ارزیابی زیستی پهنه‌های جزرو مدی خور سماعیلی ماهشهر با استفاده از ساختار جمعیت بزرگ بی‌مهرگان کف‌زی

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اهواز، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، استادیار گروه محیط زیست، اهواز، ایران*(مسئول مکاتبات

2 استادیار گروه محیط زیست، دانشکده محیط زیست و منابع طبیعی، دانشگاه صنعتی خاتم الانبیاء (ص) بهبهان

3 دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اهواز، مربی گروه مهندسی عمران، اهواز، ایران

4 مسئول محیط زیست دریایی، اداره کل حفاظت محیط زیست استان خوزستان، ایران

چکیده

زمینه و هدف: امروزه، در مطالعات تعیین کیفیت آب، بررسی حضور درشت بی­مهرگان کف­زی به عنوان شاخص­های مکمل برای روش­های شیمیایی تشخیص آلودگی­ها شناخته شده است. با مطالعه تغییرات ساختار جمعیتی ماکروبنتوزها و تنوع آن­ها می­توان به پایش اثرات آلودگی اکوسیستم­های آبی، به ویژه خورها پرداخت.
روش بررسی: در پژوهش حاضر با تطبیق نتایج حاصل از شاخص­های زیستی با آزمایش­های فیزیک وشیمیایی به ارزیابی میزان آلودگی در خور سماعیلی که بخشی از خور موسی است، پرداخته شد. به منظور انجام پژوهش، 5 ایستگاه انتخاب و در چهار فصل، نمونه­برداری صورت پذیرفت. همچنین برخی شاخص­های تعیین کیفیت آب و رسوب از قبیلDO ،Ec، دمای آب، pH، کدورت، GSA و TOM  مورد سنجش قرار گرفت.
یافته ها و نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده در مجموع 4 گروه ماکروبنتوزی مشتمل بر 44 گونه، در منطقه مورد مطالعه شناسایی گردید، که در این میان، بیشترین درصد فراوانی به ترتیب مربوط به پرتاران Polycheate با 77/35 % ، دو کفه­ای­ها Bivalvia با 15/33 %، شکم ­پایان Gastropoda با 76/19% و سخت­پوستان Crustacea با 32/11% بوده است. میانگین میزان تراکم ماکروبنتوزها در هر مترمربع از بستر منطقه مورد مطالعه تعداد 550 عدد بوده است که نشان از تراکم پایین ماکروبنتوزی در این منطقه می­باشد. به منظور پی بردن به وضعیت اکولوژیکی منطقه از نظر میزان آلودگی از الگویWelch  استفاده گردید. محاسبه مقادیر به دست آمده از میزان شاخص شانون با شاخص ارایه شده توسط Welch نشان می­دهد که منطقه مورد مطالعه از نظر میزان آلودگی در حد متوسط قرار دارد.
 

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست ، دوره شانزدهم، شماره یک، بهار 92

 

 

     ارزیابیزیستیپهنه­های جزرو مدی خور سماعیلیماهشهر بااستفادهاز

ساختارجمعیتبزرگبی­مهرگان کف­زی

 

سولماز دشتی*[1]

Soolmazdashti@iauahvaz.ac.ir

غلامرضا سبزقبائی[2]

  سیروس نظری پرچستان[3]

  محمد  صادق­صبا[4]

تاریخ دریافت:12/12/90

                                                    تاریخ پذیرش: 29/ 7/91  

 

چکیده

زمینه و هدف: امروزه، در مطالعات تعیین کیفیت آب، بررسی حضور درشت بی­مهرگان کف­زی به عنوان شاخص­های مکمل برای روش­های شیمیایی تشخیص آلودگی­ها شناخته شده است. با مطالعه تغییرات ساختار جمعیتی ماکروبنتوزها و تنوع آن­ها می­توان به پایش اثرات آلودگی اکوسیستم­های آبی، به ویژه خورها پرداخت.

روش بررسی: در پژوهش حاضر با تطبیق نتایج حاصل از شاخص­های زیستی با آزمایش­های فیزیک وشیمیایی به ارزیابی میزان آلودگی در خور سماعیلی که بخشی از خور موسی است، پرداخته شد. به منظور انجام پژوهش، 5 ایستگاه انتخاب و در چهار فصل، نمونه­برداری صورت پذیرفت. همچنین برخی شاخص­های تعیین کیفیت آب و رسوب از قبیلDO ،Ec، دمای آب، pH، کدورت، GSA و TOM  مورد سنجش قرار گرفت.

یافته ها و نتیجه گیری: بر اساس نتایج به دست آمده در مجموع 4 گروه ماکروبنتوزی مشتمل بر 44 گونه، در منطقه مورد مطالعه شناسایی گردید، که در این میان، بیشترین درصد فراوانی به ترتیب مربوط به پرتاران Polycheate با 77/35 % ، دو کفه­ای­ها Bivalvia با 15/33 %، شکم ­پایان Gastropoda با 76/19% و سخت­پوستان Crustacea با 32/11% بوده است. میانگین میزان تراکم ماکروبنتوزها در هر مترمربع از بستر منطقه مورد مطالعه تعداد 550 عدد بوده است که نشان از تراکم پایین ماکروبنتوزی در این منطقه می­باشد. به منظور پی بردن به وضعیت اکولوژیکی منطقه از نظر میزان آلودگی از الگویWelch  استفاده گردید. محاسبه مقادیر به دست آمده از میزان شاخص شانون با شاخص ارایه شده توسط Welch نشان می­دهد که منطقه مورد مطالعه از نظر میزان آلودگی در حد متوسط قرار دارد.

 

واژه های کلیدی: ارزیابی زیستی، خور سماعیلی، بی­مهرگان کفزی، فاکتورهای فیزیکی شیمیایی.


 

مقدمه


ماکروبنتوزها جانوران بی­مهره­اند که با چشم غیرمسلح دیده می­شوند و حداقل بخشی از زندگی خود را در بستر منابع آبی سپری می­کنند.  این جانداران به دلیل داشتن خصوصیات خاص، بیش­تر از دیگر جانداران آب­زی (جلبک ها و ماهیان) در ارزیابی بوم­شناختی اکوسیتم­های آبی مورد توجه قرار می­گیرند (1).

