توسعه شاخص‎های پایداری شبکه سبزراه‎ها بر اساس "اصول بوم‎شناسی سیمای‎سرزمین"

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه برنامه ریزی و طراحی محیط، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی*(نویسنده مسئول)

2 استادیار گروه برنامه ریزی و طراحی محیط، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی

چکیده

چکیده
هدف این مطالعه بررسی روند توسعه شاخص‎های پایداری شبکه‎ سبزراه‎های شهری بر مبنای اصول بوم‏شناسی سیمای‏سرزمین است. زمینه مطالعه، رویکرد بوم‏شناختی برنامه‎ریزی شبکه‎ سبزرا‎ه‎ها در مقیاس‏های مختلف فراشهری، شهری و فروشهری است که در آن ضمن توجه به اصول بوم‏شناسی سیمای‏سرزمین، احتیاجات شهروندان به محیط‎های طبیعی و مکان‏های گذران اوقات فراغت مد نظر قرار می‎گیرد. ارتباط بین ساخت و عملکرد سیمای‏سرزمین نکته کلیدی دیگری است که در این مطالعه مورد توجه است. در این راستا، هم در مقیاس منطقه‏ای-عملکردی و هم در مقیاس عرصه‎بندی‎ سیمای‏سرزمین‎ها، همجواری بوم‏شناختی مناطق و جزء- مناطق پهنه‏های ‎شهری مورد توجه قرار می‎گیرد.
روش پژوهش، بر مبنای رویه مدل سازی، مطالعه تطبیقی- استنتاجی است. از این طریق، ضمن مقایسه توسعه شاخص‎های پایداری در رویکردهای "برنامه‎ریزی" و "برنامه‎ریزی بوم‎شناختی"، شاخص‏های جدیدی برای برنامه‏ریزی پایداری محیط‎های طبیعی و شبکه سبزراه‎های شهری نتیجه‎گیری می‎شود. شاخص‏های سنتی ارزیابی کیفی محیط‎های طبیعی، از جمله درصد پوشش فضاهای سبز‏ محدوده‎های شهری، توان ارزیابی کیفیت ساختاری محیط‎های طبیعی و تنوع خدمات بوم‏شناختی آن ها را ندارند. شاخص‏های‏ جدید بوم‎شناختی امکان ارزیابی ساخت و عملکرد شبکه سبزرا‎ه‎های شهری و تداوم استعلای عرصه‎بندی نوین سیمای‏سرزمین‎ها را فراهم می‏آورند.

کلیدواژه‌ها


توسعه شاخص‎های پایداری شبکه سبزراه‎ها

بر اساس "اصول بوم‎شناسی سیمای‎سرزمین"

 

شهیندخت برقجلوه[1]*

s-barghjelveh@sbu.ac.ir

نغمه مبرقعی دینان[2]

       

تاریخ دریافت:8/4/89

تاریخ پذیرش:12/8/89

                                                                                        

چکیده

هدف این مطالعه بررسی روند توسعه شاخص‎های پایداری شبکه‎ سبزراه‎های شهری بر مبنای اصول بوم‏شناسی سیمای‏سرزمین است. زمینه مطالعه، رویکرد بوم‏شناختی برنامه‎ریزی شبکه‎ سبزرا‎ه‎ها در مقیاس‏های مختلف فراشهری، شهری و فروشهری است که در آن ضمن توجه به اصول بوم‏شناسی سیمای‏سرزمین، احتیاجات شهروندان به محیط‎های طبیعی و مکان‏های گذران اوقات فراغت مد نظر قرار می‎گیرد. ارتباط بین ساخت و عملکرد سیمای‏سرزمین نکته کلیدی دیگری است که در این مطالعه مورد توجه است. در این راستا، هم در مقیاس منطقه‏ای-عملکردی و هم در مقیاس عرصه‎بندی‎ سیمای‏سرزمین‎ها، همجواری بوم‏شناختی مناطق و جزء- مناطق پهنه‏های ‎شهری مورد توجه قرار می‎گیرد.

روش پژوهش، بر مبنای رویه مدل سازی، مطالعه تطبیقی- استنتاجی است. از این طریق، ضمن مقایسه توسعه شاخص‎های پایداری در رویکردهای "برنامه‎ریزی" و "برنامه‎ریزی بوم‎شناختی"، شاخص‏های جدیدی برای برنامه‏ریزی پایداری محیط‎های طبیعی و شبکه سبزراه‎های شهری نتیجه‎گیری می‎شود. شاخص‏های سنتی ارزیابی کیفی محیط‎های طبیعی، از جمله درصد پوشش فضاهای سبز‏ محدوده‎های شهری، توان ارزیابی کیفیت ساختاری محیط‎های طبیعی و تنوع خدمات بوم‏شناختی آن ها را ندارند. شاخص‏های‏ جدید بوم‎شناختی امکان ارزیابی ساخت و عملکرد شبکه سبزرا‎ه‎های شهری و تداوم استعلای عرصه‎بندی نوین سیمای‏سرزمین‎ها را فراهم می‏آورند.

 

واژه های کلیدی: پایداری، بوم‎شناسی سیمای‎سرزمین، عرصه‎بندی سیمای‏سرزمین‎ها، شبکه‎بندی سبزرا‎ه‎ها.

 

   مقدمه

 

محدودیت منابع طبیعی و گستردگی اثرات محیط زیستی، برنامه‎ریزان شهری و منطقه‎ای را ملزم می‎دارد تا به نقش و اهمیت سبزراه‎ها و در گامی فراتر شبکه‏های بوم‎شناختی توجه نمایند. این مطالعه سعی دارد توانایی بوم‎شناسی سیمای‎سرزمین در تحلیل ساخت و عملکرد سیمای‎سرزمین‎ و راهبرد آن در تبیین روند توسعه شاخص‎های برنامه پایداری شبکه سبزراه‎ها به کار گیرد. سامانه سبزراه‏ها شبکه‎‎‎های خطی‏ هستند که ساخت طبیعی شهر را با توجه به مقیاس کلان آن با ساخت طبیعی فراشهر مرتبط و هماهنگ می‎سازند و ضمن دسترسی شهروندان به فضاهای سبز و باز و اتصال فضاهای شهری و روستایی در مقیاس ساخت و عملکرد عرصه‎بندی سیمای‏سرزمین‎ها، پیوستگی شهر و حومه را در یک سامانه مرتبط بوم‎شناختی فراهم می‎سازند. لذا، در تداوم روند استعلایی روابط اجتماعی که از طریق دریافت و کنترل بنیان‎های ارزشی قلمرو‏های فضایی فعال می‏شود، سوال قابل طرح این است که چگونه می‏توان روش‏های بهره‏وری محیط را بوم‎راهبردی ارزش‎سازی نمود؟ تأکید عمده لزوم تمرکز بر روابط بوم‎شناختی تحرکات تخصیص زمین و پوشش زمین در هدایت برنامه‎های اجتماعی است. از طریق هدایت بوم‎شناختی تغییرات محیط، از جمله تعامل تنگاتنگ ساخت بومی شهر با ساخت‎های بومی فراشهری، ضمن استمرار فرآیندهای طبیعی از جمله: جریان‎ آب، هوا، ... و گیاهان، کنترل روند اعتلایی ساخت‏های فضایی- اجتماعی در تداوم برنامه پایداری محیط نیز ابقاء می‎شود. با توسعه ساخت ‎و سازها و خرد شدن لکه‏های طبیعی این سوال مطرح است که با کدامین شاخص‎ها می‎توان هویت بوم‎شناختی- انسان‎شناختی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها را متعالی نگاه داشت؟ در این خصوص، هدف مطالعه تبیین شاخص‎های پایداری شبکه‎بندی سبزراه‎ها بر مبنای اهداف روند استعلا در عرصه‎بندی‎ سیمای‎سرزمین‎ها ساختاربندی می شود:

 

▪ هدایت فضایی عرصه‎بندی سیمای‏سرزمین‎ها در تعامل با دالان‎های اصلی و فرعی، طبیعی و مصنوع و درون و برون شهری؛  

  • تبیین الگو در بهره‏برداری بهینه دالان‎ها به منظور توسعه ‎عملکرد بوم‎شناختی عرصه‎بندی سیمای‏ سرزمین‎ها (گسترش کمی و کیفی پوشش‎های طبیعی و کشاورزی در محدوده سبزراه‎ها)؛
  • استقرار فعالیت‏ها در مسیر دالان‎ها به منظور ایجاد شبکه‎ بوم‎شناختی چند منظوره‎ای‏ (استفاده بهینه از امکانات  بالقوه و بالفعل در فراهم آوردن شرایط سرمایه‏گذاری و انجام فعالیت‎های مختلف در محدوده سبزراه‎ها)؛ و
  • لحاظ ‎نمودن بستر طبیعی ‎دالان‎ها‎ در شبکه‎ زیرساخت‎ها (حضور سبزراه‎‎ها در شبکه حمل ‎و  نقل عمومی).

 

 ودر این رابطه، راهبردهای روند استعلای عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها به قرار زیر معرفی می شود:

  • پیوستگی لکه‎های سبز با قابلیت تقسیم به واحدهای سرزمینی: ایجاد ارتباط بین لکه‎های کوچک طبیعی و کاهش تراکم در بین لکه‎های بزرگ انسان‎ساخت (رفع انزوا در روابط فی مابین لکه‎ها و حفظ تعادل ناهمگنی در ارتباط فی مابین لکه‎ها (1)؛
  • تعامل عناصر فضایی با قابلیت جریان ماده، انرژی و گونه‎ها در بین عناصر بوم‎سامانه‎ای: افزایش جریان ماده وانرژی‎ در بین ‎لکه‎ها و افزایش روابط فی مابین گونه‎ها (ارتقای تنوع بوم‎سامانه‎ای و افزایش ناهمگنی لکه‎ای (1))؛ و
  • استعلای ساخت و عملکرد موزاییک ‎لکه‎ها با قابلیت پایداری شبکه سیمای ‎سرزمین‎ها: استعلای ساخت و عملکرد سامانه دالان‎ها در گذر زمان (استعلای شبکه فضایی سیمای‎ سرزمین‎ها (1)).

 

1-     روش شناسی           

چون روش‎های‏ بهره‏وری‏ ابزاری محیط بنیان‏های معنایی ساخت ارزش‏های اجتماعی را عقیم و عملکرد قلمروهای فضایی- اجتماعی در بهره‏وری پایدار سامانه‏های محیطی را مختل می‏سازند، سوال مطالعه این است که با کدامین شاخص‎ها می‏توان روش‏های بهره‏وری محیط را در راستای کنترل استعلایی عرصه‎بندی سیمای‏سرزمین‎ها و به دنبال آن ساخت‏یابی شبکه فضایی سبزراه‏ها پایدار نمود؟ بر اساس پرسش مطالعه، روش بررسی به شرح زیر ساختاربندی می‎شود:

 

بنیان نظری:  بررسی روند توسعه شاخص‎های پایداری محیط در مقیاس پویایی عملکردهای اقتصادی-اجتماعی و بوم‎شناختی (روند توسعه شاخص‎های پایداری در  "برنامه‎ریری" و "برنامه‎ریزی بوم‎شناختی")؛ 

-  بنیان فرضی:  تبیین برنامه پایداری محیط در مقیاس پویایی استعلایی عرصه‎‎بندی سیمای‏سرزمین‎ها (تبیین شاخص‎های روند استعلایی پایداری)؛ و

-بنیان استنتاجی: تبیین شاخص‎های پایداری شبکه سبزراه‎ها بر مبنای روند استعلا در عرصه‎بندی‎ سیمای‎سرزمین‎ها.

 

 

همان گونه که مفهوم محیط در دانش برنامه‎ریزی تأثیرگذار بوده است، بوم‎شناسی سیمای‎سرزمین نیز به عنوان یک دانش نوین در حال توسعه حرفه برنامه‎ریزی را تحت تأثیر قرار می دهد. مطالعه حاضر، الهام ‎بخشی بوم‎شناسی سیمای‎ سرزمین در "روند تفکر محیطی"؛ "روند نظریه‎پردازی‎ در برنامه‎‎ریزی بوم‎شناختی"؛ و نهایتا، طرح‎ فرضی مطالعه حاضر، "هدایت روند استعلا در عرصه‎بندی‎ سیمای‎سرزمین‎ها" را بیان می‎دارد.

 

2-    بنیان نظری: بررسی توسعه شاخص‎های پایداری محیط در مقیاس پویایی عملکردهای "اقتصادی- اجتماعی" و "بوم‎شناختی"

 

 

-      روند تفکر محیطی: توسعه شاخص‎های پایداری در "برنامه‎ریزی"

ملاحظات محیطی تاریخچه‎‎ای طولانی‎‎ در حوزه دانش برنامه‎ریزی داشته‎اند و مفاهیم و راهکارهای آن ها نیز به طرق مختلفی در حرفه برنامه‎ریزی تأثیرگذار بوده‎اند. نفوذ این تأثیرگذاری‎ها اکثرا از حوزه‎های‎ دانشی معماری و معماری منظر بوده است. چنان که، در تاریخ برنامه‎ریزی آمریکا، معماران منظری از جمله "المستد" (2) از بنیان گذاران حرفه برنامه‎‎ریزی نیز بوده‎اند. در سال های 1870، نظریات، برنامه‎ها و نحوه عمل "المستد" تأکید بسیاری بر اهمیت کیفیت محیط خصوصا در شهرها داشته اند. او از پارک‎ و پارک‎راه‎ به منظور باززنده ‎سازی محیط‎های آسیب‎ دیده شهری که محیط ناسالمی برای شهروندان ایجاد می‎کنند استفاده می‎جوید.

