control the pollution.

Method: The effect of tax pollution on households' demand for three environment polluting goods, including vehicles fuel, electricity and water commodity, was studied by estimating the Linear Expenditure System (LES). For this purpose, first the parameters of marginal propensity of expenses and households’ minimum income for living were obtained. Then, the linear expenditure system was estimated.

Findings: The results from estimating the model show that i) the tax elasticity of demand for vehicles fuel, electricity and water are -0.364, -0.326 and -0.233, respectively, and pollution tax on fuel, electricity and water reduces the demand for these commodities and thereby reduces the environmental pollution; and ii) the effect of tax pollution on reducing vehicles fuel consumption is stronger than that of tax on reducing consumption of other goods.

Discussion and Conclusion: The significant effect of tax on reducing pollution highlights the importance of using tax instruments for reducing pollution. This finding can be considered in the policy making system for future planning in the country.

 

Keywords: Environment, Pollution tax, Linear Expenditure System, Iranian economy.

                  

 

مقدمه


در دهه­های اخیر، مسایل زیست محیطی در کشورهای در حال توسعه از جمله ایران در الویت قرار گرفته است (1). آلودگی محیط زیست، هزینه­هایی را بر جامعه تحمیل می­کند که از جمله آن به افزایش مخارج دولت در زمینه کنترل آلودگی و حفاظت از منابع طبیعی، اختلال در حوزه­های مختلف جانوری، گیاهی و زیستی، تهدید سلامتی افراد و شیوع انواع بیماری­ها می­توان اشاره کرد. خانوارها که مصرف­کننده انواع کالاها و خدمات در جامعه هستند؛ یکی از منابع انتشار آلودگی به شمار می­آیند. به عنوان مثال، استفاده از وسایل نقلیه بنزینی و گازوئیلی توسط خانوارها، یکی از عوامل نشر آلودگی است که بر کیفیت محیط زیست اثر منفی دارد. همچنین استفاده بیش از حد از وسایل برقی توسط خانوارها، می­تواند آلودگی­هایی را برای محیط زیست به همراه داشته باشد؛ چون برای پاسخ به تقاضای برق مصرفی خانوارها، فعالیت نیروگاه­های برق، گسترش می­یابند که این مساله، آلودگی­هایی را برای محیط زیست ایجاد خواهد کرد. مصرف بالای آب خانگی توسط خانوارها نیز می­تواند به افزایش آلودگی منجر شود؛ چون مصرف بیش­تر آب، نیازمند تولید برق بیشتری است که این کار با سطح بالاتری از آلودگی­های زیست محیطی همراه است. بدین ترتیب با توجه به آن که خانوارها یکی از منابع مصرف سوخت، برق و آب هستند، رفتار مصرفی آن­ها به عنوان یکی از عوامل آلوده­ کننده هوا و تخریب منابع و امکانات طبیعی مطرح است. اطلاعات اقتصاد ایران نشان می­دهند دی­اکسید کربن با مقدار 144 میلیون تن در سال، بالاترین سطح انتشار گاز گلخانه­ای[5] از بخش نیروگاهی را به خود اختصاص داده است؛ پس از آن، دی­اکسید گوگرد، اکسیدهای نیتروژن و مونوکسید کربن در رتبه­های بعدی قرار دارند. همچنین، گاز دی اکسید کربن با 55 میلیون تن دارای بیش­ترین میزان انتشار گازهای گلخانه­ای ناشی از مصرف بنزین توسط بخش حمل و نقل جاده­ای در کشور است (ترازنامه انرژی وزارت نیرو، 1391). بر این اساس، به نظر می­رسد فعالیت نیروگاه­ها و بخش حمل و نقل که تأمین­کننده نیاز مردم به برق، آب و حمل و نقل جاده­ای هستند، از جمله عوامل انتشار آلودگی در کشور می­باشند.

حال با توجه به نقش خانوارها در انتشار آلودگی، این پرسش مطرح است که از چه ابزاری برای کنترل آلودگی ناشی از مصرف کالاهای آلوده­کننده محیط زیست توسط خانوارها می­توان استفاده کرد؟ این مقاله تلاش دارد تا با جبران کمبود مطالعات تجربی، اثر مالیات آلودگی بر تقاضای خانوارها برای سوخت، برق و آب را در ایران مورد تحلیل قرار دهد. به این منظور، ابتدا یک مدل سیستم مخارج خطی در پنج گروه کالایی سوخت، برق، آب، غذا و سایر کالاها طی سال­های 1373 تا 1391 با استفاده از الگوی داده­های پانل[6] تخمبن زده می­شود و سپس نتایج آن مورد تحلیل و ارزیابی قرار می­گیرد.

