بررسی عوامل موثر بر مدیریت بصری دید‌ها و چشم‌انداز‌ها به سمت ابنیه با ارزش تاریخی – عملکردی (مطالعه موردی: منظر خیابانی آستانه سید علاالدین حسین شیراز)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه مازندران *(مسوول مکاتبات)

2 استادیار بخش شهرسازی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

10.22034/jest.2019.14557

چکیده

چکیده
زمینه و هدف: امروزه هویت بخشی به حوزه­های شهری از طریق حفظ، ارتقا شخصیت و توانمند­سازی (عملکردی و فرمی) بناهای با ارزش تاریخی عملکردی، که به عنوان نشانه در خاطره جمعی و تصویر ذهنی انسان­ها از جایگاه ویژه­ای برخوردارند، امری با ارزش در مباحث طراحی شهری است. در این زمینه به نظر می­رسد اتخاذ تدبیری که فرصت دید به این ابنیه را فراهم آورد و کیفیت نفوذ پذیری بصری را به محیط قرارگیری این ابنیه ببخشد، از راهکار­های توانمند سازی این بنا­ها به حساب می­آید.
روش بررسی: در این تحقیق از روش­ تحقیق توصیفی-تحلیلی و شیوه­های تحقیق مرور متون و منابع و اسناد تصویری در بستر مطالعات کتابخانه­ای و همچنین از روش تحقیقی موردی و شیوه تحقیق مشاهده و مصاحبه در بستر مطالعات میدانی استفاده شده­است. همچنین منظر خیابانی آستانه سید علاءالدین حسین واقع در بافت قدیم شیراز به عنوان مطالعه موردی این تحقیق معرفی و ویژگی­های آن تحلیل شده­است.
یافته­ها: نتایج این تحقیق نشان می­دهد که دیدها و چشم­انداز­ها، به عنوان انگاره­های اصلی سازمان بصری و منظر شهری، عناصری هستند که می­توانند از طریق قانونمندی­هایی، زمینه نفوذپذیری بصری بناهای با ارزش تاریخی عملکردی را فرهم آورند.
نتیجه­گیری: تحقیق پیش رو ضمن تدقیق مفاهیم مرتبط با چشم­انداز­های شهری و جایگاه آنها در مدیریت و مطالعات بصری، به تحلیل قانون­مندی­های جهانشمول حاکم بر طراحی هدفمند و آگاهانه چشم­انداز­ها به سوی ابنیه با ارزش تاریخی – عملکردی درون شهری پرداخته ­است. همچنین با بهره­گیری از قانون­مندی­های تدقیق شده، راهکار­هایی به منظور بهبود کیفیت منظر خیابانی آستانه سید علاءالدین حسین شیراز ارائه گردیده­است.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست، دورهبیست و یک، شماره سه، خرداد ماه 98

                                        

 

بررسی عوامل موثر بر مدیریت بصری دید­ها و چشم­انداز­ها به سمت ابنیه با ارزش تاریخی عملکردی (مطالعه موردی:  منظر خیابانی آستانه سید علاالدین حسین شیراز)

 

فریال احمدی [1] *

f.ahmadi@umz.ac.ir

علی ­رضا صادقی [2]

 

 

تاریخ دریافت:11/2/89

تاریخ پذیرش:27/6/89

 

چکیده

زمینه و هدف: امروزه هویت بخشی به حوزه­های شهری از طریق حفظ، ارتقا شخصیت و توانمند­سازی (عملکردی و فرمی) بناهای با ارزش تاریخی عملکردی، که به عنوان نشانه در خاطره جمعی و تصویر ذهنی انسان­ها از جایگاه ویژه­ای برخوردارند، امری با ارزش در مباحث طراحی شهری است. در این زمینه به نظر می­رسد اتخاذ تدبیری که فرصت دید به این ابنیه را فراهم آورد و کیفیت نفوذ پذیری بصری را به محیط قرارگیری این ابنیه ببخشد، از راهکار­های توانمند سازی این بنا­ها به حساب می­آید.

روش بررسی: در این تحقیق از روش­ تحقیق توصیفی-تحلیلی و شیوه­های تحقیق مرور متون و منابع و اسناد تصویری در بستر مطالعات کتابخانه­ای و همچنین از روش تحقیقی موردی و شیوه تحقیق مشاهده و مصاحبه در بستر مطالعات میدانی استفاده شده­است. همچنین منظر خیابانی آستانه سید علاءالدین حسین واقع در بافت قدیم شیراز به عنوان مطالعه موردی این تحقیق معرفی و ویژگی­های آن تحلیل شده­است.

یافته­ها: نتایج این تحقیق نشان می­دهد که دیدها و چشم­انداز­ها، به عنوان انگاره­های اصلی سازمان بصری و منظر شهری، عناصری هستند که می­توانند از طریق قانونمندی­هایی، زمینه نفوذپذیری بصری بناهای با ارزش تاریخی عملکردی را فرهم آورند.

نتیجه­گیری: تحقیق پیش رو ضمن تدقیق مفاهیم مرتبط با چشم­انداز­های شهری و جایگاه آنها در مدیریت و مطالعات بصری، به تحلیل قانون­مندی­های جهانشمول حاکم بر طراحی هدفمند و آگاهانه چشم­انداز­ها به سوی ابنیه با ارزش تاریخی – عملکردی درون شهری پرداخته ­است. همچنین با بهره­گیری از قانون­مندی­های تدقیق شده، راهکار­هایی به منظور بهبود کیفیت منظر خیابانی آستانه سید علاءالدین حسین شیراز ارائه گردیده­است.

واژه­های کلیدی: دید­ها و چشم­انداز­ها، ابنیه با ارزش تاریخی عملکردی، محور بصری، آستانه سید علاءالدین حسین شیراز

 

 

J. Env. Sci. Tech., Vol 21, No.3,May, 2019

 

 

 

 

 


Investigation of the Factors Affecting Visual Management of Views and Vistas within the Historical - Functional Valuable Buildings (Case Study: Streetscape of Seyyed Alaedin Hossein Shrine, Shiraz)

 

Ferial Ahmadi [3]  *

f.ahmadi@umz.ac.ir

Ali Reza Sadeghi [4]

Admission Date: September 18, 2010

Date Received: May 1, 2010

 

Abstract

Background and Objective: Nowadays, giving identity to urban areas through preserving, promoting the character and empowerment (function and form) of the buildings with historical–functional value, which has a prominent role as a symbol in collective memory and mental status of people, is of high importance in urban design discussion. Seemingly, taking an action which provides these buildings with the opportunity to be viewed and provides their position and environment with the quality of visual permeability, can be considered as one of the empowerment strategies for these buildings.

Method: In this study, a descriptive-analytical method with literature review of the resources and documents in the context of visual studies and also case study by interview and observation methodology in the field studies have been used. Also, the streetscape of Seyyed Alaedin Hossein Shrine in historical and traditional district of Shiraz was analyzed.

Findings: The results of this paper showed that the views and vistas, as the main elements of urban landscape visual system, are the elements which can facilitate the visual permeability in the buildings with historical–functional value through regulations.

Discussion and Conclusion: This study represents the concepts related to views and vistas and their role and position in visual management and visual studies. Also, this study reviews the universal rules for purposeful and conscious design of views on the buildings with historical-functional value within the city. In this paper, using the verified regulations, the strategies for improving the quality of the streetscape of Seyyed Alaedin Hossein Shrine in Shiraz have been presented.

 

Keywords: Views and vistas, Valuable buildings (historical functional), Visual axis, Seyyed Alaedin Hossein Shrine in Shiraz.

 

مقدمه

 

صاحب­نظران­ سه مقیاس کلان، میانی و خرد را برای مطالعات بصری در شهر در نظر گرفته­اند. مطالعات بصری سطح شهر در قالب مطالعات منظر کلان به بررسی قابلیت های بصری سطح کل شهر می­پردازد؛ و در مقیاس میانی به هویت و قابلیت و خصائص مناطق می­پردازد (1). اما به نظر میرسد مطالعات مربوط به ارتقا کیفیت دید­ها و چشم­انداز­ها در مقیاس خرد این تقسیم بندی قرار می گیرد؛ جایی که در آن به تشخیص هویت کیفیت های دید و منظر فضاهای شهری- که سازنده­ی هویت شهر است- پرداخته می شود. همچنین در چارچوب مدیریت دید و منظر شهر لندن انواع دید و منظر شهری، در چهار گروه تقسیم بندی شده­اند: دید و منظر گسترده؛ چشم­اندازهای درونی دورنماها؛ چشم­اندازهای منظر شهری؛ و دیدها و مناظر خطی از نمادها و نشانه­ها (2). بر این اساس، محورهای دید در گروه مناظر خطی از نمادها جای می­گیرند و ارائه دهنده یک موضوع تعریف شده مجرد هستند که متمرکز بر یک عنصر معماری با اهمیت و یا نماد فرهنگی شهر می­باشند.

