تبیین مدل دلبستگی به مکان در بستر جهانی شدن

نوع مقاله: مستخرج از پایان نامه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری معماری، واحد علوم و تحقیقات،دانشگاه آزاد اسلامی، تهران، ایران

2 عضو هیات علمی گروه معماری و شهرسازی، واحد علوم و تحقیقات، دانشگاه آزاد اسلامی

3 عضو هیات علمی دانشکده فنی و مهندسی،دانشگاه آزاد اسلامی، واحد ابهر

10.22034/jest.2019.23915.3313

چکیده

دلبستگی به مکان که سبب تمایل فرد به نزدیک بودن به یک مکان خاص می‌باشد، در قرن بیست و یکم دچار تحولی اساسی شده است. پیشرفت در سامانه‌های حمل‌ونقل و ارتباطات، به‌گونه‌ای شگرف در زندگی روزمره مردم تغییر ایجاد کرده به‌طوری‌که سفر به نقاط مختلف برای اقامت، تفریح و کار در مقیاس‌های مختلف تسهیل گردیده و همچنین فن‌آوری‌های ارتباطی جدید، ارتباطات مجازی افراد با هم و نیز مکان‌های مختلف جغرافیایی را امکان‌پذیر نموده است. سؤالات این تحقیق عباتند از "چقدر امروزه مکان‌ها برای مردم حائز اهمیت هستند؟ دلبستگی به مکان برای افرادی که دائماً در طول سال به مکان‌های مختلف نقل‌مکان می‌کنند چه شکلی می‌یابد؟ دلبستگی به مکان در عصر حاضر چگونه باید مورد ارزیابی قرار بگیرد؟" این مقاله بر پایه مرور متون و اسناد مرتبط با این حوزه، به بررسی معنای مکان، دلبستگی به مکان، عناصر تشکیل‌دهنده و عوامل مؤثر بر آن، بر پایه تغییرات عصر حاضر می‌‌پردازد و مدلی نوین بر اساس آن تبیین می‌گردد. نتایج حاکی از آن است که دلبستگی به مکان که بر اساس مدل اسکنل و گیفورد بر پایه تعامل فرد، مکان و فرایند شکل‌گیری دلبستگی به مکان است، تضعیف نشده بلکه شکل جدیدی به خود گرفته است، به‌طوری‌که سامانه‌های حمل‌ونقل و شبکه‌های ارتباطی مجازی، مقیاس مکان را گسترش داده و دلبستگی به مکان، جای خود را به دلبستگی به مکان‌ها داده است. لذا مجموعه‌ای متفاوت از دلبستگی کالبدی و اجتماعی فرد به مکان‌ها شکل ‌می‌گیرد که در این میان، فن‌آوری‌های ارتباطی مجازی نقش مهمی را در ارتباط با فرایند شکل‌گیری، حفظ و یا تخریب دلبستگی به مکان‌ها ایفا می‌نماید. علاوه بر این در سنجش دلبستگی به هر مکان، سلسله مراتبی از دلبستگی کالبدی و اجتماعی از مقیاس کل تا جز در مکان مورد نظر، می‌بایست مدنظر قرار بگیرد تا سنجش با معیار مطلوب‌تری صورت پذیرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات