کارایی نانو ذرات آهن و پسماند سلولزی در اصلاح خاک آلوده به سرب و استقرار نهال بلندمازو

نوع مقاله : مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکتری جنگل‌داری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران

2 دانشیار گروه جنگل‌داری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران *(مسوول مکاتبات)

3 دانشیار گروه علوم پایه، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران

4 استادیار گروه مرتع‌داری، دانشگاه تربیت مدرس، نور، ایران

5 استاد گروه خاک‌شناسی مناطق معتدله، دانشگاه جورج آگوست گوتینگن، گوتینگن، آلمان

10.22034/jest.2020.30876.3925

چکیده

زمینه و هدف: باتوجه به آلوده شدن جنگل­های شمال کشور به فلزات سنگین توسط فعالیت­هایی مانند معدن­کاوی، هدف این پژوهش استفاده از نانو ذرات آهن­صفرظرفیتی و پسماند سلولزی در اصلاح خاک آلوده به سرب و استقرار نهال بلندمازو در آن بود.
روش بررسی: نهال­های یک‌ساله بلندمازو در گل­دان­های پلاستیکی پرشده با خاک نهالستان در اسفند سال 1393 کاشته شدند. سرب با غلظت­های صفر، 100، 200، 300 (میلی­گرم ­در کیلوگرم)، با استفاده از نیترات­سرب به‌صورت محلول به گل­دان­ها اضافه شد. پسماند سلولزی با سطوح صفر، 10 (W1)، 20 (W2) و 30 (W2) درصد، در زمان کاشت به گل­دان­ها اضافه شد. نانوذرات آهن­صفرظرفیتی با سطوح صفر، 1 (N1)، 2 (N2) و 3 (N3) میلی­گرم در کیلوگرم، به خاک تزریق شد. قطر، ارتفاع، وزن خشک، زی­توده نهال­ها، غلظت قابل­جذب سرب و کارایی اصلاح­کننده­ها در انتهای فصل رویش اندازه­گیری شد.
یافته­ها: با افزایش سطوح اصلاح‌کننده­ها (از 10 به 30 درصد پسماند سلولزی و از 1 به 3 میلی­گرم بر کیلوگرم نانوذرات آهن) روند افزایشی در مقدار زی­توده نهال در تمام سطوح آلودگی مشاهده شد. بالاترین کارایی برای تمام سطوح آلودگی در بالاترین سطح هر اصلاح­کننده مشاهده شد. کارایی تیمار N3 برای سرب100: 5/79، سرب200: 4/84 و سرب300: 8/67 درصد و تیمار W3 برای سرب100: 6/55، سرب200: 98/74 و سرب300: 1/63 درصد بود.
بحث و نتیجه­گیری: استفاده از نانوذرات آهن­صفرظرفیتی کارایی بهتری نسبت به پسماند سلولزی کاهش قابلیت جذب سرب داشت، بنابراین می­توان با عملیات جنگل‌کاری گونه­های بومی و استفاده از این اصلاح­کننده­ها در چاله کاشت به احیا جنگل­ها در مناطق آلوده کمک کرد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست، دورهبیست و دوم، شماره دو، اردیبهشت ماه 99

                                        

 

کارایی نانو ذرات آهن و پسماند سلولزی در اصلاح خاک آلوده به سرب و استقرار نهال بلندمازو

 

محیا تفضلی[1]

سید محمد حجتی[2] *

s_m_hodjati@yahoo.com

 پوریا بی­پروا[3]

یحیی کوچ[4]

نوربرت لمرسدورف[5]

تاریخ دریافت:11/7/96

 

تاریخ پذیرش:18/11/96

 

چکیده

زمینه و هدف: باتوجه به آلوده شدن جنگل­های شمال کشور به فلزات سنگین توسط فعالیت­هایی مانند معدن­کاوی، هدف این پژوهش استفاده از نانو ذرات آهن­صفرظرفیتی و پسماند سلولزی در اصلاح خاک آلوده به سرب و استقرار نهال بلندمازو در آن بود.

روش بررسی: نهال­های یک‌ساله بلندمازو در گل­دان­های پلاستیکی پرشده با خاک نهالستان در اسفند سال 1393 کاشته شدند. سرب با غلظت­های صفر، 100، 200، 300 (میلی­گرم ­در کیلوگرم)، با استفاده از نیترات­سرب به‌صورت محلول به گل­دان­ها اضافه شد. پسماند سلولزی با سطوح صفر، 10 (W1)، 20 (W2) و 30 (W2) درصد، در زمان کاشت به گل­دان­ها اضافه شد. نانوذرات آهن­صفرظرفیتی با سطوح صفر، 1 (N1)، 2 (N2) و 3 (N3) میلی­گرم در کیلوگرم، به خاک تزریق شد. قطر، ارتفاع، وزن خشک، زی­توده نهال­ها، غلظت قابل­جذب سرب و کارایی اصلاح­کننده­ها در انتهای فصل رویش اندازه­گیری شد.

یافته­ها: با افزایش سطوح اصلاح‌کننده­ها (از 10 به 30 درصد پسماند سلولزی و از 1 به 3 میلی­گرم بر کیلوگرم نانوذرات آهن) روند افزایشی در مقدار زی­توده نهال در تمام سطوح آلودگی مشاهده شد. بالاترین کارایی برای تمام سطوح آلودگی در بالاترین سطح هر اصلاح­کننده مشاهده شد. کارایی تیمار N3 برای سرب100: 5/79، سرب200: 4/84 و سرب300: 8/67 درصد و تیمار W3 برای سرب100: 6/55، سرب200: 98/74 و سرب300: 1/63 درصد بود.

بحث و نتیجه­گیری: استفاده از نانوذرات آهن­صفرظرفیتی کارایی بهتری نسبت به پسماند سلولزی کاهش قابلیت جذب سرب داشت، بنابراین می­توان با عملیات جنگل‌کاری گونه­های بومی و استفاده از این اصلاح­کننده­ها در چاله کاشت به احیا جنگل­ها در مناطق آلوده کمک کرد.

