ارزیابی اثرات محیط‌زیستی توسعه در شهرستان طرقبه شاندیز با به‌کارگیری مدل تخریب

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکتری محیط‌زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2 دانشیار گروه محیط‌زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. *(مسوول مکاتبات)

3 استادیار گروه محیط‌زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

10.22034/jest.2019.13960

چکیده

چکیده
زمینه و هدف: مدل تخریب از ­جمله روش­های ارزیابی اثرات محیط­زیستی است که اثرات فعالیت­های انسانی را به­صورت کمی بیان می­کند. هدف از به­کارگیری این مدل، شناسایی عوامل تخریب و درجه آسیب­پذیری بوم­سازگان­ها به­منظور پیش­گیری از تخریب آتی توسط پروژه­های دیگر و نشان دادن امکان توسعه در آینده، به تصمیم­گیرندگان است.
روش بررسی: نخست محدوده شهرستان به 94 شبکه کاری 1600 هکتاری تقسیم و با استفاده از نقشه کاربری سرزمین، مشاهدات میدانی و نظرات کارشناسی، تعداد 14 عامل تخریب شناسایی و شدت آن­ها تعیین شد. سپس، آسیب­پذیری اکولوژیک و تراکم فیزیولوژیک محاسبه و پس از آن با استفاده از رابطه تخریب، ضرایب تخریب به­دست آمد. درنهایت کلیه شبکه­ها بر اساس نظریه فازی به 4 پهنه با توانایی توسعه بیش­تر، نیازمند بازسازی، نیازمند حفاظت و غیر قابل توسعه تقسیم شدند.
یافته‌ها: طبق نتایج نهایی از مجموع 94 شبکه، 22 شبکه که معادل 40/23 درصد مساحت شهرستان است، نیازمند بازسازی، 37 شبکه که معادل 36/39 درصد مساحت شهرستان است، غیر قابل توسعه و 35 شبکه نیز که 22/37 درصد مساحت شهرستان را به خود اختصاص می­دهد، مستعد توسعه هستند.
بحث و نتیجه‌گیری: اثرات فعالیت­های مخرب (که عمدتا اثرات مخرب ناشی از فعالیت­های گردش­گری) در منطقه بارز بوده به طوری که فعالیت­های مخربی نظیر تغییر کاربری از یک سو و از سوی دیگر زباله­ریزی و آلودگی رودخانه­ها به منطقه از عوامل اصلی تخریبند. از مجموع 94 شبکه، 21 شبکه به دلیل وجود گسل­ها و 16 شبکه به­دلیل قرار گرفتن در محدوده منطقه حفاظت­شده بینالود، غیر قابل توسعه می­باشند. 35 شبکه دارای اولویت های اول تا سوم توسعه هستندکه دارای تراکم فیزیولوژیک پایین­ بوده و 22 شبکه نیز به دلیل تراکم فیزیولوژیک بالا و شدت زیاد عوامل مخرب، دارای ضرایب تخریب بالا بوده و نیازمند بازسازی هستند؛ لذا باید از هرگونه توسعه بدون برنامه­ریزی در آینده در این قسمت­ها، خودداری شود.

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست، دوره بیست و یکم، شماره دو ، اردیبهشت 98

 

ارزیابی اثرات محیط­زیستی توسعه در شهرستان طرقبه شاندیز با به­کارگیری

 مدل تخریب

 

سحر حیدری مستعلی [1]

بهمن جباریان امیری[2]*

 Jabbarian@ut.ac.ir

افشین علیزاده شعبانی[3]

تاریخ دریافت: 23/09/94

تاریخ پذیرش:27/11/95

 

چکیده

زمینه و هدف: مدل تخریب از ­جمله روش­های ارزیابی اثرات محیط­زیستی است که اثرات فعالیت­های انسانی را به­صورت کمی بیان می­کند. هدف از به­کارگیری این مدل، شناسایی عوامل تخریب و درجه آسیب­پذیری بوم­سازگان­ها به­منظور پیش­گیری از تخریب آتی توسط پروژه­های دیگر و نشان دادن امکان توسعه در آینده، به تصمیم­گیرندگان است.

روش بررسی: نخست محدوده شهرستان به 94 شبکه کاری 1600 هکتاری تقسیم و با استفاده از نقشه کاربری سرزمین، مشاهدات میدانی و نظرات کارشناسی، تعداد 14 عامل تخریب شناسایی و شدت آن­ها تعیین شد. سپس، آسیب­پذیری اکولوژیک و تراکم فیزیولوژیک محاسبه و پس از آن با استفاده از رابطه تخریب، ضرایب تخریب به­دست آمد. درنهایت کلیه شبکه­ها بر اساس نظریه فازی به 4 پهنه با توانایی توسعه بیش­تر، نیازمند بازسازی، نیازمند حفاظت و غیر قابل توسعه تقسیم شدند.

یافته‌ها: طبق نتایج نهایی از مجموع 94 شبکه، 22 شبکه که معادل 40/23 درصد مساحت شهرستان است، نیازمند بازسازی، 37 شبکه که معادل 36/39 درصد مساحت شهرستان است، غیر قابل توسعه و 35 شبکه نیز که 22/37 درصد مساحت شهرستان را به خود اختصاص می­دهد، مستعد توسعه هستند.

بحث و نتیجه‌گیری: اثرات فعالیت­های مخرب (که عمدتا اثرات مخرب ناشی از فعالیت­های گردش­گری) در منطقه بارز بوده به طوری که فعالیت­های مخربی نظیر تغییر کاربری از یک سو و از سوی دیگر زباله­ریزی و آلودگی رودخانه­ها به منطقه از عوامل اصلی تخریبند. از مجموع 94 شبکه، 21 شبکه به دلیل وجود گسل­ها و 16 شبکه به­دلیل قرار گرفتن در محدوده منطقه حفاظت­شده بینالود، غیر قابل توسعه می­باشند. 35 شبکه دارای اولویت های اول تا سوم توسعه هستندکه دارای تراکم فیزیولوژیک پایین­ بوده و 22 شبکه نیز به دلیل تراکم فیزیولوژیک بالا و شدت زیاد عوامل مخرب، دارای ضرایب تخریب بالا بوده و نیازمند بازسازی هستند؛ لذا باید از هرگونه توسعه بدون برنامه­ریزی در آینده در این قسمت­ها، خودداری شود.

واژه­های کلیدی: ارزیابی اثرات توسعه، مدل تخریب، آسیب­پذیری اکولوژیک، شهرستان طرقبه شاندیز.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

J. Env. Sci. Tech., Vol 21, No.2,April, 2019

 

 

 

 

 


Environmental Impact Assessment of Development in Torghabeh-Shandiz Township Using Degradation Model

                                                                                                                                                    

Sahar Heidari Masteali[4]

Bahman Jabbarian Amiri [5]*

Jabbarian@ut.ac.ir

Afshin Alizadeh Shabani [6]

 

Admission Date: February 15, 2017

Data Received: December 14, 2015

 

Abstract

Background and Objective: Land degradation modeling is one of the environmental impact assessment methods that quantitatively represents the effects of human activities. The purpose of applying this model is to identify the destruction factors and susceptibility degree in ecosystems in order to prevent further destruction by other projects and to show the feasibility of future development to decision markers.

