مقایسه تطبیقی و سنجش کیفیت محیط سکونتی نواب و اکباتان با استفاده از روش‌هایHMR و EFA

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 عضو هیات علمی، گروه شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، ایران*(مسوول مکاتبات).

2 دانشجوی دوره دکتری، گروه شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، ایران.

3 کارشناس ارشد، گروه شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، ایران.

چکیده

کیفیت محیط به عنوان بخشی از مفهوم کیفیت زندگی شناخته شده که در مقایسه با دیگر عوامل تاثیرگذار بر رضایت‌مندی افراد از زندگی کمتر مورد بررسی قرار گرفته شده است. امروزه افول کیفیت محیط و یا فقدان آن در محیط‌های سکونتی به یکی از چالش‌های عمده برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران شهری تبدیل شده است. هدف اصلی این تحقیق مقایسه تطبیقی وضعیت کیفیت محیط از دید ساکنین محله نواب و شهرک اکباتان می‌باشد که با استفاده از رویکرد رضایت مندی سکونتی و تهیه مدل تجربی سنجش کیفیت محیط، در قالب تکمیل پرسشنامه میدانی انجام گرفت. داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS و روش‌های آماری هم‌چون تحلیل رگرسیونی چند متغیره سلسله مراتبی (HMR)، آزمون T تک نمونه‌ای، تحلیل واریانس یک طرفه تحلیل شده و روایی و پایایی آن به ترتیب توسط روش تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) و آلفای کرونباخ سنجیده شد. بر اساس نتایج حاصل ساکنین، میزان کیفیت محیط و سطح رضایت‌مندی شان را از محله نواب علی‌رغم سپری شدن مدت زمان کوتاه‌تری از اجرای آن نسبت به پروژه اکباتان (5>23/3>1 در مقابل 5>98/2>1) پایین‌تر ازریابی کردند. نتایج تحلیل نشان داد که در محله نواب متغیر بهداشت محیط (657/0β= ) و در شهرک اکباتان متغیر روابط اجتماعی  (288/0β=) بالاترین میزان اهمیت را از دید ساکنین داشتند. تحلیل عاملی اکتشافی مدل تجربی به کار رفته را تایید کرد. ضریب آلفای کرونباخ، روایی پرسشنامه را در هر دو محله تایید کرد.

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست ، دوره شانزدهم، شماره ویژه 93

 

مقایسه تطبیقی و سنجش کیفیت محیط سکونتی  نواب و اکباتان با استفاده از روش‌هایHMR  و EFA

                                       

مجتبی رفیعیان*[1]

Rafiei_M@Modares.ac.ir

زهرا عسگری زاده[2]

فرزین امین صالحی[3]

تاریخ دریافت:15/1/88

تاریخ پذیرش:15/5/88

 

چکیده

کیفیت محیط به عنوان بخشی از مفهوم کیفیت زندگی شناخته شده که در مقایسه با دیگر عوامل تاثیرگذار بر رضایت‌مندی افراد از زندگی کمتر مورد بررسی قرار گرفته شده است. امروزه افول کیفیت محیط و یا فقدان آن در محیط‌های سکونتی به یکی از چالش‌های عمده برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران شهری تبدیل شده است. هدف اصلی این تحقیق مقایسه تطبیقی وضعیت کیفیت محیط از دید ساکنین محله نواب و شهرک اکباتان می‌باشد که با استفاده از رویکرد رضایت مندی سکونتی و تهیه مدل تجربی سنجش کیفیت محیط، در قالب تکمیل پرسشنامه میدانی انجام گرفت. داده‌ها با استفاده از نرم افزار SPSS و روش‌های آماری هم‌چون تحلیل رگرسیونی چند متغیره سلسله مراتبی (HMR)، آزمون T تک نمونه‌ای، تحلیل واریانس یک طرفه تحلیل شده و روایی و پایایی آن به ترتیب توسط روش تحلیل عاملی اکتشافی (EFA) و آلفای کرونباخ سنجیده شد. بر اساس نتایج حاصل ساکنین، میزان کیفیت محیط و سطح رضایت‌مندی شان را از محله نواب علی‌رغم سپری شدن مدت زمان کوتاه‌تری از اجرای آن نسبت به پروژه اکباتان (5>23/3>1 در مقابل 5>98/2>1) پایین‌تر ازریابی کردند. نتایج تحلیل نشان داد که در محله نواب متغیر بهداشت محیط (657/0β= ) و در شهرک اکباتان متغیر روابط اجتماعی  (288/0β=) بالاترین میزان اهمیت را از دید ساکنین داشتند. تحلیل عاملی اکتشافی مدل تجربی به کار رفته را تایید کرد. ضریب آلفای کرونباخ، روایی پرسشنامه را در هر دو محله تایید کرد.

 

واژه‌های کلیدی: کیفیت محیط سکونت شهری، رویکرد رضایت‌مندی، روش تحلیل رگرسیونی چند متغیره سلسله مراتبی، روش تحلیل عاملی اکتشافی

 

مقدمه


مفهوم کیفیت محیط سکونت شهری در سال های اخیر حجم گسترده ای از ادبیات شهرسازی را به خود اختصاص داده است، به طوری که علاوه بر برنامه‌ریزان و سیاست‌گذاران شهری کشورهای مختلف که ضرورتاً به این موضوع و جوانب مختلف آن می پردازند، صاحب نظران و متفکرین سایر حوزه‌های علمی نظیر علوم محیط زیست، علوم سیاسی، جامعه شناسی و روان شناسی اجتماعی نیز هریک از نظرگاهی خاص به شناخت زوایای این مفهوم و توجه به آن به منزله ی یک موضوع پژوهشی جذاب همت گماشته‌اند. یکی از مهم ترین دلایل پدیدار شدن این تنوع در متون و رویکردهای نظری با مضمون مرکزی کیفیت محیط سکونت را می توان زوال فزاینده ی محیط (به معنای عام آن) در دهه ها ی اخیر و گسترش و تعمیق شناخت نسبت به مسایل و وقایع محیطی خاص دانست. در این میان گر‌چه در آغاز توجه پژوهشگران بیش تر معطوف به معضل جهانی تخریب محیط زیست در معنای عام کلمه بود، لیکن به تدریج و با افزایش شناخت و آگاهی نسبت به پدیده‌ی زوال محیط در مقیاسی کوچک‌تر (نواحی محلی)، توجه به محیط‌های سکونت و زیست شهروندان نیز واجد جایگاه و اهمیت خاصی در متون تحقیقاتی گشت. به طوری که امروزه اگر چه اهمیت نسبی کیفیت محیط (به طور عام) هنوز موضوع بحث و مناقشه است، ارتقا و حفظ کیفیت محیط مسکونی شهری بنا به دلایلی از قبیل اهمیت محیط در مقابل دیگر جوانب زندگی، ماهیت خاص محیط‌های سکونت، بسط و گسترش نقش محیط‌های مسکونی شهری به عنوان سکونت‌گاه اصلی انسان‌ها و تعداد افرادی که در معرض تأثیرات نامطلوب ناشی از شرایط غالب در محیط‌های سکونت خویش هستند، اهمیت حیاتی یافته است (1).

