بررسی مهم ترین عوامل محیطی در پراکنش گونه‌ سرخس عقابی ) Aquilinum (L.)Kuhn (Pteridium در پارک ملی گلستان

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته علوم محیط زیست، دانشکده محیط زیست و انرژی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، ایران *(مسوول مکاتبات).

2 استاد، دانشکده منابع طبیعی،دانشگاه تهران

3 دانشیار، دانشکده منابع طبیعی، گروه جنگل ومرتع، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

4 استادیار، دانشکده منابع طبیعی، گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشگاه تهران

5 دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته علوم محیط زیست، دانشکده محیط زیست و انرژی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، ایران

چکیده

زمینه و هدف: سرخس ها و خویشاوندان آن‌ مخصوص مناطق مرطوب می باشند و به همین دلیل جنـگل هــای شمـال ایــران رویشگاه های مناسبی برای آن‌ها به شمار می­روند.  در ایران مطالعاتی در زمینه عوامل محیطی این گونه صورت نگرفته است. هدف از انجام این پژوهش  بررسی عوامل محیطی در پراکنش سرخس عقابی در ارتفاعات مختلف جنگل­های هیرکانی است این مطالعه در بخش شمال غربی پارک ملی گلستان صورت پذیرفت.
روش بررسی: پلات هایی به صورت کاملا تصادفی در ارتفاعات مختلف پارک  انتخاب گردید و در مناطق حضور گونه­ به روش میدانی، به صورت تصادفی نمونه برداری از خاک و گونه های همراه صورت گرفت.
پس از ثبت اطلاعات موجود، نسبت به تهیه نمونه­ خاک از مرکز قطعه نمونه،  به عمق 30 سانتی­متری اقدام شد. سپس ارتباط متغیر های محیطی و پوشش گیاهی با استفاده از آنالیز مولفه ­های اصلی(PCA) تعیین گردید.
یافته ها: با استفاده از آنالیز دو طرفه گونه­های معرف (TWINSPAN)، پوشش گیاهی منطقه طبقه­بندی و منجر به تفکیک سه گروه اکولوژیک و  در هر گروه چند گونه معرف شناسایی شد.
 بحث ونتیجه گیری: نتایج حاصل از آنالیز دو طرفه گونه های معرف، حاصل ماتریس 62 گونه و 18 پلات به مساحت 100 متر مربع می­باشد.نتایج حاصل از آنالیز (PCA) نشان داد که گروه­ها بر اساس حاصلخیزی خاک از هم جدا شده­اند و پراکنش گروه­های اکولوژیک در منطقه تحت تاٌثیر خصوصیات شیمیایی یا به نوعی مرتبط با شرایط حاصل­خیزی رویشگاه است.

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست ، دورههفدهم، شماره سه، پاییز 94

 

بررسی مهم ترین عوامل محیطی در پراکنش گونه­ سرخس عقابی

)Aquilinum (L.)Kuhn(Pteridium در پارک ملی گلستان

 

نازنین یداللهی[1] *

Nazanin.Yadollahi@gmail.com

نعمت ا... خراسانی[2]

اسدا... متاجی[3]

وحید اعتماد[4]

المیرا کاظمی جهندیزی1

 

تاریخ دریافت:25/6/90

تاریخ پذیرش:18/11/90

 

چکیده

زمینه و هدف: سرخس ها و خویشاوندان آن‌ مخصوص مناطق مرطوب می باشند و به همین دلیل جنـگل هــای شمـال ایــران رویشگاه های مناسبی برای آن‌ها به شمار می­روند.  در ایران مطالعاتی در زمینه عوامل محیطی این گونه صورت نگرفته است. هدف از انجام این پژوهش  بررسی عوامل محیطی در پراکنش سرخس عقابی در ارتفاعات مختلف جنگل­های هیرکانی است این مطالعه در بخش شمال غربی پارک ملی گلستان صورت پذیرفت.

روش بررسی: پلات هایی به صورت کاملا تصادفی در ارتفاعات مختلف پارک  انتخاب گردید و در مناطق حضور گونه­ به روش میدانی، به صورت تصادفی نمونه برداری از خاک و گونه های همراه صورت گرفت.

پس از ثبت اطلاعات موجود، نسبت به تهیه نمونه­ خاک از مرکز قطعه نمونه،  به عمق 30 سانتی­متری اقدام شد. سپس ارتباط متغیر های محیطی و پوشش گیاهی با استفاده از آنالیز مولفه ­های اصلی(PCA) تعیین گردید.