Method: The study area was firstly partitioned into 94 cells (1600 ha) and then 14 degradation factors along with their intensity were identified using land use map, field observations and expert views. Ecological susceptibility and physiological density were then determined and all cells were classified into four categories as recommended for development, required for reconstruction, required for protection and cells with no development potential based on fuzzy theory.

Findings: The results show that 22 cells (23.40% of the total area) out of 94 cells require reconstruction, 37 cells (39.36% of total area) have no development potential, and 35 cells (37.22% of total area) are recommended for development. 

Discussion and Conclusion: The effects of destructive activities in this region (that is mainly due to the detrimental effects of tourism activities) were evident, so that the destructive activities such as change in land use and land cover, on the one hand, and waste and rivers pollution, on the other hand, were found as the main causes of destruction in the region. Out of 94 cells, 21 cells and 16 cells had no development potential due to faults and due to being in Binalood protected area respectively. 35 cells are recommended for development in first to third priorities; these cells are in low physiological density area. 22 cells, due to high physiological density and severity of the destructive agents, have a high degradation coefficient and need to be reconstructed, and therefore should be excluded from any future development.

Keywords: Environmental Impact Assessment, Degradation Model, Ecological Susceptibility, Torghabeh-Shandiz Township.

 

مقدمه

 

محیط­زیست طبیعی جهان، توان اکولوژیکی محدودی برای استفاده انسان از آن دارد. در برخی از محیط­ها، طبیعت با کم­ترین خسارت مهیای بالا­ترین توسعه است و در برخی دیگر، کم­ترین توسعه در آن منجر به خرابی محیط­زیست می­شود (1). برای حفاظت و مدیریت مناسب محیط زیست، لازم است که توسعه به روش­ها و شیوه­های جدیدی انجام شود. به­طوری که بتوان به درجه­ای از "توسعه پایدار" دست یافت (2) اگرچه ارزیابی اثرات توسعه[7] به تنهایی قادر به تأمین همه اهداف توسعه پایدار نیست، اما کمک اصلی آن در این زمینه، ارزیابی پیامدهای مستقیم و غیرمستقیم، منطقه­ای و جهانی پروژه­ها بر محیط و معرفی اقدامات در جهت کاهش آن­ها و در نتیجه حفظ منابع محیطی برای نسل حاضر و نسل بعد است (3). بنابراین هدف اصلی ارزیابی اثرات توسعه کمک و همکاری در جهت ایجاد اشکال پایدارتر توسعه است (4). طبق تعریف، ارزیابی اثرات محیط­زیستی، یک ابزار برنامه­ریزی و مدیریت برای توسعه پایدار است که در جستجوی شناخت نوع، بزرگی و احتمال تغییرات اجتماعی و محیطی است که احتمالا به عنوان نتایج مستقیم و غیرمستقیم یک پروژه یا سیاست مطرح می­شود و طرح­ریزی فرآیند کاهش آثار احتمالی آن­ها است (5)؛ به­عبارت دیگر ارزیابی اثرات توسعه، ابزار تصمیم­گیری برای شناخت و ارزیابی نتایج احتمالی محیط­زیستی فعالیت­های توسعه­ای پیشنهادی است (6). در گذشته اغلب پروژه­های توسعه­ای در کشورهای در حال توسعه بدون انجام مطالعات ارزیابی آثار توسعه یا اقداماتی جهت پیش­بینی یا کاهش آثار مخرب زیست­محیطی انجام می­شد (7). رشد سریع صنعتی شدن و افزایش جمعیت در برخی از کشورهای درحال توسعه همراه با افزایش شناخت اثرات منطقه­ای و جهانی بعضی از پروژه­های توسعه­ای، نیاز به کاربرد ارزیابی اثرات توسعه را در این کشورها به صورت آشکاری نشان می­دهد (8). از این رو در سال­های اخیر با وضع قوانین و مقررات، تهیه گزارشات ارزیابی در بسیاری از کشورهای جهان و توجه به این مقوله الزامی شده است. به­نحوی که امروزه کمتر کشوری یافت می­شود که نسبت به واژه و فرآیند ارزیابی اثرات محیط­زیستی غریبه باشد (9). روش های انجام ارزیابی اثرات توسعه که از ساده تا پیچیده متفاوت است، نیازمند داده­ها با انواع و قالب­های مختلف و سطوح مختلفی از مهارت­های کارشناسی و تکنولوژیکی برای تفسیر این داده­ها هستند (10). مدل تخریب محیط­زیست در واقع یک مدل اطلاع­رسانی برای مدیران اجرایی است (12). با این مدل،می­توان به تصمیم­گیران به­صورت کمی درجات توسعه در گذشته و امکان توسعه در آینده را به­طور ساده نشان داد (13). مدل تخریب، نخستین بار در سال 1372 توسط دکتر مخدوم ابداع شد و در ارزیابی آثار توسعه بر محیط­زیست استان آذربایجان شرقی مورد استفاده قرار گرفت (11). نوری در سال 1376 آثار توسعه بر محیط­زیست در استان کرمانشاه را با استفاده از مدل تخریب بررسی کرد و دو عامل جنگ و استفاده بی­رویه از آب رودخانه­ها را جزء نشانه­های تخریب بیان کرد. نتایج بیان کرد که قسمت اعظم یعنی حدود 5/90 درصد آن دارای قابلیت توسعه با درجات متفاوت از یک تا سه هستند و 5/9 درصد باقی­مانده وضعیت مناسبی ندارند. اسلامی در سال 1382 آثار توسعه بر محیط­زیست پیرامون دریاچه ارومیه را با کاربرد مدل تخریب ارزیابی کرد (14).

حجم عظیم مسافران به شهر مشهد از سراسر کشور و هم‌چنین افزایش ساکنان این شهر و نقاط شهری مجاور و کمبود فضایی، مکانی و زمانی تفریح‌گاه‌های درون‌شهری در بیش­تر اوقات سال، باعث افزایش شعاع گردش­گری و تفریحات به خارج از شهر شده است. با توجه به نیاز اقتصادی - اجتماعی‌ جوامع محلی و منطقه‌ای و افزایش درآمد و اشتغال‌ ناشی ‌از توسعه فعالیت‌های ‌گردش­گری درمنطقه، اگر این توسعه همراه با رعایت ‌اصول محیط­زیستی و متناسب با توان منطقه صورت نگیرد، احتمال پیشی گرفتن شدت توسعه و فعالیت­های اقتصادی بر ظرفیت و توان طبیعی محیط­زیست، وجود دارد. از این رو، بررسی و ارزیابی اثرات توسعه بر محیط­زیست این شهرستان لازم به­نظر می­رسد. لذا در این پژوهش سعی شده است تا با به­کار­گیری مدل تخریب، محدوده شهرستان برای توسعه، بر­اساس نظریه فازی طبقه­بندی شود تا با معرفی مناطقی که شدیدا تخریب یافته­اند و یا به دلایل محیط­زیستی غیر­قابل توسعه هستند، از اجرای توسعه­های بزرگ مقیاس در آن­ها خودداری کرده و برای توسعه آینده شهرستان در قسمت­هایی که دارای قابلیت توسعه بیش­تر هستند، برنامه­ریزی شود.

