بررسی توزیع مکانی خطر بیابان‌زایی منطقه سبزوار با استفاده از مدل IMDPA

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکتری، بیابان‌زدایی، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران. *(مسوول مکاتبات)

2 استاد، ژئومورفولوژی، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران.

3 دانشیار، مدیریت منابع آبخیز، دانشکده مرتع و آبخیزداری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی گرگان، گرگان، ایران.

10.22034/jest.2019.24428.3358

چکیده

زمینه و هدف: بیابان‌زایی مسئله‌ای جهانی، با پیامدهای جدی برای تنوع زیستی، ایمنی محیط‌زیست، ریشه­کنی فقر، ثبات اجتماعی- اقتصادی و توسعه پایدار در سراسر جهان می­باشد. مناسب­ترین روش برای تعیین شدت خطر بیابان‌زایی، استفاده از مدل­های تجربی است. هدف از این پژوهش تعیین توزیع مکانی خطر بیابان‌زایی منطقه سبزوار با استفاده از مدل IMDPA و سیستم اطلاعات جغرافیایی است.
روش بررسی: به‌منظور بررسی شدت بیابان‌زایی در منطقه سبزوار، از تمام معیارهای مدل IMDPA استفاده گردید. برای این منظور، ابتدا نقشه واحدهای کاری (رخساره­های ژئومورفولوژی) با استفاده از نقشه­های شیب، زمین­شناسی، پوشش گیاهی، کاربری اراضی، تصاویر ماهواره­ای لندست 5 و گوگل ارث در 4 واحد، 10 تیپ و 96 رخساره تهیه گردید. سپس در هر واحد کاری، با استفاده از مدل IMDPA شاخص­ها ارزش­دهی شد و از میانگین هندسی آن­ها ارزش هر معیار تعیین گردید. ارزش هر گروه از میانگین هندسی معیارهای آن مشخص؛ و از میانگین هندسی ارزش گروه­ها، نقشه شدت بیابان‌زایی منطقه به دست آمد.
یافته‌ها: نتایج نشان داد، که معیارهای آب و آبیاری و فرسایش با میانگین وزنی 94/2 و 72/2 بیش­ترین تأثیر را در بیابان‌زایی منطقه داشتند. منطقه سبزوار با استفاده از این مدل به دو کلاس متوسط (II) و شدید (IV) تقسیم شد، که بیش­ترین سطح منطقه را کلاس متوسط (07/85 درصد) پوشش داد.
بحث و نتیجه‌گیری: منطقه سبزوار از روند ژئومورفولوژیکی متنوعی از کوهستان تا پلایا برخوردار می‌باشد و تقسیم­بندی آن به دو کلاس بیابان‌زایی نشان­دهنده آسان­گیری مدل IMDPA در تهیه نقشه خطر بیابان‌زایی است. دلیل این امر را می­توان در شاخص­های متنوع، میانگین هندسی و کلاس­بندی نامتوازن جستجو کرد. نقشه خطر مذکور به همراه شاخص­ها کلیدی مؤثر در بیابان‌زایی منطقه سبزوار می­توانند در جهت مهار بیابان‌زایی و نیل به توسعه پایدار مورداستفاده برنامه­ریزان قرار گیرند.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست، دورهبیست و یک، شماره چهار، تیرماه 98

 

بررسی توزیع مکانی خطر بیابان‌زایی منطقه سبزوار با استفاده از مدل IMDPA

اسماعیل سیلاخوری [1]*

esmaeil.silakhori@gmail.com

مجید اونق [2]

امیر سعدالدین [3]

تاریخ دریافت: 15/11/1395

تاریخ پذیرش: 03/03/1396

چکیده

زمینه و هدف: بیابان‌زایی مسئله‌ای جهانی، با پیامدهای جدی برای تنوع زیستی، ایمنی محیط‌زیست، ریشه­کنی فقر، ثبات اجتماعی- اقتصادی و توسعه پایدار در سراسر جهان می­باشد. مناسب­ترین روش برای تعیین شدت خطر بیابان‌زایی، استفاده از مدل­های تجربی است. هدف از این پژوهش تعیین توزیع مکانی خطر بیابان‌زایی منطقه سبزوار با استفاده از مدل IMDPA و سیستم اطلاعات جغرافیایی است.

