بررسی وضعیت محتوای زیست محیطی موجود در کتاب های درسی علوم تجربی دوره آموزش عمومی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار، گروه محیط زیست، دانشکده علوم پایه، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی*(مسوول مکاتبات)

2 دانشجوی کارشناسی ارشد علوم محیط زیست، گروه محیط زیست، دانشکده علوم پایه، دانشگاه تربیت دبیر شهید رجایی

10.22034/jest.2018.13792

چکیده

زمینه و هدف: آموزش محیط زیست، درسی برای زندگی است. این نکته بدین معناست که آموخته ها و اندوخته های زیست محیطی ما   باید به عمل تبدیل شده و در زندگی روزمره و رفتار فردی و اجتماعی ما بازتاب یابد. آنچه دراین زمینه قابل تأمل است نقش و اثری است که نظام های آموزشی در آموزش رفتارهای زیست محیطی از همان روزهای آغازین آموزش رسمی از طریق محتوا و کتاب درسی باید مدنظر قرار دهند. لذا هدف پژوهش حاضر، بررسی محتوای کتاب های درسی علوم تجربی دوره آموزش عمومی از لحاظ توجه به معضلات زیست محیطی و حفاظت از محیط زیست  است.
روش بررسی: به این منظور کتاب های درسی علوم تجربی 8 سال دوره آموزش عمومی در سال تحصیلی 93-92 با روش تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفت.
یافته ها: در این بررسی با استفاده از ابزار فهرست وارسی، تحلیل محتوا که شامل هفت مؤلفه اصلی معضلات زیست محیطی (هوا، آب، خاک وصوت)، حفاظت منابع طبیعی، تفکیک زباله و بازیافت آن و نقش انسان در محیط زیست و 93 مؤلفه فرعی مورد بررسی قرار گرفت. پایایی این ابزار توسط کارشناسان صاحب نظر1/90 درصد به دست آمده است.
بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بیش ترین توجه در کتاب علوم تجربی پایه هفتم و کم ترین توجه در کتاب علوم تجربی سوم ابتدایی نسبت به معضلات زیست محیطی شده است. به طور کلی در کتاب های علوم تجربی بیش ترین توجه به نقش انسان در محیط زیست وکم ترین توجه به آلودگی صوتی شده است.
 

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست، دورهبیست و یکم، شماره یک ، فروردین 98

                                        

 

بررسی وضعیت محتوای زیست محیطی موجود در کتابهای درسی علوم تجربی دوره آموزش عمومی

 

فائزه فاضلی[1] *

fazeli@srttu.edu

فریده مهدوی ایکدلو[2]

 

تاریخ دریافت:24/1/94

تاریخ پذیرش:10/3/94

 

چکیده

زمینه و هدف: آموزش محیط زیست، درسی برای زندگی است. این نکته بدین معناست که آموخته ها و اندوخته های زیست محیطی ما   باید به عمل تبدیل شده و در زندگی روزمره و رفتار فردی و اجتماعی ما بازتاب یابد. آنچه دراین زمینه قابل تأمل است نقش و اثری است که نظام های آموزشی در آموزش رفتارهای زیست محیطی از همان روزهای آغازین آموزش رسمی از طریق محتوا و کتاب درسی باید مدنظر قرار دهند. لذا هدف پژوهش حاضر، بررسی محتوای کتاب های درسی علوم تجربی دوره آموزش عمومی از لحاظ توجه به معضلات زیست محیطی و حفاظت از محیط زیست  است.

روش بررسی: به این منظور کتاب های درسی علوم تجربی 8 سال دوره آموزش عمومی در سال تحصیلی 93-92 با روش تحلیل محتوا مورد بررسی قرار گرفت.

یافته ها: در این بررسی با استفاده از ابزار فهرست وارسی، تحلیل محتوا که شامل هفت مؤلفه اصلی معضلات زیست محیطی (هوا، آب، خاک وصوت)، حفاظت منابع طبیعی، تفکیک زباله و بازیافت آن و نقش انسان در محیط زیست و 93 مؤلفه فرعی مورد بررسی قرار گرفت. پایایی این ابزار توسط کارشناسان صاحب نظر1/90 درصد به دست آمده است.

بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان داد که بیش ترین توجه در کتاب علوم تجربی پایه هفتم و کم ترین توجه در کتاب علوم تجربی سوم ابتدایی نسبت به معضلات زیست محیطی شده است. به طور کلی در کتاب های علوم تجربی بیش ترین توجه به نقش انسان در محیط زیست وکم ترین توجه به آلودگی صوتی شده است.

 

واژه های کلیدی : معضلات زیست محیطی، حفاظت از محیط زیست، تحلیل محتوا، کتاب علوم تجربی، دوره آموزش عمومی.

 

 

 

J.Env. Sci. Tech., Vol 21, No.1,March, 2019

 

 

 

 

 


Studying the status of the existing environmental content of sciences textbooks in the general education course

 

Faezeh Fazeli[3] *

fazeli@srttu.edu

Farideh Mahdavi Ikdelu[4]

 

Admission Date:May 31, 2015

Date Received: April 13, 2015

 

Abstract

Background and Objective: Environmental education is a lesson for life. This means that environmental lessons must become practical in the social and individual behavior and daily life. What is noteworthy is the role of education system in teaching the environmental behavior through the textbooks from the early days of formal education. Thus, the purpose of this study is to check the content of textbooks general education with a focus on environmental problems and protecting the environment.  

Method: For this purpose, an eight volume textbook of experimental science of general educational courses for 8 grades were examined through content analysis in 2013 and 2014.

Findings: In this study, using content analysis which has seven main components of environmental problems (air, water, soil and noise), protection of natural resources, waste separation and recycling, the role of human in the environment and 93 sub-component have been examined. The reliability of these tools was obtained to be 90.1% by experts.

Discussion and Conclusion: The findings indicated that the highest and the lowest attention to environmental issues in basic science textbooks have been payed to grade seven and grade three, respectively. In general, human role in environment received the highest attention and noise pollution received the lowest attention in the basic science textbooks.

 

Keywords: Environmental problems, Environmental protection, Content analysis, Science textbook, General education courses.

 

 

مقدمه


درس محیط زیست، درسی است برای زندگی. این نکته بدین معناست که آموخته ها و اندوخته های زیست محیطی ما باید به عمل تبدیل شده و در زندگی روزمره و رفتار فردی و اجتماعی ما بازتاب یابد. به عبارت دیگر، ضروری است دانش محیط زیست به ما کمک نماید تا نقش خود را در تخریب و آلودگی محیط زیست یا اتلاف منابع آن مشخص نموده و در جهت اصلاح رفتار خود برآییم(1). سلامت محیط زیست ارتباط تنگاتنگ با حیات سالم جامعه دارد، همان گونه که بهداشت و پیش گیری مقدم بر درمان و معالجه است، تامین فضای سالم و محیط زیست مناسب نیز مقدم بر جبران خسارت های ناشی از محیط زیست آلوده است. سالم نگه داشتن محیط زیست یعنی رعایت حق زمین، هوا، آب، خاک، دریا، صحرا، کوه و دشت، گیاهان، حیوانات و سایر موجودات و عرصه های زیست محیطی که ارتباط با حیات جامعه دارند (2).

انسان برای بر طرف کردن نیازهای اساسی خود به ارتباط محیطی که ماحصل آن رفتار محیطی است، نیاز دارد. به همین دلیل، در طول زندگی خود با دو تصمیم اساسی «چگونگی بر قراری ارتباط با دیگران و محیط زیست» مواجه است، به نحوی که روابط وی با دیگران دیر یا زود بر محیط زیست او تاثیر می گذارد و در پی آن، تغییر و دگرگونی در محیط زیست و در نهایت رفتار مطلوب محیطی یا معضلات محیطی ایجاد می شود (3). شاید تغییر در رفتار بزرگسالان کاری مشکل باشد، اما برای کودکان و نوجوانان که شخصیت آن ها در حال شکل گیری و نقش پذیری است، آسان تر و در عین حال مهم تر است. آن ها به دلیل تاثیر گذاری بر جامعه امروز و نقشی که فردا به عهده دارند، می توانند مهم ترین عامل تغییر باشند. مهم این است که کودکان و نوجوانان باور کنند که می توانند مهم و تاثیرگذار باشند (4). آموزش حفاظت محیط زیست به کلیه قشرهای اجتماع به ویژه کودکان و نوجوانان و گنجاندن آن در برنامه های آموزشی و درسی آن ها (از طریق کتب درسی، قصه، داستانی، رسانه های تصویری و ...) از ضروری ترین هدف های آموزشی است. این آموزش کمک می کند تا آن ها با پاسخ گویی به تغییرات، نقشی سازنده در بهبود بخشیدن به زندگی و حفاظت از محیط زیست داشته باشند و با پرورش اخلاق انسانی و کسب دانش، ارزش ها و  نگرش ها و  مهارت های علمی لازم بتوانند با شیوه ای مسوولانه و مؤثر به پیش بینی و حل مسایل زیست محیطی و مدیریت آن ها بپردازند.

از این رو توجه به معضلات آموزش زیست محیطی در دوره آموزش عمومی به عنوان نیاز اساسی قرن حاضر مطرح می شود. متخصصان صاحب نظر این رشته یعنی میلر (1991)، قاسمی (1384) و دبیری (1392) آن را شامل مجموعه ای از مولفه ها دانسته و در چهارگروه آب، هوا، خاک و صوت قرار داده اند(7،6،5). اگر چه این معضلات به عنوان مهم ترین دستاوردهای توسعه اقتصادی جوامع محسوب می شوند، ولی سابقه ای طولانی ندارند و مطالعه علمی در این مورد و ارزیابی اثرات آن برای نخستین بار درسال 1969 میلادی طی یک نهضت زیست محیطی  به صورت مصوبه قانونی در کشور آمریکا مطرح و جنبه علمی به خود گرفته است. در استکهلم سوئد (1972) کنوانسیون سازمان ملل با عنوان «محیط زیست، انسان و توسعه» تشکیل شد و مسایل و بحران های زیست محیطی را به چالش خواند و نگرانی گسترده جهان را با شرکت 113 کشور متبلور کرد و بر نقش آموزش و آگاه کردن مردم و شناساندن مسائل زیست محیطی به آنان تاکید نمود. ضرورت شکل گیری یک برنامه بین المللی آموزش محیط زیست با رویکرد میان رشته ای در تمام سطوح و در خلال آموزش مدرسه ای و برای شهروندان در همین اجلاس مورد تاکید قرار گرفت. پس ازآن در سال 1975 یونسکو اولین کارگاه بین المللی آموزش محیط زیست را در بلگراد یوگسلاوی تشکیل داد. باقرآبادی (1375) با تاکید بر نقش آموزشی این کارگاه، هدف آن را ایجاد اخلاق جهانی جدید می داند که در ریشه کن کردن فقر، آلودگی و بی سوادی موثر بوده است (8). دو سال بعد یعنی در سال1977کنفرانس بین المللی آموزش محیط زیست در شهر تفلیس گرجستان برگزار شد. بیانیه این کنفرانس اریه راهبردهایی اساسی برای توسعه آموزش محیط زیست در سطح بین المللی بوده که در آن جا بر نیاز مبرم به تعلیم موضوعات زیست محیطی در محتوای کتب و مواد آموزشی تاکید شده است. در سال 1987 یونسکو و یونپ کنگره بین المللی آموزش و محیط زیست را در مسکو تشکیل دادند. در این کنوانسیون رابطه میان انسان و محیط زیست در ابعاد اقتصادی، اجتماعی، فرهنگی، زیست محیطی و زیباشناختی مورد تاکید قرار گرفت.

 با توجه به اصل پنجاهم قانون اساسی در جمهوری اسلامی، حفاظت محیط زیست که نسل امروز و نسل های بعد باید در آن حیات اجتماعی رو به رشدی داشته باشند، وظیفه عمومی تلقی می گردد. از این رو فعالیت های اقتصادی و غیر آن که با آلودگی محیط زیست یا تخریب غیر قابل جبران آن ملازمه پیدا کند، ممنوع است.