 

مروری بر پیشینه تحقیق

برخی فعالیت­های بازاری دارای سر ریز (Spillover) یا پیامدهای خارجی (Etermalities) هستند که با وجود آن­ها، تعادل بازاری تشکیل نمی­شود. با پیامدهای خارجی، هزینه­های نهایی خصوصی و اجتماعی مربوط به یک فعالیت اقتصادی با هم برابر نیستند که در این شرایط تعادل بازار به وجود نمی­آید. Pigou ابزارهای مالیات (Tax) و سوبسید (Subsidy) را به عنوان راه حل جلوگیری از موارد شکست بازار در مواقع پیامدهای خارجی[7]مطرح کرد. در پیامد خارجی منفی مثل آلودگی، تولید خصوصی از تولید اجتماعی بیش­تر است که اخذ مالیات می­تواند موجب کنترل پیامد خارجی منفی و رساندن تولید خصوصی در حد تولید اجتماعی شود. در مقابل، به هنگام پیامد خارجی مثبت مثل آموزش که در آن تولید اجتماعی بیش از تولید خصوصی است، پرداخت سوبسید، تولید خصوصی را افزایش و در حد تولید اجتماعی قرار می­دهد(2). در چارچوب تحلیل پیگو، مالیات­های زیست محیطی (Environmental Taxes) یکی از ابزارهای جلوگیری از تخریب محیط زیست وارد می­کند، مالیات بپردازد تا از طریق آن آلودگی کنترل شود. این نوع مالیات، مالیات مستقیم زیست محیطی پیگویی(Pigouvian Environmental Direct Taxation) (مالیات بر انتشار آلاینده) نام دارد. مالیات غیرمستقیم زیست محیطی (Environmental Indirect Taxation) یکی دیگر از انواع مالیات­ها برای کننترل آلودگی است که در آن بر نهاده­های تولید یا کالاهای مصرفی که استفاده از آن­ها به تخریب محیط زیست منجر می­شود، مالیات وضع می­شود. همچنین استفاده از مجوزهای بازاری (Marketable Permits) از دیگر ساز و کارهای مبتنی بر بازار برای کنترل آلودگی است(2). اثر مالیات بر انتشار آلودگی در مطالعات مختلفی بررسی شده است. Davis and Kilian با بررسی اثر مالیات بر گازوئیل بر انتشار کربن در آمریکا نتیجه گرفتند افزایش مالیات بر گازوئیل به میزان 10 سنت در هر گالن، 5/1 درصد انتشار کربن ناشی از وسایل نقلیه را کاهش خواهد داد (3). در مطالعۀ دیگری and Pisa Scasmy با مقایسه اثرات اقتصادی و زیست محیطی دو سیاست متفاوت زیست محیطی در جمهوری چک دریافتند اجرای این دو سیاست، قیمت سوخت فسیلی را افزایش و انتشار آلودگی را کاهش می­دهد (4). Ekins et al نیز در مقاله­ای دریافتند وضع مالیات از طریق افزایش قیمت کالاها، بر مصرف کالاهای آلوده کننده محیط زیست اثر دارد (5). در این ارتباط Giacomo et al نیز نشان دادند وضع مالیات در بازار سوخت، قیمت سوخت را در ایتالیا تحت تأثیر قرار می­دهد (6).