روش بررسی: به‌منظور بررسی شدت بیابان‌زایی در منطقه سبزوار، از تمام معیارهای مدل IMDPA استفاده گردید. برای این منظور، ابتدا نقشه واحدهای کاری (رخساره­های ژئومورفولوژی) با استفاده از نقشه­های شیب، زمین­شناسی، پوشش گیاهی، کاربری اراضی، تصاویر ماهواره­ای لندست 5 و گوگل ارث در 4 واحد، 10 تیپ و 96 رخساره تهیه گردید. سپس در هر واحد کاری، با استفاده از مدل IMDPA شاخص­ها ارزش­دهی شد و از میانگین هندسی آن­ها ارزش هر معیار تعیین گردید. ارزش هر گروه از میانگین هندسی معیارهای آن مشخص؛ و از میانگین هندسی ارزش گروه­ها، نقشه شدت بیابان‌زایی منطقه به دست آمد.

یافته‌ها: نتایج نشان داد، که معیارهای آب و آبیاری و فرسایش با میانگین وزنی 94/2 و 72/2 بیش­ترین تأثیر را در بیابان‌زایی منطقه داشتند. منطقه سبزوار با استفاده از این مدل به دو کلاس متوسط (II) و شدید (IV) تقسیم شد، که بیش­ترین سطح منطقه را کلاس متوسط (07/85 درصد) پوشش داد.

بحث و نتیجه‌گیری: منطقه سبزوار از روند ژئومورفولوژیکی متنوعی از کوهستان تا پلایا برخوردار می‌باشد و تقسیم­بندی آن به دو کلاس بیابان‌زایی نشان­دهنده آسان­گیری مدل IMDPA در تهیه نقشه خطر بیابان‌زایی است. دلیل این امر را می­توان در شاخص­های متنوع، میانگین هندسی و کلاس­بندی نامتوازن جستجو کرد. نقشه خطر مذکور به همراه شاخص­ها کلیدی مؤثر در بیابان‌زایی منطقه سبزوار می­توانند در جهت مهار بیابان‌زایی و نیل به توسعه پایدار مورداستفاده برنامه­ریزان قرار گیرند.

واژه­های کلیدی: شدت خطر بیابان‌زایی، مدل IMDPA، منطقه سبزوار، رخساره ژئومورفولوژی.

 

J. Env. Sci. Tech., Vol 21, No.4,June, 2019

 

 

 

 

 


Spatial distribution of desertification hazard in Sabzevar using IMDPA model

Esmaeil Silakhori[4]*

esmaeil.silakhori@gmail.com

Majid Ownegh[5]

Amir Sadoddin[6]

Admission Date: May 24, 2017

Date Received: February 3, 2017

 

Abstract

Background and Objective: Desertification is a global issue with serious implications worldwide on biodiversity, eco-safety, poverty eradication, socio-economic stability, and sustainable development. The most efficient methods for assessing desertification intensity are experimental methods. The aim of this study was to assess desertification hazard in Sabzevar using the GIS and IMDPA model.

Method: The IMDPA model was applied to evaluate the desertification intensity in Sabzevar. For this purpose, first the land unit map (geomorphologic facies) was created using slope, geology, vegetation cover, land use, Landsat 5 and Google Earth satellite images in 4 units, and 10 types and 96 facies were identified. Then, in each work unit, all the criteria were valued based on the selected indices which resulted in the qualitative mapping of each criterion based on the geometric mean of the indices. The mapping of each group was done based on the geometric mean of the studied criterion. Then, the desertification intensity map of the region was obtained using a geometric average of all groups.

Findings: The results showed that water, irrigation, and erosion have the most severe impact on desertification with weighted means of 2.94 and 2.72, respectively. Sabzevar was divided into two classes of moderate (II) and intensive (IV) classes, with the largest area covered by the moderate class (85.07 %)

Discussion and Conclusion: Sabzevar has a diverse variety of geomorphologic terrains from high mountains to Playa, and dividing it into two classes indicates the simplicity of the IMPDA in preparing desertification. The reason for this peculiarity is the diverse features, geometric mean and unbalanced classification. The mentioned hazard map along with key factors in desertification can be used by the related managers for combating desertification and moving towards sustainable development in Sabzevar.

