بررسی رابطه تراکم جمعیت سلیم خرچنگ خوار ( Dromas ardeola) و صدف خوار (Haematopus ostralegus) و تراکم طعمه های مورد استفاده در بستر های گلی مصب رودخانه زهره

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشگاه اراک، دانشکدۀ کشاورزی و منابع طبیعی، گروه محیط زیست*(مسوول مکاتبات).

2 2- سازمان حفاظت محیط زیست، معاونت محیط طبیعی، دفتر موزه تاریخ طبیعی و ذخایر ژنتیکی،کارشناس بخش جانوری.

چکیده

زمینه و هدف: روابط بوم شناختی بین طعمه خواران و طعمه آن ها در دو گونه از پرندگان کنار آب زی، شامل سلیم خرچنگ خوار (Dromas  ardeola)  و صدف خوار(Haematopus ostralegus) از خردادماه تا اسفندماه 1383 در مصب رودخانه زهره واقع در منطقه سجافی هندیجان مورد مطالعه قرار گرفت.
مواد و روش ها: با استقرار 7 قطعه ترانسکت در منطقه ابتدا تراکم گونه های پرنده مورد نظر در ترانسکت های مختلف محاسبه شده و تراکم اقلام غذایی اصلی مورد استفاده توسط آن ها نیز محاسبه گردید. برای برآورد تراکم و فراوانی این دو گونه از روش پلات دایره ای متغیر(VCP)، در مورد خرچنگ ها از روش فاصله تا نزدیک ترین همسایه و برای صدف های دو کفه ای از روش کوادرات ها بهره گیری شد. داده های به دست آمده با نرم افزار DISTANCE  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.
 نتایج: نتایج حاکی از آن بود که رژیم غذایی اصلی سلیم خرچنگ خوار و صدف خوار در منطقه مورد نظر به ترتیب نوعی خرچنگ ساکن در بسترهای گلیEurycarcinus orientalis   و صدف های متعلق به خانواده  Cardidae  می باشد. جمعیت خرچنگ ها به صورت کپه ای بوده و طعمه خوار مجبور است کپه ای را انتخاب نماید که انرژی دریافتی خود را به حداکثر برساند. بنابراین پراکندگی تراکم سلیم خرچنگ خوار رابطه معنی داری با پراکنش تراکم خرچنگ دارد (R2= 0.875, P<0.005 ) ولی چنین  رابطه ای بین صدف خوار و صدف های دوکفه ای مشاهده نگردید(R2= 0.072, P<0.005 ).

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست ، دورههفدهم، شماره سه، پاییز 94

 

بررسی رابطه تراکم جمعیت سلیم خرچنگ خوار ( Dromas ardeola) و صدف خوار (Haematopus ostralegus) و تراکم طعمه های مورد استفاده

در بستر های گلی مصب رودخانه زهره

 

مرتضی نادری[1]*

m-naderi@araku.ac.ir

مستوره دارابی2

 

تاریخ دریافت:18/11/88

تاریخ پذیرش:21/1/89

 

چکیده

زمینه و هدف: روابط بوم شناختی بین طعمه خواران و طعمه آن ها در دو گونه از پرندگان کنار آب زی، شامل سلیم خرچنگ خوار (Dromas  ardeola)  و صدف خوار(Haematopus ostralegus) از خردادماه تا اسفندماه 1383 در مصب رودخانه زهره واقع در منطقه سجافی هندیجان مورد مطالعه قرار گرفت.

مواد و روش ها: با استقرار 7 قطعه ترانسکت در منطقه ابتدا تراکم گونه های پرنده مورد نظر در ترانسکت های مختلف محاسبه شده و تراکم اقلام غذایی اصلی مورد استفاده توسط آن ها نیز محاسبه گردید. برای برآورد تراکم و فراوانی این دو گونه از روش پلات دایره ای متغیر(VCP)، در مورد خرچنگ ها از روش فاصله تا نزدیک ترین همسایه و برای صدف های دو کفه ای از روش کوادرات ها بهره گیری شد. داده های به دست آمده با نرم افزار DISTANCE  مورد تجزیه و تحلیل قرار گرفت.

