اثر رشد جمعیت، سرمایه انسانی و مصرف فرآورده‌های نفتی بر آلودگی محیط-زیست در ایران

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسنده

استادیار گروه اقتصاد، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران. *(مسوول مکاتبات)

10.22034/jest.2019.13714

چکیده

چکیده
زمینه و هدف: بررسی آلودگی محیط زیست و عوامل تاثیر گذار بر آن از مباحث مهم اقتصاد محیط زیست می­باشد. آلودگی زیست محیطی یکی از مهم­ترین مشکلاتی است که انسان در عصر حاضر با آن رو­به­رو است. با افزایش جمعیت، سرعت تغییرات در محیط زیست نیز شدت می­یابد، به­ویژه اگر این جمعیت دانش حفظ محیط زیست را نداشته باشد، مشکل دو چندان می­شود. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر رشد جمعیت، سرمایه انسانی و مصرف فرآورده­های نفتی، بر آلودگی محیط زیست در اقتصاد ایران طی سال­های 1357 الی 1393 می­باشد.
روش بررسی: در این مطالعه، مدل آلودگی محیط زیست با استفاده از الگوی پویای خود توضیح با وقفه­­­های گسترده (ARDL) تخمین زده شده است. دراین مدل انتشار گاز CO2 به عنوان شاخص آلودگی محیط زیست در نظر گرفته شده و اثر متغیرهای توضیحی بیان شده بر روی آن مورد برازش قرار می­گیرد.
یافته‌ها: در بررسی الگوی بلند مدت، یافته­های تحقیق نشان می­دهد آماره t آزمون بنرجی دولادو مستر برای مدل­های برآوردی، 35/3- بوده و وجود ارتباط بلند مدت بین متغیر­ها تایید می­شود. ضریب جمله تصحیح خطای مدل نشان داد که 53/41 درصد از عدم تعادل یک دوره در دوره بعد تعدیل می شود، یعنی مدل با سرعت متوسط سعی در تعدیل خود دارد.
بحث و نتیجه‌گیری: نتایج بررسی الگوی کوتاه مدت برای مدل های برآوردی، گویای رابطه منفی بین سرمایه انسانی و آلودگی محیط­زیست می­باشد. هم­چنین نتایج تحقیق نشان­گر رابطه مثبت بین متغیرهای مصرف فرآورده های نفتی، جمعیت و درآمد ملی با آلودگی محیط­زیست می­باشد. لذا پیشنهاد می­گردد با کاهش یارانه مصرف فرآورده­های نفتی و ترغیب مصرف کنندگان به انرژی­های پاک از میزان آلودگی کاسته شود.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست، دوره بیستم،شماره پنج ، بهمن ماه 97

 

اثررشد جمعیت، سرمایه انسانی و مصرف فرآورده­های نفتی بر آلودگی محیط­زیست در ایران

علی سلمانپور [1]*

ali_salmanpour@marandiau.ac.ir

 

تاریخ دریافت: 25/09/94

تاریخ پذیرش:29/01/95

چکیده

زمینه و هدف: بررسی آلودگی محیط زیست و عوامل تاثیر گذار بر آن از مباحث مهم اقتصاد محیط زیست می­باشد. آلودگی زیست محیطی یکی از مهم­ترین مشکلاتی است که انسان در عصر حاضر با آن رو­به­رو است. با افزایش جمعیت، سرعت تغییرات در محیط زیست نیز شدت می­یابد، به­ویژه اگر این جمعیت دانش حفظ محیط زیست را نداشته باشد، مشکل دو چندان می­شود. هدف از این تحقیق بررسی تاثیر رشد جمعیت، سرمایه انسانی و مصرف فرآورده­های نفتی، بر آلودگی محیط زیست در اقتصاد ایران طی سال­های 1357 الی 1393 می­باشد.

روش بررسی: در این مطالعه، مدل آلودگی محیط زیست با استفاده از الگوی پویای خود توضیح با وقفه­­­های گسترده (ARDL) تخمین زده شده است. دراین مدل انتشار گاز CO2 به عنوان شاخص آلودگی محیط زیست در نظر گرفته شده و اثر متغیرهای توضیحی بیان شده بر روی آن مورد برازش قرار می­گیرد.

یافته‌ها: در بررسی الگوی بلند مدت، یافته­های تحقیق نشان می­دهد آماره t آزمون بنرجی دولادو مستر برای مدل­های برآوردی، 35/3- بوده و وجود ارتباط بلند مدت بین متغیر­ها تایید می­شود. ضریب جمله تصحیح خطای مدل نشان داد که 53/41 درصد از عدم تعادل یک دوره در دوره بعد تعدیل می شود، یعنی مدل با سرعت متوسط سعی در تعدیل خود دارد.

بحث و نتیجه‌گیری: نتایج بررسی الگوی کوتاه مدت برای مدل های برآوردی، گویای رابطه منفی بین سرمایه انسانی و آلودگی محیط­زیست می­باشد. هم­چنین نتایج تحقیق نشان­گر رابطه مثبت بین متغیرهای مصرف فرآورده های نفتی، جمعیت و درآمد ملی با آلودگی محیط­زیست می­باشد. لذا پیشنهاد می­گردد با کاهش یارانه مصرف فرآورده­های نفتی و ترغیب مصرف کنندگان به انرژی­های پاک از میزان آلودگی کاسته شود.

واژه­های کلیدی: انتشار دی اکسید کربن، منحنی زیست محیطی کوزنتس، مدل خود توضیح با وقفه های گسترده.

 

 

 

J. Env. Sci. Tech., Vol 20, No.5, February 2017

 

 

 

 

 


The Effect of population growth, human capital and petroleum products on environmental pollution in Iran

Ali salmanpour [2]*

Ali_salmanpour@marandiau.ac.ir

 

Admission Date: April 17, 2016

Data Received: December 16, 2015

 

Abstract

Background and Objective: Survey environmental pollution is an important issue of environmental economics. Environmental pollution is the most important problem facing humanity in the present age. With increasing population, the rate of changes in the environment intensifies especially if the population does not have knowledge of how to protect the environment, this problem increases. The role of human resources in the production process and therefore the quality of the environment from the perspective of economic theory, have been significant changes over time. The aim of this study was to investigate the effect of petroleum products, human capital and the population on environmental pollution in the Iranian economy during the 1357 to 1393.

Method: In this study, Environmental pollution model is estimated by using an Auto Regressive Distributed Lag Model (ARDL), this model, CO2 emissions are considered as indicators of environmental pollution.

Findings: The findings of the long-term model show Banerjee, Dorado and Master t-test, for models was -3.35 and long-term relationship between variables was confirmed. Including error correction model coefficients showed that 41.53 percent of imbalance is a period of adjustment in the next period. The model tries to adjust its medium speed.

Discussion and Conclusion: The results show a positive relationship between oil consumption, population and national income on environmental pollution. The results showed a negative relationship between human capital and environmental pollution as well. Therefore, it is suggested by reducing the consumption of petroleum products subsidies and to encourage consumers to use clean energy reduce the amount of environmental pollution.

Keywords: Carbon Dioxide Emissions, Environmental Kuznets Curve, ARDL.

 

مقدمه

 

تلاش کشورها به منظور دست­یابی به رشد و توسعه اقتصادی بیش­تر از یک سو و پایین بودن آگاهی­های محیط زیست به همراه فقدان قوانین مناسب کنترل آلودگی از سوی دیگر باعث شده طی سال­های اخیر مسایل مربوط به آلودگی­های محیط زیست و عوامل موثر بر آن مورد توجه گسترده سیاست­گذاران و پژوهش­گران این حوزه قرار گیرد و مطالعات فراوانی در این زمینه انجام شود. هریک از این مطالعات نقش عوامل متعددی چون رشد اقتصادی، توسعه مالی ، میزان مصرف انرژی و درجه باز بودن اقتصاد بر آلودگی زیست محیطی را مورد بررسی قرار داده­اند . آن­چه که در این میان کم­تر در مطالعات داخلی به آن پرداخت شده، بررسی اثر جمعیت و سرمایه انسانی بر آلودگی زیست محیطی است. عامل کیفی مؤثر در فرآیند تولید، سرمایه­ی انسانی است که قابل تبیین به وسیله ی عامل کار نیست و به نظر نمی­رسد که منبعی غیر از آموزش داشته باشد(1). با افزایش جمعیت، محیط زیست می­تواند آسیب بیش­تری ببیند. رابطه‌ی بین جمعیت و محیط زیست همواره به مثابه‌ی یکی از مهم­ترین عوامل موثر بر سیر تکاملی جامعه به سمت وضعیتی بوده است که در اصطلاح «مطلوبیت زیست محیطی[3]» خوانده می‌شود(2). امروزه با افزایش بی­رویه‌ی ‌زاد و ولد به­خصوص در شهرهای درحال توسعه که روند توسعه­شان به نحو مساعدی نبوده، جمعیت شهری امکانات لازم برای یک زندگی با حداقل مطلوبیت را ندارد. این نوع حرکت به سمت وضعیت مذکور که به نوعی موقعیت ایده‌آل تلقی می‌شود، با موانعی مواجه شده است که حتی گاهی منجر به معکوس شدن جهت این بُردار به سمت موقعیت‌های منفی و آسیب‌زا می‌شود که مسلماً پیامدهای وسیعی را در ابعاد گوناگون فرهنگی، اقتصادی، اجتماعی و توسعه‌ای خواهد داشت که «تخریب‌های زیست محیطی» یکی از آن­هاست.