تعاریف متعددی از مفهوم کیفیت محیط ارایه شده است. در برخی از این تعاریف بر پیوند آن با مفهوم کلی‌تر کیفیت زندگی تأکید شده است و آن را به عنوان بخشی اساسی از مفهوم گسترده‌تر کیفیت زندگی تعریف کرده‌اند که ترکیبی از کیفیات پایه نظیر سلامتی و ایمنی با جوانبی نظیر آسایش و جذابیت (2) در آن مد نظر قرار گرفته است. این مفهوم به مثابه‌ی بازتابی از تمامی جوانب احساس رفاه فردی، شامل همه‌ی متغیرهایی که بر رضایت‌مندی انسان مؤثرند، فرض شده است (3) در بیانی عام تر «کیفیت محیط» از برآیند کیفیت اجزای متشکله یک ناحیه‌ی معین حاصل می شود. اما با وجود این، بیشتر از جمع اجزای سازنده، بر ادراک کلی از یک مکان دلالت دارد. اجزای سازنده (طبیعت، فضای باز، زیرساخت ها، محیط انسان‌ساخت، تسهیلات محیط کالبدی و ذخایر طبیعی) هر یک مشخصات و کیفیات خاص خود را دارا می‌باشند (4). در این نگاه کیفیت محیط موضوعی پیچیده و دربرگیرنده‌ی ادراکات ذهنی، نگرش ها و ارزش‌های گروه‌ها و افراد مختلف است (5). رویکردهای مختلفی برای بررسی و مطالعه‌ی کیفیت محیط های مسکونی وجود دارد که هر یک منتج از یک حوزه علمی خاص نظیر انسان شناسی، معماری، اقتصاد، طراحی محیطی، جغرافیا، روان شناسی و جامعه شناسی و حاصل کاربرد مفاهیم و بسط موضوعات مربوط به آن افق فکری است (6). با وجود این، مروری بر متـون نظــری و پژوهش های انجام شده در زمینه‌ی کیفیت محیط‌های مسکونی شهری نشان دهنده‌ی تأکیـد اکثــر محققین بر نظریه‌ی رضایت‌مندی سکونتی به عنوان رهیافتی مناسب و کارآمد در سنجش میزان کیفیت محیط است: "یک محیط مسکونی با کیفیت القاکننده‌ی احساس رفاه و رضایت‌مندی به ساکنین از طریق خصوصیات کالبدی، اجتماعی یا نمادین بروز می‌کند" (7). کیفیت محیط مسکونی شهری مفهومی واجد ارزش ذهنی محسوب می‌شود. این ارزش به واسطه‌ی ارزش محیط مسکونی شهری تعیین می‌شود که دربردارنده‌ی ویژگی‌های اساسی نظیر رضایت‌مندی فردی از مسکن، محله و همسایگان است، تعیین می شود. بدین ترتیب ارزش ذهنی کلی محیط مسکونی شهری، معادل مجموع  سنجش‌های صورت گرفته از ویژگی‌ها و مؤلفه‌های سازنده محیط است (1). انتخاب این رویکرد از سوی محققین برجسته‌ای چون (8و 9و 10) جهت انجام پژوهش‌های متمرکز بر سنجش کیفیت محیط سکونت شهری را می‌توان دلیل دیگری بر کارایی و مطلوبیت رویکرد یاد شده دانست.

به طور کلی نظریه‌ی رضایت‌مندی سکونتی جهت تعیین یک چارچوب راهنما برای شناخت خصوصیات ساختاری خانوارها وکیفیت محل سکونت آن‌ها (اعم از مسکن و محله) که بر جوانب گوناگون رضایت‌مندی تأثیر گذار است، به کار می‌رود (11). رضایت‌مندی سکونتی از آن جا که بخشی از حوزه‌ی رضایت‌مندی از زندگی در معنای عام می باشد، یکی از مطالعه شده ترین موضوعات در زمینه ی محیط مسکــونی محسوب می‌شود (6). این مفهوم بنا به تعریف گلاستر  عبارت است از: «شکاف قابل مشاهده بین آمال و نیازهای ساکنین و واقعیت موجود بستر سکونتی آن ها» (12). در تعریفی دیگر، رضایتمندی سکونتی معادل میزان رضایت تجربه شده ی فرد یا عضوی از یک خانواده از موقعیت سکونتی فعلی خود محسوب شده است (13). این مفهوم دارای ماهیتی مرکب و نمایانگر رضایت فرد از واحد مسکونی، محله و ناحیه ی سکونتی اوست (14) و اغلب، جهت ارزیابی ادراکات و احساسات ساکنین از واحد مسکونی و محیط زندگی خویش به کار می رود. نهایتاً این مفهوم نشانه‌ای مهم مبنی بر وجود ادراکات مثبت ساکنین نسبت به کیفیت زندگی خویش تلقی می شود (15). به استناد آن چه که در ادبیات موضوع مورد بحث به آن اشاره شده، رضایت‌مندی سکونتی متأثر از طیف گسترده‌ای از شرایط ادراک شده ی عینی و ذهنی است. طبق دیدگاه اونیبوکان در سال 1974 علاوه بر عناصر فنی/ مهندسی، جوانب اجتماعی، فرهنگی و رفتاری تشکیل‌دهنده‌ی یک سیستم محیطی/ اجتماعی یکپارچه نیز در شکل‌گیری قابلیت زندگی در یک واحد مسکونی مؤثر است. از سوی دیگر در زنجیره‌ی متغیرهای مؤثر بر رضایت‌مندی نسبی ساکنین از وضعیت سکونت خویش، مسکن تنها یکی از حلقه‌های این زنجیر است. به طور کلی تقلیل مفهوم سکونت‌گاه به واحد مسکونی خطای بزرگی است که می باید آن را به عنوان مفهومی مرکب از کلیه‌ی اجزاء و مؤلفه‌های اجتماعی و کالبدی تشکیل دهنده‌ی یک سیستم سکونت‌گاهی محسوب نمود (16).

در چارچوب رویکرد رضایت‌مندی سکونتی می توان مفهوم کیفیت محیط سکونت شهری را برایند طیف متنوعی از مؤلفه‌های کالبدی، محیطی و اجتماعی دانست. یافته‌های چندین مطالعه نشان می‌دهد که کیفیت محیط محلی تنها بوسیله عوامل فیزیکی تعیین نمی‌شود. بلکه در کنار ویژگی‌های فیزیکی، ویژگی‌های روان شناسی اجتماعی و ویژگی‌های محیط ساخته شده نیز از ویژگی‌های تأثیر‌گذار بر میزان کیفیت محیط سکونت شهری است (1). به طور کلی یک سکونتگاه شهری واجد ارزش، سکونتگاهی است که به خوبی نگهداری شده، پاک، ایمن، واجد آزادی فضایی و تنوع باشد. ضمن اینکه سایر ویژگی‌های اجتماعی روان‌شناختی مهم محیط‌های مسکونی می‌تواند در موارد دیگری هم‌چون (وجود یا فقدان) احساس حیات محله‌ای (15)، ازدحام و شلوغی محیط محله (17) و عوامل تهدید‌کننده‌ی امنیت و ایمنی اجتماعی (18) نیز بیان گردد. در متون نظری مرتبط، در کنار مخاطرات صنعتی، از مخاطراتی که اصطلاحاً عوامل تهدید کننده‌ی امنیت اجتماعی نامیده می‌شوند نیز بحث شده است. از نمونه‌های این مخاطرات می توان به دزدی، آشوبگری، تجاوز، حضور معتادان در محله اشاره کرد (19و 20و 21). هم‌چنین عوامل مختل‌کننده‌ی ایمنی اجتماعی نیز عمدتاً به واسطه‌ی منابعی از قبیل تردد وسایل نقلیه موتوری، حمل و نقل، نگه‌داری و پردازش مواد خطرناک و سمی، ساکنین را تهدید می‌کنند. به طور خاص کارخانه‌های صنعتی بزرگ (شیمیایی، اتمی) در این فعالیت‌ها بیشترین سهم را دارند و بنابراین می‌توان آن‌ها را مهم ترین عوامل تهدیدکننده‌ی ایمنی و سلامت ساکنین یک محیط دانست (22و 23). از دیگر ویژگی ‌های تأثیر‌گذار بر کیفیت محیط سکونت شهری وجود یا فقدان اشکال مختلف آلودگی (آلودگی هوا، ذرات معلق، گرد و خاک و غبار و ...)، آلودگی آب (آب آشامیدنی،آب‌های سطحی) و آلودگی خاک) می باشد. به طور کلی، ویژگی‌هایی که به محیط آلوده و رو به افول مرتبط بوده و بر سیمای محله تأثیر می‌گذارند، معلول منابع مشخص آلودگی‌زا (نظیر زباله ها) هستند (1). مؤلفه‌‌ی دیگری که در شکل بخشیدن به مفهوم کیفیت در محیط محله نقش تعیین‌کننده‌ای دارد، خصوصیات محیط انسان ساخت نظیر موجود و در دسترس بودن تسهیلات و خدمات محله‌ای، دسترسی مناسب محله به مراکز اداری/ تجاری شهر، وجود مراکز آموزشی، ورزشی و تفریحی مناسب در محله و نیز تعادل بین فضاهای باز و ساخته شده‌ی محله و وجود فضاهای سبز منظر آرایی شده، جذاب و سرزنده است. مطالعه انجام شده توسط کاپلن و آوستین  در سال 2004 نشان داد که وجود طبیعت در مجاورت محیط محله در رضایت‌مندی از (کیفیت)  آن اهمیت خاصی دارد. بر اساس یافته‌های این محققان ویژگی‌هایی نظیر وجود درختان و فضای سبز، نقاط دارای منظرآرایی مناسب و گذرهایی برای پیاده روی  مشخصاً در این زمینه دارای اهمیت بودند (24).