در ایران طی سال های اخیر برنامه های مختلفی برای آموزش زیست محیطی مخاطبین مهم و الویت دار اجتماعی، به اجرا در آمده است. در برنامه چهارم توسعه کشور به بحث آموزش محیط زیست پرداخته شد و ماده 60 و64 قانون این برنامه، در رابطه با محیط زیست به تصویب رسید. در بند الف ماده 64، قانون برنامه به مقوله ارتقای آگاهی های عمومی و دستیابی به توسعه پایدار به منظور حفظ محیط زیست و با تاکید بر گروه های اثر گذار و الویت دار می پردازد. در همین راستا سازمان حفاظت محیط زیست، آیین نامه های اجرایی مربوط به این بند را تهیه و تصویب و به کلیه وزارتخانه ها و سازمان ها ابلاغ نمود (9).

در حال حاضر بیش تر مردمان روی کره زمین در زیر خط فقر زندگی می کنند و محیط زیست، در حال تخریب است، به طوری که برخی بر این باورند که به کارگیری و بهره گیری از محیط زیست توسط انسان ها یک تجربه برگشت ناپذیر است. تنها راهی که ممکن است بتوانیم اثر فعالیت بشری بر روی محیط زیست را برعکس نماییم و کیفیت زندگی را در آن بهبود بخشیم، این است که دیدگاه جدیدی در مورد جهان به وجود بیاوریم و طرز زندگی را طوری تغییر دهیم که با محیط زیست طبیعی مطابقت داشته باشد. یکی از راه های ممکن برای انجام این مهم، آموزش محیط زیست است. کشور، دولت، مدارس و معلمان باید این موضوع را الویت بدهند و در مراکز آموزشی یک اخلاق زیست محیطی تولید بنمایند (10). در این زمینه یکی از این مخاطبین اولویت دار دانش آموزان هستند و نخستین سازمان متولی امر آموزش دادن دانش آموزان در کشور، وزارت آموزش و پرورش است. لازم است یک برنامه آموزشی توسط این سازمان تدوین شود که بتواند کلیه نیازهای ضروری تعامل با محیط زیست را در خود جای دهد، چرا که شناسایی این نیازها، نخستین گام برنامه ریزی آموزشی در این زمینه به شمار می رود. نیازهای آموزشی به نیازهایی اطلاق می شود که از طریق آموزش تامین می شوند. این گونه نیازها تنها در حوزه های دانشی، مهارتی و نگرشی مطرح می گردند.

یعقوبی (1384) نظام آموزشی را در حیطه دانشی موفق ولی در ابعاد اداراکی و تفهیمی ناموفق  ارزیابی می کند. وی نشان می­دهد که این متون، هم از نظر حجم مطالب نسبت به کل محتوای برنامه درسی و هم از نظر کیفیت مطالب ناکافی و ناکارآمد است. لذا اگر قرار است محتوای متون آموزشی به عنوان پیش درآمدی در تعیین نگرش های دانش آموزان نسبت به محیط زیست باشد، باید محتوای متون  فوق در راستای این اهداف تدوین و تنظیم شود، به نحوی که بیان کند محیط زیست ایران از چه وسعت و فضایی برخورددار است. نویسنده پیشنهاد می کند برنامه های آموزشی باید به اقتضای شرایط جهانی بتواند پاسخ گوی آن دسته از نیازها باشد که در نهایت موجب تحقق اهداف کلی شده و آن ها را نیز پوشش دهد (11).