یافته ها: با استفاده از آنالیز دو طرفه گونه­های معرف (TWINSPAN)، پوشش گیاهی منطقه طبقه­بندی و منجر به تفکیک سه گروه اکولوژیک و  در هر گروه چند گونه معرف شناسایی شد.

 بحث ونتیجه گیری: نتایج حاصل از آنالیز دو طرفه گونه های معرف، حاصل ماتریس 62 گونه و 18 پلات به مساحت 100 متر مربع می­باشد.نتایج حاصل از آنالیز (PCA) نشان داد که گروه­ها بر اساس حاصلخیزی خاک از هم جدا شده­اند و پراکنش گروه­های اکولوژیک در منطقه تحت تاٌثیر خصوصیات شیمیایی یا به نوعی مرتبط با شرایط حاصل­خیزی رویشگاه است.

 

کلمات کلیدی: سرخس عقابی، پارک ملی گلستان، جنگل های هیرکانی، آنالیز مولفه های اصلی، آنالیز دو طرفه گونه های معرف.

 

 

مقدمه


آگاهی از وضعیت جوامع گیاهی و ویژگی های خاک یک اکوسیستم کمک شایانی در برآورد روند پویایی آن می نماید چرا که این موارد، شالوده یک اکوسیستم محسوب شده و اثرهای متقابلی بر یکدیگر دارند. به عبارت دیگر یک همبستگی عمیق بین عناصر رویشی و شرایط محیطی وجود دارد (1) و حضور گونه های معرف به میزان قابل توجهی وابسته به مشخصه های ادافیکی رویشگاه می باشد (2).

با توجه به نقش رستنی­ها در طبیعت و تعادل اکوسیستم طبیعی، درک و فهم روابط موجود بین گیاهان و عوامل محیطی، برای حفظ ثبات و پایداری در آن ها ضروری است. دگرگونی هایی که می تواند در مسیر حرکت تکاملی اکوسیستم ایجاد گردد، ایجاب می­کند که به مطالعه­ی رستنی­ها توجه بیشتری مبذول گردد. توجه به این نکته ضروری است­که فقط گونه هــایی قابلیت پیش بینی شــرایط رویشــگاهـی را دارا می باشند که دارای دامنه بوم‌شناختی محدودتری مخصوصاً در شرایط محیطی با مقیاس محلی باشند که به این گونه ها، گونه‌های معرف اطلاق می شود. از این جهت عناصر رویشی علفی (کف جنگل) معرف حساسیت بیشتر به تغییرات شرایط محیطی به ویژه شرایط خاکی بوده و می توانند به عنوان یک معرف زیستی عمل نمایند (3). عناصر رویشی علفی (کف جنگل) معرف می توانند یک سنجش خوب، سریع، آسان و کم هزینه از شرایط رویشگاهی به ویژه شرایط خاکی را فراهم نمایند (4).

در بسیاری از کشورها از رستنی های کف جنگل به عنوان معرف‌هایی از  مراحل توالی جنگل، کیفیت خاک، در تشخیص کیفیت رویشگاه، به عنوان یک مولفه اساسی در سیستم رده بندی رویشگاه و ابزاری جهت پیش­بینی توان تولید جنگل استفاده شده است (5).

امتیاز بکارگیری گونه های علفی به عنوان معرف در تعیین کیفیت توده های جنگلی در اروپا توسط براون بلانکه و النبرگ مورد توجه و مطالعه قرار گرفت(6، 7و 8).

همچنین این شیوه توسط روجیسترونرفالیس برای ارزیابی توان اکوسیستم های جنگلی در فعالیتهای جنگل شناسی و جنگل داری به کار گرفته شد. اولین بار طبقه بندی رویشگاه ها به عنوان معیاری از کیفیت اکوسیستم های جنگلی (رستنیها  و رویشگاه ها) توسط دابنمیر ارایه شد(9،10، 11و12).

بنابراین آنالیز پوشش گیاهی و وضعیت خاک بیشترین اطلاعات را برای طبقه بندی رویشگاه به لحاظ کیفیت و فراهم بودن مواد غذایی مهیا می سازد.

طبقه بندی بر اساس عناصر رویشی معرف، هزینه چندانی را در پی ندارد(4). با توجه به موارد یاد شده، این تحقیق نیز با هدف آنالیز پوشش گیاهی و ارتباط آن با شرایط ادافیکی انجام شده است.

