بررسی روشنه‌های تجدید حیات طبیعی حاصل از خشکه‌دارها در یک راشستان دخالت نشده (مطالعۀ موردی: سری جمند- گلبند)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه جنگلداری دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری

2 استاد گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه تهران

3 دانش آموختۀ کارشناسی ارشد رشتۀ جنگلداری دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری *(مسئول مکاتبات)

چکیده

زمینه و هدف: خشکه­دارها سبب ایجاد روشنه­های طبیعی در داخل توده جنگل می­شوند و برای تنوع زیستی در جنگل بسیار ضروری هستند، بنابراین در اغلب بررسی­ها و دخالت­های جنگل‏شناسی بر حفظ و نگهداری از آن‏ها تأکید شده است.
 روش بررسی: در این مطالعه با پیمایش صددرصد سطح عرصه 47 هکتاری راشستان دخالت نشده در جنگل ویسر نوشهر، از سطح روشنه­های تاج­پوشش حاصل از خشکه­دارهای سرپای موجود در آن از لحاظ کمی و کیفی نمونه برداری شد. مجموعاً 14 خشکه­دار سرپا در سطح روشنه­های موجود شناسایی شدند که بیشترین تعداد مورد بررسی مربوط به گونه راش بود.در این تحقیق، میزان پوسیدگی خشکه­دارها در چهار کلاسه صورت پذیرفت.
یافته­ها: نتایج نشان داد با توجه به شیب ملایم منطقه مورد مطالعه اغلب خشکه­دارها از قطر و ارتفاع قابل توجهی برخوردارند و می­تواند نشان دهنده این موضوع باشد که، اغلب درختان خشک شده دیرزیستی کامل داشته­اند. همچنین گذشت زمان که با افزایش درجه پوسیدگی خشکه­دارها همراه است موجب کاهش اندازه سطح روشنه می­شود. بر اساس نتایج بدست آمده، ارتباط درجه پوسیدگی خشکه­دار با فراوانی زادآوری در هکتار در سطح 5% معنی­دار می­باشد.
بحث و نتیجه­گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان می­دهد که بیشترین میزان استقرار نهال‏ها در سطح روشنه خشکه­دارهای با درجه پوسیدگی پیشرفته تا کامل می­باشد و ارتباط بین اندازه سطح روشنه با فراوانی زادآوری استقرار یافته در سطح 5% اختلاف معنی­داری ندارد.
 

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست ، دوره هفدهم، شماره دو،  تابستان 94

 

بررسی روشنه­های تجدید حیات طبیعی حاصل از خشکه­دارها در یک راشستان دخالت نشده (مطالعۀ موردی: سری جمند- گلبند)

 

محمدرضا پورمجیدیان[1]

قوام الدّین زاهدی امیری [2] 

حمید جلیلوند1

مهدی میردار هریجانی [3]*

mahdi.mirdar@gmail.com

تاریخ دریافت:2/10/92

تاریخ پذیرش:4/3/93

 

چکیده

زمینه و هدف: خشکه­دارها سبب ایجاد روشنه­های طبیعی در داخل توده جنگل می­شوند و برای تنوع زیستی در جنگل بسیار ضروری هستند، بنابراین در اغلب بررسی­ها و دخالت­های جنگل‏شناسی بر حفظ و نگهداری از آن‏ها تأکید شده است.

 روش بررسی: در این مطالعه با پیمایش صددرصد سطح عرصه 47 هکتاری راشستان دخالت نشده در جنگل ویسر نوشهر، از سطح روشنه­های تاج­پوشش حاصل از خشکه­دارهای سرپای موجود در آن از لحاظ کمی و کیفی نمونه برداری شد. مجموعاً 14 خشکه­دار سرپا در سطح روشنه­های موجود شناسایی شدند که بیشترین تعداد مورد بررسی مربوط به گونه راش بود.در این تحقیق، میزان پوسیدگی خشکه­دارها در چهار کلاسه صورت پذیرفت.

یافته­ها: نتایج نشان داد با توجه به شیب ملایم منطقه مورد مطالعه اغلب خشکه­دارها از قطر و ارتفاع قابل توجهی برخوردارند و می­تواند نشان دهنده این موضوع باشد که، اغلب درختان خشک شده دیرزیستی کامل داشته­اند. همچنین گذشت زمان که با افزایش درجه پوسیدگی خشکه­دارها همراه است موجب کاهش اندازه سطح روشنه می­شود. بر اساس نتایج بدست آمده، ارتباط درجه پوسیدگی خشکه­دار با فراوانی زادآوری در هکتار در سطح 5% معنی­دار می­باشد.

بحث و نتیجه­گیری: نتایج حاصل از این پژوهش نشان می­دهد که بیشترین میزان استقرار نهال‏ها در سطح روشنه خشکه­دارهای با درجه پوسیدگی پیشرفته تا کامل می­باشد و ارتباط بین اندازه سطح روشنه با فراوانی زادآوری استقرار یافته در سطح 5% اختلاف معنی­داری ندارد.

 

واژه های کلیدی: روشنه­های تاج­پوشش، خشکه­دار، درجه پوسیدگی، زادآوری­ طبیعی.

 

 

مقدمه


فعالیت فیزیولوژیک درختان در جنگل‏های طبیعی بعد از رسیدن به سنین بالا به­ مرور کم شده و شروع به خشک شدن می­کنند. فشارهای محیطی (گرما، سرما و یخبندان)، آفات و بیماری‏ها، دخالت­های انسان و در نهایت پایان عمر فیزیولوژیک درخت از دلایل عمده آن می­تواند باشد که در نتیجه باعث ایجاد روشنه­هایی در تاج پوشش جنگل می­شود. وجود درختان خشک سرپا یا خشکه­دارها برای تنوع زیستی در جنگل بسیار ضروری هستند، بنابراین اغلب بررسی­ها روی حفاظت و نگهداری از آنها صورت می­گیرد (1).