اکثر صاحب نظران بر این عقیده اند که سه عامل عمده اقتصادی، یعنی رشد اقتصادی و رشد جمعیت و سرمایه انسانی، در ایجاد و گسترش آلودگی نقش اساسی دارند. نقش نیروی انسانی در فرآیند تولید و به تبع آن کیفیت محیط زیست از منظر نظریه­های اقتصادی، در طول زمان دچار دگرگونی­های قابل توجهی شده است. این دگرگونی­ها، دامنه­ای را در بر می­گیرد که در یک سوی آن، مفهومی به نام نیروی کار وجود دارد که تنها با توان­مندی­های فیزیکی ارزیابی می­شود و در سوی دیگر، مفهوم سرمایه­ی انسانی قرار دارد که حاصل انباشت دانش، مهارت و تجربه در انسان­ها است(3). به­دلیل اهمیت اقتصاد سبز و مساله آلودگی محیط زیست در دنیای کنونی، تحقیق حاضر براساس مدل مطرح شده در مقاله گاتز ودبرتین و پاگولاتوس از دانشگاه کنتاکی[4]، به مطالعه ارتباط بین یک­سری متغیرهای کلان اقتصادی از جمله رشد جمعیت و رشد سرمایه انسانی و مصرف فرآورده­های نفتی بر انتشار گازCO2  به عنوان شاخص آلودگی محیط زیست می­پردازد.

مبانی نظری

مصرف بی رویه­ی انرژی، به ویژه سوخت­های فسیلی برای تحقق اهداف رشد اقتصادی و علاوه بر آن ضعف کارآیی در مصرف آن باعث افزایش آلودگی محیط زیست می­شود، به طوری که از عوامل مهم آلودگی هوا، انتشار گاز دی اکسیدکربن، نتیجه­ی مصرف سوخت­های فسیلی در بخش­های تولیدی، تجاری، خدماتی و خانگی می­باشد. مایر و کنت(2009)، ارتباط بین مصرف فرآورده­های نفتی و تخریب محیط زیست را به این صورت بیان می­کنند که هرچند پس از انقلاب صنعتی به ویژه در دهه­های اخیر با استفاده­ی بیشتر از انرژی، متوسط بهره وری عوامل تولید افزایش یافت، اما استفاده انرژی از طریق تأثیرات آلوده کننده­ی آن، منجر به تخریب محیط زیست گردید. زیرا بخش عمده گازهای گل­خانه­ای منتشر شده در جهان به صورت گاز دی اکسیدکربن است که ناشی از استفاده از سوخت­های فسیلی می باشد. از این رو بخش انرژی بیش­ترین سهم را در مسایل تغییر شرایط محیط زیست دارد و لذا، سیاست انرژی و سیاست محیط زیست ارتباط تنگاتنگی با هم دارند (4).

آمار و اطلاعات موجود در مورد مصرف انرژی و رشد اقتصادی ایران حاکی از آن است که بین مصرف انرژی و میزان تولید ملی ارتباط وجود دارد. افزایش در مصرف فرآورده­های نفتی به عنوان یکی از بخش­های انرژی کل می­تواند سطح تولید را افزایش دهد(5). این افزایش در تولید منجر به آلودگی محیط زیست می­گردد. رشد روزافزون جمعیت، وابستگی به انرژی و به تبع آن رشد مصرف انرژی به ویژه انرژی های فسیلی موجب افزایش مشکلات زیست محیطی شده است. یکی از مهم­ترین آلودگی­های بخش انرژی آلودگی هوا در اثر انتشار و نشت گازهای آلاینده­ی ناشی از احتراق سوخت­های فرآورده­های نفتی است(6). بنابراین رابطه میان مصرف فرآورده­های نفتی با رشد آلودگی محیط زیست از طریق رابطه رشد اقتصادی و آلودگی محیط زیست برقرار می­گردد. این رابطه در سال 1995 توسط گراسمن و کروگر[5] مطرح و پس از آن مطالعات بسیاری برای آزمون صحت این فرضیه در کشورهای مختلف جهان انجام شد که از آن جمله      می­توان به کارهای انجام شده توسط مانجی و جنا[6] (2012)، کوندوو ودیندا[7] (2008)، استرن[8] (2004) ، پژویان(1386) و صادقی(1392)  اشاره کرد که فرضیه زیست محیطی کوزنتس را برای نمونه مورد مطالعه مورد تایید قرار داده­اند. پیام اصلی فرضیه زیست محیطی کوزنتس این است که رشد اقتصادی هم علت آلودگی و هم درمان آن است. علت نام­گذاری آن به­دلیل شباهتی است که بین الگوی نابرابری درآمد ارائه شده توسط کوزنتس[9] و این رابطه U معکوس وجود دارد، فرضیه کوزنتس بیان می­کند که رابطه معکوس بین درآمد و نابرابری آن وجود دارد، به طوری که درجه نابرابری ابتدا افزایش و سپس با رشد اقتصادی کاهش می­یابد. در دهه 1990 با مشاهده شواهدی مبنی بر وجود رابطه میان شاخص­های مختلف آلودگی زیست محیطی و رشد اقتصادی، منحنی کوزنتس در مطالعات مربوط به محیط زیست وارد و رابطه مذکور به صورت U معکوس به منحنی زیست محیطی کوزنتس معروف شد(7).

از طرف دیگر داونزو[10] به بررسی تأثیر دینامیک جمعیت بر محیط زیست پرداخته و آثار زیست‌محیطی پویایی جمعیت[11] با رویکردی سیستمی و با درک پیچیدگی روابط میان جمعیت، محیط زیست و منابع طبیعی، چارچوب مفهومی مک‌کلار[12] و همکاران (شکل ۱) را جهت توصیف و تبیین تعامل میان عوامل مذکور به‌کار گرفته و موضوعات زیر را در بررسی خود مورد توجه قرار داده­اند؛

1) ارتباط میان عوامل جمعیتی چون حجم جمعیت، توزیع جمعیت و ترکیب جمعیت با تغییرات زیست‌محیطی

2) در جریان تعامل میان جمعیت، محیط زیست و منابع طبیعی عوامل مداخله‌گر بی‌شماری مشارکت دارند که در نهایت این رابطه را شکل می‌دهند. از جمله‌ی این عوامل می‌توان به پیشرفت‌های تکنولوژیک یعنی اشکال تولید انرژی، عوامل سیاسی، قوانین و مقررات مربوط به محیط زیست و عوامل فرهنگی، ایستارها و نگرش‌های مرتبط با طبیعت وحشی و حفاظت از منابع طبیعی اشاره کرد. بر این اساس، درک رابطه‌ی میان جمعیت، محیط زیست و منابع طبیعی بسیار پیچیده و دشوار است.

3) تغییرات آب و هوایی و تغییر کاربری زمین دو جنبه‌ی ویژه‌ی تغییرات زیست‌محیطی هستند که تحت تأثیر پویایی جمعیت می باشند.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


شکل 1- مدل تحلیلی مک کلار برای توصیف و تبیین تعامل میان جمعیت، محیط زیست و منابع طبیعی

Figure 1- Claire Mac analytical model to describe the interaction between population, environment and natural resources

 

 

داونزو بر این باور است که پویایی جمعیت مسایل زیست ‌محیطی بسیاری را موجب شده و خواهد شد ولی می‌گوید حجم جمعیت[13] به تنهایی فقط یکی از متغیرهای مهم تأثیرگذار در این رابطه است. سایر پویایی­های جمعیت‌شناختی مثل تغییرات در جریانات (مهاجرت) و تراکم جمعیت نیز مسایل زیست‌محیطی بسیاری را موجب می‌شود. همانطور که در شکل (1) ملاحظه می‌گردد، رابطه‌ای متقابل بین عوامل جمعیتی، محیط زیست و منابع طبیعی وجود دارد. یک طرف این رابطه آثار و پیامدهای زیست‌محیطی رشد نامتناسب و بی‌رویه‌ی جمعیت و طرف دیگر آن چالش‌های جمعیت‌شناختی ناشی از تغییرات محیطی است. در این میان، عوامل مداخله‌گری وجود دارند که جریان این رابطه را تحت تأثیر قرار می‌دهند. بر اساس مدل فوق که یک مدل تحلیلی جامع است، داونزو مکانیسم تأثیر و تأثر و روابط متقابل موجود میان هر یک از مولفه‌های مدل مک کلار را مورد بررسی قرار داده است (8).