 نتایج: نتایج حاکی از آن بود که رژیم غذایی اصلی سلیم خرچنگ خوار و صدف خوار در منطقه مورد نظر به ترتیب نوعی خرچنگ ساکن در بسترهای گلیEurycarcinus orientalis   و صدف های متعلق به خانواده  Cardidae  می باشد. جمعیت خرچنگ ها به صورت کپه ای بوده و طعمه خوار مجبور است کپه ای را انتخاب نماید که انرژی دریافتی خود را به حداکثر برساند. بنابراین پراکندگی تراکم سلیم خرچنگ خوار رابطه معنی داری با پراکنش تراکم خرچنگ دارد (R2= 0.875, P<0.005 ) ولی چنین  رابطه ای بین صدف خوار و صدف های دوکفه ای مشاهده نگردید(R2= 0.072, P<0.005 ).

کلمات کلیدی: روابط طعمه و طعمه خوار، روش های فاصله ای، الگوهای توزیع مکانی، صدف های دوکفه ای، پرندگان کنارآبزی.

 

مقدمه


بسترهای گلی جزر و مدی نقشی حیاتی در کارکردهای نظام های مصبی ایفا می کنند و تولید در آن ها در مقایسه با مناطق پایین دست و بالادست بیشتر بوده و بدین لحاظ از تنوع زیستی بالایی نیز برخوردارند. در این بیوتوپ ها، انواع جانداران طعمه خوار و طعمه مشاهده می شوند. جوامع پرنده مشاهده شده در این بوم سازگان ها مرتباً تغییر مکان می دهند و الگوی فعالیت آن ها  به الگوی حرکات آب بستگی دارد. تغییر شوری آب در چنین مناطقی باعث تغییر ساختار ارگانیسم های طعمه و در نتیجه طعمه خواران نیز می شود(1). در تحلیل رجحان غذایی در گونه های مختلف، ابتدا پیشنهاد می شود که سازگاری های رفتاری و ریختی در پرندگان کنار آبزی، مثل طول منقار که منطبق بر عمق حضور طعمه ای خاص است مورد مطالعه قرار گیرد (2). پرندگان مختلف ساکن در مناطق جزر و مدی، مناطق مختلفی را برای تغذیه انتخاب می کنند مثلا تنجه در مناطقی که میزان آب کم است یا در حاشیه آب و عمدتاً از MacomaوHydrobia  و سایر بی مهرگان کوچک  تغذیه می کند در حالی که پرندگان کنار آب زی مثل برخی تلیله ها به خوبی در حواشی آب های جزری چه در تابستان و چه در زمستان عناصر طعمه را جمع آوری می کنند (3). نوع تغذیه و رفتار تغذیه ای، همگی به اصل تغذیه بهینه ارتباط پیدا می کنند (4). نوع رفتار تغذیه ای به درصد پرندگان ساحلی مشغول تغذیه، رفتارهایی مثل شاخه نشینی، تاریخ و زمان کشند و نوع گونه بستگی دارد. برگر و همکارانش (5) مهاجرت های بهاره را در خلیج دلاوار مطالعه کرده و دریافتند که در طی اواسط زمان مهاجرت، بیشترین درصد این پرندگان در صبح زود تا صبح و در طی جزر به تغذیه می پردازند. برخی پرندگان در شرایط جزرو مدی در این بسترها تغذیه می کنند در حالی که هیچ کدام در مد کامل در سواحل به تغذیه مشغول نمی شوند. تراکم و اجتماع یک گونه در نقطه یا لکه ای خاص نشان دهنده ارزش آن لکه در تغذیه می باشد و وجود