بر اساس موارد مطروحه می توان ویژگی‌ها و مؤلفه‌های سازنده‌ی کیفیت محیط محله را به سه دسته ی کلی تقسیم نمود: مؤلفه‌های محیطی (انواع آلودگی‌ها)، مشخصه‌های اجتماعی روان‌شناختی (احساس حیات محله ای، شلوغی و ازدحام محیط محله، عوامل تهدید‌کننده‌ی امنیت و ایمنی اجتماعی) و ویژگی‌های محیط انسان‌ساخت (دسترسی، امکانات و خدمات). علاوه بر موارد ذکر شده برخی از متغیرها هم‌چون وی‍‍‍ژگی‌های شخصی و خانوادگی و شرایط اجتماعی، فرهنگی و ... فرد به صورت غیر‌مستقیم به واسطه‌ی تأثیر‌گذاری بر ارزیابی‌های ذهنی فرد، در ادراک میزان رضایت‌مندی سکونتی او نقش دارند (11). بنابراین در نظر گرفتن این مؤلفه‌ها در فر]یند تجزیه و تحلیل، قدرت پیش‌بینی را بالاتر می‌برد (1). در سال 1990 پولس و همکارانش اثر خصوصیات فردی (سن، جنس و وضعیت اقتصادی اجتماعی) را بر میزان رضایتمندی از مسکن  و محله، مورد ارزیابی قرار دادند. نتایج نشان داد که سن، یک متغیر پیش‌بینی ‌کننده‌ی مهم رضایتمندی از مسکن و محله بود، به طوری که رضایت‌مندی ساکنین مسن بیش‌تر از جوان‌ها نشان می داد. در حالی که جنسیت اگر چه یک ویژگی شخصی مهم در تحقیق روان شناسان بوده است، اما یک وی‍ژگی شخصی مهم در زمینه رضایت‌مندی سکونتی نمی‌باشد (‌:23:Ibid, p). از سوی دیگر یافته‌های تعدادی از مطالعات نیز مؤید افزایش سطح رضایت‌مندی سکونتی افراد به موازات ارتقای سطح درآمد آن‌ها است (25 و 16)

پرداختن به بحث کیفیت در مجتمع های مسکونی بزرگ  مقیاس که ضرورتاً واجد پیچیدگی ها و مسایل منحصر به فرد در مقایسه با محلات معمولی شهری هستند، ممکن است انجام فرآیند پژوهش را برای محقق دشوار، پیچیده و زمان‌بر سازد. محله‌ی نواب و شهرک اکباتان را می توان به مثابه‌ی مصادیقی از این محیط‌های سکونتی محسوب نمود که از نظر ماهیت و زمان شکل‌گیری تفاوت‌هایی با یکدیگر دارند. پروژه‌ی مسکونی نواب اساساً به عنوان یک پروژه‌ی احیاء و بازسازی بافت فرسوده تعریف شد. این پروژه در سال 1373 وارد فاز اجرا شده و کماکان برنامه‌ی توسعه‌ی آن ادامه دارد. شهرک اکباتان نیز به عنوان یک مجموعه‌ی مسکونی واقع در اطراف شهر و جهت پاسخگویی به معضل کمبود مسکن در کلان شهر تهران در سال 1355 برنامه‌ریزی و  شکل‌گیری آن در یک دوره‌ی زمانی 20 ساله به انجام رسیده است. در این پژوهش که با رویکرد سنجش میزان رضایت‌مندی سکونتی انجام شده، هدف اصلی مقایسه‌ی تطبیقی دو ناحیه سکونتی محله نواب و شهرک اکباتان از نظر سنجش ابعاد کیفیت محیط و نیز شناخت مؤلفه‌ها و عناصر سازنده‌ی آن و ارزیابی مقایسه‌ای میان آن هاست. توجه به این نکته ضروری است که این دو ناحیه علی‌رغم ماهیت متفاوت شکل‌گیری اولیه و زمان ایجاد، واجد خصیصه‌هایی هستند که می‌تواند در تحلیل و سنجش کیفیت محیط، مورد مطالعه تطبیقی قرار گیرد.

روش شناسی

از آن‌جا که در سنجش کیفیت محیط‌های مسکونی ویژگی‌های متعددی باید به طور هم‌زمان مورد توجه قرار گیرد، کمی‌کردن کیفیت محیط یک مسأله ی پیچیده است. کیفیت محیط‌‌های سکونتی یک ارزش ذهنی می‌باشد. برای ارزیابی ارزش‌های ذهنی (همچون کیفیت محیط) موضوعات چند متغیره (هم‌چون محیط‌های مسکونی شهری) طی‌کردن چندین مرحله مورد نیاز است که در نمودار (1) معرفی شده است (1).


 


نمودار 1-مراحل ارزیابی ارزش های ذهنی موضوعات چند بعدی (1)

 


بر اساس نظریه ی تصمیم رفتاری[4] (27) مدل‌ها، تئوری‌ها و روش‌های مختلفی برای تجزیه و تحلیل مفاهیم چند متغیره نظیر مطلوبیت چند متغیره (MAU) ، تحلیل پیوسته  (CA) و تحلیل رگرسیونی چند متغیره سلسله مراتبی (HMR) ارایه شده است. هم‌چنین در یک طبقه بندی دیگر روش‌های کمی کردن ارزش‌های محیطی به دو دسته‌ی روش‌های ترجیحات شهودی[5]  (هم‌چون روش هزینه سفر[6] ، قیمت هدونیک[7]  و ....) و ترجیحات اظهاری[8]  (شامل روش‌هائی همچون ارزیابی تصوری CVM[9]) (و روش انتخاب تجربی) تقسیم  شده است (28).