خشکه­دارهای سرپا، درختان خشک و پوسیده­ای هستند که با توجه به درجه پوسیدگی و کیفیت چوب آن در گونه­های مختلف تشکیل می­شود و با افزایش سن توده حجم خشکه­دارهای سرپا نیز افزایش می­یابد که محیط مناسبی را برای پرندگان و فعالیت فون را در جنگل فراهم می­کند (2). 

خشکه­دارها در جنگل نه تنها مضر نیستند، بلکه حضور آنها باعث افزایش حضور حیات وحش و پرندگان در جنگل است و وجود خشکه­دارها برای چرخه بیولوژیک در جنگل اهمیت زیادی دارند (3).

خشکه­دارها به‏عنوان یکی از مهم‏ترین اجزاء جنگل‏های طبیعی است که شکل­گیری تنوع زیستی در جنگل به آن وابسته است. تعداد خشکه­دارها بطور طبیعی در جنگل‏های مدیریت شده کمتر از جنگل‏های قدیمی مدیریت نشده است (4).

اهمیت خشکه­دارها به لحاظ ذخیره ترکیبات آلی، مواد غذایی و حفظ آب و رطوبت اثبات شده است، و در نتیجه باعث ایجاد میکروکلیمای مناسبی در اشکوب زیرین جنگل­ها می­شوند. در شیب­های تند، تکّه چوب‏های باقی مانده از خشکه­دارها به تشکیل ترکیبات آلی به اصلاح و حاصلخیزی خاک جنگل کمک زیادی می­کنند، بویژه هنگامی که مواد آلی خاک بوسیلۀ وحوش یا فعالیت‏های مدیریتی انسان بشدت از بین رفته باشد (5).

از اهمیت دیگر خشکه­دارها این است که باعث حاصلخیزی رویشگاه شده و در تجدید حیات طبیعی جنگل نقش دارند. آثار ظرفیت حاصلخیزی رویشگاه با ترکیبات لیگنینی درختان پوسیده و خشکه­دارها در طی یک مدت طولانی کربن را ذخیره و در طی فرآیند تجزیه بتدریج آن را در محیط جنگل ترسیب و تنها بخش کوچکی از آن آزاد می­شود (6).

تأثیر خشکه­دار بر روی خاک و هوموس تا حدود زیادی محسوس‏تر از سایر عوامل می­باشد که در پژوهش­های مختلف نشان داده شده است. اطلاعات بیان شده ضرورت بررسی و مطالعه بیشتر را در مورد خشکه­دارها به‏عنوان نقطه­ای برای تغییر و شروع تحولات دوباره در جنگل­ها نشان می­دهد.   با توجه به ضرورت مطالعه خشکه­دارها و اهمیت حفظ آن در جنگل، در این پژوهش سعی شد ارتباط بین هر یک از عوامل مختلف شامل اندازه سطح روشنه ایجاد شده و درجه پوسیدگی خشکه­دار موجود در آن با وضعیت زادآوری استقرار یافته        در درون روشنه­های تاج­پوشش در جنگل دست نخورده­ای در ویسر نوشهر بررسی شود تا الگویی از فرآیند تغییر و تحول طبیعی در جنگل­ها، جهت بکارگیری آن در شیوه­های مختلف دخالت علمی و فنی در اکوسیستم­های مشابه باشد.

 

 مواد و روش­ها

منطقه مورد مطالعه

سری جمند سومین سری در حوضه آبخیز شماره 45 (گلبند) می­باشد که بین طول جغرافیایی "00 '30 °51 تا "28 '32 °51 شرقی و عرض جغرافیایی "35 '27 °36تا "00 '30 °36شمالی واقع شده است. از شمال به جنگل‏های سری 9 توسکاچال، از جنوب به روستای ویسر، از شرق به دره مرز سری شوراب- جمند و از غرب به یال مرز سری­های جمند- لالیس محدود است.

جنگل مورد مطالعه در این تحقیق پارسل 18 طرح جنگلداری سری جمند، نام جنگل کمرلو- لش سرا به مساحت 47 هکتار، با سطح قابل بهره­برداری 44 هکتار، جهت عمومی شمال­شرق، با تعداد در هکتار 198 پایه و حجم در هکتار 380 مترمکعب می­باشد، که در محدوده ارتفاعی بین 1000 تا1100 متر از سطح دریا قرار دارد، انتخاب شده است که اقدام به بررسی وضعیت خشکه­دارهای سرپای موجود در روشنه­های تاج­پوشش گردید. این قطعه به سبب عدم دخالت در آن بسیار مسن می­باشد و تاج­پوشش در آن نسبتا متراکم است. قطعه مورد مطالعه به‏عنوان قطعه شاهد محدوده آن با پنج ردیف    سیم خاردار قرق و محصور است و در طول دوره هیچگونه برداشتی در آن صورت نخواهد گرفت (از سال 1342 تاکنون دخالتی در آن صورت نگرفته است). مهم‏ترین تیپ­های جنگلی آن عبارتند از: راش خالص، راش- ممرز، راش- توسکا، راش- پلت، ممرز- توسکا و سایر گونه­ها بطور پراکنده، که در منطقه مورد مطالعه قابل مشاهده هستند.

این رویشگاه بسیار حاصل‏خیز و خاک آن از عمق مناسب برخوردار است. از نظر پستی و بلندی نسبتا هموار و بندرت بصورت تپه­ماهور بوده. سنگ مادر از نوع ماسه سنگ، سیلتستون و شیل ذغالی می­باشد. خاک تکامل یافته است که آهک­زدایی بطور کامل و تا سنگ مادر ادامه یافته با توجه به روش طبقه­بندی USDA در رده خاک­هایAlfisols  قرار می­گیرد. همچنین با داشتن رژیم رطوبتی یودیک در تحت رده  Udepts قرار می­گیرد. بر اساس روش فرانسوی جزء خاک­های قهوه­ای جنگلی شسته شده طبقه­بندی می­شود (7).