تحلیل و ارزیابی دید­ها و چشم­انداز­های شهری چون محور­های دید، یا مخروط­های بصری و یا دیدرو­ها در طراحی شهری، زیر­مجموعه­ای از مباحث مربوط به ارزیابی کیفیت دید و منظر شهری به شمار می­آیند. در این مباحث توجه اصلی معطوف به جنبه­های فرمی، ظاهری و زیبایی محیط و تاثیری که این جنبه­ها بر ذهن ناظر و به خصوص بر تصویر ذهنی و نقشه شناختی او برجا می­گذارند است (3). از این نظر، آگاهی از کیفیت­های خاص هر محیط که پتانسیل تاثیر گذاری بر ذهنیت ناظر را دارند، نقش اساسی در طراحی دید و منظر شهری مطلوب و ارتقا کیفیت اجزا آن دارد. از سوی دیگر حفظ، مرمت و شخصیت بخشی به عناصر با ارزش- چه تاریخی و چه عملکردی- که موجبات ارتقا خوانایی حوزه­های شهری و هویت بخشی، نه تنها به ناحیه­ای محدود، بلکه به کل محیط یک شهر را فراهم می آورند، از اصول پذیرفته شده در مباحث طراحی شهری است. نقش این عناصر در ایجاد حس مکان امری غیر قابل انکار است. این نقش به گونه­ای است که برخی صاحب نظران، از جمله آلدو روسی مبتکر نظریه تداوم، از بناهای تاریخی با ارزش  به عنوان یکی از مهمترین عوامل تداوم در طراحی شهری نام می­برند (4). از اینرو در این نوشتار سعی بر آن است تا با بازشناخت مفاهیم مرتبط با چشم­انداز­ها در شهر، به عنوان یکی از انگاره­های تحلیل و ارزیابی بصری حوزه­های شهری در طراحی شهری، چگونگی پیوند و رابطه آن با ابنیه با ارزش تاریخی- عملکردی تدقیق شود. همچنین با معرفی و تحلیل دید و چشم­انداز  منتهی به آستانه سید علاالدین حسین شیراز و ارائه راهکار­هایی جهت بهبود کیفیت بصری و عملکردی این محور دید با توجه به معیار­های جهانشمول حاکم بر طراحی شهری آگاهانه محور­های دید، سعی شده است زمینه تفاهیم، گفتگوی متقابل و امتزاج مبانی نظری طراحی شهری با کالبد، محیط و فرهنگ ایرانی فراهم گردد. در زمینه مطالعه موردی این تحقیق باید گفت که بافت قدیم شیراز با حیاتی هزار ساله، مجموعه فرهنگی بسیار عظیمی است که بناها و اماکن تاریخی - مذهبی شاخص و فضاهای عمومی منحصر به فردی را در درون خود جای داده است. این بافت که گسترشی تدریجی و ارگانیک همراه با تبعیت از قانونمندی­های مشخصی را تجربه کرده است، امروزه فضایی است که بین موقیعت دروازه اصفهان، خیابان فردوسی، خیابان سعدی، خیابان داریوش (توحید)، خیابان قاآنی موقعیت دروازه کازرون، خیابان جنت، خیابان سیبویه، موقعیت فلکه خاتون، خیابان کشتارگاه، خیابان کودک و خیابان تیموری واقع می­شود (5). اما در دل این بافت کهن و در جنوب شرقی شیراز قدیم، مجموعه­ای با ارزش عملکردی قرار دارد که موضوع بحث حاضر است. مجموعه­ی آستانه از بقاع متبرکه و مقدسه­ای است که در محله بالا کفتِ بافت قدیم شیراز واقع شده است. این بقعه مدفن حضرت سید علاءالدین حسین، فرزند امام موسی کاظم (ع) و برادر حضرت شاه چراغ (ع) است که در اواخر قرن دوم هجری قمری در شیراز شهید شده و در مکان فعلی که در گذشته باغی بوده، به خاک سپرده شده­است (6). اگرچه بنای اولیه آرامگاه در زمان قلتغ خان حاکم فارس در دوره اتابکان ساخته شده، اما شالوده اصلی بنای فعلی، تزیینات، کاشی­کاری و گنبد­سازی آن در دوره صفویه و به سال 943 هجری قمری شکل گرفته است. این بنا سپس در در دوره قاجاریه تعمیر و ترمیم اساسی شده­است که این تعمیرات در سال­های بعد از 1316 تا 1331 هجری شمسی ادامه یافته است. (7). این مجموعه در حال حاضر شامل بقعه و حرم حضرت سید علاالدین حسین، مدرسه تاریخی نظامیه، آرامگاه سید عبدالله حجاب (ضیاءالسلطان) و برج ساعت است. مجموعه به علت قرار گیری بین دو خیابان اصلی شرقی- غربی لطفعلی خان زند و سیبویه ( خیابان دور شهر سابق) از پتانسیل نفوذ­پذیری کالبدی بالایی برخوردار است (8). عملکرد مذهبی ویژه مجموعه، موقعیت قرار گیری آن در دل بافت تاریخی شیراز و در رابطه متعامل، پویا و هم زمان با بافت مسکونی کهن پیرامون و بناها و فضاهای سازنده استخوانبندی اصلی شهر قدیم شیراز، به واقع منحصر به فرد است و مجموعه را واجد پتانسیل جدی برای عملکرد به عنوان نماد و نشانه­ای شهری در مقیاس محله، بخشی از شهر و حتی کل شهر شیراز کرده است. در این بین آنچه این نوشتار قصد پرداختن به آن را دارد، محور دید منحصر به فردی است که از خیابان سیبویه - به عنوان حد پایین بافت قدیم شیراز - و از طریق خیابان حسینی (آستانه جنوبی) به این بنای با ارزش  تاریخی– عملکردی وجود دارد.

در زمینه تعریف دید­ها و چشم­انداز­های خطی باید گفت که محور دید، یک عرصه یا پهنه سه بعدی است که از یک نقطه دید  شروع و بسوی موضوعی شاخص یا کیفیتی بصری امتداد می­یابد (9). منظور از نقطه دید در اینجا مکانی است که قابلیت ارائه احساسی لذت بخش از دید و منظر را به انسان داراست (10). این نقطه می­تواند مکانی متشکل از سلسله­ای از نقاط دید مطلوب پیوسته و متعامل باشد و یا تنها یک نقطه خاص و منحصر به فرد را شامل شود. میزان پهنا و عمق هر محور دید، که مقدار فضایی که باید به دیده ­آید را تعریف می­کند، بستگی مستقیم به کیفیت و نقطه­ای دارد که محور دید آن را مورد تاکید قرار می­دهد و در مرکز توجه محور دید قرار دارد. (11). همچنین محور­های دید، خطوط مستقیمی هستند که ارتباط بصری را بین دو نقطه نسبتا دور از طریق یک کانال ارتباط بصری و حداقل یک عنصر برجسته برقرار می سازند. این محور­ها چارچوبی برای برای پایه گذاری یک شهر به خاطر سپردنی و تاریخی فراهم می­آورند. این محور­ها می توانند از عوارض طبیعی به شکل شگفت­آوری استفاده کنند. (12). به نظر می­رسد طراحی هدفمند و از پیش اندیشیده شده­ محورهای دید به سمت نشانه­ها و نمادهای شهری و یا ارزش­های بصری، موجبات ارتقا حس جهت­یابی شهروندان در شهر را فراهم ­سازد. این حس خوشایند ناشی از سهولت شناخت و تشخیص موقعیت در محیط و فضا، در ارتقا میزان خوانایی و ادراک بصری این ارزش­ها توسط ناظر فضا و نظم بخشی کالبدی – بصری به محدوده و حوزه قرارگیری این ارزش­ها و به تبع آن هویت و شخصیت بخشی به حوزه­هایی از شهر و ایجاد حس مکان تاثیر قابل توجهی دارد. در این زمینه و برای این اثر گذاری کیفیاتی از محیط باید ارتقا و یا حتی کاهش یابند. شناخت این کیفیات در حال تغییر و سازماندهی و نظارت بر آن­ها در جهت نیل به اهداف مذبور- که نتیجه برقراری آن­ها ساماندهی بصری و کالبدی و هویت بخشی به حوزه­های شهری است- بر عهده مدیریت بصری شهر است. در واقع مدیریت بصری شهری را می­توان فرآیند برنامه­ریزی، سازماندهی و نظارت بر محیط­ و فرم شهر، به منظور کمک به ادراک و تجربه قوی­تر ناظرین در فضا و ایجاد تصویر ذهنی منسجم و پیوسته از شهر در ذهن شهروندان، در حین عدم کاستن از شگفت انگیزی و راز آمیزی محیط تعریف کرد (13). فرآیند شناسایی، پهنه­بندی و حفاظت از محور­های دید، بر اساس چارچوب مدیریت دید و منظر شهر لندن، فرآیندی سه مرحله­ای است. در مرحله یک به تشخیص محورهای بصری و حوزه­بندی آن پرداخته می­شود؛ در مرحله دو، تشخیص مناظر خطی (محورهای بصری) به نشانه ها در دستور کار قرار می­گیرد؛ و در مرحله سه، به تحلیل مناظر خطی و پهنه بندی آن پرداخته می­شود. در مرحله تحلیل و پهنه بندی، ضمن تدقیق نماد و نشانه، پس زمینه، حوزه و پهنه استقرار محور دید، مخروط دید و مخروط دید جانبی به عنوان عناصر و مولفه­های اصلی دید و منظر در محورهای دید، به پهنه بندی عرصه محور بصری به سه حوزه پیش زمینه، بستر میانی و پس زمینه پرداخته می­شود؛ سه حوزه­ای که دارای ضوابط و الزامات طراحی متفاوت برای یک طراح شهری هستند. (2). در ادامه به منظور ثبت عرصه­ها و دامنه­های حفاظتی در برنامه توسعه به عنوان حریم و ضابطه، لازم است ابتدا ابعاد کیفی و محتوای بصری تعیین شده ممیزی و ارزیابی شود. براین اساس در قدم نخست عرصه های قابل ممیزی و ارزیابی داخل منظر تعیین و سپس وضعیت نماد در مناظر استراتژیک نسبت به پس زمینه و پیش زمینه از مکان­ها و کانونی­های مختلف عرصه عمومی ممیزی می شود. درنهایت پهنه چشم­انداز حفاظتی به عنوان ضابطه تعیین و تثبیت می گردد. در آن صورت ساخت و سازهای داخل حریم منظر ضابطه مندی خواهد شد. لازم به توضیح است که پهنه های حفاظتی طی اقداماتی به مشاوره عموم نیز گذاشته می شود.(1).