روش بررسی

شهرستان طرقبه شاندیز با مساحت 1200 کیلومترمربع، دارای طول جغرافیایی ۵٩ درجه و ١۵ دقیقه و عرض جغرافیایی٣۶ درجه و ٢٣ دقیقه در نیمه شمالی استان خراسان­ رضوی و نسبت به شهرستان مشهد در سمت غرب و شمال­غربی واقع است. طیف ارتفاعی منطقه بین 1140 تا 3190 متر از سطح دریای آزاد در نوسان است. این شهرستان از شمال به چناران و از جنوب به بخش احمد­آباد شهرستان مشهد و بخش زبرخان نیشابور و از شرق به بخش مرکزی شهرستان مشهد و از غرب با شهرستان نیشابور هم­جوار است. شهرستان طرقبه شاندیز، دارای اقلیمی سرد و خشک و از نظر طبیعی دارای موقعیت کوهستانی و دشتی می­باشد (15) (شکل 1). این شهرستان به­علت قرارگرفتن در دامنه‌های شمالی سلسله ارتفاعات بینالود و برخورداری از آب­و­هوای معتدل، آب فراوان و باغ­های وسیع و مناظر طبیعی دیدنی، به­عنوان یکی از کانون­های عمده مسافران
و گردش­گران از شهر مشهد و سراسر ایران است. در این پژوهش از مدل تخریب محیط­زیست استفاده شده است که در این مدل برای نمایاندن تخریب در هر یک از یگان­های کاری از مدل­های خطی استفاده می­گردد )12)، به­طوری که نخست با بررسی­های میدانی تمام عوامل تخریب در هر یک از این یگان­های کاری شناسایی و فهرست می­شوند. مراحل بعدی شامل تعیین آسیب­پذیری اکولوژیک و تراکم فیزیولوژیک است و در نهایت میزان تخریب بر اساس این سه جزء، در هر یگان کاری مشخص می­گردد. در ادامه این مراحل به صورت جزیی­تر شرح داده می­شود.

فهرست عوامل مخرب و تعیین شدت آن­ها: ابتدا کل محدوده، با استفاده از نقشه مرز سیاسی شهرستان به تعداد 94 شبکه (یگان کاری[8]) 1600 هکتاری (8 * 8 سانتی­متر در نقشه مرز شهرستان با مقیاس 50000 :1) تقسیم شد. سپس کلیه عوامل مخرب زیست محیطی در منطقه توسط بازدید میدانی، نظرات کارشناسان محیط زیست و منابع طبیعی شهرستان و نقشه کاربری سرزمین، تعیین گردید که در جدول (1) این 14 عامل فهرست شده­اند. برآورد شدت این عوامل نیز برطبق جدول (2) و از طریق بازدید از قسمت­های مختلف شهرستان و مشورت با کارشناسان مربوطه بوده است.

 

 

شکل 1- موقعیت جغرافیایی شهرستان طرقبه شاندیز

Figure 1- Geographical location of Torghabeh-Shandiz County

 

 

تعیین آسیب­پذیری اکولوژیک: جهت تعیین آسیب­پذیری اکولوژیک، از روش عینیت­گرای تعیین آسیب­پذیری اکولوژیک استفاده شد. این روش شامل سه مرحله است: محاسبه درجه اهمیت عوامل اکولوژیک، طبقه­بندی عوامل اکولوژیک براساس کد آسیب­پذیری و محاسبه شاخص آسیب­پذیری (16).


 

جدول 1- فهرست عوامل مخرب محیط­زیستی در شهرستان طرقبه شاندیز

Table 1- Destructive environmental factors list in Torghabeh-Shandiz County

شماره

نوع فعالیت

علامت اختصاری

1

آلوده کردن آب با کودها و سموم کشاورزی

XW

2

چرای بی­رویه دام

OG

3

تبدیل مرتع به باغ و دیم­کاری

XR

4

قطع غیر اصولی درختان

ZF

5

تخلیه فاضلاب در رودخانه­ها

DR

6

آلودگی هوا

YA

7

خاک­برداری از خاک سطحی

DS

8

تبدیل مرتع و اراضی زراعی به شهر و شهرک

XU

9

تخریب زیست­گاه (تغییر سیمای طبیعی زمین)

XH

10

آلودگی صوتی

YN

11

جاده­سازی بدون برنامه

PR

12

زباله­ریزی

G

13

تبدیل جنگل/ مرتع/ اراضی زراعی به باغ و ویلا

XT

14

آلودگی و تخریب خاک با کودها و سموم کشاورزی

XS

 

 

جدول 2- طبقه بندی شدت عوامل مخرب

Table 2- Classification of severity of destructive factors

کد شدت تخریب

میزان تخریب

1

ضعیف

2

متوسط

3

شدید

4

خیلی شدید

 

محاسبه درجه اهمیت عوامل اکولوژیک (Ki): درجه اهمیت عوامل اکولوژیک که از آن­ها برای تعیین آسیب­پذیری استفاده می­شود، با استفاده از روش ماتریس آثار متقابل تعیین شد. به این منظور، ابتدا این عوامل فهرست و مشخص شده و سپس یک دیاگرام سیستمی دربردارنده عوامل اکولوژیک (ارتفاع از سطح دریا، شیب، جهت جغرافیایی، خاک، زمین­شناسی، پوشش­گیاهی و اقلیم)، در منطقه مورد مطالعه طراحی و با استفاده از روش ماتریس آثار متقابل تجزیه و تحلیل شد. به این­صورت که در محل­هایی که دو عامل اکولوژیک با هم رابطه دارند، عدد یک و در غیر­ این­صورت عدد صفر درج گردید. در گام بعدی و پس از محاسبه جمع ستون­ها و ردیف­ها، درجه اهمیت عوامل اکولوژیکی بر اساس رابطه (1) تعیین شد (16):

رابطه (1) 

Ki =  ∑ ( Xi – Xj )

که Ki عبارت است از درجه اهمیت عامل اکولوژیکی که در واقع یک عدد بدون بعد است. Xi برابر است با تعداد علایم یک در ردیف i، Xj برابر است با تعداد علایم یک در ستون j طبقه­بندی عوامل اکولوژیک بر اساس کد آسیب­پذیری: مرحله بعدی شامل طبقه­بندی و کد­گذاری عوامل اکولوژیک و روی­هم­گذاری این نقشه­ها در محیط نرم­افزار ArcGIS 9.3 بود. تعیین میزان
آسیب­پذیری (کد­گذاری) طبقات عوامل اکولوژیک با استفاده از اصل مقادیر آستانه­ای در علم بوم­شناسی است. برمبنای این اصل هرچه مقدار عامل اکولوژیک به مقدار آستانه­ای یا بحرانی خود نزدیک می­شود، آسیب­پذیری اکوسیستم مورد نظر بیش­تر می­شود (16).

محاسبه شاخص آسیب­پذیری (([9]EQI: پس از نقشه­سازی عوامل اکولوژیک ذکر شده و استخراج کد محدودیت هر نقشه در هر شبکه، در نهایت با استفاده از رابطه (2) شاخص آسیب­پذیری اکولوژیک در هر شبکه، محاسبه شد:

رابطه (2)                                      Ki Xi ∑ EQI =     که در آن EQI شاخص آسیب­پذیری اکولوژیک،  Ki درجه اهمیت عامل اکولوژیک i و  Xiمیزان (کد) آسیب­پذیری عامل اکولوژیک i است (3). با تعیین دامنه تغییرات مقادیر شاخص آسیب­پذیری اکولوژیک، کلیه شبکه­ها در 4 طبقه دسته­بندی شدند (جدول 3).