Miguel and Manzano در چارچوب مدل پویای تعادل عمومی برای اسپانیا نشان دادند اصلاحات مالیات سبز یک ابزار مهم جهت حفاظت از محیط زیست است و موجب کارایی بیش­تر سیستم مالیاتی می­شود؛ وجود مالیات سبز برای کنترل آلودگی ضروری است که کارایی آن به نوع اصلاحات و نحوه اجرای تدریجی آن بستگی دارد (7). Bureau در مقاله خود با به کار بردن دو مدل وجود و فقدان تخفیف مالیاتی، نتیجه گرفتند یک مالیات 31 یورویی به ازای هر تن CO2، می­تواند تا سال 2020 حدود 14 درصد نشر گازهای گلخانه­ای را کاهش دهد؛ با اجرای این مالیات به صورت نزولی، 3/6 درصد درآمد افراد فقیر و 1/9 درصد درآمد افراد ثروتمند از دست می­رود (8). نتایج پژوهش Fullerton and Monti نشان داد مالیات بر آلودگی، انتشار آن را کاهش می­دهد؛ این نوع مالیات می­تواند فشار مالیاتی را به سمت کارگران با مهارت بالا (سطح بالای درآمد) هدایت کند و از طریق تخصیص درآمد به کارگران با مهارت پایین (سطح پایین درآمد) نقش تخفیف مالیاتی را برای این گروه ایفا کند (9). در مطالعه دیگری Jayet and Petsakos نشان دادند مالیات بر نیتروژن از نرخ­های صفر تا 100 درصد بر کاهش نشر آلودگی در مزارع کشاورزی مؤثر است (10). Allan et at با تحلیل اثرات اقتصادی و زیست محیطی مالیات بر کربن در اسکاتلند نتیجه گرفتند مالیات 50 پوندی به ازای هر تن CO2، 37 درصد انتشار آن را کاهش می­دهد (11). Gemechu et al در مقاله­ای با استفاده از الگوی داده – ستانده زیست محیطی دریافتند مالیات بر الکتریسیته موجب افزایش قیمت همه کالاها به ویژه کالاهای مصرف کننده برق می­شود؛ همچنین درآمد واقعی مصرف کنندگان کاهش و رفاه خانوارها به طور معکوس تحت تأثیر قرار می­گیرد (12). در برخی مطالعات داخلی نیز اثرات اقتصادی مالیات­ها مورد بررسی قرار گرفته است. در مطالعه­ای با بررسی اثر اعمال مالیات سبز بر سوخت­های مصرفی خانگی با استفاده از مدل سیستم تقاضای روتردام در ایران طی سال­های (1385 – 1362) محققان نتیجه گرفتند سیاست مالیات سبز به ویژه در مورد گاز طبیعی منجر به کاهش تقاضای سوخت­های آلاینده خانگی و کاهش میزان آلاینده­های حاصل از آن می­شود (13). در مطالعه دیگری پژویان و امین رشتی (1386) با استفاده از مدل سیستمی روتردام نشان دادند اعمال مالیات سبز بر کالاهای آلوده­کننده، میزان تقاضا برای کالاهای آلوده کننده مثل بنزین را کاهش می­دهد (14). در بررسی و تحلیل اثر وضع مالیات سبز و کاهش یارانه سوخت با استفاده از مدل­های تعادل عمومی در پنج سناریوی مجزای 1 درصد تا 50 درصد در اقتصاد ایران این نتیجه حاصل شد که حذف یارانه سوخت­های فسیلی نسبت به مالیات سبز، کاهش بیش­تری در تقاضای سوخت­های فسیلی و آثار رفاهی زیادتری را به همراه دارد. در این مطالعه، نرخ بهینه مالیات سبز ده درصد به دست آمد (15). در پژوهش دیگری اثرات مالیات بر آلودگی در دو سناریوی مالیات بر آلاینده­های ناشی از مصرف سوخت و مالیات بر آلاینده­های ناشی از مصرف سوخت و تولید بخش­ها مورد بررسی قرار گرفت که در آن اثر معنی­دار وضع مالیات بر کاهش آلودگی تأیید شد (16). همچنین در مطالعه دیگر انجام شده به منظور تعیین نرخ بهینه مالیات بر آلودگی پس از تخمین الگوی رشد شامل سه بخش خانوار، بنگاه و دولت، نرخ بهینه مالیات بر آلودگی در اقتصاد ایران 8/7 هزار ریال به ازای هر تن انتشار CO2 به دست آمد (17).

 

تجزیه و تحلیل داده­های تحقیق

پیش از برآوردن مدل، کالاها و خدمات سبد مصرفی خانوار به پنج گروه غذا (f) شامل غذا و نوشیدنی، برق (e)، آب (w) شامل آب لوله­کشی، سوخت (g) شامل سوخت وسایل نقلیه (بنزین و گازوئیل) و سایر کالاها (e) شامل پوشاک، مسکن، بهداشت و درمان، تحصیل، تفریح و کالا و خدمات متفرقه تقسیم شدند. اطلاعات مربوط به آمارهای توصیفی متغیرهای تحقیق نشان می­دهند میانگین مخارج کل خانوار در ده دهک هزینه­ای برای دوره 1373 تا 1391، 58788382 ریال بوده که 25/1، 87/0 و 3/2 درصد آن به ترتیب به سه گروه برق، آب و سوخت اختصاص دارد و 86/23 و 71 درصد از میانگین کل مخارج به ترتیب به گروه کالایی غذا و نوشیدنی و سایر کالاها اختصاص داشته است.