موزاییکی از انواع زیستگاه ها  در حفظ چنین جمعیت های بالا در بستر های گلی و مصب ها بسیار حائز اهمیت است. استرادینز (6)  میزان تراکم خرچنگ و تراکم خرچنگ خوار را در بستر های گلی  برآورد کرد و با بررسی میزان تراکم خرچنگ اذعان نمود که میزان تراکم خرچنگ ها به شدت متغیر تراکم جمعیت پرنده را کنترل می نماید. پرندگان نرم تن خوار و خرچنگ خوار به تعداد زیاد در خارج از فصل زادآوری در برخی مناطق ساحلی ایران به سر می برند. به ویژه مساله تغذیه این پرندگان در شرایط جزر و مد از نظر مطالعات بوم شناختی جالب توجه می باشد. دسترسی به غذا  نقشی اساسی در تمامی جنبه های رفتاری پرندگان ایفا می کند، جنبه هایی مثل توزیع و پراکنش، گزینش زیستگاه، مهاجرت و قلمروطلبی (7، 8). بوم شناسان عقیده دارند که این طعمه خواران باید کپه ای[2] از جمعیت طعمه را انتخاب کنند تا بتوانند بیشترین انرژی را دریافت نمایند، چراکه پرندگان ساکن در سواحل و بسترهای مناطق جزر و مدی نمی توانند در سرتاسر روز به تغذیه بپردازند. البته این مساله زمانی قابل بررسی است که اقلام غذایی یا افراد طعمه به صورت کپه ای پراکنده شده باشند و دوم این که فاصله بین این کپه ها عاری از این طعمه ها فرض شود (9). این سئوال پیش می آید که آیا در مناطقی که تراکم طعمه حداکثر است تراکم طعمه خوار نیز حداکثر می باشد؟  در راستای پاسخ به این پرسش دوگونه از پرندگان کنارآبزی در مصب رودخانه زهره در منطقه سجافی انتخاب شده و مورد مطالعه قرار گرفتند. علت انتخاب این گونه ها به دو دلیل می باشد اول این که این دو گونه از جمعیت نسبتاً مطلوبی در منطقه برخوردار بوده و دوم این که این طعمة مورد استفاده توسط این پرندگان مشخص بوده و امکان تعیین پراکنش و تراکم آن ها وجود دارد. بررسی الگوی مکانی تغذیه پرندگان کنارآبزی علاوه بر اهمیت در مطالعات بوم شناختی کمک خوهد کرد تا از  اثرات فعالیت های انسانی مثل صیادی، به ویژه صید صدف و خرچنگ بر آشفتگی پرندگان آبزی و کنارآبزی کاسته شود. سلیم خرچنگجخوار نه کلنی جوجه آور درکل دنیا را تشکیل می دهد که حدودا 1500 جفت آن در ایران زادآوری می نمایند(6، 7و10). این گونه به صورت بومی درسواحل جنوبی کشور دیده می شود و عمدتاً از خرچنگ های بستر گلی تغذیه می نمایند. رژیم غذایی اصلی صدف خوار عمدتاً از صدف های دوکفه ای تشکیل می شود( 5) (شکل 1).

 
 

شکل 1- خرچنگ خوار(بالا) و صدف خوار (پایین)

 

مواد و روش ها

این مطالعه در بسترهای گلی مصب رودخانه زهره واقع در بندر سجافی هندیجان انجام گرفت. بسترهای گلی این منطقه محیطی بی نظیر را برای زیست صدها پرنده کنار آب زی از گونه های مختلف فراهم می آورند (شکل 2)