Keywords: Desertification hazard intensity, IMDPA model, Sabzevar, Geomorphologic facies.  

 

مقدمه

 

بیابان‌زایی؛ مجموعه‌ای از پیامدهای ناخوشایند محیطی را برای انسان به بار می‌آورد. گروهی از این پیامدها به اثرات غیرمستقیم انسانی هم­چون مهاجرت جمعی، فقر، کمبود آب و غذا و کشمکش بر سر منابع ‌زمینی و آبی مربوط می‌شود و گروه دیگر مشکلات بهداشتی مربوط به کاهش کیفیت آب از دید نمک و ذرات اضافی آن را شامل می‌شود (1). دفتر همکاری­های زیست­محیطی وابسته به سازمان ملل متحد (1977 میلادی) بیابان را اکوسیستم­های تخریب‌شده‌ای نامیده که تولید و توده زنده حیاتی آن‌ها کم شده و یا از بین رفته باشد. و این امر علاوه بر شرایط آب و هوایی به عوامل دیگری نیز چون زمین­شناسی، توپوگرافی، منابع آب و خاک به‌ویژه دخالت انسان در محیط بستگی دارد (2). بیابان‌زایی تخریب اراضی در مناطق خشک، نیمه­خشک و نیمه مرطوب ناشی از تغییرات اقلیم و فعالیت­های انسانی تعریف شده است (3 و 4). حدود 6/45 میلیون کیلومترمربع اراضی بیابانی شده در جهان وجود دارد، که 35 درصد خشکی­های کره زمین را به خود اختصاص داده است. و در بیش از 100 کشور و 108×8.5 مردم جهان را تحت تأثیر قرار داده است (5، 6 و 7). از دست دادن زمین‌های قابل کشت ۳٠ تا ۳۵ برابر نرخ تاریخی برآورد شده است. سالانه ١٢ میلیون هکتار زمین (٢٣ هکتار در دقیقه) در نتیجه خشک‌سالی و بیابان‌زایی از بین می­رود، فضایی که می‌توانست محل رشد ٢٠ میلیون تن غلات باشد. 74 درصد از مردمان فقیر در سراسر جهان (٤٢ درصد بسیار فقیر و ٣٢ درصد قشر متوسط رو به فقیر) به‌طور مستقیم تحت تأثیر تخریب زمین قرار می­گیرند. بیابان‌زایی یک مسأله جهانی، با پیامدهای جدی برای تنوع زیستی، ایمنی محیط‌زیست، ریشه‌کنی فقر، ثبات اجتماعی- اقتصادی و توسعه پایدار در سراسر جهان می‌باشد (8). بیابان واژه نامأنوسی در ایران و بسیاری از سرزمین­های خشک و کم­آب جهان نیست؛ ولی بیابانی­شدن (بیابان‌زایی) برای بسیاری از ساکنین ایران و حتی ساکنین مناطق نیمه­خشک تا مرطوبِ جهان واژه­ای ناشناخته و حیرت­آور است (9). در اجلاس سال 1992 میلادی جامعه ملل در باب محیط‌زیست و توسعه بیابان‌زایی را تخریب اراضی در مناطق خشک، نیمه­خشک و نیمه­مرطوب-خشک تعریف نمود که به­وسیله عوامل گوناگونی ازجمله تغییرات اقلیمی و فعالیت­های انسانی رخ می­دهد (10). طبق بررسی­های صورت گرفته توسط [7]IFAD، بیابان‌زایی 40 درصد از کل اراضی زمین را تهدید نموده و سالانه 12 میلیون هکتار از اراضی را زیر تأثیر مستقیم خود قرار می­دهد. این پدیده سالانه 42 میلیارد دلار به اقتصاد جهانی زیان رسانده و حدود دو میلیارد نفر از مردم جهان با این پدیده روبرو بوده و سالانه موجب مهاجرت پنج میلیون نفر از شهر و کاشانه خود می­شود (11). جهت ارزیابی بیابان­زایی تحقیقات مختلفی در داخل و خارج کشور صورت گرفته که منجر به ارایه مدل­های منطقه­ای فراوانی شده است از آن جمله می­توان به مدل IMDPA –که یکی از جدیدترین مدل­های بیابان­زایی است- اشاره کرد. پس از نهایی شدن متن کنوانسیون بین­المللی مقابله با بیابان‌زایی در ژوئن 1994، ایران یکی از اولین کشورهایی بود که عملاً از دی‌ماه سال 1375 به عضویت این کنوانسیون درآمد. ازجمله اقداماتی که می­بایست برای ایجاد امکان اجرای برنامه اقدام ملی و مقابله با بیابان‌زایی انجام گیرد تعیین شاخص­ها و معیارهای بیابان‌زایی کشور بود. ایجاد امکان مدیریت این پدیده با تکیه‌بر شرایط خاص اکولوژیکی، اجتماعی، اقتصادی و فرهنگی کشور، در قالب طرح ملی تعیین شاخص­ها و معیارهای بیابان‌زایی توسط دفتر تثبیت شن و بیابان‌زدایی سازمان در سال 1383 و توسط دکتر حسن احمدی و با مشارکت 35 نفر از اساتید و محققین برجسته کشور نهایی و تدوین شد و به دنبال آن مدل IMDPA با نه معیار و 35 شاخص بیابان‌زایی معرفی گردید (12). مدل مذکور پرکابردترین مدل در ارزیابی خطر بیابان‌زایی ایران می­باشد. از مزایای این مدل علی­رقم جدیدتر بودن و تطابق با شرایط بیابان­های داخلی ایران می­توان به استفاده از میانگین هندسی و سیستم اطلاعات جغرافیایی اشاره کرد که با استفاده از ضرب نقشه­ها در محیط GIS خطای کاربر را به حداقل می­رساند.