تصریح مدل

اثر مالیات بر مصرف کالاها از کانال رابطه بین شاخص قیمت کالاها و مخارج مصرفی خانوار در گروه­های مختلف کالایی مورد بررسی و تحلیل تجربی قرار می­گیرد، به این منظور از سیستم مخارج خطی (Linear Expenditure System) که از تابع مطلوبیت استون- گری (Stone- Geary Utility) به صورت زیر قابل استخراج است، استفاده می­شود:

(1)

Maximize    U =

Subject to    E =

که در آن، U مطلوبیت،  مقدار مصرف کالای iام،  سهم نسبی کالای iام پس از در نظر گرفتن سطح حداقل مصرف در تابع مطلوبیت،  حداقل مزان مصرف از کالای iام (حداقل معاش)، E مجموع مخارج مصرفی تمام گروه­های کالایی (مخارج کل)،  شاخص قیمت کالای i ام و  مخارج مصرفی کالای iام هستند. قیود این تابع عبارتند از:  که براساس آن مجموع ضرایب  مساوی یک است. همچنین روابط  و  برقرارند؛ رابطه اخیر نشان می­دهد تقاضای کالای iام از سطح حداقل معاش آن کم­تر نیست. طبق تئوری مطلوبیت، با حداکثرسازی تابع مطلوبیت (1) طبق قید بودجه (E)، تابع تقاضای به دست خواهد آمد:

 

(2)

 

که در آن اندیس i به ترتیب معرف غذا، آب، سوخت، وسایل نقلیه، برق و سایر کالاها است. با ضرب طرفین (2) در ، تابع تقاضای هر کالا حاصل می­شود (18). پس از تخمین  در سیستم مخارج خطی، کشش­های قیمتی تقاضا به دست می­آیند:

(3)

 

(4)

 

(5)

 

(6)

 

(7)

 

که در آن رابطه (3) بودجه باقیمانده پس از مصرف هر کالا را نشان می­دهد؛ در این رابطه  حداقل مخارج مصرفی کالای iام است. رابطه (4) سهم وزنی هزینه­ای هر کالا از کل مخارج خانوار است، روابط (5)، (6) و (7) به ترتیب بیانگر کشش مخارج، کشش قیمتی و کشش متقاطع برای هر گروه کالا و خدمات هستند و  میل نهایی به مخارج فرامعیشتی می­باشد. مالیات بر آلودگی در قالب یک مالیات غیرمستقیم به شکل درصدی از قیمت کالا تعریف می­شود. با این تعریف، در واقع اعمال مالیات بر کالاهای آلوده کننده محیط زیست، قیمت آنها را از طریق رابطه زیر افزایش می­دهد:

(8)

 

که  و  قیمت کالاها و خدمات به ترتیب پس از مالیات، قبل از مالیات و  نرخ مالیات بر آلودگی هستند.

تخمین مدل و تحلیل تجربی

برآورد ضرایب میل نهایی به مخارج

با توجه به آن که در سیستم معادلات مخارج خطی، ترجیحات مصرف کنندگان به صورت هموتنیک (Concave) در نظر گرفته می­شود، توابع مخارج به دست آمده نیز شبه هموتنیک (Quasi-Concave) بوده و در نتیجه منحنی­های انگل (Engle Curves) به صورت یک خط راست تعریف می­شوند:

(9)

 

که در آن  مخارج گروه کالایی iام در هر یک از دهک­های هزینه­ای طی سال­های 1373 تا 1391، TC مخارج کل دهک­های هزینه­ای در پنج گروه کالایی هستند که بدین ترتیب تعداد مشاهدات 190 داده می­باشند و از الگوی پانل دیتا در تخمین توابع مخارج استفاده می­شود. پس از تخمین رابطه (9) و استخراج های برآوردی مربوط به کالاها غذا، آب، برق و سوخت، ضریب مربوط به سایر کالاها با استفاده از قید سیستم مخارج خطی  به دست می­آید. جهت تخمین رابطه (9) با توجه به ماهیت داده­ها، در ابتدا با انجام آزمون F لیمر[8]، در مورد نوع مدل از جهت تلفیقی[9] یا ترکیبی[10] تصمیم­گیری شد؛ در این ارتباط، مقدار ارزش P آزمون در هر یک از روابط گروه کالایی غذا، آب، برق و سوخت به ترتیب (99/0)، (74/0)، (59/0) و (51/0) به دست آمد که بر این اساس فرضیه صفر که به صورت برابر بودن عرض از مبدأ (همگنی مقاطع) تعریف می­شود، را در سطح بالای آماری نمی­توان رد کرد و این نتیجه حاصل می­شود که الگوی داده­ها در برآورد رابطه (9) ترکیبی می­باشد. جدول (1) نتایج حاصل از تخمین روابط انگل را در هر یک از گروه­های کالایی تحت بررسی نشان می­دهد.