همچنین با دو رویکرد می­توان به تقسیم بندی دید­های خطی و بستر قرار­گیری آن­ها پرداخت. نگاه اول کالبدی - عملکردی و نگاه دوم معنایی- ادراکی و از منظر رابطه متقابل انسان و محیط است. (شکل شماره 1) در رویکرد اول و در سطح کلان، محورهای دید ممکن است در مقیاس­های مختلف و برای مقاصد گوناگون عملکردی و یا شکلی مورد استفاده طراحی شهری قرار گیرند. سه نوع از این محورها را می توان بر حسب مبدا و مقصد آنها مشخص کرد: اول محورهای درون شهری که نقطه­ای در داخل شهر را به نقطه­ای دیگر در داخل شهر و معمولا با استفاده از عناصر برجسته کالبدی نظیر ساختمان ، مجسمه، فواره، و نظایر آن به هم متصل می سازد. اغلب محورهای دید موجود در شهرها از این نوعند. دسته دوم محورهایی هستند که یک نقطه  شهری را به نقطه دوردست خارج از شهر، معمولا یک منظر طبیعی نظیر قله کوه، جنگل، دریاچه، و امثال آن مرتبط می­سازد و بالاخره محورهایی که نقاط خارج از شهر را به نقاط مرکزی شهر متصل می­کنند. هر سه نوع می­توانند به صورت قرینه­ای عمل کنند. یعنی از هر دو طرف محور دید قرار گیرند (12).

 

 

شکل1- سلسله مراتب دید­های محوری شهری. ماخذ: نگارند­گان.

Figure 1. Hierarchy of urban view corridor. Source: Authors

 

 

اما محور های دید درون شهری با توجه به عملکرد، اهمیت، نوع و نقش زیر سیستم­ها و اجزا خود و حوزه عمل و تاثیر­گذاری آنها، طبقه بندی می­شوند. در این تقسیم­بندی سلسله مراتب محورهای دید درون شهری به این قرار است: 1) محور دید شهری در مقیاس کل شهر؛ 2) محور دید در مقیاس حوزه های شهر؛ 3) محور دید در مقیاس مناطق؛ 4) محور دید در مقیاس ناحیه شهری؛ 5) محور دید در سطح و مقیاس محله؛ 6) محور دید در مقیاس کوچه؛ و 7) محور دید در مقیاس مجتمع‌ها. در این سلسله مراتب هر یک از محور­های دید درون شهری باید حاوی کاراکتر و مقیاس مناسب در سطح خود باشد و به شکل مطلوب با شبکه­ای متعامل از محور­های دید در سطوح دیگر در رابطه باشد. اما در رویکرد دوم، محورهای دید بر اساس نوع تعامل و رابطه­ای که با انسان برقرار می­کنند شناخته و طبقه بندی می­شوند؛ در این تقسیم بندی با الهام از سه سطح اصلی رابطه انسان و محیط، سه سطح اصلی برای محور­های دید در نظر گرفته شده است: محور­های دیدی که سبب ایجاد حس تعلق؛ حس دلبستگی؛ و حس تعهد فرد به محور دید و محیطی که محور دید در آن قرار گرفته است می­شوند. در میان این سه سطح اصلی، زیر سطح­ها از این قرارند:  1- بی تفاوتی نسبت به محور دید و محیط قرارگیری آن: در این سطح شخص هیچگونه رابطه­ای با محور دید برقرار نمی­کند و در واقع به وجود آن آگاه نیست؛ 2- آگاهی از قرارگیری در یک محور دید: در این سطح رابطه ناظر و محور دید، فقط به آگاهی به قرار گیری در محور خلاصه می­شود و در فرد هیچ احساسی که او را به محور دید متصل کند، وجود ندارد؛ 3- تعلق به محور دید و محیط قرار گیری آن: در این سطح فرد با محور دید و محیط آن احساس یکی بودن دارد و عنصر­های شاخص­ با ارزش موجود در محدوده برای او با ارزش و مهم هستند؛ 4- دلبستگی به محور دید و محیط قرارگیری آن: در این حالت هویت منحصر به فرد محور دید برای شخص مهم و محور دید و محدودهی قرارگیری آن برای فرد دارای معنا و مفهوم ویژه­ای است؛ 5- یکی شدن با محور دید و درک اهداف و آرمان­های محور دید و محیط قرار گیری آن: در این حالت فرد اهداف، معنا و فلسفه حاکم بر محور دید را به خوبی درک کرده و با آن و محیط قرار گیریش احساس در آمیختگی و پیوستگی می­کند؛ 6- حضور مداوم در محیط قرارگیری محور دید: در این سطح شخص در محیط قرارگیری محور دید حضور فعال و اجتماعی دارد و به صرف وقت، هزینه و ... در این پهنه می­پردازد؛ و 7- مشارکت فعال جهت حفظ محور دید: در این سطح فرد عمیق­ترین تعهد را نسبت به محور دید و محیط آن -به عنوان یک کلیت- و زیرسیستم­های آن چون بدنه­ها و عنصر  پایانی- به عنوان اجزا- احساس می­کند. باتوجه با آنچه گفته شد، مطمئنا هدف غایی طراحان شهری رسیدن به سطحی در طراحی آگاهانه محور­های دید است که استفاده کننده از پهنه محور دید را به مشارکت فعال برای حفظ ارزش­های بصری در محور دید سوق دهد. حالتی که شخص با محیط احساس این­همانی کرده و هویت و معنای آن را درک کند و به محدوده­ای فراتر، چون کل یا قسمتی از یک شهر، تسری دهد.