سرخس عقابی از جمله گونه های آفتاب دوست موجود در پارک ملی گلستان است که دارای پراکندگی وسیعی است، سرخس ها و خویشاوندان آن‌ها بیشتر مخصوص مناطق مرطوب می باشند و به همین دلیل جنگل های شمال رویشگاه های مناسبی برای آن‌ها به شمار می­روند. در جمع 52 گونه متعلق  به 26 جنس در 15 تیره  شناخته شده است.

Aquilinum (L.)Kuhn Pteridiumاز تیره Dennstaedtiaceaمی باشد(13).

روش بررسی

پارک ملی گلستان در شمال شرقی ایران و شرق استان گلستان، شمال غربی استان خراسان و شمال استان سمنان قرار گرفته است. این منطقه در حد فاصل 43ً  َ16  37 تا ً35  31   37 عرض شمال و ً25   َ43  55 تا ً48   َ17  ْ55 تا  ً48   َ17  ْ56 طول شرقی قرار گرفته و مساحت پارک حدود 87242 هکتار و محیط آن 147 کیلومتر است(14). شکل ذیل نمایی از منطقه مورد مطالعه را نشان می دهد (1).

 

 

شکل1- موقعیت پارک ملی گلستان در نقشه ایران

 

 

ابتدا به تعیین سطح اثر برای مطالعه و تولید نقشه­ی پراکنش یا حضور گونه بر اساس پیمایش زمینی، به روش میدانی پرداخته و نقشه­ی پراکنش گونه مورد نظر تولید گردید. سپس تاریخچه­ی مدیریت در عرصه به روش کتابخانه ای بررسی شد.

نمونه برداری در مناطق حضور گونه­ی مورد بررسی (با توجه به نقشه ی حضور گونه) به صورت انتخابی در پارک ملی گلستان صورت گرفت و گونه های همراه فهرست شدند. در بررسی پوشش گیاهی از روش (براون بلانکه) استفاده شد.  با توجه به نقشه پراکنش سرخس عقابی (پارک ملی گلستان) در محدوده ی ارتفاعی (569 تا 1062 متر از سطح دریا) نقاط حضور سرخس عقابی، محدوده پراکنش این گونه به وسیله GPS تعیین و به ازای هر 100 متر افزایش ارتفاع قطعه نمونه (پلات دارای سرخس، پلات شاهد)پلی گونی از آن رسم  گردید.

در محدوده مورد مطالعه با توجه به تغییرات ارتفاعی که حدود 600 متر می باشد به ازای هر 100 متر ارتفاع سه قطعه نمونه (18 قطعه نمونه) با سه تکرار به صورت تصادفی برداشت گردید. سپس تراکم، ارتفاع گونه و گونه­های همراه تعیین شد.  به مساحت 100 متر مربع برای مطالعه­ی تراکم، ارتفاع گونه و گونه­های همراه تعیین شده. پس از ثبت اطلاعات موجود، نسبت به تهیه ی نمونه­ی خاک از مرکز قطعه نمونه به عمق 30 سانتی­متری اقدام شد. در چنین محدوده ی ارتفاعی اگر پراکنش گونه­ی سرخس از شرایط ناهمگنی برخوردار باشد، (اشکوب های درختی و درختچه ای) قطعه نمونه ای دیگر در هر یک از شرایط ناهمگن انتخاب و پارامترهای مذکور در آن بررسی گردید.

در مرحله­بعد پارامتر های میکروکلیما و  شرایط ادافیکی خاک به روش میدانی و آزمایشگاهی  مورد بررسی و در نهایت تجزیه و تحلیل  گردید.

مشخصه های خاک اندازه گیری و اطلاعات جمع آوری شده از کلیه­ی قطعات نمونه، با استفاده از آنالیز دو طرفه گونه­های معرف (TWINSPAN)، پوشش گیاهی منطقه طبقه­بندی گردید. در این بررسی مهم ترین متغیر هایی که دارای بیشترین تغییر پذیری هستند را با استفاده از تجزیه به مولفه ­های اصلیP.C.A   (Principle Components Analysis) مشخص نموده و لازم به ذکر است که P.C.A   یکی از روش های مهم رج بندی در اکولوژی بوده و ترکیب خطی متغیرهای محیطی را مورد بررسی قرار    می دهد .

یافته ها:

1- طبقه بندی پوشش گیاهی (تجزیه و تحلیل TWINSPAN)

نتایج حاصل از آنالیز دو طرفه گونه های معرف که حاصل ماتریس 62 گونه و 18 پلات بود، سه تیپ گیاهی را در شکل 1 و جدول 1 نشان می دهد.