ماکروبنتوزها در محیط­های آبی دارای چندین نقش مهم می­باشند که از مهم­ترین وظایف آن­ها تغذیه آب­زیان، جابه جایی و چرخش مواد غذایی در اکوسیستم آبی و تبدیل مواد آلی به مواد معدنی است (2).

بنا بر عقیده دانشمندان این موجودات مهم­ترین منبع­ غذایی آب­زیان هستند که نقش کلیدی در زنجیره­غذایی آب­ها ایفا می­کنند، به نحوی که هر گونه تغییر در محیط­زیست پیرامون آن­ها صدمات زیانباری را به این اجتماعات وارد می­کند (3).

اهمیت بنتوزها به ارزش­های غذایی آن محــدود نمی­شود بلکه بیشتر فرایندهــای فیــزیکی، شیمیــایی، زمین­شناسی و زیستی در دهانه خلیج­ها یا خورهـا و اکوسیستم­های آبی داخل در نتیجه اثرات متقابل با سیستم بنتیک تنظیم می­شود یا تغییر شکل می­یابد (4).

استفاده از بی­مهرگان کف­زی بر این فرض استوار است که مناطقی که تحت تأثیر عوامل آلاینده نیستند، تاکسون­های کف­زیان بیشتری داشته و گونه­های غیر مقاوم یا حساس در آن­جا غلبه دارند و برعکس آن­هایی که تحت فشار آلودگی قرار دارند تنوع کم­تری داشته و گونه­های مقاوم غالبند (1 و 5).

در سال­های اخیر ماکروبنتوزهای رسوبات دریایی به دلیل داشتن پتانسیل بالا در مطالعات پایش زیستی مورد توجه بیش­تری قرار گرفته­اند (6).

عوامل متفاوتی بر تراکم، پخش، پراکنش و تنوع ماکروبنتوزها دخیل هستند که از جمله می­توان به ساختار بستر، میزان مواد آلی موجود در بستر، دما، شوری، اکسیژن محلول و pH اشاره نمود (7).

     تحقیقات زیادی در مورد موجودات بنتیکی ایران صورت گرفته است که می­توان به مطالعات میرزاجانی و همکاران(1377)، کرمی(1383)، جرجانی و همکاران(1387)، نصیرآبادی(1387)، کاظمیان و همکاران(1388)، کمالی ­فر و همکاران(1388) و رجب­زاده و همکاران(1389) اشاره نمود (14- 8).

در این مقاله به شناسایی و بررسی عوامل مؤثر بر موجودات کف­زی خور سماعیلی که به عنوان شاخص­های مکمل برای روش­های شیمیایی تشخیص آلودگی­ها شناخته شده­اند پرداخته شد و  با مطالعه تغییرات ساختار جمعیتی ماکروبنتوزها و تنوع آن­ها می­توان به پایش اثرات آلودگی اکوسیستم­های آبی خورسماعیلی پرداخت.

 

مواد و روش ها

یکی از خورهای قابل توجه در قسمت شمالی خلیج فارس و در محدوده ساحلی آب­های استان خوزستان، خور موسی می­باشد که خود از شاخه­های متعدد و خورهای متعددی تشکیل شده است. خور سماعیلی در امتداد غرب به شرق به همراه یک رشته از خورها نظیر زنگی، مجیدیه، احمدی، دورق و ...  در محدوده طول شرقی ´11 º49 و عرض شمالی ´28 º30 قرار گرفته است (15). شکل 1 نقشه محدوده مطالعاتی را نشان می­دهد. این خور به دلیل موقعیت مکانی و شرایط محیطی خاص، گروه­های متعددی از زیستمندان را در بسترهای گلی خود جای داده است. با توجه به وسعت منطقه و محدودیت­های موجود تعداد 5 ایستگاه با فواصل حدود 2 کیلومتـر جهت نمونه­برداری در نظر گرفته شد و نمونه­برداری در چهار فصل سال (زمستان 1389 تا پاییز 1390) صورت پذیرفت. در کلیه ایستگاه­ها ابتدا اندازه­گیری پارامترهای دما، شوری، اکسیژن­محلول، کدورت،EC (با استفاده از دستگاه Hak مدلHQ40) و pH (با استفاده از دستگاه پرتابل Hak) صورت پذیرفت. اندازه­گیری در 4 فصل در هر ایستگاه و با 3 بار تکرار و ثبت میانگین آن­ها صورت پذیرفت.


 


 

شکل 1- محدوده مطالعاتی (خور سماعیلی ماهشهر)

 


از هر ایستگاه جهت شناسایی تنوع گونه­ای ماکروبنتوزها، آنالیز دانه­بندی رسوبات و میزان مواد آلی درون رسوب 4 مرتبه برداشت توسط دستگاه نمونه­بردار گرب مدل ون­وین از بستر سماعیلی صورت گرفت. نحوه نمونه­برداری، نگه­داری و جداسازی بنتوزها از رسوبات بر اساس دستور مطالعه بنتوزها (Holme&McIntyre) انجام پذیرفت (16).

      نمونه­های مربوط به ماکروبنتوزها پس از شستشو با آب خور در الک mm 5/0 به قوطی­های پلاستیکی انتقال و توسط ماده نگهدارنده اتانول تثبیت گردید. پس از انتقال نمونه­های رسوبی به آزمایشگاه محتویات هر ظرف پلاستیکی به دقت در الک با چشمه 5/0 میلی­متر آن­قدر شستشو داده شد تا دیگر هیچ رسوبی از الک خارج نشود. سپس محتویات الک بر اساس روش (Walton) رنگ­آمیزی شد (17).

در این مطالعه سعی گردید با استفاده از منابع موجود و کلیدهای شناسایی، در اولین گام موجودات بنتوزی در حد خانواده و در صورت امکان در حد جنس و گونه شناسایی شوند. کلیدهای شناسایی و منابع متعددی در جهت شناسایی ماکروبنتوزها مورد استفاده قرار گرفت که از آن جمله می­توان به منابع (24- 18) اشاره کرد.

جهت سنجش مواد آلی درون رسوبات از روش استاندارد معرفی شده توسط El-Wakeel  و  Rileyاستفاده گردید (25).           

  

در این فرمول :

A = وزن بوته و رسوب خشک شده به مدت 8 ساعت در دمای 70 درجه سانتی­گراد

B = وزن بوته و رسوب سوخته شده به مدت 8 ساعت در دمای 550 درجه سانتی­گراد

C = وزن بوته خالی

آنالیز دانه­بندی رسوبات (Grain size Analysis) در کلیه ایستگاه­های نمونه­برداری شده با استفاده از روش استاندارد معرفی شده توسط Buchanan انجام گرفت (15).