25/12 = 4 ÷) 56 – 105R = (

R دامنه تغییرات شاخص آسیب­پذیری اکولوژیک، 105 بیش­ترین مقدار شاخص آسیب­پذیری و 56 کم­ترین مقدار آن است. عدد 4 نیز نشان دهنده 4 طبقه آسیب­پذیری است.

 

جدول 3- دامنه تغییرات و طبقه بندی شاخص آسیب پذیری اکولوژیک

Table 3- Range and classification of ecological vulnerability index

میزان آسیب­پذیری اکولوژیک

دامنه تغییرات        

طبقه

مقاوم

25/68 -  56           

4

نیمه حساس

5/80 - 25/68         

3

حساس

75/92 - 5/80         

2

آسیب پذیر

105 -  75/92         

1


تعیین تراکم فیزیولوژیک: طبق تعریف، تراکم فیزیولوژیک از تقسیم جمعیت بر سطح زیر کشت یا کشتزارها محاسبه می­گردد. این شاخص، به منظور مؤثر و واقعی نشان دادن اثر جمعیت بر روی بوم­سازگان­ها است (17). به­این منظور ابتدا نقشه پراکنش نقاط جمعیتی شهرستان با نقشه شبکه­ها روی­هم گذاری شده و با استفاده از آمار سرشماری نفوس و مسکن سال 1385، جمعیت در هر شبکه برآورد شد. هم­چنین با استفاده از نقشه پوشش گیاهی و روی­هم گذاری آن با نقشه شبکه­ها، مساحت کشتزارها (باغات و زمین­های کشاورزی و بر حسب هکتار) نیز در هر شبکه تعیین و در نهایت با تقسیم جمعیت بر سطح کشتزارها، تراکم فیزیولوژیک در هر شبکه محاسبه گردید.

محاسبه ضرایب تخریب در هر یگان نشانزد: در گام آخر  و پس از به­دست آوردن ارکان سه­گانه این مدل یعنی فهرست و شدت فعالیت­های مخرب، آسیب­پذیری اکولوژیک و تراکم فیزیولوژیک در هر شبکه، میزان تخریب طبق رابطه (3) تعیین شد:

H = (∑ I + Dp) / V0رابطه (3)              

H: ضریب تخریب هر واحد نشانزد، ∑ I: مجموع شدت عوامل تخریب هر واحد نشانزد، Dp: تراکم فیزیولوژیک و V0: آسیب­پذیری اکولوژیک (11).


یافته­ها

همان­طور که در جدول (4) مشاهده می­شود، نتایج تعیین شاخص آسیب­پذیری اکولوژیک نشان می­دهد که بیش از نیمی از منطقه در طبقات حساس و آسیب­پذیر قرار دارد. شکل (2) نقشه طبقات آسیب­پذیری شهرستان را نشان می­دهد.

 

شکل 2-  نقشه طبقات آسیب­پذیری اکولوژیک شهرستان طرقبه شاندیز

Figure 2- Ecological vulnerability classes of Torghabeh-Shandiz County

 

 

جدول 4- تعداد شبکه و درصد مساحت طبقات آسیب پذیری در منطقه

Table 4- The number and percentage of area of vulnerability classes in the region

میزان آسیب­پذیری اکولوژیکی

طبقه

مساحت (کیلومتر مربع)

تعداد شبکه

درصد مساحت

مقاوم

4

5/108

11

28/9

نیمه حساس

3

11/212

20

14/18

حساس

2

67/623

43

35/53

آسیب پذیر

1

54/224

20

21/19

 

 

 

تراکم فیزیولوژیک نیز به صورتی که شرح داده شد از تقسیم جمعیت بر مساحت کشتزارها به­دست آمد که کم­ترین میزان این شاخص، عدد صفر و مربوط به شبکه­های فاقد نقاط جمعیتی و بیش­ترین آن متعلق به شبکه­هایی بود که شهرهای
طرقبه و شاندیز را دربر می­گرفتند.

پس از محاسبه ضرایب تخریب در شبکه­ها، این ضرایب، بر اساس نظریه فازی (جدول 4) طبقه­بندی شدند که نتایج آن در جدول (5) آورده شده است.


 


جدول5- مدل فازی طبقه بندی ضرایب تخریب (28)

Table 5- Fuzzy model for classification of degradation coefficient

تصمیم گیری برای توسعه

دامنه ضریب تخریب

طبقه

مستعد توسعه بیش­تر

99/4 – 33/1

1

نیازمند بازسازی

99/14 – 5

99/19 – 15

98/29 – 56/20

2

3

4

نیازمند اقدامات حفاظتی

47 – 30

49/73 – 21/47

5

6

 

 

جدول 6- دامنه، کد تخریب، تعداد شبکه و درصد مساحت برای تصمیم گیری توسعه

Table 6- Range, degradation code, number and percentage of area for the decision to develop

تصمیم­گیری برای توسعه

کد نهایی تخریب

تعداد شبکه

درصد مساحت

دامنه تخریب

مستعد توسعه

1

72

59/76

99/4 – 33/1

نیازمند بازسازی

 

2

3

4

17

3

2

08/18

19/3

12/2

99/14-5

99/19-15

98/29 -56/20

 

 

 

مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط­زیست، هم­چنین شبکه­های دارای گسل­های فعال و زلزله­خیز، گنبد­های نمکی، زمین­های سست و گسسته، مناطق باتلاقی و شبکه­های بدون آب، از اولویت چهارم توسعه برخوردارند (17). از این­رو، پس از بررسی این عوامل، اولویت توسعه شبکه­ها تغییر کرد. از آن­جا که شبکه­ها  از نظر وجود منابع آب­های سطحی مانند رودخانه­ها یا منابع آب زیرزمینی مانند چشمه و قنات تقریبا مشابه بوده و با روی­هم گذاری نقشه شبکه­ها با نقشه آب­راهه­ها و منابع آبی مشخص شد که شبکه فاقد منابع آبی وجود ندارد، پس از روی­هم گذاری نقشه مناطق تحت مدیریت سازمان حفاظت محیط­زیست و نیز نقشه گسل­ها با نقشه شبکه­ها و ضرایب تخریب، مناطق با ارزش حفاظتی و مناطق دارای خطر زلزه­خیزی زیاد، در اولویت چهارم یا غیر قابل توسعه قرار گرفت. در آخر، اولویت­بندی نهایی توسعه طبق جدول (6) تعیین شد که نتایج آن در جدول (7) آورده شده است. پس از این اولویت­بندی، تصمیم­گیری نهایی برای توسعه شبکه­ها انجام شد (شکل 3).