اما محور دید زمانی می­تواند معرف، ارتقا دهنده و نماد هویت و فرهنگ یک شهر و یا بخشی از شهر باشد که خود در وهله نخست واجد وجهه، هویت و شخصیت منحصر به فرد و قابل تمیز و تشخیص باشد. در­این­باره نگارندگان این نوشتار ویژگی­های زیر را عواملی می­دانند که باید به گونه­ای سازماندهی، طراحی و استفاده شوند که قابلیت­های بصری خاص محور دید را تقویت کنند و هویتی منحصر به فرد برای محور دید و پهنه آن به وجود آورند: 1- توانمندی­های منظر بدنه محور دید که در توجه به قانونمندی­های عمودی و افقی در نمای جداره محور دید- چون خط زمین، خط آسمان و طبقات و ...- نمود می­یابد؛ 2- توانمندی­های موجود در منظر زمین که در استفاده از اختلاف سطوح طبیعی و مصنوع محیط در طراحی سکانس­های محور دید و چگونگی کف­سازی و پردازش سطوح نمود می­یابد؛ 3- توانمندی­های محیط طبیعی که در نوع و چگونگی استفاده از پوشش گیاهی، عناصر و ویژگی­های اقلیمی و بومی و ... نمود می­یابد؛ 4- جلوگیری از یکنواختی فرمی و ایجاد تنوع و تجارب بصری متفاوت به نحوی که برای بیننده حس اکتشاف و لذت کشف فضا را به وجود آید. این مهم در توجه به جزییات و چگونگی سکانس­بندی و مفصل­بندی پهنه محور دید نمود می­یابد؛ 5- نظم، ارتباط و وحدت فضایی، عملکردی و معنایی بین زیر سیستم­های پدیدآورنده محور دید، چون جداره­ها، بدنه­ها، عناصر ابتدایی و پایانی به گونه­ای که محور دید چون یک کلیت واحد عمل نماید؛ 6- نگهداری، مرمت و رسیدگی مداوم به محور دید و پهنه آن و توجه به اثرات تغییرات حاصل از گذشت زمان بر کالبد محور دید و زیر سیستم های آن چون عنصر  پایانی که در مرکز توجه و تمرکز محور دید قرار دارد. گفته شد که وجود عنصر شاخصی پایانی، به عنوان یکی از اجزای اصلی محور دید، امری ضروری است؛ عنصر شاخصی که به صورت یک نشانه شاخص عمل کرده و به عنوان هدف محور دید شناخته شود. نشانه­ای که باید فرمی واضح، قابل تشخیص، منحصر به فرد و بی نظیر داشته باشد و می­تواند طبیعی- چون کوه، درخت، رودخانه و ...- و یا مصنوع و انسان ساخت - چون ساختمان، گنبد و مناره و ... بوده و به عنوان عنصر  پایانی یک محور دید مطرح شود. اما آنچه موضوع این نوشتار است همانا استفاده از بناها و ساختمان­های با ارزش تاریخی-عملکردی به عنوان نشانه­ای کالبدی و عنصری پایانی برای یک محور دید است.

ابنیه با ارزش تاریخی- مذهبی و عملکردی به واسطه نقشی که در ایجاد خاطره جمعی دارند، همچنین به واسطه ضرورت وجود آنها برای حفظ پیوستگی تاریخی و فضایی محیط، نقشی اساسی در مطالعات بصری دارند؛ اهمیت توجه به این نقش زمانی بیشتر می­شود که بدانیم امروزه اهمیت ساختمان­های با ارزش قدیمی در اثر تقلید و التقاط­گرایی به تدریج در حال از بین رفتن است. (14). یک بنای با ارزش تاریخی قبل از آنکه معرف صورت مساله فنی-ساختمانی باشد دربرگیرنده یک سلسله روش­های تفکر و رفتار­های محیطی است که راه و رسم زندگی مردمان عصر خود را بازگو می­کند. (15). از اینروست که به نظر می­رسد شهر­ها و ساختمان­های سنتی بهتر از آنهایی هستند که به تازگی ساخته می­شوند. این شهر­ها و ساختمان­ها دارای کیفیت­هایی چون غنا، ظرافت و انسان­گرایی هستند که در طول سالیان و حتی قرن­ها تطابق به وجود­آمده ­است. (14). حفظ شخصیت حاکم بر محیط زیست مصنوع انسان و تداوم آن در مقابل تغییرات کالبدی و ساختاری و همچنین هویت محیط، در گرو وجود و نگهداری و شخصیت بخشی به اینگونه بناهاست.. در واقع این بنا­های با ارزش هستند که چارچوب تاریخی شهر در طول زمان شکل می­دهند و بازشناسی معماری با ارزش قدیمی، چه آنها که برجسته­تر و به عنوان یادمان­ها، منومان­ها یا بناهای تاریخی ارزشمند مورد نظراند و چه بناهایی که تحت عنوان معماری بومی مطرح می­شوند، گشاینده مسایل متعددی در فرهنگ معماری سرزمین­ها است (15). بسیاری از صاحب­نظران طراحی شهری معتقدند که ارزش های بصری، که بناهای با ارزش تاریخی-عملکردی در زمره این ارزش­ها به حساب می­آیند، مهمترین بخش از کیفیت­های محیطی محسوب می شوند. این ارزش ها عامل تقویت و یا تضعیف حس مکان و نهایتا تعلق خاطر افراد به محیط زیست خود شمرده می­شوند. اما از دیدگاه لینچ ارزش­های بصری در محیط به صورت مداوم در حال تغییر و تحول می باشند و این تغییرات ضروری است تحت کنترل در آیند. ارزش­هایی چون دید به نمادهای سازنده هویت شهر از قبیل ابنیه فرهنگی، مذهبی و حکومتی لازم است به هر قیمتی حفظ شوند. ایجاد و یا تقویت فرصت دید به این عناصر شهری و تقویت پتانسیل مشاهده و ادراک آن، از وظایف یک طراح شهری است که در طراحی آگاهانه محور­های دید به سمت این عنصر نمود می­یابد. این طراحی آگاهانه باید به گونه­ای صورت گیرد که حس تعلق را در ناظر فضا ایجاد کند؛ موجبات آشنایی بسیار عمیق او را با مکانی که در آن قرار گرفته فراهم آورد و سبب ساز تجربه مکان و هم احساس شدن با دیگر ناظران فضا شود. در طراحی آگاهانه محورهای دید علاوه بر وجود عنصر شاخص نشانه­ای پایانی و شخصیت بخشی به آن، توجه به طراحی مناسب جداره­ها و بدنه­ها­ی سازنده محور دید نیز حایز اهمیت است. 

بدنه‌ در اینجا و به‌ عنوان‌ جزئی‌ از محور دید اینچنین‌ تعریف‌ می‌گردد: کلیه‌ سطوح‌ قابل‌ رؤیت‌ انسان ساخت و طبیعی در طرفین و کف و حتی سقف یک‌ محور دید را بدنه ‌محور دید می‌نامند. در واقع هر بدنه‌ وجهی از فضا را محصور و تعریف می­کند. در مورد سطوح طبیعی یا نرم در بدنه محور دید، توجه به‌ نوع‌، گونه‌، شکل‌، رنگ‌ و... عناصر سبز یا گیاهان‌ حائز اهمیت می­باشد. اما در مورد سطوح انسان­ساخت و یا سخت در بدنه محور دید که از ترکیب احجام مختلف به وجود آمده­اند، توجه به: 1- نحوه‌ ترکیب‌ و چگونگی‌ قرارگیری‌ احجام‌ نسبت‌ به یکدیگر (دانه‌بندی)؛ 2- چگونگی‌ حجم‌پردازی‌ از لحاظ اندازه‌ احجام‌ شامل عرض‌ و طول‌ بدنه‌ و ارتفاع‌ احجام؛ 3-کیفیت احجام از لحاظ ماندگاری؛ و 4- فرم سقف و نوع پوشش آن حائز اهمیت است. در عین حال توجه به نحوه ترکیب و نوع قانونمندی اجزای نماهای بدنه در محور دید نیز از اهمیت بالایی برخوردار است. در اینجا منظور از اجزاء نما، بخش‌های‌ مختلف‌ تشکیل‌ دهنده‌ نما نمی‌باشد، بلکه‌ منظور عناصر بارز و برجسته‌ در هر نما است که قانونمندی و انتظام حاکم بر آنها نما را به وجود می­آورند. طراحی آگاهانه این قانونمندی­ها می­تواند موجبات تاثیر­گذاری بیشتر محور دید را بر ناظر فراهم آورد. به منظور شناخت، اصلاح و طراحی این قانونمندی­ها، ابتدا باید نماهای ساختمان­های بدنه محور دید، به عنوان یک کلیت، با محدوده­های مشخص پهنه بندی شوند. در این حالت هر پهنه‌ از نما در بدنه محور دید به‌ واسطه‌ نوع‌، میزان‌ و نحوه‌ قرارگیری‌ سطوح‌ مختلف ‌ )پر و خالی‌، کدر و شفاف‌، رنگ‌ و جنس‌ مصالح‌ و خطوط غالب‌ و… ) جلوه‌ای‌ خاص‌ به‌ خود گرفته‌ و در اطراف خود محدوده‌ای ‌مشخص‌ تعریف‌ می‌نماید. ابعاد و اندازه‌، تناسبات‌‌، نحوه‌ ترکیب‌، شکل‌ و بافت ‌هر پهنه‌ می­تواند ایجاد سکانس­های دید با ارزش بصری متفاوت را در محور دید موجب شود. در این زمینه توجه به خط زمین، خط آسمان، سطوح کدر و شفاف، ورودی­ها، بالکن­ها، کنسول­ها، پلکان­ها، جنس و رنگ مصالح، سطوح پر و خالی، خطوط غالب در نما، عرض قطعات، تناسبات، هندسه پنهان، تزیینات، عناصر الحاقی و ... به منظور ایجاد تداوم بصری و فضایی، وحدت شکلی و در عین حال تباین بصری و همچنین تاکید بر عناصر با ارزش در محور دید چون عنصر نشانه­ای پایانی ضروری است.