پس از شناسایی ماکروبنتوزها، تعداد افراد هر کدام از گروه­های ماکروبنتوزی مورد شمارش قرار گرفت. سپس فراوانی هر کدام از گروه­های ماکروبنتوزی در فصول مختلف محاسبه گردید.

جهت بررسی توزیع داده­های مختلف تنوع و تراکم و همچنین فاکتورهای فیزیکی شیمیایی، از آزمون ناپارامتریک کولموگراف اسمیرنف و برای مقایسه شاخص­های تنوع و تراکم و فاکتورهای فیزیکی شیمیایی با توجه به توزیع نرمال و یا غیر نرمال به ترتیب از آزمون­های آنوای دو طرفه و کروسکال والیس استفاده گردید.

گوناگونی جوامع به تعداد گونه­ها و افراد در جامعه در زمان معین بستگی دارد و می­توان آن را به زبان ریاضی بیان نمود.

شاخص­های زیادی در مورد گوناگونی جوامع وجود دارد که تنوع جامعه را در دریا و آب شیرین و محیط خشکی تعیین می کند (26). این شاخص­ها بر اساس ارتباط بین تعداد کل گونه­ها (S) ­و تعداد کل افراد تشکیل دهنده گونه­ها (n) بیان شده است. یکی از مرسوم­­ترین آن­ها شاخص سیمپسون است و بسیاری از آن­ها بر اساس تابع شانون می­باشد.

  • شاخص سیسمپسون(Simpson index)

این شاخص به عنوان اولین شاخص تنوع در بررسی­های اکوژیک بوده است. رقم شاخص از صفر تا یک متغیر است و

درجه غالبیت را نشان می­دهند. در نتیجه مقدار آن با افزایش تنوع (H') کاهش می­یابد (27).

  • شاخص سیمپسون عبارت است :

 

در این فرمول

= نسبت فراوانی هریک از گونه­ها در نمونه که به صورت زیر آورده می­شود.

 

S I=1, 2, 3…

                              

= تعداد افراد گونه i          

 N = تعداد کل افراد تشکیل دهنده تمام گونه

  • شاخص تنوع شانون(Shannon Index) H'

یکی از متداولترین شاخص­های تنوع که کاربرد وسیعی در مطالعات اکولوژیکی دارد شاخص تنوع شانون می­­باشد (28).

تابع شانون به صورت زیر است :

                                                                          

N = معرف کل افراد در تمام گونه­ها   

 =  معرف تعداد کل افراد یک گونه

لازم به ذکر است که تنوع گونه­ای با کاهش کیفیت آب کاهش می­یابد.

 

نتایج

بر اساس نتایج به دست آمده در مجموع 4 گروه ماکروبنتوزی مشتمل بر 44 گونه، در طول دوره در منطقه مورد مطالعه شناسایی گردید که در این میان، بیشترین درصد فراوانی به ترتیب مربوط به پرتاران Polycheate با 77/35 % ، دو کفه­ای­ها Bivalvia با 15/33% ، شکم­پایانGastropoda با 76/19% و سخت­پوستان Crustacea با 32/11% بوده است. (جدول 1)  

 



جدول 1 - گروه­های ماکروبنتوزی شناسایی شده در خور سماعیلی ماهشهر

 

گروه­های ماکروبنتوزی

 

گروه­های ماکروبنتوزی

Glycera sp.1

POLYCHAETA

Tellina sp.

BIVALVIA

Glycera sp.2

Solen roseomaculatus

Glycera sp.3

Callista umbonella

Glycera alba

Paphila cor

Tube worm sp.1

Barbatia helblingii

Tube worm sp.2

Tellina foliacea

Nereididae sp.1

Amygdalum japonicum

Nereididae sp.2

Tellina wallaceae

Sabellidae sp.

Ostrea cucullata

Capitellidae sp.

Mytilus edulis

Spionidae sp.

Crab larvae sp.1

CRUSTACEA

larvae of  Polycheate

Crab larvae sp.2

Syllidae sp.

Maera sp. (Amphipoda)

Paraonidae sp.

Unidentified sp. (Isopoda)

Nephtys sp.

Shrimp larvae

Architectonica  perspectiva

GASTROPODA

Crab sp.

Haminoea vitrea

Barchuira sp.

Mitrella misera

Balanus balanoides

Calyptraca edgariana

Maera hemigera

Thais mutabilis

Cymadusa sp.

Cerithidea cingulata

 

Ringicula propinquans

 

Amaea acuminate

 

 


نمودار درصد فراوانی گروه­های مختلف ماکروبنتوزی به تفکیک در چهار فصل آورده شده است (نمودار 1). مقایسه میانگین شاخص­های تنوع سیمپسون و شانون_وینر در چهار فصل نمونه­برداری در نمودار (2) ارائه شده است.

            


 

نمودار 1 - درصد فراوانی گروه­های ماکروبنتوزی در چهار فصل 

 

نمودار 2- میانگین شاخص­های تنوع سیمپسون و شانون در چهار­فصل


نتایج آزمون کولموگراف اسمیرنوف پیرامون بررسی توزیع داده­های تنوع و تراکم گروه­های مختلف ماکروبنتوزی نشان داد که داده­های شاخص تنوع شانون_وینر از نوع نرمال و داده­های شاخص تنوع سیمپسون و تراکم گروه­های ماکروبنتوزی غیرنرمال بوده است.

نمودارهای 3 الی10 میانگین فاکتورهای فیزیکی شیمیایی آب و رسوب را در چهار فصل نمونه­بـرداری  نشان می­دهد. آنالیزهای صورت گرفته جهت تعیین میزان دانه­بندی رسوبات بستر نشان می­دهد که جنس بستر غالب ایستگاه­های نمونه­برداری سیلتی_رسی (Silt_Clay) با دانه­بندی بسیار ریز بوده که معمولاً از خصوصیات پهنه­های با شیب بسیــار کم می­باشد که فرصت ته­نشینی این ذارت و تشکیل بستر با این تیپ دانه­بندی را فراهم می­آورد.