 

 

 

 

شکل 1- نقشۀ قطعه بندی و نقشۀ شیب سری 3 جمند


 

 

 

 

روش مطالعه

برای دستیابی به اطلاعات کمی و کیفی روشنه­های حاصل از خشکه­دارهای سرپا بعد از مطالعات اولیه و انجام جنگل گردشی­های مقدماتی از تمامی خشکه­دارهای سرپای موجود در روشنه­ها آماربرداری صددرصد انجام گرفت. جهت دستیابی به اهداف پژوهش، اندازه سطح روشنه (اندازه­گیری از پای درختان حاشیه) (8)، نوع گونه خشک شده، قطر و ارتفاع خشکه­دارها به غیر از خشکه­دارهای دارای درجه پوسیدگی چهار (به علت پوسیدگی تقریبا کامل)، شیب، جهت دامنه مورد برداشت قرار گرفت و سپس درجه پوسیدگی برای هریک از خشکه­دارها تعیین گردید. به نسبت قطر بزرگ روشنه ایجاد شده در امتداد آن، در 5 قطعه نمونۀ 1 متر مربّعی، تعداد، نوع گونه و ارتفاع نهال های استقرار یافته اندازه­گیری شد و پس از آن ارتفاع نهال ها در دو گروه ارتفاع کمتر از 3/1 متر و ارتفاع بیشتر از 3/1 متر مورد سنجش قرار گرفتند (9- 10- 11).

براساس مطالعات و بررسی­های انجام شده درجه پوسیدگی خشکه­دارهای سرپا بصورت چهار کلاسه بترتیب زیر تعیین شد (12):

درجه پوسیدگی 1: درخت تازه خشک شده، برگ و جوانه وجود ندارد و پوست و ظاهر درخت هنوز تغییر رنگ فاحشی نکرده است.

درجه پوسیدگی 2: شروع تجزیه و پوسیدگی است، چوب شروع به تجزیه شدن نموده، رنگ چوب تغییر نموده، قهوه­ای شده و سفیدک دیده می­شود، ولی هنوز چوب سفت است و خصوصیات فیزیکی و شیمیایی آن عوض نشده است.

درجه پوسیدگی 3: پوسیدگی پیشرفته­تر است، رنگ آن کاملا تغییر یافته و خصوصیات فیزیکی و مکانیکی چوب کاملا عوض شده است، ترک می­خورد، رنگ آن تیره­تر شده و فرم و شکل اولیه را از دست داده است.

درجۀ پوسیدگی 4: چوب کاملا پوسیده شده است و اصطلاحا ذوب شده است (مرحلۀ ذوب شدگی) و چوب براحتی در مقابل ضربه خرد شده و ریز می­شود.

به جهت این که تعداد در کلاسه­های مورد مطالعه از نظر آماری صحیح باشد، برای بررسی ارتباط درجه پوسیدگی خشکه­دار با وضعیت زادآوری، به دو کلاسه: کوچکتر و مساوی درجه پوسیدگی دو (درجه پوسیدگی 1و2) و کلاسه بزرگتر از درجه پوسیدگی دو (درجه پوسیدگی 3و4)، همچنین جهت بررسی ارتباط اندازه سطح روشنه­های با وضعیت زادآوری، به دو کلاسه: اندازه سطح روشنه کوچکتر از 4 آر و اندازه سطح روشنه بزرگتر از 4 آر، تقسیم و سپس با استفاده از آزمون مقایسه میانگین­ها به روش t مستقل اقدام به بررسی ارتباط درجه پوسیدگی خشکه­دارها و اندازه سطح روشنه­های با تجدید حیات طبیعی صورت گرفته و سایر پارامترهای نامبرده شده گردید.

 

نتایج

در این بررسی تعداد 14 خشکه­دار سرپا در روشنه­های با سطوح متفاوت مورد بررسی قرار گرفتند. شکل روشنه­ها اغلب نزدیک به حالت بیضی بوده و خشکه دارهای سرپا عموماً حول مرکز روشنه­ها قرار داشتند. در این تحقیق حداقل و حداکثر سطح روشنه به ترتیب 253 و 633 متر مربّع با میانگین 8/414 متر مربّع بدست آمده است. بیشترین تعداد گونه خشک شده مربوط به گونه راش و با تعداد 13 پایه بود که می­تواند به‏علت تیپ عمومی و غالب جنگل منطقه مورد مطالعه که درختان راش را تشکیل داده و خشکه­دار دیگر مربوط به گونه توسکا بوده است.

بیشترین تعداد خشکه­دارها در کلاسه درجه پوسیدگی کوچکتر از 2 با تعداد 9 پایه که 3/64 درصد خشکه­دارها را در بر می­گرفت. از این تعداد خشکه­دار 7 پایه در درجه پوسیدگی 2 و همچنین 2 پایه از خشکه­دارها در درجه پوسیدگی 1 قرار داشتند. کمترین تعداد خشکه­دارها در کلاسه درجه پوسیدگی بزرگتر از 2 با تعداد 5 پایه بوده است که 7/35 درصد خشکه­دارها را در بر می­گرفت. از این تعداد خشکه­دار 3 پایه در درجه پوسیدگی 3 و همچنین 2 پایه از خشکه­دارها در درجه پوسیدگی 4 قرار داشتند (شکل­های 2و3).

میانگین اندازه سطح روشنه­ها با درجه پوسیدگی خشکه­دارها رابطه معکوس نشان داد، به طوری­که با افزایش درجه پوسیدگی خشکه­دار از میانگین اندازه سطح روشنه کاسته می­شد (شکل4).                       

