جرم‌انگاری تروریسم زیست‌محیطی؛ چالش‌ها، هنجارها و راهبردها

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار حقوق محیط زیست، دانشکده محیط زیست و انرژی، دانشگاه علوم و تحقیقات، و عضو مرکز مطالعات حقوق بین‌الملل، دانشکده حقوق و علوم‌سیاسی، دانشگاه یوکم کانادا.

2 دانشجوی دکتری حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشگاه خوارزمی و پژوهشگر حقوق بین‌المللی کیفری.

3 دانشجوی دکتری حقوق محیط زیست، دانشکده محیط زیست و انرژی، دانشگاه علوم و تحقیقات.

چکیده

زمینه و هدف: امروزه سوءاستفاده از محیط‌زیست و موجودات زنده جهانی، هم به صورت هدف و هم به عنوان ابزاری برای فعالیت تروریستی آشکار و نمایان گردیده است. در این راستا «جنگ سبز» با تغییر چهره تروریسم به عنوان پدیده ای نوظهور در دنیای معاصر پدیدار گشته است.  با این توصیف نه تنها حقوق بین الملل، بلکه حقوق داخلی(ملی) نیز برای مقابله با این تهدیدات همگام نبوده است. هرچند اصول حقوقی کاربردپذیر، نیز در جای خود نتوانسته با راهبردهای ضدتروریسم موجود به طور مؤثر عمل نماید و متناسب با این بحران ها راهکار ارایه نماید. تروریسم سبز یا تروریسم زیست محیطی از جمله تروریسم نوین بوده که عناصر زیست محیطی را به راحتی در جهت و مسیر فعالیت های خود قرار می دهد.
روش بررسی: پژوهش پیش‌رو بر اساس اصول توصیفی- تحلیلی و به روش کتابخانه ای بوده که با امعان‌نظر به جوانب این پدیده نوظهور ابعاد کلاسیک و نوین تروریسم مورد مداقه قرار گرفته است.
یافته‌ها: ضمن عملی ساختن راهبردهای موجود در مقابله با تروریسم زیست‌محیطی، در این پژوهش تلاش شده است تا با هدف ارائه راهبردی مؤثر، در پرتو رهیافت‌های حقوق کیفری نوین برای مقابله با «تروریسم سبز» یا «اکوسیستم کشی»، راهبردهای مؤثری را برای مقابله با این تهدیدات نوظهور ارائه گردد.
نتیجه‌گیری: برآیند پژوهش پیش‌رو تقویت راهکارهای عملی مقابله با تروریسم سبز و به کار بستن راهبردهای موثر همچون دادخواهی زیست محیطی چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی با امعان نظر به ابزارهای قانونی است. در این راستا جرم انگاری سبز نیز به عنوان یک راهبرد سبز می تواند اقدامی برای مقابله با تروریسم زیست‌محیطی تلقی گردد.

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست ، دوره هفدهم، شماره یک ،  بهار 94

 

جرم‌انگاری تروریسم زیست‌محیطی؛ چالش‌ها، هنجارها و راهبردها

 

سیدعباس پورهاشمی[1]

پیمان نمامیان[2]

p_namamian1512@yahoo.com

سبحان طیبی[3]

 

تاریخ دریافت:15/4/93

تاریخ پذیرش:24/12/93

 

چکیده

زمینه و هدف: امروزه سوءاستفاده از محیط‌زیست و موجودات زنده جهانی، هم به صورت هدف و هم به عنوان ابزاری برای فعالیت تروریستی آشکار و نمایان گردیده است. در این راستا «جنگ سبز» با تغییر چهره تروریسم به عنوان پدیده ای نوظهور در دنیای معاصر پدیدار گشته است.  با این توصیف نه تنها حقوق بین الملل، بلکه حقوق داخلی(ملی) نیز برای مقابله با این تهدیدات همگام نبوده است. هرچند اصول حقوقی کاربردپذیر، نیز در جای خود نتوانسته با راهبردهای ضدتروریسم موجود به طور مؤثر عمل نماید و متناسب با این بحران ها راهکار ارایه نماید. تروریسم سبز یا تروریسم زیست محیطی از جمله تروریسم نوین بوده که عناصر زیست محیطی را به راحتی در جهت و مسیر فعالیت های خود قرار می دهد.

روش بررسی: پژوهش پیش‌رو بر اساس اصول توصیفی- تحلیلی و به روش کتابخانه ای بوده که با امعان‌نظر به جوانب این پدیده نوظهور ابعاد کلاسیک و نوین تروریسم مورد مداقه قرار گرفته است.

یافته‌ها: ضمن عملی ساختن راهبردهای موجود در مقابله با تروریسم زیست‌محیطی، در این پژوهش تلاش شده است تا با هدف ارائه راهبردی مؤثر، در پرتو رهیافت‌های حقوق کیفری نوین برای مقابله با «تروریسم سبز» یا «اکوسیستم کشی»، راهبردهای مؤثری را برای مقابله با این تهدیدات نوظهور ارائه گردد.

نتیجه‌گیری: برآیند پژوهش پیش‌رو تقویت راهکارهای عملی مقابله با تروریسم سبز و به کار بستن راهبردهای موثر همچون دادخواهی زیست محیطی چه در سطح ملی و چه در سطح بین المللی با امعان نظر به ابزارهای قانونی است. در این راستا جرم انگاری سبز نیز به عنوان یک راهبرد سبز می تواند اقدامی برای مقابله با تروریسم زیست‌محیطی تلقی گردد.

واژه های کلیدی: تروریسم زیست‌محیطی، تروریسم نوین، سلاح‌های کشتار جمعی، جرم‌انگاری تروریسم، حقوق حفاظت از محیط زیست

 

مقدمه


محیط زیست بیش از پیش به عنوان یک ارزش  و میراث مشترک بشریت به طور کلی درک و دریافت می شود. ارزشی که حفاظت و حراست آن وظیفه کل جامعه بشری است، اما متأسفانه امروزه افزایش آسیب‌های زیست محیطی، به جهت عدم رعایت قواعد صحیح و مبرز حقوقی توجه گستره جوامع بشری را در ابعاد بین‌المللی و جهانی به خود معطوف داشته است.

این در حالی است که آسیب‌های زیست‌محیطی جلوه بارز خود را در جرایم زیست محیطی می یابند. جرایم زیست محیطی که هرگونه فعل تضرر به محیط زیست قلمداد می شود، ماهیت متفاوتی در مقایسه با دیگر جرایم دارد و به واسطه ماهیت پیچده و چندبعدی خود شناخت آن نیز مشکل است.

بنابراین، جرم زیست محیطی را می‌توان به «هر نوع فعلی یا ترک فعلی اطلاق نمود که موجب ورود آسیب و صدمه شدید به محیط زیست و به مخاطره افکندن جدی سلامت بشر می شود.»

از این رو، به طور کلی جرایم زیست محیطی با توجه به ماهیت آن‌ها به دو گروه عمده تقسیم می‌شوند:

الف- جرایم ارتکابی نسبت به جانداران موجود در محیط زیست شامل، انسان‌ها، جانداران گیاهی و حیوانی.

ب- جرایم ارتکابی نسبت به عناصر بی‌جان در محیط زیست از قبیل آب و هوا، خاک، صدا و آلودگی‌های شیمیایی.

بنابراین اقداماتی است که در راستای نقض حقوق و امنیت در گستره محیط زیست در شقوق مورد اشاره حادث می‌گردد و موجبات آسیب‌های شدیدی را فراهم می‌نماید. از این رو، مهم‌ترین اقدامی که در جهت تهدید محیط‌زیست صورت می‌پذیرد «تروریسم زیست‌محیطی» است که به رغم عدم تکثر و گستردگی ارتکاب در پهنه جهان، اما می تواند نمود بارزی در طول درگیری‌های مسلحانه و نیز آزمایش‌های هسته‌ای و شیمیایی داشته و لطمات جبران‌ناپذیری را بر پیکره محیط زیست وارد خواهد نمود.

با وجود این، تروریسم زیست‌محیطی، «به هر اقدامی اطلاق می‌گردد که با بهره‌گیری از مواد سمی و خطرناک، آسیب و تهدیدی را که نوعا برای محیط زیست انسان‌ها، حیوانات و محیط طبیعی با هدف ایجاد اخلال شدید در نظم عمومی از طریق هراس‌افکنی یا ایجاد وحشت فراهم نماید.»(1)

تروریسم زیست‌محیطی هم‌چون جنگ زیست‌محیطی مشتمل بر استفاده از عوامل یا نیروهای طبیعت به عنوان سلاح است(2). ترویست‌های زیست‌محیطی به نام تعصب سیاسی یا ایدئولوژیک[4] عامداً محیط زیست را نابود یا در معرض تغییر و تحول قرار می دهند، هر چند چنین روش هایی برای مدتی طولانی در زمان جنگ به کار رفته اند، اما همین اواخر به عنوان یک گزینه موفق برای تروریست ها ظاهر شده اند.(4) پایان جنگ سرد و تغییر چهره تروریسم مهم ترین عوامل سهیم در رشد این گروه ها هستند.(5)

حرکت این تهدید نوپا از توانایی قانون برای نشان دادن واکنش سریع تر بوده است. سازوکارهای قانونی موجود برای مقابله با تروریسم زیست محیطی به اصول موجود حقوق زیست محیطی و تروریسم متکی هستند که برای مقابله با این معضل خاص بی کفایت می باشند.(6) این اصول حقوقی برای مقابله با تهدید تروریسم زیست محیطی مناسب نیستند؛ چرا که : الف- مجموعه قوانین پیچیده زیست محیطی به طور مؤثر در چارچوب راهبردهای ضدتروریسم موجود از جنبه مقابله با تروریست ها به مانند جنایتکاران عادی عمل نمی کنند؛ ب- این اصول وظیفه حقوق کیفری را به طور شایسته به انجام نمی رسانند.(7) با این وصف به نظر می رسد که مقابله با تروریسم زیست محیطی به یک حقوق کیفری جدید نیاز دارد. «قانون منع اکوسیستم کشی»[5] یا دستکاری یا نابودسازی عمدی یا سهوی هر جنبه از محیط فیزیکی،(8) سازوکاری را برای مجازات تروریست های زیست محیطی در چارچوب ساختارهای حقوقی موجود فراهم می سازد و در عین حال بر قباحت اجتماعی چنین عملی صحه می گذارد.