در دهه‎های بعد، نظریه "هوارد" (3) تأثیر به سزایی در نحوه عمل دانش برنامه‎ریزی می‎گذارد. "هوارد" در کتاب خود با عنوان "باغ‎شهرهای فردا"، راه‎حل خویش برای شهرهای پرازدحام و نظریه "تجدید حیات انسان در کره زمین" را مطرح می‎کند. در 1920، نظریه‎‎‎های باغ‎شهر "هوارد" و برنامه‎ریزی منطقه‎ای "گدس" (Geddess)، دیدگاه انجمن برنامه‎ریزی منطقه‎ای نیویورک را تحت تأثیر قرار می‎دهند (4). طبق واکنش این تأثیر، به جای تمرکز بر شهرهای پرجمعیت، برنامه‎‎ریزی فیزیکی واحدهای منطقه‎ای مورد توجه قرار می‎گیرد. در 1960 "لینچ" (5) علاوه بر رعایت جوانب فیزیکی رویکرد جدیدی در برنامه‎ریزی ارایه می‎دهد. بر اساس تفکر وی محیط مقوله‎ای است که تفسیر و ادراک آن تنها به واسطه انسان صورت می‎پذیرد و از آن جایی که سیستم‎های ارزشی هیچ گاه یکسان نیستند این ادراک‎ها نیز یکسان شناخته نمی‎شوند. در سال های پایانی 1960، موضوع برخورد با محیط به صورت جنبشی نوین طرح می‎گردد. طبق نظریه این جنبش، محیط و طبیعت مفاهیمی به غیر از تولید و زیبایی می یابند که بر مبنای آن محیط و اجزای آن در افزایش مرگ‎ و میر و بیماری‎ در بین نسل‎های انسانی تأثیرگذار شناخته می‎شوند (6). این مباحث، حضور آلاینده‎های خطرناک موجود در پهنه حیات انسان‎، حیات وحش و دیگر اجزای بوم‎شناختی را معرفی می‎کنند. "مک‎هارگ" (7) در 1969 جنبه علمی‎ مفهوم محیط را شناسایی و محیط را بوم‎سامانه‎ای پویا معرفی می‎کند. او در کتاب "طراحی با طبیعت" لزوم هماهنگی با طبیعت را متذکر و از بوم‎شناسی در کسب این هماهنگی استفاده می‎جوید. رویکرد او جنبش محیطی را استحکام ‎بخشیده، نظریه استفاده از دانش‎های بوم‎شناختی در روند برنامه‎ریزی محیط را توسعه می‎دهد (جدول 1).


جدول 1- روند تفکر محیطی: توسعه شاخص‎های پایداری در "برنامه‎ریزی"

 

 

نظریه‎پرداز/ نهاد

 

نظریه/ رویکرد

 

برنامه مطالعاتی

 

امور ارزیابی

روند توسعه شاخص‎های پایداری در "برنامه‎ریزی"

 

"آلمستد" (2)

 

 

/ توجه به کیفیت محیط/

 

/ برنامه‎ریزی کیفیت محیط/

/ برنامه‎ریزی  محدوده‎‎های‎ طبیعی/

 

 

/ استفاده از پارک و پارک‎راه در باززنده ‎سازی محیط‎های آسیب‎‎دیده شهری/

- مقیاس: محدوده طبیعی

- اجزاء: درختستان، چمنزار، تالاب ...

- تمرکز: گیاهی

- چارچوب عملیاتی: ساختاری

- بنیان فلسفی: جبرگرا (determinism)

- هماهنگی: چند-حرفه‎ای (19)

 

/ شرایط سالم ‎محیطی/

 

 

/ میزان محدوده‎‎های طبیعی (پارک  و پارک‎راه‎)/

/ همجواری‎ محدوده‎‎های طبیعی و مصنوع‎‎/

/ همجواری جامعه‎های گیاهی/

- تنوع محدوده‎‎‎ای دردرون یک‎زیستگاه

- پیچیدگی ساختاری در درون یک زیستگاه  (20)

 

"هوارد" (3)

 

 

/ مفهوم تجدید حیات انسان در کره زمین/

 

/ مفهوم برنامه‎ریزی باغ‎شهر "هوارد"

 (Garden Cities of Tomorrow)/

 

/ شرایط سالم زمین، آب، هوا/

 

/ میزان فضاهای سبز در تلفیفی از شهر و روستا/

 

انجمن برنامه‎ریزی منطقه‎ای‎‎نیویورک،1920

 

/ برنامه‎ریزی منطقه‎ای/

 

/ پیوند بین مفاهیم باغ‎شهر"هوارد" و برنامه‎ریزی منطقه‎ای "گدس"/  (4)

 

/ سازماندهی فیزیکی ‎منطقه‎ای/

 

/ برنامه‎ریزی‎‎ فیزیکی واحدهای منطقه‎ای/

 

"لینچ" (5)

 

/ برنامه‎ریزی محیط/

 

/ ادراکات و تفاسیر انسان از محیط/

 

/ ادراکات ‎ انسانی/

 

/ سیستم‎های‎ ارزشی/

 

"کارسون" (6)

 

 

/ معرفی محیط جدای از مفاهیم تولید و زیبایی/

 

/ حد خطر آلاینده‎های محیط برای حیات انسان‎، حیات وحش و اجزای بوم‎شناختی/

 

 

/ شرایط سالم‎ زیستی/

 

/ میزان آلایندگی فعالیت‎های انسانی/

 

"مک‎هارگ" (7)

 

 

/ توجه  به مفهوم علمی ‎محیط و درک محیط به عنوان بوم‎سامانه‎ای پویا/

 

/ برنامه‎ریزی محیطی/

/ برنامه‎‎ریزی واحدهای بوم‎سامانه‎ای/

 

 

/ هماهنگی انسان‎ و طبیعت در برنامه‎ریزی محیطی/

- مقیاس: ارگانیزم، جمعیت گونه‎‎، جامعه انسانی

- اجزاء: سامانه‎ طبیعی، بوم‎سامانه‎ کشاورزی ...

- تمرکز: زیستی-نازیستی

- چارچوب عملیاتی: ساخت و عملکرد بوم‎سامانه‎ای؛ تحلیل سامانه‎‎ها ...

- بنیان فلسفی: تجزیه‎گرا (reductionism)

- هماهنگی: میان-‎دانشی (19)

 

/ اصول بوم‎شناختی/

 

 

/ هماهنگی موزاییک بوم‎سامانه‎ها/

/ هماهنگی موزاییک جامعه‎های‎گیاهی/

- تنوع محدوده‎ای‎ در بین زیستگاه‎ها

- تأمین مراحل متوالی زیست

- پراکنش گونه‎های زیست (20)

 

/  نهادها و سازمان های دولتی ‎امریکایی و اروپایی/ بعد از1970/

 

/ معرفی راهکارهای علمی مدیریت  محیط/

 

/ ارزیابی اثرات توسعه/

 

/آثار منفی وارد بر محیط بعد از وقوع پدیده‎های زیست‎شناختی/ (8)

 

/ شرایط کنترل توسعه و تصمیم‎سازی‎ها/

 

/ میزان تولید آلاینده‎ها در روند تداوم فعالیت‎های انسانی/

 

 

/گزارش برتلند/ هماهنگی تجارب کشورهای صنعتی / بعد از1980

 

/ معرفی اصل علمی پایداری/

 

/ تعادل بین حفاظت  محیطی ‎و رشد اقتصادی/

 

/ اتحاد و هماهنگی ملاحظات "محیطی"، "اجتماعی" و "اقتصادی"/ (9)

 

 

/ توسعه اقتصادی سازگار با درک ‎ و عمل انسان‎/

 

/ توسعه اقتصادی با توجه به اهمیت "محیط" و "عدالت" در زندگی/

 

"کوک و ون لایر" (12)

 

 

/ توجه به تخصیص منابع در  مقیاسی وسیع و با اشاره‎ ضمنی‎ برخاسته از زمینه بوم‎شناختی/

 

/ برنامه‎ریزی سیمای‎سرزمین/

/ برنامه‎ریزی بوم‎شناختی منطقه‎ای/

 

 

 

/ پیوند بین اهداف انسانی و تحلیل واقعی فرم‎ها، روندها و سامانه‎های سیمای‎سرزمین در برنامه‎ریزی منطقه‎ای/

- مقیاس: واحد زمین، بوم‎منطقه، بوم‎ناحیه،...

- اجزاء: کل اجزا

- تمرکز: زیست‎فیزیکی(زیستی‎-نازیستی)،   فرهنگی ...

- چارچوب عملیاتی: روابط ساخت، عملکرد و تغییر (پویایی) سیمای‎سرزمین؛ ناهمگنی‎های ‎ عمودی ‎و افقی سیمای‎سرزمین

- بنیان فلسفی: کل‎گرا (holism)

- هماهنگی: تبادل‎-دانشی (19)

 

/ اصول بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین/

 

 

/ ارتباط بین ساخت، عملکرد و تغییر (پویایی) بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین/

- حفاظت از  محدوده‎های بزرگ بوم‎سامانه‎های محلی در مقیاس منطقه‎ای

- ارتباط بین لکه‎های زیستگاهی (20)

 

 

 

با رعایت توجهات فوق، به مرور محیط با راهکارهای علمی جدیدی از جمله "روش‎های ارزیابی اثرات توسعه" حمایت می‎شود تا ضمن امکان ارزیابی اثرات سوء محیطی، روند متعادل‎سازی شرایط محیط فراهم آید. لیکن، راهکارهای ارایه شده کار به جایی نمی‎برند. از آن جایی که آن ها واکنشی و غیرپیشگیرانه عمل می‎کنند و در اکثر مواقع توان ارزیابی آثار سوء تا زمان بعد از وقوع آسیب‎ها را نمی یابند، روند پیشگیری از اثرات ممکن نگشته، روند تصمیم‎سازی‎های محیطی همچنان محدود باقی می‎ماند (8).

در سال‎های 1980، تلاش‎های حمایتی از محیط، هماهنگی تجارب آمریکایی‎ها با تجارب دیگر کشورهای صنعتی را موجب می‎شود و از این منظر توجه عموم به درکی از تعادل بین "حفاظت محیطی" و "رشد اقتصادی" معطوف می‎شود (9). در راستای این توجه، "مفاهیم پایداری" طرح نوینی از حفاظت محیطی را مطرح می‎سازد که ضمن تأکید بر ضرورت توسعه اقتصادی، بر اهمیت عدالت و محیط در زندگی انسان اشاره دارد. در 1990، پایداری گرایش پرنفوذی را در دانش برنامه‎ریزی موجب می‎شود و در راستای آن کوششی بسیار نه در محکومیت توسعه اقتصادی، بلکه در روند سازگاری با نحوه عمل انسان اعمال می‎شود (10). از این منظر، پایداری اتحادی از‎‎ تعادل بلندمدت محیط اقتصادی، اجتماعی و بوم‎شناختی شناخته می‎شود و روند برنامه‎ریزی از منظر "توجه به محیط به عنوان چیدمانی بیرونی" به دیدگاه "توجه به پایداری محیط از طریق اعمال مقررات سیاستی" تغییر جهت می‎یابد. در طول این جا به جایی، رویکردهای متفاوتی در روند برنامه‎ریزی محیطی به وجود می‎آیند که از میان آن ها برنامه‎ریزی های جامع، انطباقی، احتمالی، مشارکتی ... و دیگر پیوندهایی از انواع رویکردها (11) نام برده می‎شوند. به عقیده بوم‎شناسان معاصر، نگاه کل‎گرایانه به محیط به مرور رکنی اساسی در دانش برنامه‎ریزی محسوب می‎شود که رویکردهای بوم‎- منطقه‎ای‎ از آن جمله‎اند (12). در راستای این نگاه کل‎گرایانه، "برنامه‎ریزی سیمای‎سرزمین" با تخصیص منابع در مقیاس وسیع سر و کار دارد؛ اشاره ای برخاسته از زمینه بوم‎شناختی دارد (13)؛ متضمن هدایت ساخت، عملکرد و روند تغییرات (پویایی) سیمای‎سرزمین می‎باشد. برنامه‎ریزی سیمای‎سرزمین به مرور بنیانی علمی در روند برنامه‎ریزی در مقیاس بوم‎- منطقه‎‎‎ فراهم می‎آورد. جدول 1 توسعه شاخص‎های پایداری در چارچوب مفهومی "برنامه‎ریزی" را مقایسه می‎کند. 