 

جدول 7- اولویت­بندی توسعه براساس درجه تخریب هر شبکه (11)

                        Table 7- Prioritization of development based on the degree of destruction of any cell

اولویت­بندی توسعه

دامنه­ تخریب

اولویت اول توسعه

33/1 – 0

اولویت دوم توسعه

3 – 33/1

اولویت سوم توسعه

99/4 - 3

 


جدول 8- نتایج حاصل از اولویت­بندی توسعه شبکه­ها

Table 8- The results of prioritizing the development of cells

تصمیم­گیری برای توسعه

تعداد شبکه

اولویت­بندی

 

 

 

مستعد توسعه

 

 

3

اولویت اول توسعه

19

اولویت دوم توسعه

13

اولویت سوم توسعه

 

37

 

چهارم (غیر قابل توسعه)

تعداد شبکه

نوع منطقه

21

 

خطر زیاد زمین­لرزه

16

منطقه حفاظت­شده

نیازمند بازسازی

22

-

 

 

 

همان­طور که در جدول (5) مشاهده می­شود، از مجموع 94 شبکه کاری تعداد 72 شبکه مستعد توسعه بیش­تر شناخته شد که 59/76 درصد از مساحت کل شهرستان را در­­بر می­گیرند. پس از اولویت­بندی نهایی توسعه (جدول 7) از این تعداد 3 شبکه  به­عنوان اولویت اول توسعه تعیین شد که 19/3 درصد از مساحت را شامل می­گردد و 19 شبکه دارای اولویت دوم توسعه شناسایی گردید که 21/20 درصد از مساحت شهرستان را شامل می­شود و عمدتا در قسمت­های با تراکم فیزیولوژیک کم­تر و به دور از دو شهر طرقبه و شاندیز قرار دارند و 13 شبکه نیز دارای اولویت سوم توسعه­ معرفی شدند که مساحتی معادل 82/13 درصد کل شهرستان را شامل می­شوند. هم­چنین 37 شبکه که معادل 36/39 درصد از سطح شهرستان را به خود اختصاص می­دهد، دارای اولویت چهارم توسعه شناخته شد. از این تعداد 21 شبکه به­دلیل وجود خطر زمین لرزه و 16 شبکه نیز به­دلیل قرار گرفتن در محدوده مناطق حفاظت شده، در اولویت چهارم توسعه یا غیر قابل توسعه قرار گرفت. از میان 94 شبکه کاری، تعداد 22 شبکه نیازمند بازسازی و دارای کد نهایی تخریب 2،3 و 4 تعیین شدند که 40/23 درصد از مساحت شهرستان را به خود اختصاص می دهند. بیش­ترین ضریب تخریب را شبکه شماره 80 را شامل می­شودکه شهر طرقبه را دربرمی­گیرد. هم­چنین، تعداد 63 شبکه که معادل 56/72 درصد از مساحت شهرستان است از نظر آسیب­پذیری اکولوژیک در طبقه 1 و 2 یعنی آسیب پذیر و حساس، قرار دارند.

 

 

شکل 3- نقشه تصمیم گیری توسعه شهرستان طرقبه شاندیز

Figure 3- Develop decision map of Torghabeh-Shandiz County

 

 

بحث و نتیجه­گیری

 

در تجزیه و تحلیل روند تخریب در یک اکوسیستم، به­کارگیری ابزاری بومی و هم­سو با ساختارهای اجتماعی، از ویژگی­های مثبت یک روش ارزیابی است که مدل تخریب، نمونه­ای از چنین ابزار بومی است که یک روش تجزیه و تحلیل سیستمی در ارزیابی بوده و با سرعت بالا، هزینه کم و مدت زمان کوتاه قابل اجراست (18). این مدل علاوه بر مشخص کردن مناطق آسیب­پذیر و مقاوم در برابر فعالیت­های انسانی و میزان تخریب ناشی از اجرای فعالیت­های صورت گرفته در گذشته به صورت کمی، امکان توسعه در آینده را نیز نشان می­دهد. از آن­جا که شهرستان طرقبه شاندیز تا سال­های اخیر جزیی از شهرستان مشهد بوده است. لذا تاکنون مطالعات جامعی در زمینه ارزیابی اثرات توسعه و تعیین آسیب­پذیری در مقیاس این شهرستان صورت نگرفته است. نتایج تعیین آسیب­پذیری اکولوژیک با استفاده از روش عینی، نشان می­دهد شهرستان طرقبه شاندیز به­دلیل آسیب­پذیری بالای اکوسیستم (قرار گرفتن بیش از نیمی از آن در طبقه حساس و آسیب­­پذیر) که در نتیجه عوامل طبیعی حاکم، به­خصوص عوامل زمین­شناسی مانند بستر نامقاوم و وجود گسل­های متعدد است، از توان توسعه کمی برخوردار می­باشد. صفاییان و همکاران نیز در مطالعه­ای تحت عنوان تعیین آسیب­پذیری اکوسیستم­های جنوب دریای خزر که با استفاده از روش عینی تعیین آسیب­پذیری انجام شد، نتیجه گرفتند که شمال کشور با وجود دارا بودن منابع اکولوژیک فراوان، به­خاطر آسیب­پذیر بودن اکوسیستم آن چندان مهیای توسعه نیست (12). براساس نتایج به­دست آمده از اجرای مدل تخریب در شهرستان طرقبه شاندیز، مشخص شد که فعالیت­های مخربی نظیر ساخت و سازهای غیراصولی، تبدیل مرتع، جنگل و اراضی زراعی به باغ و ویلا و به­طور کلی تغییر کاربری از یک سو و از سوی دیگر زباله­ریزی و آلودگی رودخانه­ها که عمدتا از تأثیرات حجم بالای ورود گردش­گران به منطقه است، در اکثر واحدهای کاری مشاهده شدند که از عوامل اصلی تخریب هستند.

صفاییان و همکاران (1381) نیز در بررسی و ارزیابی اثرات توسعه با استفاده از مدل تخریب در حاشیه جنوبی دریای خزر، اعلام کردند که تبدیل جنگل­ها و مراتع به اراضی زراعی و واحدهای صنعتی و تغییر کاربری از مخرب­ترین عوامل تخریب هستند. هم­چنین یزدیان و همکاران (1391) از نتایج به دست آمده از اجرای مدل تخریب در جنگل نمک­آبرود چنین نتیجه گرفتند که بهره­برداری­های غیراصولی و با مدیریت غلط از طبیعت عاملی است که جزء آسیب­های گردش­گری به حساب می­آید.

براساس نتایج به­دست آمده، از مجموع 94 شبکه کاری، 37 شبکه به دلیل خطر زیاد زمین لرزه و قرار­گرفتن در محدوده مناطق حفاظت­شده، غیر قابل توسعه و 22 شبکه نیز به دلیل تراکم فیزیولوژیک بالا و شدت زیاد عوامل مخرب، نیازمند بازسازی هستند. بخش طرقبه نسبت به بخش شاندیز هم دارای میزان آسیب­پذیری اکولوژیک بالاتر و هم میزان تخریب بالاتری است. آسیب­پذیری زیاد این قسمت عمدتا به دلیل کوهستانی بودن منطقه و دارا بودن ارتفاع و شیب بیش­تر (در نتیجه، وجود خاک کم­عمق­تر و فرسایش پذیری بالاتر) نسبت به بخش شاندیز است که در منطقه دشتی و مسطح­تر قرار گرفته است.