 

1- پیشینه و تحولات

تروریسم زیست‌محیطی همانند جنگ زیست محیطی مشتمل بر استفاده از عوامل طبیعت به منظور مخاصمه است. تروریسم زیست محیطی هم هدف گیری خود محیط زیست مانند آلوده کردن تعمدی منابع آب یا کشاورزی و هم استفاده از محیط زیست به عنوان مجرایی برای ویرانگری نظیر انتشار سلاح شیمیایی یا بیولوژیک به داخل اتمسفر را در بر می گیرد. عناصر اکوسیستم جهانی که به منظور مخاصمه مورد استفاده قرار گرفته یا می توانند بگیرند، در دامنه عوامل پیچیده هسته ای تا انرژی ساده و کارآمد آب قرار دارند . در این راستا استفاده از چنین عواملی در گذشته عواقب مخربی از قبیل مرگ و میر، صدمه جسمی و مخاطرات خطرناک اکولوژیک را در بر داشته است.

 

1-1- ظهور تروریسم زیست محیطی

محیط زیست در قرون متمادی به مثابه یک سلاح جنگی مورد استفاده قرار گرفته است.(9) در طول تاریخ، متجاوزان و مدافعان از عوامل طبیعت علیه دشمنان خود استفاده کرده اند. به عنوان مثال، در قرن هفدهم، هلندی ها برای جلوگیری از پیشرفت دشمنان خود تمام زمین های پست خود را به طور عمد زیر آب مغروق ساختند. در جنگ ویتنام، امریکا برای نابود کردن پوشش گیاهی و جنگل ها و محرومیت دشمن خود از پوشش، تحرک و معیشت، نواحی وسیعی در جنوب ویتنام را با علف کش ها از بین برد. حال به واسطه معاهدات بین‌المللی و حقوق بین الملل چنین تاکتیک‌هایی در جنگ بین کشورها منع گردیده است.(10) با این وصف، هیچ سازوکاری برای بازدارندگی تروریست‌ها از مشارکت و اقدام در تخریب تعمدی محیطزیست وجود ندارد. در واقع پایان جنگ سرد و تغییر چهره تروریسم، تروریسم زیست‌محیطی را به طرز بسیار محتمل ممکن ساخته است.

 

1-2- تروریسم پس از جنگ سرد

تروریست ها هم مثل ملت های جنگجوی پیش از خود طالب مهار کردن عوامل طبیعت هستند، زیرا هزینه کردن متوسط زمان و تلاش می تواند به ویرانی مخرب بلند مدتی منجر شود. در گذشته دشواری در فراهم سازی اسباب ایجاد این ویرانگری و مضیقه های ژئوپلتیک جنگ سرد ، تهدید زیست محیطی تحمیل شده توسط تروریست ها را محدود می کرد(11). مع‌هذا پایان جنگ سرد عمدتاً موجب از میان رفتن این محدودیت ها شد. با توجه به حدود و ثغور سیاسی، تروریست ها علاوه بر این که مجبور بودند در طول جنگ سرد در حیطه آن عمل کنند، میل داشتند حملات عجولانه و نسنجیده را محدود سازند. امریکا و شوروی برای کنترل تروریسم به‌ویژه برای جلوگیری از کشورهای یک ملیتی در جهت حمایت از فعالیت تروریستی رنج زیادی بردند. امروزه کشمکش های مذهبی، قومی و ناسیونالیستی جای آن حدود و ثغور سیاسی را گرفته اند. سازمان های تروریستی هم به خاطر کسب درآمد به بی اعتبار کردن کشورها و جرایم سازمان یافته روی آورده اند. برخی کشورها که دیگر در برابر خواسته های ابرقدرت ها تسلیم نمی شوند، فوراً از فعالیت های تروریستی در سراسر دنیا حمایت می کنند. پایان جنگ سرد هم به عنوان یک عامل پیش برنده زمینه مساعدی در موجودیت سلاح های کشتار جمعی ایجاد کرده است(12). تهدید تروریسم هسته‌ای یک تهدید تازه نیست، اما فروپاشی شوروی باعث افزایش چشمگیری در تداوم آن شده است. در سال 1994 برخی اعتقاد دارند: «یک تهدید جنایی از تمام تهدیدهای دیگر بزرگ تر به نظر می رسد که این مساله همانا سرقت یا رها کردن مواد رادیواکتیو روسیه و اروپای شرقی است.»(13)

هم اکنون انتشار هسته ای- فروش، سرقت، یا رها کردن سلاح و مواد هسته ای که زمانی به طور متمرکز توسط دولت شوروی نگهداری می شدند- یک واقعیت است(14). پلیس آلمان در اگوست 1995 سیصد و پنجاه گرم سوخت اتمی را در یک پرواز تجاری از مسکو به مونیخ کشف کرد. مضامین چنین انتشاری در مباحث آتی مطرح می شوند.

 

1-3- تروریسم نوین

تهدید نوظهور تروریسم زیست محیطی[6] از ماهیت متغیر خود تروریسم پدید می آید . تروریسم از دیرباز عاملی برای خشونت یا تهدید به خشونت برای ایجاد فضای رعب و وحشت بوده است(15). تروریسم کلاً از اعمالی شکل گرفته که برای ارسال یک پیام یا اجرای یک نحوه اقدام خاص منظور شده اند(16). به گفته برایان جنکینز کارشناس تروریسم، تروریست ها سال های متمادی یک جمعیت تماشاچی(نه یک جمعیت مرده) را می خواستند .

اما شواهد به طور روزافزون حکایت از آن دارند که خیلی از تروریست ها هدف خود را تغییر داده و حالا بیش تر به کشتار جمعی علاقمند هستند. حوادث اخیر نظیر مرکز تجارت جهانی و بمب گذاری در شهر اوکلاهما و حمله گاز سارین به متروی توکیو بر این روند تأکید دارند. برخی از کارشناسان اعتقاد دارند دیدگاه قدیمی این بود که تروریست ها نگران افکار عمومی هستند، اما حالا مشغله فکری آن ها پاداش اخروی و نه پاداش دنیوی است و به زانو درآوردن تمدن را یک تکلیف دینی می دانند(17). به خاطر این شاخه جدید ترویسم است که عوامل مخرب طبیعت جنبه وسوسه انگیزی دارند(18).

گروه ها و افرادی که به واسطه تعصب دینی یا ایدئولوژیک[7] نویدبخش، به جای محاسبات سیاسی سنتی برانگیخته می شوند با احتمال بیش تری در تروریسم زیست محیطی درگیر می شوند، زیرا معتقدند توجیه اخلاقی برای این کار دارند(20). نیروی مشروع کننده ایدئولوژی متعصبانه قدرت شرکت در نوعی رفتار را به این گروه ها می بخشد که از نظر بسیاری از تروریست های دارای انگیزه سیاسی غیراخلاقی یا زیان آور است(21). منظور این نیست که ترویست هایی که انگیزه ای سنتی تر دارند برای تروریسم زیست محیطی ارزش قایل نمی شوند.  با این وصف اهداف وسیع تر چنین سازمان هایی اغلب باعث تحمیل محدودیت هایی بر خودشان می شود. تروریسم زیست محیطی مهارناپذیر می تواند تصویر گروه را لکه دار کند. انسجام گروه را به خطر بیندازد، اجزای سازنده ادراکی را از خود بیگانه کند و شدت عمل هایی را تحریک کند که گروه نتواند جان سالم از آن به در ببرد.

ضرورت وجود اقدامات تروریستی در آن چه از نظر مخاطب مناسب است، به عنوان یک عامل محدود کننده در مورد ترور مذهبی یا ایدئولوژیک وجود ندارد. محدودیت هایی که به دلیل سیاسی تحمیل می شوند در مورد کسانی کاربردپذیر نیست که معتقدند به علت اهداف دینی یا ایدئولوژیک عمل می کنند. به نظر می رسد تعداد گروه‌هایی که به علت چنین اهدافی عمل می کنند رو به افزایش است. هر چند افراط‌گرایی که الهام بخش بمب‌گذاران مرکز تجارت جهانی بوده عمدتاً به عنوان انگیزه ای متعصبانه شناخته شده، اما اصلاً تنها انگیزه نیست . فرقه های هزاره یعنی گروه هایی که معتقدند هزاره  جدید پایان تمدن را به ارمغان می آورد، نیز استعداد خشونت جمعی را دارند. مثلاً فرقه آئوم شین‌ریکیو که حمله گاز اعصاب سال 1995 به متروی توکیو را به انجام رساند، از چنین اعتقاداتی برای توجیه تولید و مصرف سلاح های شیمیایی استفاده می کند. آن ها معتقد بودند یک حمله شیمیایی هیجانات سری را که از نظرشان اجتناب ناپذیر بود آشکار و بر می انگیزد .

بسیاری از گروه های داخلی هم به واسطه ایدئولوژی های تندرو برانگیخته می شوند که فراتر از راهبرد و خود محدودسازی تروریست سنتی می باشد(22). به عنوان مثال جنبش وطن پرستی جناح راست در اثر ترس پارانوییدی اش از یک توطئه نابسامان مشتمل بر حکومت فدرال، سازمان ملل، و سایر عوامل شوم برانگیخته شده است. این پارانویا به آتش رشد غیر منتظره سال های اخیر عضویت در سازمان های شبه نظامی و وطن پرست دامن زده است.

این شاخه جدید تروریسم علاوه بر انگیزه های بیگانه هراسی به کمک ساختارهای سازمانی پراکنده تر مشخص می شود. گروه های تروریستی سنتی عموماً به عنوان سازمان هایی مشخص با یک ساختار منسجم اما ساده انگار در فرماندهی و کنترل تعریف شده اند. سازمان بر اساس چنین ساختاری وقت و منابع را به جمع آوری اعانه و تبلیغ در کنار برنامه ریزی برای اقدامات آینده اختصاص می دهد. نژاد جدید تروریست ها رابطه چندانی با این قبیل ملاحظات سازمانی ندارد و این گروه ها به دنبال مشروعیت، به رسمیت شناسی یا امتیازاتی برای دلیل خود نیستند و فی نفسه تمایلی به انجام مذاکره ندارند.

در آوریل سال 1995 معاون اسبق سازمان سیا ویلیام استودمن[8] در مورد تهدید تحمیلی این نژاد جدید تروریست ها چنین هشدار داد: این گروه ها که اغلب تک موردی هستند به طریقی حتی از گروه سنتی خطرناک تر می باشند، چون یک هویت سازمانی رسمی ندارند و میل دارند فعالیت های خود را غیر متمرکز و بخش بندی کنند. یونا الکساندر کارشناس تروریسم این روش جدید عملیات را به عنوان «نابسامانی کاملاً سازمان یافته» توصیف کرده است.