 

-           روند نظریه‎‎پردازی در برنامه‎ریزی بوم‎شناختی: توسعه شاخص‎های پایداری در "برنامه‎ریزی  بوم‎شناختی"  

به گفته "ندوبیسی" (14)، برنامه‎ریزی بوم‎شناختی چیزی بیش از یک ابزار و یا تکنیک تصمیم‎سازی است. راهی است که گفتمان بین اقدامات انسانی و روندهای طبیعی بر اساس دانش روابط دو سویه بین مردم و زمین را فراهم می‎آورد. رویکردهای موجود در برنامه‎ریزی بوم‎شناختی نیز در طی زمان تغییر یافته‎اند. وقتی "مک‎هارگ" (7) در 1969 اصل نوینی مطرح می‎کند، در واقع، ناهمگنی‎ عمودی سیمای‎سرزمین را، به معنای ناهمگنی ابعاد هندسه مکان که بر اساس شناسایی لایه‎های افقی سیمای‎سرزمین از جمله: بستر سنگی، نوع خاک، پوشش گیاهی و ... استوار است مورد توجه قرار می‎دهد. این رویکرد گرچه اساسی بوده است، لیکن کفایت نمی‎کند. در این زمینه، "زنولد" (15) ناهمگنی‎ افقی سیمای‎سرزمین، به معنای ناهمگنی ابعاد توزیع فضایی ارگانیزم‎ها شامل: روابط علی بین پدیده‎های مختلف جغرافیایی‎، خصوصیات منطقه‎ها و مکان‎ها در تجلی تمامیت همبسته آن ها و ارتباطات متقابل قلمروهای مختلف و جلوه‎های متفاوت آن ها، و نهایتا، درک عمومی از سطح زمین به معنای کلیتی واحد از نظام اقلیم‎ها و مکان‎ها را نیز مد نظر قرار می‎دهد. در این خصوص، برنامه‎ریزان محیطی و بوم‎شناسان سیمای‎سرزمین به مرور درمی‎یابند که بوم‎شناسی سیمای‎ سرزمین منظری پویا از فضا و زمان ارایه می‎دهد که در آن ابعاد مقیاس و سلسله‎مراتب متفاوت ‎از دیگر دانش‎‎ها بیان می‎گردد (15 و 16).    

 

جدول 2، ضمن بررسی روند توسعه شاخص‎های پایداری در برنامه‎ریزی بوم‎شناختی، درکی از ارتباط بین برنامه‎ریزی محیطی و بوم‎شناسی سیمای‎سرزمین استنتاج می‎کند. در راستای این ارتباط، "هزپرگر"  (17) دو رویکرد متفاوت نظریه‎پردازی در برنامه‎ریزی بوم‎شناختی تشخیص می‎دهد. اولی نظریه‎های قائم به ذاتی هستند که درک بهتری از تعامل بین انسان و طبیعت را معرفی می‎کنند. نظریه‎های عملکردگرایی از جمله: ساخت سیمای‎سرزمین، ساخت سلسله‎مراتبی سامانه‎ها، تمامیت بوم‎سامانه‎ای انسان و محیط و ...، نمونه‎هایی از این نوعند. و دومی، نظریه‎هایی هستند که روند برنامه‎ریزی را با لحاظ عنصر مشارکت مردمی توضیح می‎دهند. مثال‎هایی از این گروه عبارتند از: مدیریت محیطی، برنامه‎ریزی بوم‎شناختی، برنامه‎ریزی محیطی و غیره. نمودار 1 روند رویکردهای نظریه‎پردازی در "برنامه‎ریزی بوم‎شناختی" و جایگاه بنیان فرضی  مطالعه را بیان می‎کند.

 

 

نمودار 1- انواع رویکردهای نظریه‎پردازی در "برنامه‎ریزی بوم‎شناختی"

 

(1) عملکردگرایی

 

"تخصیص منابع سیمای‎سرزمین"

 

   برنامه‎ریزی منابع سیمای‎سرزمین

 

       پیوند بین "اهداف انسانی" و "تحلیل واقعی فرم‎ها، روندها و سامانه‎های سیمای‎سرزمین" (12)

 

 

 

(2) عملکردگرایی

 

"عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها‎"

 

  برنامه‎ریزی بوم‎شناختی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها

 

      پیوند بین "ابعاد توزیع فضایی ارگانیزم‎ها" و "ابعاد هندسه مکان" در تحلیل تعاملات همه‎جانبه جغرافیایی-انسانی کره زمین (15)

 

 

(3) مدیریتمحیطی

 

"روند استعلا در عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها"

 

برنامه‎ریزی روند استعلای بوم‎شناختی-انسان‎شناختی عرصه‎بندی ‎سیمای‎سرزمین‎ها   (بنیان فرضی مطالعه)

 

  (1)    پیوند بین "تعالی‎خواهی انسانی" و "پایداری بوم‎شناختی"؛

  (2)    استعلای ابعاد "فضایی-اجتماعی" و "بوم‎شناختی" عملکرد سیمای‎سرزمین؛

  (3)    روند استعلایی عملکرد بومی-فضایی-اجتماعی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها در برقراری شرایط متعالی برنامه‏‏ پایداری (18)

 

 

 

 

 

 


3-          بنیان فرضی: تبیین برنامه پایداری محیط در مقیاس پویایی استعلایی عرصه‎‎بندی سیمای‏سرزمین‎ها

 

-           روند استعلا در عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها: تبیین شاخص‎های "روند استعلایی پایداری"

 

 در ذکر عملکرد برنامه‎ریزی‎‎ بوم‎شناختی عرصه‎بندی‎ سیمای‎سرزمین‎ها(نمودار 1–ردیف 2):تأمین بودن احتیاجات روندهای واحدهای سیمای‏سرزمین در ارایه کالا و خدمات به نسل‏های زمان حال و آینده، امکان تغییر واحدهای سیمای‏سرزمین‎ در گذر زمان و باقی بودن منابع کلیدی آن ها، و نهایتا، مشارکت ‎ذینفعان در تصمیم‏سازی‏های مربوط به شکل‏گیری الگوهای واحدهای سیمای‎سرزمین‎، قابل اشاره هستند (22). در این حالت، عرصه‎بندی بوم‎شناختی سیمای‏سرزمین‎ها شرایطی فراهم می‏‏آورد تا جمعیت‏های طبیعی محیط قادر باشند آشفتگی‏ ساخت‎ واحدهای سیمای‏سرزمین را هم "تعادل" بخشند و هم "پایدار" سازند (جدول3، اشاره به بخش نظریه های قائم به ذات در درک تعامل بین انسان و طبیعت). لیکن، در شرایط برنامه‎ریزی روند استعلا در عرصه‎بندی ‎سیمای‎سرزمین‎‎ها (نمودار 1-ردیف 3)، "استعلای" عملکرد بومی- فضایی- اجتماعی سامانه‎های بومی- نسانی به شرح زیر امکان‎پذیر می‏شود:

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار 2- برنامه ریزی روند استعلا در عرصه بندی سیمای سرزمین ها (18)

 

 

رویکرد برنامه‎ریزی

پیامد برنامه‏ریزی

 

 

 

(1)تعادل‎‎

 محیطی

 

 

برنامه‎ریزی الگوهای "بهره‎برداری"

دراستفاده از ظرفیت بوم‎شناختی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها

 

 

 

مدیریت "منابع" در

"تعادل‏یابی" عملکرد سامانه‏‏های محیطی

(2) پایداری

جغرافیایی- انسانی

 

 

 

برنامه‎ریزی الگوهای "بهره‎برداری" و "فضایی- اجتماعی"

در استفاده از ظرفیت بوم‎شناختی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها

 

 

مدیریت "فضایی- اجتماعی" در

" تعادل‏یابی-پایدارسازی" عملکرد عرصه‎بندی سیمای‏سرزمین‎ها

 

(3) استعلای‏ ‏

‎بومی- انسانی

 

 

برنامه‎ریزی الگوهای "بهره‎برداری" و "فضایی- اجتماعی"

در تعامل با الگوی"عرصه‎بندی‎ بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین‎ها"

 

 

مدیریت "بومی- فضایی- اجتماعی" در

"تعادل‏یابی- پایدارسازی" و"تعالی‎یابی" عملکرد  سامانه‎های بومی- انسانی‎

 

 

 

 

 

-     برنامه‎ریزی الگوهای "بهره‎برداری" در برقراری شرایط "تعادل" حفظ جمعیت و تنوع گونه‏‏ای سامانه‎های محیطی‎ (مدیریت منابع در "تعادل‏یابی" عملکرد سامانه‏های‏ محیطی) (نمودار 2-ردیف 1)؛

-   برنامه‎ریزی الگوهای "بهره‎برداری" و "فضایی- اجتماعی" در برقراری شرایط "پایدار" حفظ جمعیت و تنوع گونه‏ای سامانه‎های جغرافیایی- انسانی (مدیریت فضایی- اجتماعی در "تعادل‏یابی- پایدارسازی" عملکرد عرصه‎بندی‏ سیمای‏ سرزمین‎ها) (نمودار 2-ردیف 2)؛ و

-    برنامه‎ریزی الگوهای "بهره‎برداری" و "فضایی- اجتماعی" در تعامل با الگوی "عرصه‎بندی‎ بوم شناختی سیمای‎سرزمین‎ها" در برقراری شرایط "استعلا" در عملکرد سامانه‏‏های بومی- انسانی (مدیریت بومی- فضایی- اجتماعی در "تعادل‏یابی- پایدارسازی" و "تعالی‏یابی" عملکرد سامانه‎های بومی- انسانی) (نمودار 2-ردیف 3).

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 2- روند نظریه‎‎پردازی در برنامه‎ریزی بوم‎شناختی: توسعه شاخص‎های پایداری در "برنامه‎ریزی بوم‎شناختی"

(درکی از ارتباط بین "برنامه‎ریزی محیطی" و "بوم‎شناسی سیمای‎سرزمین")

 

 

 

 

نظریه / رویکرد

 

برنامه مطالعاتی

 

امور ارزیابی

 

روند توسعه شاخص‎های پایداری در "برنامه‎ریزی بوم‎شناختی"

رویکرد محیطی

در برنامه‎ریزی

 

برنامه‎ریزی

محدوده‎های طبیعی

 

/ کنترل کیفیت

محیطی/

 

 

/ باززنده ‎سازی محیط‎های آسیب‎‎دیده انسانی/

-  مقیاس: محدوده طبیعی

-  اجزاء: درختستان، چمنزار، تالاب ...

-  تمرکز: گیاهی

-  چارچوب عملیاتی: ساختاری

-  بنیان فلسفی: جبرگرا (determinism)

-  هماهنگی: چند-حرفه‎ای (19)

 

/ اصول بوم‎شناختی شرایط سالم محیطی/

 

 

 

/ کمیت، کیفیت و همجواری محدوده‎‎های طبیعی ‎و ‎غیرطبیعی/

/ همجواری جامعه‎های گیاهی/

- تنوع محدوده‎ای دردرون یک زیستگاه

- پیچیدگی‎ ساختاری در درون یک ‎زیستگاه (20)

برنامه‎ریزی

واحدهای بوم‎سامانه‎ای

 

/ کنترل کیفیت

محیط به مفهوم بوم‎سامانه‎ای پویا/

 

 

 

 

/ رعایت ناهمگنی ابعاد عمودی بوم‎شناختی/

topological heterogeneity

 

-  مقیاس: ارگانیزم، جمعیت گونه‎‎، جامعه انسانی

-  اجزاء: سامانه‎ طبیعی، ‎سامانه‎ کشاورزی ...

-  تمرکز: زیستی-نازیستی

-  چارچوب  عملیاتی: ساخت و عملکرد  بوم‎سامانه‎ای...

-  بنیان فلسفی: تجزیه‎گرا (reductionism)

-  هماهنگی: میان-‎دانشی (19)

 

/ اصول بوم‎شناختی ابعاد هندسه مکان‎‎/

/ تحلیل بوم‎شناختی لایه‎های افقی زمین/

 

 

 

 

/ هماهنگی بین انسان و طبیعت/

/ روابط عمودی موزاییک محدوده‎ها‎‎/

/ روابط عمودی موزاییک جامعه‎های گیاهی/

- تنوع محدوده‎ای در بین زیستگاه‎ها

- تأمین مراحل متوالی زیست

- پراکنش گونه‎های زیستی (20)

برنامه‎ریزی‎ کاربری‎زمین

 

 

/ کنترل کیفیت

محیطی زمین/ 

 

 

 

/ باززنده سازی کیفیت محیطی زمین/

 

-  هماهنگی: میان-‎دانشی

 

/ اصول بوم‎شناختی حفاظت از زمین/

 

/ کمیت و کیفیت عناصر محیطی زمین/

 

 

 

 

برنامه‎ریزی

فضایی‎سرزمین

 

/ کنترل کیفیت

فضایی-محیطی‎سرزمین/

 

 

 

 

/ پیوند بین

رویکرد فضایی جغرافیا با تأکید بر آنالیزهای فضایی و رویکرد بوم‎شناسی سیمای‎سرزمین با تأکید بر عملکردهای بوم‎سامانه‎ای/ (14)

 

- هماهنگی: میان‎-دانشی

 

/ اصول بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین/

/ تحلیل بوم‎شناختی تعاملات فیمابین روندهای بیو-فیزیکی و فرهنگی/

- آنالیزهای فضایی سیمای‎سرزمین

- آنالیزهای عملکردی بوم‎سامانه‎ای

 

 

/ الگوها و روندهای سیمای‎سرزمین/

 

رویکرد بوم‎شناختی

در برنامه‎ریزی سیمای‎سرزمین

 

برنامه‎ریزی

‎منابع سیمای‎سرزمین

 

 

/ کنترل کیفیت

منابع محیطی در مقیاسی وسیع و با اشاره‎ ضمنی برخاسته ‎از زمینه ‎بوم‎شناختی/

 

 

/ پیوند بین

"اهداف انسانی" و "تحلیل واقعی فرم‎ها، روندها و سامانه‎های سیمای‎سرزمین"/  (12)

 

-  هماهنگی: تبادل-دانشی

 

/ اصول بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین/

/ تحلیل بوم‎شناختی فرم‎ها، روندها و سامانه‎های سیمای‎سرزمین/

 

 

 

/ روابط متقابل ساخت، عملکرد و تغییر سیمای‎سرزمین در مقیاس منطقه‎ای/

- حفاظت از  محدوده‎های بزرگ بوم‎سامانه‎های محلی در مقیاس منطقه‎ای و ارتباط لکه‎های زیستگاهی (20)

 

برنامه‎ریزی

بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین

 

/ کنترل کیفیت بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین/

 

 

 

/ رعایتناهمگنیابعاد افقیوعمودیشبکه‎بوم‎شناختی/

chorological & topological heterogeneity

 -  مقیاس: واحد زمین، بوم‎منطقه، بوم‎ناحیه ...