 در این پژوهش جهت انجام فرآیند سنجش کیفیت محیط روش تحلیل رگرسیونی چند‌ متغیره‌ی سلسله‌مراتبی (HMR) به‌کار رفت. در روش «HMR» هر یک از پاسخگویان به ارزیابی موضوعی واقعی می‌پردازند: یعنی وضعیت سکونت فعلی خویش. در این حالت امکان تأثیر‌گذاری پژوهشگر بر امتیاز موضوعات احتمالی اندک است. این ویژگی با رویکرد مورد توجه در مطالعه‌ی حاضر (سنجش میزان رضایت‌مندی سکونتی) که اساساً رویکردی مخاطب محور و مبتنی بر ارزیابی‌های افراد از وضعیت محیط سکونت‌شان می باشد، خوانا و سازگار است. از دیگر مزایای این روش می توان به امکان ارزیابی های واقع گرایانه، استفاده از پرسشنامه و در نتیجه تسهیل و کاهش مدت زمان فرایند ارزیابی، امکان پرسش از تعداد بیشتری از ساکنین و در نتیجه بالا رفتن صحت و اعتبار نتایج تحقیق اشاره نمود (1). روش«HMR» یک روش آماری برای تحلیل و بررسی ارتباط متقابل بین یک معیار خاص یا متغیر وابسته و دو یا چند پیش بینی کننده یا متغیر مستقل محسوب می شود. هم‌چنین می توان از این روش برای پیش بینی استفاده نمود، اما معمولاً برای سنجش میزان انحراف مشاهده شده در متغیر وابسته که به واسطه‌ی انحراف مشاهده شده در متغیرهای مستقل مشخص می‌شود، به‌کار می‌رود. از طرف دیگر میزان برازش مدل[10] را نیز نشان می‌دهد. از طرفی این روش تحلیل در سنجش وزن‌های رگرسیونی استاندارد  شده نیز کاربرد دارد. دو ویژگی خاص تحلیل رگرسیونی چند متغیره، یعنی برآورد وزن‌های رگرسیونی و سنجش برازش مدل در تحلیل مفهوم کیفیت محیط به‌کار می رود. در این روش متغیرهای مستقل وزن‌دهی می شوند تا به این ترتیب سهم نسبی آن ها در متغیرهای وابسته برآورد شود.

 وزن دهی هر متغیر مستقل، به واسطه ی برآورد تأثیر آن بر متغیر وابسته در صورت ثابت باقی ماندن تأثیر سایر متغیرهای مستقل انجام می‌شود. این ارزش‌های عددی را «وزن های رگرسیونی» یا «ضرایب» می نامند. بعد از استاندارد کردن این «وزن ها» یا «ضرایب» و تعیین «ضرایب بتا» می‌توان اهمیت نسبی متغیرهای مستقل را با هم مقایسه کرد. انتخاب و ساختاربندی معیارها معمولاً توسط محقق صورت می‌گیرد. سپس با استفاده از روش از بالا به پائین هر معیار کلان به معیارهای خردتری تجزیه شده تا به آخرین سطح درخت ارزش منتهی گردد. این سطح شامل معیارهایی است که قابل کمی کردن بوده و صحیح‌ترین اطلاعات راجع به موضوع را به محقق می‌دهند. در مرحله ارزیابی هر کدام از معیارهای سطح بالاتر روی معیارهای سطح پایین‌تر رگرسیون داده شده تا متغیر‌های مستقل و وابسته مشخص شوند (Ibid, pp: 38-40.). جهت سنجش میزان کیفیت محیط سکونت شهری از روش غیر مستقیم ایجاد مدل تجربی سنجش کیفیت محیط سکونتی در سه سطح استفاده شد. شناسائی معیارها/جزء معیارهای سازنده ی کیفیت محیط سکونت شهری با استفاده از روش‌های مختلفی هم‌چون مرور ادبیات مربوطه، شناخت مقدماتی از محدوده مورد مطالعه و نظرات کارشناسان بهره گرفته شد. پس از آن به منظور ساختاربندی و ایجاد درخت ارزش روش کل به جزء (بالا به پایین) اجرا گردید.

 در سطح اول مدل حاضر، کیفیت محیط سکونت شهری قرار دارد. در سطح دوم، این مؤلفه ی کلان به پنج جزء معیار (بهداشت محیط، امنیت محله، دسترسی، امکانات محله و روابط اجتماعی) تجزیه شده و نهایتاً سطح سوم مدل تجربی به عنوان سطح  ([11]EFA) پایانی که قابل اندازه‌گیری است، تعریف گردید. در این سطح با استفاده از دو شاخص کیفیت محیط سکونت شهری (رضایت‌مندی- احساس آزردگی) سوالاتی در مورد هر یک از جزء معیارها طرح گردید. کمی کردن این شاخص ها با به‌کار گیری روش مستقیم پرسشنامه با حجم نمونه 540 عدد اجرا گردید. پرسشنامه ی مذکور به دو قسمت تقسیم شد: قسمت اول شامل سؤالات مربوط به ویژگی های شخصی، خانوادگی و  مخاطب می باشد.

هدف از طرح این پرسش ها بررسی تأثیر چنین متغیرهایی بر میزان ادراک کیفیت به منظور تحت کنترل در آوردن اثرات احتمالی‌شان در جریان تجزیه و تحلیل داده‌ها است. قسمت دوم نیز حاوی سؤالات سنجش میزان کیفیت محیط سکونت در محدوده های مورد مطالعه (نواب-اکباتان) است. متغیرهای شخصی و خانوادگی بررسی شده در این تحقیق عبارتند از: سن، جنس، شغل، طول مدت اقامت در محله، سواد، درآمد و مالکیت.

 در ارزش‌گذاری هر یک از سؤالات طیف 5 گزینه‌ای لیکرت با گزینه‌های خیلی‌کم، کم، متوسط، زیاد و خیلی‌زیاد مورد استفاده قرار گرفت. به منظور امکان پذیری تجزیه و تحلیل داده‌ها به گزینه های مذکور به ترتیب کدهای 1، 2، 3، 4 و 5 نسبت داده شد.

امتیاز 1 نشان دهنده ی کمترین میزان کیفیت و رضایت ساکنین و امتیاز 5 نشان دهنده ی بیشترین میزان کیفیت و رضایت ساکنین از متغیر مربوطه است. سپس با استفاده از روش های آماری، شناخت و ارزیابی وجوه و مؤلفه های کیفیت محیط سکونت شهری انجام پذیرفت. جهت تعیین میزان کیفیت محیط به صورت کلی و امتیاز هریک از مؤلفه های سازنده ی کیفیت به طور خاص از آزمون T[12]  تک نمونه‌ای استفاده شد. در بررسی وجود یا فقدان تأثیر متغیرهای شخصی و خانوادگی بر میزان ادراک کیفیت محیط، آزمون تحلیل واریانس یک طرفه بکار رفت.

 روایی و پایایی پرسشنامه نیز با استفاده از روش تحلیل عاملی اکتشافی و آلفای کرونباخ سنجیده شد. از طرفی جهت رتبه‌بندی مؤلفه‌های سازنده‌ی کیفیت محیط سکونت از دید ساکنین که اهمیت ویژه‌ای در تحقیق حاضر دارد، از روش تحلیل رگرسیونی چند متغیره‌ی سلسله مراتبی (HMR) استفاده شد.

 


 

کیفیت محیط سکونت شهری

             سطح اول

                                                                                                

              سطح دوم

 

 

 

               سطح سوم

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

نمودار 2- مدل تجربی سنجش کیفیت محیط سکونت شهری در محدوده های مطالعاتی(نواب-اکباتان)

ماخذ: نگارندگان

 

بحث


- موقعیت مکانی محدوده­های مورد مطالعه

«شهرک اکباتان» به عنوان یکی از بزرگ­ترین شهرک­­های خاورمیانه در شمال جاده­ی مخصوص کرج و در کیلومتر 5 میدان آزادی تهران واقع بوده و بر اساس نظام تقسیمات کالبدی شهرداری تهران بخشی از ناحیه­ی 6 منطقه­ی 5 محسوب می­شود. ناحیه­ای نسبتاً گسسته از ساختار کل منطقه که تنها، موقعیت جغرافیایی آن سبب تجمیع آن با سایر نواحی منطقه شده است. ناحیه­ی یاد شده نه به لحاظ عملکردی و نه به لحاظ سیمایی هیچ­گونه تشابهی با نواحی دیگر نداشته و  به واسطه­ی دربرگرفتن چهار مجتمع سکونتی کوی بیمه و شهرک­های اکباتان، شهید فکوری و آپادانا دارای عملکرد غالب سکونت‌گاهی و خوابگاهی است. در این میان شهرک اکباتان به عنوان یکی از نخستین تجربیات نظام شهرسازی ایران در زمینه­ی بلند مرتبه­سازی و به واسطه­ی موقعیت مکانی آن که در یکی از مبادی ورودی پایتخت واقع شده، نه تنها در سطح منطقه بلکه در سطح شهر نیز واجد جایگاه و اهمیت خاصی است. این شهرک که از شمال به کوی فردوس، از جنوب به فرودگاه مهرآباد، از غرب به صنایع هواپیماسازی و از شرق به شهرک آپادانا محدود می­شود، متشکل از 3 فاز و 33 بلوک می‌باشد و دارای جمعیتی در حدود 70000 نفر است که در 15593 واحد مسکونی سکونت دارند (نقشه 1). 