بالاترین میزان تخریب در شبکه­های شماره 80، 81 و 68 بوده که شهر طرقبه و مناطق اطراف آن مانند ویلاشهر، باغ وکیل آباد، حصار و جاغرق را دربرمی­گیرد که دارای کد نهایی تخریب 3 و 4 بوده و توان بار توسعه بیش­تر را نداشته و نیازمند بازسازی هستند که علت این امر را می­توان تراکم فیزیولوژیک بالا در این شبکه­ها و اثر حضور انسان بر تخریب اکوسیستم منطقه دانست که با توجه به نقش گردش­گری این شهر در استان، عوامل مخرب، بیش­تر شامل ویلاسازی و ساخت و سازهای غیر اصولی و هم­چنین ریختن فاضلاب و زباله رستوران­ها به داخل رودخانه­ها است. در مناطق روستایی، از جمله عوامل دیگری که سبب بالا بودن تخریب در آن­ها شده، چرای بیش از ظرفیت دام در مراتع است که به­نظر می­رسد در صورت عدم برقرای مدیریت اصولی، تخریب این مراتع روز به روز بیش­تر خواهد شد. شبکه های شماره 102 و 75 نیز که شهر شاندیز و روستاهایی مانند زشک، ارچنگ و خادر را دربرمی­گیرند، دارای ضریب تخریب بالا و نیازمند بازسازی شناخته شده است. این تخریب زیاد نیز می­تواند ناشی از تراکم بالای فیزیولوژیک و اثر منفی گردش­گران بر منطقه و تغییر کاربری اراضی باشد. هم­چنین، علاوه بر این عامل، در مناطق روستایی عواملی مانند کشاورزی غیراصولی و آلوده کردن آب رودخانه­ها با سموم و کودها و نیز چرای بی­رویه دام را می­توان از عوامل اصلی تخریب برشمرد. تغییر گسترده کاربری اراضی در شهرستان را از تأثیرات نامطلوب رشد روزافزون خانه­های دوم (ویلایی) و ساخت و سازهای وابسته به گردش­گری می­باشد. سعیدی و سلطانی مقدس هم در پژوهشی که تحت عنوان نقش خانه­های دوم در گردشگری و جریان سرمایه در نواحی روستایی در ناحیه بینالود (طرقبه و شاندیز) و با استفاده از روش استنباطی - میدانی صورت گرفت اعلام کردند که تغییر گسترده کاربری اراضی در این مناطق و افزایش قیمت زمین سبب کاهش فعالیت­های تولیدی و از دست رفتن اراضی مرغوب کشاورزی و تبدیل آن به ویلا شده است که روستاهای خادر، حصار، جاغرق، زشک و ابرده دارای بیش­ترین ویلاهای شهری هستند (20). همان­گونه که در مطالعه حاضر هم ذکر شد، شبکه­هایی که این نواحی را دربر گرفتند دارای بیش­ترین ضریب تخریب بودند.

21 شبکه به دلیل وجود گسل­ها غیر­قابل توسعه هستند. وجود گسل­های توان­مند و فعال در دو طرف دشت مشهد، نشان­دهنده پتانسیل زیاد خطر زمین­لرزه در این منطقه است (21). گسل­ها از مهم­ترین ساختار­های موجود در ناحیه به­شمار می­آیند که بیش­تر آن­ها از نوع راندگی بوده و تعدادی گسل­های عادی نیز در ناحیه شناخته شده­اند. گسل­ها بیش­ترین تأثیر را بر ریخت­شناسی منطقه داشته­اند. گسل سنگ­بست - شاندیز را می­توان مهم­ترین گسل در جنوب مشهد به­شمار آورد. گسل دیگر، گسل طرقبه­ - آغنج است که به­صورت موازی با گسل سنگ­بست - شاندیز عمل کرده است (22). خساراتی که این حرکات توده­ای تخریبی در سطح حوضه­های آب­ریز مناطق کوهستانی بینالود به­وجود می­آورند، هرساله در حال گسترش است. اغلب این حوضه­ها مانند طرقبه، جاغرق و شاندیز از­جمله مناطق ییلاقی و توریستی مشهد به­شمار می­روند و از طرفی احداث خانه­های دوم در این مناطق کوهستانی در حال افزایش است (23)؛ از این­رو، معرفی مناطق پر خطر در منطقه، به­عنوان نواحی غیرقابل توسعه، می­تواند نقش مؤثری در کاهش زیان اقتصادی و تلفات جانی داشته باشد. هم­چنین 16 شبکه به­دلیل قرار گرفتن در محدوده منطقه حفاظت­شده بینالود، غیر قابل توسعه هستند.

35 شبکه دارای اولویت های اول تا سوم توسعه می­باشند، این شبکه­ها که عمدتا در بخش­های حاشیه­ شهرستان قرار دارند، دارای تراکم فیزیولوژیک پایین و در فاصله دورتری نسبت به دو شهر طرقبه و شاندیز واقع شده­اند که شدت تخریب در آن­ها هنوز به حد بحرانی نرسیده و توسعه آینده شهرستان را باید به سمت این مناطق هدایت کرد.

به­طور کلی می­توان گفت 22 شبکه­ای که نیازمند بازسازی شناخته شده اند، عمدتا شهرهای طرقبه و شاندیز و مناطق اطراف آن را شامل   می­شوند. از آن­جا که نقش خدماتی مهم در شهر مشهد گردش­گری است و با توجه به نزدیکی این شهر با نقاط شهری طرقبه و شاندیز، هم­چنین قرار­گیری این دو شهر در دامنه رشته­کوه بینالود و دارا بودن درجه حرارت پایین­تر، بارندگی و پوشش گیاهی بیش­تر، این شهر­ها را تبدیل به­ شهرهای ییلاقی کرده و سبب شده در جذب گردش­گران، مکملی برای شهر مشهد باشند (24). این مسأله علاوه بر تأثیر بر اقتصاد منطقه، اثرات منفی هم  دربر داشته که از آن جمله می­توان به آلودگی هوا و آلودگی صوتی ناشی از تردد حجم عظیمی از وسایل نقلیه، به­خصوص در ایام تعطیل، اشاره کرد. وجود کاربری­های کشاورزی در مجاورت جاده و جاده­سازی بدون برنامه و عبور جاده از میان روستاها و شهرهای موجود در مسیر، بخش عمده­ای از تأسیسات مسکونی و کشاورزی پیرامون جاده­ها را در معرض آسیب قرار داده است. زباله­ریزی گردش­گران و تخلیه فاضلاب رستوران­ها و اماکن تفریحی به داخل رودخانه­ها از دیگر عوامل مخرب ناشی از حضور گردش­گران منطقه است. از طرف دیگر، سود اقتصادی ورود گردش­گران، بسیاری از کشاورزان و باغ­داران منطقه را به­سوی تغییر کاربری اراضی و تبدیل آن­ها به اماکن تفریحی و پذیرایی سوق می­دهد که این مسأله روز­به­روز در حال افزایش است. لذا شاید بتوان گفت مهم­ترین راه­کاری که در جهت توسعه پایدار و حفظ منابع طبیعی منطقه می­توان ارایه داد، توجه و لزوم اجرای گردش­گری پایدار است. گردش­گری پایدار عبارتست از مدیریت تمامی منابع به صورتی که بتواند همه نیازهای اقتصادی، اجتماعی و زیبایی­شناسی را برطرف کرده، در حالی که ماهیت فرهنگی، فرآیندهای اکولوژیکی، تنوع زیستی و سیستم­های پشتیبان زندگی را حفظ کند (25). موفقیت برنامه­ریزی گردش­گری پایدار بستگی به وجود طرح و برنامه­ای دارد که علاوه بر ایجاد زمینه توسعه­های مناسب، توانایی پاسخ به فشار وارده بر محیط که ناشی از افزایش تقاضای گردش­گران هست را نیز داشته باشد (26) چرا که گردش­گری، حتی به­منظور بقای خود ناگزیر و نیازمند حفظ محیط­زیست و منابع طبیعی و اکولوژیکی آن است )27). از این­رو، به­منظور جلوگیری از تغییر کاربری و ساخت و سازهای غیر اصولی راه­کار مؤثر می­تواند لزوم پیگیری شهرداری­های منطقه برای اعمال مقررات و ضوابط در جهت عدم تغییر کاربری اراضی شهرستان باشد. مکان­یابی پروژه­های مجتمع­سازی و ویلاسازی در قسمت­های کم­­تراکم و کم­تر تخریب یافته و نیز ایجاد مکان­های خاص و ویژه گردش­گری با برقرای امکانات و تسهیلات مناسب، از اقدامات مهم در جهت جلوگیری از تخریب بیش­تر در منطقه خواهد بود. ایجاد شبکه جمع­آوری و انتقال فاضلاب رستوران­ها و اماکن تفریحی حاشیه رودخانه­ها و نیز ایجاد شبکه جمع­آوری و دفن زباله با نصب سطل­ها و محل­های تجمع زباله به تعداد کافی در مکان­های پرتردد گردش­گری، هم­چنین کاشت درختان جاذب آلاینده­ها در حاشیه جاده­ها، می­تواند از جمله راه­کار­های مؤثر  به­منظور کنترل آلودگی آب و هوا باشد.