 

 

 

 

 

 

شکل 1- نمودار تقسیم بندی پوشش گیاهی با استفاده از تجزیه و تحلیل TWINSPAN

(اعداد داخل پرانتز حضور گونه­ها را در قسمت راست و چپ هر تقسیم­بندی نشان می­دهد).

 


با توجه به نمودار بالا، در اولین طبقه بندی گونه­ی Carpinus betulus که در سمت راست نمودار است،  با 6 بار حضور و ضریب پوشش 1 (تا 1 درصد پوشش) به عنوان گونه شاخص (معرف) معرفی شد. در دومین تقسیم­­بندی عنصر رویشی شاخص شامل گونه­ی Rubus  procerus در سمت راست نمودار با 3 بار حضور و ضریب پوشش 1 قرار دارد. سومین تقسیم­بندی که اولین گروه اکولوژیک در منطقه­ی مورد مطالعه است در سمت چپ نمودار شامل گونه­ی Crataegus pentagyna با 5 بار حضور و ضریب پوشش 1 مشخص می­شود. دومین گروه اکولوژیک شامل گونه­ی شاخص .Bupleurum spp با 7 بار حضور و ضریب پوشش 1 در سمت راست نمودار مشخص شد. در نهایت سومین گروه اکولوژیک با گونه­ی Viola  alba با 3 بار حضور و ضریب پوشش 1 (تا 1 درصد پوشش) در سمت چپ نمودار مشخص شده است. به طور کلی پس از تقسیم­بندی 3 گروه اکولوژیک اصلی مشخص گردید.


 

جدول 1- نتایج حاصل از آنالیز TWINSPAN حاصل از طبقه بندی پوشش گیاهی منطقه مورد مطالعه

 

 

2- نتایج تجزیه و تحلیل مولفه­های اصلی عوامل محیطی

2-1- بررسی عوامل محیطی موثر روی گونه­های گیاهی در پلات­های دارای سرخس   

نتایج تجزیه و تحلیل PCA نشان می دهد که بیش از 70 درصد تغییرات واریانس  مربوط به سه محور اول می باشد که 36 درصد این تغییرات مربوط به محور اول است (جدول2).


جدول 2- مقدار ویژه و سهم تغییر پذیری (درصد واریانس) 4 محور اول آنالیز از کل تغییرات

(مربوط به پلات­های دارای سرخس)

محور

مقدار ویژه

درصد واریانس

واریانس تجمعی

Broken-stick Eigenvalue

1

572/6

513/36

513/36

495/3

2

240/4

554/23

066/60

495/2

3

246/2

478/12

545/72

995/1

4

758/1

767/9

312/82

662/1

 

 

شکل 2- رج­بندی عوامل محیطی براساس آنالیز PCA در قطعات نمونه دارای سرخس (محور اول و دوم)

 

 

با توجه به شکل بالا منطقه تحت تاًثیرخصوصیات شیمیایی یا به نوعی مرتبط با حاصلخیزی رویشگاه می­باشد. عناصر کربن و فسفر گیاه، هوموس و پتاسیم دارای بیشترین تغییرپذیری می­باشند و دارای خصوصیات عکس هم می­باشند.

شکل (3) از دو پلی­گون تشکیل شده است که پلی­گون اول شامل پلات­های 11، 10 و 9 می­باشد،  پلی­گون دوم شامل پلات­های 5، 6، 7، 13 و 15 است که پلات­های واقع در هر پلی­گون شباهت زیادی به یکدیگر دارند. همان­طور که مشاهده می­کنیم پلات 1، خصوصیات عکس یا متفاوت با مجموعه پلات­های 5، 6، 7، 13، 15 و پلات 2 خصوصیات متفاوت با مجموعه پلات­های 10، 11 و 9 می­باشد.

 

این مطلب می­تواند نشان­دهنده اختلاف خصوصیات خاک یا ویژگی اکولوژیکی متفاوت مثل جهات جغرافیایی وشیب باشد.

 

 

 

 

شکل 3- نمودار رسته بندی قطعات نمونه­ حاصل از تجزیه به مؤلفه­های اصلی( PCA)

 

 

2-2- بررسی عوامل محیطی مؤثر بر روی گونه­های گیاهی در پلات­های بدون سرخس

نتایج تجزیه و تحلیل PCA نشان داد که 74 درصد تغییرات واریانس مربوط به دو محور اول بوده که  47 درصد این تغییرات مربوط به محور اول می باشد (جدول3).