 

2- اقسام، طرق و روش ها

2-1- گزینه هسته ای

سناریوی قدیمی تروریسم هسته ای مشتمل بر منفجر کردن ادوات هسته ای در محیط شهری است(23). هر چند این به طور قطع یک گزینه هسته ای موجود برای تروریست هاست، اما به هیچ وجه تنها گزینه نیست . تخریب مشابه آن با خرابکاری[9] در راکتور هسته ای تجاری یا با حمله به یک حمل کننده سلاح یا مواد شیمیایی حاصل می گردد.

اقدام تروریسم هسته ای مستلزم اقدام آشکار به خشونت نمی باشد. رهبر چریک های چچن، شمیل باسایف، در 23 نوامبر سال 1995 به یک شبکه تلویزیونی روسیه اطلاع داد که چهار جعبه سزیم رادیواکتیو در اطراف مسکو پنهان شده اند. بعداً این شبکه یک جعبه سی و دو کیلوگرمی آن ماده را کشف کرد که باعث انتشار رادیواکتیویته ای بیش تر از 300 برابر مقدار رادیواکتیو نرمال می شد، این بسته در پارک اساعیلووی مسکو کشف شد. هر چند تهدید واقعی در کم ترین حد از آب درآمد، اما این سانحه خطر تحمیل شده از مصرف منفعل مواد هسته ای توسط تروریست ها را مشخص نمود.

ساده تر از آن ساختن بمب کثیف است. یعنی یک وسیله معمولی با روکش شدیداً رادیواکتیو. از انفجار بمب پیچیده شده در ماده رادیواکتیو می توان برای آلوده کردن یک ناحیه مجزا استفاده کرد.  با این وصف این ابراز نگرانی وجود دارد که چنین وسیله ای می تواند برای آلوده کردن ساختمان ها یا منابع آب مورد استفاده قرار بگیرد.

از طرفی تروریست ها می توانند با به کارگیری تاکتیک های سنتی برای اهداف هسته ای به این اهداف دست پیدا کنند. یک گروه تروریستی که میل یا توان ساختن یک سلاح هسته ای را نداشته باشد می تواند با یک موشک قابل حمل به یک نیروگاه هستــه ای یا تأسیسات فراوری اورانیم حمله کند. هر چنــد عده ای از کارشناسان اثربخشی چنین حمله ای را زیر سؤال برده اند (25)، عده ای دیگر به این نتیجه رسیده اند که جنبه عمومی خطر ناشی از حملات تروریستی به تأسیسات هسته ای تجاری را آشکار می سازد(26).

در نهایت، از نقطه نظر زیست محیطی وسایل اهداف هسته ای تروریست ها پیامد زیادی ندارند . یک مسأله مرتبط تر، تأثیری است که هسته ای شدن بر روی محیط زیست دارد. در حالی که متغیرهای بیشماری که در بازی هستند عملاً کمّی سازی آثار زیست محیطی خاص یک اقدام تروریسم هسته ای را غیر ممکن می سازند .  در این راستا می توانیم پیامدهای بالقوه را از یکی از مطالعات موردی غم انگیز تاریخ هسته ای استنتاج کنیم.

در سال 1986 آزمایشی در نیروگاه هسته ای چرنوبیل در اوکراین از کنترل خارج و منجر به انفجار عظیمی شد که چندین تن اورانیوم شدید رادیواکتیو را در اتمسفر منتشر کرد(27). حداقل هفتاد درصد از این آلودگی نسبت به انسان، محصولات زراعی و حیوانات بلاروس اثر گذاشت. بلاروس از دهه انفجار چرنوبیل به یک زباله‌دان هسته ای تبدیل شده است. فقط یک درصد از منظره بلاروس آلوده نشده است. بیش تر از سی هزار هکتار از پربارترین زمین های کشاورزی روسیه، اوکراین و بلاروس متروکه شده اند و لااقل هفتاد هزار کیلومتر مربع از مزارع رادیواکتیو شده اند.

دانشمندان «مؤسسه علوم و تحقیقات ملی بلاروس» در بخش رادیوبیولوژی کشاورزی برآورد کرده اند که دست کم ششصد سال طول می کشد تا بتوان دوباره به پرورش مطمئن محصولات زراعی در آلوده‌ترین مناطق پرداخت. بارش هسته‌ای چرنوبیل کل اکوسیستم منطقه را آلوده کرده است. رودخانه پریپیات که از مجاورت نیروگاه جاری بوده و منبع کل آب آشامیدنی و شستشو در منطقه می باشد حالا یکی از رادیواکتیوترین رودخانه‌های بلاروس به شمار می رود.

در داخل منطقه ممنوعه سی کیلومتری اطراف چرنوبیل، برگ های سوزنی کاج های غول آسا از درختان کاج و غان جهش یافته می رویند. ماهی ها و دام هایی که غذای پرتو دیده را مصرف می کنند اشعه را در بدن خود انباشته می کنند که بعد وارد چرخه غذایی خواهد شد. در اصل سانحه هسته ای چرنوبیل به نسل کشی اکوسیستمی (اکوسیستم کشی) در منطقه پیرامون نیروگاه منجر گردید.

هر چند بعید است تروریست‌ها بتوانند یک تهاجم هسته ای به بزرگی سانحه چرنوبیل را به راه بیندازند، اما بعید نیست یک حمله با هدف راهبردی بتواند تخریب زیست محیطی مشابهی را به بار بیاورد. به عنوان مثال، یک تهاجم هسته‌ای در قلب کشاورزی بنراسکا یا آیوا می‌تواند هزاران هکتار از حاصل خیزترین زمین‌های کشاورزی دنیا را آلوده کند. به همین صورت آلوده‌سازی رادیواکتیو سرچشمه‌های رودخانه می‌سی‌سی‌پی یا کلرادو می‌تواند آثار مخربی برای اکوسیستم‌های اجتماعات متعدد موجود در ده ها ایالت را در پی داشته باشد.

 

2-2- تروریسم شیمیایی و بیولوژیک

2-2-1- عوامل (سازه های) شیمیایی

سلاح های کشتار جمعی شیمیایی مانند گاز خردل، فشرن و کلر ابتدا در جنگ اول جهانی مورد استفاده قرار گرفتند و در دهه های بعد از آن در جنگ های مجزا به کار رفته اند(28). سازه های شیمیایی ترکیبات سنتزی سریع العملی هستند که در ابتدا برای مسموم کردن نیروهای دشمن طراحی شدند. این سلاح ها در دامنه قدرت سازه‌هایی با صدمه نسبتاً خفیف مانند گاز اشک آور تا سازه های خونی و تاول زا مثل گاز خردل و سیانید قرار دارند. سازه های عصبی سمّی ترین سلاح شیمیایی هستند. سازه های عصبی با حمله به دستگاه عصبی مرکزی بدن باعث مرگ می شوند. کسانی که گاز اعصاب را استنشاق یا از طریق پوست جذب کنند شروع به لرزیدن کنترل نشدنی کرده و فوراً خفه می شوند.

سلاح های شیمیایی دارای دو نوع پایدار و غیرپایدار هستند. یک سازه  پایدار که روزها یا حتی هفته ها پایدار می ماند، می تواند نواحی پهناوری را به روی فعالیت انسانی مسدود نماید. سازه های غیر پایدار سریعاً توسط باد برده شده یا خشک می شوند. اجزای مورد نیاز برای ساختن بسیاری از این ترکیبات در بازار عرضه می شوند. علاوه بر این کارشناسان معتقدند هر کسی که در ساختن آفت کش ها تبحر داشته باشد، می تواند سلاح شیمیایی بسازد. اولین اقدام بزرگ تروریسم شیمیایی مؤید این عمل است.

در مارس سال 1995 فرقه  شین‌ریکیو که یک فرقه ناشناس از متعصبین عصر جدید مستقر در ژاپن است یک تهاجم شیمیایی را در سیستم متروی توکیو به راه انداخت. پنج نوع از ادوات شیمیایی با پوشش جعبه ناهار و جعبه نوشابه در تعداد زیادی از اتومبیل های داخل زیرگذر در محل تلاقی با مرکز شهر توکیو پخش و منتشر شدند. تعداد زیادی از مسافران ظرف چند دقیقه نقش بر زمین شدند، دوازده نفر ظرف چند روز جان باختند و حدود پنج هزار و پانصد نفر مجروح شدند. کم تر از یک سال طول کشید تا اعضای شین‌ریکیو سارین کاربردی در آن حمله را بسازند.

در حالی که این حمله علناً کم تر از حد انتظار این فرقه بود، اما وقوع صرف آن امواج شوک آور را به سراسر دنیا منتقل کرد. شین‌ریکیو به واسطه این که اولین گروه تروریستی بود که از یک سلاح کشتار جمعی استفاده کرد یک سنت مهم را رقم زد.

مدت هاست که کارشناسان تروریسم بر این باور هستند که وقتی عملیات های تروریستی از حد آستانه عبور کند استفاده تروریست ها از سلاح های غیرمتعارف سریعاً گستـرش پیـدا می کند. «یونا الکساندر» کارشناس تروریسم معتقد است: «حمله به توکیو دارای مضامین و محتوای جهانی بود، زیرا با کشتار جمعی یک جهش موج دار و ذره ای[10] را برای تروریسم نشان داد.» اف‌بی‌آی طی گزارشی اعلام نمود که پس از این حادثه تعداد تهدیدات متعدد به استفاده از سلاح شیمیایی به طور تصاعدی چند برابر شده است.

هر چند حمله به توکیو دارای وجه تمایز مبهم اولین اقدام بزرگ تروریسم شیمیایی بوده است، اما واقعاً اولین راهبردی بود که در طول سال ها توسط اقلیت تروریستی مورد ژرف اندیشی قرار گرفته است. مثلاً در سال 1985 عوامل فدرال به محوطه گروه جناح راستی «پیمان، شمشیر و سلاح خداوند» یورش بردند و در میان چیزهای دیگر، بشکه ای حاوی سی و پنج گالن سیانید را یافتند که برای مسموم کردن منبع آب واشنگتن دی سی و شهر نیویورک منظور شده بود.