در نهایت، با توجه به آن­چه در رابطه با حساسیت طبیعی اکوسیستم منطقه گفته شد و نیز نتایج اجرای مدل تخریب در این شهرستان به­نظر می­رسد با ادامه روند کنونی، احتمال پیشی گرفتن شدت توسعه و فعالیت­های اقتصادی بر ظرفیت و توان طبیعی محیط­زیست منطقه وجود دارد که در این صورت احیا و بازگردانی آن به حالت اولیه بسیار سخت و حتی غیر ممکن خواهد بود. به­همین دلیل، لازم است از اجرای  پروژه­های عمرانی و توسعه­ای بزرگ مقیاس که اثر تخریبی زیادی دارد، در قسمت­های غیرقابل توسعه و یا نیازمند بازسازی جلوگیری کرده و آن­ها را به سمت مناطق دارای اولویت توسعه بیش­تر، سوق داده و  با انجام ارزیابی توان اکولوژیک، ظرفیت طبیعی شهرستان را برای توسعه سنجید.

Reference

  1. Makhdoum, M. 2007. Foundation of Land Evaluation, Seventh Edition, Tehran University Press. (In Persian).
  2. Golusin, M. Munitlak Ivanovic, O. and Teodorovic, N. 2011. The review of the achieved degree of sustainable development in South Eastern Europe-The use of linear regression method, Renewable and Sustainable Energy Reviews, No. 15, pp. 766-772.
  3. Bruhn-Tysk, S. Eklund, M. 2002. Environmental impact assessment: a tool for sustainable development? a case study of biofuelled energy plants in Sweden, Environmental Impact Assessment Review, No. 22, pp. 129-144.
  4.  Jay, S. jones, C. Slinn, P and Wood, CH. 2007. Environmental impact assessment: Retrospect and prospect, Environmental Impact Assessment Review, No. 27, pp. 287-300.
  5. Momtaz, S. 2002. Environmental impact assessment in Bangladesh: A critical review. Environmental Impact Assessment, No. 22, pp. 163-179.
  6.  Cashmore, M. 2004.The role of science in environmental impact assessment: process and procedure versus purpose in the development of theory. Environmental Impact Assessment Review, No. 24, pp.403- 426.
  7.  Appiah-Opoku, S. 2001.Environmental impact assessment in developing countries: the case of Ghana. Environmental Impact Assessment Review, No. 21, pp. 59- 71.
  8.  Wood, CH. 2003. Environmental impact assessment in developing countries: an overview, Conference on new directions in impact assessment for development: methods and practice, pp. 1-28.
  9. Dabiri, F. and Kiani, M. 2007. Investigation of Preventive Laws and Regulations, including Environmental Impact Assessment in Iran and several Industrial Countries, Journal of Environmental Science and Technology, No. 4, pp 109-95 (In Persian).
  10. World Bank, 1997. World Development Report 1997: the State in a Changing World, Oxford, Oxford University Press.
  11. Chamani, A. Makhdoum, M. Khorasani, N.  Jafari, M. and Cheraghchi, M. 2005. Environmental impact assessment of development on the environment of Hamedan province using the degradation model, ecology, No. 37, pp. 35-44 (In Persian).
  12. Jabbarian Amiri, B. 1998. Environmental Impact Assessment of Amir Kabir Hydroelectric Dam on the Environment Using the Environmental Degradation Model, Iranian Journal of Energy, Vol. 3, No. 5, pp. 17-27 (In Persian).
  13. Yaali, N. soltani, A. Jafari, A. Mafi Gholami, D. and Mahmoudi, M.  2010.  Environmental Impact Assessment (EIA) on Oshtrankouh Protected Area Using the degradation Model, Journal of Environmental Research, No. 1,Pages 22-13 (In Persian).
  14. Yazidian, F. Faghih Nassiri, L. and Kiapasha, Kh. 2012. Investigating the Environmental Impact of Tourism on Nakhabrud Forest Using the degradation Model, Journal of Forest, No. 2, pp. 121-113 (In Persian).
  15. Jahani, M. and Noie, F. 2007. Investigating the Factors Affecting Urban-Migration Villages of Torqabeh, Journal of Geosciences, Nos. 7 and 8, pp. 141-124 (In Persian).
  16. Jabbarian Amiri, B. 1998. Introduction an Objective Oriented Method for Ecological Ecological Vulnerability, Journal of Environmental Studies, No. 21 & 22, pp. 68-57 (In Persian).
  17. Makhdoum, M. and Mansouri, M. 1999. Investigating and Understanding the Developmental Effects on the Environment of Hormozgan Province Using the degradation Model, Journal of Environmental Studies. No. 23, pp. 57-49 (In Persian).
  18. Jafari, H. 2001. Systematic Application of the degradation Model in Assessing the Developmental Effects on the Latian Dam Watering Basin, Ecology, 2007, No. 27: 110-120 (In Persian).
  19. Safaiyan, N. Shokri, M. and Jabbarian Amiri, B. 2002. Determination of ecological vulnerability in southern ecosystems of the Caspian Sea, ecology, No. 29, Pages 50-45 (In Persian).
  20. Saeidi, A. and Sultani, R. 2007. The Role of Second Homes in Tourism and Capital Flows in Rural Areas (Case: Binalood District, Khorasan Razavi), Geography Magazine, No. 36, pp. 53-33 (In Persian).
  21. Azadi, A. Javan Dolloie, Gh. Hafezi Moghaddas, N. and Hesami Azar, Kh. 2009. Geological, geotechnical and geophysical characteristics of Toos fault in northern Mashhad, Journal of Earth and Space Physics, No. 4, pp. 34-17 (In Persian).
  22. Ghannadan, A. Almasian, M. Ghaemi F. and Naderi, N. 2009. Structural Analysis of the Southern Region of Mashhad with a Special Attitude to the Stone Footage System - Shandiz, Quarterly Journal of Earth 1, Pages 106-97 (In Persian).
  23. .Behniafar, A. and Mansouri Daneshvar, M.  2009.  Zoning the Risk Assessment of Landslides in the Northwest Slopes of the Binalood Zone (Case Study: Shandiz Mountains in the Northwest of Mashhad), Geographic Outlook Quarterly, No. 5, pp. 45-23 (In Persian).
  24. Alizadeh, K. 2003. The Impact of Tourists' Presence on Environmental Resources (Case: Torqabeh Section in Mashhad), Journal of Geographical Research, No. 44, pp. 70-55 (In Persian).
  25. Diamantis, D and Ladkin, A. 1999. The links between sustainable tourism and ecotourism: a definition and operational perspective. Journal of Tourism Studies, Vol.10, No. 2, PP. 35-46.
  26.  Connell, J. Page. S. and Bentley, T. 2009. Towards sustainable tourism planning in New Zealand: Monitoring local government planning under the Resource Management Act. Journal of Tourism management, Vol. 30, PP. 867-877.
  27. Ghaffari, R. 2007. Tourism and Sustainable Urban Development, Sepehr Quarterly 63, pp. 34-29 (In Persian).