 

واژه­های کلیدی: اصلاح خاک، نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی، پسماند سلولزی، سرب، بلندمازو

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

J. Env. Sci. Tech., Vol 22, No.2,April, 2020

 

 

 

 

 


Efficiency of Iron Nanoparticles and Cellulosic Wastes for Reclamation of Lead Contaminated Soil and Oak Seedling Establishments

 

Mahya Tafazoli [6]

Seyed Mohammad Hojjati [7] *

s_m_hodjati@yahoo.com

Pourya Biparva[8]

Yahya Kooch [9]

Norbert Lamersdorf [10]

 

Admission Date:February 7, 2018

 

Date Received: October 3, 2017

 

Abstract

Background and Objective: Due to the contamination of northern forests with heavy metals by activities such as mining, the aim of this study was to use zero-valent iron-nano-particles and cellulosic-waste for reclamation of soil contaminated with lead and to establish oak seedlings.

Method: One-year-old oak seedlings were planted in plastic-pots filled with nursery soil in March-2014. Lead was added to the pots at concentrations of 0, 100, 200, 300 (mgkg-1) using lead-nitrate solution. Cellulosic-waste with levels of 0, 10% (W1), 20 %( W2) and 30 %( W2) was added to the pots at the same time of planting. Zero-valent iron-nanoparticles with levels of 0, 1(N1), 2(N2) and 3(N3) mgkg-1 was injected into the soil. The diameter, height, dry weight, bioavailable concentration of lead and amendments efficiency was measured at the end of the growing season.

Findings: With increasing levels of amendments (from 10 to 30% for cellulosic-waste and from 1 to 3 mg kg-1 for iron-nanoparticles), an increasing trend in seedlings biomass was observed for all levels of contamination. The highest efficiency for all contamination levels was observed in highest level of each amendment. The efficiency of N3 treatment for Pb 100, Pb 200 and Pb 300 was 79.5, 84.4 and 67.8%, respectively and the efficiency of W3 treatment was 55.6, 74.9 and 63.1%, respectively.

Discussion and Conclusion: The use of zero-valent nano-particles had a better efficiency than cellulosic-waste to reduce the bioavailability of lead; therefore, planting native species and using such amendments in planting holes can help the reforestation of contaminated areas.

 

Key words: Soil Reclamation, Iron Nanoparticles, Cellulosic Wastes, Lead, Quercus Castaneifolia

 

مقدمه


آلودگی محیط­زیست به‌ویژه آلودگی خاک، به‌صورت طبیعی و یا در اثر فعالیت­های انسانی اتفاق می­افتد که منجر به برهم خوردن تعادل و توازن محیط­زیست خواهد شد. از میان آلاینده­های خاک، فلزات سنگین به‌واسطه غیرقابل تجزیه بودن و سمیت زیاد اهمیت بالایی دارند (1، 2). از جمله فعالیت­های انسانی که باعث ورود فلزات سنگین به خاک می­شود می­توان به فعالیت­های کشاورزی همچون استفاده از آفت­کش­ها، استفاده از کودهای آلی و معدنی، فعالیت­های صنعتی مانند کارخانه­های ذوب و استخراج فلزات و فعالیت معدن­کاوی اشاره کرد (3، 4). غلظت بالای عناصر سنگین در خاک منجر به ایجاد شرایط اسیدی و همچنین کاهش فعالیت جوامع میکروبی در خاک می­شود (5). عناصری مانند سرب مورد نیاز گیاه نیستند و غلظت بالای آن در خاک باعث ایجاد سمیت برای گیاهان می­شود همچنین، غلظت بالای آن در گیاه، منجر به کاهش فتوسنتز، کاهش جذب آب و مواد غذایی، ایجاد کلروز و در نهایت مرگ گیاه می‌شود (6، 7، 8).

جنگل­های شمال کشور در برخی مناطق تحت تأثیر فعالیت­های انسانی از جمله فعالیت استخراج سنتی معادن زغال­سنگ در معرض      آلودگی خاک قرار گرفته­اند. با توجه به اثرات مخرب فعالیت­های انسانی روی جنگل، حفظ و احیا جنگل­ها در مناطق آلوده، به‌منظور دست­یابی به اهداف مدیریت پایدار و جلوگیری از تخریب بیش­تر آن‌ها، امری ضروری می­باشد. با توجه به طولانی بودن فرآیند توالی طبیعی و فرآیند گیاه­پالایی و در برخی موارد غیرممکن بودن آن‌ها، دخالت در مناطق آلوده به‌منظور تسریع در روند احیا و بازسازی جنگل، لازم و ضروری   می­باشد. اگر به نحوی دسترسی زیستی فلزات سنگین برای گیاهان در خاک آلوده کاهش یابد، امکان ایجاد پوشش گیاهی در آن‌ها افزایش می­یابد (9). روش­های مختلفی برای این منظور وجود دارد که یکی از روش­های اقتصادی، غیر پویا کردن فلزات سنگین در خاک است (10). این روش نه‌تنها به هزینه کم­تری نیاز دارد بلکه با محیط‌زیست سازگارتر می­باشد (11) و هدف آن جلوگیری از جذب فلزات سنگین از طریق کاهش حلالیت یا سمیت این ترکیبات است (12) که در این روش خاک آلوده با ترکیبات مناسبی از اصلاح­کننده­های خاک مخلوط می­شود (13). یکی از اصلاح­کننده­ها در این زمینه، پسماند سلولزی حاصل از کارخانه چوب و کاغذ است که دارای هزینه کم و از نظر زیست‌محیطی نیز کم‌خطر می­باشند. پسماند سلولزی حاوی مقادیر زیادی مواد آلی می­باشد که اضافه کردن آن به خاک می­تواند باعث تشکیل ترکیباتی با عناصر آلاینده شود (14، 15، 16). استفاده از پسماند سلولزی حاصل از کارخانه چوب و کاغذ به‌منظور اصلاح خاک­های آلوده می­تواند راهکار مناسبی به‌منظور مدیریت این پسماندها باشد.

بررسی منابع علمی نشان می­دهد کاربرد نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی نسل جدیدی از فنّاوری پاک­سازی محیط‌زیست است که می­تواند برخلاف روش­های سنتی، راه­حل اقتصادی برای برخی از مشکلات ناشی از آلاینده­ها باشد (17، 18، 19). بر اساس خاصیت کاهشی نانو ذرات آهن می­توان از آن برای کاهش دسترسی فلزات سنگین برای گیاهان استفاده کرد (5). نانو ذرات آهن بسیار ناپایدار هستند و به همین منظور روش­های متداول تهیه نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی نیاز به شرایط بی­هوازی دارد که تولید انبوه آن را با مشکل مواجه می­سازد، بنابراین، استفاده از روش­های جدید سنتز نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی که با استفاده از مواد جدید پایدار می­شوند، برای تولید انبوه لازم و ضروری می­باشد. پژوهش­ها نشان داده است که پسماندهای مرکبات حاوی مقادیر زیادی از احیاکننده‌ها مانند آسکوربیک اسید می­باشند که از آن‌ها می­توان به‌عنوان پایدارکننده نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی استفاده نمود (20).