نتایج حاصل از بررسی توزیع فاکتورهای فیزیکی شیمیایی آب و رسوب نشان داد که مقادیر پارامتر های pH ، DO، کدورت، دمای آب و TOM نرمــــال(05/0P >) و داده­های پارامتر شوری، EC و GSA غیرنرمال (05/0P <) می­باشد. نتایج حاصل از  آزمون آنوای دو طرفه و آزمون کروسکال والیس در جداول 2 و 3 ارایه شده است.

 

 

 

 

 

 

 

جدول 2- نتایج آزمون آنوای دو طرفه پیرامون بررسی اختلاف احتمالی در میانگین پارامترهای فیزیکی شیمیایی آب، رسوب و شاخص­های تنوع شانون_وینر در ایستگاه­ها و فصول مختلف


پارامتر

ایستگاه و فصل

مجموع مربعات

درجه آزادی

میانگین مربعات

F

P-value

pH

ایستگاه

189/2

4

547/0

737/54

*000/0

فصل

480/3

3

160/1

016/116

*000/0

 

کدورت

ایستگاه

400/221

4

350/55

000/5535

*000/0

فصل

600/1791

3

200/597

000/59720

*000/0

 

اکسیژن محلول

ایستگاه

763/0

4

191/0

344/76

*000/0

فصل

231/9

3

077/3

854/1230

*000/0

 

 

TOM

ایستگاه

006/115

4

752/28

233/31828

 

 

*000/0

فصل

066/381

3

022/127

672/140614

*000/0

 

شانون- وینر

ایستگاه

004/1

4

251/0

225/250953

*000/0

فصل

885/0

3

295/0

750/294997

*000/0

 

داشتن ٭ نشان دهنده وجود تفاوت معنی­دار در سطح یک درصد می­باشد.

 

جدول 3 - نتایج آزمون کروسکال والیس پیرامون بررسی اختلاف احتمالی بین پارامترهای فیزیکی شیمیایی آب، رسوب و شاخص تنوع سیمپسون در فصول و ایستگاه­های مختلف

 

فصل

ایستگاه

Salinity

EC

GSA

SIMPSON

Salinity

EC

GSA

SIMPSON

Chi-Square

000/0

083/50

063/3

300/3

000/0

432/4

917/17

749/7

Df

3

3

3

3

4

3

4

4

Asymp. Sig.

000/1

000/0*

382/0

348/0

000/1

351/0

001/0*

101/0

داشتن ٭ نشان دهنده وجود تفاوت معنی­دار در سطح یک درصد می­باشد.

 

 

نمودار 3- میانگین EC آب در چهار فصل نمونه­برداری

 

نمودار 4- میانگین pH آب در چهار فصل نمونه­برداری

 

 

 

 

نمودار 5 - میانگین کدورت در چهار فصل نمونه­برداری

 

نمودار 6 - میانگین DO آب در چهار فصل نمونه­برداری

 

نمودار7- میانگین دمای آب در چهار فصل نمونه­برداری

 

نمودار 8- میانگین میزان شوری آب در چهار فصل نمونه­برداری

 

نمودار9- میانگین میزان درصد مواد آلی(TOM) رسوب بستر در چهار فصل نمونه­برداری

 

نمودار10 - میانگین درصد حضور ذرات سیلت، رس

(mm 063/0 >) رسوب­بستردر چهار فصل نمونه­برداری


 