-  اجزاء: کل اجزا

-  تمرکز: زیست‎فیزیکی (زیستی-نازیستی)‎، فرهنگی...

-  چارچوب عملیاتی: روابط متقابل ساخت، عملکرد و تغییر (پویایی) سیمای‎سرزمین؛ ناهمگنی‎های عمودی و افقی ...

-  بنیان فلسفی: کل‎گرا (holism)

-  هماهنگی: تبادل‎-دانشی (19)

 

 

/ اصول بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین/

/ تحلیل بوم‎شناختی روابط ابعاد افقی و عمودی سیمای‎سرزمین/

 

 

/ روابط عمودی و افقی موزاییک‎های سیمای‎سرزمین/

 

 

برنامه‎ریزی

بوم‎شناختی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها

 

/ کنترل کیفیت بوم‎شناختی

عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها/

 

 

 

 

/ رعایت ناهمگنی‎  ابعاد کلی، افقی و عمودی شبکه‎های بوم‎شناختی /Zonneveld, 1995

geospherical, chorological & topological heterogeneity

 

-    تحلیل موضعی (موضع‎‎/مکان ‎شناختی) (topological)، روابط عمودی (vertical)

-    تحلیل روابط متقابل موضع‎ها/مکان‎ها (chorological)، روابط افقی (horizontal)

-    تحلیل روابط متقابل پدیده‎های جغرافیایی (geospherical)، روابط کلی و همه‎جانبه (global)

 

/ اصول بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین/

/ تحلیل بوم‎شناختی روابط بین پدیده‎های جغرافیایی و خصوصیات ‎مختلف بوم‎‎ها و مکان‎ها/

/ تحلیل بوم‎شناختی توزیع فضایی ارگانیزم‎ها و ابعاد هندسه مکان در تعاملات همه‎جانبه جغرافیایی- انسانی/

 

/ روابط عمودی و افقی موزاییک‎های سیمای‎سرزمین در مقیاس‎های جزء و کل سلسله‎مراتبی/

- پرسپکتیو فضایی-زمانی با تکیه بر ابعاد مقیاس و سلسله‎مراتب

- کلیت واحد نظام بوم‎ها و مکان‎ها

- تمامیت وجود همبسته و ارتباطات متقابل اقلیم‎ها، قلمروها  و جلوه‎های‎ آن ها (15 و 16)

رویکرد روند استعلا‎

در عرصه‎بندی ‎سیمای‎سرزمین‎ها

برنامه‎ریزی

روند استعلایی عرصه‎بندی ‎سیمای‎سرزمین‎ها

 

 

/ کنترل کیفیت استعلایی عرصه‎بندی

 بوم‎شناختی-انسان‎شناختی سیمای‎سرزمین‎ها/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ پیوند بین "تعالی‎خواهی انسانی" و

"پایداری بوم‎شناختی"/

 

-     برنامه‎ حفظ، نگه داری، ترمیم و توسعه سیمای‎سرزمین‎های طبیعی و انسان‎ساخت (منطقه‎ای، شهری، روستایی ...) (21)

 

 

 

 

 

 

/ اصول بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین/

/ تحلیل‏ تعالی‎خواهانه عملکرد بومی- فضایی- اجتماعی سیمای‎سرزمین در برقراری شرایط متعالی پایداری/

 

 

 

/ روابط استعلایی ابعاد "فضایی-اجتماعی" و "بوم‎شناختی" عملکرد سیمای‎سرزمین/  (21)

 

 

 


در این حالت به کارگیری چارچوبی‏ فضایی- اجتماعی ضروری است تا در برقراری شرایط تعادل بین روند پایداری و استعلای عرصه‎بندی سیمای‏سرزمین‏ها انعطاف‎پذیر باشد: احراز اهداف معین در خصوص این که چه میزان تنوع گونه‎ای، از کدامین نوع و در کدامین مناطق لازم است حفظ و ابقا شوند (23 و 24 و 25)؛ گسترش خطر تغییرات محلی بر فراز مقیاس فضایی عرصه‎بندی سیمای‏سرزمین‏ها، با اتصال محدوده‏های محلی در محدوده‎‎‏ ای بزرگ تر و با پذیرش انهدام محلی گونه‏ها تا آن جا که جمعیت آن ها بر فراز مقیاس فضایی بزرگ تری پایدار باقی بماند (26)؛ و تعامل بوم‎شناختی‏ عرصه‎ سیمای‏سرزمین‎ها‏ در برقراری شرایط استعلای: "تنوع گونه‏ای"، "همبستگی فضایی بوم سامانه‏‏ای" و "توسعه ارزش‎های بوم راهبردی" (جدول 3، اشاره به بخش نظریه های مشارکت اجتماعی). در چنین شرایطی، احراز سطح متعالی از تنوع گونه‏ای و فضایی‏ بستگی به کل منطقه، کیفیت بوم‎سامانه‎ها، پیکربندی سیمای‏سرزمین‏ها و تعالی‏خواهی عملکرد سامانه‏‏های بومی- انسانی خواهد داشت. لذا، برخلاف رویکردهای برنامه‏ریزی پایدار محیطی و برنامه‏ریزی پایدار سیمای‏سرزمین در "تعادل‏یابی- پایدارسازی" عملکرد سامانه‎ها، در برنامه‏ریزی پایداری محیط امکان طرح‏ریزی چارچوبی فضایی- اجتماعی در رابطه با‏ "تعالی‏جویی" عملکرد ساخت محیط فراهم می‏آید. برنامه‏ریزی روند استعلا در عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها زمینه مدیریت ساخت محیط و تعالی‎بخشی‏ عملکرد ‏سامانه‏‏های بومی- انسانی را ممکن می‏سازد. شاخص‎های روند استعلایی پایداری در ستون سمت چپ جدول 3، در دو زمینه متفاوت برنامه‎ریزیبوم‎شناختی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها و مدیریت روند استعلا در عرصه‎بند‎ی‎ سیمای‎سرزمین‎ها، معرفی می‎شوند.

 

4-      بنیان استنتاجی: تبیین شاخص‎های پایداری شبکه سبزراه‎ها بر اساس روند استعلا در عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها

 

امروزه بسیاری از محققان تخصص‎های محیطی از بوم‎شناسی سیمای‎سرزمین در حل مشکلات مربوط به محیط استفاده می‎کنند. "شبکه‎های بوم‎شناختی"، "کریدورهای بوم‎شناختی"، "زون‎های حایل"، "کمربندهای سبز"، "سبزراه‎ها" و ... از جمله رویکردهای عرصه‎بندی بوم‎شناختی سیمای‎ سرزمین‎ها به شمار می‎آیند. اکثر این رویکردها پیشنهاد دهنده عملکردهای زیست‎شناختی هستند. تعداد کمی نیز دارای عملکردهای فرهنگی‎اند. تعداد اندک‎تری اجزای چند- عملکردی دارند و از میان آن ها تنها "سبزراه‎ها" هستند که قابلیت یکپارچگی و اتحاد عملکردهای زیست‎شناختی، فرهنگی و چند-عملکردی را دارا می‎باشند (12 و 28 و 29). سبزراه‎ها به طرق مختلفی تعریف می‎شوند که روند تکاملی تبیین شاخص‎های پایداری آن ها در جدول 4 بیان گردیده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 3- روند استعلا در عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها / تبیین شاخص‎های "روند استعلایی پایداری"

 

 

 

نظریه

 

رویکرد نظری

 

برنامه مطالعاتی

 

امور ارزیابی

شاخص‎های

"روند استعلایی پایداری"

عملکردگرایی/ نظریه‎های‎ قائم به ذات در درک تعامل بین انسان و طبیعت

 

 

 

عملکرد

سیمای‎سرزمین

 

- جهان مجموعه‎ای از کل‎ها‎ در  چیدمانی سلسله‎مراتبی است.

- هر کل سیستمی مجزا،  ولی مرتبط و وابسته ‎به دیگر کل‎ها در یک ارتباط سلسله‎مراتبی است.

- کلیت سیستمی سیمای‎سرزمین‎ بخشی‎ ازسطح زمین بااندازه‎ای‎‎‎ معین ولی ‎مراتب مرزی  بالا و پایینی غیرمعینی است (27).  

 

ساخت سلسله‎مراتبی‎سیمای‎سرزمین

 

- ساخت سلسله‎مراتبی کره زمین ‎مشتمل بر شبکه های "عمودی" و "افقی" است:

- عمودی شامل جزء-بوم‎سیستم‎های کوچک‎تر از اکوتاپ‎ها‎ از یک سو و قاره‎ها و تنظیمات تأثیرات کیهانی در مقیاس جغرافیایی کره زمین از سوی دیگر؛ و افقی شامل لکه‎های بوم‎شناختی واقع در حد فاصل آن ها.

 

پایداری

سیمای‎سرزمین

 

- سیستم‎  سلسله‎مراتبی کره زمین اجزای متفاوتی دارد که ‎طی‎ کنش‎- واکنش‎های‎ متوالی‎ در طی زمان ‎به تعادل ‎می‎رسند. در حرکت  به  سمت  محیط‎های مصنوع‎ از درجه پیچیدگی‎ کاسته به سوی سادگی ‎اجزا  پیش می‎رویم. در چنین زمینه‎ای، شبکه های بوم‎شناختی در گذر روند تعاملی نامتعادل‎ می‎گردند.

 

تمامیت

بوم‎سامانه‎ایسیمای‎سرزمین

 

- در روابط سلسله‎مراتبی کره زمین، لازمه مراقبت از "ارتباط" موجب عدم توجه

  به "انزوا" نیست.

- ناهمگنی ‎از‎ طریق شرایط ‎"انزوا" به دست می‎آید و ‎به واسطه آن ‎از ‎حضور گذرگاه‎های آزاد ‎به‎ آنتروپی جلوگیری می‎شود.

- در پدیده زندگی که پرنیازترین نیرو علیه آنتروپی ‎است،‎ هماهنگی‎ بین شرایط ‎انزوا و ارتباط ‎ضروری است.

 

برنامه‎ریزیبوم‎شناختی

عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها

 

- لازم است سیستم‎های طبیعی با قابلیت تطبیق طولانی مدت و تشکیل سیمای‎سرزمین‎های زیبا و فرهنگی با پیمایشی نوع معینی از‎" ارتباط" (نوع فرهنگی) در برابر تهدیدات تحولات تکنولوژیکی یکپارچگی بوم شناختی بیابند. 

- لازم است سیستم‎های طبیعی بکر و دست نخورده به واسطه مواد قانونی، حائل‎های طبیعی یا غیرطبیعی، فواصل بوم‎شناختی و ... از دریافت تأثیرات منفی حاصل از عملکردهای انسانی در "انزوا" نگاه داشته ‎شوند.    

 

- اصل خود-نظمی سلسله‎مراتبی در سیستم سیمای‎سرزمین جاری است.

- در پی جریانی از مداخله ‎و تشکیل ‎ فرمی جدید از زمین، به دنبال یک سری تغییرات‎ متوالی ‎سیمای‎سرزمینی پایدار شکل می‎گیرد.

 

- توالی ساخت و عملکرد موزاییک‎های سیمای‎سرزمین فضایی-زمانی است.

- ساخت افقی سیمای‎سرزمین همواره در حال تغییر است و مواد و انرژی را به اندازه و چیدمان لکه‎ها، کریدورها و بستر سیمای‎سرزمین مربوط می‎سازد. 

 

- به دنبال اقدام در محیط، کاهش پیچیدگی‎ها و افزایش ‎بازخوردهای مثبت، پیش‎بینی تهدیدات احتمالی آینده ممکن می‎شود؛ لازم است در خصوص پیش‎بینی مکانیزم‎های ‎بازخورد منفی تلاش شود.

 

- عملکرد غشایی سلولی در سیستم جغرافیایی ‎کره زمین قابل مشاهده است. فرضیه بوم‎شناختی در خصوص نظریه تکامل و روندهای انتخابی آن به انزوا نیاز دارد. این اصل در هر مقیاسی از  سطح زمین از جمله سیمای‎سرزمین  قابل مشاهده است.

 

- "ارتباط" (از نوع ارتباط و انزوا) نمی‎تواند تنها به واسطه یک شبکه چندمنظوره‎‎‎ مشتمل بر انواع ارتباط‎ها و انزواها تأمین شود. هر فعالیتی شبکه خاص ارتباطی خویش و هر موجودی احتیاجات خاص تکاملی خویش را می‎طلبد. ممکن است برای روند خاصی وجود شبکه  فشرده ای از پدافندها تأمین شرایط برای "انزوا" باشد، درحالیکه برای دیگر روندها موجب مزاحمت هم باشد.