در این مطالعه با روش های مشاهده مستقیم، بررسی محتویات معده و بررسی پوسته های صدف های اطراف آشیانه ها (در مورد صدف خوار) طعمه های اصلی دو گونه از پرندگان کنار آب زی منطقه تعیین شد (11). به منظور ثبت تراکم گونه های پرنده مورد نظر و جمعیت خرچنگ های ساکن بسترهای گلی در بخش های مختلف منطقه و مشخص کردن مناطق ثابتی در طول مطالعه، 7 قطعه ترانسکت نواری به صورت تصادفی-سازگانی از محل شروع بسترهای گلی (از پاسگاه نظامی) تا انتهای رودخانه زهره استقرار یافت. موقعیت این ترانسکت ها جهت تعین مسیرهایی ثابت برای برداشت های مکرر در طول مطالعه علامت گذاری شدند. از آن جا که بسترهای گلی ساحل رودخانه به صورت لکه ای پراکنده بوده و به هم پیوسته نیستند، موقعیت ترانسکت ها به گونه ای انتخاب شد که مساحت بیشتری از بسترهای گلی ساحل رودخانه را پوشش دهند (چهار ترانسکت در سمت راست و سه ترانسکت در سمت چپ رود). در منطقه مورد مطالعه امکان پیاده روی و پیمایش ترانسکت های نواری برای برآورد تراکم در واحد مساحت به سختی امکان پذیر بوده و به نظر روش حرکت با قایق پارویی یا قایق موتوری با موتور خاموش در حین آماربرداری مناسب ترین شیوه می باشد (2). در چنین روشی تکرار آزمایش حداقل سه بار توصیه می شود (12). به منظور شمارش پرندگان مورد نظر و تعیین تراکم آن ها علاوه بر بهره گیری از روش ترانسکت ها از روش پلات دایره ای متغیر (VCP)[3] نیز استفاده گردید، به این صورت که در شرایط حداقل جزر ناظر به کمک قایق پارویی به نقطه مورد نظر رسیده و پس از استتار جهت برقراری آرامش شروع به شمارش گونه مورد نظر در داخل و خارج فاصله شعاعی مشخص می نماید. با کمک رابطه زیر می توان تراکم را مورد محاسبه قرار داد (12):

 

 

 

در این رابطه r  فاصله شعاعی مورد نظر،N1 تعداد افراد مشاهده شده در داخل فاصله شعاع rو N2 تعداد افراد مشاهده شده در خارج از این فاصله می باشد. در این مطالعه فاصله شعاعی مورد نظر 50 متر و مدت زمان استتار قبل از شمارش 10 دقیقه انتخاب گردید (11). به منظور اطمینان از صحت نتایج به دست آمده در شمارش گونه های مورد مطالعه، داده های به دست آمده در روش VCP و روش ترانسکت با بهره گیری از نرم افزار  DISTANC نیز تجزیه و تحلیل شده و نتایج به دست آمده مورد تایید قرار گرفت. عملیات ثبت تراکم در طول مدت مطالعه تحت شرایط حداقل جزر 9 بار و در شرایط حداکثر مد یک بار تکرار گردید.

جهت برآورد تراکم جمعیت خرچنگ در ترانسکت های استقرار یافته در بسترهای گلی منطقه، از روش فاصله تا نزدیک ترین همسایه[4] استفاده گردید(3). به این ترتیب که ابتدا ناظر با انتخاب یک فرد به صورت تصادفی، فاصله فرد مورد نظر را تا نزدیکترین فرد دوم ثبت می نماید. با تکرار این روند می توان با کمک رابطة زیر و بدون نیاز به متغیر مساحت، تراکم را محاسبه نمود (13):

 

در این رابطه برابر با تراکم جمعیت، n  تعداد دفعات نمونه برداری و فاصله جاندار انتخاب شده تا نزدیک ترین فرد همسایه می باشد. تراکم جمعیت گونه های دوکفه ای با کمک کوادرات یک متر در یک متر درسطح اعتماد 95% محاسبه گردید. کوادرات ها به صورت تصادفی در محل  استقرار یافته و با نمونه برداری از بستر و شستشوی گل و لای با الک، تعداد صدف های دوکفه ای مورد نظر شمارش شده و در نهایت تراکم از طریق رابطه زیر محاسبه گردید(3):

 