 نواب: پروژه نواب از جمله پروژه‌های بازسازی شهری است که در مرز غربی منطقه 11 و شرقی منطقه 10 شهر تهران واقع شده است. این محدوده قبل از اجرای پروژه دارای بافت قدیمی فشرده و ریز دانه با تراکم بالای جمعیتی و ساختمانی بوده که در سال 1373 با تخریب کامل بافت قدیمی نواب ساخت این پروژه شروع شد. هدف اصلی از اجرای این طرح برقرای ارتباط بین شمال و جنوب تهران بوده که در 5 فاز اجرایی و سه لایه عملکردی (مسیر تندراه، فضای سبز و حریم دو طرف، فضای ساخت و ساز مسکونی، تجاری و اداری) طرح ریزی شد (نقشه1). 


 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


 

 

 

 

 


نقشه1-موقعیت محدوده‌های مطالعاتی در شهر تهران (نواب-اکباتان)

 


- تجزیه و تحلیل داده‌ها

بر اساس نتایج به دست آمده، کلیه معیارهای مورد استفاده در 3 سطح مدل تجربی با متغیر وابسته میزان کیفیت در محیط‌های سکونتی نواب-اکباتان رابطه معنی داری داشته (P<./05). و این مفهوم را از دید ساکنین هر دو محدوده به صورت کمی بیان کردند (جدول 1).

 

 


جدول 1- نتایج آزمون t- ارتباط و معنی داری معیارها / جزء معیارهای سنجش کیفیت محیط سکونت شهری


 


محله نواب

Test Value = 3

Sig. (2-tailed)

شهرک اکباتان

Test Value = 3

Sig. (2-tailed)

t

df

t

df

کیفیت محیط سکونتی

16.203-

269

00/.

کیفیت محیط سکونتی

728/6

269

00/.

بهداشت محله

999/20-

269

00/.

بهداشت محله

12.3

269

00/.

امنیت محله

930/7-

269

00/.

امنیت محله

180/8

269

00/.

دسترسی

226/5-

269

00/.

دسترسی

307/.-

269

759/.

امکانات و تسهیلات محله

640/22-

269

00/.

امکانات-تسهیلات محله

648/.

269

518/.

روابط اجتماعی

17.854-

269

00/.

روابط اجتماعی

121/1-

269

263/.


 


 


 

مطابق با جدول 2 نتایج آزمون T تک نمونه‌ای در محدوده نواب نتایج مشخص شد ساکنین تنها از وضعیت کیفی

متغیر دسترسی با میانگین (5>234/3>1) اظهار رضایت‌مندی کرده و از سایر موارد در محل سکونتی‌شان ناراضی بوده‌اند. این در حالی است که ساکنین محله اکباتان از وضعیت متغیرهای بهداشت (5>16/2>1) و امنیت (5>60/2>1) راضی، از شرایط کیفی متغیرهای دسترسی (5>23/3>1)، تسهیلات کالبدی- خدماتی (5>22/2>1) نسبتٌا راضی و تنها از متغیر روابط اجتماعی (5>39/2>1) ناراضی بودند. بدین ترتیب به نظر می‌رسد ساکنین محله نواب با مسایل و مشکلات کالبدی –محیطی بیشتری در محل سکونت‌شان روبرو باشند. کیفیت مطلوب­تر معیار دسترسی در محله نواب نسبت به شهرک اکباتان می‌تواند ناشی از موقعیت مکانی و سهولت بیشتر دسترسی این محدوده نسبت به مراکز اصلی شهر تهران و وجود تسهیلات ارتباطی نظیر مترو باشد در حالی که به نظر می‌رسد در شهرک اکباتان به دلیل عدم پیوستگی به ساختار اصلی شهر، علی‌رغم بالاتر بودن وضعیت کیفیت در سایر موارد، رضایت‌مندی از دسترسی نسبت به محله نواب در سطح پایین‌تری قرار گرفته است. می‌توان چنین استنباط کرد که وجود الگوی برنامه‌ریزی از پیش تعیین شده در شهرک اکباتان به نسبت محله نواب در بالاتر بودن سطح رضایت‌مندی ساکنین آن تاثیرگذار بوده است.

 

 

 

جدول2- مقایسه وضعیت کیفیت محیط سکونت شهری (نواب-اکباتان) در معیارها/جزء معیارهای سازنده آن

 

سطح اول

 

 

سطح دوم

محله نواب

1<Mean<5

 

وضعیت

رضایت‌مندی

 

شهرک اکباتان

1<Mean<5

 

وضعیت

رضایت‌مندی

 

 

معیارهای سازنده

کیفیت محیط سکونت شهری

بهداشت محله

16/2

ناراضی

57/3

راضی

امنیت محله

60/2

ناراضی

43/3

راضی

دسترسی

23/3

راضی

98/2

متوسط

امکانات و تسهیلات محله

22/2

ناراضی

03/3

متوسط

روابط اجتماعی

39/2

ناراضی

93/2

ناراضی


 

 

نتایج روش تحلیل رگرسیونی چند متغیره مطابق با جدول 3 نشان می‌دهد که در محله نواب، بهداشت محیط بالاترین و روابط اجتماعی کم ترین میزان اهمیت و در محله اکباتان روابط اجتماعی بالاترین و امنیت محله کمترین میزان اهمیت را از دید ساکنین دارد. نتایج اولویت بندی متغیرها در شهرک اکباتان بر نحوه ارزیابی ساکنین از وضعیت کیفی آن ها منطبق بود. بدین معنی که کمترین میزان کیفیت در متغیر روابط اجتماعی منجر به انتخاب آن به عنوان مهم­ترین عامل شد. سپس متغیرهای دسترسی و امکانات و تسهیلات محله  مدنظر قرار گرفته که براساس نتایج وضعیت کیفی آن‌ها در حد متوسط ارزیابی شده و در مرتبه آخر دو متغیر امنیت و بهداشت محله با سطح کیفی بالاتر نسبت به سایر متغیرها کمترین میزان اهمیت را برای ساکنین داشته‌اند. در حالی که نحوه انتخاب و اولویت‌بندی متغیرهای سکونتی در محله نواب پیچیده‌تر و نزدیک به یک‌دیگر ارزیابی شد. در محدوده نواب متغیر بهداشت بالاترین میزان اهمیت را در برگرفت که می‌تواند ناشی از وفور فضاهای مستعد انباشت زباله و راکد بودن برخی از فضاهای پیش‌بینی شده طرح هم‌چون کاربری‌های تجاری و اداری و ناتمام ماندن پروژه باشد. علی‌رغم ارزیابی نسبتاً مطلوب سطح کیفی متغیر دسترسی، لیکن این عامل به عنوان دومین متغیر مهم از دید ساکنین عنوان گردید. انتخاب متغیر دسترسی به عنوان دومین متغیر مهم می‌تواند به یکی از عمده دلایل انتخاب این محدوده به عنوان محل سکونت ساکنین فعلی ناشی از سهولت دسترسی آن با سایر مراکز شهر اشاره کند. پس از آن دو متغیر امنیت و امکانات و تسهیلات محله با میزان اهمیت نزدیک به یک‌دیگر قرار گرفته است.