 

- سیستم  سیمای‎سرزمین‎ در جهات "عمودی" و "افقی"ناهمگن است.

- در همسایگی موزاییکهای ‎‎ناهمگن‎‎ مرزهایی وجود دارد که دفعتا و یا ‎تدریجی ‎فعال می‎شوند و در شرایطی خاص ‎تبادل ماده وانرژی می‎کنند.

 

- ناهمگنی تفاوت مکان‎های مختلفی ‎است که ‎سبب ‎حرکت گونه‎ها و جریان ها می‎شود.

- با افزایش ناهمگنی فضایی، انرژی  ‎بیشتری ‎در طول مرزهای سیمای‎سرزمین جاری می شود. با افزایش ‎ناهمگنی ‎لکه‎ای، عملکرد سیمای‎سرزمین در بهبود جریان انرژی در بین لکه‎ها و بهبود ارتباط در بین گونه‎ها ارتقا می‎یابد.

 

- وظیفه مکانیزم بازخورد منفی، نفوذ در هماهنگی جریان ماده و انرژی به نحوی است که مانع از خروج از مهار و یا بدتر شدن شرایط بوم‎شناختی شود.

 

- بن‎مایه مفهوم بوم‎شناختی فراجمعیت (Meta-population)  مجموعه‎ای از جامعه‎های زیستی خرد است که در آن ‎ارگانیزم‎ها، با این که لکه‎های باقیمانده از بیوتاپ‎های خودشان جهت حمایت از آن ها کوچک‎اند، لیکن می‎توانند با اعانت از روابط افقی شبکه‎های ‎بوم‎شناختی‎ ادامه ‎زندگی ‎دهند.

 

- در طرح ریزی شبکه‎های بوم‎شناختی‎، ارتباط و انزوای لازم برای عناصر طبیعی و انسان‎ساخت از طریق ظرفیت شبکه‎ بوم‎شناختی ارزیابی می‎شود. در هر ‎مقیاس ‎از تعالی‎بخشی شبکه‎ بوم‎شناختی، مطالعه و ارزیابی دقیق شبکه "ارتباطی" و "انزوایی" گذرگاه‎ها ضروری است. این موضوع از طریق تخصیص و تأمین روابط همگن و ناهمگن معینی امکان‎پذیر است (27).

 

مدیریت محیطی/ نظریه‎های مشارکت اجتماعی

 

مدیریت

عملکردمحیط

 

 

/ تعالی‎خواهی ابعاد

"فضایی- اجتماعی" و "بوم‎شناختی" عملکرد محیط (21)/

 

مدیریت

ساخت سلسله‎مراتبی محیط

 

 

/ تحلیل‏های فضایی- اجتماعی در برقراری شرایط متعالی ‎بوم‏راهبردی‏/

/ کیفیت استعلایی عملکرد‎ بومی- فضایی- اجتماعی سامانه‎های محیط/

 

مدیریت

پایداری محیط

 

 

/ پیوند بین

"تعالی‎خواهی انسانی" و "پایداری بوم‎شناختی"/

/ حفظ، توسعه و استعلای سیمای‎سرزمین‎های

طبیعی ‎و انسان‎ساخت/

 

مدیریت

تمامیت بوم‎سامانه‎ایمحیط

 

 

  تمامیت

بوم‎شناختی- انسان‎شناختی برنامه‎ریزی و توسعه محیط

 

مدیریت روند استعلا

در عرصه‎بند‎ی‎ سیمای‎سرزمین‎ها

 

 

/ روند استعلا در عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها/

 

/ تحلیل‏ تعالی‎خواهانه عملکرد

بومی- فضایی- اجتماعی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها/

 

 

/ هم تخصیص پایدار فعالیت- فضا- کالبد در ‎مقیاس‎‎ شهر و منطقه‏‏ شهری و هم ‎برنامه‏ریزی پایداری ‎محیط ‎در مقیاس عرصه‎بندی‎ سیمای‎سرزمین‎ها/

/ هم کنترل زیستی- فیزیکی محیط در تداوم بهره‏برداری منابع محیطی و هم ‎کنترل بومی- اجتماعی محیط در پایداری ‎تعامل ‎عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها/

/ هم تقسیمات جغرافیایی محیط در محدوده شهر و منطقه شهری‏‏ و هم تعاملات بومی‎- انسانی ‎محیط ‎‎در ‎‎محدوده‎ عرصه‎بندی ‎سیمای‎سرزمین‎ها/

 

 

/ خلق و مقایسه گزینه‏های متعدد بوم‏شناختی که در اشکال فضایی باهم تفاوت دارند/

/ این که در شرایط مختلف محیطی تنها یک سیمای‏‏سرزمین پایدار موجود نخواهد بود، بلکه مجموعه‎ پایداری از عرصه‎بندی سیمای‏سرزمین‏ها وجود خواهد داشت که در آن تک تک واحدهای سیمای‎سرزمین کم و بیش پایدارند/

/ این که ضمن خواستی واقع‏گرایانه از ظرفیت‏های حفاظتی، امکان شکل‏بندی و تعالی سامانه‏های‏‏ بومی- انسانی فراهم خواهد بود/

 

 

تعادل‏

سامانه‎های‏ محیطی

 

 

 

 

+

پایداری

سامانه‏های‏‏ جغرافیایی- انسانی

 

 

 

 

 

+

استعلای

سامانه‎های‏ بومی- انسانی

 

 

 

 

مدیریت الگوهای "بهره‎برداری"

در استفاده از ظرفیت بوم‎شناختی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها

 

+

مدیریت الگوهای "بهره‎برداری" و

"فضایی- اجتماعی"

در استفاده از ظرفیت بوم‎شناختی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها

 

+

مدیریت الگوهای "بهره‎برداری" و

"فضایی- اجتماعی"

در تعامل با الگوی

"عرصه‎بندی‎ بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین‎ها"

 

 

"تعادل‏یابی"

عملکرد سامانه‏‏های محیطی در

برنامه‎ریزی منابع محیط

 

 

 

 

+

"تعادل‏یابی- پایدارسازی"

عملکرد عرصه‎بندی سیمای‏سرزمین‎ها در برنامه‎ریزی فضایی- اجتماعی محیط

 

 

 

+

"تعادل‏یابی- پایدارسازی" و"تعالی‎یابی" عملکرد عرصه‎بندی سیمای‏سرزمین‎ها در

برنامه‎ریزی بومی- فضایی- اجتماعی محیط

 


 

 

جدول 4- روند نظریه‎‎پردازی در برنامه‎ریزی شبکه‎ سبزراه‎ها: تبیین شاخص‎های پایداری شبکه سبزراه‎ها در "روند استعلایی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها" (ارتباطبین"برنامه‎ریزیمحیطی"،"کریدورمحیطی"و"بوم‎شناسیسیمای‎سرزمین")

 

 

 

 

رویکرد نظری

 

برنامه مطالعاتی

 

امور ارزیابی

شاخص‎های

"پایداری شبکه سبزراه‎ها"

رویکرد محیطی در چارچوب مفهومی برنامه‎ریزی

برنامه‎ریزی

کیفیت محیطی

 

 

/کنترل کیفیت محیطی/

 

/ برنامه‎ریزی محدوده‎‎های‎ طبیعی/

 

 "آلمستد" (2)

 

 

 

/ باززندهسازیمحیط‎هایآسیب‎‎دیدهانسانی/

- مقیاس: محدوده طبیعی

- اجزاء: درختستان، چمنزار، تالاب ...

- تمرکز: گیاهی

- چارچوب عملیاتی: ساختاری

- بنیان فلسفی: جبرگرا (determinism)

- هماهنگی: چند- حرفه‎ای (19)

 

 

/ اصول بوم‎شناختی شرایط سالم  محیطی/

 

/ استفاده از پارک‎‎ و پارک‎راه‎‎ جهت باززنده‎سازی محیط‎های آسیب ‎‎دیده شهری/

 

 

 

/ کمیت، کیفیت و همجواری محدوده‎‎های طبیعی ‎و ‎غیرطبیعی/

/ همجواری جوامع گیاهی/

- تنوع محدوده‎ای در درون یک زیستگاه

- پیچیدگی‎ ساختاری در درون یک ‎زیستگاه (20)

برنامه‎ریزی

کریدور محیطی

 

/کنترل کیفیت مناطق  طبیعی/

 

/ برنامه‎ریزی

  دالان

بوم‎شناختی- تفرجی/

 

 "لویس" (30)

 

 

/ حفاظت از مناطق حساس طبیعی/

 

 

/ اصول بوم‎شناختی حفاظت از طبیعت/

 

/ بهره‎برداری از مناطق طبیعی حساس در راستای تأمین فرصت‎ برای مکان اوقات فراغت/

 

 

/ عملکرد بوم‎شناختی، ارتباطی و تفرجی شبکه دالانی/

- کاربرد ‎شبکه‎‎ دالانی‎ در ارتقاء عملکرد ارتباطی

- فرم‎ زمینی خطی ‎‎در تأمین مزایا هم برای محیط‎های ‎زنده‎ و غیرزنده ‎و هم محیط‎های انسانی و فرهنگی‎که ‎از طریق موزائیک‎های فیزیکی- فرهنگی بهم مرتبط می‎شوند.

 

برنامه‎ریزی

محیطی

 

/کنترل کیفیت محیط به مفهوم بوم‎سامانه‎ای پویا/

 

/ برنامه‎ریزی

  واحدهای بوم‎سامانه‎ای

 

 "مک‎هارگ" (7)

 

/ رعایت

ناهمگنی ابعاد "عمودی" بوم‎شناختی/

- مقیاس: ارگانیزم، جمعیت گونه‎‎ ...

- اجزاء: سامانه‎ طبیعی، کشاورزی ...

- تمرکز: زیستی-نازیستی

- چارچوب عملیاتی: ساخت و عملکرد بوم‎سامانه‎ای ...

- بنیان فلسفی: تجزیه‎گرا (reductionism)

- هماهنگی: میان-‎دانشی (19)

 

/ اصول بوم‎شناختی ابعاد هندسه مکان‎‎/

/ تحلیل بوم‎شناختی لایه‎های افقی زمین/

 

/ هماهنگی بین انسان‎ و طبیعت جهت برنامه‎ریزی محیطی/

 

/ روابط عمودی موزاییک محدوده‎ها‎‎/

/ روابط عمودی موزاییک جوامع گیاهی/

- تنوع محدوده‎ای ‎در بین زیستگاه‎ها

- تأمین مراحل متوالی زیست

- پراکنش گونه‎های زیستی (20)

برنامه‎ریزی

کاربری زمین

 

 

/کنترل کیفیت محیطی زمین/

 

/ برنامه‎ریزی

کاربری زمین/

 

 

 

/ باز زنده سازی کیفیت محیطی زمین/

 

- هماهنگی: میان-‎دانشی

 

/ اصول بوم‎شناختی حفاظت از زمین/

 

/ کمیت و کیفیت عناصر محیطی زمین/

 

برنامه‎ریزی

فضایی‎سرزمین

 

/کنترل کیفیت

فضایی- محیطی سرزمین/

 

/ برنامه‎ریزی‎

  فضایی ‎سرزمین/

 

/ پیوند بین "رویکرد فضایی جغرافیا" با تأکید بر آنالیزهای فضایی و

"رویکرد بوم‎شناسی سیمای‎سرزمین" با تأکید بر عملکردهای بوم‎سامانه‎ای/ (14)

 

- هماهنگی: میان‎-دانشی

 

 

 

 

/ اصول بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین/

/ تحلیل بوم‎شناختی تعاملات فی مابین روندهای بیو- فیزیکی و فرهنگی/

- آنالیزهای فضایی سیمای‎سرزمین

- آنالیزهای عملکردی بوم‎سامانه‎ای

 

/ الگوها و روندهای سیمای‎سرزمین/

 

رویکرد بوم‎شناختی در چارچوب مفهومی برنامه‎ریزی سیمای‎سرزمین

برنامه‎ریزی

تخصیص منابع سیمای سرزمین

 

 

 

/کنترل کیفیت منابع در مقیاسی وسیع و ‎با اشاره‎ ضمنی‎ برخاسته از زمینه بوم‎شناختی/

 

 / برنامه‎ریزی بوم‎شناختی‎شبکه‎منطقه‎ای

"هکت" (13)

 

 

/ پیوند بین "اهداف انسانی" و

"تحلیل واقعی فرم‎ها، روندها و

سامانه‎های سیمای‎سرزمین"/  (12)

 

- هماهنگی: تبادل-دانشی

 

 

/ اصول بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین/

/ تحلیل بوم‎شناختی فرم‎ها، روندها و سامانه‎های سیمای‎سرزمین/

/ تحلیل ساخت، عملکرد و روند تغییرات سیمای‎سرزمین/

 

 

 

/ روابط متقابل ساخت، عملکرد و تغییرات (پویایی) سیمای‎سرزمین در مقیاس منطقه‎ای/

- حفظ محدوده‎های بزرگ بوم‎سامانه‎های محلی در مقیاس منطقه‎ای‎

- ارتباط ‎لکه‎های ‎زیستگاهی ‎(20)

 

 

 

 

 

"لیتل" (33)

 

 

 

 

- فضای باز خطی در فراهم آوردن  ارتباط بین ذخائر طبیعی، محدوده‎های تاریخی و خصیصه‎های فرهنگی

- دالان حیاتی در ارتقاء کیفیت محیطی و امکانات تفرجی

 

 

"ترنر و گاردنر" (34)  

 

 

 

 

- پیوند بین ساخت، عملکرد و پویایی ‎بوم‎شناختی در مقیاس وسیع فضایی- زمانی

 

 

"اهرن" (35) 

 

 

 

 

- دالانی طبیعی مشتمل بر اجزای جدایی ‎ناپذیر سیستمیک در حمایت از ساخت و عملکرد بوم‎شناختی، تأمین فضاهای باز، تنوع زیستی و توسعه اقتصادی

 

 

"اسمیث" (36) 

 

 

 

 

- فضای باز خطی با دارا بودن پوشش‎‎ گیاهی طبیعی و یا پوشش‎ گیاهی طبیعی‎تر از نواحی اطراف

 

 

"شوارز" (37)

 

 

 

 

- فضای باز خطی در فراهم آوردن عنصر ارتباطی و دسترسی‎ (مسیرهای دوچرخه‎‎سواری محلی تا کریدورهای دست نخورده حیات وحش)

 

برنامه‎ریزی

بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین

 

 

/کنترل کیفیت بوم‎شناختی  سیمای‎سرزمین/

 

/ برنامه‎ریزی

  بوم‎شناختی شبکه سیمای‎سرزمین/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

/ رعایت ناهمگنی ‎

 ابعاد "افقی" و "عمودی

شبکه ‎بوم‎شناختی/

 

-  مقیاس: واحد زمین، بوم‎منطقه، بوم‎ناحیه

-  اجزاء: کل اجزاء

-  تمرکز: زیست‎فیزیکی (زیستی- ‎غیرزیستی)‎، فرهنگی ...