 

 

جدول 3- مقدار ویژه و سهم تغییر پذیری (درصد واریانس) 3 محور اول آنالیز از کل تغییرات

(مربوط به پلات­های بدون سرخس)

محور

مقدار ویژه

درصد واریانس

واریانس تجمعی

Broken-stick Eigenvalue

1

591/6

080/47

080/47

252/3

2

800/3

145/27

224/74

252/2

3

082/2

874/14

098/89

752/1

 

 

 

 

شکل4- رج­بندی عوامل محیطی براساس آنالیز PCA در قطعات نمونه بدون سرخس (محور اول و دوم)

 

 

در شکل4 موقعیت مکانی گروه­های اکولوژیک گیاهی نسبت به محور اول و دوم بر اساس متغیرهای در منطقه تحت تاٌثیر خصوصیات شیمیایی است و جهت جغرافیایی متاٌثر از تغییرپذیری دو محور اول و دوم می­باشد. عناصر نیتروژن، پتاسیم و هوموس خصوصیات محور اول را نشان می­دهند که در یک سمت اضافه شدن نیتروژن، با کاهش پتاسیم و هوموس همراه است و خصوصیات فیزیکی خاک ارزش تغییرپذیری کمتری را نسبت به محور اول و دوم نشان می­دهد.

 

 

 

شکل 5- نمودار رسته بندی قطعات نمونه­ حاصل از تجزیه به مؤلفه­های اصلی( PCA)

 

 

(شکل5) از دو پلی­گون تشکیل شده است که پلی­گون اول شامل پلات­های 16 و 18 می­باشد و پلی گون دوم شامل پلات­های 8 و 12 است که پلات­های واقع در هر پلی­گون شباهت زیادی به یکدیگر دارند. همان­طور که مشاهده می­کنیم پلات­های 17 و 16 خصوصیات عکس هم را نشان می­دهند.

3- بررسی عوامل محیطی مؤثر مربوط به گروهـهای اکولوژیک منطقه مورد مطالعه

نتایج تجزیه و تحلیل PCA نشان داد که 100 درصد تغییرات واریانس مربوط به محورهای اول و دوم است (جدول4).

 

 

 

جدول 4- مقدار ویژه و سهم تغییر پذیری (درصد واریانس) 2 محور اول آنالیز از کل تغییرات

 (گروه های اکولوژیک منطقه مورد مطالعه)

محور

مقدار ویژه

درصد واریانس

واریانس تجمعی

Broken-stick Eigenvalue

1

045/8

461/57

461/57

252/3

2

         955/5

539/42

000/100

252/2

 

 


نتایج نشان دادمنطقه متاثر از خصوصیات شیمیایی و حاصلخیزی رویشگاه  است و عوامل رویشگاهی مانند شیب، جهت جغرافیایی، دما، رس، سیلت و ... شاخص­های اثرگذاری نیستند و ارزش تغییرپذیری کمتری نسبت به محور اول دارد و نیتروژن با پتاسیم و هوموس رابطه عکس را نشان می­دهد.

 

 

 

شکل 6- نمودار رسته بندی قطعات نمونه­ حاصل از تجزیه به مؤلفه­های اصلی( PCA)

 

 

شکل 7- رج­بندی گروه های اکولوژیک براساس متغیرهای محیطی حاصل از تجزیه و تحلیل( PCA)

 

نمودار بالا نشان دهنده گروه بندی صحیح از نظر تغییرپذیری می­باشد و هر 3 گروه اختلاف قابل توجهی را نسبت به یکدیگر نشان  می دهند و در موقعیت مکانی متفاوتی در طول محورهای اول و دوم قرار می­گیرند. نتایج تجزیه و تحلیل PCA برای متغیرهای محیطی در پلات­های دارای سرخس نشان داد که فسفر، کربن، ماده آلی، پتاسیم، نیتروژن، رس، سیلت، شن، pH، نسبت کربن به نیتروژن، ارتفاع، شیب، دما و نیتروژن سرخس تاثیر معنی­داری در پراکنش گونه سرخس عقابی دارند و عوامل جهت، کربن سرخس، فسفر سرخس و پتاسیم سرخس تاثیر معنی داری در پراکنش این گونه نداشتند.

در پلاتهای بدون سرخس متغیرهای کربن، ماده آلی، نیتروژن، شن، ارتفاع، شیب، جهت و دما معنی­دار بوده، در صورتیکه که متغیرهای فسفر، پتاسیم،رس، سیلت، pH و نسبت کربن به نیتروژن معنی­دار نمی­باشند.