این نوشتار به منظور دستیابی به اهدف خود از یک پیش­فرض بهره برده­است. پیش­فرض این تحقیق بر این پایه استوار است که طراحی هدفمند و از پیش اندیشیده شده­ چشم­انداز­ها به سمت ابنیه با ارزش، در ارتقا میزان خوانایی و ادراک بصری اینگونه بناها توسط ناظر فضا، تسلط بصری این ابنیه بر محدوده پیرامون خود و نظم بخشی کالبدی – بصری به این محدوده و به تبع آن هویت بخشی به حوزه­هایی از شهر تاثیر قابل توجهی دارد؛ در واقع این نوشتار بر آن است تا با بهره­گیری از معیارها­ی طراحی آگاهانه دید­ها و چشم­انداز­ها، به بررسی ویژگی­هایی از محیط که باید ارتقا و یا حتی کاهش یابند تا زمینه ارتقا خوانایی و ادراک بناهای با ارزش و هویت­ و شخصیت بخشی به حوزه­های شهری فراهم آید، بپردازد. ضرورت انجام این تحقیق از آن جهت است که در زمان حاضر و در اغلب شهرها بناهایی با هویت وجود دارند که با وجود برخورداری از فرصت ارائه دید مطلوب به ناظر فضا، به دلیل عدم توجه به طراحی هدفمند دیدروها به سوی آن­ها، یا تاثیر بصری خود را کاملا از دست داده­اند و یا قابلیت تاثیرگذاری بصری لازم و کافی بر مخاطب را ندارند. مجموعه آستانه سید علاءالدین حسین شیراز می­تواند در زمره­ی این بناها به حساب آید.

مواد و روش

پژوهش حاضر به منظور دستیابی به مبانی نظری و چارچوب مفهومی موضوع پژوهش از روش تحقیق توصیفی- تحلیلی در بستری از مطالعات کتابخانه­ای و در قالب استفاده از شیوه­های­­ مرور متون و منابع و اسناد تصویری بهره برده است. همچنین جهت تدقیق قانون­مندی­های حاکم بر طراحی آگاهانه محور­های دید به سوی ابنیه با ارزش تاریخی – عملکردی درون شهری، از روش تحقیق توصیفی و تطبیقی استفاده شده است. در پایان و جهت ارائه راهکار­هایی جهت بهبود کیفیت محور بصری آستانه سید علاالدین حسین شیراز، پژوهش حاضر از روش تحقیق موردی در بستری از مطالعات میدانی و استفاده از شیوه مشاهده و مصاحبه استفاده کرده­است. همچنین به منظور دستیابی به اصول و قانونمندی­های طراحی آگاهانه محور­های دید، نگارند­گان به بررسی تطبیقی و تحلیلی نقش شاخص محور­های دید در برخی عرصه­ها و فضاهای عمومی شهری برجسته جهان پرداخته­اند. از اینرو در رویکردی تحلیلی – تطبیقی نقش محور­های دید در: 1- سازماندهی بصری، کالبدی و عملکردی شهر رم و هویت بخشی به کلیساهای با ارزش این شهر در قرن  میلادی16؛ 2- طراحی و باززنده سازی میدان کاپیتول و تاکید بصری بر ساختمان پالاتسودل سناتوره در این میدان در قرن 16 و 17 میلادی؛ 3- طراحی میدان و صحن کلیسای سن پیتر و ایجاد تمرکز بصری و هدایت دید زائرین به سوی این کلیسا در قرن 17 میلادی؛ 4- ایجاد تمرکز بصری از یک سو و همچنین ارائه فرصت دسترسی به دید گسترده از سوی دیگر در شهر سلطنتی ورسای قرن 17 میلادی؛ 5- ایجاد ارتباط بصری و کالبدی بین دو بخش قرون وسطایی و رنسانسی و همچنین تاکید بصری بر کاخ استانداری در شهر نانسی در قرن 18 میلادی؛ 6- ساماندهی ساختار کالبدی بصری شهر پاریس از طریق محور دید شانزه­لیزه قرن 18 میلادی؛ 7- تاکید بصری بر ساختمان­های با ارزش عملکردی و نمایش شکوه و قدرت در واشنگتن دی سی قرن 19 میلادی؛ 8- ایجاد هویت جدید در حین تاکید بر عناصر ملی و ویژگی­های طبیعی در راج پث دهلی نو در اوایل قرن بیستم میلادی؛ و همچنین 9- نمایش قدرت سیاسی و سازماندهی کالبدی و در عین حال تاکید بصری بر ساختمان با ارزش عملکردی در خیابان پیروزی سوسیالیزم بخارست رومانی در قرن بیستم میلادی  بررسی شده­ است. نتایج حاصل از این بررسی، دستیابی به دوازده قانونمندی اصلی حاکم بر طراحی آگاهانه محور­های دید است که عبارتند از:  1- محور دید و پهنه آن باید به مثابه یک سیستم واجد کیفیت بصری عمل نماید؛ 2- پهنه محور دید به عنوان عرصه­ای عمومی باشد و امکان استفاده همگانی از آن فراهم گردد؛ 3- در طراحی­ها و مداخلات جدید در محور دید و پهنه آن، شاخص­های بصری خاطره­انگیز و ارزشمند گذشته حفظ شوند؛ 4- به دروازه­های بصری معرف ورود به پهنه محور دید توجه شود؛ 5- محصوریت و ارتفاع مناسب بدنه­ها جهت تاکید بر ارزش­های بصری در محور دید مد نظر قرار گیرند؛ 6- در بدنه محور دید از عناصر اکولوژیکی هویتمند و سازگار با اقلیم استفاده شود؛ 7- عنصر نشانه­ای پایانی از  وضوح فرمی و خوانایی مطلوب برخوردار باشد؛ 8- تسلط بصری عنصر نشانه­ای پایانی بر پهنه محور دید وجود داشته باشد؛ 9- در طراحی محور دید و پهنه آن  به کف­سازی، توپوگرافی و استفاده از اختلاف سطح­ها توجه شود؛ 10- مفصل­بندی در پهنه محور دید به گونه­ای باشد که فرصت بهره­گیری از دیدهای متوالی با ارزش بصری متفاوت را به ناظر بدهد؛ 11- در طراحی محور دید به مکان رفتارها و الگوهای رفتاری استفاده­کنندگان توجه شود؛ و 12- حضور پذیری محور دید و پهنه آن از طریق وجود فعالیت خاص در بدنه یا عنصر پایانی تقویت شود.