   Aiبرابر است با مساحت کوادرات i ام. با محاسبه تراکم عناصر طعمه و طعمه خوار و برقراری عملیات آماری رگرسیون  بین داده های ثبت شده ضریب همبستگی تراکم طعمه و طعمه خوار محاسبه شده و مورد مقایسه قرارگرفتند. رژیم غذایی اصلی گونه های پرنده مورد مطالعه با کمک شکار و بررسی محتویات معده، مشاهده مستقیم، رجوع به مطالعات پیشین و بررسی آشیانه های سال قبل تعیین گردید. به این منظور تعداد 24 قطعه سلیم خرچنگ خوار و 8 قطعه صدف خوار شکار شده و محتویات دستگاه گوارش آن ها مورد بررسی قرارگرفت. همچنین چندین بازدید از آشیانه های سال گذشتة گونه صدف خوار در جزیره قبر ناخدا در 25 کیلومتری بندر ماه شهر  به عمل آمد.

 

شکل (2) نمایی از بستر گلی در منطقه

 

نتیجه گیری 

در طول زمان مطالعه 58 گونه پرنده آب زی،کنارآب زی و خشکی زی شناسایی و ثبت گردید.  مرور جامع پیشینه مطالعاتی، بررسی محتویات دستگاه گوارش 24 قطعه شکار شده توسط شکارچیان و مشاهده مستقیم حاکی از آن است که رژیم اصلی غذایی خرچنگ خوار نوعی خرچنگ به نامorientalis  Eurycarinus (خاص بسترهای گلی منطقه) می باشد. این گونه با کمک کلید شناسایی خرچنگ ها (11) و همچنین مشاوره با متخصصین (نیکوییان، مذاکرات شفاهی) مورد شناسایی قرارگرفت. گونه صدف خوار نیز غالبا از صدف های دوکفه ای نسبتا بزرگ در منطقه تغذیه می نماید. رژیم غالب غذایی این پرنده از صدف های دوکفه ای خانواده Cardidae  به ویژه گونهTrachycardium lacunosum[5] می باشد که از پراکندگی مناسبی در منطقه برخوردار است. از طرفی نتایج حاکی از آن بود که این پرنده ازکرم ها، حشرات وگیاهان به عنوان غذای ثانویه استفاده می کند.

برقراری رگرسیون بین دو متغیر طعمه (مستقل) و طعمه خوار (وابسته) حاکی از آن استجکه بین تراکم خرچنگ خوار و خرچنگ رابطه معناداری وجود دارد (P<0.005). طی برداشت صورت گرفته در شرایط شروع مد رابطه معنی داری بین این دو متغیر مشاهده نشد (= 0.072, P= 0.3). نتایج ناشی از برقراری رگرسیون بین دو متغیر صدف خوار (وابسته) و صدف دوکفه ای حاکی از آن است که رابطه معناداری بین این دو متغیر وجود ندارد (در سطح اطمینان95%). نتایج پایش نحوه تغییر جمعیت گونه های مختلف پرندگان در منطقه نشان داد که از اواخر آبان ماه تا اوایل اسفندماه جمعیت کلیه گونه های پرندگان منطقه روبه افزایش بوده و سپس کاهش می یابد. جمعیت گونه های مورد مطالعه نیز از این امر مستثنی نبود. 

 