 

2-2-2- عوامل بیولوژیک

سلاح بیولوژیک دارای ارگانیسم های بیماری زاست که برای ایجاد بیماری و مرگ طراحی می شود و آن طور که اغلب تصور می شود لزوماً روند همه گیری را شروع نمی کند. بیش تر عوامل بیولوژیک در اثر تماس مستقیم باعث مرگ می شوند. به عنوان مثال هاگ سیاه زخم در داخل ریه قربانی تکثیر می شود اما قربانی آن را به دیگران منتقل نمی کند. سلاح های بیولوژیک می توانند تأثیر مخربی بر روی محیط زیست طبیعی داشته باشند. ورود میکرو ارگانیسم ها تا حدی اکوسیستم یک منطقه را تغییر می دهد که ممکن است برای مدت زمان نامحدودی قابل سکونت نباشد. مثلاً در سال های 1941 و 1942، انگلیسی ها بمب های سیاه زخم آزمایشی را بر روی جزیره گرونارد در اسکاتلند منفجر کردند. میلیون ها هاگ سیاه زخم در خاک جزیره دفن شدند. این جزیره به رغم ده ها سال تلاش برای آلودگی زدایی هنوز قابل سکونت نیست. سلاح های بیولوژیک مثل سیاه زخم به آسانی و با هزینه ای ناچیز تولید می شوند. دستور تهیه این عوامل از طریق منابع متعدد در دسترس قرار می گیرد و اجزای سازنده به طور عادی از فروشندگان تجاری خریداری می شوند یا از استاد به دانشجوی او منتقل می شوند. مجریان قانون، دیگر سؤال آیا اقدام تروریسم بیولوژیک به وقوع خواهد پیوست را نمی پرسند، بلکه می پرسند اقدام تروریسم بیولوژیک چه وقت به و قوع می پیوندد؟ جان سوپکو مشاور حقوقی ارشد اقلیت زیرمجموعه کمیته دایمی تجسس سنا چنین پیش بینی می کند: اتفاق بزرگ بعدی این است که خیل مردم با حال بسیار بد به بیمارستان ها می آیند و ظرف هفتاد و دو ساعت می میرند. گزارش ارایه شده از سوی دفتر ارزیابی فن اوری (DTA) راجع به سلاح های کشتار جمعی برآورد کرده یک کلاهک از هاگ سیاه زخم که در روزی با باد متوسط روی واشنگتن دی سی فرود بیاید سی تا صد هزار نفر را خواهد کشت. با این وصف این کلاهک محتمل ترین روشی نیست که تروریست ها از این سلاح مرگبار استفاده خواهند کرد. یک سناریوی واقعی تر که در گزارش یاد شده ارزیابی شده یک هواپیمای شخصی کوچک با بار 220 پوند هاگ سیاه زخم است که بر فراز واشنگتن پرواز می کند. چنین هواپیمایی با پاشیدن یک غبار نامرئی در یک روز با باد متوسط یک میلیون نفر را خواهد کشت. پیش بینی های تروریسم بیولوژیکی که ممکن است به زودی رخ دهد ، بی پایه و اساس نیستند . در سال 1995 چهار عضو شورای وطن پرستان – یک گروه ضد دولت- به توطئه برای سوء قصد به جان عوامل فدرال توسط یک سم بیولوژیک به نام ریسین محکوم شدند. این عامل بی نهایت قوی عصاره پروتئین پودر شده کرچک دانه معمولی است. اگر کم ترین مقدار ریسین گوارده، جذب، یا استنشاق شود با ترکاندن گلبول قرمز خون قربانی او را می کشد. این سم شش هزار برابر سیانید سمّی است و هیچ درمانی ندارد. طرح اعضای شورای وطن پرستان این بود که ریسین را با یک حلال مخلوط کنند که به راحتی از راه پوست جذب می شود و این مخلوط را روی دستگیره در یا فرمان ماشین که قربانیان حتماً با آن تماس پیدا خواهند کرد، بمالند. 7/0 گرم ریسین تولید شده برای کشتن صد نفر کافی است.

 

2-2-3- انرژی آب

آب یکی از بزرگ ترین منابع انرژی ذخیره شده در محیط زیست است. به عنوان مثال هزاران سد خاکی، آب بند (برغاب) و سد در ایالات متحده دارای ظرفیت تخریب عظیمی هستند . انرژی ایستای این بخش های آبی که توسط این موانع تحت نظر نگه داشته می شود از یک نیروی مخرب معادل با یک سانحه هسته ای برخوردار است(29). سد هوور واقع بر رودخانه کلرادو در بین نوادا و آریزونا از مغروق شدن هزاران هکتار زمین در هر دو ایالت توسط 2/9 تریلیون گالن آب جلوگیری می کند(30). مثل سایر گونه های تروریسم زیست محیطی، کاربرد آب به عنوان یک سلاح از میدان نبرد برخاسته است. در طول تاریخ، فرماندهان نظامی در صدد استفاده از انرژی آب در دوران جنگ بوده اند. مخرب ترین اقدام واحد از نظر کشتگان در تاریخ جنگ ها در اثر نابودی یک سد توسط ارتش چین در جنگ دوم جهانی پدید آمد . ارتش چین در ژوئن سال 1938 به منظور جلوگیری از پیش روی مهاجمان ژاپنی سد هوایوانکو بر روی رودخانه زرد را با دینامیت منفجر کرد. هر چند سیلاب حاصل در متوقف کردن پیش روی ژاپنی ها موفق شد اما پیامدها و عواقب آن مخرب بودند. این سیلاب یازده شهر و بیش از چهار هزار روستای چین را نابود کرد. چند صد هزار چینی غرق شدند و چند میلیون نفر هم بی خانمان شدند. میلیون ها هکتار زمین کشاورزی زیر آب رفت و هم محصولات کشاورزی و هم منابع تجدیدناپذیر از بین رفتند. رودخانه زرد تا سال 1947 تحت کنترل در نیامد .

در طول جنگ کره، امریکا راهبرد خود خواسته نابودی سد علیه کره شمالی را دنبال کرد. هدف این تاکتیک خود محیط زیست بود. کره به عنوان یک جامعه کشاورزی وابسته به زمین بود  و انفجار سدها از همین وابستگی با هدر دادن منابع آب کشاورزی با ارزش، ویرانی زمین های کشاورزی و متوقف کردن عرضه برنج به شهروندان و سربازان استفاده کرد . جذابیت سد به عنوان یک هدف برای فعالیت تروریستی آشکار است چون حداقل تلاش به تخریب عظیم زیست محیطی طولانی مدت منجر می شود. در جنگ دوم جهانی فرماندهان انگلیسی تخریب سد را به عنوان وسیله ای برای رسیدن به حداکثر تأثیر با حداقل تلاش توصیف کردند. سازمان فدرال مدیریت ریسک و ایمنی همگانی مشخص کرده که یک ماده منفجره کارگذاری شده در یک سد بزرگ امریکا باعث نابودی فاجعه بار پایین دست می شود(31). مقامات فدرال ابراز نگرانی کرده اند که سدهای امریکا می توانند هدفی برای حملات تروریستی بشوند(32). آن طور که تاریخ نشان می دهد تخریب زیست محیطی که می تواند ناشی از نابودی سدهای خاکی، برغاب ها و سدها باشد بسیار عظیم است. مثلاً متخصصان امر پیش بینی کرده اند، اگر سد گلن کانیون فرو بریزد، دریاچه پاول که دومین آب انبار بزرگ امریکاست دوباره از گرندکانیون یک مجسمه می سازد.

3- دکترین حقوق داخلی موجود

3-1- حقوق مبارزه با تروریسم

دولت امریکا بر اساس این اصل که تروریست ها تبهکاران عادی هستند عمل می کند. این راهبرد برخورد با تروریست ها به عنوان جنایتکار عادی یعنی کسی که به خاطر دلایل صرفاً شخصی در جرمی شرکت می کند، برای غیر مشروع ساختن عمل تروریستی طراحی شده است. مسئولان قضایی با چشم پوشی از ماهیت سیاسی جرم میل شدید تروریست ها برای زبان زد شدن را سرکوب و در عین حال از این تأثیر ذهنی که یک معضل تروریستی جدی وجود دارد بازداری می کنند . محوریت فعالیت ضدتروریسم مطابق با راهبردهای سنتی اجرای قانون، دستگیری و مجازات است. مسئولان قضایی که در حیطه این شاخصه «تروریست یعنی جنایتکار» عمل می کنند در کشاندن تروریست ها به محضر عدالت گستری به حقوق کیفری کلاسیک متکی هستند. تروریست ها به علت ارتکاب هر جرمی متهم می شوند که برای پیشبرد اقدام تروریستی متعاقب جرم ارتکاب می‌یابد، نه به علت نفس اقتضای تروریسم. این اتهامات به طور معمول نسبت به حمل و نقل، نوع تجارت مورد حمله، یا سلاح خاص کاربردی همچون مواد منفجره، متمرکز شده اند(33). دادرسی جرایم حقوق عرفی مانند قتل، سوء قصد و توطئه عناصر لازمه پرونده علیه تروریست ها هستند. تروریست ها اغلب با شرکت در دامنه وسیع رفتار مجرمانه منتهی به سانحه تروریستی به طور ناخواسته در اجرای این راهبرد به مسئولان دادرسی کمک می کنند. تروریسم در مقام تروریسم یک جرم فدرال در امریکا را شکل نمی داد تا این که قانون ضد تروریسم و حکم اعدام اجرایی سال 1996 گذرانده شد. قانون ضد تروریسم و حکم اعدام اجرایی به علت بمب گذاری در شهر اُکلاهما وضع شد تا ابزار دیگری در جنگ با تروریسم در اختیار دولت فدرال قرار بگیرد. این قانون به طور خاص ارتکاب یک عمل تروریستی بین المللی در امریکا را یک جرم فدرال می داند. حقوق مبارزه با تروریسم علاوه بر جرم انگاری تروریسم مقرره هایی را در بر دارد که: الف- جمع آوری اعانه در امریکا توسط گروه‌های خارجی را ممنوع کرد که بنا به تشخیص وزارت امور خارجه در فعالیت تروریستی مشارکت داشته اند؛ ب- ایجاب می کنند مواد انفجاری پلاستیکی دارای برچسب شیمیایی باشند تا ردیابی منبع آن ها برای اجرای قانون آسان تر شود؛ و ج- استفاده از سلاح شیمیایی در امریکا یا بر علیه اتباع امریکایی در خارج از کشور را جرم می انگارند. این مقرره اخیر یعنی جرم انگاری استفاده از سلاح شیمیایی مقرره های موجود در قانون سلاح های بیولوژیک سال 1989 را منعکس می کند. کنگره، قانون سلاح های بیولوژیک را برای اجرای بخش هایی از کنوانسیون سلاح و سموم بیولوژیک سال 1972 و مبارزه با اقدامات تروریسم زیستی وضع کرد. مواد کلیدی این قانون طراحی، تولید، نقل و انتقال یا مالکیت آگاهانه هر عامل، سم، یا سیستم تحویل بیولوژیک را به عنوان یک جرم فدرال تعریف کرده است. مصوبه‌های قانونی ضدتروریسم و سلاح‌های بیولوژیک مصادیق قوانین طراحی شده برای مبارزه با تهدیدات تروریستی نوظهور در چارچوب پارادایم «تروریست یعنی جنایتکار» می باشند. این قوانین، منطبق با رویکردهای داخلی سنتی به فعالیت تروریستی، بر روی دستگیری و مجازات تبهکاران متمرکز شده اند و سلاح دیگری در زرادخانه دادخواست ها را در اختیار مسئولین دادرسی قرار می دهند.