بحث و نتیجه گیری


مطالعه حاضر در راستای شناسایی ساختار اجتماعات ماکروبنتیک خور سماعیلی و بررسی تأثیر فاکتورهای مختلف محیطی و فصلی بر این جانوران، صورت گرفته است. البته باید توجه داشت که هنگام بررسی و مطالعه تأثیر شرایط محیطی بر فراوانی، پراکندگی و تنوع موجودات بنتیک نمی­توان فقط تأثیر یک فاکتور محیطی را در نظر گرفت. زیرا عوامل مختلف محیطی در این زمینه دخالت دارند. در مطالعه حاضر فراوانی تعداد ماکروبنتوزها در واحد سطح به ترتیب مربوط به فصل زمستان با تعداد 3925 عدد، پاییز با  2739 عدد، تابستان با  2265 عدد و کم­ترین تعداد مربوط به فصل بهار با تعداد 2090 عدد در کل ایستگاه­های نمونه­برداری بوده است. پارامتر دما یکی از فاکتورهای محیطی بوده که می­تواند به طور مستقیم و غیرمستقیم، ساختار جمعیتی گونه­ها را تحت تاثیر خود قرار دهد. در دمای مطلوب، شرایط فیزیولوژیک جاندار اعم از تغذیه، تولیدمثل و دفاع، در شرایطی ایده­آل قرار گرفته و باعث می­شود که فراوانی و تنوع گونه­ای جانداران حساس به تغییرات شدید دمایی که به نوعی یکی از فاکتورهای استرس­زا و تعیین کننده شرایط زیست­محیطی می­باشد، مقیاس متفاوتی را نشان دهد. با توجه به گونه­های مختلفی که در محیط­های آبــی زیست می­کنند، نشان داده شده که نیاز حرارتی هر گونه، جهت تغذیه و تولیدمثل متفاوت بوده و می­تواند بر روی رشد، تولیدمثل و بقای موجود تاثیر گذار باشد (29). در منطقه مورد مطالعه، حداکثر دمای آب در تابستان با میانگینC o 2/31 در ایستگاه شماره سه و حداقل آن در فصل زمستان با میانگینC o 5/17 در ایستگاه پنج ثبت شد. توجه به میزان فراوانی و تنوع ماکروبنتوزها در فصل زمستان با تعداد 3925 عدد  نسبت به سایر فصول در حوزه آبی مورد مطالعه، گویای آن است که گونه­های موجود با ساختارهای دمایی خاصی قابلیت فیزیولوژیک و ساختاری پیدا کرده که در این محدوده دمایی اکثریت گونه­ها از قابلیت تکثیر و فعالیت­های زیستی برخوردارند. از فاکتورهای محیطی که پراکنش و تراکم گونه­های بنتوز را خصوصاً در مناطق متأثر از جریانات جزرو مدی تحت تأثیر قرار می­دهد، میزان اکسیژن محلول می­باشد. در بسترهای گلی با ساختار رسی بالا این میزان کم­تر و در بسترهای شنی میزان نفوذ اکسیژن افزایش بیش­تری دارد. در بررسی انجام گرفته، مشخص گردید که بیش­ترین میزان اکسیژن محلول مربوط به ایستگاه شماره یک نمونه­برداری در فصل تابستان با میزان 1/7  میلی­گرم در لیتر و حداقل آن در ایستگاه شماره چهار نمونه­برداری در فصل پاییز با 4/5 میلی­گرم در لیتر بوده است. با افزایش میزان دما، میزان اکسیژن محلول آب کاهش می­یابد؛ مقایسه میانگین­های به دست آمده از مقادیر دما و اکسیژن محلول در این مطالعه نشان از عدم پیروی از روند فوق می­باشد. دلیل این مسئله ممکن است نوسانات شدید جزر و مدی، تولیدات اولیه (واکنش های فتوسنتزی) و افزایش فعالیت­های جلبک­های تک سلولی (فیتوپلانکتون­ها) و تأثیر آن بر مقادیر ثبت شده میزان­های فوق باشد. از فاکتورهای تأثیرگذار خصوصاً در مورد میزان انحلال آلاینده­ها pH می­باشد. بیش­تر آب­های طبیعی دارای pH در حدود 5 تا 10 می­باشد ولی بیشترین نوسانات pH همه آب­ها بین 5/6 تا 9 قرار دارد (30). بیش­ترین مقادیر میانگین pH ثبت شده در مطالعه حاضر مربوط به ایستگاه دوم نمونه­برداری با میزان 08/8 و در فصل پاییز می­باشد و کم­ترین میزان pH ثبت شده با میزان 7 مربوط به فصل زمستان و ایستگاه شماره یک نمونه­برداری بوده است. لذا مقادیر به دست آمده از pH  در منطقه مورد مطالعه با میزان­های نرمال این پارامتر در سایر آب­های ساحلی همخوانی دارد. در pH های 6 تا 9 رشد آب­زیان مناسب بین 9 تا 11 رشد کم و pH های بالاتر مرگ­آور می باشد. ترکیب دانه­بندی رسوبات بستر، فاکتور مهمی است که علاوه بر تأثیر بر سایر فاکتورهای محیطی در پخش و پراکنش بنتوزها نقش مهمی را ایفا می­کند (31).Sanders  در سال 1958 رابطه­ای را بین بافت بستر، نوع تغذیه ماکروبنتوزها و فاکتورهای محیطی بیان کرد که بسترهای شنی دارای مواد غذایی بیش­تری نسبت به بسترهای گلی هستند. لذا در این بسترها معلق­خواران تراکم بیش­تری دارند. نتایج حاصل از این مطالعه نشان می­دهد که بیش­ترین میزان درصد رسوبات با دانه­بندی کمتر از 063/0 میلی­متر مربوط به ایستگاه سوم نمونه برداری و در فصل پاییز با 72/92 درصد و کم­ترین مقدار آن با 20/22 مربوط به ایستگاه چهارم نمونه برداری و در پاییز ثبت شده است. نتایج فوق با مطالعات سبزقبائی 1382، با عنوان بررسی تنوع­زیستی ماکروبنتوزها در آب­های ساحلی منطقه لافت جزیره قشم که نشان داد حضور رسوب­خواران در ذرات رسوبی با اندازه بیش از 063/0 میلی­متر فراوانی کم­تری دارد و همچنین با نتایج مطالعه­ای با عنوان بررسی ساختار اجتماعات ماکروبنتوزهای پهنه­های جزرو مدی خور بحرکان توسط شوکت (1379) مشابهت دارد. با توجه به بیانات Gray در سال 1981، در مورد خاصیت نگه­داری مواد آلی در رسوبات با دانه­بندی ریز که رسوبات دانه­ریز مقادیر آب و مواد آلی بیش­تری را در خود نگه­داری می­کنند، موید نتایج تحقیق حاضر با سوابق تحقیقاتی مختلف می­باشد. نتایج حاصل از آنالیز این پارامتر نشان می­دهد که بیش­ترین و کم­ترین مقادیر ثبت شده از میزان مواد آلی موجود در بستر مربوط به فصل پاییز بوده است. در این فصل از نمونه­برداری ایستگاه شماره یک نمونه­برداری با 14/19 درصد مواد آلی و ایستگاه شماره سه نمونه­برداری با 77/36 درصد مواد آلی به ترتیب دارای کم­ترین و بیش­ترین مقادیر به­دست آمده از این پارامتر در طول مطالعات بوده­اند. تجربیات حاصل از مطالعات صورت گرفته در سایر مناطق نشان می­دهد که بین اندازه دانه­بندی رسوبات با میزان مواد آلی موجود در رسوبات یک رابطه معکوس وجود دارد. در واقع با کوچک­تر شدن اندازه دانه­بندی رسوبات توانایی رسوبات برای نگه­داری مواد آلی افزایش پیدا می­کند. مطالعات صورت گرفته در خور سماعیلی صحت این پدیده را ثابت می­کند. ایستگاه سوم نمونه­برداری با میزان 72/92 درصد ذرات کوچک­تر از 063/0 میلی­متر دارای کوچک­ترین سایز دانه­بندی در بین سایر ایستگاه­های نمونه­برداری بوده است. همان ایستگاه و در همان فصل (پاییز) دارای بیش­ترین میزان درصد مواد آلی موجود در رسوبات با رکورد 77/36 بوده که نشان از تأیید مطالب فوق می­باشد. بین توزیع شوری و نوع بستر ارتباط نزدیکی وجود دارد و در اثر کاهش شوری بستر دانه ریزتر می­شود، زیرا وقتی که شوری افزایش می­یابد ذارت تمایل به چسبیدن پیدا می­کنند و ذرات بزرگ­تری را تشکیل می­دهند (7). مطالعات صورت گرفته نشان می­دهد که میانگین شوری برای تمام ایستگاه­های نمونه­برداری 4 % بوده است دلیل این امر عمق کم و تبخیر سطحی توده­های آبی است که موجب افزایش شوری و کاهش میزان اکسیژن محلول در آب می­شود. در بررسی­های مختلف در چندین منطقه به این نتیجه رسیدند که عامل شوری بر تراکم و پراکنش موجودات بنتوزی تأثیر دارد (32). طبق نظرMclusky  در سال 1990 بر خلاف موجودات نکتونی و پلانکتونی تأثیر شوری برای موجودات بنتوزی از اهمیت کم­تری برخوردار است. البته باید توجه داشت که شوری در مراحل مختلف لاروی ماکروبنتوزها تأثیرات متفاوتی دارد. به­طور کلی زمانی که موجودات در حال تخم­گذاری هستند و همچنین تخم و مراحل لاروی بسیاری از موجودات نسبت به افزایش شوری در مقایسه با گونه­های بالغ حساس­تر می­باشد.