حجم جمعیت جهان به‌طور ذاتی در ارتباط با آب، هوا و خاک است، زیرا هر فردی از منابع محیطی استفاده می‌کند و در آلودگی زیست‌محیطی نیز نقش دارد. هرچند مقیاس استفاده از منابع و سطح ضایعات تولیدشده در میان افراد و طبقات مختلف اجتماعی و در زمینه‌های مختلف فرهنگی متفاوت است، ولی واقعیت این است که آب، هوا و خاک برای بقاء بشر لازم و ضروری است. اکثر جمعیت جهان، به‌طور مستقیم یا غیرمستقیم از منابع گیاهی یا حیوانی، زمینی یا دریایی بهره‌برداری می‌کنند. این بهره‌برداری می‌تواند از یک عمل ساده‌ی معیشتی تا بهره‌برداری پیچیده و متمرکز ادامه داشته باشد(9).  مسایل زیست‌محیطی ناشی از رشد و حجم جمعیت در قالب مصرف منابع به دو شکل تجلی می‌یابد: نخست این‌که، هر فردی به غذا نیاز دارد. تولید غذا مستلزم داشتن زمین برای کشاورزی و سایر اشکال تولید مواد غذایی است. در سطح کشور اراضی کشاورزی حدود 16477 هزار هکتار است که از این مساحت14687 هزار هکتار اراضی زراعی کشور می­باشد(10). هرچند در تمام تاریخ بشر زمین‌های قابل کشت فراوان بوده است، ولی رشد تصاعدی جمعیت‌های انسانی آهنگ تغییر زمین‌های مورد‌ استفاده را تسریع کرده است. هم‌اکنون زمین‌های موردنیاز برای تولید مواد غذایی در سطح جهان تقریباً به کم‌تر از حد زمین‌های قابل‌کشت برآوردشده تقلیل یافته است (8).

درک ارتباط واقعی میان حجم جمعیت و محیط زیست و منابع طبیعی آسان نیست، زیرا کیفیت هوا تحت تأثیر ترکیبی از عواملی چون شرایط اقلیمی، قوانین کنترل آلودگی و تکنولوژی مورد‌استفاده در تولید کالاهاست. به‌منظور بررسی و آزمون این برهم‌کنشی، کرامر[14] (2009) در سطح منطقه‌ای به بررسی ارتباط میان انتشار آلودگی با حجم جمعیت، اقدامات تنظیمی و نظارتی و سایر عوامل مرتبط در کالیفرنیا پرداخت. نتایج این بررسی نشان داد که هرچند رشد جمعیت تأثیرات متفاوتی بر انواع آلودگی‌ها داشته است، ولی 10 درصد افزایش در حجم جمعیت، 5/7 تا 8 درصد آلودگی را موجب شده بود. علاوه بر این‌ها، رشد جمعیت در سطح منطقه‌ای نقش مهمی در تعیین حجم مصرف دارد. برای مثال، جمعیت بیش­تر معمولاً به معنای ماشین‌های بیش­تر نیز هست. در این هزاره دست­یابی به مزیت­های رقابتی، آشکارا، یک ضرورت و جزو اهداف اولیه­ی شرکت­ها است. اگر فرمول استراتژی باعث ایجاد تنوعاتی بین شرکت­ها در دست­یابی به این هدف شود، پژوهش­گران بیان می­کنند که عوامل استراتژیک سازمان یافته مثل فرهنگ سازمان یافته، فن­آوری اطلاعات، سرمایه انسانی و رهبری پیش نیاز دست­یابی و نگه­داری این امتیازات هستند. باید اشاره کرد که این عوامل قویاً، به شرکت­ها در ایجاد سرمایه­های فکری، ترکیب سرمایه­های انسانی و پتانسیل ساختاری توسط شرکت­هایی که فرصت­ها را برای دست­یابی به این مزیت­ها افزایش می­دهند، کمک می­کنند و این عوامل یک شرکت را به عنوان مخزن فعال اطلاعاتی رسمی معرفی می­­نمایند(11). در حالی که اهمیت سرمایه انسانی به طور گسترده ای در مطالعات توسعه اقتصادی، جرم و جنایت، دستمزد – درآمد، باروری و سلامت به رسمیت شناخته شده است، تاثیر آن بر شرایط زیست محیطی تا حد زیادی نادیده گرفته شده است. گومز و همکاران[15] (2006) استدلال کرده­اند که تغییرات، مراقبت افراد از محیط زیست را به صورت مستقل از درآمد آن تغییر داده است. در نتیجه، موجب تغییر در رفتار شده است که در سطح دولت آمریکا قابل اندازه گیری می­باشد. به­علاوه، مصرف کنندگان آموزش دیده دارای فشار بیش­تری بر شرکت­های محلی جهت کاهش سطح آلودگی هستند. شاخص توسعه انسانی (HDI) ، متشکل از سه زیرشاخص امید به زندگی، سطح سواد و درآمد سرانه می­باشد و معیار محاسبه آن به صورت میانگین این سه زیرشاخص است(12):

(شاخص GDP+ شاخص آموزش+ شاخص امید به زندگی)

برای بررسی رابطه بین توسعه انسانی و آلودگی محیط زیست در قالب منحنی زیست محیطی کوزنتس (EKC) می­توان اینطور بیان کرد که در مراحل اولیه­ی توسعه اقتصادی، به دلیل پایین بودن آگاهی نسبت به مشکلات زیست محیطی، تخریب محیط زیست با افزایش سطح توسعه آلودگی رشد می­یابد و پس از رسیدن به سطح معینی از توسعه شروع به کاهش می­کند. زیرا در راستای اهداف توسعه پایدار در مراحل بالاتری از توسعه، ایجاد تغییرات ساختاری، افزایش آگاهی­های زیست محیطی، اجرای قوانین زیست ­محیطی و تلاش برای ایجاد تکنولوژی­­های برتر به کاهش تدریجی تخریب محیط زیست منجر می­شود(13).

مروری بر مطالعات تجربی

پژویان (1386) در مطالعه خود با عنوان بررسی تاثیر رشد اقتصادی بر آلودگی هوا تلاش کرده است با استفاده از روش    داده­های تلفیقی (پانل)، اثر رشد اقتصادی بر آلودگی هوا در قالب فرضیه منحنی زیست محیطی کوزنتس را برای 67 کشور با گروه­های درآمدی متفاوت (شامل ایران) مورد آزمون قراردهند. به این منظور اثر رشد اقتصادی، جمعیت شهری، قوانین زیست محیطی، تعداد خودرو و درجه باز بودن اقتصاد بر میزان آلودگی هوا مورد بررسی قرارگرفته است. ‏‏نتایج این تحقیق حکایت از آن دارد که ارتباط میان رشد اقتصادی و میزان تخریب ‏زیست محیطی نوعی U وارونه می­باشد که به خوبی حاکی از برقراری فرضیه کوزنتس است. ‏نتایج، برقراری منحنی زیست محیطی کوزنتس در کشورهای مورد بررسی را تایید می کند(14).

نصرالهی و غفاری گولک(1388) در مقاله­ی خود با عنوان توسعه اقتصادی و آلودگی محیط زیست در کشورهای عضو پیمان کیوتو و کشورهای آسیای جنوب غربی با تاکید بر منحنی زیست محیطی کوزنتس بررسی خود را انجام داده اند. در این مطالعه رابطه­ی انتشار سرانه­ی دی اکسید کربن و شاخص توسعه ی انسانی به کمک داده های تلفیقی (پانلی) در قالب فرضیه ی کوزنتس، برای کشورهای آسیای جنوب غربی و کشورهای عضو پیمان کیوتو در دوره­ی 2004-1990 مورد آزمون قرار گرفته است. نتایج بررسی برای کشورهای آسیای جنوب غربی یک رابطه ی افزایشی خطی بین انتشار وHDI  را نشان می­دهد. مدل برای کشورهای توسعه یافته به صورت یک منحنی  N  شکل (با دو نقطه ی بازگشت) و برای کشورهای در حال توسعه به صورت یک رابطه ی خطی مثبت بوده است. با توجه به این که متوسط شاخص توسعه ی انسانی در محدوده نقاط بازگشت محاسبه شده قرار دارد، می توان نتیجه گرفت که کشورهای توسعه یافته در شاخه نزولی منحنی قرار دارند اما در مورد کشورهای در حال توسعه از جمله ایران وضعیت متفاوت و تا حدی نگران کننده است(6).

فطرس و معبودی (1389)  در پژوهشی به بررسی رابطه­ی علی مصرف انرژی، جمعیت شهرنشین و آلودگی محیط زیست در ایران در دوره­ی 1385-1350 پرداختند. پژوهش آن­ها با استفاده از رویکرد اقتصادسنجی یامادو- تودا، وجود و جهت علیت بین مصرف انرژی، شهرنشینی، رشد اقتصادی و انتشار دی اکسید کربن را برای ایران در دوره­ی 1385-1350 بررسی کرده­ است. نتایج نشان داد که رابطه­ای علی از مصرف انرژی، شهرنشینی و تولید ناخالص داخلی به نشر دی اکسید کربن وجود دارد. نتایج حاصل از آزمون رگرسیون بیان کرد که فرضیه­ی کوهانی شکل در مورد آلودگی زیست محیطی و تولید ناخالص داخلی در ایران صادق است. کشش نشر دی اکسید کربن نسبت به جمعیت شهرنشین مثبت و کوچک­تر از واحد است. هم­چنین کشش نشر دی اکسید کربن نسبت به مصرف انرژی مثبت و بزرگ­تر از واحد است(5).