هدف این پژوهش، بررسی اثرات استفاده از اصلاح­کننده­های آلی (پسماند سلولزی) و فناوری نانو (نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی) در اصلاح خاک آلوده و بهبود خصوصیات رویشی نهال بلندمازو در آن می­باشد. استفاده از اصلاح­کننده­های خاک به‌منظور استقرار نهال در امر جنگل‌کاری با گونه­های بومی در مناطق جنگلی آلوده به فلزات سنگین می­تواند راهکار مدیریتی مناسبی به‌منظور پالایش و احیا جنگل­ها در این مناطق باشد.

 

 

روش بررسی

آماده­سازی نهال و خاک

به‌منظور انجام این تحقیق، نهال­های یک‌ساله بلندمازو (قطر: 09/0±55/0 سانتی­متر، ارتفاع: 5/5±41/26 سانتی­متر) از نهالستان چلمردی واقع در نکا، مازندران تهیه شد. نهال­ها در درون گل­دان­های پلاستیکی پرشده با خاک نهالستان در اسفند سال 1393 کاشته و در محیط نهالستان نگهداری شدند. به‌منظور بررسی خصوصیات خاک نهالستان، ده نمونه از خاک تهیه‌شده و در آزمایشگاه بافت خاک با روش هیدرومتری، درصد رطوبت خاک به روش خشک‌کردن مقدار معین خاک تر در آون در دمای 105 درجه سانتی­گراد، وزن مخصوص ظاهری به روش کلوخه برحسب گرم بر سانتی­متر مکعب، واکنش خاک با روش KCl به کمک دستگاه pH متر، هدایت الکتریکی با استفاده از دستگاه سنجش هدایت الکتریکی، کربن آلی به روش والکی بلک اندازه­گیری شد (21).

خاک حاوی سرب با غلظت‌های 0، 100 (Pb100)، 200 (Pb200) و 300 (Pb300) میلی‌گرم در کیلوگرم با استفاده از نمک نیترات سرب (Pb(NO3)2)  آماده شد. برای این منظور، نمک نیتراتی در آب مقطر حل شده و در نهایت 3 نوع محلول (با سه سطح ذکرشده) به‌صورت جداگانه آماده و به خاک گل­دان‌ها اضافه شد. سپس گل­دان‌ها تقریباً تا رطوبت اشباع آبیاری و دو هفته رها شدند تا امکان برهم‌کنش آلاینده و خاک فراهم شود و شرایط آلودگی طبیعی‌تر باشد (6 ، 3).

تهیه نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی

نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی با روش احیا نیترات آهن سه‌ظرفیتی به آهن صفر ظرفیتی به‌وسیله واکنش احیایی آهن سه‌ظرفیتی 1/0 مولار با بوروهیدرید سدیم 16/0 مولار بصورت رابطه (1) تولید شد (20):

(1)

2Fe(NO3)3 + 6NaBH4 + 18H2O       2Fe0 + 6NaNO3 + 6B(OH)3 + 21H2

در این روش تولید نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی، با افزودن آهسته و قطره قطره محلول بوروهیدرید سدیم به محلول نمک آهن انجام شد. در این پژوهش از آسکوربیک اسید به‌عنوان پایدارکننده نانو ذرات آهن بدون استفاده از گازهای بی­اثر و در شرایط هوازی، استفاده شد (20).

تیمارهای اصلاح‌کننده خاک

برای هر یک از سطوح آلودگی خاک (سرب 100، 200، 300) پسماند سلولزی (تهیه شده از کارخانه چوب و کاغذ مازندران) همزمان با کاشت نهال‌ها با خاک گل­دان‌ها با 4 سطح صفر (خاک آلوده)، 10 (W1)، 20 (W2) و 30 (W3) درصد آمیخته شد. نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی برای هر یک از سطوح مذکور نیز پس از آلوده کردن خاک، در عمق 3 سانتی‌متری خاک با 4 سطح صفر (خاک آلوده)، 1 (N1)، 2 (N2) و 3 (N3) میلی­گرم در کیلوگرم به خاک گلدن‌ها تزریق شدند. به‌طور کلی، هر سطح آلودگی، به‌عنوان مثال سطح Pb100، دارای 7 حالت بود که شامل: خاک آلوده، W1, W2, W3, N1, N2, N3 بود.

 

اندازه­گیری خصوصیات رویشی نهال­ها و نمونه­برداری خاک

قطر، ارتفاع و وزن خشک نهال­ها در انتهای دوره مورد بررسی (انتهای فصل رویش) مورد اندازه­گیری قرار گرفت. جهت تعیین وزن خشک، ریشه، ساقه و برگ نهال­ها به‌صورت جداگانه در دمای 70 درجه سانتی­گراد به مدت 48 ساعت خشک شدند و سپس مورد اندازه­گیری قرار گرفتند. نمونه­های خاک در انتهای دوره مورد بررسی از گل­دان­ها تهیه و به آزمایشگاه منتقل شدند. در آزمایشگاه غلظت قابل‌جذب سرب پس از عصاره­گیری با روش EDTA با استفاده از دستگاه جذب اتمی مورد اندازه­گیری قرار گرفت (22).

محاسبات و تجزیه و تحلیل داده­ها

این پژوهش در قالب طرح کاملاً تصادفی با 8 تکرار برای هر حالت (Pb100-W1, Pb100-W2, …) انجام شد. کارایی حذف فلزات سنگین[11] توسط اصلاح­کننده­های خاک با استفاده از رابطه 2 مورد اندازه­گیری قرار گرفت:

 

(2)

که در این فرمول،  غلظت سرب در انتهای دوره مورد بررسی در خاک اصطلاح شده، و  غلظت در انتهای دوره مورد بررسی در خاک اصلاح‌نشده می­باشد.