 

3-2- حقوق حفاظت از محیط زیست

از نظر تدوین مقررات و قوانین حقوقی ، ایالات متحده یکی از کشورهای پیش رو در عرصه حفاظت از محیط زیست است. هرچند در عمل، در بسیاری از جنبه ها کاستی های اساسی داشته است. مجموعه قوانین فدرال با هدف حفاظت از محیط زیست، از قرن نوزدهم بخشی از حقوق امریکا بوده اند(34). حفاظت از محیط زیست به طرز چشمگیری با وضع انبوهی از مجموعه قوانین فدرال در دهه 1970 از جمله اصلاحیات قانون هوای پاک و قانون آب آشامیدنی سالم گسترش پیدا کرده است. این مجموعه قوانین برای ایجاد یک نظام قانونی فراگیر جهت مهار کردن آلودگی و حفظ خلوص و پاکی هوا، آب و خاک امریکا تنظیم شده اند. آن مجموعه قوانینی که به کنترل آلودگی و حفظ محیط زیست پرداخته اند، توسط سازمان حفاظت از محیط زیست به اجرا در می آیند، در حالی که آن مجموعه قوانینی که به طور مستقیم تر به حفظ حیات وحش و دیگر منابع طبیعی می پردازند، توسط زیربخش های گوناگون وزارت کشور به اجرا در می آیند. این سازمان های قانونی قوانین حفاظت از محیط زیست را توسط روش های گوناگون از قبیل مجازات های مدنی و کیفری اجرا می کنند.

بیش تر قوانین زیست محیطی مهم در امریکا مشتمل بر مجازات کیفری برای تخلف از این مقرره ها هستند(35). حمل یا دفع زباله های خطرناک بدون مستندسازی مناسب به موجب قانون پایستگی و بازیافت منابع یک جرم کیفری محسوب می شود، تخلف از این قبیل مقرره های کیفری توسط سازمان های ذیربط جهت دادرسی کیفری به وزارت دادگستری ارجاع می شوند. اما تا همین اواخر دادرسی کیفری تخلف از قوانین زیست محیطی نادر بود(36). در دهه 1970 فقط بیست و پنج پرونده زیست محیطی کیفری توسط وزارت دادگستری مورد رسیدگی و دادرسی شدند(37). در سال 1982 سازمان حفاظت از محیط زیست فقط بیست پرونده زیست محیطی کیفری را به وزارت دادگستری ارجاع داد. اما تا قبل از سال 1990 این رقم به شصت و پنج ارجاع منجر به یکصد و سی و چهار کیفرخواست افزایش یافت. این افزایش دادرسی کیفری آلوده کنندگان شرکتی به عوامل متعددی از جمله شکست مجازات های مدنی در بازداری از عمل غیرقانونی شرکت ها اطلاق پذیر است(38). در بیش تر موارد مشوق های سودآور توأم با جرم زیست محیطی بر مجازات های قانونی می چربند. از نظر شرکت ها این مجازات ها هزینه تجارت و کسب و کار هستند و در بیش تر موارد به سادگی این هزینه را به مصرف کننده منتقل می کنند. مجازات های کیفری دستخوش همین محدودیت ها نیستند(39). تعقیب کنندگان معتقدند بدنامی، ننگ و هدر رفتن حسن نیت همراه با دادرسی کیفری هم شرکت ها و هم مأموران آن ها را از تخلف از قوانین حفظ محیط زیست باز می دارد. به علاوه تعداد زیادی از مجموعه قوانین زیست محیطی مجازات زندان را برای مأموران و کارکنان شرکتی در حد مسئولیت شغلی شان مجاز کرده اند. قانون مصوبه 1990 در خصوص پیگرد آلودگی توانایی مسئولان قضایی برای انجام دادرسی کیفری افراد متخلف از قوانین حفاظت از محیط زیست را بیش تر کرد. این قانون تعداد بازرسان تخصیصی به سازمان حفاظت از محیط زیست را چهار برابر کرد، حمایت فنی از بازرسان را افزایش داد و یک مرکز آموزش ملی را برای کمک به مسئولان اجرایی برای درک مجموعه قوانین زیست محیطی مصطلح به فنی دایر کرد. انگیزه اولیه برای جرم انگاری در حقوق زیست محیطی و یک عامل مهم سهیم در افزایش تلاش های اجرایی، بروز خود آگاهی زیست محیطی در امریکا بوده است(40). در سه دهه اخیر سازمان های وقف محیط زیست آگاهی عمومی فوق العاده ای را درباره محیط زیست تهدید شده پدید آورده اند. حالا مردم جرایم زیست محیطی را بیش تر به جرایم سنتی و نه تخلف قانونی محض، شبیه می دانند. یک نظرسنجی همگانی وزارت دادگستری در مورد جرم و جنایت، فعالیت های زیست محیطی غیر قانونی را در بین جرایم خشن نظیر قتل و تجاوز به عنف و سایر جرایم اداری نظیر فساد اخلاقی دولت رتبه بندی کرد. تعداد زیادی از مفسران بیان داشته اند که ارزش های پسا صنعتی که بر حفاظت از محیط زیست در برابر بهره گیری از حد (استثمار) از منابع طبیعی تأکید دارند، بخشی از یک جهان بینی جدید هستند که مفسران آن را شاخص زیست محیطی جدید نامیده اند(41).

به نظر می رسد یک بررسی مختصر از حقوق بین الملل مؤید ماهیت جهانی این روند باشد. جامعه بین الملل هر روز بیشتر از قبل به نیاز به حفاظت از محیط زیست و حقوق بین الملل که مطابق با آن توسعه یافته باشد پی برده اند(42).

در ابتدا حقوق بین‌الملل زیست‌محیطی شکل معاهدات موضوعی را به خود گرفت. یکی از اولین معاهدات برای پرداختن به حفاظت از محیط زیست معاهده سال 1959 قطب جنوب بود. این معاهده دفع زایدات و انفجار هسته ای در قطب جنوب را ممنوع کرد و این قاره را مکانی برای تحقیقات علمی نام گذاری کرده که فقط برای اهداف صلح آمیز مورد استفاده قرار می گیرد. به همین صورت کنوانسیون سال 1972 در خصوص پیشگیری از آلودگی دریا در اثر دفع زباله و مواد دیگر با کنترل مقدار و ویژگی زباله هایی را که در دریا دفن می شوند به طور اختصاصی از اقیانوس ها حفاظت می کند. اما رویکرد بین المللی به حفاظت از محیط زیست با کنفرانس سازمان ملل در خصوص محیط زیست بشر که در سال 1972 در استکهلم برگزار شد شروع به تغییر کرد. کنفرانس فوق که به طور مرسوم به کنفرانس استکلهم معروف است برنامه محیط زیست سازمان ملل متحد را برای تسریع اقدام زیست محیطی دایر کرد. این کنفرانس بیانیه ای را هم منتشر کرد که اصول غیر الزامی متمرکز بر محیط زیست را بیان می کند. اصل نخست بیانیه مشخص کرده که انسان ها از حق اساسی آزادی، تساوی و شرایط مناسب زندگی در محیطی با کیفیت برخوردارند که زندگی با رفاه و شأن انسانی را فراهم سازد و آن ها مسئولیت خطیر حفاظت و بهبود محیط زیست برای نسل حاضر و نسل آینده را بر عهده دارند. عده ای از مفسران حقوقی معتقدند این بیانیه به همراه طرز عمل کشورها و دادگاه های بین المللی مؤید این پیشنهاد هستند که حق داشتن محیط زیست سالم وارد مجموعه حقوق بین الملل عرفی شده است. حقوق  بین الملل عرفی به عنوان یک شیوه عمل عمومی در میان کشورها تعریف شده که طوری به اجرا در می آید که شواهدی دال بر این باور را به وجود می آورد که این شیوه عمل به واسطه موجودیت حکم آمره قانونی ، الزامی است(43).

مفسرانی که حق داشتن محیط زیست سالم را بیان کردند و اظهار داشتند به عنوان یک هنجار حقوق بین الملل عرفی پذیرفته شده، تصریح کردند متخلف از این اصل بر اساس جرم بین المللی اکوسیستم کشی مجازات می شود. ابتدا اصطلاح اکوسیستم کشی برای طبقه بندی ویرانی عظیم محیط زیست در جنگ، مخصوصاً استفاده امریکا از علف کُش در جنوب شرقی آسیا ابداع شد. اکوسیستم کشی در کل به عنوان نابودسازی عمدی کامل یا جزئی هر قسمت از اکوسیستم جهانی تعریف شده است.

موافقان اکوسیستم کشی اظهار داشته اند حق اساسی بشر برای داشتن محیط زیست سالم معنا و مفهومی ندارد، مگر این که قانون جبران کیفری برای نقض آن را منظور کند. آنان به رویه قضایی ماهوی مربوط به این قبیل جبران ها در حقوق عرف بین الملل اشاره کردند. «کنوانسیون پیرامون حفاظت از سیل های خزدار در پاسیفیک شمالی(1911)»، «کنوانسیون بین المللی راجع به پیشگیری از آلودگی دریا توسط نفت(1954)» و «کنوانسیون بین المللی در خصوص پیشگیری از آلودگی ناشی از کشتی‌ها(1973)» همگی شامل مقرره های کیفری هستند، اما به رغم موافقان مفسران و حمایت مؤثر اقتدار بین المللی در حال حاضر اکوسیستم کشی به عنوان یک جرم بین المللی به رسمیت شناخته نمی شود. چون خیلی از کشورها با این احتجاج که حق داشتن محیط زیست سالم که منطق حقوقی اولیه را برای جرم اکوسیستم کشی فراهم می سازد به سطح حقوق بین الملل عرفی ارتقا یافته، جدل دارند.