نتایج تجزیه و تحلیل PCA در پلات های دارای سرخس نشان داد که فسفر، کربن، ماده آلی، پتاسیم، نیتروژن، رس، سیلت، شن،pH، نسبت کربن به نیتروژن ، ارتفاع، شیب، دما و نیتروژن سرخس تاثیر معنی داری در پراکنش گونه سرخس عقابی دارند.

در پلات های بدون سرخس متغیرهای کربن، ماده آلی، نیتروژن، شن، ارتفاع، شیب، جهت و دما معنی دار بوده می توان نتیجه گرفت عوامل محیطی از قبیل: نور خورشید، فسفر، کربن، ماده آلی، پتاسیم، نیتروژن، رس، سیلت، شن، pH، نسبت کربن به نیتروژن ، ارتفاع، شیب، دما و نیتروژن سرخس تاثیر معنی داری در پراکنش گونه سرخس عقابی در منطقه مورد مطالعه دارند. رج بندی گروهـهای اکولوژیک حاصل از تجزیه و تحلیل PCA نشان دهنده گروه بندی صحیح از نظـر تغییرپذیـری می باشد و هر 3 گروه اختلاف قابل توجهی را نسبت به یکدیگر نشان می دهند. منطقه متاثر از خصوصیات شیمیایی و حاصلخیزی رویشگاه  است و خصوصیات فیزیکی مانند جهات جغرافیایی شاخص های اثرگذاری نیستند.

 

 

بحث و نتیجه گیری

   با توجه به نتایج حاصل از این بررسی ملاحظه می شود که روش طبقه­بندی استفاده شده در این تحقیق (Stratified Sampling) جهت نمونه برداری پوشش گیاهی و تغییرات آن در ارتباط با عوامل محیطی روش بسیار مفیدی می­باشد مخصوصاً در نواحی که نمونه برداری به دلیل مشکلات فراوان آن در کل عرصه امکان­پذیر نمی­باشد و به وسیله ایــن روش می توان با حداقل هزینه حداکثر تغییرات پوشش گیاهی موجود در منطقه را شناسایی و از نمونه­گیری مکرر پوشش­های مشابه خودداری نمود.

نتایج رسته بندی قطعات نمونه حاصل از آنالیز  PCAنشان داد که منطقه متاثر از خصوصیات شیمیایی و حاصلخیزی رویشگاه است و خصوصیات فیزیکی مانند جهات جغرافیایی شاخص­های اثرگذاری نیستند و ارتباط معنی داری مشاهده نگردید. نیموری (15) به بررسی ارتباط پوشش کف جنگل و ویژگی­های فیزیکی- شیمیایی خاک در جوامع راش در جنگل خیرود کنار پرداخت و از روش تجزیه و تحلیل خوشه­ای جهت طبقه بندی پوشش گیاهی، دو روش رسته بندی DCAوCCA استفاده نمود و نتایج رسته بندی قطعات نمونه حاصل از آنالیز DCAوCCA نشان داد که گروه­ها بر اساس گرادیان جهت و حاصلخیزی خاک به نحو مناسبی از هم جدا شده­اند. پراکنش گروه­های اکولوژیک در جوامع راش منصقه مورد مطالعه همانند پراکنش گونه­ها متاثر از شرایط حاصل­خیزی خاک و جهت­های جغرافیایی است.

طبق نتایج بدست آمده از این تحقیق خصوصیات فیزیکی مانند جهات جغرافیایی شاخص های اثرگذاری نیستند و ارتباط معنی داری مشاهده نگردید، کوه گردی (16) ارتباط بین تیپ های جنگلی بنه- بادام وکهور- کنار با خصوصیات فیزیکو شیمیایی خاک و عوامل فیزیوگرافیک را به وسیله ی آنالیز DCA و PCA بررسی و نتیجه­گیری کرد که بین پوشش گیاهی و ارتفاع از سطح دریا ارتباط معنی­داری وجود دارد ولی بین پوشش گیاهی، شیب و جهات جغرافیایی ارتباط معنی داری وجود ندارد.

تشکر وقدردانی

بدین وسیله از زحمات آقای مهندس محمود صوفی جهت همیاری اینجانب در منطقه کمال قدردانی و تشکر را دارم.