بحث و نتیجه گیری

مشاهدات انجام شده حاکی از آن است که در طول یک دوره جزرکامل، جمعیت خرچنگ خوار برای تغذیه، از یک منطقه به مناطق دورتر و نزدیک تر به مصب حرکت نمی کنند چرا که میزان انرژی تلف شده در طول پرواز و از دست رفتن زمان از متغیرهای مانع شونده می باشند. مطالعات پیشین نیز مؤید این مساله می باشد(9،2، 3، 14، 13 و 14). به همین علت این پرنده سعی می کند مناطقی را برای تغذیه انتخاب نماید که بیشترین تراکم طعمه را داشته باشد. با ایجاد اختلال در آرامش این گونه مثلاً نزدیک شدن قایق یا فرد ناظر، خرچنگ خوار فقط از بستر مورد نظر کمی دور شده و پس از احساس امنیت دوباره به محل تغذیه برمی گردد (مسأله ی زمان)، چراکه زمان تغذیه در مناطق جزر و مدی فقط به چند ساعت (تحت شرایط جزر کامل) محدود بوده و جابجایی پرنده از یک منطقه به منطقه دیگر از نظر مصرف انرژی مقرون به صرفه نیست (9، 1، 6 و 7).  هیچ فردی در شرایط حداکثر مد در مناطق مورد مطالعه مشاهده نشد. در واقع جابجایی پرندگان کنار آب زی در منطقه مورد بررسی از پیش روی و پس روی آب به رودخانه تبعیت می نماید. با بالا آمدن آب این پرنده و بسیاری از گونه های کنارآب جزی دیگر به مناطق پایین دست یا مناطق اطراف در لابه لای پوشش گیاهی حرکت می کنند. به نظر می رسد علیرغم تغذیه انحصاری صدف خوار از صدف های دوکفه ای گزینش مناطق پرتراکم دارای اولویت نیست. این پرنده گونه ای محتاط بوده و به شدت نسبت به استرسهای محیطی آسیب پذیر می باشد. به عنوان مثال رفت وآمد قایق های موتوری و لنج های صیادی باعث دور شدن این گونه از بسترهای گلی منطقه و تغذیه در مناطق دور دست تری مثل لابهجلای پوشش گیاهی اطراف میجشود. خرچنگ خوار از گیاهان، حشرات، کرمججها و ماهی ها به عنوان غذای ثانویه استفاده میجنماید. ای پوشش گیاهی نتایج نشان می دهد که تراکم جمعیت خرچنگ خوار در طول سال تا اوائل زمستان افزایش و سپس کاهش می یابد که علت آن شروع فصل جفت گیری و رفت و آمد بین محل زادآوری و تخم گذاری (جزایر نزدیک بنادر ماه شهرتا دیلم) می باشد. میزان تراکم خرچنگ ها به شدت متغیر تراکم جمعیت پرنده را کنترل می نماید و طعمه خوار به دلیل این که از طعمه ای واحد تغذیه می نماید همیشه توسط طعمه کنترل می شود و طعمه نیز بدون تاثیر گرفتن از آن دارای نوعی پراکندگی است که پراکنش طعمه خوار را تنظیم می  نماید (9، 5، 12 و 8). چنین روابطی درطبیعت کمتر قابل مشاهده هستند و یکی از ملزومات چنین مطالعه ای انتخاب گونه ای با رژیم تغذیه ای اختصاصی می باشد. در طول مطالعه مشخص گردید که بیشترین تراکم دو گونه مورد بررسی در لکه هایی از بسترهای گلی ثبت گردید که بیشترین مساحت را در مقایسه با لکه های دیگر مورد مطالعه داشتند. نتایج به دست آمده حاکی از آن است که تراکم در مناطق نزدیک تر به دریا و در مصب رودخانه بیشتر می باشد چرا که وسیع تر بودن منطقه باعث ایجاد احساس امنیت در پرنده می شود. 

 