 

4- ناکارآمدی دکترین حقوقی موجود

4-1- عدم کاربردپذیری مقررات موجود

مجموعه قوانین موجود در خصوص حفظ محیط زیست برای کنترل این نوع نابودی بی رحمانه محیط زیست ارتکابی توسط تروریست ها منظور نشدند. طرح های وسیع قانونی ایجاد شده توسط این مجموعه قوانین نظیر قانون مصوب سال 1980 واکنش زیست محیطی فراگیر، جبران خسارت و مسئولیت جهت بازدارندگی از آلودگی شرکتی و نه تروریسم زیست محیطی، طراحی شده اند. در واقع از 134 کیفرخواست حاصل از شصت و پنج ارجاع سال 1990 به وزارت دادگستری نود و هشت درصد از شرکت ها، رؤسا، مالکان، معاونان، مدیران و سرپرستان به عنوان متشاکی نام بردند(44).

تعقیب تروریست‌های زیست محیطی به موجب مجموعه قوانین حفاظت از محیط زیست با شاخص برخورد با تروریست به عنوان تبهکار عادی مغایرت دارد. همان‌طور که پیش تر بحث شد اقدامات تروریستی از دیرباز به واسطه جرایم مصوب تحت دادرسی قرار گرفته اند. طرح های قانونی پیچیده نظیر آن ها که در مجموعه قوانین زیست محیطی یافت می شوند، فوراً با این شاخص «تروریست یعنی جنایتکار» تطبیق پیدا نمی کنند. چنین مجموعه قوانینی در حالی که به قواعد کیفری مجهز هستند با تخلفات بیش تر مانند جرایم قانونی برخورد می کنند، نه جرایم حقوقی عرفی(45). به علاوه، معیارهای مسئولیت، شهادت و اثبات و مدرک که به موجب مجموعه قوانین کیفری سنتی به خوبی تثبیت شده اند به موجب این طرح های قانونی زیست محیطی چندان واضح و شفاف نیستند.

مجموعه قوانین حفاظت از محیط زیست با مجبور کردن مسئولان قضایی به نظارت در قلمرویی ناآشنا، پیگرد تروریست های زیست محیطی را دشوار می سازند. حقوق محیط زیست به طرز مشهودی فنی و پیچیده است و تعداد اندکی از مسئولان قضایی دارای تجربه ای گسترده در این زمینه هستند. مقررات خود سازمان حفاظت از محیط زیست بدون پیشگفتارهای توجیهی و دستورالعمل سازمان جمعاً به بالغ بر ده هزار صفحه در مجموعه قوانین فدرال می رسد و دایماً در حال تغییر می باشد. این طرح های قانونی به قدری پیچیده هستند که قانون گذاران، مشاوران و وکلای محیط زیست به طور منظم در یکی دو قانون خاص تخصص پیدا می کنند.

محتمل است به طور کلی مسئولان قضایی مواجه با پیچیدگی مجموعه قوانین حفاظت از محیط زیست از آن ها پرهیز می کنند و در عوض به طور محض به مجموعه قوانین کیفری قابل کنترل تر برای کشاندن تروریست های زیست محیطی به دادگاه متکی می باشند. این شیوه کار نمی تواند ارزش اجتماعی را منعکس کند. حقوق کیفری صرفاً یک وسیله مکانیکی در خدمت نیازهای مسئولان قضایی نیست. حقوق کیفری گویای اخلاق اجتماعی است و با انتقال مباحث و شناخت، به ارزش های اخلاقی نیرو و نمایندگی نمادین می بخشد. قصور در دادرسی عناصر زیست محیطی یک عمل تروریستی باعث تضعیف این کارکرد گویای حقوق کیفری می شود.

 

4-2- نقص در اجرای ساختار شفاف حقوق کیفری

هدف حقوق کیفری نه تنها حفظ نظم و امنیت، بلکه حفظ رفاه اخلاقی کشور است. قصور در تعقیب تروریست ها به علت ارتکاب جنایت علیه محیط زیست نمی تواند این هدف را به انجام برساند. حقوق کیفری به دلایل گوناگون ظاهر می شود: حفظ منافع کشور، بازدارندگی، سرکوب و مجازات فعالیت های ناخوشایند، ایجاد نظم، امنیت و عدالت در میان اعضای جامعه و بخشیدن قدرت و نمایندگی نمادین به ارزش ها، باورها و تعصبات قانون گذاران. جرم یک عمل خلاف عمومی است که ارزش های اجتماعی بنیادین را تهدید می کند. هم قانون و هم جامعه معرف یک عنصر انزجار اخلاقی جامعه  علیه جنایت کاران هستند چون مرتکب عملی خلاف شده اند. همان طور که قبلاً بحث شد مردم در کل، جرایم ضد محیط زیست را یک عمل جنایی خطیر تلقی می کنند. از نظر خیلی ها حفاظت از محیط زیست به اندازه امنیت ملی، رفاه اقتصادی، عدالت اجتماعی و حتی خود دموکراسی برای رفاه جمعی ما اهمیت دارد. تعقیب تروریست های زیست محیطی بر اساس همان مجموعه قوانین مختص به آلوده کننده های شرکتی به طور شایسته این موضع را منعکس نمی کند. مجموعه قوانین حفاظت از محیط زیست مجازات های کیفری را برای جرایم قانونی در نظر گرفته اند، اما کارکرد گویای حقوق کیفری را اجابت نمی کنند. این قواعد به تقبیح جامعه از ویرانی تعهدات زیست محیطی وجهه نمادین شایسته را نمی بخشند. بنابراین تعقیب تروریست ها بر اساس این مجموعه قوانین باعث تضعیف تمایل شدید ابراز شده جامعه برای مجازات اقدام به جرم زیست محیطی می شود. تروریسم زیست محیطی توسط جامعه تقبیح می شود اما به طور شایسته توسط قانون مجازات نمی شود.

 

نتیجه‌گیری: پیشنهاد راهبردهای حقوقی در جرم‌انگاری تروریسم زیست محیطی

جرم انگاری تروریسم زیست محیطی به تقبیح جامعه از تخریب عمدی محیط زیست وجهه نمادین می بخشد. با اعمال اکوسیستم کشی نه به عنوان تخلف قانونی صرف بلکه به مثابه جرایم سنتی برخورد می شود. این نه تنها مزایای عملی را برای مسئولان قضایی فراهم می سازد بلکه بیش تر گویای طرز فکر مردمی است که حالا ارتکاب جرم علیه محیط زیست را جرم خطرناک می دانند. هر چند بعید است جرم انگاری اعمال اکوسیستم کشی از اعمال تروریست های زیست محیطی بازدارندگی کنند، اما این کار هم به الزامات عملی شاخص تروریسم یعنی جرم و هم به کارکرد گویای حقوق کیفری خدمت می کند .

بنابراین، اقدامات تروریسم زیست محیطی باید به علت آن چه هستند(جرم و جنایت ضد محیط زیست) شناخته شوند. جرم انگاری تروریسم زیست محیطی به منزله اعمال اکوسیستم کشی، انزجار اجتماعی از چنین رفتاری را تدوین می کند و در عین حال این توان را به مجریان قانون می دهد که در حیطه شاخص «تروریست یعنی جنایتکار» عمل  کنند.

حقوق بین الملل پیشنهاد اکوسیستم کشی الگویی را برای مجموعه قوانین داخلی ارایه می کند. اکوسیستم کشی بین المللی بر مبنای تخلف عمدی یا سهوی از حقوق بین الملل عرفی تعریف شده است. اکوسیستم کشی داخلی باید بر مبنای تخلف عمدی یا سهوی از یک قانون مدون کیفری خاص که چنین رفتاری را منع کرده استوار باشد.

جرم اکوسیستم کشی داخلی باید به عنوان دستکاری یا تخریب عمدی یا سهوی هر جنبه از محیط فیزیکی که به تمام یا بخشی از هر قسمت از اکوسیستم جهانی صدمه بزند یا آن را به استثمار درآورد تعریف شود. این تعریف نه تنها اعمال تخریب کننده محیط زیست بلکه اعمالی را در بر می گیرد که از آن به عنوان مجرای تخریب استفاده می کنند.

اعمالی که با آگاهی از تأثیرات فوری یا بلند مدت بر روی اکوسیستم های جهانی و یا با بی توجهی سهوی به آن ها به انجام می رسند، باید به عنوان اعمال اکوسیستم کشی مجازات شوند. علیت از طریق صدمه وارد شده به اکوسیستم متأثر و یا از طریق شواهد و مدارک دال بر استفاده از محیط زیست به عنوان مجرایی برای عمل تروریستی اثبات می شود.

یک جرم قانونی اکوسیستم کشی توان مبارزه با تروریسم زیست محیطی در بافت شاخص «تروریست یعنی جنایتکار» را به مجریان قانون می بخشد. می توان تروریست زیست محیطی را به مثابه یک جنایتکار عادی دستگیر و مجازات کرد، پیگرد به دلیل اکوسیستم کشی به پیگرد سایر جرایم عادی شباهت دارد یعنی امکان اجتناب از باتلاق مجموعه قوانین پیچیده حفاظت از محیط زیست را برای مسئولان قضایی فراهم می سازد. مجازات هم می تواند شدیدتر از مجازاتی باشد که در مجموعه قوانین حفاظت قانونی از محیط زیست یافت می شود.

تعقیب اکوسیستم کشی به دلیل جرایم مصوب یک عمل، تروریسم زیست محیطی را از ریشه در نمی آورد، بلکه سلاح دیگری از کیفرخواست ساخته و پرداخته شده را در اختیار مسئولان قضایی قرار می دهد، سلاحی که اکیداً ماهیت زیست محیطی جرم را تقبیح می کند.

یک کاربرد نشان دادن این قانون به شناخت بهتر مزیت های عملی و گویای آن کمک می کند. همان طور که پیش تر بحث شد در سال 1985 بشکه ای حاوی 35 گالُن سیانید در محوطه گروه جناح راستی پیمان، شمشیر و سلاح خداوند کشف شد. قرار بود از این سیانید برای مسموم کردن منبع آب واشنگتن دی سی و شهر نیویورک استفاده شود. به منظور تشریح بیایید فرض کنیم تروریست ها در توطئه شان موفق شدند. حمله سیانیدی به منبع آب نیویورک موجب بیماری هزاران نفر شد، روزها آب رسانی در شهر را مختل کرد و تأثیرات بلند مدتی بر روی هر دو اکوسیستم جانوری و گیاهی داشت.