 

منابع

  1. جوانشیر، کریم، 1372. جزوه درسی جامعه شناسی گیاهی. دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، 90 ص.
  2. Zas, R. and Alonso, M., 2002. Understory vegetation as indicators of soil characteristics in northern Spain. Forest Ecology and Management 171: 101- 111
  3. Zahedi Amiri, Gh., 1998, relation between ground vegetation and soil characteristics in a mixed hardwood stand, Ph. D. thesis, university Gent, Belgium, academic press, 319p.
  4. Ge`gout J., Krizova E. (2003). Comparison of indicator values of forest understory plant species in western Carpathians (Slovakia)and Vosges Mountains (France).Forest Ecology and Management 182 (2003) 1-11.
  5. Wang G.G, 1999.Use of   understory   vegetation in   classifying soil moisture and nutrient regims.Forest Ecology and Management 129 (2000) 93-100.
  6. Braun- Blanquet, J., 1932. Plant sociology. The study of Plant communities, Mc Grow – Hill, New York and London, 438p.
  7. Ellenberg, H., 1954. Uber einige Fortschritte derkausaien Vegatationskunde, Vegetatio 5-6: 199-211.
  8. Ellenberg, H., Weber, H.E., Dull, R., Wirth, V., Werner, W.and Paulissen, D., 1992.Zeigerwerte von Pflanzen in Mitteleuropa. Goltzr, Goettingen, Scripta Geobotanica 18,258p.
  9. Rogister, J.E., 1978. A contribution to an ecological classification of forest plant association (in Dutch with English summary), Werken, Reeks A 16, 157p.
  10. Rogister, J.E., 1985. The main forest plant association of Flanders (in Dutch With English summary), Werken, Reeks A26, 106p.
  11. Noirfalise, A., 1984. Forets et stations Forestieres en Belgique, les presses Agronomiques de Gembloux, Gembloux University press, 250p.
  12. Daubenmire, R.F., 1952. Forest vegetation of northern Idaho and adjacent Washington and its bearing on concepts of vegetation classification, J.Ecology (Monographs), 22:301-330.
  13. Akhani, H. 1998, Plant biodiversity of Golestan National Park, Stapfia 53:1-411.
  14. خوش­روش، رکسانا، حسین آخانی، مجید اسکندری و ورنر گرویتر، 1388. سرخس­ها و خویشاوندان آن­ها در ایران. وزارت جهاد کشاورزی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، جلد 10 (ضمیمه 1)، شماره 35، 129ص.
  15. اسحاق نیموری، جواد، 1385. ارتباط پوشش کف جنگل و ویژگی­های فیزیکی- شیمیایی خاک در جوامع راش (پژوهش موردی در جنگل خیرود کنار-نوشهر). پایان نامه دکتری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، 147ص.
  16. کوه­گردی، اسماعیل، 1381. بررسی ارتباط بین تیپ­های جنگلی بنه – بادام و کهور – کنار با خصوصیات فیزیکو شیمیایی خاک و عوامل فیزیو گرافیک در جنوب استان بوشهر. پایان­نامه کارشناسی ارشد،  دانشگاه تهران، 132 ص.


 

The study of Environmental Factors in Pteridium Aquilinum (L.) Kuhn Dispersion

 

Nazanin Yadollahi[5] (Corresponding Author)

Nazanin.Yadollahi@gmail.com

Nematollah Khorasani[6]

Asadollah Mataji [7]

Vahid Etemad[8]

Elmira Kazemi Jahandizi1

Abstract

Introduction: Ferns and their species are mostly found in wetting zones, for this reason the forests located at the northern side of Iran are considered as a suitable provenance for their growing up. Some studies have been conducted on Pteridium Aquilinum (L.) Kuhn in Iran, but no comprehensive research has yet been done in the field of environmental factors effective on their dispersion. This research aims to study the environmental factors effective on dispersion of this specie of Pteridium Aquilinum (L.)Kuhn in different heights of Hirkani Forests. The present research has been done in the northwest side of Golestan National Park.

Methodology:   Some plots containing Pteridium Aquilinum (L.) Kuhn have randomly been selected in various heights of the area under studying, and then the soil and other available plant species were sampled on field and random basis.

After registration of the available data, the soil of the center of the sample plot was sampled with a depth of 30 cm. Then the correlation between environmental variables and flora was specified using Principal Components Analysis (P.C.A) and the treatments were compared by Multiple Range Duncan - Tukey Analysis in SPPS environment.

Conclusion: The flora was classified using (TWINSPAN) analysis and consequently two ecologic groups were categorized. Some key species were introduced in each group and the result of (TWINSPAN) analysis is matrix 62 species and 18 plots measuring 100 Sqm.

(P.C.A) results show that groups have properly been separated based on soil fertility and dispersion of ecologic groups in the area under studying are influenced by chemical properties or fertility conditions of the provenance.