اندازه­گیری قطر و ارتفاع خشکه­دارها تا درجه پوسیدگی سه در محل مورد مطالعه نشان دهنده این موضوع می­تواند باشد که اغلب درختان خشک شده با میانگین قطر برابر سینه 5/90 سانتی­متر و با میانگین ارتفاع 2/16 متر، از قطر برابر سینه و ارتفاع قابل ملاحظه­ای برخوردارند (شکل 5).

شکل­های 6و7 فراوانی تجدید حیات به اصله در هکتار را در درجه­های مختلف پوسیدگی خشکه­دارها و در کلاسه­های اندازه سطح روشنه نشان می­دهد. بیشترین فراوانی تجدید حیات اندازه­گیری شده در روشنه­های حاصل از خشکه­دارهای با درجه پوسیدگی بیشتر از دو (درجۀ پوسیدگی 3و4) مشاهده می­شود و در سطح 5% معنی­دار است در حالی که مشاهدۀ تغییرات استقرار زادآوری در کلاسه اندازه سطح روشنه در مقایسه با درجه پوسیدگی خشکه­دارها در سطح 5% معنی­دار نمی­باشد.

اگرچه تعداد زادآوری­های استقرار یافته به تفکیک نوع گونه با اندازه سطح روشنه و درجه پوسیدگی خشکه­دارها موجود در آن در سطح 5% اختلاف معنی­داری نشان نداد (جدول 1)، اما بیشترین تعداد زادآوری بترتیب برای گونه­های راش و ممرز اندازه­گیری شد (شکل 8).

گروه­های ارتفاعی نهال‏ها در درجه­های مختلف پوسیدگی خشکه­دارها در سطح 5% تفاوت معنی­داری نداشت (جدول 1) اما در کلاسه حفره­های تاج­پوشش با توجه به      عدم معنی­داری تفاوت‏هایی را نشان می­دهد (شکل 9) و در این تحقیق با افزایش اندازه سطح حفره­های تاج پوشش ارتفاع نهال‏ها افزایش می­یابد.

 

 

 

 

 

شکل 3- فراوانی خشکه­دار در کلاسه انــدازۀ سطح حفره­های تاج­پوشش

 شکل 2- درصد فراوانی خشکه­دارها در درجات مختلف پوسیدگی

 

شکل 5- قطر برابر سینه و ارتفاع خشکه­دارها

 

 a

 

شکل 4- میانگین اندازه سطح روشنه­های تاج­پوشش در کلاسه درجه پوسیدگی خشکه­دارها

 

شکل 7- توزیع تجدید حیات برحسب مساحت روشنه

 b

 

 

شکل 6- توزیع تجدید حیات برحسب درجه پوسیدگی خشکه­دار

 

شکل 9- تعداد نهال بر حسب گروه ارتفاعی در کلاسه­های اندازه سطح حفره­های تاج­پوشش

 

شکل 8- توزیع تجدید حیات بر حسب نوع گونه- شمارش شده در مجموع میکروپلاتها

 

 

برای بررسی ارتباط هریک از درجه­های پوسیدگی خشکه­دارها و اندازه سطح روشنه با متغیرهای مربوط به زادآوری، پس از جمع­آوری داده­ها اقدام به تجزیه و تحلیل آن‏ها گردید. جدول 1 نتایج حاصل از آزمون t مستقل را نشان می­دهد. با توجّه به نتایج بدست آمده از این آزمون، ارتباط درجه پوسیدگی خشکه­دارها با تعداد زادآوری در هکتار در سطح 5% اختلاف معنی­دار را نشان می­دهد، به طوری­که بیشترین تعداد تجدید حیات استقرار یافته در روشنه­های حاصل از خشکه­دارهای با درجه پوسیدگی بیشتر از دو (درجۀ پوسیدگی 3و4) قرار دارد. اما اندازه سطح روشنه در سطح 5% تفاوت معنی­داری را با فراوانی زادآوری استقرار یافته ندارد.

 


 

جدول 1- نتیجۀ آزمون t مستقل برای مقایسه متغیرهای زادآوری با درجه پوسیدگی خشکه­دارها و

اندازۀ سطح روشنه­های تاج­پوشش

متغیر

درجه آزادی

F

t

سطح معنی­داری

درجه پوسیدگی خشکه­دار

فراوانی زادآوری در هکتار

12

485/4

742/2-

٭018/0

شیب

12

65/1

79/0-

n.s.44/0

زادآوری راش

9

7/24

93/1-

n.s.09/0

زادآوری ممرز

5

22/0

11/0-

n.s.92/0

فراوانی نهال های دارای ارتفاع بزرگتر از 3/1 متر

8

55/1

97/0-

n.s.36/0

فراوانی نهال های دارای ارتفاع کوچکتر از 3/1 متر

9

12/6

57/1-

n.s.15/0

اندازۀ سطح روشنۀ تاج پوشش

فراوانی زادآوری در هکتار

12

193/2

014/0-

n.s.989/0

شیب

12

99/1

61/0-

n.s.55/0

زادآوری راش

9

82/1

25/0

n.s.81/0

زادآوری ممرز

5

04/0

14/1

n.s.31/0

فراوانی نهال های دارای ارتفاع بزرگتر از 3/1 متر

8

82/14

82/0

n.s.43/0

فراوانی نهال های دارای ارتفاع کوچکتر از 3/1 متر

9

03/0

01/0

n.s.99/0

(*، معنی­داری در سطح 5% )    -    (n.s.، عدم معنی­داری در سطح 5% )

 

 

شیب عمومی منطقۀ مورد مطالعه کمتر از 30% و جهت عمومی شمال­شرق است و در آزمون­های آماری تفاوت معنی­داری با عوامل مورد مطالعه نشان داده نشد.

 

بحث

این بررسی با هدف مقایسه تأثیر اندازه سطح روشنه و درجه پوسیدگی خشکه­دارها بر میزان استقرار تجدید حیات طبیعی در یک راشستان دست نخورده انجام پذیرفت.