تیمارهای مورد بررسی در این پژوهش شامل، شاهد (بدون فلز سنگین و اصلاح‌کننده)، خاک آلوده (بدون اصلاح‌کننده)، W1، W2، W3، N1، N2، N3 بود. جهت بررسی مشخصه‌های رویش نهال‌ها، غلظت فلزات و کارایی اصلاح‌کننده‌ها در تیمارهای مختلف از آزمون تجزیه واریانس برای مقایسه کلی استفاده شد. برای مقایسات چندگانه میانگین‌ها از آزمون دانکن[12] استفاده شد. کلیه آزمون‌های آماری با استفاده از نرم‌افزار SPSS v.16 انجام شد.

 

نتایج      

خصوصیات خاک

بافت خاک مورد استفاده در نهالستان از نوع رسی بود. مقدار واکنش خاک و هدایت الکتریکی به ترتیب 15/7 و 73/0 دسی زیمنس بر متر بود. مشخصات فیزیکی و شیمیایی خاک مورد استفاده در گل­دان­ها در جدول 1 گزارش شد.

جدول 1- خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک مورد استفاده در گلدان­ها

Table 1. Physical and chemical properties of soil used in pots

میانگین ± اشتباه معیار

مشخصه خاک

2/49 : 2/29  : 6/21

بافت خاک (درصد شن: سیلت: رس)

01/0±15/7

اسیدیته

002/0±73/0

هدایت الکتریکی (دسی زیمنس بر متر)

2/0±38/6

کربن آلی (درصد)

02/0±34/0

نیتروژن کل (درصد)

2/0±31/8

فسفر قابل جذب (میلی­گرم بر کیلوگرم)

4/4±4/407

پتاسیم قابل جذب (میلی­گرم بر کیلوگرم)

 

 

خصوصیات رویشی نهال

نتایج این تحقیق نشان داد که حضور سرب در خاک اثرات معنی­داری روی مشخصات رویشی نهال بلندمازو داشت؛ به‌گونه‌ای که باعث کاهش معنی­دار ارتفاع، قطر و وزن خشک نهال (ریشه، ساقه و برگ) شد (شکل 1). همچنین نتایج نشان داد که استفاده از اصلاح­کننده­های نانو ذرات آهن و پسماند سلولزی باعث بهبود خصوصیات رویشی نهال بلندمازو شد. با افزایش غلظت سرب در خاک، مشخصات رویشی کاهش یافت و با افزایش سطح اصلاح‌کننده در هر غلظت سرب، مقدار مشخصات رویشی افزایش یافت. بیش­ترین مقدار ارتفاع (سرب 100: 57/0±5/53 ، سرب 200: 69/0±7/45 و سرب 300: 51/0±2/46 سانتی­متر)، قطر (سرب 100: 06/0±00/1 ، سرب 200: 01/0±95/0 و سرب 300: 01/0±84/0 سانتی­متر)،  و وزن خشک کل برای تمام سطوح آلودگی در تیمار نانو ذرات سطح سوم مشاهده شد.

 

 

شکل 1- قطر، ارتفاع و زی­توده نهال بلندمازو در خاک آلوده و خاک اصلاح‌شده با سطوح مختلف نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی (N) و پسماند سلولزی (W). خطوط عمودی نشان­دهنده اشتباه معیار و حروف مختلف لاتین نشان­دهنده اختلاف معنی­دار برای هر غلطت آلودگی در سطح 5 درصد می­باشد.

Figure 1. Diameter, height and biomass of oak seedlings in polluted soil and soil reclamated with different levels of zero-valent iron-nanoparticles (N) and cellulosic wastes (W). Vertical bars represent SE and different letters represent significant differences in each pollution concentration at 5%.

 

 


غلظت قابل‌جذب سرب

 

نتایج این تحقیق نشان داد که استفاده از اصلاح­کننده­ها باعث کاهش معنی­دار غلظت قابل‌جذب سرب در خاک می­شود. با افزایش سطح اصلاح­کننده، روند کاهشی در مقدار قابل‌جذب سرب در تمام سطوح آلودگی مشاهده شد. کم­ترین مقدار غلظت قابل‌جذب سرب برای تمام سطوح آلودگی در اصلاح­کننده نانو ذرات سطح سوم (سرب 100: 95/11، سرب 200: 65/21، سرب 300: 34/59 میلی­گرم در کیلوگرم) مشاهده شد (شکل 2).

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل 2- غلظت قابل‌جذب سرب در خاک‌آلوده و خاک اصلاح شده با سطوح مختلف نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی (N) و پسماند سلولزی (W). خطوط عمودی نشان­دهنده اشتباه معیار و حروف مختلف لاتین نشان­دهنده اختلاف معنی­دار برای هر غلطت آلودگی در سطح 5 درصد می­باشد.

Figure 2. Bioavailable concentration of lead in polluted soil and soil reclamated with different levels of zero-valent iron-nanoparticles (N) and cellulosic wastes (W). Vertical bars represent SE and Different letters represent significant differences in each pollution concentration at 5%.

 

 

 

کارایی اصلاح­کننده­های خاک


نتایج این تحقیق نشان داد که با افزایش سطح اصلاح­کننده­ها، کارایی حذف سرب افزایش می­یابد و همچنین نتایج نشان داد که نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی کارایی بهتری نسبت به پسماند سلولزی دارد (شکل 3). بالاترین کارایی برای تمام سطوح آلودگی در بالاترین سطح هر اصلاح­کننده مشاهده شد. مقدار کارایی در تیمار نانو ذرات آهن سطح سوم برای سرب 100: 5/79، سرب 200: 4/84 و سرب 300: 8/67 درصد و در تیمار پسماند سلولزی سطح سوم برای سرب 100: 6/55، سرب 200: 98/74 و سرب 300: 1/63 درصد بود.

 

 

 

   

 

 

شکل 3- کارایی سطوح مختلف اصلاح­کننده­های نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی (N) و پسماند سلولزی (W) در حذف فلز سرب. خطوط عمودی نشان­دهنده اشتباه معیار و حروف مختلف لاتین نشان­دهنده اختلاف معنی­دار برای هر غلطت سرب در سطح 5 درصد می­باشد.

Figure 3. Removal efficiency of different levels of zero-valent iron-nanoparticles (N) and cellulosic wastes (W) for lead removal. Vertical bars represent SE and Different letters represent significant differences in each pollution concentration at 5%.