-  چارچوب عملیاتی: روابط ساخت، عملکرد و تغییر (پویایی) سیمای‎سرزمین؛ ناهمگنی‎ عمودی و افقی ...

-  سیمای‎سرزمین؛ آنالیز بوم‎سامانه‎‎ها

-  بنیان فلسفی: کل‎گرا (holism)

-  هماهنگی: تبادل‎- دانشی (19)

 

 

 

/ اصول بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین/

/ تحلیل بوم‎شناختی روابط ابعاد افقی و عمودی سیمای‎سرزمین/

 

 

 

/ روابط افقی و عمودی موزاییک‎های سیمای‎سرزمین/

 

 

 

/کنترل کیفیت بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین/

 

/ برنامه‎ریزی

  فضاهای باز/ (38)

 

/ پیوند بین سامانه‎های بوم‎شناختی:

دشت‎های سیلابی، تالاب‎ها، شیب‎های تند، زمین‎های کشاورزی، منابع آبی، منابع تاریخی .../

 

 

/ اصول: بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین؛ بوم‎شناسی منظر؛ زیست‎شناسی حفاظت؛ برنامه‎ریزی‎ منظر؛ و برنامه‎ریزی سیمای‎سرزمین/

 

- شبکه‎ دالانی حیاتی و یا چارچوب کالبدی سبزراهی به منظور ارتقاء: تنوع زیستی، موقعیت‎های‎ تفرجی، الگوی توسعه، الگوی مدیریتی، خصیصه‎های‎ منطقه‎ای و آرامش انسانی

 

"اهرن" (28) 

 

 

 

- شبکه‎ زمینی خطی در دستیابی به اهداف چندگانه بوم‎شناخی، فراغتی، فرهنگی، زیباشناختی و دیگر مقاصد سازگار با برنامه‎ریزی پایدار کاربری

 

برنامه‎ریزی

بوم‎شناختی شبکه سیمای‎سرزمین

 

/کنترل کیفیت

سیمای‎سرزمین/

 

/ برنامه‎ریزی

  سیمای‎سرزمین/

(16 و 32) 

 

/ رویکردهای جدید یکپارچگی در چارچوب مفهومی

روند برنامه‎ریزی سیمای‎سرزمین/

 

 

/ اصول بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین/

/ تحلیل بوم‎شناختی روابط متقابل مناطق و لکه‎های بزرگ حفاظت شده منزوی/

 

- عدم انزوا و جداماندگی زیستگاه‎ها و گونه‎های حساس

- حفظ مناطق حفاظت شده سیمای‎سرزمین‎های حساس از طریق ارتباط و یکپارچکی لکه‎های بزرگ

 

 

/کنترل کیفیت

سیمای‎سرزمین/

 

/ برنامه‎ریزی

  سیمای‎سرزمین/

 (32)

 

/ اروپا/

 

/ رویکرد اول یکپارچگی:

"راهبرد اروپایی شبکه‎های بوم‎شناختی" در مواجهه با سیمای‎سرزمین‎های‎

انسان-محور و قطعه- قطعه شده/

 

-  نه تنها تأمین زمینه تنوع بوم‎شناختی، بلکه طرح‎ریزی شبکه‎ای‎ در جهت کمک‎ به ‎بخش‎های سیاست گذاری ‎به منظور حفظ بوم‎سیستم‎های طبیعی

 

/ اصول بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین/

/ تحلیل‎ بوم‎شناختی‎کریدورها به عنوان عنصر لازم الاجرای عناصر ساخت سیمای‎سرزمین‎(16)

 

- تغییر جهت موضوع حفاظت از سایت به موضوع حفاظت از شبکه‎های بوم‎شناختی، با در نظر گرفتن عنصر ارتباط خطی فیمابین مناطق حفاظت شده سیمای‎سرزمین

 

/کنترل کیفیت

سیمای‎سرزمین/

 

/ برنامه‎ریزی

  شبکه سبزراه‎ها/

 (28 و 29)

 

/ آمریکا/

 

/ رویکرد دوم یکپارچگی:

"راهبرد آمریکایی سبزراه‎ها" در فراهم آوردن رویکردی جامع

جهت تآمین مقاصد مختلف

بوم‎شناختی- انسان‎شناختی/

 

 

/ اصول جنبش سبز در ارتقاء امکانات فراغتی دالان‎های خطی/

 

- اندیشه‎های نظری آمریکایی‎ها از یک سو، و اصول بوم‎شناسی شبکه‎های بوم‎شناختی اروپایی‎ها از سوی دیگر

 

 

/کنترل کیفیت

سیمای‎سرزمین/

 

/ برنامه‎ریزی

  شبکه ‎سبزراه‎ها/

 (32 و 39)

 

/ اروپا وآمریکا/

 

/ پیوند بین رویکردهای

اول و دوم یکپارچگی:

/ "راهبرد برنامه‎ریزی شبکه سبزراه‎ها"/

 

- هماهنگی ‎اهداف ‎اجتماعی ‎و بوم‎شناختی

- برنامه‎ریزی هماهنگی سبزراه‎ها با مفاهیم حفاظت  محیطی

- حفاظت کیفیت آب، خاک و کنترل جریان سیلاب‎ها با هدف فراهم آوردن امکانات تفریحی، زیبا‎‎شناختی، مدیریت و توسعه اجتماعی (40)

 

 

/ اصول جنبش سبز در هماهنگی و حرکت گونه‎های جمعیتی مختلف از جمله انسان (32)

 

- شبکه سبزراه‎ها‎ سامانه‎ای

  چند- عملکردی و قابل انطباق در فراهم آوردن مزایا هم برای انسان‎ و هم برای طبیعت

برنامه‎ریزی

بوم‎شناختی عرصه‏‏‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها

 

/کنترل کیفیت بوم‎شناختی عرصه‏‏‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها/

 

/ برنامه‎ریزی

  بوم‎شناختی عرصه‏‏‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها/

 

 

 

/ رعایت ناهمگنی‎ ابعاد "کلی"، "افقی" و "عمودی" شبکه‎های‎ بوم‎شناختی(15)/

 

-     تحلیل موضعی (موضع‎‎/مکان‎شناختی) (topological)، روابط عمودی (vertical)

-     تحلیل روابط متقابل موضع‎ها/مکان‎ها (chorological)، روابط افقی (horizontal)

-     تحلیل روابط متقابل پدیده‎های جغرافیایی (geospherical)، روابط کلی و همه‎جانبه (global)

 

/ اصول بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین/

/ تحلیل بوم‎شناختی روابط بین "پدیده‎های جغرافیایی" و خصوصیات ‎مختلف بوم‎‎ها و‎ مکان‎ها/

/ تحلیل بوم‎شناختی "توزیع فضایی ارگانیزم‎ها" و"ابعاد هندسه مکان" در تعاملات همه ‎جانبه جغرافیایی- انسانی (15)

 

/ روابط افقی و عمودی موزاییک‎های سیمای‎سرزمین در مقیاس‎های جزء و کل سلسله‎مراتبی/

- پرسپکتیو فضایی- زمانی با تکیه بر ابعاد "مقیاس" و "سلسله‎مراتب" (15 و 16)

- کلیت واحد نظام بوم‎ها و مکان‎ها

- تمامیت وجود همبسته و ارتباطات متقابل اقلیم‎ها، قلمروها و جلوه‎های ‎متفاوت آنها

 

 

رویکرد استعلایی در چارچوب مفهومی برنامه‎ریزی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها

برنامه‎ریزی

روند استعلا در عرصه‏‏‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها

 

 

/کنترل کیفیت استعلایی عرصه‎بندی

بوم‎شناختی- انسان‎شناختی

سیمای‎سرزمین‎ها/

 

 

/ پیوند بین

"تعالی‎خواهی انسانی" و "پایداری بوم‎شناختی":

حفظ، توسعه و استعلای سیمای‎سرزمین‎های طبیعیوانسان‎ساخت/

 

 

/ اصول بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین/

/ تحلیل‏ تعالی‎خواهانه عملکرد بومی- فضایی- اجتماعی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها/

 

 

/ روابط استعلایی

ابعاد فضایی- اجتماعی و بوم‎شناختی عملکرد سیمای‎سرزمین/

 

 

 

/ برنامه‎ریزی روند استعلا در عرصه‏‏‎بندی             سیمای‎سرزمین‎ها/

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

]تعادل‏ سامانه‎های‏ محیطی[

"تعادل‏یابی"

عملکرد سامانه‏‏های محیطی در

برنامه‎ریزی منابع محیط

 

 

]پایداری سامانه‏های‏‏ جغرافیایی- انسانی[

"تعادل‏یابی- پایدارسازی"

عملکرد عرصه‎بندی سیمای‏سرزمین‎ها در برنامه‎ریزی فضایی- اجتماعی محیط

 

 

]استعلای سامانه‎های‏ بومی- انسانی[

"تعادل‏یابی- پایدارسازی" و"تعالی‎یابی"

عملکرد عرصه‎بندی سیمای‏سرزمین‎ها در

برنامه‎ریزی بومی- فضایی- اجتماعی محیط

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

تحلیل الگوهای

"بهره‎برداری"

در استفاده از ظرفیت بوم‎شناختی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها

 

 

تحلیل الگوهای

"بهره‎برداری" و "فضایی- اجتماعی"

در استفاده از ظرفیت بوم‎شناختی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها

 

 

 

تحلیل الگوهای

"بهره‎برداری" و "فضایی-اجتماعی"

در تعامل با

الگوی"عرصه‎بندی‎ بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین‎ها"

 

 

شاخص‎های معماری

برنامه‏ریزی کالبدی

در الویت‏های مربوط به مصرف کم، آلودگی کم، زائدات کم ...

و محیط سالم؛

 

شاخص‎های مکانی

برنامه‏ریزی  محیطی

در الویت‏های مربوط به کاربری مفید،  دسترسی بهینه، زیرساخت محیطی‎ ...

و منظر طبیعی‎؛

 

شاخص‎های جغرافیایی

برنامه‏ریزی منابع

در الویت‏های مربوط به محدودیت کاربری اراضی، حفظ تنوع زیستی، ... و همبستگی سامانه‏‏های محیطی؛

 

شاخص‎های بوم‎شناختی

برنامه‏ریزی منطقه‏ای

در الویت‏های مربوط به تکنولوژی‌ برتر، انرژی‌ تجدید پذیر، مواد قابل بازیافت، ... و بهره‎وری‎ ارزشی از محیط؛

 

شاخص‎های فرهنگی

برنامه‏ریزی اجتماعی

در الویت‏های مربوط به مشارکت مردمی، تعاون اجتماعی، معیشت بومی، توسعة اقتصادی و تعالی‎خواهی عملکرد سامانه‎های بومی- انسانی.