براساس ارایه نتایج گونه راش بیشترین خشکه­دار موجود در روشنه­ها را تشکیل می­داد که در محل مطالعه مورد بررسی قرار گرفت. با توجه به این که گونه غالب توده درختان راش و تیپ غالب نیز راش خالص است، داشتن بیشترین فراوانی خشکه­دار راش در توده منطقی به نظر می­رسد.

اندازه­گیری قطر و ارتفاع خشکه­دارها در محل مورد مطالعه نشان دهنده این موضوع می­تواند باشد که اغلب درختان خشک شده از قطر برابر سینه و ارتفاع قابل ملاحظه­ای برخوردارند که این خشک شدن می­تواند به دلیل پایان دیرزیستی و بروز مرگ درخت باشد نه قرار گرفتن آنها در مرحله رقابت.

بیشترین فراوانی تجدید حیات مربوط به روشنه­های حاصل از خشکه­دارها با درجه پوسیدگی بیشتر از دو (درجه پوسیدگی 3و4) بود. با توجه به شکل 4، هرچه میزان درجه پوسیدگی خشکه­دارها بالاتر می­رود، میانگین اندازه سطح روشنه کوچکتر می­شود و شرایط برای نونهال‏های درختان مناسب­تر می­شود. این موضوع به این علت می­تواند باشد که با گذشت زمان و توسعه تاج درختان حاشیه روشنه­ها بدلیل رقابت برای کسب نور بیشتر، از سطح روشنه­ها کاسته می­شود که این گذشت زمان با افزایش درجه پوسیدگی خشکه­دار همراه است.

تحقیقات نشان می­دهند که بسته شدن تدریجی روشنه­ها در اثر گذشت زمان اتفاق می­افتد، به همین دلیل درجه پوسیدگی بیشتر از دو روشنه مناسب برای رشد نونهال ها است و بتدریج از درجه پوسیدگی 1 به بالا روشنه بسته می­شود (13- 14).

باتوجه به این که خشکه­دارهای دارای درجه پوسیدگی چهار در مرحله پوسیدگی تقریبا کامل قرار دارند و قطر و ارتفاع قابل اندازه­گیری ندارند، در این تحقیق در محل مورد مطالعه دو خشکه­دار با درجه پوسیدگی چهار مشاهده و مورد بررسی قرار گرفتند. لذا در شکل 5، دوازده خشکه­دار سرپا نشان داده شده است.

همچنین بیان می­شود که زادآوری راش در حفره­های کوچکتر فراوان‏تر از حفره­های بزرگ می­باشد به طوری­ که بهترین زادآوری راش در حفره­های کوچکتر از 200 متر مربع اتفاق می­افتد (15). شکل 7 در کلاسه اندازه سطح روشنه کوچک‏تر از 4 آر استقرار زادآوری کمتری را نشان می­دهد و می­تواند به این علت باشد که 3 خشکه­دار با درجه پوسیدگی کمتر از 2 در کلاسه اندازه سطح حفره­های کوچکتر از 4 آر قرار گرفته و 2 خشکه­دار با درجه پوسیدگی بیشتر از 2 در کلاسه اندازه سطح حفره­های بزرگتر از 4 آر قرار گرفته است. با توجه به این که استقرار زادآوری بیشتر در حفره­های ناشی از خشکه­دارها با درجه پوسیدگی بیشتر از 2 می­باشد، موجب افزایش نمودار زادآوری در کلاسه اندازه سطح حفره­های بزرگتر از 4 آر در شکل 7 گردید، امّا این اختلاف در سطح 5% معنی­دار نمی­باشد (جدول 1). همچنین با توجه به شکل 3، تعداد خشکه­دار بیشتری در کلاسه اندازه سطح حفره­های بزرگتر از 4 آر وجود دارد که می­تواند موجب افزایش استقرار زادآوری در این شکل شود. اما بطور کلی با توجه به میانگین اندازه سطح روشنه در کلاسه درجه پوسیدگی خشکه­دارها رابطه شکل 4 برقرار است.

در مطالعه­ای در جنگل خیرودکنار برای وضعیت استقرار نهال‏های راش و ممرز نشان داده شد که بیشترین میزان استقرار نهال‏ها در اطراف خشکه­دارهای با درجه پوسیدگی 4 مشاهده می­شود. همچنین با افزایش درجه پوسیدگی میزان استقرار نهال‏ها افزایش می­یابد (16) و نتایج بدست آمده از این تحقیق نیز این موضوع را بیان می­کند که بیشترین نوع گونه زادآوری استقرار یافته به ترتیب مربوط به گونه­های راش و ممرز است که در روشنه­های تاج­پوشش مربوط به خشکه­دارهای با درجه پوسیدگی بیشتر از دو (درجۀ پوسیدگی 3و4) وجود دارند.

بررسی در بخش چیلر جنگل خیرودکنار نوشهر نشان می­دهد که بین میانگین تعداد نهال‏های موجود در کنار خشکه­دارها     با درجات مختلف پوسیدگی تفاوت معنی­داری وجود ندارد ولی میان اندازه  مختلف روشنه در رابطه با تعداد نهال‏های مستقر شده در زیر آن‏ها تفاوت معنی­داری وجود دارد (14). البته تشخیص درجه پوسیدگی بین درجه 2و3 و یا 3و4 که یک متغیر کیفی است ممکن است موجب تفاوت در کسب نتایج باشد، اما این در حالی است که نتایج این پژوهش عکس این موضوع در تحقیق مورد نظر را اثبات می­کند.

در یک بررسی در ایتالیا نشان داده شد که بیشترین میزان استقرار نهال‏های Picea abies در اطراف خشکه­دارها با درجه پوسیدگی پیشرفته تا کامل (درجه پوسیدگی 3و4) می­باشد (17) که با نتایج بدست آمده از این پژوهش مشابه است. همچنین در مطالعات بیان می­شود بین درجه پوسیدگی خشکه­دار و فراوانی تجدید حیات استقرار یافته رابطه معنی­دار وجود دارد و تجدید حیات اطراف واریزه­های درشت چوبی بیشتر از اطراف درختان سالم می­باشد (18).