ابریشم (1383) وضعیت فعلی بیابان­زایی حوضه فخرآباد – مهریز، واقع در استان یزد را بر اساس روش­های مدالوس تغییر یافته[8]، ICD و MICD به‌طور جداگانه ارزیابی و نقشه مربوط به هر یک را تهیه کرد؛ و بر اساس نتایج به‌دست‌آمده، منطقه مورد مطالعه را جزء بیابان­های طبیعی محسوب و نقش عوامل انسانی را در بیابان­زایی منطقه بسیار کم گزارش کرد (13). رضایی‌راد (1387) با استفاده از مدل IMDPA و تأکید بر معیارهای خاک، آب و آبیاری، پوشش گیاهی و اجتماعی – اقتصادی، پتانسیل بیابان‌زایی حوضه چشمه‌خان را مورد بررسی قرار داد. نتایج نشان داد که منطقه مورد مطالعه تحت دو کلاس کم و ناچیز (51/36 درصد) و متوسط (49/63 درصد) قرار دارد. از بین معیارها، معیار پوشش گیاهی مساحت بیشتری را به کلاس شدید اختصاص داده و معیار آب و آبیاری کمترین نقش را در بیابان‌زایی منطقه داشتند (14). نیکو (1390) برای شناخت عوامل مؤثر در تخریب اراضی، پتانسیل بیابان‌زایی را بر اساس روش IMDPA و با دخیل تمام معیارها و شاخص‌های مربوطه مورد ارزیابی قرار داد. بر اساس نتایج به‌دست‌آمده معیارهای زمین‌شناسی و ژئومورفولوژی و آب به ترتیب با ارزش‌های عددی 71/2 و 51/2 هر دو با بیابان‌زایی شدید مهم‌ترین معیارهای بیابان‌زایی معرفی شدند. در مجموع شدت و وضعیت فعلی بیابان‌زایی در منطقه‌ی مورد مطالعه با ارزش عددی 27/2 متوسط و در آستانه‌ی افزایش کلاس بیابان‌زایی (شدید)، ارزیابی شد. همچنین مهم‌ترین عوامل بیابان‌زایی در منطقه شامل فقر پوشش گیاهی و درصد کم سنگ و سنگریزه، توان طبیعی کم منطقه جهت کشاورزی و دامداری سنتی، برداشت بی‌رویه از آب‌های زیرزمینی، دارا بودن اقلیم فراخشک و آبیاری و کشاورزی غیر اصولی معرفی کرد (15). ذوالفقاری و همکاران (1390) با استفاده از روش IMDPA، حساسیت اراضی دشت سیستان به بیابان‌زایی را مورد ارزیابی قرار دادند. برای این منظور پس از بررسی و ارزیابی­های اولیه، چهار معیار اقلیم، پوشش گیاهی، خاک و فرسایش بادی به‌عنوان مهم­ترین معیارهای مؤثر در بیابان‌زایی منطقه در نظر گرفته و ارزش‌دهی شد. نتایج حاصل از این ارزیابی نشان داد 09/51 درصد منطقه از نظر درجه بیابان‌زایی در کلاس متوسط و 09/45 درصد آن در کلاس شدید قرار دارد. معیار فرسایش بادی با ارزش عددی 67/1 بیش­ترین تأثیر و معیار خاک با ارزش عددی 34/1 کم­ترین تأثیر را در بیابان‌زایی منطقه دارد (16). سیلاخوری (1393) خطر بیابان‌زایی در منطقه مزینان سبزوار را با استفاده از معیار خاک مدل ESAs مورد پهنه­بندی قرار داد و در نهایت معیارهای زهکشی و درصد سنگریزه­ی سطحی را مؤثرترین شاخص­ها در منطقه معرفی کرد. بیش­ترین سطح منطقه مزینان در کلاس شکننده قرار گرفت (17). هاشمی و همکاران (1390)، پتانسیل بیابان­زایی در دشت سیستان را با استفاده از مدل IMDPA مورد ارزیابی قرار دادند و در نهایت 6/63 درصد از منطقه را در کلاس متوسط طبقه­بندی کردند و معیار اقلیم را با ارزش عددی 88/3 مؤثرترین عامل در شدت بیابانزایی منطقه عنوان کردند (18). ولی و همکاران (1394) شدت بیابانزایی حوضه­ی مسجدسلیمان را با استفاده از مدل IMDPA مورد ارزیابی قرار دادند. نتایج تحقیق ایشان نشان داد که بیش­ترین پراکنش منطقه در کلاس متوسط قرار دارد و معیار اقلیم را مهمترین عامل در بیابانزایی منطقه عنوان کردند (19). پروری و همکاران (2011) برای تهیه نقشه بیابانزایی بستر خشک هامون از مدل ESAs استفاده کردند و این­طور نتیجه گرفتند که 2/48 درصد منطقه در طبقه بحرانی متوسط قرار دارد (20). النا توپا[9] و همکاران (2013)، حساسیت به بیابانزایی دو منطقه نیمه شهری جنوب صحرای اوآگادوگو (بورکینافاسو) و سنت لوئیس (سنگال) را با استفاده از روش اصلاح شده ESAs مورد بررسی قرار دادند و بخش شمالی منطقه سنت لوئیس را با حساسیت بحرانی به بیابانزایی معرفی کردند؛ و در نهایت نقشه بیابانزایی توسعه یافته را ابزاری ارزشمند برای ترویج مدیریتی کارآمدتر از مناطق آسیب­دیده و جهت­یابی مؤثر برای سیاست­های پیشگیری از بیابانزایی قلمداد کردند (21).