تحلیل منظر خیابانی آستانه سید علاالدین حسین شیراز

محور دید آستانه که نقطه شروع و اولین سکانس آن تقاطع خیابان سیبویه و حسینی است، از لحاظ نوع مخروط دید، چگونگی تغییر دید­ها به مجموعه در طول محور دید، سکانس­بندی فضا در حرکت به سوی مجموعه آستانه و برخورداری از لبه و بدنه اکولوژیک و طبیعی در بافت قدیم شیراز منحصر به فرد است. برای ارزیابی نحوه شکل­گیری و تعامل این محور دید با مجموعه آستانه، نقشه­های بافت قدیم شیراز از دوره صفویه -زمان تقریبی شکل گیری مجموعه آستانه به شکل امروزی-  تا پهلوی اول - زمان مداخلات گسترده و خیابان­کشی در بافت قدیم-  و همچنین عکس­های هوایی شهر شیراز (شکل شماره 2) و هچنین نقشه وضع موجود بافت قدیم شیراز در دهه کنونی شمسی بررسی و تحلیل شده­است.  بررسی این نقشه­ها و تصاویر نشان می­دهد که خاستگاه تاریخی این محور دید، به شکل­گیری خیابان حسینی (آستانه جنوبی) در اوایل دهه چهل هجری شمسی و دوره­ی پهلوی دوم باز می­گردد. زمانی که برای تسریع حرکت و دسترسی در داخل بافت قدیم و ارتباط دو خیابان دور شهر و کشتارگاه در داخل بافت و از طریق خیابان آستانه، مبادرت به احداث خیابان حسینی فعلی شده است. در واقع این خیابان تکمیل کننده یک لوپ بین دو خیابان کشتارگاه و دور شهر سابق (سیبویه فعلی) بوده­است. در محل فعلی پهنه این محور دید قبل از خیابان کشی، زمین­های مزروعی و باغی به نام کلانتری وجود داشته که به تدریج و از دهه چهل و به دنبال افزایش جمعیت و تقاضای مسکن و تسهیلات مربوط به آن، محل فعلی و محدوده بلافصل پیرامون آن به حوزه­های مسکونی، تجاری-مسکونی و آموزشی و اداری تبدیل شده­است. در واقع مخروط دید موجود به مجموعه آستانه در امتداد خیابان حسینی، به تدریج و بین دهه­های چهل تا شصت هجری شمسی شکل گرفته است. محور دید آستانه در ابتدا به علت عدم محصوریت کامل بدنه­های آن و قرار­گیری در کشتزار­ها و زمین­های مزروعی بافت قدیم شیراز، دارای مخروط دید گسترده­تر با زاویه دید بیشتر بوده­ که علاوه بر دید خطی به سوی مجموعه آستانه، فرصت دریافت دید گسترده یا پانوراما از بافت قدیم را به ناظر می­داده است.  ولی امروزه و به دنبال محصوریت تدریجی پهنه محور دید به وسیله بدنه­ی تجاری- مسکونی فعلی، فقط امکان دید خطی به مجموعه آستانه برای ناظر فراهم است.

 


 

 شکل 2- عکس­های هوایی بافت قدیم شیراز در دهه چهل، پنجاه و شصت شمسی (از چپ به راست). مأخذ: سازمان نقشه­برداری کشور

Figure2. Aerial photo of Shiraz old Fabrics in 1960, 1970, and 1980 (left to right). Source: National Cartographic Center

 

 

شکل 3- پهنه­بندی محور دید آستانه. ماخذ: نگارند­گان

Figure 3. Zoning of Astaneh view corridor. Source: Authors

 

 

محور دید آستانه از آن جهت که دارای کیفیت­های بصری متنوع و تجارب بصری متفاوت شامل قابلیت­های محیط طبیعی و مصنوع، همراه با نماد و المان معماری تاریخی است و حضور و تسلط آن در منظر شهر شیراز هویت بخش بوده است، می­تواند در زمره مناظر استراتژیک شهر شیراز به حساب ­آید. به منظور شناخت بهتر این محور دید و تحلیل آن بر اساس دستورالعمل چارچوب مدیریت دید و منظر شهر لندن، پهنه بندی بستر و محیط قرار­گیری این محور دید به پیش زمینه، بستر میانی و پس زمینه پرداخته در دستور کار قرار گرفته­است. (شکل شماره 3). بر این اساس تقاطع دو خیابان سیبویه و حسینی به عنوان نقطه آغاز محور دید، دروازه بصری و عامل مشخصه ورود به پهنه محور دید، در پیش­زمینه قرار می­گیرد. در محدوده پیش زمینه، بدنه یکنواخت با کاربری اداری - آموزشی همچنین بافت غیر مسکونی در شرق پهنه محور دید، در مقابل بدنه و بافت مسکونی غرب پهنه محوردید و تباین بین دو این بدنه جالب توجه است. در بستر میانی محور دید، بافت یکدست مسکونی در دو طرف پهنه محور دید همراه با بدنه دو طبقه تجاری و تجاری - مسکونی در هر دو طرف، نوعی هماهنگی و وحدت شکلی به پهنه محور دید بخشیده است؛ این وحدت شکلی به وسیله لبه اکولوژیکی و طبیعی سبز (ردیف درختان) تاکید می­شود. در بستر میانی تغییر فعالیت بدنه­ها در دو طرف از تجاری به مسکونی و بالعکس و  فواصل نامنظم بین کاشت درختان زمینه ساز تباین بصری است. میدان آستانه به عنوان جلو­خان حرم سید علاءالدین حسین، مرز بستر میانی و پس زمینه در این محور دید محسوب می­شود. عملکرد این میدان به عنوان یک گره شهری و فضای سکون در امتداد فضای حرکت در خیابان حسینی، همچنین تباین فرمی و تفاوت نوع محصوریت آن با خیابان حسینی، از یکنواختی سکانس­های طی طریق در فضای محور دید آستانه می­کاهد و گوناگونی فرمی و عملکردی را در طول پهنه محور دید تقویت می­کند. در پهنه پس زمینه این محور دید، وجود گذر تاریخی شیخ روزبهان که میدان آستانه را به خیابان لطفعلی­خان زند متصل می­کند، مجموعه عظیم در حال ساخت بین الحرمین، همچنین بنا­های مهم استخوانبندی اصلی شهر شیراز چون حرم شاهچراغ، نارنجستان قوام، مسجد و خانه نصیرالملک، خانه زینت­الملک در کنار بافت مسکونی کهن جالب توجه است.

اما شاید مهم ترین شاخصه محور دید آستانه کیفیت دید­های پی در پی و سکانس­ها در پهنه این محور دید باشد. در این محور دید سه سکانس اصلی قابل تشخیص است. سکانس اول در تقاطع خیابان سیبویه و حسینی رخ می­دهد. در این سکانس برج ساعت مجموعه آستانه، به عنوان نماد و نشانه به وضوح خودنمایی می­کند و مخروط دید در امتداد خیابان حسینی به سمت این نشانه شکل می­گیرد. سکانس دوم در امتداد و طی حرکت در خیابان حسینی به وجود می­آید. در این سکانس همچنان برج ساعت نشانه اصلی در محور دید است و تباین در دید­های پی در پی به وسیله تغییر فواصل درختکاری، تفاوت فعالیت­ها در بدنه و ظاهر شدن تدریجی قسمتی از گنبد و گلدسته­های حرم سید علاءالدین حسین از بین انبوه درختان رخ می­دهد. اما سکانس سوم در تقاطع دو خیابان حسینی و آستانه و در میدان آستانه به وجود می­آید، جایی که به یکباره سر در ورودی، تمام گنبد و دو گلدسته حرم سید علاءالدین حسین به همراه برج ساعت به دیده می­آید. در واقع در این سکانس، که به نوعی تکمیل کننده دو سکانس قبلی است، ناظر شاهد یک منظر یکباره از کل مجموعه آستانه خواهد بود. در محور دید منحصر به فرد آستانه، برج ساعت به عنوان اولین نشانه­ای که به دیده می­آید، وظیفه دعوت کنندگی ناظر را به سوی مجموعه آستانه بر عهده دارد. محور دید آستانه در ابتدا و به یکباره تمام اطلاعات را به ناظر منتقل نمی­کند؛ بلکه حس اکتشاف را در وی بر­می­انگیزد و وی را برای رسیدن به سکانس آخر و مشاهده گنبد و گلدسته­های حرم سید علاءالدین حسین مشتاق می­سازد. در مورد نقاط ضعف و تهدید محور دید آستانه، می­توان از 1- تبدیل شدن فضای قرارگیری این محور دید به محور سواره رو صرف که درآن حق تقدم با اتومبیل است و نه عابر پیاده، 2- اختصاص یافتن فضاهای ناب کناره­­ای این محور به پارکینگ اتومبیل، 3- وجود بعضی فعالیت­ها و کاربری­های نامتناسب در بدنه چون تعمیرگاه اتومبیل و تعویض روغن و …4- کاشت نامنظم و عدم حرس صحیح و هدفمند درختان در محور، 5- عدم نورپردازی مناسب و تاکید کننده بر نشانه­ها در شب 6- عدم وجود کفسازی هویت بخش و هویتمند در محور دید، نام برد. در مقابل ارتفاع متناسب بدنه­ها (ساختمان­های دو طبقه) و تناسب آن با عرض خیابان حسینی(13.75متر) که محصوریت مناسبی را به وجود می­آورد از خصوصیات مثبت پهنه این محور دید است.