 

جدول 3- مقایسه میزان اهمیت معیارها/جزء معیارهای سازنده کیفیت محیط سکونت شهری در نواب-اکباتان

محله نواب

متغیرها

 (Standardized Coefficients(

 (Standardized Coefficients)

Sig.

رتبه

شهرک اکباتان

 (Standardized Coefficients(

(Standardized Coefficients)

Sig.

رتبه

B

Std. Error

Beta

Std. Error

B

Beta

بهداشت محله

046/.

047/.

657/.

00/.

1

213/.

022/.

258/0

00/.

4

امنیت محله

045/.

048/.

638/.

00/.

3

161/.

019/.

201/.

00/.

5

دسترسی

046/.

047/.

652/.

00/.

2

201/.

019/.

258/.

00/.

3

امکانات و تسهیلات محله

045/.

048/.

637/.

00/.

4

226/.

021/.

279/.

00/.

2

روابط اجتماعی

042/.

051/.

573/.

00/.

5

226/.

021/.

279/.

00/.

1

 

 

 

 

 

در نهایت متغیر روابط اجتماعی کمترین میزان اهمیت را داشته که می‌تواند نشان‌دهنده سطح اهمیت پایین‌تر این متغیر نسبت به سایر مسایل و مشکلات جدی‌تر متغیرهای ذهنی کالبدی نظیر سطح پایین بهداشت، امنیت پایین و کمبود امکانات تسهیلات باشد که ساکنین نواب با آن درگیر می‌باشند.

795/.

Kaiser-Meyer-Olkin Measure of Sampling Adequacy.

256/2119

Approx. Chi-Square

Bartlett's Test of Sphericity

630

df

00/.

Sig.

 همان طور که در سوابق نظری تحقیق عنوان گردید، در فرایند تجزیه و تحلیل داده ها میزان تاثیر متغیرهای شخصی و خانوار نیز بر روی ادراک کیفیت محیط آزمون شد. نتایج آزمون تحلیل واریانس یک طرفه نشان داد که در محله نواب کیفیت محیط تنها در بین گروه های سطح سواد (بین افراد بی‌سواد و زیر دیپلم (02/.P=) و بین افراد بی‌سواد و بالای دیپلم (029/.P=) معنی‌دار بود. هم‌چنین نتایج حاصل در محله اکباتان نشانگر آن است که تنها متغیر شغل بر ادراک کلی افراد از شرایط کیفی محیط زندگی­شان تأثیرگذار بوده است. نتایج آزمون در بین سایر متغیرها در هر دو محله نشان داد که بین گروه ها اختلاف معنی‌داری وجود ندارد (P>0/05). به عبارتی این متغیرها بر میزان ادراک کیفیت محیط سکونتی ساکنین تاثیری نداشته اند.

جهت بررسی روایی و صحت مدل مورد استفاده در تحقیق (نمودار 2)  از روش تحلیل عاملی اکتشافی [13](EFA) استفاده شد. با توجه به جدول 4 نتایج شاخصKMO نشان می‌دهد که کفایت مدل در حد متوسطی مورد تایید است  KMO)بین 7/. تا 8/.). آزمون بارتلت هم این مساله را تایید می‌کند. بدین معنی که نتایج حاصل در جهت تایید این مدل به دست آمد، به طوری که بر اساس ضرایب (بارهای عاملی) استخراج شده نیازی به تغییر در دسته­بندی­های انجام شده در مدل تجربی نمی‌باشد.

 

جدول4- نتایج شاخصKMO  و آزمون بارتلت  در سوالات کیفیت محیط سکونت شهری در نواب-اکباتان

 

هم‌چنین پایایی پرسشنامه با استفاده از روش آلفای کرونباخ آزمون شد. همان‌‌طور که در جدول 5 ملاحظه می‌شود مقدار آلفا در نواب و اکباتان به ترتیب 87/. و 86/. به دست آمد و بر اساس آن میزان اعتبار سوالات مورد استفاده در سنجش میزان کیفیت محیط سکونتی در محدوده‌های نواب-اکباتان را تایید کرد.  از آن‌جا که ضرایب آلفای تمامی سؤالات پرسشنامه در هر دو محدوده بزرگ تر از 6/0 است، ضرورتی به حذف هیچ کدام از آن‌ها وجود نداشته و دقت و صحت مدل مورد استفاده کیفیت محیط سکونت را تایید می‌کند.

 

 

جدول 5- مقادیر آلفای کرونباخ  سوالات کیفیت محیط سکونت شهری در نواب-اکباتان

Cronbach's Alpha

کیفیت محیط سکونت در اکباتان

86/0

Cronbach's Alpha

کیفیت محیط سکونت  در محله نواب

875/0

 

 

 

درخصوص مقایسه وضعیت کلی کیفیتی محیط سکونتی در دو محله نواب و اکباتان از آزمون T[14] تک نمونه‌ای استفاده شد. نتایج حاصل حاکی از آن بود که میزان کیفیت محیط محله نواب کمتر از میانه یا نسبتا ناراضی (5>52/2>1 با میانه نظری 3) و  در محدوده­ی شهرک اکباتان بالاتر از آستانه­ی کیفی متوسط یا نسبتا راضی (12/3 با میانه­ی نظری 3) ارزیابی شد.

جدول 6- نتایج آزمون t- کیفیت محیط سکونت شهری در محدوده های مطالعاتی

 

Test Value = 3

t

df

Sig. (2-tailed)

محله نواب

16.203-

269

00/.

شهرک اکباتان

728/6

269

00/.

 

 بر اساس نتایج حاصل کیفیت محل سکونت و میزان رضایت‌مندی ساکنین محدوده نواب در سطح پایین‌تری از محدوده اکباتان قرار گرفته است (جدول 6، نمودار 3). بدین ترتیب در پاسخ گویی به اصلی‌ترین سوال تحقیق این چنین می‌توان استنباط کرد که علی رغم گذشت مدت زمان کوتاه‌تر از اجرای پروژه نواب نسبت به پروژه اکباتان، لیکن کیفیت محیط درک شده از سوی ساکنین در محدوده نواب پایین‌تر (نسبتا ناراضی) نسبت به شهرک اکباتان (نسبتا راضی) ارزیابی شد که نشان‌دهنده سطح نازل‌تر کیفیت محیط در محدوده سکونتی نواب در مقایسه با اکباتان می‌باشد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 