منابع

  1. McLusky, D.S. & McCrory, M. (1989). A long-term study of an estuarine mudflat subject to industrial pollution. Scientia Marina 53 (2-3) In: (ed. J.D. Ros) Topics in marine biology. Proceedings of the 22nd European Marine Biological Symposium.
  2. Green, J. (1968). The biology of estuarine animals. Sedgewick and Jackson, London
  1. McLachlan, A. (1990). Dissipative beaches and macrofauna communities on exposed intertidal sands. Journal of Coastal Research 6: 57-71.
  2. Moreira, F. (1994). Diet, prey size selection and intake rates of Black-Tailed Godwits Limosa limosa feeding on mudflats. IBIS.136 (3) pp349-355.
  3. Burger, J., Niles, L. & Clarke, K.E. (1997). Importance of beach, mudflat and marsh habitats to migrant shorebirds on Delaware Bay. Biological conservation. 79 (2-3) pp 283-292.
  4. Ina stradins (2002). Birds and Their Interaction with Prey Population, Waders, Jonathan Metcalf publication, London, pp. 448.
  5. JohnVangelis. 2002. Habitat Selection and Hatching Success of Eurasian Oystercatchers in Relation to Nesting Yellow-legged Gulls and Human Presence. British Wildlife. 12(3): 119-128.
  6. Fawler & Longsluve 1984. Assessing the Effectiveness of Predator Exclosures for Plovers. Wilson Bull. 112(1): 14-20.
  1. Rands M. R. W. (1996). Ornithology and Family Dromadidae (Crab plover). University of Minnesota Press, Minneapolis and London. pp. 307–309.
  2. Goss-Gustard, J. D. (1977). The Ecology of the Wash. III. Density Related Behaviour and the Possible Effects of a Loss of Feeding Grounds on Wading Birds (Charadrii). Journal of Applied Ecology 14, 721–739.
  3. Meadows, S., & Campbell, J.I. (1989). An Introduction to Marine Science. John Wiley and Sons publication Company, New York, 285 pp.
  1. Bibby, C.J. & Burgess, N. D. & Mustoe, S. (1992). Bird Census Techniques, Harcourt Science and Technology Company press, New York, 301pp.
  2. Charles J. Krebs,(1999).Ecological Methodology,2nd edition. Jim Green publication, USA. pp 618  13
  3. Charles J. Krebs. (1978).Ecology, The Experimental Analysis of Distribution and Abundance. Benjamin Cummings publication. 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

A Study on Ecological Relationships between Crab Plover and Oystercatcher with prey Organisms in Sajjafi Mudflats

 

Morteza Naderi, Mastoureh Darabi

 

Abstract

Introduction: Ecological relations between foragers and their prey in two species of waders, crab plover (Dromas ardeola) and oystercatcher (Haematopus ostralegus), were studied in Zohre river mudflats over 9 months between summer 2004 to winter 2005.

Material & Methods: Seven line transects each with about 400 meters were detected in two sides of the river that four of which were located in the river estuary. The main food of crab plover and oystercatcher were determined via direct sighting, collection of shells scattered around nests, hunting and exploring the stomach contents Variable Circular Plot or VCP and distance to nearest neighborhood and quadrate methods were used for birds, crabs and cockles density and abundance estimation respectively. Then acquired data were analyzed by DISTANCE software.

Results: This study showed that the main food of crab plover and oystercatcher are Eurycarcinus orientalis and cockles from Cardidae family (Trachycardium and Laevicardium genuses) respectively. Crab populations are generally distributed in patches and the area between patches is taken to be devoid of prey. Foragers (Crab plover) must maximize their rate of energy intake and do not spend time and energy traveling between patches whereas tide is a time limiting factor. In this study it was found that crab plover should select the patch where they obtain the highest intake rates and its population is highly correlated with crab’s populations (= 0.875, P < 0.005). But there is no significant relationship between oystercatcher population density distributions with cockles (= 0.072, P < 0.005). The results suggest that measurement of prey availability can account for prey activity patterns.

 

Keywords: Prey-predator relationships, Distance methods, Spatial distribution patterns, Cockles, Waders

 

 

 

 

 



1-    دانشگاه اراک، دانشکدۀ کشاورزی و منابع طبیعی، گروه محیط زیست*(مسوول مکاتبات).

2-    سازمان حفاظت محیط زیست، معاونت محیط طبیعی، دفتر موزه تاریخ طبیعی و ذخایر ژنتیکی،کارشناس بخش جانوری.

[2]- Patches

1- Variable Circular Plot

[4]- Organisms – to – Nearest - Neighbor

[5] -Lacuna Cockle