بهینه سازی الگوی کشت با تأکید بر منافع اجتماعی در بهره برداری منطقی آب درتولید محصولا ت زراعی: مورد استان فارس

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار گروه اقتصاد کشاورزی دانشگاه زابل *(مسوول مکاتبات).

2 مربی گروه اقتصاد کشاورزی دانشگاه زابل

3 استادیار گروه جغرافیا، دانشگاه سیستان و بلوجستان

چکیده

زمینه و هدف: هدف از انجام این تحقیق ارایه الگوی کشت با اهداف مختلف حداکثرسازی منافع خصوصی و اجتماعی به تفکیک در سطح شهرستان مرودشت می باشد. به منظور تعیین الگوهای بهینه کشت در سطح دشت از الگوهای برنامه ریزی ریاضی استفاده شده است.
 روش بررسی: بخشی از داده­های مورد نیاز در این مطالعه از جمله عملکرد تولید هریک از محصولات زراعی، قیمت و هزینه تولید محصولات زراعی و میزان نهاده های مورد نیاز برای تولید یک هکتار از محصولات مختلف زراعی با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای و از طریق مصاحبه حضوری و تکمیل پرسش نامه با تعداد 97 نفر از زارعین در شهرستان مرودشت جمع آوری شده است. یافته ها: نتایج حاصل از تعیین الگوی کشت بهینه با هدف حداکثر نمودن منافع اجتماعی نشان می دهد که مجموع سطح زیرکشت در این حالت نسبت به کل سطح زیرکشت فعلی در سطح شهرستان مرودشت تغییر نکرده است. اما در این الگو، محصولاتی مانند گندم آبی، گندم دیم، ذرت دانه ای، هندوانه، خیار، پیاز، عدس آبی و لوبیا از برنامه حذف شده و محصولات جو دیم، خربزه و پیاز (به ترتیب 33193، 1477 و 43126 هکتار) وارد الگوی کشت گردیده اند. از طرفی سطح زیرکشت گوجه فرنگی به میزان 93 هکتار افزایش یافته است.
بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که در الگوی حداکثر کردن منافع اجتماعی، میزان منافع اجتماعی و بازده برنامه ای نسبت به الگوی فعلی به ترتیب به میزان 1627170000000 و 1482915224150 ریال افزایش یافته است.

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست، دوره هفدهم، شماره چهار، زمستان 94

 

بهینه سازی الگوی کشت با تأکید بر منافع اجتماعی در بهره برداری منطقی آب  درتولید محصولا ت زراعی: مورد استان فارس

 

حمید محمدی*[1]

hamidmohammadi@uoz.ac.ir

علی رضا سرگزی[2]

وحید دهباشی2

محمد پودینه[3]

تاریخ دریافت: 10/5/89

تاریخ پذیرش:18/9/89

 

چکیده

زمینه و هدف: هدف از انجام این تحقیق ارایه الگوی کشت با اهداف مختلف حداکثرسازی منافع خصوصی و اجتماعی به تفکیک در سطح شهرستان مرودشت می باشد. به منظور تعیین الگوهای بهینه کشت در سطح دشت از الگوهای برنامه ریزی ریاضی استفاده شده است.

 روش بررسی: بخشی از داده­های مورد نیاز در این مطالعه از جمله عملکرد تولید هریک از محصولات زراعی، قیمت و هزینه تولید محصولات زراعی و میزان نهاده های مورد نیاز برای تولید یک هکتار از محصولات مختلف زراعی با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای و از طریق مصاحبه حضوری و تکمیل پرسش نامه با تعداد 97 نفر از زارعین در شهرستان مرودشت جمع آوری شده است. یافته ها: نتایج حاصل از تعیین الگوی کشت بهینه با هدف حداکثر نمودن منافع اجتماعی نشان می دهد که مجموع سطح زیرکشت در این حالت نسبت به کل سطح زیرکشت فعلی در سطح شهرستان مرودشت تغییر نکرده است. اما در این الگو، محصولاتی مانند گندم آبی، گندم دیم، ذرت دانه ای، هندوانه، خیار، پیاز، عدس آبی و لوبیا از برنامه حذف شده و محصولات جو دیم، خربزه و پیاز (به ترتیب 33193، 1477 و 43126 هکتار) وارد الگوی کشت گردیده اند. از طرفی سطح زیرکشت گوجه فرنگی به میزان 93 هکتار افزایش یافته است.

بحث و نتیجه گیری: نتایج نشان می دهد که در الگوی حداکثر کردن منافع اجتماعی، میزان منافع اجتماعی و بازده برنامه ای نسبت به الگوی فعلی به ترتیب به میزان 1627170000000 و 1482915224150 ریال افزایش یافته است.

واژه های کلیدی: بهینه سازی، الگوی کشت،منافع اجتماعی،منافع خصوصی، شهرستان مرودشت.

 

J.Env. Sci. Tech., Vol 17, No.4, winter 2016

 

 

 

 

 


Optimization of Cropping Pattern with an Emphasis on Social Benefits in the Rational Exploitation of Water

(A Case Study of Fars Province)

 

Hamid Mohammadi[4] (Corresponding Author)

hamidmohammadi@uoz.ac.ir

Alireza Sargazi[5]

Vahid Dehbashi2

Mohammad Poudineh[6]

 

Abstract:

Background and Purpose:The aim of this study is to provide cropping pattern with different objectives to maximize the private and social benefits is separately in the city of Marvdasht. To determine the optimal cropping pattern mathematical programming models was used.

Methods: This study was collected the part of data such as yield, price and cost of production of crops and inputs to produce these products in hectare using two-stage cluster analysis method from 97 questionnaire.