 

 

بحث

نتایج این پژوهش نشان داد که حضور سرب به‌طور معنی­داری باعث کاهش مشخصات رویشی نهال می­شود. سرب برای گیاهان سمی بوده و با تشکیل کمپلکس­های پیچیده با گروه­های جانبی ترکیبات آلی مانند پروتئین­ها در بسیار از اعمال سلولی دخالت کرده، در نتیجه از فعالیت­های ضروری سلول جلوگیری می­کند. به‌طور کلی، جذب فلز توسط گیاه و حضور سرب در بافت گیاه باعث کاهش تقسیم سلولی و تأثیر روی سنتز RNA می­شود (23). در تمام سطوح آلودگی، با افزایش سطح اصلاح­کننده­ها در خاک، مقدار وزن خشک نهال­ها افزایش یافت. تحقیقات نشان داد که اضافه کردن مواد آلی سبب بهبود خصوصیات خاک (24، 25) و بهبود رویش نهال می­شود (26). یکی از عمده دلایل بهبود رویش نهال­ها با اضافه کردن مواد آلی را می­توان ناشی از افزایش مواد غذایی، مواد آلی بهبود خصوصیات زیستی خاک و افزایش ظرفیت تبادل کاتیونی در خاک بیان کرد (27، 28، 29، 30). بهبود خصوصیات رویش نهال­ها با افزایش سطح نانو ذرات آهن می­تواند ناشی از اثر آهن روی بهبود فتوسنتز نهال­ها و همچنین کاهش میزان قابل‌دسترس سرب در خاک بیان کرد. بهبود رویش گیاهان با استفاده از اصلاح‌کننده‌های نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی در مطالعات ال‌وابل و همکاران (31) لئو و لال (15) نیز گزارش شد.

نتایج این تحقیق نشان داد که استفاده از پسماند سلولزی و نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی باعث کاهش معنی­دار غلظت قابل‌جذب سرب در خاک می­شود؛ همچنین روند کاهشی در غلظت قابل‌جذب سرب با افزایش سطح اصلاح­کننده­ها مشاهده شد. اضافه کردن مواد آلی به خاک می­تواند روی میزان قابل‌دسترس فلزات سنگین در خاک از طریق تشکیل کلات و کمپلکس­­های مواد آلی تأثیرگذار باشد (32). مواد آلی به‌واسطه دارا بودن گروه­های کربوکسیل و هیدروکسیل می­توانند روی جذب فلزات تأثیرگذار باشند. بنابراین استفاده از مواد آلی و اصلاح­کننده­های حاوی مواد آلی باعث کاهش میزان قابل‌دسترس فلزات سنگین در خاک­های آلوده می­شود (16، 33، 36). به‌طورکلی پژوهش­های بسیاری نشان داده است که استفاده از اصلاح­کننده­های حاوی مواد آلی می­تواند باعث کاهش مقدار قابل‌جذب فلزات سنگین در خاک شود (28، 32، 33، 34، 35، 36، 37).

در این پژوهش استفاده از نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی باعث کاهش مقدار قابل‌جذب سرب در خاک شد و با افزایش سطح اصلاح­کننده در تمام سطوح آلودگی، روند کاهشی مشاهده شد.  نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی دارای یک هسته با جنس آهن صفر ظرفیتی و یا همان آهن فلزی تشکیل شده است، درحالی‌که یک پوسته اکسیدی در نتیجه اکسایش آهن فلزی، در پیرامون آن تشکیل شده است. هسته این ساختار دارای قابلیت از دست دادن الکترون می­باشد. آهن صفر ظرفیتی دارای پتانسیل کاهشی mv 440- می­باشد و یک کاهنده بسیار قوی می­باشد. مکانیزم رفتار نانو ذرات آهن با فلزات سنگین بستگی به پتانسیل کاهشی فلزت دارد. فلزاتی که دارای پتانسیل E0 مثبت‌تر از آهن می­باشند مانند سرب، هم از طریق فرآیند انتقال الکترون از آهن به فلز و هم از طریق فرآیند جذب سطحی حذف می­شوند. وانتابه و همکاران (10) در تحقیق خود گزارش کردند که استفاده از 1 میلی­گرم در کیلوگرم از نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی در خاک آلوده به کادمیم باعث کاهش مقدار جذب کادمیم می­شود. لئو و همکاران (15) در تحقیق خود اثر استفاده از نانو ذرات آهن را در کاهش مقدار جذب کادمیم گزارش کرده است. نتایج تحقیق هوبن و سونت (38) نشان داد که استفاده از 1، 2 و 5 درصد از نانو ذرات آهن باعث کاهش آب­شویی کادمیم و روی در خاک شد و مقدار قابل‌دسترس کادمیم و روی با استفاده از 5 درصد از نانو ذرات آهن به مقدار 45 تا 63 درصد کاهش یافت.

نتایج این پژوهش نشان داد که نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی دارای کارایی بیش­تری نسبت به پسماند سلولزی در حذف سرب از خاک دارد. نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی به دلیل دارا بودن اندازه­ای بین 10 تا 100 نانومتر دارای سطح واکنش­پذیر بسیار بالایی در مقایسه با ذرات با اندازه بیش­تر می­باشند که به دنبال آن باعث افزایش قابلیت حذف آلاینده­ها از خاک می­شود (39). پژوهش­های بسیاری کارایی بیش­تر نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی را در مقایسه با سایر اصلاح­کننده­های خاک گزارش کردند (37، 40).

مطابق نتایج این پژوهش، اصلاح­کننده­های پسماند سلولزی و نانو ذرات آهن صفر ظرفیتی باعث کاهش قابلیت جذب سرب در خاک آلوده می­شوند و استفاده از نانو ذرات دارای کارایی بهتری نسبت به پسماند سلولزی بود. بنابراین می­توان با اجرای عملیات جنگل‌کاری با گونه­های بومی و استفاده از این اصلاح­کننده­ها در چاله کاشت نهال­ها به احیا جنگل در مناطق آلوده کمک کرد. با توجه به محدود بودن پژوهش­ها در ارتباط با اثر نانو ذرات آهن روی سایر فلزات سنگین در خاک­های آلوده جنگلی و واکنش سایر نهال­های گونه­های بومی رایج در امر جنگل‌کاری، انجام پژوهش­های بیش­تر در این راستا لازم و ضروری می­باشد.

 

تشکر و قدردانی

بدین‌وسیله از زحمات کارشناسان محترم نهالستان چلمردی به­ویژه آقایان مهندس حامد مشکوری و مهندس قنبر محمدی صمیمانه قدردانی و سپاسگزاری می­شود. همچنین از ستاد ویژه توسعه فناوری نانو که بخشی از هزینه­های این پژوهش را تأمین نمودند قدردانی می­گردد.