مطالعه حاضر نشان می­دهد که در مجموع ایستگاه­های نمونه­برداری و فصول مختلف نمونه­برداری تعداد 11019 عدد مورد شمارش قرار گرفتند. میانگین به­دست آمده از تعداد افراد در واحد متر مربع بستر خور سماعیلی تعداد 550 عدد را نشان می­دهد که بیانگر تراکم پایین ماکروبنتوزی در این منطقه بوده است. به­طور کلی از دلایل پایین بودن تنوع زیستی ماکروبنتوزها در مناطق گوناگون می­توان به یکنواخت بودن بستر و آلودگی آن اشاره کرد. در مناطقی که فاکتورهای محیطی برای زیستن گونه­های مختلف مناسب باشد و نوع بستر به گونه­ای باشد که به موجودات مختلف اجازه همزیستی در زیستگاه­های گوناگون را بدهد، تنوع گونه­ای و تعداد گونه­ها افزایش می­یابد (29). همچنین به نظر می­رسد یکی از عوامل نوسانات در فراوانی گروه­های مختلف ماکروبنتوزی، به سیکل­های تولیدمثلی آن­ها مربوط می­باشد (33). میزان شاخص­های تنوع در فصول مختلف نمونه­برداری دارای نوسانات مشخصی بوده است. نتایج حاصل نشان می­دهد که کم­ترین میزان عددی شاخص شانون مربوط به فصل بهار با 55/1 و بیش­ترین میزان عددی این شاخص مربوط به فصل پاییز با 87/1 بوده است. در این بررسی مشخص شد که کم­ترین میزان شاخص سیمپسون مربوط به پاییز با 29/0 و بیش­ترین میزان این شاخص با 408/0 مربوط به فصل زمستان می­باشد. همان­طور که عنوان شد از مهم­ترین عوامل تأثیرگذار بر تنوع ماکروبنتوزی میزان آلودگی­های محیطی است که تنوع را شدیداً تحت تأثیر قرار می­دهد. مقایسه نتایج به­دست آمده از این مطالعه با شاخص ارایه شده توسط Welch (34) نشان می­دهد که منطقه مورد مطالعه (خور سماعیلی) از نظر آلودگی جزء مناطق با میزان آلودگی متوسط می­باشد. 

سپاس­گزاری

این مقاله برگرفته از طرح پژوهشی اجرا شده در دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهـواز و با حمایت­های معــاونت پژوهشی می­باشد.

 