نمودار 3- مقایسه وضعیت کیفیت محیط سکونتی در دو

محله نواب-اکباتان


نتیجه گیری

امروزه معضل فقدان کیفیت یا سطح نازل آن در محیط‌های مسکونی شهری یکی از مهم ترین چالش­های پیش‌روی سیاست­گذاران و برنامه­ریزان شهری در کشورهای مختلف محسوب می­شود. این امر به بروز دغدغه­ای فراگیر در میان محققین و متفکرین متعلق به حوزه­های مختلف علمی منجر شده و مفهوم کیفیت محیط سکونت شهری را به مفهومی خاص و پر بسامد در تجارب شهرسازی جهان بدل نموده است. با این حال تنوع موجود در الگوهای سکونتی شهرهای بزرگ هم‌چنان انجام تحقیقات متمرکز، بر بحث کیفیت محیط­های مسکونی دارای ویژگی های خاص را ضروری می­سازد. در این تحقیق سعی بر آن بود که در قالب یک ارزیابی مقایسه­ای کیفیت محیط سکونت و ابعاد مختلف آن در دو محیط سکونتی بزرگ مقیاس (شهرک اکباتان و محله نواب) به صورت کمی مورد سنجش قرار گیرد. این پروژه­های مسکونی در بسترهای زمانی متفاوت و با اهدافی متمایز (در مورد اکباتان: از میان برداشتن معضل کمبود مسکن و تأمین سرپناه مناسب برای طبقه­ی متوسط جامعه و در مورد نواب: احیاء و بهسازی بافت‌های فرسوده­ی شهری) برنامه­ریزی و احداث شدند. در این میان  شهرک اکباتان در اواسط دهه­ی 1350 شمسی و چندین سال زودتر از محله­ی نواب شروع به شکل­گیری نموده است. بنابراین در تحلیل اولیه به نظر می­رسد میزان کیفیت محیط سکونت در محله­ی نواب باید بیش­تر از شهرک اکباتان باشد. در حالی که بر اساس نتایج تحقیق، میزان کیفیت محیط سکونت در شهرک اکباتان دارای تفاوت معنی­داری نسبت به محله­ی نواب است (5>12/3>1 در مقابل 5>52/2>1). این سطح کیفی فراتر مشخصاً نتیجه­ی میزان رضایت‌مندی بیش­تر ساکنین اکباتان نسبت به ساکنین نواب از چهار جزء معیار اصلی سازنده­ی کیفیت محیط سکونت می­باشد. به طوری که محله­ی نواب صرفاً از نظر کیفیت معیار دسترسی دارای شرایط بهتری نسبت به شهرک اکباتان است (5>23/3>1 در مقابل 5>98/2>1). هم‌چنین نتایج نشانگر آن است که در محله­ی نواب متغیر بهداشت محله )657/0 (β=و در شهرک اکباتان متغیر روابط اجتماعی )288/0(β= بیش­ترین میزان اهمیت را از دید ساکنین دارند. این واقعیت به صورت ضمنی دال بر وجود مسایل کالبدی/ محیطی مشخص­تر در محله­ی نواب است که تأثیر انکار ناپذیری در پدیدار شدن شرایط کیفی نامطلوب در این محیط مسکونی دارد. جهت حل این مسایل می­توان به امتیازات کمی مؤلفه­های سازنده­ی کیفیت محیط سکونت و فاصله­ی این امتیازات با آستانه­ی کیفی قابل قبول توجه نمود. بر این اساس در محله­ی نواب دو حوزه­ی بهداشت، امکانات و تسهیلات محله را می­توان حوزه­های عینی نیازمند مداخله دانست. هم‌چنین حوزه­های امنیت و روابط اجتماعی به عنوان مؤلفه­های ذهنی محسوب می­شوند که به واسطه­ی راهکارهای کالبدی قابلیت ارتقای کیفیت دارند. در مقابل مداخلات مورد نیاز در شهرک اکباتان عمدتاً در حیطه­ی شاخص روابط اجتماعی قابل تبیین است. گرچه در سطحی پایین­تر بهبود متغیر دسترسی نیز می­تواند در افزایش میزان کیفیت محیط در این محدوده­ی مسکونی مؤثر باشد.

منابع

  1. Van Poll, R., (1997). The Perceived Quality of the Urban Residential Environment. A Multi-Attribute Evaluation. Rijksuniversiteit Groningen, Groningen.
  2. RIVM, (2002). In: Bouwman, A., van Kamp, I., van Poll, R. (Eds.), Workshop livability 2002, 18 December 2001.
  3. Ott, W. R., (1978). Environmental indices: Theory and practice, Ann Arbor: Ann Arbor Science publishers,.
  4. Van Kamp, Irene., Leidelmeijer, Kess., Marsman, Gooitske., de Hollander, Augutinus., (2003). Urban environmental quality and human well-being Towards a conceptual framework and demarcation of concepts; a literature study, Journal of Landscape and Urban Planning,Vol 65, 5-18.

 

  1. Porteous, J.D., (1971). ”Design with People-the Quality of the Urban  Environment”. Environmental and Behavior. No 3, 155–178.
  2. Ge, Jian., Hokao, Kazunori., (2006). Research on residential lifestyles in Japanese cities from the viewpoints of residential preference, residential choice and residential satisfaction, J. Landscape and Urban Planning, 78, 165-178.
  3. Lansing, J. B. and R. W. Marans., (1969).” Evaluation of Neighborhood”, J. of the American Institute of Planners, 35: 195-199.
  4. Jelinkova, Z., and Picek, M., (1984). “Physical and Psychological Factors Determining Population Responses to Environment”. Active. Nerv. Sup., 26 (2), 144-146.
  5. Gruber, J. B., and Shelton, G. G., (1987). “Assessment of Neighborhood Satisfaction by Residents of Three Housing Types”. Social Indicators Research, 19, 303-315.
  6. Ha, M., and Weber, M. J., (1994). “Residential Quality and Satisfaction: Toward Developing Residential Quality Indexes”. Home Economics Research Journal, 22 (3), 296-308.
  7. C.Galster, George., W.Hesser, Garry., (1981). Residential satisfaction: Compositional and contextual correlates, J. Environment and Behavior, 13(6), 735-758.
  8. Galster, George C., (1987). Homeowners and Neighborhood Reinvestment. Durham, N.C.: Duke University Press.
  9. McCray, J.W. and Day, S.S., (1977). Housing Values, Aspirations and Satisfactions as Indicators of Housing Needs, Home Economics, 5 (4), 244-254.
  10. Onibokun, A.G., (1974). Evaluating Consumers’ Satisfaction with Housing: An Application of a System Approach, J. American Institute of Planners, 40(3), pp.189-200.
  11. Campbell, A., Converse, P. E., and Rodgers, W. L. (1976). The quality of American life: perceptions, evaluations and satisfactions. New York: Russel Sage Foundation.
  12. Francescato, G., Weidemann, S., and Anderson, J.R. (1987). Residential satisfaction: Itsuses and limitations in housing research, in Housing and Neighborhoods: Theoretical and Empirical Contributions. Vliet, W.V., Choldin, H., Michelson, W., and Popenoe, D.(eds.),Westport, Connecticut: Greenwood Press.
  13. Baum, B., and Paulus, P. B. (1987). Crowding. In D. Stokols, and I. Altman (Ed.), Handbook of environmental psychology (vol. 1, pp. 533-570). New York Chicester Brisbane Toronto Singapore: John Wiley and Sons.
  14. Lewis, D. A., and Maxfield, M. G. (1980). Fear in the neighborhoods: an investigation of the impact of crime. British Journal of Psychology, July, 160-189.
  15. Baba, Y., and Austin, D. M., (1989). “Neighborhood Environmental Satisfaction, Victimization, and Social Participation as Determinants of Perceived Neighborhood Safety”. Environment and Behavior, 21 (6), 763-780.
  16. White, M., Kasl, S. V., Zahner, G. E. P., and Will, J. C. (1987). Perceived crime in the neighborhood and mental health of women and children. Environment and Behavior, 19(5), 588-613.
  17. Lewis, D. A., and Maxfield, M. G. (1980). Fear in the neighborhoods: an investigation of the impact of crime. British Journal of Psychology, July, 160-189.
  18. Bachrach, K. M., and Zautra, A. J. (1985). Coping with a community stressor: the threat of a hazardous waste facility. Journal of Health and Social Behavior, 26(june), 127-141.
  19. Cook, J. (1983). Citizen response in a neighborhood under threat. American Journal of Community Psychology, 11(4), 459-471.
  20. Kaplan R, Austin M E, (2004). ``Out in the country: sprawl and the quest for nature nearby'' Landscape and Urban Planning 69, 235 – 243.
  21. Tognoli, J., (1987). Residential environments. In: Stokols, D., Altman, I. (Eds.), Handbook of Environmental Psychology, vol. 1. Wiley, New York, pp. 655–690.
  22. Lu, M., (1999). Determinants of residential satisfaction: ordered logit vs. regression models, Growth and Change, 30, 264-287.
  23. Hogarth, R., (1987). Judgment and choice (2 ed.). pp. 311. Chicester New York Brisbane Toronto: John Wiley and Sons.
  24. Freeman III, A.M., (2003). “The Measurement of Environmental and Resource Values: Theory and Methods”, Second ed. Resources for the Future, Washington DC, 23–26.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