 

Reference

  1. Adriano, D. C., Wenzel, W. W., Vangronsveld, J., Bolan, N. S. 2004. Role of assisted natural remediation in environmental cleanup. Geoderma 122, 121-142.
  2. Kumpiene, J., Lagerkvist, A., Maurice, C., 2008. Stabilization of As, Cr, Cu, Pb and Zn in soil using amendments – A review. Waste Management, 28, 215–225.
  3. Kabata-Pendias, A., 2010. Trace elements in soils and plants. CRC press.
  4. Abbott, D.E., Essington, M. E., Mullen, M. D., Ammons, J.T., 2001. Fly ash and lime stabilized biosolid mixtures in mine spoil reclamation: simulated weathering. Journal of Environmental Quality, 30, 608– 616.
  5. Meyer, D., Bhattacharyya, D., Bachas, L., Ritchie, SMC., 2004. Membrane-based Nanostructure Metals for Reductive Degradation of Hazardous Organics at Room Temperature. Proc. of EPA Nanotechnology Grantee workshop.
  6. Alloway, B. J., 1995. Heavy Metals in Soils, second ed. Blackie Academic and Professional, London.
  7. Bradl, H. B., 2004. Adsorption of heavy metal ions on soils and soils constituents. Journal of Colloid and Interface Science. 277, 1–18.
  8. Wan, G., Najeeb, U., Jilani, G., Naeem, M.S., Zhou, W., 2011. Calcium invigorates the cadmium-stressed Brassica napus L. plants by strengthening their photosynthetic system. Environmental Science Pollutant Research, 18, 1478–1486.
  9. Xenidis A, Stouraiti Ch, And Papassiopi N., 2010. Stabilization of Pb and As in soils by applying combined treatment with Phosphates and ferrous iron. Journal of Hazardous Materials, 117, 929-937.
  10. Paff, S. W., Bosilovich, B. E., 1995. Use of lead reclamation in secondary lead smelters for the remediation of lead contaminated sites. Journal of Hazardous Materials, 40,139–164.
  11. Kumpiene, J., Montesinos, I. C., Lagerkvist, A., Maurice C., 2007. Evaluation of the critical factors controlling stability of chromium, copper, arsenic and zinc in iron-treated soil. Chemosphere, 67, 410–417.
  12. Watanabe, T. Y., Murata, T., Nakamura, Y., Sakai, Y., Osaki, M., 2009. Effect of zero-valent iron application on cadmium uptake in rice plants grown in cadmium-contaminated soils, Journal of Plant Nutrition, 32, 1164–1172.
  13. Stegmann, R., Brunner, G., Calmano, W., Matz, G., 2001. Treatment of Contaminated Soil—Fundamentals, Analysis, Applications, Springer.
  14. Forsberg, L. S., Ledin, S., 2006. Effects of sewage sludge on pH and plant availability of metals in oxidizing sulphide mine tailings. Science of the Total Environment, 358, 21-35.
  15. Shipitalo, M. J., Bonta, J.V., 2008. Impact of using paper mill sludge for surface-mine reclamation on runoff water quality and plant growth. Journal of Environmental Quality, 37, 2351-2359.
  16. Shrestha, R.K., Lal, R., Jacinthe, P., 2009. Enhancing carbon and nitrogen sequestration in reclaimed soils through organic amendments and chiseling. SoilScience Society of America, 73,1004–1011.
  17. Liu, R., Zhang, H. and Lal, R., 2016. Effects of stabilized nanoparticles of copper, zinc, manganese, and iron oxides in low concentrations on lettuce (Lactuca sativa) seed germination: nanotoxicants or nanonutrients?. Water, Air, & Soil Pollution, 227, 42p.
  18. Nasiri, J., Gholami, A., Panahpour, E., 2013. Removal of cadmium from soil resources using stabilized zero-valent iron nanoparticles. Journal of Civil Engineering and Urbanism. 3, 338-341.
  19. Tiberg, C., Kumpiene, J., Gustafsson, J.P., Marsz, A., Persson, I., Mench, M. Kleja, D.B., 2016. Immobilization of Cu and As in two contaminated soils with zero-valent iron–Long-term performance and mechanisms. Applied Geochemistry, 67,144-152.
    1. Savasari, M., Emadi, M., Bahmanyar, M. A., Biparva, P., 2015. Optimization of Cd (II) removal from aqueous solution by ascorbic acid-stabilized zero valent iron nanoparticles using response surface methodology. Journal of Industrial and Engineering Chemistry. 25, 1403-1409.
    2. Jafarihaghighi, M., 2003. Sampling and analysis of important physical and chemical soil analysis. Nedaye Zoha press. Iran (in Persian).
    3. Quevauviller, P., Rauret, G., Rubio, R., Lopez-Sanchez, J. F., Ure, J., Bacon, J., Muntau, H., 1997. Certified reference materials for the quality control of EDTA- and acetic acid-extractable contents of trace elements in sewage sludge amended soils (CRMs 483 and 484). Fresen. Journal of Analytical Chemistry. 357, 611–618.
    4. Liu, D., Jiang, W., Wang, W., Zhao, F., Lu, C., 1994. Effects of lead on root growth, cell division, and nucleolus of Allium cepa. Environmental Pollution, 86, 1–4.
    5. Bouajila, K., Sanaa, M., 2011. Effects of organic amendments on soil physico-chemical and bio­logical properties. Journal of Material and Environmental Science, 2, 485–490.
    6. Bradshaw, A. D., Chadwick, M.J., 1980. The restoration of land. Blackwell, Oxford.
    7. Kaihura, B.S., Kullaya, I.K., Kilasara, M., Aune, J.B., Singh, B.R., Lal, R., 1999. Soil quality effects of accelerated erosion and management systems in three eco-regions of Tanzania. Soil and Till­age Research, 53, 59–70.
    8. Williamson, A., Johnson, M.S., 1981. Reclamation of metalliferous mine wastes. In: Effect of Heavy Metal Pollution on Plants-Metals in the Environment (Lepp, N.W., Ed.), Barking, Applied Science Publishers Ltd., Barking, UK, 185–212.
    9. Bădescu, I.S., Bulgariu, D., Bulgariu, L., 2017. Alternative utilization of algal biomass (Ulva sp.) loaded with Zn (II) ions for improving of soil quality. Journal of Applied Phycology. 29, 1069-1079.
    10. Paulose, B., Datta, S.P., Rattan, R.K., Chhonkar, P.K., 2007. Effect of amendments on the extract­ability, retention and plant uptake of metals on a sewage-irrigated soil. Environmental pollution, 146, 19–24.
    11. Stewart, B., Robinson, C., Parker, D.B., 2000. Examples and case studies of beneficial reuse of beef cattle by-products. Land Application of Agricultural and Industrial Municipal by-prod. 387–407.
    12. Al-Wabel, M.I., Usman, A.R., El-Naggar, A.H., Aly, A.A., Ibrahim, H.M., Elmaghraby, S. and Al-Omran, A., 2015. Conocarpus biochar as a soil amendment for reducing heavy metal availability and uptake by maize plants. Saudi journal of biological sciences, 22, 503-511.
    13. Walker. D.J., Clemente, R., Bernal, M.P., 2004. Contrasting effects of manure and compost on soil pH, heavy metal availability and growth of Chenopodium album L. in a soil contaminated by pyritic mine waste. Chemosphere, 57, 215–224.
    14. Cala, V., Cases, M.A., Walter, I., 2005. Biomass production and heavy metal content of Rosemarinus officinalis grown on organic waste-amended soil. Journal of Arid Environment, 62, 401–412.
    15. Cao, X., Ma, L.Q., 2004. Effects of compost and phosphate on plant arsenic accumulation from soils near pressure-treated wood. Environmental Pollution, 132, 435–442.
    16. Cao, X., Ma., L., Shiralipour, A., 2003. Effects of compost and phosphate amendments on arsenic mobility in soils and arsenic uptake by the hyper accumulator, Pteris vittata L. Environmental Pollution, 126, 157–167.
    17. Clemente, R., Walker, D.J, Roig, A., Bernal, M.P., 2003. Heavy metal bioavailability in a soil affected by mineral sulphides contamination following the mine spillage at Aznalcóllar (Spain). Biodegradation 14, 199–205.
    18. Tafazoli, M., Hojjati, S.M., Biparva, P., Kooch, Y., Lamersdorf, N., 2017. Reduction of soil heavy metal bioavailability by nanoparticles and cellulosic wastes improved the biomass of tree seedlings. Journal of Plant Nutrition and Soil Science, 180(6), pp.683-693.
    19. Houben, D., Sonnet, P., 2010. Leaching and phytoavailability of zinc and cadmium in a contaminated soil treated with zero-valent iron. 19th World Congress of Soil Science, Soil Solutions for a Changing World.
    20. Macé, C., Desrocher, S., Gheorghiu, F., Kane, A., Pupeza, M., Cernik, M., Kvapil, P., Venkatakrishnan, R., Zhang, W., 2006. Nanotechnology and groundwater remediation: a step forward in technology understanding. Remediation, 16, 23–33.
    21. Zhang, W.X., 2003. Nanoscale iron particles for environmental remediation: An overview. Journal of Nanoparticles Research, 5, 323–332.