مهدوی عادلی و همکاران (1392) به بررسی و مطالعه رابطه بین مصرف انرژی، تولیدناخالص داخلی و انتشار دی اکسیدکربن در ایران پرداخته اند. برای این منظور و بر اساس مفروضات فرضیه زیست محیطی کوزنتس, مدل تصریح و با استفاده از الگوی اقتصادسنجی تصحیح خطا، برآورد کردند و به این نتیجه رسیدند که حداقل یک رابطه هم­جمعی میان انتشار دی اکسید کربن, تولید ناخالص داخلی و مصرف انرژی وجود دارد که با آزمون رابطه علیت بین آن­ها مشخص گردید در کوتاه­مدت یک رابطه علیت دو طرفه بین انتشار دی اکسیدکربن و مصرف انرژی و یک رابطه دیگری از تولیدناخالص داخلی به انتشار دی اکسیدکربن و مصرف انرژی و در بلندمدت دو رابطه علیت یک طرفه یکی از انتشار دی اکسیدکربن به تولید ناخالص داخلی و دیگری از مصرف انرژی به تولید ناخالص داخلی برقرار می­باشد. از طرفی بررسی توابع عکس­العمل آنی نشان داد بروز یک شوک بر تولید ناخالص داخلی, انتشار دی اکسید کربن را تا سه سال افزایش داده و پس از آن به تدریج تأثیر آن کاهش یافته تا این­که در سال ششم به صفر برسد(15).

صادقی و همکاران (1392) تأثیر مصرف انرژی و تولید ناخالص داخلی و آزاد سازی تجاری بر آلودگی محیط‌زیست در ایران را مورد بررسی قرار دادند. ایشان با استفاده از رویکرد ARDL مشخص کردند. در بلندمدت تولید مصرف انرژی، ناخالص داخلی و آزادسازی تجاری تأثیر معنی‌داری بر انتشار دی‌اکسید‌کربن دارند و با حذف متغیر مصرف انرژی از مدل، کشش انتشار دی‌اکسید‌کربن نسبت به متغیرها افزایش می‌یابد. علاوه براین، نتایج حاکی از تأیید منحنی زیست‌محیطی کوزنتس برای ایران در کوتاه‌مدت و بلند‌مدت است(7).

حری و همکاران(1392) به بررسی نقش مصرف انرژی و توسعه­ مالی بر آلودگی هوا در ایران طی دوره­ زمانی 2007-1971 پرداخته اند. این پژوهش در چارچوب فرضیه­ منحنی زیست­محیطی کوزنتس و با استفاده از رویکرد ARDL انجام شد. نتایج تحقیق، حاکی از رد فرضیه­ منحنی زیست­محیطی کوزنتس در بلندمدت درباره ایران است. با افزایش مصرف انرژی در ایران، انتشارCO2  افزایش می­یابد، به علاوه توسعه­ مالی بیش­تر در ایران سبب کاهش انتشار CO2 می­گردد(16).

نظری و همکاران(1393) در مطالعه­ای به بررسی عوامل مؤثر بر آلودگی محیط زیست ایران با توجه به دو دیدگاه اقتصادی-اجتماعی و فراسنج­های اقلیمی و با استفاده از داده های 1392-1353 و به روش گشتاورهای تعمیم یافته (GMM)  می­پردازد.نتایج مطالعه ایشان حاکی از آن ­است که اثر متغیرهای رشد اقتصادی، درجه تراکم، مصرف انرژی و تعداد خودروها بر آلودگی محیط زیست مثبت و معنادار است، اما درجه بازبودن اقتصاد کشور، درجه حرارت و میزان بارندگی با میزان آلودگی محیط زیست رابطه منفی ومعنی­دار داشته است(17).

عالموهمکاران[16](2007) به بررسی تأثیر عوامل تعیین کننده آلودگی محیط زیست از جمله رشد جمعیت کل، رشد اقتصادی، شدت انرژی و رشد جمعیت شهرنشینی بر آلودگی محیط زیست در پاکستان برای سال­های 1971-2005 پرداخته­اند.       هم­چنین، به طور هم­زمان تأثیر رشد جمعیت کل، رشد جمعیت شهرنشین، مصرف انرژی و آلودگی محیط زیست بر رشد اقتصادی بررسی شده است. نتایج تخمین مدل به روش یوهانسون- یوسیلیوس گویای این است که ضرایب شدت انرژی و انتشار گاز دی اکسیدکربن در مدلی که رشد اقتصادی به عنوان متغیر وابسته میباشد مثبت است.  نتایج تحقیق نشان می­دهد که رشد جمعیت کل و رشد جمعیت شهرنشین دارای تأثیر مثبت بر آلودگی محیط زیست بوده است، اما در بلندمدت، همین متغیرها دارای تأثیر منفی و معناداری بر رشد اقتصادی بوده اند(18).

فنگ و زو مینگ[17] (2010)در تحقیقی به بررسی تاثیر مصرف انرژی خانواده­های شهری بر انتشار گاز دی اکسید کربن و چگونگی ارتباط این متغیرها در مناطق مختلف و سطوح مختلف درآمدی می­پردازد. آن­ها از مدل گری برای مقایسه ارتباط بین مصرف انرژی، هزینه های مصرف و انتشار گاز دی اکسید کربن برای روش­های متفاوت زندگی استفاده می­ کنند. نتایج نشان می­دهد که مصرف مستقیم انرژی برای خانوارهای روستایی و شهری در چین متفاوت می­باشد. مصرف مستقیم انرژی و تولید گازهای گل­خانه­ای مثل دی اکسید کربن در حال افزایش می­باشد و مصرف غیر مستقیم انرژی و تولید گازهای گل­خانه­ای نیز برای خانوارهای شهری نسبت به خانوارهای روستایی در حال افزایش است. به­علاوه مصرف غیر مستقیم انرژی و دی اکسید کربن برای خانوارهای شهری بسیار بیش­تر از ارزش مستقیم آن می­باشد(19).

محمد و همکاران[18] (2013)  به مطالعه اثرات متغیرهای مصرف انرژی، رشد جمعیت و رشد تولید ناخالص داخلی بر تولید انتشار CO2 برای کشور اندونزی پرداختند. نتایج مطالعه آن­ها نشان داد یک رابطه بلند مدت بین متغیرهای مدل وجود دارد هم­چنین نتایج گویای این است متغییر رشد اقتصادی به همراه مصرف انرژی و رشد تولید ناخالص اثر مثبتی بر انتشار CO2 دارد(20).

شهباز و همکاران[19] (2013) آثار مصرف زغال سنگ و رشد اقتصادی و درجه باز بودن تجاری در عملکرد زیست محیطی آفریقای جنوبی را با استفاده از روش خود بازگشتی با وقفه های توزیعی (ARDL) مورد بررسی قرار دادند. نتایج مطالعات ایشان فرضیه‌ منحنی زیست‌محیطی کوزنتس را مورد تایید قرار داده و نشان می­دهد افزایش مصرف زغال سنگ و رشد اقتصادی انتشار آلاینده­های انرژی را افزایش می­دهند(21).

آکپانوآبانگ[20] (2014) ارتباط بین کیفیت محیط زیست با جمعیت، رشد اقتصادی و مصرف انرژی را در 47 کشور با استفاده از داده­های سالانه 2008-1970 مورد بررسی قرار دادند. نتایج مطالعه آن­ها نشان داد که رشد اقتصادی، قیمت انرژی، نسبت صادرات به تولید ناخالص داخلی و مصرف انرژی بر انتشار دی اکسیدکربن اثر مثبت و معناداری دارد اما رشد جمعیت و نسبت واردات به تولیدناخالص داخلی اثر منفی و معناداری بر آلودگی دارد(22).

بگوموهمکاران[21] (2015) به بررسی اثرات پویا از مصرف انرژی، رشد جمعیت و رشد تولید ناخالص داخلی بر تولید انتشار CO2 برای کشور مالزی پرداختند. نتایج مطالعه آن­ها نشان داد  فرضیه محیط زیستی کوزنتس مورد تأیید قرار نگرفته است .یکی از نتایج مهم این مطالعه اثرات مخرب رشد اقتصادی بر انتشار CO2 در بلند مدت بوده است(23).

بیش­تر مطالعات صورت گرفته اثر متغیرهای مختلفی چون رشد اقتصادی درجه باز بودن تجاری و توسعه مالی را بر متغیر آلودگی محیط زیست سنجیده­اند. هدف از این مطالعه بررسی میزان اثرگذاری متغیرهایی چون مصرف فرآورده­های نفتی جمعیت و سرمایه انسانی و رشد اقتصادی بر میزان انتشار CO2 می­باشد. آن­چه که تحقیق حاضر را متمایز از سایر مطالعات داخلی می­کند تاکید بر متغیر مستقل مصرف فرآورده­های نفتی می­باشد. هم­چنین اکثر مطالعات صورت گرفته، GDP را به­عنوان معیار رشد اقتصادی در نظر گرفتند در حالی­که در این مطالعه به پیروی از بولته و سویست[22] (2001) از شاخص ارزش افزوده گروه نفت به عنوان معیاری برای درآمد ملی استفاده گردیده است.