 

 

 

همان گونه که در جدول 4 اشاره می‎شود، مفهوم برنامه‎ریزی بوم‎شناختی "مک‎هارگ" درک جدیدی از ارتباط بین برنامه‎ریزی محیطی و بوم‎شناسی سیمای‎سرزمین فراهم ‎‎می‎آورد.لیکن اعانت اصلی به مفهوم سبزراه از طریق نظریات "لویس" (30)، با ارایه مفهوم "کریدور محیطی" صورت ‎می‎پذیرد که در آن هم به حفاظت از محدوده‎های طبیعی حساس توصیه می‎شود و هم به بهره‎برداری از آن ها در تأمین فرصت‎هایی‎ جهت توسعه مکان‎های گذران اوقات فراغت اشاره می‎شود. لذا، درحالی که حفاظت از لکه‎های بزرگ سیمای‎سرزمین‎های حساس همچنان از اهمیت خاصی برخوردار باقی ‎می‎ماند، ارتباط بین این لکه‎های بزرگ نیز مورد توجه قرار می‎گیرد (16). در این خصوص، در مرحله ابتدایی راهبرد یکپارچگی اروپایی‎ها با مفهوم پیشنهادی "شبکه‎های بوم‎شناختی" مطرح می‎شود که در آن تغییر جهتی از موضوع حفاظت از سایت به موضوع حفاظت از ارتباط بوم‎شناختی - مشتمل بر ارتباط فضایی بین لکه‎های بزرگ حفاظت شده در سیمای‎سرزمین - مشاهده می‎شود. و در مرحله بعدی - با توجه به اندیشه‎های نظری آمریکایی‎ها و اصول زیستی شبکه‎های بوم‎شناختی و به منظور دستیابی به کلیه مقاصد زیستی-فیزیکی و فرهنگی- انسانی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها، "نظریه سبزراه‎ها" رویکردی جامع معرفی می‎شود (28 و 31 و 32). گرچه راهبرد برنامه‎ریزی سبزراه‎ها ابزار منحصر به فردی در هماهنگی همزمان اهداف اجتماعی و بوم‎شناختی به شمار می‎آید، لیکن دستیابی به این شبکه تنها با اعانت از طریق یک سیستم نهادینه مدیریت محیطی قابل تصور است (32). در خصوص مدیریت پایداری محیط و روند استعلا در عرصه بندی سیمای‎سرزمین‎ها می‎توان اشاره کرد: فرهنگ فضایی محیط انسان‎ساخت شبکه‏ای‏ غیرفضایی از ارتباطات اجتماعی معرفی می‏کند؛ انسان اجتماعی با انتقال ارزش‎های محیطی در ابعاد فضایی و زمانی، فرم‎ و معنای اندیشه را تعالی می‏بخشد؛ سامانه اجتماعی تعالی‏ فضایی خویش را طی نگارشی درونی کنترل و در تعامل با محیط تعادل هویتی خویش را ابقا می‏کند؛ برنامه‏ریزی پایداری محیط هدایت تعالی‎جویانه عملکرد سامانه‎های انسان‎ساخت در تولید و بازتولید پایدار سامانه‏‏های بومی- فضایی- اجتماعی را می‏طلبد.


 

 

 


نمودار 3- پایداری روند استعلا در عرصه‎بندی سبزراه‎ها 

(مدیریت استعلایی ابعاد "فضایی-اجتماعی" و "بوم‎شناختی"  شبکه سبزراه‎ها)

 

 

 

 

"شاخص‎های معماری برنامه‏ریزی کالبدی"

(الویت‏های مربوط به مصرف کم، آلودگی کم، زائدات کم، ... و محیط طبیعی )

 

روند توسعه اجزاء محیطی در حوزه معماری

]میزان تثبیت منابع طبیعی و فرهنگی[

]میزان استفاده از مواد و مصالح بومی[

]میزان پراکنش فضاهای طبیعی در مجاورت نواحی متراکم مسکونی[

]میزان حفظ در برابر آلودگی پهنه‏‏های تولید هوای تازه و کریدورهای عبور هوای تازه[

]میزان حفظ در برابر آلودگی‎های محیطی و ...

 

 

 

"شاخص‎های مکانی برنامه‏ریزی محیطی"  

(الویت‏های مربوط به کاربری مفید، دسترسی بهینه، زیرساخت محیطی‎، ... و مناظر طبیعی‎)

 

روند توسعة کالبد محیطی در حوزه مکان

]میزان یکپارچگی سامانه های طبیعی با قابلیت تقسیم به واحدهای ‏سرزمینی و عملکرد‏‏های شهری[

]میزان احیاء بستر‏های طبیعی و نیمه‏‏طبیعی و توسعه عناصر بوم‏شناختی[

]میزان تثبیت لکه‏ها و دانه‏بندی های‎ سیمای‏سرزمین[

]میزان حفظ کریدورهای طبیعی و میزان حفظ هماهنگی آنها با سبزراه‏های انسان ساخت[

]میزان حفظ لکه‏ها و پوشش‏های‏ گیاهی جهت تثبیت خاک[

]میزان ارتباط سلسله‏مراتبی عناصر پراکنده شهری: شریان‏های جاده‏ای، مسیرهای ریلی، مسیل‏های رودخانه ای‏، کانال‏های آب، شبکه‏های فاضلاب و ... [

]میزان شبکه بندی بوم‏شناختی‏‏ پیاده‏راه‏ها و مسیرهای دوچرخه شهری[

]میزان ارتباط‏ منطقی مناطق تفریحی با شبکه رفت و آمد شهری جهت تداوم غنای بوم‏شناختی مناطق حساسی که به واسطه تردد خودروها و حضور پارکینگ‏ ها در معرض خطرند[

]میزان چشم‎اندازهای طبیعی طولانی ضمن برقراری سهولت در ارتباط[ و ...

 

 

 

"شاخص‎های جغرافیایی برنامه‏ریزی منابع"

(الویت‏های مربوط به محدودیت در کاربری اراضی، حفظ تنوع زیستی، ... و همبستگی سامانه‏‏های محیطی)

 

روند توسعة مکان محیطی در حوزة جغرافیا

]میزان بهبود شرایط خاص گونه‏ها جهت کاستن اثرات منفی موجود بر بوم‏زیست‏ها (میزان برقراری ارتباط بین بوم‏زیست‏‏های پراکنده و میزان اعمال مقررات حفاظتی)[

]میزان رشد و تغییر سامانه‏‏های محیطی جهت کاشت گونه‏های گیاهی درون و برون شهری[

]میزان کاشت گیاهان بومی جهت تثبیت خصوصیات و ظرفیت‏‏های بوم‏شناختی و ارتباط‏دهی بسترها و لکه‏های طبیعی[

]میزان تثبیت لکه‏ها و بسترهای مرتبط بوم‏شناختی در تقابل با استقرار لکه‏های کوچک تزئینی[

]میزان یکپارچگی عناصر بوم‏شناختی: آب‏های سطحی، پارک‏های جنگلی، فضاهای طبیعی، روستاها و ...[ و ...

 

 

 

 

"شاخص‎های بوم‎شناختی برنامه‏ریزی منطقه‏ای"

(الویت‏های مربوط به تکنولوژی‌ برتر، انرژی‌ تجدیدپذیر، مواد قابل بازیافت، اقتصاد بوم‏شناختی، ... و بهره‎وری‎ ارزشی محیط)

 

روند توسعه سبزراه محیطی در حوزه سیمای‎سرزمین

]میزان تثبیت ویژگی‏های محیطی جهت پایداری زیربناهای بوم‏شناختی[

]میزان تنوع خدمات بوم‏سامانه‏ای جهت ارتقاء کیفی شبکه سامانه های طبیعی[

]میزان ترکیب عملکردهای بوم‏شناختی- انسان‎شناختی واحدهای "‏سرزمینی" و "طبیعی" در راستای گذار از  سامانه های طبیعی تک ‏عملکردی[

]میزان غنای تجربه بوم شناختی[ و ...

 

 

"

 

"شاخص‎های فرهنگی برنامه‏ریزی اجتماعی"

(الویت‏های مربوط به مشارکت مردمی، تعاون اجتماعی، معیشت بومی، ... و تعالی‎خواهی عملکرد سامانه‎های بومی- انسانی)

 

روند توسعه فرهنگ محیطی در حوزه ارزش‌های اجتماعی

]میزان تبلیغ نظریه مفهومی از طریق رسانه‏های جمعی[

]میزان پذیرش نظریه مفهومی از جانب افکار عمومی[

]میزان تعامل بین "تصمیم‏سازان اجرایی" و " استفاده کنندگان ذینفع" [‏

]میزان ابزارهای مالی و قانونی جهت حفاظت از سامانه‏های‏ طبیعی[

]میزان اعانات مالی مالکین و کمپانی‏ها در بهره‏مندی از منافع سامانه‏های طبیعی[

]میزان بهره‏مندی از مشارکت مردمی جهت ایجاد فرصت‏های معیشتی و اقتصاد بوم‏شناختی[

]میزان فعالیت‏های کشاورزی و گردشگری جهت انعکاس فرهنگ‏ بوم‏شناختی [

]میزان آثار ومیراث بوم‎شناختی جهت تداوم فعالیت‏های شهری و گردشگری[ و ...

 

 


لذا، تأکید مهم بر لزوم استعلای عملکرد سامانه‎های‏ ‎بومی- انسانی از طریق هدایت بوم‏راهبردی شرایط ساخت‏‏ سامانه‎های‏ فضایی- اجتماعی است (جدول 4). پیچیدگی رویکرد تبادل‏دانشی برنامه مقارن با برنامه‏ریزی همزمان "بوم"، "عملکرد" و "کالبد" روند توسعه خواهد بود. در معرفی نقش اجتماعی عملکرد سامانه‏های بومی- انسانی، توانایی انسان در ابقای برنامه پایداری محیط گذر از دو بعد روند برنامه‏ریزی است: 1 تمرکز ساختاری برنامه‎ریزی در خلق معیارهای بومی- انسانی برنامه‏‏های اجتماعی در بعد "فضا- زمان"، و 2 عزم عملکردی برنامه‎ریزی در گسترش ارزش‏‏های بومی- انسانی برنامه‏‏‏های اجتماعی در بعد "بوم- فضا- زمان" (18) (نمودار 3).

5-    بحث و نتیجه‎گیری

 

-      شاخص‎های ساختاری در خلق معیارهای بوم‎شناختی شبکه‎بندی سبزراه‏ها

 

شبکه بندی فضایی سبزراه‎ها از جمله راهبردهای برنامه‎ریزی‎ شهری در مقیاس سیمای‎سرزمین است. هدف پژوهش حاضر نیز اعانت مدل‎سازی سیمای‎سرزمین در بررسی‎ شاخص‎های پایداری شبکه سبزراه‎های شهری است. در برنامه‎ریزی بوم‎شناختی سیمای‎سرزمین نه فقط یک وضعیت ثابت پایدار بلکه روندی پایدار برای حفظ و استعلای بوم‎سامانه‎ها مورد توجه است و انقراض محلی گونه‎ها تا جایی مورد قبول است که جمعیت آن ها در یک مقیاس فضایی بزرگ‎تر محفوظ باقی بماند. راهبرد پیشنهادی برنامه‎ریزی گسترش خطر تغییرات ناهماهنگ محلی در یک گستره وسیع‎ منطقه‎ای از طریق ارتباط بین سایت‎های محلی در انسجامی فضایی از مجموعه سایت‎ها است و نقطه شروع برنامه‎ریزی نیز سطح آرزومندی و تعالی‎جویی قابل حصولی از حفاظت بوم‎شناختی است. با این مفهوم که هرچه گونه‎های بیشتری مد نظر قرار گیرند منطقه بزرگ تری از بوم‎سامانه‎های نیمه- طبیعی مورد توجه خواهند بود. از این منظر، تنها حفظ یا ایجاد یک سیمای‎سرزمین پایدار مورد نظر نخواهد بود بلکه مجموعه‎ای متعامل از سیمای‎سرزمین‎ها مورد نظر خواهد بود که در آن تک تک واحدهای سیمای‎سرزمین کم و بیش پایدارند (41). در تداوم پایداری و استعلای روندهای بوم‎شناختی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها، "شبکه‎های‎ بوم‎شناختی" مجموعه‎ای از‎ بوم‎سامانه‎های همکنش‎اند که از طریق جریان ارگانیزم‎ها و روندهای متعاملی مرتبط با شبکه‎های‎‎‎ زیرساختی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها‎ به یک سیستم‎ فضایی منسجم مرتبط می‎شوند. مفهوم کلیدی" شبکه‎های‎ بوم‎شناختی" حضور گونه‎های مختلف زیستی‎ است که از طریق تعامل بوم‎سامانه‎ها به هم متصل می‎شوند. در حالی که، "شبکه‎های‎ زیستگاهی" تنها به زیستگاه‎ های تک گونه‎ و "شبکه‎های‎ حفاظتی" نیز تنها بر عملکرد حفاظت از گونه‎ها اشاره دارند (42). دیگر مفهوم کلیدی شبکه‎‎های‎ بوم‎شناختی این است که می‎توانند در مقیاس‎های مختلف فضایی به تصویر کشیده ‎‎شوند. چنان چه برای گونه‎های کوچک‎تر شبکه‎های‎ بوم‎سامانه‎ای در مقیاس‎های‎‎ فضایی محلی تا منطقه‎ای و برای گونه‎های بزرگ‎تر شبکه‎های بوم‎شناختی در مقیاس‎های فضایی بزرگ‎تر که ممکن است چندین کشور را شامل باشند، قابل تصور است (43). راهکار پیشنهادی در خصوص رفع و یا کاهش مشکل پراکندگی سیمای‎سرزمین‎ها‎، حفظ جمعیت‎ محلی گونه‎ها از طریق شکل‎گیری شبکه‎های بوم‎شناختی است. پایداری استعلایی شبکه جمعیتی گونه‎ها بستگی به هماهنگی فضایی شبکه زیستگاهی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها دارد (26). درجه هماهنگی فضایی شبکه زیستگاهی مشخص می‎کند که آیا نرخ انقراض‎های‎ محلی و بازتشکیل مستعمرات نوواردها و مهاجرها متعادل است و یا خیر، و آیا شبکه اجازه می‎دهد جمعیت گونه‎ها به اندازه‎ ای لازم نسبت به روندهای جمعیت‎شناختی و آشفتگی‎های محیطی ترمیم ‎پذیر باشد و یا خیر. شبکه‎های بوم‎شناختی با ارایه ساخت‎های فضایی منعطف ابعاد جدایی‎ناپذیر توسعه پایداری محیط و عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها را ممکن می‎سازند.  سبزراه‎ها‎ از جمله عناصر خطی ساختار سیمای‎سرزمین در روند هماهنگی شبکه‎ فضایی بوم‎سامانه‎ها و تشکیل سیستم‎های فضایی منسجمی در بهره‎برداری‎های‎‎‎ چند-منظوره‎‎‎ حفاظتی، زیباشناختی‎، فراغتی و فرهنگی به شمار می‎آیند. آن ها برخلاف شبکه‎های بوم‎شناختی که ضمن دارا بودن اهداف سبزرا‎ه‎ها اشکال گوناگونی نیز می‎توانند داشته می‎‎باشند، تنها دارای فرم‎های خطی هستند (44). ویژگی شبکه‎های بوم‎شناختی و به تبع آن ها سبزراه‎ها از امکان تغییر در چهار خاصیت فیزیکی: محدوده، کیفیت، تراکم و نفوذپذیری بستر بوم‎شناختی حاصل می‎آید که مجموعه این خاصیت‎ها هماهنگی فضایی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها را تأسیس می‎کنند (26).