این اقدام تروریسم زیست محیطی می توانست به مثابه جرم اکوسیستم کشی مجازات شود، چون متضمن دستکاری عمدی محیط فیزیکی بود که از قسمت هایی از اکوسیستم جهانی استفاده کرده یا به آن ها خسارت رسانده است. از طرفی این عمل با آگاهی یا بی توجهی سهوی به تأثیرات فوری یا بلند مدتش بر روی اکوسیستم جهانی به انجام رسیده است. رابطه علّی باید با اثبات این مسأله برقرار شود که مسموم کردن آب از جنبه ای از اکوسیستم جهانی سوء استفاده کرده یا به آن لطمه رسانده است.

روند دادرسی این پرونده نیز می تواند تروریست ها را به علت جرایم حقوق عرفی محکوم کند، از قبیل اقدام به قتل یا سوء قصد یا به خاطر تخلف از مجموعه قوانین حفاظت از محیط زیست، اما جرم اکوسیستم کشی گزینه بهتری است، یک گزینه که عاری از بار مرتبط با مجموعه قوانین پیچیده حفاظت از محیط زیست می باشد و گزینه ای که انزجار و خشم جامعه از جوانب زیست محیطی جرم را منعکس می سازد.

 

منابع

  1. مجیدی، سیدمحمود، 1386،«جرم‌انگاری تهاجمی فرانسه در جرائم تروریستی»، نامه مفید، شماره64، صص 180-178.
  2. Arthur H. Westing, 1985, Environmental Warfare, 15 ENVTL. L. 645, 646.
  3. Andreas Hasenclever and Volker Rittberger, Does Religion Make a Difference? Theoretical approaches to the impact of ۲۹, No.۳, ۲۰۰۰, pp. ۶۴۳-۶۴۶ Journal of International Studies, Vol.  Faith on Political Contict, Millennium
  4. Stephan H. Leader,1997, The Rise of Terrorism, SEC. MGMT., Apr. 1, available in 1997 WL 9533016
  5. Robert Kupperman,1997, A Dangerous Future, in TERRORISM IN THE UNITED STATES 91, 95
  6. BRENT SMITH, TERRORISM IN AMERICA ,1996, Major Bernard K. Schafer, The Relationship Between the International Law of Armed Conflict and Environmental Protection: The Need to Evaluate What Types of Conduct are Permissible During Hostilities, 19 CAL. W. INT'LL.J. 287, 288-89
  7. Susan Hedman, 1991, Expressive Function of Criminal Sanctions in Environmental Law, 59GEO. WASH. L. REV. 889, 896
  8. Mark Allan Gray, 1996, The International Crime of Ecocide, 26 CAL. W. INTL L.J. 215, 258-59.
  9. Michael N. Schmitt, 1997, Green War: An Assessment of the Environmental Law of International Armed Conflict, 22 YALE J. INTL L. 1, 7-8.
  10. Michael D. Diederich, Jr., 1992, Law of War and Ecology-A Proposal for a Workable Approach to Protecting the Environment Through the Law of War, 136 MIL. L. REV. 137, 149-52.
  11. Roberta Smith, 1997, America Tries to Come to Thrms with Terrorism: The United States Anti-Terrorism and Effective Death Penalty Act of 1996 v. The British Anti-Terrorism Law and International Response, 5 CARDOZO J. INT'L & Compo L. 249, 249-50.
  12. BENJAMIN NETANYAHU, 1995, FIGHTING Terrorism 129.
  13. Bruce W. N elan, 1994, Formula fur Terror: The Former Soviet Arsenal 18 Leaking into the West, Igniting Fears of a New Brand of Nuclear Horror, TIME, Aug. 29, at 46.
  14. GRAHAM T. ALLISON ET AL., 1996, AVOIDING NUCLEAR Anarchy 1-2.
  15. KEVIN JACK RILEY & BRUCE HOFFMAN, 1995, DOMESTIC Terrorism 3.
  16. Michael Stohl,1990, Demystifying the Mystery of International Terrorism, in INTERNATIONAL TERRORISM ,p 81, 82
  17. John Hanchette & Dennis Camire, 1997, Deadly Germs Strike Fear into U.S. Terror Fighters SALT LAKE TRIB., Mar. p 30.
  18. Steven Strasser & Tom Post, 1995, A Cloud of Terror-And Suspicion, NEWSWEEK, Apr. 3, P 36.
  19. طیبی، سبحان و  باریک‌رو، بهنوش، 1392، «دموکراسی ستیزه‌جو ناقض صلح و امنیت بین‌المللی»، مجموعه مقالات کنگره شهدای ترور.
  20. Brian Michael Jenkins,1997, Perspective on Terrorism, L.A. TIMES, Dec. 3, at B7
  21. Gavin Cameron, 1996, Nuclear Terrorism: A Real Threat? JANE'S INTELLIGENCE REV., Sep.1, at 422
  22. Thomas Halpern, 1997, Militia Movement: Prescription for Disaster, in TERRORISM IN THE UNITED States, p 51, 52.
  23. Konrad Kellen, 1987, the Potential for Nuclear Terrorism: A Discussion, in PREVENTING NUCLEAR TERRORISM 104, 106.
  24. نمامیان، پیمان و طیبی سبحان، 1393، «جرم‌انگاری تروریسم سایبری در حقوق بین الملل کیفری»، مجموعه مقالات دومین کنفرانس ملی دفاع سایبری،
  25. Robert K. Mullen, Nuclear Violence, 1987,in PREVENTING NUCLEAR TERRORISM ,p231, 239-40
  26. Gerald Pollack, 1987, Severe Accidents and Terrorist Threats at Nuclear Reactors, in PREVENTING NUCLEAR TERRORISM 66, 67.
  27. WILLIAM THOMAS SCORCHED EARTH, 1995, THE MILITARY'S ASSAULT ON THE ENVIRONMENT.
  28. Proliferation of Weapons of Mass Destruction, Hearing Before the Senate Perm.1995, Subcomm. on Investigations, l04th Reg. Sess  testimony of Frank E. Young, M.D., Director, National Disaster Medical System
  29. Ibm Knudson & Nancy Vogel, 1997,Aging Dams, Already Under Siege, Face New Pressures, THE SACRAMENTO BEE, Nov. 25
  30. Adrianne Flynn,1997, Protecting Dams Drains Agency Fund, THE ARIZONA REPUBLIC, Mar. 28
  31. Wire Reports, Grand Coulee Dam Security Beefed Up to Thwart Terrorists, 1997, THE FORT WORTH STAR TELEGRAM, May 24.
  32. H. Josef Hebert, Dam Security Being Strengthened as Threat of 'Terrorism Becomes Issue, 1997, THE COLUMBIAN, Mar. p 28.
  33. Spencer J. Crona & Neal A. Richardson, 1996, Justice for War Criminals of Invisible Armies: A New Legal and Military Approach to Terrorism, 21 OKLA. CITY U. L. REV. 349, 355
  34. SUSAN F.1997, MANDIBERG & SUSAN L. SMITH, CRIMES AGAINST THE ENVIRONMENT,p 8
  35. FRONA M. POWELL,1997, LAW AND THE ENVIRONMENT ,p 365
  36. Richard J. Lazarus, 1994,Assimilating Environmental Protection Into Legal Rules and the Problem with Environmental Crime, 27 LOYOLA L.A. L. REV. 867, 868
  37. Robert Deeb, 1993, Environmental Criminal Liability, 2 S.C. ENVTL. L.J. 159, 162
  38. Steven L. 1990, Humphreys, An Enemy of the People: Prosecuting the Corporate Polluter as a Common Law Criminal, 39 AM. U. L. REV. 311, 326-27
  39. Edward F. Novak & Charles W. Steese, 1997, Survey of Federal and State Environmental Crime Legislation, 34 ARIZ. L. REV. 571, 573
  40. Gerhard O. W. Mueller, 1996, an Essay on Environmental Criminality in ENVIRONMENTAL CRIME AND CRIMINALITY 4 (Sally M. Edwards et al. eds.).
  41. Susan Hedman, 1991, Expressive Function of Criminal Sanctions in Environmental Law, 59 GEO. WASH. L. REV. 889, 890
  42. Lynn Berat, 1993,Defending the Right to a Healthy Environment: Toward a Crime of Genocide in International Law, 11 B.U. INTL L.J. 327, 330
  43. Dick Thornburgh, 1991, Criminal Enforcement of Environmental Laws-A National Priority, 59 GEO. WASH. L. REV. 775, 778.
  44. Hoffman, B. and A.B. Kasupski,2007, “The Victims of Terrorism: An Assessment of their Growing Role in Policy, Legislation, and the Private Sector”, RAND Center for Risk Management and Assessment Policy, Accessed June 10, 2008, from http://rand.org/pubs/occasional_papers /2007/RAND_OP180-1.sum.pdf,p 4-6
  45. Curavic, Danica, 2010, “Compensating Victims of Terrorism or Frustrating Cultural Diplomacy? The Unintended Consequences of the Foreign Sovereign Immunities Act’s Terrorism Provisions”, Cornell International Law Journal, Vol. 43, p 405-407
  46. معظمی، شهلا و نمامیان، پیمان، 1393، حقوق مبارزه با تروریسم هسته‌ای در اسناد بین‌المللی، تهران: مؤسسه انتشارات دادگستر، چاپ اول.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1- استادیار حقوق محیط زیست، دانشکده محیط زیست و انرژی، دانشگاه علوم و تحقیقات، و عضو مرکز مطالعات حقوق بین‌الملل، دانشکده حقوق و علوم‌سیاسی، دانشگاه یوکم کانادا.

2- دانشجوی دکتری حقوق کیفری و جرم‌شناسی، دانشگاه خوارزمی و پژوهشگر حقوق بین‌المللی کیفری.

3- دانشجوی دکتری حقوق محیط زیست، دانشکده محیط زیست و انرژی، دانشگاه علوم و تحقیقات.