بحث و نتیجه گیری

در این نوشتار با بررسی مفاهیمی چون سلسله مراتب کالبدی - عملکردی و معنایی – ادراکی و هویت محور­های دید و همچنین تحلیل جایگاه محور­های دید در مطالعات و مدیریت بصری شهری، نقش محور­ دید به عنوان یکی از عوامل تسهیل­کننده جهت­یابی و ادراک محیطی شهروندان و خوانایی منظر شهری تدقیق شده است. همچنین با تحلیل اجزا پهنه محور دید، چون عنصر نشانه­ای  پایانی و بدنه محصور­کننده، نقش این انگاره از نظام بصری و منظر شهری در توانمند­سازی فرمی و عملکردی ابنیه با ارزش تاریخی – عملکردی، به عنوان عنصر نشانه­ای پایانی یک محور دید، تاکید شده­است. امری که از طریق ایجاد فرصت دید مطلوب به اینگونه ابنیه صورت می­پذیرد و سبب تبدیل این بناهای با ارزش به نشانه­هایی هویت­مند، شاخص و به یاد­ماندنی در تصویر ذهنی و نقشه شناختی شهروندان می­شود. توانمند­سازی فرمی این ابنیه به کمک محور­های دید، از طریق ایجاد دید­های محوری آگاهانه به کیفیت­های بصری و زیبا­شناختی کالبد این بناها و توانمند­سازی عملکردی آن­ها از طریق تشویق ناظران به حضور و فعالیت در این ابنیه صورت می­پذیرد. در واقع ابنیه با ارزش به عنوان عنصر  پایانی پهنه محور دید، همراه با دیگر اجزا یک محور دید چون کیفیت و نمای بدنه­های محصور کننده، دروازه­های بصری، عناصر کف­ و کیفیت دید­های پی در پی، وظیفه نظم­دهی بصری و شخصیت­بخشی به پهنه محور دید، بخشی از شهر و یا در مواردی کل یک شهر را بر عهده دارند (شکل شماره 5). همچنین در این نوشتار با معرفی محور بصری منتهی به آستانه سید علاالدین حسین شیراز، به عنوان یک بنای با ارزش تاریخی – عملکردی شهر شیراز، به تحلیل این محور دید و بررسی کیفیت دید­های پی در پی در آن پرداخته شد. محور دید آستانه در تقسیم­بندی کالبدی - عملکردی محور­های دید درون شهری، در زمره محور­های دید در مقیاس حوزه­ مهم بافت قدیم  و همچنین کل شهر شیراز جای می­گیرد. در تقسیم بندی معنایی – ادراکی و از منظر رابطه بین انسان و محیط، با وجود سابقه تاریخی، اهمیت مجموعه آستانه و تصویر ذهنی مطلوب از این مجموعه در ذهن ساکنین و استفاده­کنندگان از بافت قدیم و کل شهر شیراز، به نظر می­رسد این محور دید در پایین ترین سطح این تقسیم­بندی، که همانا بی­تفاوتی و عدم آگاهی نسبت به قرار­گیری در یک محور دید شاخص درون شهری است، جای گرفته­است. نتایج حاصل از مصاحبه رودروی نگارندگان با تعدادی از اهالی بافت قدیم شیراز و همچنین مراجعه کنندگان به این بافت گواه این مدعی است.

 

 

شکل 5- تدقیق رابطه محور دید و بناهای با ارزش تاریخی. ماخذ: نگارند­گان

Figure 5. Relationship between view corridor and valuable historical building. Source: Authors.

 

به نظر می­رسد عدم معرفی این محور دید و عدم اطلاع رسانی صحیح در مورد آن، مهم­ترین و اولیه­ترین علت مهجور ماندن این محور دید باشد. در ادامه به منظور ساماندهی پهنه محور دید آستانه، رهنمود­هایی جهت بهبود کیفیت بصری این محور دید، با توجه به معیارهای جهانشمول تدقیق شده و محیط قرار­گیری آن، ارائه خواهد شد. (جدول شماره 1). محور دیدی که باید به صورت عرصه دریافت یک دید و منظر آنی از گنبد آستانه سید علاالدین حسین، بلافاصله بعد از محور دید اکولوژیکی ارزشمند، کالبدی هماهنگ و با فعالیت­های متناسب به سوی برج ساعت این مجموعه جلوه­گر شود و توجه ناظر را از طریق ایجاد فرصت تحرک در داخل شرایط متنوع محیطی، از حس محصوریت تا حس گشودگی فضائی، جلب نماید. در پایان امید است ضمن توجه به قانونمندی­های جهانشمول تدقیق شده در مقررات و سیاست­های شهری و کاربست رهنمود­های طراحی شهری مبتنی بر این قانونمندی­ها و متناسب با زمینه و شرایط محیطی، زمینه ارتقا کیفیت بصری پهنه محور­های دید درون شهری به طور عام و محور دید آستانه شیراز به طور خاص فراهم آید.


 

جدول 1. قانونمندی­های جهان­شمول و رهنمود­هایی جهت ساماندهی محور دید آستانه شیراز. ماخذ: نگارند­گان

Table1: Organizing strategies of Astaneh view corridor. Source: Authors.

قانونمندی

مفهوم قانونمندی

رهنمود­

محور دید به مثابه یک سیستم واجد کیفیت بصری

محور دید باید از طریق بدنه خود نوعی تشخص و هویت خاص بصری به بنای با ارزش (المان پایانی) بدهد. در حقیقیت باید بین بدنه محور دید، کف و عنصر نشانه­ای پایانی به عنوان اجزا محور دید بسته به شرایط محیطی و توقع ناظرین از محور دید روابطی چون تعادل، تقارن، تناسب، تفوق و یا وضوح برقرار باشد تا پهنه محور دید به عنوان یک کل واحد، واجد کیفیت بصری تلقی گردد.

محور دید آستانه به سبب هماهنگی زیر سیستم­ها واجد کیفیت بصری است. رسیدگی مداوم به این زیر سیستم ها (کف و بدنه و عنصر پایانی) حائز اهمیت است.

پهنه محور دید به عنوان عرصه­ای عمومی و استفاده همگانی از آن

محور دید باید یا بخشی از عرصه عمومی شهر باشد. در حقیقت ناظر فضا بدون محدودیت بتواند از آن استفاده کند. عرصه های عمومی مهمترین بخش شهرها و محیط های شهری هستند. در چنین عرصه هایی بیشترین تماس ارتباط و تعامل بین انسان ها رخ می دهد. این عرصه ها تمام بخش های بافت شهری را که مردم به آن دسترسی فیزیکی و بصری دارند، در برمی گیرد

اطلاع­رسانی شایسته و معرفی صحیح این محور دید به ساکنین و بازدیدکنندگان و همچنین برگزاری نمایشگاه­های فصلی و مراسم ملی-آیینی در پهنه محور دید

حفظ عناصر بصری ارزشمند گذشته در طراحی­های جدید

1- کیفیت های بصری ارزشمند حفظ شود؛ 2- مناظری در کف و بدنه ها که از نظر کالبدی، بصری و معنایی نامطلوب تلقی می شوند، اصلاح شوند؛ 3- کیفیت های بصری که در اثر گذشت تدریجی زمان در حال تغییر هستند، شناسایی و اقداماتی جهت افزایش و یا کاهش اثر آنها اتخاذ شود و 4- کیفیت هایی که در مقابل تغییرات شکننده و قابل از دست رفتن هستند شناسایی و اقداماتی سریع برای مقابله با اثر نامطلوب تغییرات بر آنها اتخاذ گردد.

حفظ و بهسازی بافت مسکونی کهن در حوزه­ی محور دید و جلوگیری از تخریب­های بی برنامه، همچنین حفظ و بهسازی لبه تجاری موجود با عملکرد محله­ای و شهری ضمن جابجایی فعالیت­های نامتناسب

توجه به دروازه­های بصری ورود به محدوده محور دید

در محور دید، باید به دروازه های بصری، علائم بصری آگاهی دهنده ورود به مکان، اهمیت داده شود؛ در واقع محور دید باید دارای دروازه بصری به عنوان المان مشخص کننده ورود به محیط خاص باشد.

مکانیابی عنصری نشانه­ای یا فضایی جمعی شاخص و دعوت­کننده در تقاطع خیابان حسینی و سیبویه به عنوان دروازه بصری ورودی

محصوریت و ارتفاع مناسب بدنه­ها جهت تاکید بر ارزش­های بصری

ارتفاع بدنه ها باید به گونه ای باشد که بر حضور و وجود یک مکان خاص(عنصر نشانه ای پایانی) تاکید کند و موجبات تضعیف آن را فراهم نیاورد. توجه به میزان و درجه محصوریت فضا  و تاثیر آن بر رفتار ناظر، نقش به سزایی در ایجاد یک محور دید تاثیر گذار دارد

حفظ ارتفاع 6 - 8.5 متر موجود برای بدنه­ها و همچنین جلوگیری از پیش­آمدگی و عقب رفتگی خارج ار ضابطه برای ساخت و ساز­ جدید

استفاده از عناصر اکولوژیک هویتمند و سازگار با اقلیم در بدنه

در پهنه محور دید باید تا حد امکان بر عناصر اکولوژیک هویتمند، مانند درختان تاکید گردد. این عناصر باید با توجه به شرایط اقلیمی به کار گرفته شوند.