 

Keywords: Golestan National Park, Pteridium Aquilinum (L.) Kuhn, Hirkani Forests, Principal Components Analysis (P.C.A), (TWINSPAN) analysis and consequently two ecologic groups

 

 

 

 

 

 

 



1- دانش آموخته کارشناسی ارشد رشته علوم محیط زیست، دانشکده محیط زیست و انرژی، دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران، ایران *(مسوول مکاتبات).

2- استاد، دانشکده منابع طبیعی،دانشگاه تهران

3- دانشیار، دانشکده منابع طبیعی، گروه جنگل ومرتع،  دانشگاه آزاد اسلامی واحد علوم و تحقیقات تهران

4- استادیار، دانشکده منابع طبیعی، گروه جنگلداری و اقتصاد جنگل، دانشگاه تهران

1- M.Sc. Environmental Sciences, Faculty of Environment, University of  Sciences and Research, Tehran, Iran

2- Professor, Natural Resource Faculty, University of Tehran.

3- Associate Professor, Naural Resource Faculty, Dept. Of Forest & Rageland, Islamic Azad University of Research Science Branch, Tehran.

4- Assistant Professor, Natural Resource faculty, Dept. Of Forest & Economy University of Tehran. 

  1. جوانشیر، کریم، 1372. جزوه درسی جامعه شناسی گیاهی. دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، 90 ص.
  2. Zas, R. and Alonso, M., 2002. Understory vegetation as indicators of soil characteristics in northern Spain. Forest Ecology and Management 171: 101- 111
  3. Zahedi Amiri, Gh., 1998, relation between ground vegetation and soil characteristics in a mixed hardwood stand, Ph. D. thesis, university Gent, Belgium, academic press, 319p.
  4. Ge`gout J., Krizova E. (2003). Comparison of indicator values of forest understory plant species in western Carpathians (Slovakia)and Vosges Mountains (France).Forest Ecology and Management 182 (2003) 1-11.
  5. Wang G.G, 1999.Use of   understory   vegetation in   classifying soil moisture and nutrient regims.Forest Ecology and Management 129 (2000) 93-100.
  6. Braun- Blanquet, J., 1932. Plant sociology. The study of Plant communities, Mc Grow – Hill, New York and London, 438p.
  7. Ellenberg, H., 1954. Uber einige Fortschritte derkausaien Vegatationskunde, Vegetatio 5-6: 199-211.
  8. Ellenberg, H., Weber, H.E., Dull, R., Wirth, V., Werner, W.and Paulissen, D., 1992.Zeigerwerte von Pflanzen in Mitteleuropa. Goltzr, Goettingen, Scripta Geobotanica 18,258p.
  9. Rogister, J.E., 1978. A contribution to an ecological classification of forest plant association (in Dutch with English summary), Werken, Reeks A 16, 157p.
  10. Rogister, J.E., 1985. The main forest plant association of Flanders (in Dutch With English summary), Werken, Reeks A26, 106p.
  11. Noirfalise, A., 1984. Forets et stations Forestieres en Belgique, les presses Agronomiques de Gembloux, Gembloux University press, 250p.
  12. Daubenmire, R.F., 1952. Forest vegetation of northern Idaho and adjacent Washington and its bearing on concepts of vegetation classification, J.Ecology (Monographs), 22:301-330.
  13. Akhani, H. 1998, Plant biodiversity of Golestan National Park, Stapfia 53:1-411.
  14. خوش­روش، رکسانا، حسین آخانی، مجید اسکندری و ورنر گرویتر، 1388. سرخس­ها و خویشاوندان آن­ها در ایران. وزارت جهاد کشاورزی سازمان تحقیقات، آموزش و ترویج کشاورزی، جلد 10 (ضمیمه 1)، شماره 35، 129ص.
  15. اسحاق نیموری، جواد، 1385. ارتباط پوشش کف جنگل و ویژگی­های فیزیکی- شیمیایی خاک در جوامع راش (پژوهش موردی در جنگل خیرود کنار-نوشهر). پایان نامه دکتری، دانشکده منابع طبیعی، دانشگاه تهران، 147ص.
  16. کوه­گردی، اسماعیل، 1381. بررسی ارتباط بین تیپ­های جنگلی بنه – بادام و کهور – کنار با خصوصیات فیزیکو شیمیایی خاک و عوامل فیزیو گرافیک در جنوب استان بوشهر. پایان­نامه کارشناسی ارشد،  دانشگاه تهران، 132 ص.