هدف از این پژوهش ارزیابی خطر بیابانزایی در منطقه سبزوار توسط نه معیار مدل IMDPA است.

روش­شناسی تحقیق

مشخصات منطقه مورد مطالعه

منطقه مورد مطالعه با وسعت 85/467739 هکتار بین عرض‌های //45 /29 360 و //43 /44 350 و طول­های //38 /43 560 و //16 /20 560 جغرافیایی قرار دارد. از نظر تقسیمات سیاسی جزء شهرستان سبزوار از استان خراسان رضوی می‌باشد که قسمت بزرگ آن در حوضه کویر مرکزی ایران واقع شده است (شکل 1). ارتفاع منطقه از حدود 796 متر در پلایا تا 1701 متر در کوهستان تغییر می‌کند. آبراهه اصلی آن رودخانه کال شور سبزوار با جهت شرق به غرب می‌باشد. میانگین بارندگی منطقه از حدود 120 میلیمتر در مناطق بیابانی تا نزدیک به 400 میلی­متر در مناطق کوهستانی (ارتفاعات جغتای) متفاوت است. تبخیر منطقه از 2700 تا 3000 میلیمتر تغییر می­کند. از مراکز جمعیتی مهم این منطقه می‌توان به دو شهر داورزن و روداب اشاره کرد (22).