1- سه رویکرد تئوریک در تبیین نسبت تأثیر ایدئولوژی بر تروریسم مطرح است: الف- مبناگرایان (Primordialism) اعتقاد دارند نزاع ها ریشه در تفاوت‌های هویتی و فرهنگی و نگرشی و نیز تفاوت در سنت‌های ایدئولوژیک و جهان‌بینی‌های گروه‌های مختلف درون یک کشور داشته و صرف این تفاوت ها به همراه برخی شرایط تسهیل کننده می‌تواند باعث بروز خشونت و در بدترین شکل آن تروریسم گردد. ب- ابزارگرایان (Instrumentalism) معتقدند تفاوت در سنت های ایدئولوژی و جهان بینی های آنان علت بروز تروریسم و منازعات سیاسی نیست. ابزارگرایان معتقدند ورود ایدئولوژی به منازعات سبب پیچیده تر شدن فضای آن ها و نیز شدت گرفتن آن ها خواهد شد. ج- سازه‌انگاران (Constructivism) رویکرد تئوریک سوم پیرامون ارتباط ایدئولوژی و تروریسم میان دو نظریه قبلی قرار گرفته و رویکردی مبتنی بر سازه انگاری است. سازه انگاران منازعات اجتماعی و تروریسم را ناشی از ساختار معرفتی نظیر ایدئولوژی، ناسیونالیسم، قومیت و ... می دانند. (3)

 

1- اکوسیستم کشی در واقع نابود کردن زیست بوم به واسطه تحرکات نظامی و شبه نظامی در جهت رسیدن به اهداف ناهمگون تروریستی است.در این راستا اکوسیستم کشی در ارتباط مستقیم با بیوتروریسم می باشد .

1- در خصوص تروریسم نوین زیست محیطی و بیوتروریسم از آن به «خشونت سبز» یاد می شود .

1- تروریست هایی که مرتکب اعمال تروریستی و غیر انسانی می شوند مسلماً از توطئه شان که محصول حقوق خاص تأمین شده است بهره‌مند می گردند. به نظر می رسد به صرف اعتقادات مذهبی که صراحتاً درگیر آن بوده آن ها به انجام این اعمال که به آن ها القا شده تشویق می شوند. این گروه ها ممکن است از گروهک‌ها یا انجمن های ویژه ای باشند که ارزش ها و تلقین هایی برای خود دارند. (19)

1- William Studman

2- سابوتاژ؛ خرابکاری عمده در کارخانه، معادن، قطار آهن و غیره ؛ تخریب پل‌ها، جاده‌ها و غیره.(24)

1-کوانتومی.

  1. مجیدی، سیدمحمود، 1386،«جرم‌انگاری تهاجمی فرانسه در جرائم تروریستی»، نامه مفید، شماره64، صص 180-178.
  2. Arthur H. Westing, 1985, Environmental Warfare, 15 ENVTL. L. 645, 646.
  3. Andreas Hasenclever and Volker Rittberger, Does Religion Make a Difference? Theoretical approaches to the impact of ۲۹, No.۳, ۲۰۰۰, pp. ۶۴۳-۶۴۶ Journal of International Studies, Vol.  Faith on Political Contict, Millennium
  4. Stephan H. Leader,1997, The Rise of Terrorism, SEC. MGMT., Apr. 1, available in 1997 WL 9533016
  5. Robert Kupperman,1997, A Dangerous Future, in TERRORISM IN THE UNITED STATES 91, 95
  6. BRENT SMITH, TERRORISM IN AMERICA ,1996, Major Bernard K. Schafer, The Relationship Between the International Law of Armed Conflict and Environmental Protection: The Need to Evaluate What Types of Conduct are Permissible During Hostilities, 19 CAL. W. INT'LL.J. 287, 288-89
  7. Susan Hedman, 1991, Expressive Function of Criminal Sanctions in Environmental Law, 59GEO. WASH. L. REV. 889, 896
  8. Mark Allan Gray, 1996, The International Crime of Ecocide, 26 CAL. W. INTL L.J. 215, 258-59.
  9. Michael N. Schmitt, 1997, Green War: An Assessment of the Environmental Law of International Armed Conflict, 22 YALE J. INTL L. 1, 7-8.
  10. Michael D. Diederich, Jr., 1992, Law of War and Ecology-A Proposal for a Workable Approach to Protecting the Environment Through the Law of War, 136 MIL. L. REV. 137, 149-52.
  11. Roberta Smith, 1997, America Tries to Come to Thrms with Terrorism: The United States Anti-Terrorism and Effective Death Penalty Act of 1996 v. The British Anti-Terrorism Law and International Response, 5 CARDOZO J. INT'L & Compo L. 249, 249-50.
  12. BENJAMIN NETANYAHU, 1995, FIGHTING Terrorism 129.
  13. Bruce W. N elan, 1994, Formula fur Terror: The Former Soviet Arsenal 18 Leaking into the West, Igniting Fears of a New Brand of Nuclear Horror, TIME, Aug. 29, at 46.
  14. GRAHAM T. ALLISON ET AL., 1996, AVOIDING NUCLEAR Anarchy 1-2.
  15. KEVIN JACK RILEY & BRUCE HOFFMAN, 1995, DOMESTIC Terrorism 3.
  16. Michael Stohl,1990, Demystifying the Mystery of International Terrorism, in INTERNATIONAL TERRORISM ,p 81, 82
  17. John Hanchette & Dennis Camire, 1997, Deadly Germs Strike Fear into U.S. Terror Fighters SALT LAKE TRIB., Mar. p 30.
  18. Steven Strasser & Tom Post, 1995, A Cloud of Terror-And Suspicion, NEWSWEEK, Apr. 3, P 36.
  19. طیبی، سبحان و  باریک‌رو، بهنوش، 1392، «دموکراسی ستیزه‌جو ناقض صلح و امنیت بین‌المللی»، مجموعه مقالات کنگره شهدای ترور.
  20. Brian Michael Jenkins,1997, Perspective on Terrorism, L.A. TIMES, Dec. 3, at B7
  21. Gavin Cameron, 1996, Nuclear Terrorism: A Real Threat? JANE'S INTELLIGENCE REV., Sep.1, at 422
  22. Thomas Halpern, 1997, Militia Movement: Prescription for Disaster, in TERRORISM IN THE UNITED States, p 51, 52.
  23. Konrad Kellen, 1987, the Potential for Nuclear Terrorism: A Discussion, in PREVENTING NUCLEAR TERRORISM 104, 106.
  24. نمامیان، پیمان و طیبی سبحان، 1393، «جرم‌انگاری تروریسم سایبری در حقوق بین الملل کیفری»، مجموعه مقالات دومین کنفرانس ملی دفاع سایبری،
  25. Robert K. Mullen, Nuclear Violence, 1987,in PREVENTING NUCLEAR TERRORISM ,p231, 239-40
  26. Gerald Pollack, 1987, Severe Accidents and Terrorist Threats at Nuclear Reactors, in PREVENTING NUCLEAR TERRORISM 66, 67.
  27. WILLIAM THOMAS SCORCHED EARTH, 1995, THE MILITARY'S ASSAULT ON THE ENVIRONMENT.
  28. Proliferation of Weapons of Mass Destruction, Hearing Before the Senate Perm.1995, Subcomm. on Investigations, l04th Reg. Sess  testimony of Frank E. Young, M.D., Director, National Disaster Medical System
  29. Ibm Knudson & Nancy Vogel, 1997,Aging Dams, Already Under Siege, Face New Pressures, THE SACRAMENTO BEE, Nov. 25
  30. Adrianne Flynn,1997, Protecting Dams Drains Agency Fund, THE ARIZONA REPUBLIC, Mar. 28
  31. Wire Reports, Grand Coulee Dam Security Beefed Up to Thwart Terrorists, 1997, THE FORT WORTH STAR TELEGRAM, May 24.
  32. H. Josef Hebert, Dam Security Being Strengthened as Threat of 'Terrorism Becomes Issue, 1997, THE COLUMBIAN, Mar. p 28.
  33. Spencer J. Crona & Neal A. Richardson, 1996, Justice for War Criminals of Invisible Armies: A New Legal and Military Approach to Terrorism, 21 OKLA. CITY U. L. REV. 349, 355
  34. SUSAN F.1997, MANDIBERG & SUSAN L. SMITH, CRIMES AGAINST THE ENVIRONMENT,p 8
  35. FRONA M. POWELL,1997, LAW AND THE ENVIRONMENT ,p 365
  36. Richard J. Lazarus, 1994,Assimilating Environmental Protection Into Legal Rules and the Problem with Environmental Crime, 27 LOYOLA L.A. L. REV. 867, 868
  37. Robert Deeb, 1993, Environmental Criminal Liability, 2 S.C. ENVTL. L.J. 159, 162
  38. Steven L. 1990, Humphreys, An Enemy of the People: Prosecuting the Corporate Polluter as a Common Law Criminal, 39 AM. U. L. REV. 311, 326-27
  39. Edward F. Novak & Charles W. Steese, 1997, Survey of Federal and State Environmental Crime Legislation, 34 ARIZ. L. REV. 571, 573
  40. Gerhard O. W. Mueller, 1996, an Essay on Environmental Criminality in ENVIRONMENTAL CRIME AND CRIMINALITY 4 (Sally M. Edwards et al. eds.).
  41. Susan Hedman, 1991, Expressive Function of Criminal Sanctions in Environmental Law, 59 GEO. WASH. L. REV. 889, 890
  42. Lynn Berat, 1993,Defending the Right to a Healthy Environment: Toward a Crime of Genocide in International Law, 11 B.U. INTL L.J. 327, 330
  43. Dick Thornburgh, 1991, Criminal Enforcement of Environmental Laws-A National Priority, 59 GEO. WASH. L. REV. 775, 778.
  44. Hoffman, B. and A.B. Kasupski,2007, “The Victims of Terrorism: An Assessment of their Growing Role in Policy, Legislation, and the Private Sector”, RAND Center for Risk Management and Assessment Policy, Accessed June 10, 2008, from http://rand.org/pubs/occasional_papers /2007/RAND_OP180-1.sum.pdf,p 4-6
  45. Curavic, Danica, 2010, “Compensating Victims of Terrorism or Frustrating Cultural Diplomacy? The Unintended Consequences of the Foreign Sovereign Immunities Act’s Terrorism Provisions”, Cornell International Law Journal, Vol. 43, p 405-407
  46. معظمی، شهلا و نمامیان، پیمان، 1393، حقوق مبارزه با تروریسم هسته‌ای در اسناد بین‌المللی، تهران: مؤسسه انتشارات دادگستر، چاپ اول.