 

 

 

 



1- دکتری جنگل­داری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران

2- دانشیار گروه جنگل­داری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران *(مسوول مکاتبات)

3- دانشیار گروه علوم پایه، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری، ساری، ایران

4- استادیار گروه مرتع­داری، دانشگاه تربیت مدرس، نور، ایران

5- استاد گروه خاک­شناسی مناطق معتدله، دانشگاه جورج آگوست گوتینگن، گوتینگن، آلمان

1- PhD in Forestry, Department of Forestry, Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University, Sari, Iran

2-Associate Professor, Department of Forestry, Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University, Sari, Iran * (Corresponding Author)

3-Assistant Professor, Department of Basic Sciences, Sari Agricultural Sciences and Natural Resources University, Sari, Iran

4- Assistant Professor, Department of Forestry, Tarbiat Modares University, Noor, Iran.

5- Professor, Department of temperate Soil Science, University of Göttingen, Institute of Soil Science, Göttingen, Germany

[11]- Removal Efficiency (RE)

[12]- Duncan

Adriano, D. C., Wenzel, W. W., Vangronsveld, J., Bolan, N. S. 2004. Role of assisted natural remediation in environmental cleanup. Geoderma 122, 121-142.
Kumpiene, J., Lagerkvist, A., Maurice, C., 2008. Stabilization of As, Cr, Cu, Pb and Zn in soil using amendments – A review. Waste Management, 28, 215–225.
Kabata-Pendias, A., 2010. Trace elements in soils and plants. CRC press.
Abbott, D.E., Essington, M. E., Mullen, M. D., Ammons, J.T., 2001. Fly ash and lime stabilized biosolid mixtures in mine spoil reclamation: simulated weathering. Journal of Environmental Quality, 30, 608– 616.
Meyer, D., Bhattacharyya, D., Bachas, L., Ritchie, SMC., 2004. Membrane-based Nanostructure Metals for Reductive Degradation of Hazardous Organics at Room Temperature. Proc. of EPA Nanotechnology Grantee workshop.
Alloway, B. J., 1995. Heavy Metals in Soils, second ed. Blackie Academic and Professional, London.
Bradl, H. B., 2004. Adsorption of heavy metal ions on soils and soils constituents. Journal of Colloid and Interface Science. 277, 1–18.
Wan, G., Najeeb, U., Jilani, G., Naeem, M.S., Zhou, W., 2011. Calcium invigorates the cadmium-stressed Brassica napus L. plants by strengthening their photosynthetic system. Environmental Science Pollutant Research, 18, 1478–1486.
Xenidis A, Stouraiti Ch, And Papassiopi N., 2010. Stabilization of Pb and As in soils by applying combined treatment with Phosphates and ferrous iron. Journal of Hazardous Materials, 117, 929-937.
Paff, S. W., Bosilovich, B. E., 1995. Use of lead reclamation in secondary lead smelters for the remediation of lead contaminated sites. Journal of Hazardous Materials, 40,139–164.
Kumpiene, J., Montesinos, I. C., Lagerkvist, A., Maurice C., 2007. Evaluation of the critical factors controlling stability of chromium, copper, arsenic and zinc in iron-treated soil. Chemosphere, 67, 410–417.
Watanabe, T. Y., Murata, T., Nakamura, Y., Sakai, Y., Osaki, M., 2009. Effect of zero-valent iron application on cadmium uptake in rice plants grown in cadmium-contaminated soils, Journal of Plant Nutrition, 32, 1164–1172.
Stegmann, R., Brunner, G., Calmano, W., Matz, G., 2001. Treatment of Contaminated Soil—Fundamentals, Analysis, Applications, Springer.
Forsberg, L. S., Ledin, S., 2006. Effects of sewage sludge on pH and plant availability of metals in oxidizing sulphide mine tailings. Science of the Total Environment, 358, 21-35.
Shipitalo, M. J., Bonta, J.V., 2008. Impact of using paper mill sludge for surface-mine reclamation on runoff water quality and plant growth. Journal of Environmental Quality, 37, 2351-2359.
Shrestha, R.K., Lal, R., Jacinthe, P., 2009. Enhancing carbon and nitrogen sequestration in reclaimed soils through organic amendments and chiseling. SoilScience Society of America, 73,1004–1011.
Liu, R., Zhang, H. and Lal, R., 2016. Effects of stabilized nanoparticles of copper, zinc, manganese, and iron oxides in low concentrations on lettuce (Lactuca sativa) seed germination: nanotoxicants or nanonutrients?. Water, Air, & Soil Pollution, 227, 42p.
Nasiri, J., Gholami, A., Panahpour, E., 2013. Removal of cadmium from soil resources using stabilized zero-valent iron nanoparticles. Journal of Civil Engineering and Urbanism. 3, 338-341.
Tiberg, C., Kumpiene, J., Gustafsson, J.P., Marsz, A., Persson, I., Mench, M. Kleja, D.B., 2016. Immobilization of Cu and As in two contaminated soils with zero-valent iron–Long-term performance and mechanisms. Applied Geochemistry, 67,144-152.