اریه مدل و معرفی متغیرها

با توجه به این­که هدف از مطالعه حاضر بررسی عواملی چون جمعیت سرمایه انسانی و درآمد ملی و مصرف فرآورده­های نفتی بر آلودگی محیط زیست می­باشد لذا بهتر است مدلی بر مبنای منحنی زیست محیطی کوزنتس طراحی گردد. جهت طراحی مدل فرضیه EKC  از معادله­های مختلفی استفاده شده که در این مقاله از مدل گاتز ودبرتین و پاگولاتوس[23]، استفاده            می­گردد(24):

              (1)          

 شکل کلی مدل به­صورت زیر معرفی می­گردد:

 (2)                           در این مدل دی اکسید کربن ناشی از مصرف نفت به عنوان معیاری برای نشان دادن آلودگی محیط زیست استفاده شده و هم­چنین جمعیت، سرمایه انسانی  و درآمد ملی  و مصرف فرآورده های نفتی با نشان داده می­شود. علت لحاظ متغیر مصرف فرآورده­های نفتی در مدل رگرسیون از نظر تامازیان و همکاران[24] (2009) این است که این متغیر می­تواند بخش زیادی از تغییرات دی اکسید کربن را توضیح دهد(26).

داده ها و اطلاعات تحقیق

داده‌های این پژوهش به­صورت سالانه است و طی دوره زمانی 1393-1357 می­باشد. با توجه به نقش ویژه دی‌اکسید‌کربن درآلودگی هوا و نیز افزایش پدیده گرمایش جهانی (IPCC،2007)، انتشار دی‌اکسید‌کربن به عنوان معیار آلودگی محیط‌ زیست درنظر گرفته می‌شود. جریان صنعتی شدن منجر به بهره‌برداری فشرده از سوخت‌های فسیلی جهت تولید و حمل و نقل و در نهایت موجب آزاد شدن حجم قابل توجهی از گاز دی‌اکسید‌کربن به جو زمین شده است. در بسیاری از مطالعات تجربی به منظور محاسبه استهلاک منابع طبیعی و نیز محاسبه تولید ناخالص ملی سبز از گاز دی‌اکسید‌کربن به‌تنهایی به عنوان شاخص آلودگی زیست محیطی استفاده شده است(25). از داده‌های انتشار‌ دی‌اکسیدکربن برحسب میلیون تن[25]، که توسط اداره اطلاعات انرژی(EIA)[26] ایالت متحده منتشر شده استفاده گردیده است. هم­چنین از داده­های میزان مصرف فراورده­های نفتی (BTU)[27] که توسط EIA منتشر شده، استفاده گردیده است. در این مطالعه داده­های جمعیت و ارزش افزوده گروه نفت بر حسب میلیارد ریال از سایت بانک مرکزی استخراج شده و مورد استفاده قرار گرفت.

نتایج تجربی

روش عملی تحقیق بر اساس یک مدل اقتصادسنجی در قالب الگوی خود رگرسیونی با وقفه های توزیعی (ARDL) می باشد، اگر چه در روش ARDL هیچ محدودیتی برای درجه انباشتگی متغیرها وجود ندارد. اما وجود متغیرهای با درجه انباشتگی بزرگتر از دو   می­تواند باعث ایجاد اخلال در نتایج شود. به همین دلیل ابتدا متغیرها را از لحاظ پایایی به وسیله آزمون­های ریشه واحد مورد بررسی قرار دادیم. زیرا استفاده از روش برآورد OLS در کارهای تجربی بر این فرض استوار است که متغیرهای سری زمانی مورد استفاده ایستا هستند. از طرف دیگر باور غالب آن است که بسیاری از متغیرهای سری زمانی در اقتصاد ایستا نبوده و از این رو قبل از استفاده از این متغیرها لازم است نسبت به ایستایی یا عدم ایستایی آن­ها اطمینان حاصل گردد.

در مطالعه حاضر حداکثر طول اعمال شده به منظور تعیین
طول وقفه بهینه، چهار وقفه و معیار تعیین کننده طول وقفه بهینه، معیار شوارتز- بیزین می­باشد که در تعداد وقفه ها صرفه جویی می­کند. در مرحله بعد آزمون ایستایی برای مقادیر تفاضل اول متغیرهای سری زمانی الگو صورت خواهد گرفت. نتایج مربوط به این آزمون درسطح و تفاضل مرتبه اول برای کلیه متغیرهای به­کار رفته در     مدل­های مطرح شده طی سال­های 1357 الی 1393 درجدول (1) آورده شده است.

 

 

جدول 1- بررسی ایستایی متغیرهای الگو براساس آزمون دیکی- فولر تعمیم یافته

   Table 1- Survey of Unit Root Test by Augmented DickeyFuller Fisher Chi-square test

 

با عرض از مبدأ(C)

با عرض از مبدأ و روند (C+T)

متغیر

آماره آزمون

 

مقادیر بحرانی در سطح 5%*

نتیجه

طول وقفه

آماره آزمون

 

مقادیر بحرانی در سطح 5%

نتیجه

طول وقفه

SBC

AIC

SBC

AIC

انتشار گاز دی اکسید کربن

8971/0-

9706/2-

-

1

1

1364/2-

5796/3-

-

1

1

تفاضل مرتبه اول انتشار گاز دی اکسید کربن

579/4-

9750/2-

I(1)

0

0

8071/4-

5867/3-

I(1)

0

0

درآمد ملی

324/0-

9627/2-

-

0

0

3767/2-

5671/3-

-

0

0

تفاضل مرتبه اول درآمد ملی

224/5-

9665/2-

I(1)

0

0

3385/5-

5731/3-

I(1)

0

0

مصرف فراورده­های نفتی

1718/1-

9627/2-

-

0

0

2005/1-

5592/3-

-

0

0

تفاضل مرتبه اول مصرف فراورده­­های نفتی

0955/5-

9665/2-

I(1)

0

0

2270/5-

5731/3-

I(1)

0

0

شاخص سرمایه انسانی

2742/2-

9750/2-

-

0

0

08539/0-

5867/3-

-

0

0

تفاضل مرتبه اول شاخص سرمایه انسانی

2060/3-

9798/2-

I(1)

0

0

9807/3-

5943/3-

I(1)

0

0

جمعیت

6047/5-

9627/2-

I(0)

0

0

9386/3-

5671/3-

I(0)

0

0

* در بررسی ایستایی و ارایه نتایج آن اگر آزمون ریشه واحد بر روی سطح داده­ها انجام گیرد، سطح معنی داری 95 درصدملاکعملخواهدبودونیزاگرآزمونریشهواحدبررویتفاضلاولداده­هاانجامشود،سطحمعنیداری90درصدنیزموردقبولاست( 27).

**در سطح 95 درصد ایستا نیست. I(0)  و I(1)در سطح معنی­داری 95 درصد ایستا و مرتبه ایستایی آن به ترتیب صفر و یک است.

*** منبع: محاسبات تحقیق

 

 

 همان­طور که در جدول (1) مشاهده می­شود متغیر جمعیت در سطح خود ایستا بوده ولی متغیرهای انتشار گاز دی اکسید کربن، درآمد ملی، مصرف فرآورده های نفتی و شاخص سرمایه انسانی با یک بار تفاضل گیری ایستا می­شوند و هم­جمعی از درجه یک می­باشند. حال مدل معرفی شده به کمک آزمون تشخیص فروض کلاسیک بررسی شده و سپس به روش ARDL مورد برازش قرار می­گیرد و ارتباط کوتاه مدت، بلندمدت و نحوه تعدیل از کوتاه مدت به بلند مدت به کمک
الگوی تصحیح خطا مورد بررسی قرار می­گیرد.

 بررسی الگوی کوتاه مدت

باتوجه به این­که در الگوی کوتاه مدت، جهت تعیین تعداد وقفه­های بهینه از معیار شوارتز بیزین و آکاییک استفاده ­شد. بر اساس این معیارها متغیر وابسته انتشار دی اکسید کربن با یک وقفه و سایر متغیرها بدون وقفه در مدل انتخاب شده اند. نتایج مربوط به الگوی کوتاه مدت در جدول (2) آورده شده است.