کاشت منظم نهال­های جدید، همگون و هم­نوع با درختان موجود به منظور بهبود کیفیت لبه اکولوژیک موجود در طول زمان

وضوح فرمی و خوانایی عنصر نشانه­ای پایانی

عنصر نشانه ای پایانی، باید از وضوح فرمی و خوانایی عملکردی کافی بهره مند باشد همچنین از نورپردازی منحصر به فرد در شب می توان در تشخص بخشی و برجسته سازی محور بصری و عنصر نشانه ای شاخص انتهایی بهره برد.

استفاده از سیستم نورپردازی هدفمند و تاکیدکننده بر ارزش­های بصری موجود در شب و همچنین حرس آگاهانه درختان

تسلط بصری عنصر نشانه­ای پایانی

بنای با ارزش به عنوان عنصر پایانی محور، بسته به شرایط محیطی و مکان قرارگیری و به منظور تاثیر گذاری بهتر بر استفاده­کننده از فضا و تسلط بصری باید واجد یکی از کیفیات شدت تنش و یا نقش انگیزی باشد.

افزایش ارتفاع برج ساعت مجموعه آستانه، و حرس درختان با توجه به سکانس­های موجود و تقویت آن

توجه به کف­سازی، توپوگرافی و استفاده از اختلاف سطح­ها در طراحی

محور دید باید از طریق توجه به کفسازی، توپوگرافی و اختلاف سطح زمین، سبب برجسته سازی قابلیت های بصری طبیعی بالقوه محور و بنای با ارزش چون قرار گیری در ارتفاع و ... شود. در واقع کف­سازی و توپوگرافی زمین در محدوده محور دیدها باید در ارتباط مستقیم با کیفیت های بصری موجود و ارتقا و تاکید بر آنها باشد

استفاده از نوعی کف­سازی چند سطحی همراه با آبراه که از فرم­های آشنا و خاطره­انگیز و یادآور مسیر­های حرکت باغ­های کهن شیراز است

دیدهای متوالی با ارزش بصری متفاوت در محور دید

محور دید باید از طریق به وجود آوردن یک نظام سلسله مراتبی از دید های متوالی با ارزشهای بصری متفاوت، ضمن ایجاد تجارب بصری متنوع برای ناظر و آماده کردن ذهنی وی برای رویت و ادراک عنصر پایانی، موجبات ایجاد کیفیت بصری مطلوب( مانند زیبایی، وحدت، نظم، هماهنگی و...) را فراهم و در نتیجه خاطره­انگیزی و هویت مندی فضا را در ذهن ناظر موجب گردد

تقویت سکانس­های موجود و همپوشانی بیشتر آنها  از طریق توجه به طراحی جزییات فضا

توجه به مکان رفتارها در طراحی محور دید

در صورت وجود گوناگونی فعالیتی در بدنه و یا ارزش بالا­ی عملکردی عنصر پایانی، که سبب حضور پذیری در فضای محور دید و بروز رفتار های مختلف از سوی ناظرین، و برقراری تعاملات اجتماعی می­شود، عملکرد محور دید به عنوان یک عرصه عمومی پویا و واجد مکان-رفتارهای گوناگون که توان پاسخگویی به نیاز­های رفتاری مختلف استفاده­کنندگان از فضا را داراست، ضروری است

جلوگیری از پارک اتومبیل در کناره، کم کردن از عرض سواره­رو و اختصاص بیشتر فضا به پیاده­راه،  تعبیه فضاهای سکون در فضای محور دید و در رابطه با کفسازی

تقویت حضور پذیری از طریق وجود فعالیت خاص در بدنه یا عنصر پایانی

بنای با ارزش عملکردی و بصری به انضمام محور دید منتهی به آن باید برای ناظر فضا تعلق خاطر ایجاد نموده و موجبات رونق و ارتقای ارزش مکان و تقویت حضور پذیری را فراهم آورد.

تقویت لبه تجاری موجود و مکانیابی فعالیت­های فرهنگی در جداره به جای بعضی فعالیت­های نامتناسب موجود


 


Reference

  1. Zekavat, K. 2007. Strategic Framwork of Visual Management. Aabadi, 53: 33-56 (In Persian).
  2. Mayor of London. 2009. Draft Revised Supplementary Planning Guidance London View Management Framework, Greater London Authority City Hall, pp.3-9.
  3. Zacharias, j. 1999. Preferences for View Corridors through the Urban Environment.  Landscape and urban planning 43: 217-
  4. Kurt Grutter, J. 1987. Ästhetik der Architektur: Grundlagen der Architektur-Wahrnehmung. Germany:  W. Kohlhammer.
  5. Falamaki, M.M. 2006. Urban restoration expeiences (from Venice To Shiraz). Tehran: Faza Scientefic- Cultural Institute (In Persian).
  6. Sami, A. 1984. Shiraz: Immortal City. Shiraz: Navid (In Persian).
  7. Afsar, K. 1974. History of ancient fabrics of Shiraz. Tehran: National Art Association (In Persian).
  8. Emdad, H. 1970. Shiraz in Past and Future. Shiraz: Fars Press Association (In Persian).
  9. Pain, David, 2003, Evaluating view corridor’s effect on development in the Austin central business district, Master project of Regional Planning, University of North Carolina, Chapel Hill
  10. Smardon, R, 1988, Perception and aesthetics of urban environment, Landscape and Urban planning 15, p: 85-106
  11. Pourjafar, M.R., Sadeghi, A.R. 2007.  Recognizing and Organizing Visual Corridors. The National Conference on Innovative Idea in Urban Management. Tehran: Iranian Student Book Agency, pp 34-40.
  12. Pourjafar, M.R., Sadeghi, A.R. 2007.  Recognizing and Organizing Visual Corridors. The National Conference on Innovative Idea in Urban Management. Tehran: Iranian Student Book Agency, pp 34-40.
  13. Tibbalds, F. 2000. Making People-Friendly Towns: Improving the Public Environment in Towns and Cities. USA: Spon Press.
  14. Falamaki, M.M. 2007. Urban Renovation. Tehran: Faza Scientefic- Cultural Institute (In Persian).

 

 



1- استادیار گروه معماری، دانشکده هنر و معماری، دانشگاه مازندران *(مسوول مکاتبات)

3- استادیار بخش شهرسازی، دانشگاه شیراز، شیراز، ایران

1- Assistant Professor, Department of Architecture, Faculty of Art and Architecture, University of Mazandaran, Babolsar, Iran. * (Corresponding Author)

2- Assistant Professor, Department of Urban Planning and Design, Faculty of Art and Architecture, Shiraz University, Shiraz, Iran.

  1. Zekavat, K. 2007. Strategic Framwork of Visual Management. Aabadi, 53: 33-56 (In Persian).
  2. Mayor of London. 2009. Draft Revised Supplementary Planning Guidance London View Management Framework, Greater London Authority City Hall, pp.3-9.
  3. Zacharias, j. 1999. Preferences for View Corridors through the Urban Environment.  Landscape and urban planning 43: 217-
  4. Kurt Grutter, J. 1987. Ästhetik der Architektur: Grundlagen der Architektur-Wahrnehmung. Germany:  W. Kohlhammer.
  5. Falamaki, M.M. 2006. Urban restoration expeiences (from Venice To Shiraz). Tehran: Faza Scientefic- Cultural Institute (In Persian).
  6. Sami, A. 1984. Shiraz: Immortal City. Shiraz: Navid (In Persian).
  7. Afsar, K. 1974. History of ancient fabrics of Shiraz. Tehran: National Art Association (In Persian).
  8. Emdad, H. 1970. Shiraz in Past and Future. Shiraz: Fars Press Association (In Persian).
  9. Pain, David, 2003, Evaluating view corridor’s effect on development in the Austin central business district, Master project of Regional Planning, University of North Carolina, Chapel Hill
  10. Smardon, R, 1988, Perception and aesthetics of urban environment, Landscape and Urban planning 15, p: 85-106
  11. Pourjafar, M.R., Sadeghi, A.R. 2007.  Recognizing and Organizing Visual Corridors. The National Conference on Innovative Idea in Urban Management. Tehran: Iranian Student Book Agency, pp 34-40.
  12. Pourjafar, M.R., Sadeghi, A.R. 2007.  Recognizing and Organizing Visual Corridors. The National Conference on Innovative Idea in Urban Management. Tehran: Iranian Student Book Agency, pp 34-40.
  13. Tibbalds, F. 2000. Making People-Friendly Towns: Improving the Public Environment in Towns and Cities. USA: Spon Press.
  14. Falamaki, M.M. 2007. Urban Renovation. Tehran: Faza Scientefic- Cultural Institute (In Persian).