Savasari, M., Emadi, M., Bahmanyar, M. A., Biparva, P., 2015. Optimization of Cd (II) removal from aqueous solution by ascorbic acid-stabilized zero valent iron nanoparticles using response surface methodology. Journal of Industrial and Engineering Chemistry. 25, 1403-1409.
Jafarihaghighi, M., 2003. Sampling and analysis of important physical and chemical soil analysis. Nedaye Zoha press. Iran (in Persian).
Quevauviller, P., Rauret, G., Rubio, R., Lopez-Sanchez, J. F., Ure, J., Bacon, J., Muntau, H., 1997. Certified reference materials for the quality control of EDTA- and acetic acid-extractable contents of trace elements in sewage sludge amended soils (CRMs 483 and 484). Fresen. Journal of Analytical Chemistry. 357, 611–618.
Liu, D., Jiang, W., Wang, W., Zhao, F., Lu, C., 1994. Effects of lead on root growth, cell division, and nucleolus of Allium cepa. Environmental Pollution, 86, 1–4.
Bouajila, K., Sanaa, M., 2011. Effects of organic amendments on soil physico-chemical and bio­logical properties. Journal of Material and Environmental Science, 2, 485–490.
Bradshaw, A. D., Chadwick, M.J., 1980. The restoration of land. Blackwell, Oxford.
Kaihura, B.S., Kullaya, I.K., Kilasara, M., Aune, J.B., Singh, B.R., Lal, R., 1999. Soil quality effects of accelerated erosion and management systems in three eco-regions of Tanzania. Soil and Till­age Research, 53, 59–70.
Williamson, A., Johnson, M.S., 1981. Reclamation of metalliferous mine wastes. In: Effect of Heavy Metal Pollution on Plants-Metals in the Environment (Lepp, N.W., Ed.), Barking, Applied Science Publishers Ltd., Barking, UK, 185–212.
Bădescu, I.S., Bulgariu, D., Bulgariu, L., 2017. Alternative utilization of algal biomass (Ulva sp.) loaded with Zn (II) ions for improving of soil quality. Journal of Applied Phycology. 29, 1069-1079.
Paulose, B., Datta, S.P., Rattan, R.K., Chhonkar, P.K., 2007. Effect of amendments on the extract­ability, retention and plant uptake of metals on a sewage-irrigated soil. Environmental pollution, 146, 19–24.
Stewart, B., Robinson, C., Parker, D.B., 2000. Examples and case studies of beneficial reuse of beef cattle by-products. Land Application of Agricultural and Industrial Municipal by-prod. 387–407.
Al-Wabel, M.I., Usman, A.R., El-Naggar, A.H., Aly, A.A., Ibrahim, H.M., Elmaghraby, S. and Al-Omran, A., 2015. Conocarpus biochar as a soil amendment for reducing heavy metal availability and uptake by maize plants. Saudi journal of biological sciences, 22, 503-511.
Walker. D.J., Clemente, R., Bernal, M.P., 2004. Contrasting effects of manure and compost on soil pH, heavy metal availability and growth of Chenopodium album L. in a soil contaminated by pyritic mine waste. Chemosphere, 57, 215–224.
Cala, V., Cases, M.A., Walter, I., 2005. Biomass production and heavy metal content of Rosemarinus officinalis grown on organic waste-amended soil. Journal of Arid Environment, 62, 401–412.
Cao, X., Ma, L.Q., 2004. Effects of compost and phosphate on plant arsenic accumulation from soils near pressure-treated wood. Environmental Pollution, 132, 435–442.
Cao, X., Ma., L., Shiralipour, A., 2003. Effects of compost and phosphate amendments on arsenic mobility in soils and arsenic uptake by the hyper accumulator, Pteris vittata L. Environmental Pollution, 126, 157–167.
Clemente, R., Walker, D.J, Roig, A., Bernal, M.P., 2003. Heavy metal bioavailability in a soil affected by mineral sulphides contamination following the mine spillage at Aznalcóllar (Spain). Biodegradation 14, 199–205.
Tafazoli, M., Hojjati, S.M., Biparva, P., Kooch, Y., Lamersdorf, N., 2017. Reduction of soil heavy metal bioavailability by nanoparticles and cellulosic wastes improved the biomass of tree seedlings. Journal of Plant Nutrition and Soil Science, 180(6), pp.683-693.
Houben, D., Sonnet, P., 2010. Leaching and phytoavailability of zinc and cadmium in a contaminated soil treated with zero-valent iron. 19th World Congress of Soil Science, Soil Solutions for a Changing World.
Macé, C., Desrocher, S., Gheorghiu, F., Kane, A., Pupeza, M., Cernik, M., Kvapil, P., Venkatakrishnan, R., Zhang, W., 2006. Nanotechnology and groundwater remediation: a step forward in technology understanding. Remediation, 16, 23–33.
Zhang, W.X., 2003. Nanoscale iron particles for environmental remediation: An overview. Journal of Nanoparticles Research, 5, 323–332.