 

 



1- دکتری محیط­زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

2- دانشیار گروه محیط­زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران. *(مسوول مکاتبات)

3-  استادیار گروه محیط­زیست، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، تهران، ایران.

1- PhD, Department of Environment, Faculty of Natural Resource, University of Tehran, Tehran, Iran.

2- Associate Professor, Department of Environment, Faculty of Natural Resources, University of Tehran, Tehran, Iran.

 * (Corresponding Author)

[6]- Assistant Professor, Department of Environment, Faculty of Natural Resources, University of Tehran, Tehran, Iran.

1- Environmental Impact Assessment

1- Impact unit

1- Environmental Quality Index

  1. Makhdoum, M. 2007. Foundation of Land Evaluation, Seventh Edition, Tehran University Press. (In Persian).
  2. Golusin, M. Munitlak Ivanovic, O. and Teodorovic, N. 2011. The review of the achieved degree of sustainable development in South Eastern Europe-The use of linear regression method, Renewable and Sustainable Energy Reviews, No. 15, pp. 766-772.
  3. Bruhn-Tysk, S. Eklund, M. 2002. Environmental impact assessment: a tool for sustainable development? a case study of biofuelled energy plants in Sweden, Environmental Impact Assessment Review, No. 22, pp. 129-144.
  4.  Jay, S. jones, C. Slinn, P and Wood, CH. 2007. Environmental impact assessment: Retrospect and prospect, Environmental Impact Assessment Review, No. 27, pp. 287-300.
  5. Momtaz, S. 2002. Environmental impact assessment in Bangladesh: A critical review. Environmental Impact Assessment, No. 22, pp. 163-179.
  6.  Cashmore, M. 2004.The role of science in environmental impact assessment: process and procedure versus purpose in the development of theory. Environmental Impact Assessment Review, No. 24, pp.403- 426.
  7.  Appiah-Opoku, S. 2001.Environmental impact assessment in developing countries: the case of Ghana. Environmental Impact Assessment Review, No. 21, pp. 59- 71.
  8.  Wood, CH. 2003. Environmental impact assessment in developing countries: an overview, Conference on new directions in impact assessment for development: methods and practice, pp. 1-28.
  9. Dabiri, F. and Kiani, M. 2007. Investigation of Preventive Laws and Regulations, including Environmental Impact Assessment in Iran and several Industrial Countries, Journal of Environmental Science and Technology, No. 4, pp 109-95 (In Persian).
  10. World Bank, 1997. World Development Report 1997: the State in a Changing World, Oxford, Oxford University Press.
  11. Chamani, A. Makhdoum, M. Khorasani, N.  Jafari, M. and Cheraghchi, M. 2005. Environmental impact assessment of development on the environment of Hamedan province using the degradation model, ecology, No. 37, pp. 35-44 (In Persian).
  12. Jabbarian Amiri, B. 1998. Environmental Impact Assessment of Amir Kabir Hydroelectric Dam on the Environment Using the Environmental Degradation Model, Iranian Journal of Energy, Vol. 3, No. 5, pp. 17-27 (In Persian).
  13. Yaali, N. soltani, A. Jafari, A. Mafi Gholami, D. and Mahmoudi, M.  2010.  Environmental Impact Assessment (EIA) on Oshtrankouh Protected Area Using the degradation Model, Journal of Environmental Research, No. 1,Pages 22-13 (In Persian).
  14. Yazidian, F. Faghih Nassiri, L. and Kiapasha, Kh. 2012. Investigating the Environmental Impact of Tourism on Nakhabrud Forest Using the degradation Model, Journal of Forest, No. 2, pp. 121-113 (In Persian).
  15. Jahani, M. and Noie, F. 2007. Investigating the Factors Affecting Urban-Migration Villages of Torqabeh, Journal of Geosciences, Nos. 7 and 8, pp. 141-124 (In Persian).
  16. Jabbarian Amiri, B. 1998. Introduction an Objective Oriented Method for Ecological Ecological Vulnerability, Journal of Environmental Studies, No. 21 & 22, pp. 68-57 (In Persian).
  17. Makhdoum, M. and Mansouri, M. 1999. Investigating and Understanding the Developmental Effects on the Environment of Hormozgan Province Using the degradation Model, Journal of Environmental Studies. No. 23, pp. 57-49 (In Persian).
  18. Jafari, H. 2001. Systematic Application of the degradation Model in Assessing the Developmental Effects on the Latian Dam Watering Basin, Ecology, 2007, No. 27: 110-120 (In Persian).
  19. Safaiyan, N. Shokri, M. and Jabbarian Amiri, B. 2002. Determination of ecological vulnerability in southern ecosystems of the Caspian Sea, ecology, No. 29, Pages 50-45 (In Persian).
  20. Saeidi, A. and Sultani, R. 2007. The Role of Second Homes in Tourism and Capital Flows in Rural Areas (Case: Binalood District, Khorasan Razavi), Geography Magazine, No. 36, pp. 53-33 (In Persian).
  21. Azadi, A. Javan Dolloie, Gh. Hafezi Moghaddas, N. and Hesami Azar, Kh. 2009. Geological, geotechnical and geophysical characteristics of Toos fault in northern Mashhad, Journal of Earth and Space Physics, No. 4, pp. 34-17 (In Persian).
  22. Ghannadan, A. Almasian, M. Ghaemi F. and Naderi, N. 2009. Structural Analysis of the Southern Region of Mashhad with a Special Attitude to the Stone Footage System - Shandiz, Quarterly Journal of Earth 1, Pages 106-97 (In Persian).
  23. .Behniafar, A. and Mansouri Daneshvar, M.  2009.  Zoning the Risk Assessment of Landslides in the Northwest Slopes of the Binalood Zone (Case Study: Shandiz Mountains in the Northwest of Mashhad), Geographic Outlook Quarterly, No. 5, pp. 45-23 (In Persian).
  24. Alizadeh, K. 2003. The Impact of Tourists' Presence on Environmental Resources (Case: Torqabeh Section in Mashhad), Journal of Geographical Research, No. 44, pp. 70-55 (In Persian).
  25. Diamantis, D and Ladkin, A. 1999. The links between sustainable tourism and ecotourism: a definition and operational perspective. Journal of Tourism Studies, Vol.10, No. 2, PP. 35-46.
  26.  Connell, J. Page. S. and Bentley, T. 2009. Towards sustainable tourism planning in New Zealand: Monitoring local government planning under the Resource Management Act. Journal of Tourism management, Vol. 30, PP. 867-877.
Ghaffari, R. 2007. Tourism and Sustainable Urban Development, Sepehr Quarterly 63, pp. 34-29 (In Persian).