Comparative Analysis and Urban Residential Environment Quality Assessment of Navab and Ekbatan Neighborhoods by Using HMR and EFA Methods

 

Mojtaba Rafieian[15]

Zahra Asgarizade[16]

Farzin Amin Salehi[17]

 

Abstract

The quality of the environment is part of the overall concept of Quality of life. In relation to other aspects of QoL for instance, one's health, family life, work, social network, the quality of the environment is considered to be of minor importance. Nowadays wane or loss of environmental quality in the urban residential environment is one of the most important Crises for urban planners and policy makers. The main goal of the present research is to comparative study in two residential areas including Navab and Ekbatan neighborhoods. To design the questionnaire was used Satisfaction Approach and theoretical model of environmental quality. Data collection was conducted at the study field using a questioner filled in for a sample of 540 residents there. Data analysis has been also conducted using the SPSS software and Statistic methods like Hierarchical Multiple Regression (HMR) approach, one sample T test and One Way Anova. Questionnaire’s Justifiability and perpetuity has been tested with Exploratory Factor Analysis and Cronbach's Alpha methods. According to the results environmental quality in view of the Navab residential were lower than 5>98/2>1) Versus(5>23/3>1  the environmental quality in view of the Ekbatan residential. Results of Hierarchical Multiple Regression show that the environmental Hygiene factor in Navab (β=0/657) and the Sociability factor in Ekbatan (β=./288) were of top-importance from the residents point of view. The results of Exploratory Factor Analysis show that experimental model of quality assessment was the fit model in evaluate quality and all of the yardsticks have been the significant relation with assessment environmental quality. Results of Cronbach's Alpha  in Navab (α=./87) and Ekbatan (α=./86) explain the  validity of questionnaire.

 

Key Words: Urban Residential Environment Quality, Satisfaction Approach, Hierarchical Multiple Regression (HMR) Approach, Exploratory Factor Analysis.

 

 



1- عضو هیات علمی، گروه شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، ایران*(مسوول مکاتبات).

2- دانشجوی دوره دکتری، گروه شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، ایران.

3- کارشناس ارشد، گروه شهرسازی، دانشگاه تربیت مدرس، ایران.

[4]- Behavioral Decision Theory

[5]- Revealed Preference

[6] -Travel Cost

[7] - Hedonic Pricing

[8]- Stated Preference

[9] - Contingent Valuation Method

[10]- Model Fit

[11] - Exploratory Factor Analysis

[12] - One Sample T-Test

[13] -Exploratory Factor Analysis

[14]- One Sample T-Test

1- Assist. Prof. Urban Planning, Tarbiat Modares University.

2- MA of Urban Planning, Tarbiat Modares University.

3- MA of Urban Planning, Tarbiat Modares University.

  1. Van Poll, R., (1997). The Perceived Quality of the Urban Residential Environment. A Multi-Attribute Evaluation. Rijksuniversiteit Groningen, Groningen.
  2. RIVM, (2002). In: Bouwman, A., van Kamp, I., van Poll, R. (Eds.), Workshop livability 2002, 18 December 2001.
  3. Ott, W. R., (1978). Environmental indices: Theory and practice, Ann Arbor: Ann Arbor Science publishers,.
  4. Van Kamp, Irene., Leidelmeijer, Kess., Marsman, Gooitske., de Hollander, Augutinus., (2003). Urban environmental quality and human well-being Towards a conceptual framework and demarcation of concepts; a literature study, Journal of Landscape and Urban Planning,Vol 65, 5-18.

 

  1. Porteous, J.D., (1971). ”Design with People-the Quality of the Urban  Environment”. Environmental and Behavior. No 3, 155–178.
  2. Ge, Jian., Hokao, Kazunori., (2006). Research on residential lifestyles in Japanese cities from the viewpoints of residential preference, residential choice and residential satisfaction, J. Landscape and Urban Planning, 78, 165-178.
  3. Lansing, J. B. and R. W. Marans., (1969).” Evaluation of Neighborhood”, J. of the American Institute of Planners, 35: 195-199.
  4. Jelinkova, Z., and Picek, M., (1984). “Physical and Psychological Factors Determining Population Responses to Environment”. Active. Nerv. Sup., 26 (2), 144-146.
  5. Gruber, J. B., and Shelton, G. G., (1987). “Assessment of Neighborhood Satisfaction by Residents of Three Housing Types”. Social Indicators Research, 19, 303-315.
  6. Ha, M., and Weber, M. J., (1994). “Residential Quality and Satisfaction: Toward Developing Residential Quality Indexes”. Home Economics Research Journal, 22 (3), 296-308.
  7. C.Galster, George., W.Hesser, Garry., (1981). Residential satisfaction: Compositional and contextual correlates, J. Environment and Behavior, 13(6), 735-758.
  8. Galster, George C., (1987). Homeowners and Neighborhood Reinvestment. Durham, N.C.: Duke University Press.
  9. McCray, J.W. and Day, S.S., (1977). Housing Values, Aspirations and Satisfactions as Indicators of Housing Needs, Home Economics, 5 (4), 244-254.
  10. Onibokun, A.G., (1974). Evaluating Consumers’ Satisfaction with Housing: An Application of a System Approach, J. American Institute of Planners, 40(3), pp.189-200.
  11. Campbell, A., Converse, P. E., and Rodgers, W. L. (1976). The quality of American life: perceptions, evaluations and satisfactions. New York: Russel Sage Foundation.
  12. Francescato, G., Weidemann, S., and Anderson, J.R. (1987). Residential satisfaction: Itsuses and limitations in housing research, in Housing and Neighborhoods: Theoretical and Empirical Contributions. Vliet, W.V., Choldin, H., Michelson, W., and Popenoe, D.(eds.),Westport, Connecticut: Greenwood Press.
  13. Baum, B., and Paulus, P. B. (1987). Crowding. In D. Stokols, and I. Altman (Ed.), Handbook of environmental psychology (vol. 1, pp. 533-570). New York Chicester Brisbane Toronto Singapore: John Wiley and Sons.
  14. Lewis, D. A., and Maxfield, M. G. (1980). Fear in the neighborhoods: an investigation of the impact of crime. British Journal of Psychology, July, 160-189.
  15. Baba, Y., and Austin, D. M., (1989). “Neighborhood Environmental Satisfaction, Victimization, and Social Participation as Determinants of Perceived Neighborhood Safety”. Environment and Behavior, 21 (6), 763-780.
  16. White, M., Kasl, S. V., Zahner, G. E. P., and Will, J. C. (1987). Perceived crime in the neighborhood and mental health of women and children. Environment and Behavior, 19(5), 588-613.
  17. Lewis, D. A., and Maxfield, M. G. (1980). Fear in the neighborhoods: an investigation of the impact of crime. British Journal of Psychology, July, 160-189.
  18. Bachrach, K. M., and Zautra, A. J. (1985). Coping with a community stressor: the threat of a hazardous waste facility. Journal of Health and Social Behavior, 26(june), 127-141.
  19. Cook, J. (1983). Citizen response in a neighborhood under threat. American Journal of Community Psychology, 11(4), 459-471.
  20. Kaplan R, Austin M E, (2004). ``Out in the country: sprawl and the quest for nature nearby'' Landscape and Urban Planning 69, 235 – 243.
  21. Tognoli, J., (1987). Residential environments. In: Stokols, D., Altman, I. (Eds.), Handbook of Environmental Psychology, vol. 1. Wiley, New York, pp. 655–690.
  22. Lu, M., (1999). Determinants of residential satisfaction: ordered logit vs. regression models, Growth and Change, 30, 264-287.
  23. Hogarth, R., (1987). Judgment and choice (2 ed.). pp. 311. Chicester New York Brisbane Toronto: John Wiley and Sons.
  24. Freeman III, A.M., (2003). “The Measurement of Environmental and Resource Values: Theory and Methods”, Second ed. Resources for the Future, Washington DC, 23–26.