یافته های بررسی ها در مورد انواع آموزش (رسمی و غیررسمی) زیست محیطی ارایه شده در مدارس ابتدایی نشان می دهد که بر اساس گزارش دفتر مشارکت و آموزش همگانی سازمان حفاظت محیط زیست (1387) وضعیت موجود آموزش رسمی محیط زیست در مدارس کشور با توجه به ایجاد شرایط مساعد و حساسیت های لازم در وزارت آموزش و پرورش در دو مقطع دبستان و دبیرستان، نسبتا خوب ارزیابی می گردد. مشروط بر تداوم و استمرار اقدامات انجام شده، می توان شرایط را در چند سال آتی امیدوار کننده تصور نمود. اما در زمینه آموزش رسمی محیط زیست در مقطع راهنمایی و آموزش ضمن خدمت معلمان و آموزگاران اقدامات انجام شده ناکافی می باشد که باید مورد توجه بیش تر قرار گیرد (9).

 نتایج پژوهش پرهیزکار (1391) نشان داد که به مفاهیم و مولفه های اصلی محیط زیست در محتوای کتاب های درسی دوره ابتدایی از دیدگاه معلمان به طور یکسان توجه نشده است. به مفاهیمی چون آلوده کننده های آب، مهم بودن نقش جنگل ها و پوشش های گیاهی، نقش مهم جانداران و حیوانات در حفاظت از محیط زیست در محتوای درسی به مقدار زیاد پرداخته شده است و به عوامل مخرب خاک و شیوه های محافظت از خاک، عوامل آلودگی هوا و تاثیر مخرب آن برانسان و حیوان، زباله های خانگی و نحوه از بین بردن آن ها، آلودگی صوتی و طبیعی و نحوه بهره برداری منطقی از منابع تجدید شونده و فناپذیر به مقدار بسیارکم پرداخته شده است (12). یافته های پژوهش قضاوی (1388) به طور مشابه نشان داد که در موضوعات مربوط به معضلات زیست محیطی درکتاب های درسی علوم تجربی دوره ابتدایی کم ترین توجه به آلودگی های صوتی شده است و به طور متفاوتی بیش ترین توجه به عوامل تخریب زای خاک معطوف شده است (13). دیبایی و لاهیجانیان (1388) در تحقیقی به این نتیجه رسیدند که محتوای کتاب های درسی دوره راهنمایی با توجه به حیطه دانشی در حد مطلوب قرار دارد، اما با توجه به حیطه بینشی و مهارتی در حد نا مطلوب است. هم چنین آن ها بیان کردند که محتوای به کار گرفته در کتاب ها مورد علاقه و رغبت دانش آموزان این مقطع است، اما برای آن ها از سودمندی برخوردار نیست و دانش آموزان از توان به کارگیری محتوا برخوردار نیستند (14).

 از زمانی که نگرانی فزاینده در مورد محیط زیست به یک موضوع اجتماعی تبدیل شده است، یکی از حوزه های پژوهشی که در جامعه شناسی محیط زیست مطالعات زیادی را به خود اختصاص داده است، مطالعه نگرش، ارزش ها و رفتارهای زیست محیطی است. یک فرا تحلیل از 700 برنامه درسی زیست محیطی متفاوت در ایالات متحده آمریکا نشان داد که 543 برنامه دانش (آگاهی ها)، 124 برنامه نگرش ها و 42 برنامه رفتارها را نشانه گرفته اند(15).

شاه ولی و استوار (1388) به بررسی آگاهی و نگرش معلمان و دانش آموزان مقاطع تحصیلی مدارس آموزشی جزیره کیش برای تعیین نیازهای آموزشی زیست محیطی آنان پرداختند، نتایج به دست آمده از دانش آموزان ابتدایی نشان داد که دانش زیست محیطی آنان در سطح متوسط است. دانش آموزان پایه پنجم در مقایسه با پایه چهارم از دانش بیش تری برخوردار بودند (16). سلطانی (1389) به بررسی میزان تاثیر اگاهی زیست محیطی دانش آموزان نسبت به انجام فعالیت های حفاظت محیط زیست در هنگام مسافرت پرداخته و نشان می دهد که هر چه قدر میزان آگاهی بیش تر شود، رفتارهای مطلوب زیست محیطی نیز بیش تر خواهد شد. مثلا در این تحقیق مشخص شد آگاهی در مورد آلودگی هوای شهر تهران در حد بسیار بالایی است. پس رفتارهای مطلوب زیست محیطی (استفاده از دوچرخه، کمک به رفع دودزا بودن اتومبیل والدین، از بین نبردن گل ها و گیاهان و....) در حد بسیار خوبی می باشد. هم چنین شناخت مناسبت های زیست محیطی کمک بسیار زیادی به بروز رفتارهای دانش آموزان خواهد کرد(17).