 

جدول1-ضرایب  برآوردی در گروه­های مختلف کالایی

Table 3 . The estimated coefficients of  in various groups of goods

گروه کالایی

غذا (f)

آب (w)

برق (e)

سوخت (g)

سایر کالاها (o)

ضرایب

16/0

009/0

017/0

034/0

78/0

P-Value

000/0

000/0

000/0

000/0

-

 

98/0

91/0

94/0

93/0

-

 

منبع: یافته­های تحقیق

 

طبق نتایج جدول (1) تمامی ضرایب برآوردی مثبت و معنی­دار هستند که این یافته سازگار با تئوری مدل سیستم مخارج خطی  است.

 

براورد ضرایب حداقل معاش گروه­های کالایی

به منظور برآورد ضرایب حداقل معاش، پس از جایگذاری ضرایب  در مدل سیستم مخارج خطی و بازنویسی آن نتیجه زیر حاصل می­شود:

 

 

     ،    i, j, k = ١, ٢,…, ٥  ،    t = ١٣٧٣, ١٣٧۴,…, ١٣۹١

(10)

 

 

 


که  مخارج هر گروه کالایی در زمان t،  مخارج کل،  میل نهایی به مصرف،  شاخص قیمت هر گروه کالایی،  ماتریس واحد هستند. بر این اساس مدل نهایی که نسبت به پارامترها خطی است، به صورت زیر معرفی می­شود. در این رابطه  اختلاف مخارج هر گروه کالایی در زمان t از حاصل ضرب  در مخارج کل،  حداقل معاش،  مجموع حاصل ضرب قیمت در و  جمله پسماند هستند. همچنین  در طول سال­های مختلف مقداری ثابت بوده و تنها از کالایی به کالایی دیگر متفاوت است.

(11)

 

جهت تخمین این رابطه، در ابتدا آزمون لیمر انجام شد که با توجه به ارزش P آزمون 065/0)، این نتیجه حاصل شد که از مدل بر مبنای داده­های ترکیبی در تخمین مدل استفاده شود که جدول (2) نتایج حاصل از آن را نشان می­دهد.

 

 

 

 

 

 

 

 


 

جدول2- حداقل معاش برآوردی در گروه­های مختلف کالایی- ریال

Table 2.The estimated minimum living in goods various groups -Rial

گروه کالایی

غذا (f)

آب (w)

برق (e)

سوخت (g)

سایر کالاها (o)

ضرایب

9/193845

951/2371

084/1691

535/2413

04/18160

آماره t

000/0

046/0

041/0

015/0

000/0

معیارهای برازش

 

                  منبع: یافته­های تحقیق

 

این نتایج نشان می­دهند، بیش­ترین و کم­ترین حداقل معاش به ترتیب به گروه کالایی غذا و برق اختصاص دارد.

برآورد کشش­ها و تحلیل تجربی اثرات مالیات بر آلودگی

به منظور برآورد کشش­های قیمتی و متقاطع تقاضا در روابط (6) و (7)، لازم است تا سهم وزنی هر یک از گروه­های کالایی از کل مخارج افراد و کشش­های درآمدی، روابط (4) و (5) به دست آید که جداول (3) و (4) نتایج آن را نشان می­دهند.

 

 

 

جدول3- سهم هزینه­ای هر کالا از کل مخارج خانوار

Table 3. The good cost share of household total expenditures

گروه کالایی

غذا (f)

آب (w)

برق (e)

سوخت (g)

سایر کالاها (o)

سهم 

269/0

017/0

022/0

04/0

655/0

منبع: یافته­های تحقیق

جدول4-کشش درآمدی برای گروه­های مختلف کالایی

Table 4. The elasticity of income in goods various groups

گروه کالایی

غذا (f)

آب (w)

برق (e)

سوخت (g)

سایر کالاها (o)

کشش

597/0

558/0

78/0

837/0

188/1

منبع: یافته­های تحقیق

 

طبق نتایج جدول (3)، بالاترین سهم از کل مخارج خانوار به ترتیب به سایر کالاها، غذا، سوخت، برق و آب اختصاص دارد. همچنین براساس نتایج جدول (4)، کشش درآمدی هر یک از گروه­های کالایی غذا، آب، برق و سوخت کمتر از یک به دست آمده است که نشان می­دهد با افزایش (کاهش) درآمد (مخارج) خانوار به میزان یک درصد، هزینه­های مصرفی این گروه­های کالایی کمتر از یک درصد افزایش (کاهش) می­یابد؛ یعنی این کالاها ضروری هستند. در بین کالاهای مختلف، کشش درآمدی سایر کالاها بیش از یک است که