 

 


شکل 1- نقشه موقعیت منطقه مورد مطالعه در شهرستان سبزوار و استان خراسان رضوی

Figure 1- Location of the study area in Khorasan Razavi province

 


روش تحقیق


تهیه نقشه واحدهای کاری (رخساره­های ژئومورفولوژی)

برای تهیه نقشه واحدهای کاری مراحل زیر صورت گرفت: با استفاده از نقشه توپوگرافی و نرم افزار ILWIS نقشه شیب تهیه شد. سپس ورقه­های زمین­شناسی داورزن، احمدآباد، دارین و باشتین در مقیاس 1:100000 که توسط سازمان زمین­شناسی تهیه شده بود، رقومی شد تا مورد استفاده قرار گیرد. برای تفسیر بصری واحدهای فتومورفیک از تصاویر ماهواره‌ای (سال 2011 میلادی) سنجنده TM مربوط به گذر 161 و ردیف 35 و سایت Google Earth استفاده شد. در نهایت از تلفیق نقشه­های ذکر شده، نقشه رخساره­های ژئومورفولوژی بدست آمد.

ارزیابی وضعیت بیابانزایی با استفاده از مدل IMDPA

روش IMDPA، شدت بیابانزایی را در غالب چهار گروه و به کمک نُه معیار: اقلیم، آب و آبیاری، زمین و ژئومورفولوژی،

 

خاک، فرسایش (آبی و بادی)، پوشش گیاهی، کشاورزی، اقتصادی و اجتماعی و توسعه شهری و صنعتی مورد ارزیابی قرار می­دهد. در این مدل ارزیابی را از شاخص­های هر معیار آغاز می­کنند (رابطه 1). شاخص­ها در هر واحدکاری بر اساس میزان تأثیرشان در بیابانزایی، وزنی بین 0 تا 4، دریافت کردند. در ادامه ارزش­های عددی تولید شده شاخص­ها در واحدهای کاری در نرم افزار Arc GIS تبدیل به نقشه­های موضوعی شد (23). هر نقشه که نشان­دهنده وضعیت بیابانزایی شاخص مربوط بود، در چهار کلاس کم، متوسط، شدید و خیلی شدید طبقه­بندی شد (جدول 1). هر یک از معیارها،
معیار کیفیت[10] نام­ دارد و با Q مشخص شده است. ارزش هر معیار از میانگین هندسی شاخص­های آن معیار به­دست می­آید؛ به عنوان مثال ارزش معیار اقلیم با استفاده از رابطه 1 بدست آمد (23):

رابطه 1

 

: QC ارزش معیار اقلیم

: QC1 ارزش شاخص بارش سالانه

: QC2 ارزش شاخص خشکی

: QC3 ارزش شاخص مدت خشکسالی

درباره سایر معیارها نیز به همین منوال عمل شد؛ یعنی ارزش هر معیار از میانگین هندسی شاخص­های آن معیار بدست آمد.

نحوه محاسبه ارزش کل پتانسیل بیابانزایی

همان طور که در معیار اقلیم بیان شد از ریشه n ام شاخص‌های هر معیار، ارزش آن معیار (Q) و از ریشه n ام ارزش­های معیارهای مربوط به هر یک از گروه‌ها، ارزش آن گروه مشخص می­شود. در نهایت از ریشه n ام ارزش­های هر یک از گروه‌های 4 گانه بر اساس رابطه 2 ارزیابی کلی پتانسیل بیابانزایی (DPAi) حاصل خواهد شد که نشان دهنده وضعیت بیابان زایی می‌باشد (23).

رابطه 2

 

که در آن:

Q1: ارزش گروه آب و اقلیم

Q2: ارزش گروه زمین و ژئومورفولوژی

Q3: ارزش گروه پوشش زمین و ژئومورفولوژی          

 Q4: ارزش گروه انسانی

گروه آب هوا (Q1)

همان­طور که در شکل 2 مشاهده می­کنید، ارزش گروه آب و هوا از میانگین هندسی دو معیار «اقلیم» و «آب و آبیاری» بدست آمد.