آلودگی زیست محیطی، به هرگونه تغییر در ویژگی اجزای متشکله محیط گفته می شود، به نحوی که استفاده پیشین از آن ها را ناممکن می گرداند و به طور مستقیم یا غیرمستقیم منافع و حیات موجودات زنده را به مخاطره می اندازد (7). میلر به نقل از مخدوم معتقد است که معضلات زیست محیطی در پی تغییرات نامطلوب در خواص فیزیکی، شیمیایی و زیستی هوا، آب و زمین به وجود می آیند. بدیهی است که این تغییرات نامطلوب، سبب به خطر افتادن سلامت، بقا و فعالیت های انسان و سایر موجودات زنده زیست کره خواهد شد (18). در ایران طبق ماده 9 قانون حفاظت و به سازی محیط زیست (مصوب 1353و اصلاحیه1371) معضلات زیست محیطی شامل پخش یا آمیختن مواد خارجی با آب، هوا، خاک یا زمین است، به میزانی که باعث تغییر کیفیت فیزیکی، شیمیایی یا زیستی آن ها می شود و این تغییر زیان آور به حال انسان، موجودات زنده، گیاهان و یا آثار و ابنیه می باشد. بیرهوف (2001) معتقد است معضلات زیست محیطی همان رفتار محیطی منفی افراد است که بر اثر ضعیف بودن احساس مسوولیت زیست محیطی افراد به وجود می آید (19). هونکه و همکارانش (2001) معتقدند که بهترین وسیله برای کاهش معضلات زیست محیطی، آموزش به مردم است(20). به طور کلی براساس ضوابط و مقررات داخلی و بین المللی، معضلات زیست محیطی، در بر گیرنده چهار بعد آب، هوا، خاک و صوت هستند (6).

حفاظت از محیط زیست دارای ابعاد متنوعی است. براین اساس دیدگاه های متفاوتی نسبت به مقوله حفاظت از محیط زیست وجود داردکه این دیدگاه ها را می توان در سه گروه عمده انسان محور، متکی بر دانش اکولوژی یا مکتب اکولوژیسم و اخلاق گرا طبقه بندی نمود.

دیدگاه های انسان محور ضرورت حفاظت از محیط زیست را بر اساس نیاز انسان به محیط زیست سالم توجیه می نمایند. کشور های برخوردار از اقتصاد نفتی، تجار چوب، دام داران آگاه به دانش اکولوژی، جامعه آگاه به مسایل بهداشتی و بسیاری دیگر از این قبیل به خوبی می دانند، استفاده خردمندانه از منابع محیط زیست قبل از هر چیز به نفع خود آن هاست. برای مثال استفاده از ماده حیاتی نفت، این منبع انرژی زایی که طبیعت برای تولید آن میلیون ها سال وقت گذرانده و در صورت مصرف دیگر قابل بازیابی نیست، می تواند به رونق اقتصادی و یا بهره برداری مناسب ازجنگل، به گونه ای که به تجدید پذیری آن آسیب نرساند، می تواند برای تجار چوب منبع درآمدی پایان ناپذیر باشد.

حتی در زمینه ضرورت حفاظت از تنوع زیستی که در زمان ما بحث درباره آن در اوج خود می باشد، بیش تر استدلال ها از ماهیتی انسان محورانه برخوردارند. در اکثر منابع علمی در زمینه تنوع زیستی این گونه استدلال می شود که انسان بدون آن که به شناخت فواید کلیه    گونه های گیاهی و جانوری پی برده باشد، در حال از دست دادن این منابع است. بدیهی است که این نگاه نسبت به تنوع زیستی، نگاهی کاملاً انسان محورانه است.