در تحقیقات نشان داده شده که با افزایش اندازه سطح روشنه   بر ارتفاع نهال ها افزوده می­شود که می­تواند به‏علت رقابت     بین نهال های استقرار یافته جهت کسب نور بیشتر باشد. اگرچه این ارتباط در نتایج اختلاف معنی­داری را نشان نداده است، اما تفاوت‏هایی وجود دارد که در شکل 9 نشان داده است و با افزایش سطح روشنه بر ارتفاع نهال‏ها افزوده شده است (19- 20).

نتایج حاصل از این پژوهش نشان می­دهد که بیشترین تجدید حیات استقرار یافته در روشنه­های حاصل از خشکه­دارها با درجه پوسیدگی بیشتر از دو (درجۀ پوسیدگی 3و4) مشاهده می­شود و استقرار زادآوری با درجه پوسیدگی خشکه­دار  ارتباط معنی­دار دارد، در حالیکه با کلاسه اندازه سطح روشنه­های تاج­پوشش این ارتباط در سطح 5% اختلاف معنی­دار نشده است. همچنین با مرور منابع گذشته و نتایج بدست آمده از این پژوهش می‏توان استنباط کرد، با گذشت زمان و روند افزایش درجه پوسیدگی خشکه­دارها، ظرفیت نگهداشت آب، میزان مواد آلی خاک و حاصل‏خیزی آن افزایش یافته و میانگین اندازه سطح روشنه به‏علت رقابت تاج درختان حاشیه آن کاهش می­یابد، بدین ترتیب شرایط بهتری برای استقرار زادآوری مهیا می­شود و می­توان گفت، به این‏صورت است که در طی سالیان متمادی، جنگل روند تکامل، احیا و رسیدن به نقطه اوج خود را طی کرده است. از این ارتباط خشکه­دار با وضعیت زادآوری میتوان نتیجه گرفت که خشکه­دارها برای استمرار تجدید حیات طبیعی در جنگل می­توانند مفید باشند.

 

منابع

  1. Norden, B., Gotmark. F., Ttonnberg, M., Ryberg, M., 2004. Dead wood in Semi-Natural temperate broadleaved woodland: contribution of coarse and fine dead wood, attached dead wood and stumps, Forest Ecology and Management, Vol. 194, pp. 235-248.
  2. Mormman. C.E., Russell, K.R., Sabin, G.R., 1999. Snag dynamic and cavity occurrencein the South Carolinapiedmont, Forest Ecology and Management, Vol. 118, pp. 37-48.
  3. مروی مهاجر، محمد رضا، «جنگلشناسی و پرورش جنگل»، انتشارات دانشگاه تهران، 1384. ص 387.
  4. Christensen, M., Hahn. K., Mountford. E.P., Odor. P., Standovar. T., Rozenbergar. D., Diaci. J., Wijdeven. S., Meyer. P., Winter S., Verska, T., 2005. Dead wood in European beech (Fagus sylvatica) forest reserves, Forest Ecology and Management, Vol. 210, pp. 267-282.
  5. Yan, E., Wang. X., Huang. J., Zeng, R., Gong, L., 2007. Long-lasting legacy of forest succession and forest management: Characteristics of coarse woody debris in an evergreen broad-leaved forest of eastern China, Forest Ecology and Management, Vol. 252, pp. 98-107.
  6. Jenish, J.E., Harmon, M.E., 2002. Succsesional change in live and dead woods carbon stores: implications for net ecosystems productivity, Tree physiology, Vol. 22, pp. 77-89.
  7. بی­نام، «طرح جنگلداری سری 3 جمند حوزۀ 45 گلبند»، 1385، ص 274.
  8. دلفان اباذری، بهرام و همکاران، «بررسی سطوح حفره‌های زادآوری و وضعیت کمّی نهال های استقرار یافته در قطعه شاهد جنگل های کلاردشت (طرح لنگا)»، فصلنامه علمی پژوهشی تحقیقات جنگل و صنوبر ایران، 1383، جلد 12 (2): 251- 266.
  9. شهنوازی، هوشنگ، «ارزیابی کمّی و کیفی حفره­های زادآوری ایجاد شده در راشستان های گلبند(سری جمند)»، پایان نامۀ کارشناسی ارشد جنگلداری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، 1379؛ ص 115.
  10. امان­زاده، بیت­الله و همکاران، «بررسی زادآوری راش در حفره­های طبیعی جنگل های اسالم»، مجلۀ پژوهش و سازندگی، 1385، جلد 71: 19-25.
  11. Griffiths, M.E., Lawes, M.J., Tsvuura, Z., 2007. Understorey Gaps influence regeneration dynamics in subtropical coastal dune forest. Plant Ecol., Vol. 189, pp. 227-236.
  12. مروی مهاجر، محمدرضا، «جزوۀ درسی جنگلشناسی تکمیلی»، دانشکدۀ منابع طبیعی دانشگاه تهران، 1381، ص 54.
  13. Rankin, W.T., Tramer, E.J., 2002. Understory succession and the gap regeneration cycle in a Tsuga canadensis forest, Can. J. For. Res., Vol. 32, pp. 16-23.
  14. ذوالفقاری، اسلام و همکاران، «نقش خشکه­دارها در تجدید حیات طبیعی توده­های جنگلی»، فصلنامه علمی پژوهشی تحقیقات جنگل و صنوبر ایران، 1386، جلد 15(3): 234-240.
  15. Yamamoto, S., 1989. Gap dynamics in Climax Fagus Crenata forests. Bot. Mag. Tokyo, Vol. 102, pp. 93-114.
  16. سفیدی، کیومرث و همکاران، «بررسی تأثیر خشکه­دارها در استقرار نهال های راش و ممرز در جنگل آمیخته راش»، فصلنامه علمی پژوهشی تحقیقات جنگل و صنوبر ایران، 1386، جلد 15(4): 365-373.
  17. Motta, R., Berretti. R., Lingua, E., Piussi, P., 2006. Coars woody debris, forest structure and regeneration in the Valbona forest reserve, Paneveggio, Italian Alps, Forest Ecology and Management, Vol. 235, pp. 155-163.
  18. Hofgaard, A., 1993. Structure and regeneration pattern in a virgin picea abies forest in northern Sweden, Journal vegetation science, Vol. 4, pp. 601- 608.
  19. سلیمی مقدّم، علی اوسط، «بررسی کمّی و کیفی زادآوری گونه­های مختلف درختی در حفره­های با سطوح متفاوت در سری 2 لساکوتی»، پایان نامه کارشناسی ارشد جنگلداری، دانشگاه مازندران، دانشکده منابع طبیعی،1384؛ ص 88.
  20. شهنوازی، هوشنگ و همکاران، «ارزیابی کمّی وکیفی زادآوری طبیعی درحفره‌های ایجاد شده راشستان های گلبند (سری جمند)»، فصلنامه تحقیقات جنگل و صنوبر ایران، 1384، جلد 13 (2): 141-153.