 

 

جدول2- نتایج برآورد مدل کوتاه مدت آلودگی محیط زیست با استفاده از روش (1,0,0,0,0) ARDL

                        Table 2- The results of short-term pollution of the environment       

متغیرها

ضرایب

آماره t

انحراف معیار

سطح معنی داری

انتشاردی اکسید کربن با وقفه

درآمد ملی

مصرف فرآورده های نفتی

شاخص سرمایه انسانی

جمعیت

عرض از مبدأ

58463/0

0619/0

45/328

8/1309-

5520/4

120158-

2371/5

6448/2

2952/2

0341/1-

6751/2

9419/2-

11163/0

023415/0

1038/143

5/1266

7016/1

2/40483

00/0

00/0

01/0

41/0

00/0

00/0

ضریب تعیین

ضریب تعیین تعدیل شده

آماره F

آماره DW

9902/0

9891/0

57/545

0783/2

 

 

 

 

000/0

منبع: یافته های تحقیق

 

 

با توجه به ضریب مثبت متغیر جمعیت که در سطح 5 درصد معنادار نیز می­باشد، رابطه مثبت بین جمعیت و آلودگی محیط زیست مورد تایید قرار می گیرد. با توجه به ضریب منفی متغیر سرمایه انسانی که در سطح 5 درصد معنی دار نمی باشد نمی­توان به ارتباط مشخصی بین سرمایه انسانی و آلودگی محیط زیست دست یافت. ضریب متغیر درآمد ملی مثبت و در سطح 5 درصد معنی­­دار می­باشد. ضریب متغیر مصرف فرآورده­های نفتی برابر45/328 و علامت آن مثبت بوده و در سطح 5 درصد معنی­دار می­باشد. ضریب متغیر آلودگی محیط زیست با یک دوره وقفه نیز مثبت و در سطح 5 درصد معنی دار می باشد. ضریب تعیین 99/0 می­باشد که نشان دهنده قدرت توضیح دهندگی بسیار بالای الگو است و آماره F برای الگو کاملاً معنی دار می­باشد. یعنی هیچ کدام از ضرایب الگو هم­زمان صفر نیست.

آزمون تشخیص فروض کلاسیک:(آزمون عدم وجود خود هم­بستگی سریالی در مدل، آزمون فرم تبعی، آزمون نرمالیته و آزمون واریانس همسانی)

این آزمون برای اطمینان از عدم انحراف فروض کلاسیک در مدل­های برآوردی ارایه شده است. با کمک آزمون های تشخیص (آسیب شناسی) می توان برقراری فروض کلاسیک را مورد بررسی قرار داد. این فروض به­ترتیب شامل عدم وجود خود همبستگی، شکل تبعی صحیح مدل، توزیع نرمال جملات پسماند و نبودن ناهمسانی واریانس می باشد. ارزش احتمال هر کدام از آزمون ها در جدول (3) آورده شده است.

جدول3- آزمون تشخیص فروض کلاسیک

Table 3- Classic assumption test

آزمون

ارزش احتمال

عدم هم­بستگی سریالی

شکل تبعی صحیح مدل

توزیع نرمال جملات پسماند

هم­سانی واریانس

601/0

323/0

0401/0

897/0

             منبع:یافته های تحقیق

 

نتیجه آزمون عدم وجود خود هم­بستگی سریالی با توجه به مقدار آماره LM [28] که نشان­گر ارزش احتمال در هر مدل می باشد بی معنی بوده، که بیان می­کند در این آزمون، فرضیه صفر مبنی بر عدم وجود خود هم­بستگی سریالی رد نمی شود. یعنی خود هم­بستگی سریالی بین جملات پسماند وجود ندارد.

نتیجه آزمون وجود فرم تبعی مناسب نشان می دهد که فرضیه صفر مبنی بر شکل تبعی صحیح در مدل رد نشده یعنی مدل از شکل تبعی صحیحی برخوردار است.

نتیجه آزمون توزیع نرمال جملات پسماند نشان می دهد که فرضیه صفر مبنی بر عدم توزیع غیر نرمال در مدل رد نشده است، یعنی در مدل جملات پسماند به صورت نرمال توزیع شده اند.

نتیجه آزمون واریانس هم­سانی جملات پسماند نشان می دهد که فرضیه صفر مبنی برعدم وجود واریانس نا هم­سان رد نشده یعنی جملات پسماند واریانس هم­سان دارد. پس مدل نهایی برآورد شده ما از هر لحاظ قابل اعتماد است.

بررسی الگوی بلند مدت

وجود و عدم وجود رابطه بلند مدت در مدل برآوردی با استفاده
از آزمون ارایه شده توسط بنرجی، دولادو و مستر[29] مورد بررسی قرار می­گیرد. در این حالت فرضیه صفر مبنی بر عدم وجود رابطه بلند مدت در مقابل فرضیه صفر مبنی بر وجود رابطه بلند مدت به­شکل زیر مورد آزمون قرار می گیرد.

(3)

(4)

 

کمیت آماره مورد نیاز برای انجام آزمون فوق به صورت زیر محاسبه می شود:

جدول 4- نتایج آزمون بنرجی، دولادو و مستر برای بررسی وجود روابط بلند مدت در الگوی (ARDL)

Table 4- The results of Banerjee, Dvladv and MasterCard test

آماره آزمون   t

مقدار بحرانی در سطح 5%

72/3-

35/3-

منبع: یافته های تحقیق

 

از آن­جا که کمیت بحرانی ارایه شده توسط بنرجی، دولادو و مستر در سطح اطمینان 95 درصد برابر 35/3- است، لذا آماره محاسباتی برای هر سه مدل از نظر قدر مطلق از مقدار بحرانی ارایه شده در جدول بزرگ­تر می­باشد. بنابراین فرضیه صفر مبنی بر عدم وجود رابطه بلند مدت رد می شود و نتیجه می گیریم که یک رابطه تعادلی بلند مدت بین متغیرهای الگو در ایران وجود دارد. این رابطه بلند مدت در جدول (5) نشان داده شده است.


               جدول5- نتایج برآورد مدل بلند مدت آلودگی محیط زیست با استفاده از روش(1,0,0,0,0) ARDL

Table 5- The results of long-term pollution of the environment

متغیرها

ضرایب

آماره t

انحراف معیار

سطح معنی داری

درآمد ملی

14909/0

8181/4

030944/0

000/0

مصرف فرآورده های نفتی

75/790

0406/2

5058/387

052/0

شاخص سرمایه انسانی

2/3153-

0048/1-

1/3138

325/0

جمعیت

9589/10

9015/2

7770/3

008/0

عرض از مبدأ

2/289280-

5181/4-

1/64027

000/0

ضریب تعیین

ضریب تعیین تعدیل شده

آماره F

آماره DW

 

9521/0

949/0

17/325

0612/2

 

 

 

 

000/0

                         منبع: یافته های تحقیق

 

 

وجود ارتباط بلند مدت بین متغیر ها تایید و نتایج ارتباط بلند مدت بین متغیر ها در جدول (5) ارایه شده است. نتایج ارتباط مثبت و معنی دار بین درآمد ملی، مصرف فرآورده های نفتی و جمعیت با آلودگی محیط زیست را نشان می دهد. در صورتی که شاخص سرمایه انسانی با آلودگی محیط زیست رابطه منفی دارد، پس نتایج به­دست آمده در بلند مدت دقیقاً همانند نتایج به­دست آمده در   کوتاه­مدت می­باشد. 

بررسی الگوی تصحیح خطا

 با توجه به ضریب تصحیح خطای ارایه شده در جدول(6) و معنی داری آن­ها سرعت تعدیل نیز در حد متوسط است.

 

 

جدول6- ضرایب تصحیح خطا در مدل­های برآوردی

Table 6- The error correction factor in estimated models

متغیرها

ضرایب

آماره t

انحراف معیار

سطح معنی داری

dY

061929/0

6448/4

023415/0

014/0

dE

1532/328

2952/2

103/143

030/0

dH

8/1309-

034/1-

5/1266

325/0

dPOP

552/4

6751/2

7016/1

013/0

dC

4/120158

9419/2-

2/40843

008/0

ECM(-1)

41537/0-

7209/3-

11163/0

001/0

ضریب تعیین

ضریب تعیین تعدیل شده

آماره F

آماره DW

 

55214/0

4625/0

1643/6

0783/2

 

 

 

 

001/0

                           منبع: یافته های تحقیق

 

 

وجود رابطه هم­گرایی بین متغیر های مدل مبنای استفاده از الگوی تصحیح خطا را فراهم می آورد. عمده ترین دلیل استفاده از این الگو آن است که نوسانات کوتاه مدت متغیرها را به مقادیر بلند مدت آن­ها ارتباط می دهد و در مدل ARDL این امکان وجود دارد که الگوی تصحیح خطا مرتبط با آن نیز ارایه می شود. باتوجه به جدول(6) تخمین تمام ضرایب الگو برای مدل معنی­دار می باشد. ضرایب جمله تصحیح خطا برای مدل اول 41537/0- می باشد که نشان می­دهد مدل با سرعت متوسط سعی در تعدیل خود دارد و هم­چنین نشان می دهد که در مدل 41537/0 عدم تعادل یک دوره در دوره بعد تعدیل می شود.

به منظور بررسی ثبات ضرایب تخمین های رگرسیونی از آزمون های تشخیص بر مبنای روش رگرسیون بازگشتی استفاده می شود که CUSUM  و   CUSUMSQدو مورد از این آزمون ها می­باشند. خطوط مستقیم در شکل­ها سطح معناداری 5 درصد را نشان      می­دهند. همان­طور که در نمودارها دیده می­شود، مسیر حرکت آماره­های آزمون به گونه­ای است که پیوسته در داخل خطوط مستقیم قرار دارد و بر بی ثباتی مدل دلالت نمی­کند. بر اساس این آزمون­ها فرضیه ثبات ضرایب را در سطح 5 درصد معناداری نمی­توان رد کرد و می­توان نتیجه گرفت که مدل­های برآوردی با ثبات می­باشند.