مکتب اکولوژیسم، برخلاف دیدگاه انسان محور، ضرورت حفاظت از محیط زیست را در ارزش ذاتی محیط زیست می داند. به عبارت دیگر مفهوم «ارزش ذاتی» زیربنای فکری این مکتب را تشکیل می دهد. پیروان مکتب اکولوژیسم بر این باورند که پدیده های طبیعی و به ویژه موجودات زنده دارای ارزش ذاتی می باشند که این ارزش، در نظام عرضه و تقاضا و اساساً در نظام اقتصادی حاکم بر جهان، یا محاسبه نمی شود و یا غیر قابل محاسبه است. شاید وضعیت فیل ماهی و سایر تاس ماهیان نمونه ای بارز از نگاه سود محور به محیط زیست باشد. در صید فیل ماهی، میلیون ها سال تاریخ زیست شناسی این موجود دیده نمی شود، بلکه صرفاً ارزش ریالی خاویاری که از دل ماهی استخراج  می گردد، دیده می شود.

سومین دیدگاه، دیدگاه اخلاق گرا است، که به ویژه در ارتباط با حفاظت از طبیعت از مبانی بسیار محکمی برخوردار است. باید دانست که اصولاً، حفاظت از محیط زیست، پیش از آن که به یک رشته مهندسی تبدیل گردد، مقوله ای اخلاقی بوده است. در این زمینه پرسش بنیادی اخلاق گرایان بسیار ساده است. آنان می پرسند، مگر پیدایش حیات بر روی زمین به دست انسان بوده است که امروز تصمیم به نابودی آن گرفته است؟ اگر ما توان درک و شناخت جایگاه و عملکرد این گونه گیاهی، یا آن گونه جانوری را نداریم آیا به معنای آن است که حضور این گونه های بی شمار در صحنه حیات فاقد حکمت است؟ چرا باید نسبت به پدیده هایی که نمی شناسیم دشمنی ورزیم و یکی را بعد از دیگری از پهنه حیات خارج سازیم؟ مجموعه جانداران روی زمین بین 13 تا 14 میلیون نوع برآورد می شود، در حالی که دانشمندان جهان تنها درباره 7/1میلیون نوع آن آشنایی کسب نموده اند. پس آیا بهتر نیست با فروتنی تمام به بی دانشی خود اعتراف کرده و هر آن چه را که نمی شناسیم، به صرف ندانستن، مردود ندانیم؟

 اگر از دیدگاه هر یک از این سه جریان فکری غالب به ضرورت حفاظت از محیط زیست بنگریم، در نهایت این نتیجه حاصل می آید که بدون حفاظت از محیط زیست نه تنها آینده سرزمین ایران، که آینده کل بشریت در معرض خطر جدی قرار می گیرد (1).

اجرای این پژوهش با توجه به این که بسیاری از دگرگونی های ناخوشایند طبیعت ناشی از رفتارهای غلط انسان هاست و بهترین راه مقابله با این دگرگونی ها، آگاه و حساس کردن انسان ها از اوان کودکی نسبت به مسایل محیط زیست، برای تغییر رفتارهای مخرب می باشد، ضرورت یافته است.

3- روش اجرای پژوهش

در این پژوهش محتوای کتاب های علوم تجربی دوره آموزش عمومی از لحاظ توجه به مولفه های اصلی آلودگی های زیست محیطی (آب، هوا، خاک و...)، حفاظت از منابع طبیعی، تفکیک زباله و ارزش آن و انسان و محیط زیست با استفاده از فهرست وارسی، مورد بررسی و تحلیل محتوا قرار گرفته است. از این رو بنا به ماهیت موضوع از روش تحقیق تحلیل محتوا استفاده شده است.

جامعه آماری پژوهش، کلیه کتاب های درسی علوم تجربی دوره آموزش عمومی در سال تحصیلی 93-92 است که تعداد آن هشت جلد و شامل کتاب های علوم تجربی پایه های اول، دوم، سوم، چهارم، پنجم، ششم، هفتم و سوم راهنمایی است. به این ترتیب، کل جامعه آماری (کتاب های درسی علوم تجربی دوره آموزش عمومی) از نظر توجه به مؤ