معیار اقلیم

کیفیت اقلیم از نظر بیابانزایی، میانگین هندسی شاخص‌های بارندگی و شاخص خشکی است و از رابطه 1 بدست آمد.

معیار آب و آبیاری

برای تهیه نقشه این معیار از میانگین هندسی دو شاخص هدایت الکتریکی و سیستم آبیاری استفاده شد.

گروه زمین (Q2)

این گروه از میانگین هندسی دو معیار «زمین شناسی و ژئومورفولوژی» و «خاک» بدست آمد.

 

 

جدول 1- طبقه­بندی کلاس­های بیابانزایی در مدل IMDPA

Table 1- Desertification hazard classification in IMDPA model

کلاس

دامنه اعداد

علامت

کم و ناچیز

59/1-0

I

متوسط

59/2-6/1

II

شدید

59/3-6/2

III

خیلی شدید

4-6/3

IV

 

 

 

 

شکل 2- نمودار نحوه محاسبه شدت بیابانزایی بر اساس معیارها و گروه­ها به روش IMDPA

Figure 2-Desertification intensity calculation method based on the criteria and groups

 

 


معیار زمین­شناسی و ژئومورفولوژی

شاخص­هایی که برای این معیار مورد استفاده قرار گرفت، نوع بهره­برداری از زمین، شیب و حساسیت سنگ بود.

معیار خاک

نقشه خطر بیابانزایی معیار خاک از میانگین هندسی سه شاخص هدایت الکتریکی، عمق خاک و بافت خاک تهیه شد.

معیار فرسایش

معیار فرسایش از میانگین هندسی دو زیر معیار خود، یعنی فرسایش آبی و فرسایش بادی بدست آمد:

 فرسایش آبی

شاخص­های مورد استفاده برای فرسایش آبی، رخساره­های فرسایشی، درصد اراضی لخت و تعداد روزهای با شاخص طوفانی گرد و غبار می­باشد.

فرسایش بادی

این زیرمعیار، از شاخص­های تراکم فرسایش آبی، استفاده از اراضی و تراکم تاج پوشش گیاهی تشکیل شده است.

گروه پوشش زمین (Q3)

این گروه از میانگین هندسی معیارهای «پوشش گیاهی» و «کشاورزی» بدست آمد:

معیار پوشش گیاهی

برای این معیار از شاخص­های بهره­برداری از پوشش، وضعیت پوشش و تجدید پوشش گیاهی استفاده شد.

معیار کشاورزی

از میان عوامل مختلف و مؤثر بر معیار بیابانزایی کشاورزی، سه عامل شاخص­های الگوی کشت، عملکرد محصولات و کاربرد نهاده­ها به عنوان شاخص‌های اصلی مؤثر در تخریب سرزمین و بیابانزایی مورد بررسی قرار گرفت.

گروه انسانی (Q4)

این گروه از میانگین هندسی دو معیار «مسایل اقتصادی – اجتماعی» و «توسعه صنعتی و شهری» بدست آمد.

معیار مسائل اقتصادی اجتماعی

برای بدست آمدن نقشه خطر بیابانزایی بر اساس این معیار، از شاخص­های «جمعیت»، «فقر» و اقتصاد»، «عوامل نهادی» و «تشکل و مشارکت» استفاده شد.

معیار توسعه صنعتی و شهری

و در نهایت برای معیار توسعه صنعتی و شهری از شاخص­های تبدیل اراضی و تراکم جاده و معدن استفاده شد.

 

 

شکل3- نمودار جریانی مراحل انجام پژوهش

Figure 3- Flowchart of research steps

 


نتایج


واحدهای کاری (رخساره‌های ژئومورفولوژی)

با ادغام و تفسیر بصری نقشه‌ها، 4 واحد، 10 تیپ و 96 رخساره در 261 تکرار بدست آمد. واحد کاری «مخروط­فکنه با فرسایش آبراهه­ای» (کد واحد کاری: 36) با