مزیت روش­های  CUSUMو   CUSUMSQنسبت به سایر روش های متداول در آزمون ثبات تابع این است که نیاز به پیش داوری و قضاوت در مورد زمان وقوع تکانه نیست و ماهیت روش های مذکور به گونه ای است که به دنبال کنترل زمان وقوع تکانه در طول دوره مورد بررسی است.

 

 

 

نمودار1- آزمون CUSUM

 

 

نمودار 2- آزمونCUSUMSQ

 

 

 

 

 


نتایج پژوهش

روش عملی تحقیق بر اساس یک مدل اقتصادسنجی در قالب الگوی خود رگرسیونی با وقفه های توزیعی (ARDL) می باشد، بررسی ایستایی متغیرهای الگو بر اساس آزمون دیکی فولر انجام یافته نشان می دهد که متغیر های جمعیت انباشته از مرتبه صفر بوده و متغیرهای انتشار آلودگی، مصرف فرآورده های نفتی، درآمد ملی و سرمایه انسانی انباشته از مرتبه اول می باشند که با یک بار تفاضل گیری ایستا می شوند. در بررسی الگوی کوتاه مدت برای مدل های برآوردی درمی­یابیم که با توجه به ضریب مثبت متغیر درآمد ملی، مصرف فرآورده های نفتی و جمعیت که معنادار نیز می باشند رابطه مثبت بین این متغیر ها و آلودگی محیط زیست وجود دارد. نظر به ضریب منفی بین شاخص سرمایه انسانی و آلودگی محیط زیست به­دلیل بی معنی بودن این ضریب نمی توان به ارتباط مشخصی بین این شاخص و آلودگی محیط زیست پی برد. ضریب تعیین 99/0 می باشد که نشان دهنده قدرت توضیح دهندگی بسیار بالای الگو است و آماره F برای الگوهای برآوردی نشان می دهد که هیچ کدام از ضرایب الگو هم­زمان صفر نیست. در بررسی الگوی بلند مدت، با توجه به نتاج آزمون بنرجی دولادو مستر برای مدل های برآوردی وجود ارتباط بلند مدت بین متغیرها تایید شده است. با توجه به ضرایب تصحیح خطای ارایه شده که برای مدل مورد بررسی معنی­دار می­باشد، سرعت تعدیل در حد متوسط است. آزمون­های CUSUM و CUSUMSQ برای بررسی ثبات ضرایب تخمینی رگرسیونی انجام شد که نشان می­دهد مسیر حرکت آماره های آزمون به گونه است که پیوسته در داخل خطوط مستقیم قرار دارد و بر بی ثباتی مدل دلالت نمی کند. بر اساس این آزمون ها فرضیه ثبات ضرایب را در سطح 5 درصد معناداری نمی توان رد کرد.

- پیشنهادات

1- به دلیل وجود ارتباط مثبت بین مصرف فرآورده های نفتی و آلودگی محیط زیست، باید سیاست­گذاران به سمت تولید و مصرف انرژی های پاک روی بیاورند تا حتی الامکان مصرف فرآورده های نفتی و آلودگی محیط زیست کاهش یابد.

2- با توجه به ارتباط مثبت بین مصرف انرژی و آلودگی محیط زیست می توان با افزایش بهره وری در مصرف انرژی از آلودگی محیط زیست کاست، چرا که در ایران در مدت طولانی با ارایه یارانه به مصرف کنندگان این محصولات الگوی نامناسب مصرف رواج یافته و بهره وری انرژی پایین می­آید.

3- برای تحقیقات آتی پیشنهاد می شود محققین نقطه­ی بازگشت درآمد ملی و آلودگی محیط زیست را پیدا نمایند. چرا که از سطح آستانه به بعد با افزایش رشد اقتصادی آلودگی محیط زیست کاهش می یابد.

4- پیشنهاد می­شود تاثیر هدف­مند کردن یارانه ها بر مصرف فراورده های نفتی و نهایتاً بر آلودگی محیط زیست مورد بررسی قرار گیرد.

Reference

1-     Emadzadeh, M.; Sadegi, M. 2004, Estimating the Human Capital Share in Iran’s Economic Growth (1965-2000), Iranian journal of Economic Research, Volume 5, Issue 17, Page 79-98. (In Persian)

2-     Schvtkowski, Holger.2006.Human Ecology: Bio cultural Adaptations in Human communities, New York: springer. P32.

3-     Houshmand, H.; Shirazi, A.; Kazeruni, A. 2008, The Impact of Population Growth on Iran's Environmental Pollution, journal of Economic, Volume 8, Issue 7, Page 64-75. (In Persian)

4-     Shim, J.H. 2006. The Reform of Energy Subsidies for the Enhancement of Marine Sustainability, Case Study of South Korea, University of Delaware.p3.

5-     Fotros, M.; Maaboudi, R. 2010, The Relation Between Energy Consumption, Urbanization and Environmental Pollution in Iran (1971-2006), Quarterly Energy Economics Review, Volume 7, Issue 27, Page 4-17. (In Persian)

6-     Nasrollahi, Z.; Maboudi, R. 2009, Economic development and environmental pollution in Kyoto and Southwest countries(Emphasizing the Kuznets environmental curve), Iranian Economic Journal: Macroeconomics (IEGM), Volume 9, Issue 35, Page 105-126. (In Persian)

7-     Sadegi, S.; Ebrahimi, S. 2013, Impact of Coal Consumption on Carbon Dioxide Emissions in Iran, Journal of Iranian Energy Economics, Volume 2, Issue 7, Page 43-73. (In Persian)

8-     Davanzo, Julia. 2001. The Environmental Implications of Population Dynamics  http:/www.rand.org/popmatters.

9-     Shastland, K. and Shaneh, J.K. 2001, World Population: Challenges and Issues', Translated by Mohammad Mirzaii, Tehran: Shahid Beheshti University press. (In Persian)

10-  Detailed results of the general agricultural census of the whole country, 2014, p. 26. (in Persian)

11-  Birasnav MF, Rangnekar S, Dalpati A, 2010, Transformational leadership, interim leadership, and employee human capital benefits: an empirical study, Procardia Social and Behavioral Sciences: 5, PP. 1037–1042.  

12-  Pajooyan, J.; khoshnevis, M. 2012, Investigating the Effect of Environmental Pollution on Human Development Index in Developed Countries Journal of Financial Economics, Volume 6, Issue 20, Page 39-67. (In Persian)

13-  Dinda, S. 2004.Environmental Kuznets Curve Hypothesis: A Survey, Ecological Economics, 49, PP. 431-455

14-  Pajooyan, J; Moradhasel, N. 2008, Assessing the relation between economic growth and air pollution, The Economic Research, Volume 7, Issue 4, Page 141-160. (in Persian)

15-  Mahdavi Adeli, M.; Ghanbari, A. 2014, CO2 Emissions, GDP and Energy Consumption: a Multivariate Co integration and Causality Analysis for Iran, Journal of Iranian Energy Economics, Volume 3, Issue 9, Page 217-237. (In Persian)

16-  Horry, H.; Jalaee, S.; Jafari, S. 2015, Examining the Impact of Financial Development and Energy Consumption on the Environmental Degradation in Iran in the Framework of the Environmental Kuznets Curve Hypothesis (EKC), Journal of Iranian Energy Economics, Volume 2, Issue 6, Page 27-48. (In Persian)

17-  Nazari, R.; Mahdavi Adeli, M.; Dadgar, Y. 2015, Study of the Factors Influenced Environment Pollution in Iran During 1974-2013, Quarterly Journal of Economic Growth and Development Research, Volume 6, Issue 21, Page 60-47. (In Persian)

18-  Alam, S., F. Ambreeen & B. Muhammad, 2007. Sustainable Development in Pakistan in the Context of Energy Consumption Demand and Environmental Degradation. Journal of Asian Economics, 18: 825-837.

19-  Feng, Z. zou, L.wei, Y. 2010, Impact of household consumption on energy use and CO2 emissions in china, Energy, 636-670.

20-  Muhammad, S., Muhammad Adnan, H. Q., & Kumar, T. A. 2013, Economic Growth, Energy Consumption, Financial Development, International Trade and CO2 emissions in Indonesia. Renewable and Sustainable Energy Reviews, 25, 109-121

21-  Shahbaz, M.; Tiwari, A.K.; Nasir, M. 2013, “The Effects of Financial Development, Economic Growth, Coal Consumption and Trade Openness on CO2 emissions in South Africa”, Energy Policy, 61, PP 1452–145

22-  Akpan, U. F., & Abang, D. E. 2014. Environmental Quality and Economic Growth: A Panel Analysis of the "U" in Kuznets. MPRA Paper No, 54461, 1-22, posted 20.March: http://mpra.ub.unimuenchen. de/54461/

23-  Begum, R. A., Sohag, K., Mastura Syed Abdullah, S., & Jaafar, M. , 2015. CO2 Emissions, Energy Consumption, Economic and Population Growth in Malaysia. Renewable and Sustainable Energy Reviews, 41, 594–601.