 

-      شاخص‎های عملکردی در گسترش ارزش‏‏های انسان‎شناختی شبکه‎‎بندی سبزراه‏ها

 

از این منظر، پایداری سیمای‎سرزمین روند تصمیم‎سازی مداومی را در خصوص استعلای عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها می‎طلبد که در آن ضمن "متعادل‎سازی و "پایدارسازی" احتیاجات بوم‎شناختی، اقتصادی و اجتماعی سیمای‎سرزمین، روند مذاکره در خصوص استعلای اهداف قابل حصول، محدوده و موقعیت بوم‎سامانه‎های انسانی در عرصه‎بندی سیمای ‎سرزمین‎ها  میسر می‎شود. این توسعه شامل سازگاری و تطبیق کنترل شده‎ای از توان سیمای‎سرزمین‎ها نسبت به احتیاجات زمان حال و آینده برنامه‎ریزی‎های اجتماعی است و از این نظر نیاز دارد عاملان ضمن قبول روندهای توسعه، اهداف بلندمدت استمرار و استعلای تنوع گونه‎ای را بپذیرند. در خصوص طرح ریزی شبکه‎‎ سبزراه‏ها نیز عاملان به تصمیم‎سازی‎ در خصوص الویت‎های بوم‎سامانه‎ای و تعیین گونه‎های هدف و شرایط فیزیکی طبیعی- انسان‎ساخت مورد احتیاج آن ها از جمله مقدار فضای لازم و میزان ارتباط صحیح سوق داده می‎شوند. در طرح ریزی شبکه‎ سبزراه‏ها:

-        بر تعاملات بوم‎شناختی و انسان‎شناختی عرصه‎بندی سیمای‎سرزمین‎ها که از طریق شبکه‎های‎‎ خطی سبزراه‎ها مجسم می‎شوند و همچنین به تصورات عاملان از آنچه تنوع زیستی و تعالی انسانی نیاز دارد تکیه می‎شود؛

-        مسیر مذاکره در خصوص استعلای اهداف قابل حصول، محدوده و موقعیت استقرار بوم‎سامانه‎های انسانی در عرصه‎بندی سبزراه‎ها میسر می‎شود؛ و

-        راهکار‎‎های متعدد فضایی با پایداری‎های کم ‎و بیش مساوی عرصه ‎بندی سیمای‎سرزمین‎‎ها پایه‎ریزی می‎شود.

 

مذاکرات فی مابین عاملان با تمرکز بر شبکه‎های بوم‎شناختی و روندهای متعاملی شبکه‎بندی سبزراه‎ها صورت می‎پذیرد و به وسیله داده‎های محکم علمی و بر اساس حداقل فاصله‎ها و محدوده‎های مورد نیاز در سطح آرزومندی توافق یافته‎ عمومی توسعه می‎یابد. راهبرد برنامه‎ریزی ارایه راهکار‎های مختلفی است که همگی قادر باشند شرایط استعلای پایداری را تامین کنند و عاملان بتوانند از میان آن ها پذیراترین از لحاظ اجتماعی و پرفایده‎ترین از لحاظ اقتصادی را انتخاب نمایند. این راهکار‎ها این امکان را فراهم می‎آورند تا تصمیم‎سازان بتوانند گزینه‎ای انتخاب نمایند که بیشترین و مناسب‎ترین تطبیق را با الگوی‎های بومی- انسانی دارا باشد و بهتر بتواند با عملکردهای کاربری زمین هماهنگی نماید.

 

تشکر و قدردانی

این مطالعه با استفاده از اعتبارات معاونت پژوهشی دانشگاه شهید بهشتی به قرارداد شماره 2226/600 مورخ 11/12/88 انجام پذیرفته است. بدینوسیله از معاونت پژوهشی و پژوهشکده علوم محیطی دانشگاه شهید بهشتی تشکر و قدردانی می‎گردد.

 



1- استادیار گروه برنامه ریزی و طراحی محیط، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی*(نویسنده مسئول)

2- استادیار گروه برنامه ریزی و طراحی محیط، پژوهشکده علوم محیطی، دانشگاه شهید بهشتی

 

  1. جعفری، علی و طبیبیان، منوچهر (1385). برنامه‎ریزی فضای سبز شهری و فراشهری شهر جدید شیرین‎شهر با استفاده از اصول اکولوژی سیمای‎سرزمین. سبزینه شرق، فصلنامه تخصصی فضای سبز 8 (پیاپی 13)، حوزه معاونت امور عمرانی زاهدان، استانداری سیستان و بلوچستان.

 

  1. Olmsted, F. L., 1870. Public Parks and the Enlargement of Towns. In The City Reader, edited by R. L. A. F. Stout. New York: Routledge.
  2. Howard, E. (1898). Garden Cities of Tomorrow. Third Printing ed. Cambridge: MIT Press.
  3. Hall, P. (1996). Cities of Tomorrow. Revised Edition ed. Oxford: Basil Blackwell.
  4. Lynch, K. (1960). The Image of the City. 24th print in 1996 ed., Publications of the Joint Centre for Urban Studies. Cambridge: Technology Press.
  5. Carson, R. (1962). Silent Spring. Boston: Houghton Mifflin.
  6. McHarg, I. (1969). Design with Nature. 1st ed. Garden City, N. Y.: Published for the American Museum of Natural History [by] the Natural History Press.
  7. Dryzek, J. (1997). The Politics of the Earth: Environmental Discourses. Oxford: Oxford University Press.
  8. Healey, P., Shaw, T. (1994). Changing Meaning of the 'Environment' in the British Planning System. Transactions of the Institute of British Geographers 19 (4): 425-438.
  9. Brundtland, G.H. (1989). Global Challenge and our Common Future. Environment 31 (5): 16-20, 40-43.
  10. 11.    Briassoulis, H. (1988). Theoretical Orientations in Environmental Planning: an Inquiry in to Alternative Approaches. Environmental Management 13 (4): 381-392.
  11. Cook, E., van Lier, H. (1994). Landscape Planning and Ecological Networks: An Introduction. In Landscape Planning and Ecological Networks, edited by E. Cook and H. v. Lier. Amesterdam; New York: Elsevier.
  12. 13-Hacket, B. (1971). Landscape Planning: An Introduction to Theory and Practice. Bath, UK: Oriel Press.
  13. Ndubisi, F. (2002). Ecological Planning. A Historical and Comparative Synthesis. Baltimore; London: The john Hopkins University Press.
  14. Zonneveld, I.S. (1995). Landscape Ecology. Amsterdam: SPB Academic Publishers.
  15. 16.    Forman, R.T.T. (1995). Land Mosaics: The Ecology of Landscapes and Regions. Cambridge University Press, Cambridge.
  16. Herpserger, A.M. (1994). Landscape ecology and its potential application to planning. Journal planning literature 9 (1): 14–29.
  17. برق‏جلوه، شهیندخت (1387). چارچوب مفهومی برنامه‏ریزی پایداری محیط: تعالی‏خواهی عملکرد شبکه‏‏سامانه‏‏‏های بومی-انسانی محیط. نشریه علمی-پژوهشی هنرهای زیبا 35، دانشگاه تهران.

 

  1. Baschak, L., Brown, R. (1994). River Systems and Landscape Networks. In Landscape Planning and Ecological Networks edited by E. A. Cook and H. N. van Lier. Amsterdam: Elsevier.
  2. Noss, R.F., Harris, L D. (1986). Nodes, Networks and MUMs: preserving diversity at all scales. Environmental Mangement 10: 299-309.
  3. برق‏جلوه، شهیندخت (1385). پرسپکتیوی از اتحاد بین علم و سیاست محیطی: راهبرد توسعه پژوهش در حوزه "مطالعات میان‏دانشی تغییر بوم‏شناختی سیمای‏سرزمین". نشریه علمی-پژوهشی علوم محیطی 14، دانشگاه شهید بهشتی.

 

  1. Luck, G.W., Daily, G.C., Ehrlich, P. (2003). Population diversity and ecosystem services. TREE 18, 331–336.
  2. Treu, M.C., Magoni, M., Steiner, F., Palazzo, D. (2000). Sustainable landscape planning for Cremona, Italy. Landscape Urban Planning. 47, 79-98.
  3. Nakamura, T., Short, K. (2001). Land-use planning and distribution of threatened wildlife in a city of Japan. Landscape Urban Planning 53. 1–15.
  4. Jim, C.Y., Chen, S.S. (2003). Comprehensive green space planning based on landscape ecology principles in compact Nanjing city China, Landscape Urban Planning. 65, 95–116.
  5. Opdam, P., Verboom, J., Pouwels, R. (2003). Landscape cohesion: an index for the conservation potential of landscapes for biodiversity. Landscape Ecol. 18, 113–126.
  6. Zonneveld. I. S. (1994). Landscape Ecology and Ecological Networks. In Landscape Planning and Ecological Networks, edited by E. A. Cook and H. N. van Lier. Amsterdam: Elsevier.
  7. Ahern, J. (1995). Greenways as a planning strategy. In: Fabos, J., Ahern, J. (Eds.), Greenways: The Beginning of an International Movement. Elsevier, Amsterdam, pp. 131–155.
  8. Fabos, J. (1995). Introduction and Overwiew: The Greenway Movement, Uses and Potentials of Greenways. Landscape and Urban Planning 33 (1-3): 1-13.
  9. 30.    Lewis, P.H. Jr. (1964). Quality Corridors for Winsconsin. Landscape Architecture 52 (2): 100-107.
  10. Opdam, P., Foppen, R., Vos, C.C. (2002). Bridging the gap between empirical knowledge and spatial planning in landscape ecology. Landscape Ecology 16, 767–779
  11. Jongman, R.H. G., Pungetti, G. (2004). Introduction: Ecological Networks and Greenways. In Ecological Networks and Greenways: Concepts, Design, Implementation, edited by Rob H. G. Jongman and Gloria Pungetti. Cambridge: Cambridge University Press.
  12. Little, C.E. (1990). Greenways for America. Baltimore: Johns Hopkins University Press.
  13. 34.    Turner, M.G., Gardner R.H. (eds.) (1991). Quantitative Methods in Landscape Ecology. Springer-Verlag, New York, NY, USA.
  14. Ahern, J. (1991). Planning for an extensive Open Space System: Linking Landscape Structure and Function. Landscape and Urban Planning 21: 131-45.
  15. Smith, D. S. (1993). Greenway Casestudies. In D. S. Smith and P. Hellmund eds. Ecology of Greenways: Design and Function of Linear Conservation Areas: 161-208. University of Minnesota press, Minneapolis, MN.
  16. Schwarz, L.L. (eds) (1993). Greenways: A Guide to Planning, Design & Development. Island Press, Washington, DC.
  17. Linehan, J.R. Gross, M., Finn, J. (1995). Greenway Planning: developing a Landscape ecological network approach. Landscape & Urban Planning 33: 179-93.
  18. Walmsley, A. (1995). Greenways and the making of urban form. Landscape and Urban Planning 33 (1-3): 81-127.
  19. Erickson, D., Louisse, A. (1997). Greenway Implementation in Metropolitan Regions: A Comparative Case Study of North America Examples. University of Michigan, School of Natural Resources & Environment.
  20. Haines-Young, R. (2000). Sustainable development and sustainable Landscapes: defining a new paradigm for landscape ecology, Fennia 178, 7-14.
  21. Hobbs, R.J. (2002). Habitat networks and biological conservation. In: Gutzwiller, K.J. (Ed.), Applying Landscape Ecology in Biological Conservation. Springer Verlag, New York, pp. 150–170.
  22. Vos, C.C., Verboom, J., Opdam, P.F.M., ter Braak, C.J.F. (2001). Towards ecologically scaled landscape indices. American. Naturalist 183: 24–41.
  23. Ahern, J. (2002). Greenways as strategic landscape planning: theory and application. Dissertation, Wageningen University, Wageningen, The Netherland.