منابع

  1. Rosenberg, D.M., Davies, I.J. Cobb, D.G., Wiens, A.P., 1999. Protocols for maesuring Biodiversity: Benthic macroinvertebrates in Freshwaters. Department of fisheries and Oceans, Freshwater Institute, Winnipeg, Manitoba, 42 p.
  2. Pandian, T.J., 1987. Sustainable clean water and aquaculture. Arch. Hydrobiol., 28: 333-343.
  3. Andrew, S. and Ann, L., 1996. Macrofauna: polychaetes, mollusks & Crustacean. In: Methods of the examination of organismal diversity in soil & sediment. Edited by Hall, G.S.UNESCO University Press. Cambridge, PP. 118-132.
  4. Schaffner, L., 1992. About the Benthos. Virginia Marin resource bulletin .Vol.24, No182.
  5. Davies, A., 2001. The use and limits of various methods of sampling and interpretation of benthic macroinvertebrates. J. Limnol. 60(suppll.1): 1-6.
  6. Wlodarska, M. and Weslawski, J.M., 2001. Impact of climate warming on Arctic benthic biodiversity. Institue of oceanology, polish Academy of Science. Powstancow Warszawy 55, sopot, Poland, 81-712.
  7. Mclusky, D.S., 1990. The estuarine ecosystem. Blackie, Glscow and London. Pp 161-182.
  8. میرزاجانی، ع.، یوسف­زاده، الف.و قانع، الف.، 1377. کفزیان بی­مهره تالاب انزلی و ارتباط آنها با مواد آلی موجود در بستر. مجله علمی شیلات ایران، شماره 4، صفحه 100-83.
  9. کرمی، ک.، 1383. بررسی ساختار جوامع ماکروبنتیک­های ناحیه زیر جزر و مدی دهانه رودخانه زهره، پایان­نامه کارشناسی­ارشد بیولوژی دریا، دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر.
  10. جرجانی، س.، قلیچی، الف.و اکرمی،­ر.، 1387. ارزیابی شاخص زیستی آلودگی و فون کف­زیان نهر مادرسو پارک­ ملی گلستان، مجله شیلات، سال دوم شماره اول، صفحات 41 -52 .
  11. نصیرآبادی، ن.، 1387. بررسی جوامع بنتیکی (Benthic) وابسته به مانگروهای تالاب نایبند در سواحل جنوب­غربی خلیج­فارس. اولین همایش ملی تالاب­های ایران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز.
  12. کاظمیان، م.، دلیفه، پ.و خدادای،م.، 1388. بررسی فراوانی دوکفه­ای­ها و شکم­پایان در سواحل صخره­ای طیس، واقع در خلیج­فارس. مجله بیولوژی دریا، سال اول، شماره 3، صفحات77 – 63.
  13. کمالی­فر، ر.، وزیری­زاده، ا.، نبوی، س. م. ب.، صفاهیه، ع.، رونق، م. ت.، فخری، ع. و نامجو، ف.، 1388. ناحیه­بندی افقی ماکروبنتوزها در جنگل­های مانگرو بردستان: استان بوشهر، هشتمین همایش علوم و فنون دریایی ایران، دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر.
  14. رجب­زاده قطرمی، ا.، سبزقبائی، غ.­ر. و دشتی، س.، 1389. بکارگیری ماکروبنتوزها به عنوان نشانگرهای شرایط زیست­محیطی در بسترهای گلی منطقه سجافی. اداره کل حفاظت محیط زیست استان خوزستان.
  15. محمدپور، ز.، نبوی، س. م. ب.، دهقان­مدیسه، س. ، 1388. بررسی تغییرات فصلی رژیم غذایی ماهی گل­خورک  Periophthalmodon schlosseri  بر اساس شاخص وقوع، در سواحل جزر و مدی خور سماعیلی در ماهشهر.  فصلنامه علمی پژوهشی بیولوژی دریا. شماره 2. صفحات 92-102
  16. Holme, N.A. and McIntyre, A.D., 1984. Methods for the study of marine benthos. IBP handbook No. 16, Blakwell Scientific Publications, Oxford & Edinburgh 334 pp.
  17. Walton, S.G., 1974. Hand book of marine science. Vol 1. CRC Press. Cleveland. Pp 117-126.
  18. Bruyne, R.H.DE., 2003. The complete encyclopedia of shell, Internatinal B.V., Lisse. P. 336.
  19. Jones, Dawid A .,1986. A fild uide to the sea shores of kuwait And the Persian Gulf, university of Kuwait Distributed by Blandford press .
  20. O'Donell, M.A., 1981. The Nereididae of the Persian Gulf. - TSI 57-129 "Biostandards identification sheets". Illustrated keys to the flora and fauna of the Persian Gulf. Prepared for Arabia American Oil Company Dharan, Saudi Arabia. 67 S. - Jeddah, Saudi Arabia Tetra Tech, LTD.
  21. O'Donell, M.A., 1982. Persian Gulf Spionidae. - TSI 57-129 "Biostandards identification sheets". Illustrated keys to the flora and fauna of the Persian Gulf. Prepared for Arabia American Oil Company Dharan, Saudi Arabia. 34 S. - Jeddah, Saudi Arabia Tetra Tech, LTD.
  22. O'Donell, M.A., 1984. Syllidae of the Persian Gulf. - TSI 57-129 "Biostandards identification sheets". Illustrated keys to the flora and fauna of the Persian Gulf. Prepared for Arabia American Oil Company Dharan, Saudi Arabia. 77 S. - Jeddah, Saudi Arabia Tetra Tech, LTD.
  23. O'Donell, M.A., 1986. The Dorvilleidae (Polychaeta) of the Persian Gulf. - TSI 57-129 "Biostandards identification sheets". Illustrated keys to the flora and fauna of the Persian Gulf. Prepared for Arabia American Oil Company Dharan, Saudi Arabia. 14 S. - Jeddah, Saudi Arabia Tetra Tech, LTD.
  24. Sterrer, W., 1986. Marine Fauna and flora of Bermuda, John Wiley & Sons. Inc.PP.232-256.
  25. El-Wakeel, S.K., Riley, J.P., 1957. Determination of organic carbon in the marine mud. J. Du Conseil International Pour l ’Exploration de la Mer 22,180-183.
  26. Pielou, E. U., 1977. Mathematical Ecology. Wiley, New yourk, Pp 79-123.
  27. Simpson, E.H., 1949. Measurment of diversity, Nature.Lond, 163:688.
  28. Shanon, C.E., Weaver, W., 1949. The mathematical Theory of communication, Bell System Technical Journal, Vol.27, PP.379-423.
  29. سبزقبائی، غ.ر.، 1382. بررسی تنوع­­ زیستی ماکروبنتوزها در آب­های ساحلی منطقه لافت جزیره قشم. پایان­­نامه کارشناسی­ ارشد علوم محیط زیست. دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات اهواز.
  30. Boyd, C.E., 1982. Water quality in warm water fish ponds. Elsevier science, Amesterdam .318 Pages.
  31. Gray, J.S., 1981. The ecology of marine sediment, Cambridge University Press. Cambridge, PP.185.
  32. Kumar, S., Cheng, X., Klimasauskas, S., Mi, S., Posfai, J., Roberts, R.,and Wilson,G.G.,1994. The DNA (cytosine-5) methyltransferases. Nucleic Acids Res. 22, 1–10.
  33. نبوی،س.م.ب.، 1378. بررسی ماکروبنتوزهای خوریات ماهشهر با تأکید بر نقش آن­ها در تغذیه آبزیان شیلاتی، رساله دکتری (بیولوژی دریا)، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران.
  34. Welch, E.B., 1992 .Ecological effect & waste water.2nd edition.Chapman & Hall.425PP.


 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 


 



1- دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اهواز، دانشکده کشاورزی و منابع طبیعی، استادیار گروه محیط زیست، اهواز، ایران*(مسئول مکاتبات).

2- استادیار گروه محیط زیست، دانشکده محیط زیست و منابع طبیعی، دانشگاه صنعتی خاتم الانبیاء (ص) بهبهان