 

 

 

 

                 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 



[1] - دانشیار گروه جنگلداری دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری

[2] - استاد گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه تهران

3- دانش آموختۀ کارشناسی ارشد رشتۀ جنگلداری دانشکدۀ منابع طبیعی، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری *(مسئول مکاتبات)

  1. Norden, B., Gotmark. F., Ttonnberg, M., Ryberg, M., 2004. Dead wood in Semi-Natural temperate broadleaved woodland: contribution of coarse and fine dead wood, attached dead wood and stumps, Forest Ecology and Management, Vol. 194, pp. 235-248.
  2. Mormman. C.E., Russell, K.R., Sabin, G.R., 1999. Snag dynamic and cavity occurrencein the South Carolinapiedmont, Forest Ecology and Management, Vol. 118, pp. 37-48.
  3. مروی مهاجر، محمد رضا، «جنگلشناسی و پرورش جنگل»، انتشارات دانشگاه تهران، 1384. ص 387.
  4. Christensen, M., Hahn. K., Mountford. E.P., Odor. P., Standovar. T., Rozenbergar. D., Diaci. J., Wijdeven. S., Meyer. P., Winter S., Verska, T., 2005. Dead wood in European beech (Fagus sylvatica) forest reserves, Forest Ecology and Management, Vol. 210, pp. 267-282.
  5. Yan, E., Wang. X., Huang. J., Zeng, R., Gong, L., 2007. Long-lasting legacy of forest succession and forest management: Characteristics of coarse woody debris in an evergreen broad-leaved forest of eastern China, Forest Ecology and Management, Vol. 252, pp. 98-107.
  6. Jenish, J.E., Harmon, M.E., 2002. Succsesional change in live and dead woods carbon stores: implications for net ecosystems productivity, Tree physiology, Vol. 22, pp. 77-89.
  7. بی­نام، «طرح جنگلداری سری 3 جمند حوزۀ 45 گلبند»، 1385، ص 274.
  8. دلفان اباذری، بهرام و همکاران، «بررسی سطوح حفره‌های زادآوری و وضعیت کمّی نهال های استقرار یافته در قطعه شاهد جنگل های کلاردشت (طرح لنگا)»، فصلنامه علمی پژوهشی تحقیقات جنگل و صنوبر ایران، 1383، جلد 12 (2): 251- 266.
  9. شهنوازی، هوشنگ، «ارزیابی کمّی و کیفی حفره­های زادآوری ایجاد شده در راشستان های گلبند(سری جمند)»، پایان نامۀ کارشناسی ارشد جنگلداری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، 1379؛ ص 115.
  10. امان­زاده، بیت­الله و همکاران، «بررسی زادآوری راش در حفره­های طبیعی جنگل های اسالم»، مجلۀ پژوهش و سازندگی، 1385، جلد 71: 19-25.
  11. Griffiths, M.E., Lawes, M.J., Tsvuura, Z., 2007. Understorey Gaps influence regeneration dynamics in subtropical coastal dune forest. Plant Ecol., Vol. 189, pp. 227-236.
  12. مروی مهاجر، محمدرضا، «جزوۀ درسی جنگلشناسی تکمیلی»، دانشکدۀ منابع طبیعی دانشگاه تهران، 1381، ص 54.
  13. Rankin, W.T., Tramer, E.J., 2002. Understory succession and the gap regeneration cycle in a Tsuga canadensis forest, Can. J. For. Res., Vol. 32, pp. 16-23.
  14. ذوالفقاری، اسلام و همکاران، «نقش خشکه­دارها در تجدید حیات طبیعی توده­های جنگلی»، فصلنامه علمی پژوهشی تحقیقات جنگل و صنوبر ایران، 1386، جلد 15(3): 234-240.
  15. Yamamoto, S., 1989. Gap dynamics in Climax Fagus Crenata forests. Bot. Mag. Tokyo, Vol. 102, pp. 93-114.
  16. سفیدی، کیومرث و همکاران، «بررسی تأثیر خشکه­دارها در استقرار نهال های راش و ممرز در جنگل آمیخته راش»، فصلنامه علمی پژوهشی تحقیقات جنگل و صنوبر ایران، 1386، جلد 15(4): 365-373.
  17. Motta, R., Berretti. R., Lingua, E., Piussi, P., 2006. Coars woody debris, forest structure and regeneration in the Valbona forest reserve, Paneveggio, Italian Alps, Forest Ecology and Management, Vol. 235, pp. 155-163.
  18. Hofgaard, A., 1993. Structure and regeneration pattern in a virgin picea abies forest in northern Sweden, Journal vegetation science, Vol. 4, pp. 601- 608.
  19. سلیمی مقدّم، علی اوسط، «بررسی کمّی و کیفی زادآوری گونه­های مختلف درختی در حفره­های با سطوح متفاوت در سری 2 لساکوتی»، پایان نامه کارشناسی ارشد جنگلداری، دانشگاه مازندران، دانشکده منابع طبیعی،1384؛ ص 88.
  20. شهنوازی، هوشنگ و همکاران، «ارزیابی کمّی وکیفی زادآوری طبیعی درحفره‌های ایجاد شده راشستان های گلبند (سری جمند)»، فصلنامه تحقیقات جنگل و صنوبر ایران، 1384، جلد 13 (2): 141-153.
 