24-  Goetz, S. J. Debertin, D.L. & Pagoulatos, A., 1998, Human Capital, Income, and Environmental Quality: A State-Level Analysis, A,gricultural and Resource Economics Review, PP. 200-208.

25-  Agheli Kohneshahri, L. 2003, Calculating Green GNP and Stable Rate of National Income in Iran, Doctorate ِissertation in Economics, Faculty of Humanities, Tarbiat Modares University. (In Persian)

26-  Tamazin, A. Chousaa, J.P.& K.C. Vadlamannatia .2009, “Does higher Economic and Financial development lead to Environmental Degradation: Evidence from BRIC Countries” , Energy Policy,37(1).137-145

27-  Chontanawat, J., L. C. Hunt, R. Pierse, 2006. Causality between Energy Consumption and GDP: Evidence from 30 OECD and 78 Non-OECD Countries. Surrey Energy Economics, 113:3-11.

28-  Stern, D.I. 2004. Energy and Economic Growth, Rensselaer Working Paper, No. 0410.

29-  UNFCCC. (United Nations Framework Convention on Climate Change), Lima call for climate action, Advance unedited version, (Decision -COP 20). available at: http://unfccc.int/files/meetings/lima_dec_2014

 


 


 



1-  استادیار گروه اقتصاد، واحد مرند، دانشگاه آزاد اسلامی، مرند، ایران. *(مسوول مکاتبات)

1- Assistant Professor in Economics, Islamic Azad University, Marand, Iran. * (Corresponding Author)

1- Ecological utility

2- Goetz, S. J. Debertin, D.L. & Pagoulatos, A.)1998(

1- Grossman and Krueger

2- Managi and Jena

3- Coondoo and Dinda

4- Stern

5- Kuznets

6- Davanzo .Julia

7-The environmental impacts of population dynamics

8- Mackellar

1-Population Size

1-Cramer

2-Gomez et al 2006

1- Alam, S., F. Ambreeen & B. Muhammad

2- Feng, Z. zou, L.wei, Y.

3-  Muhammad et al..

4- Shahbaz, er al.

5- Akpan & Abang.

6-  Begum et al.

1- Bulte & Soest.

2- Goetz, S. J. Debertin, D.L. & Pagoulatos, A.

3- Tamazin, A. Chousaa, J.P.& K.C. Vadlamannatia.

4- Metric Tons of Carbon Dioxide.

5- Energy Information administration.

6- British Thermal unit .

1- Lagrange Multipler

2- Banerjee, Dolado and Master

1-     Emadzadeh, M.; Sadegi, M. 2004, Estimating the Human Capital Share in Iran’s Economic Growth (1965-2000), Iranian journal of Economic Research, Volume 5, Issue 17, Page 79-98. (In Persian)

2-     Schvtkowski, Holger.2006.Human Ecology: Bio cultural Adaptations in Human communities, New York: springer. P32.

3-     Houshmand, H.; Shirazi, A.; Kazeruni, A. 2008, The Impact of Population Growth on Iran's Environmental Pollution, journal of Economic, Volume 8, Issue 7, Page 64-75. (In Persian)

4-     Shim, J.H. 2006. The Reform of Energy Subsidies for the Enhancement of Marine Sustainability, Case Study of South Korea, University of Delaware.p3.

5-     Fotros, M.; Maaboudi, R. 2010, The Relation Between Energy Consumption, Urbanization and Environmental Pollution in Iran (1971-2006), Quarterly Energy Economics Review, Volume 7, Issue 27, Page 4-17. (In Persian)

6-     Nasrollahi, Z.; Maboudi, R. 2009, Economic development and environmental pollution in Kyoto and Southwest countries(Emphasizing the Kuznets environmental curve), Iranian Economic Journal: Macroeconomics (IEGM), Volume 9, Issue 35, Page 105-126. (In Persian)

7-     Sadegi, S.; Ebrahimi, S. 2013, Impact of Coal Consumption on Carbon Dioxide Emissions in Iran, Journal of Iranian Energy Economics, Volume 2, Issue 7, Page 43-73. (In Persian)

8-     Davanzo, Julia. 2001. The Environmental Implications of Population Dynamics  http:/www.rand.org/popmatters.

9-     Shastland, K. and Shaneh, J.K. 2001, World Population: Challenges and Issues', Translated by Mohammad Mirzaii, Tehran: Shahid Beheshti University press. (In Persian)

10-  Detailed results of the general agricultural census of the whole country, 2014, p. 26. (in Persian)

11-  Birasnav MF, Rangnekar S, Dalpati A, 2010, Transformational leadership, interim leadership, and employee human capital benefits: an empirical study, Procardia Social and Behavioral Sciences: 5, PP. 1037–1042.  

12-  Pajooyan, J.; khoshnevis, M. 2012, Investigating the Effect of Environmental Pollution on Human Development Index in Developed Countries Journal of Financial Economics, Volume 6, Issue 20, Page 39-67. (In Persian)

13-  Dinda, S. 2004.Environmental Kuznets Curve Hypothesis: A Survey, Ecological Economics, 49, PP. 431-455

14-  Pajooyan, J; Moradhasel, N. 2008, Assessing the relation between economic growth and air pollution, The Economic Research, Volume 7, Issue 4, Page 141-160. (in Persian)

15-  Mahdavi Adeli, M.; Ghanbari, A. 2014, CO2 Emissions, GDP and Energy Consumption: a Multivariate Co integration and Causality Analysis for Iran, Journal of Iranian Energy Economics, Volume 3, Issue 9, Page 217-237. (In Persian)

16-  Horry, H.; Jalaee, S.; Jafari, S. 2015, Examining the Impact of Financial Development and Energy Consumption on the Environmental Degradation in Iran in the Framework of the Environmental Kuznets Curve Hypothesis (EKC), Journal of Iranian Energy Economics, Volume 2, Issue 6, Page 27-48. (In Persian)

17-  Nazari, R.; Mahdavi Adeli, M.; Dadgar, Y. 2015, Study of the Factors Influenced Environment Pollution in Iran During 1974-2013, Quarterly Journal of Economic Growth and Development Research, Volume 6, Issue 21, Page 60-47. (In Persian)

18-  Alam, S., F. Ambreeen & B. Muhammad, 2007. Sustainable Development in Pakistan in the Context of Energy Consumption Demand and Environmental Degradation. Journal of Asian Economics, 18: 825-837.

19-  Feng, Z. zou, L.wei, Y. 2010, Impact of household consumption on energy use and CO2 emissions in china, Energy, 636-670.

20-  Muhammad, S., Muhammad Adnan, H. Q., & Kumar, T. A. 2013, Economic Growth, Energy Consumption, Financial Development, International Trade and CO2 emissions in Indonesia. Renewable and Sustainable Energy Reviews, 25, 109-121

21-  Shahbaz, M.; Tiwari, A.K.; Nasir, M. 2013, “The Effects of Financial Development, Economic Growth, Coal Consumption and Trade Openness on CO2 emissions in South Africa”, Energy Policy, 61, PP 1452–145

22-  Akpan, U. F., & Abang, D. E. 2014. Environmental Quality and Economic Growth: A Panel Analysis of the "U" in Kuznets. MPRA Paper No, 54461, 1-22, posted 20.March: http://mpra.ub.unimuenchen. de/54461/

23-  Begum, R. A., Sohag, K., Mastura Syed Abdullah, S., & Jaafar, M. , 2015. CO2 Emissions, Energy Consumption, Economic and Population Growth in Malaysia. Renewable and Sustainable Energy Reviews, 41, 594–601.

24-  Goetz, S. J. Debertin, D.L. & Pagoulatos, A., 1998, Human Capital, Income, and Environmental Quality: A State-Level Analysis, A,gricultural and Resource Economics Review, PP. 200-208.

25-  Agheli Kohneshahri, L. 2003, Calculating Green GNP and Stable Rate of National Income in Iran, Doctorate ِissertation in Economics, Faculty of Humanities, Tarbiat Modares University. (In Persian)

26-  Tamazin, A. Chousaa, J.P.& K.C. Vadlamannatia .2009, “Does higher Economic and Financial development lead to Environmental Degradation: Evidence from BRIC Countries” , Energy Policy,37(1).137-145

27-  Chontanawat, J., L. C. Hunt, R. Pierse, 2006. Causality between Energy Consumption and GDP: Evidence from 30 OECD and 78 Non-OECD Countries. Surrey Energy Economics, 113:3-11.

28-  Stern, D.I. 2004. Energy and Economic Growth, Rensselaer Working Paper, No. 0410.

29-  UNFCCC. (United Nations Framework Convention on Climate Change), Lima call for climate action, Advance unedited version, (Decision -COP 20). available at: http://unfccc.int/files/meetings/lima_dec_2014