3- دانشگاه آزاد اسلامی، واحد اهواز، مربی گروه مهندسی عمران، اهواز، ایران

4- مسئول محیط زیست دریایی، اداره کل حفاظت محیط زیست استان خوزستان، ایران

  1. Rosenberg, D.M., Davies, I.J. Cobb, D.G., Wiens, A.P., 1999. Protocols for maesuring Biodiversity: Benthic macroinvertebrates in Freshwaters. Department of fisheries and Oceans, Freshwater Institute, Winnipeg, Manitoba, 42 p.
  2. Pandian, T.J., 1987. Sustainable clean water and aquaculture. Arch. Hydrobiol., 28: 333-343.
  3. Andrew, S. and Ann, L., 1996. Macrofauna: polychaetes, mollusks & Crustacean. In: Methods of the examination of organismal diversity in soil & sediment. Edited by Hall, G.S.UNESCO University Press. Cambridge, PP. 118-132.
  4. Schaffner, L., 1992. About the Benthos. Virginia Marin resource bulletin .Vol.24, No182.
  5. Davies, A., 2001. The use and limits of various methods of sampling and interpretation of benthic macroinvertebrates. J. Limnol. 60(suppll.1): 1-6.
  6. Wlodarska, M. and Weslawski, J.M., 2001. Impact of climate warming on Arctic benthic biodiversity. Institue of oceanology, polish Academy of Science. Powstancow Warszawy 55, sopot, Poland, 81-712.
  7. Mclusky, D.S., 1990. The estuarine ecosystem. Blackie, Glscow and London. Pp 161-182.
  8. میرزاجانی، ع.، یوسف­زاده، الف.و قانع، الف.، 1377. کفزیان بی­مهره تالاب انزلی و ارتباط آنها با مواد آلی موجود در بستر. مجله علمی شیلات ایران، شماره 4، صفحه 100-83.
  9. کرمی، ک.، 1383. بررسی ساختار جوامع ماکروبنتیک­های ناحیه زیر جزر و مدی دهانه رودخانه زهره، پایان­نامه کارشناسی­ارشد بیولوژی دریا، دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر.
  10. جرجانی، س.، قلیچی، الف.و اکرمی،­ر.، 1387. ارزیابی شاخص زیستی آلودگی و فون کف­زیان نهر مادرسو پارک­ ملی گلستان، مجله شیلات، سال دوم شماره اول، صفحات 41 -52 .
  11. نصیرآبادی، ن.، 1387. بررسی جوامع بنتیکی (Benthic) وابسته به مانگروهای تالاب نایبند در سواحل جنوب­غربی خلیج­فارس. اولین همایش ملی تالاب­های ایران، دانشگاه آزاد اسلامی واحد اهواز.
  12. کاظمیان، م.، دلیفه، پ.و خدادای،م.، 1388. بررسی فراوانی دوکفه­ای­ها و شکم­پایان در سواحل صخره­ای طیس، واقع در خلیج­فارس. مجله بیولوژی دریا، سال اول، شماره 3، صفحات77 – 63.
  13. کمالی­فر، ر.، وزیری­زاده، ا.، نبوی، س. م. ب.، صفاهیه، ع.، رونق، م. ت.، فخری، ع. و نامجو، ف.، 1388. ناحیه­بندی افقی ماکروبنتوزها در جنگل­های مانگرو بردستان: استان بوشهر، هشتمین همایش علوم و فنون دریایی ایران، دانشگاه علوم و فنون دریایی خرمشهر.
  14. رجب­زاده قطرمی، ا.، سبزقبائی، غ.­ر. و دشتی، س.، 1389. بکارگیری ماکروبنتوزها به عنوان نشانگرهای شرایط زیست­محیطی در بسترهای گلی منطقه سجافی. اداره کل حفاظت محیط زیست استان خوزستان.
  15. محمدپور، ز.، نبوی، س. م. ب.، دهقان­مدیسه، س. ، 1388. بررسی تغییرات فصلی رژیم غذایی ماهی گل­خورک  Periophthalmodon schlosseri  بر اساس شاخص وقوع، در سواحل جزر و مدی خور سماعیلی در ماهشهر.  فصلنامه علمی پژوهشی بیولوژی دریا. شماره 2. صفحات 92-102
  16. Holme, N.A. and McIntyre, A.D., 1984. Methods for the study of marine benthos. IBP handbook No. 16, Blakwell Scientific Publications, Oxford & Edinburgh 334 pp.
  17. Walton, S.G., 1974. Hand book of marine science. Vol 1. CRC Press. Cleveland. Pp 117-126.
  18. Bruyne, R.H.DE., 2003. The complete encyclopedia of shell, Internatinal B.V., Lisse. P. 336.
  19. Jones, Dawid A .,1986. A fild uide to the sea shores of kuwait And the Persian Gulf, university of Kuwait Distributed by Blandford press .
  20. O'Donell, M.A., 1981. The Nereididae of the Persian Gulf. - TSI 57-129 "Biostandards identification sheets". Illustrated keys to the flora and fauna of the Persian Gulf. Prepared for Arabia American Oil Company Dharan, Saudi Arabia. 67 S. - Jeddah, Saudi Arabia Tetra Tech, LTD.
  21. O'Donell, M.A., 1982. Persian Gulf Spionidae. - TSI 57-129 "Biostandards identification sheets". Illustrated keys to the flora and fauna of the Persian Gulf. Prepared for Arabia American Oil Company Dharan, Saudi Arabia. 34 S. - Jeddah, Saudi Arabia Tetra Tech, LTD.
  22. O'Donell, M.A., 1984. Syllidae of the Persian Gulf. - TSI 57-129 "Biostandards identification sheets". Illustrated keys to the flora and fauna of the Persian Gulf. Prepared for Arabia American Oil Company Dharan, Saudi Arabia. 77 S. - Jeddah, Saudi Arabia Tetra Tech, LTD.
  23. O'Donell, M.A., 1986. The Dorvilleidae (Polychaeta) of the Persian Gulf. - TSI 57-129 "Biostandards identification sheets". Illustrated keys to the flora and fauna of the Persian Gulf. Prepared for Arabia American Oil Company Dharan, Saudi Arabia. 14 S. - Jeddah, Saudi Arabia Tetra Tech, LTD.
  24. Sterrer, W., 1986. Marine Fauna and flora of Bermuda, John Wiley & Sons. Inc.PP.232-256.
  25. El-Wakeel, S.K., Riley, J.P., 1957. Determination of organic carbon in the marine mud. J. Du Conseil International Pour l ’Exploration de la Mer 22,180-183.
  26. Pielou, E. U., 1977. Mathematical Ecology. Wiley, New yourk, Pp 79-123.
  27. Simpson, E.H., 1949. Measurment of diversity, Nature.Lond, 163:688.
  28. Shanon, C.E., Weaver, W., 1949. The mathematical Theory of communication, Bell System Technical Journal, Vol.27, PP.379-423.
  29. سبزقبائی، غ.ر.، 1382. بررسی تنوع­­ زیستی ماکروبنتوزها در آب­های ساحلی منطقه لافت جزیره قشم. پایان­­نامه کارشناسی­ ارشد علوم محیط زیست. دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات اهواز.
  30. Boyd, C.E., 1982. Water quality in warm water fish ponds. Elsevier science, Amesterdam .318 Pages.
  31. Gray, J.S., 1981. The ecology of marine sediment, Cambridge University Press. Cambridge, PP.185.
  32. Kumar, S., Cheng, X., Klimasauskas, S., Mi, S., Posfai, J., Roberts, R.,and Wilson,G.G.,1994. The DNA (cytosine-5) methyltransferases. Nucleic Acids Res. 22, 1–10.
  33. نبوی،س.م.ب.، 1378. بررسی ماکروبنتوزهای خوریات ماهشهر با تأکید بر نقش آن­ها در تغذیه آبزیان شیلاتی، رساله دکتری (بیولوژی دریا)، دانشگاه آزاد اسلامی، واحد علوم و تحقیقات تهران.
  34. Welch, E.B., 1992 .Ecological effect & waste water.2nd edition.Chapman & Hall.425PP.