 

 

 

                 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

  1. Norden, B., Gotmark. F., Ttonnberg, M., Ryberg, M., 2004. Dead wood in Semi-Natural temperate broadleaved woodland: contribution of coarse and fine dead wood, attached dead wood and stumps, Forest Ecology and Management, Vol. 194, pp. 235-248.
  2. Mormman. C.E., Russell, K.R., Sabin, G.R., 1999. Snag dynamic and cavity occurrencein the South Carolinapiedmont, Forest Ecology and Management, Vol. 118, pp. 37-48.
  3. مروی مهاجر، محمد رضا، «جنگلشناسی و پرورش جنگل»، انتشارات دانشگاه تهران، 1384. ص 387.
  4. Christensen, M., Hahn. K., Mountford. E.P., Odor. P., Standovar. T., Rozenbergar. D., Diaci. J., Wijdeven. S., Meyer. P., Winter S., Verska, T., 2005. Dead wood in European beech (Fagus sylvatica) forest reserves, Forest Ecology and Management, Vol. 210, pp. 267-282.
  5. Yan, E., Wang. X., Huang. J., Zeng, R., Gong, L., 2007. Long-lasting legacy of forest succession and forest management: Characteristics of coarse woody debris in an evergreen broad-leaved forest of eastern China, Forest Ecology and Management, Vol. 252, pp. 98-107.
  6. Jenish, J.E., Harmon, M.E., 2002. Succsesional change in live and dead woods carbon stores: implications for net ecosystems productivity, Tree physiology, Vol. 22, pp. 77-89.
  7. بی­نام، «طرح جنگلداری سری 3 جمند حوزۀ 45 گلبند»، 1385، ص 274.
  8. دلفان اباذری، بهرام و همکاران، «بررسی سطوح حفره‌های زادآوری و وضعیت کمّی نهال های استقرار یافته در قطعه شاهد جنگل های کلاردشت (طرح لنگا)»، فصلنامه علمی پژوهشی تحقیقات جنگل و صنوبر ایران، 1383، جلد 12 (2): 251- 266.
  9. شهنوازی، هوشنگ، «ارزیابی کمّی و کیفی حفره­های زادآوری ایجاد شده در راشستان های گلبند(سری جمند)»، پایان نامۀ کارشناسی ارشد جنگلداری، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، 1379؛ ص 115.
  10. امان­زاده، بیت­الله و همکاران، «بررسی زادآوری راش در حفره­های طبیعی جنگل های اسالم»، مجلۀ پژوهش و سازندگی، 1385، جلد 71: 19-25.
  11. Griffiths, M.E., Lawes, M.J., Tsvuura, Z., 2007. Understorey Gaps influence regeneration dynamics in subtropical coastal dune forest. Plant Ecol., Vol. 189, pp. 227-236.
  12. مروی مهاجر، محمدرضا، «جزوۀ درسی جنگلشناسی تکمیلی»، دانشکدۀ منابع طبیعی دانشگاه تهران، 1381، ص 54.
  13. Rankin, W.T., Tramer, E.J., 2002. Understory succession and the gap regeneration cycle in a Tsuga canadensis forest, Can. J. For. Res., Vol. 32, pp. 16-23.
  14. ذوالفقاری، اسلام و همکاران، «نقش خشکه­دارها در تجدید حیات طبیعی توده­های جنگلی»، فصلنامه علمی پژوهشی تحقیقات جنگل و صنوبر ایران، 1386، جلد 15(3): 234-240.
  15. Yamamoto, S., 1989. Gap dynamics in Climax Fagus Crenata forests. Bot. Mag. Tokyo, Vol. 102, pp. 93-114.
  16. سفیدی، کیومرث و همکاران، «بررسی تأثیر خشکه­دارها در استقرار نهال های راش و ممرز در جنگل آمیخته راش»، فصلنامه علمی پژوهشی تحقیقات جنگل و صنوبر ایران، 1386، جلد 15(4): 365-373.
  17. Motta, R., Berretti. R., Lingua, E., Piussi, P., 2006. Coars woody debris, forest structure and regeneration in the Valbona forest reserve, Paneveggio, Italian Alps, Forest Ecology and Management, Vol. 235, pp. 155-163.
  18. Hofgaard, A., 1993. Structure and regeneration pattern in a virgin picea abies forest in northern Sweden, Journal vegetation science, Vol. 4, pp. 601- 608.
  19. سلیمی مقدّم، علی اوسط، «بررسی کمّی و کیفی زادآوری گونه­های مختلف درختی در حفره­های با سطوح متفاوت در سری 2 لساکوتی»، پایان نامه کارشناسی ارشد جنگلداری، دانشگاه مازندران، دانشکده منابع طبیعی،1384؛ ص 88.
  20. شهنوازی، هوشنگ و همکاران، «ارزیابی کمّی وکیفی زادآوری طبیعی درحفره‌های ایجاد شده راشستان های گلبند (سری جمند)»، فصلنامه تحقیقات جنگل و صنوبر ایران، 1384، جلد 13 (2): 141-153.