Results: The results showed the total cultivation area in this case relative to the total current cultivated area was unchanged. But in this model products such as irrigated wheat, dry land wheat, corn, watermelon, cucumber, onion, beans and irrigated lentils removed from the pattern and irrigated barley, melons and onions (with 33193, 1477 and 43126 ha) were planted into a pattern. Also tomato cultivation increased 93 hectares.

Conclusion: The results showed social benefits and gross margin in this model relative to current model increased 1627170000000 and 1482915224150 IR. Rials  respectively.

 

Keywords: Optimization, cropping pattern, social interests, private interests, Marvdasht city

 

 

 

 

 

 

 

 

مقدمه


نواحی خشک و نیمه خشک استان فارس با      چالش­های اساسی ناشی از عرضه ناکافی آب با مدیریت و    برنامه ریزی نامناسب برای منابع آب و سیاست های تجاری در رابطه با محصولات کشاورزی رو به رو هستند. فرصت های محدود برای جستجوی منابع جدید آب که با افزایش مداوم تقاضا برای آب ناشی از توزیع، تخصیص و استفاده ناکارا از آب توأم شده است به وضوح رشد کمبود نسبی این منبع حیاتی را نشان می دهد. افزایش رشد جمعیت، رشد شهر نشینی، بالا رفتن کیفیت سطح زندگی و رشد بخش صنعت باعث تقاضای فزاینده برای آب شده است. جهت پاسخ گویی به این تقاضای رو به گسترش، سیاست های توسعه منابع و افزایش عرضه آب از طریق احداث سدهای مخزنی و چند منظوره، احداث بند وکانال های انتقال آب و سیاست های توسعه بهره برداری از منابع آب زیرزمینی مورد توجه بوده است. اما به دلایل مختلف از جمله طراحی بعضاٌ ناقص، نگه داری ضعیف، بهره برداری غیراصولی و پراکندگی مراکز تصمیم گیری، کارایی پروﮊه­های آبیاری پایین می باشد به طوری‌که راندمان آبیاری درکشور بین 30 تا 35 درصد گزارش می شود. از طرف دیگر سیاست های کلان و بخشی با اهداف ایجاد برابری، تامین امنیت غذایی، تسریع رشد اقتصادی وگسترش تکنولوﮊی باعث مصرف و بهره برداری بی رویه از بعضی نهاده های تولید از جمله آب آبیاری شده، به طوری‌که درحال حاضر در سطح کشور بیلان آب های زیرزمینی منفی (9- کیلومترمکعب درسال) است. چنین بهره برداری بی رویه ای درسطح استان فارس باعث کاهش سالانه مقدارآب تعداد زیادی از دشت های استان گردیده، به طوری که تعداد زیادی از دشت ها به عنوان دشت بهره برداری های جدید ممنوعه اعلام گردیده است.

نظربه این که عرضه آب به دلایل محدودیت بودجه ای، افزایش هزینه های تهیه و عرضه آن و حرکت به سمت منابع غیرسنتی با محدودیت روبه رو است، لذا، تاکیدها جهت بهره برداری از منابع آب به سمت مدیریت تقاضای آب درحال تغییراست که می توان به استفاده کارا از منابع آب قابل دسترس توجه نمود (1) ژوهانسن وهمکاران، 2002).

هدف از انجام این تحقیق ارایه الگوی بهینه کشت با اهداف مختلف خصوصی و اجتماعی به تفکیک در استان فارس       می باشد.

پیشینه تحقیق 

سلطانی و زیبایی (1375) با استفاده از روش         برنامه ریزی خطی، تاثیر قیمت بر میزان تقاضای آب کشاورزی را در منطقه فارس، مورد مطالعه و بررسی قراردادند. نتایج نشان داد که کشش قیمتی تقاضای آب در فصل بهار1 و درسایر فصول کمتر از 1 است و افزایش قیمت آب منجر به کاهش میزان مصرف آن می گردد(2).

جمالی (1376) مسأله تخصیص آب را با استفاده از برنامه ریزی خطی در منطقه زیرسد میرزای شیرازی در استان فارس مورد مطالعه قرارداد. وی الگوی بهینه کشت را در 6 سناریو، براساس دو سطح راندمان آبیاری و سه سطح حجم آب قابل تخصیص تعیین کرد و قیمت سایه ای آب را، 224 ریال برای هرمترمکعب به دست آورد(3).

شجری و ترکمانی (1386) مطالعه‌ای با استفاده از مدل شبیه سازی های تصمیم گیری چندمعیاری تقاضای آب  آبیاری  در حوضه آبریز درودزن در استان فارس انجام دادند. نتایج مطالعه آن ها نشان می دهد که گروه های مختلف کشاورزان در مقابل افزایش میزان آب بها عکس‏العمل‏های متفاوتی در مورد ترکیب کشت محصولات و کاهش مصرف آب در هکتار نشان می دهند. هم چنین، با افزایش میزان آب بها الگوهای مصرف آب در طول منحنی های تقاضای آب آبیاری برای هر یک از گروه های همگن تغییر می‏کند، به طوری‌که، قسمت‏های کشش پذیر منحنی‏های تفاضای آب مربوط به مقادیر بالاتر آب بها است که کشاورزان از طریق تغییر الگوی کشت میزان کل تقاضای آب و میزان متوسط مصرف آب در هکتار را کاهش می‏دهند(4).

راجو و کمار (1999) با استفاده ازبرنامه ریزی چند منظوره، بهترین برنامه ریزی آبیاری توافقی را مورد بررسی قراردادند. سه هدف متقابل، سود خالص، تولید کشاورزی و اشتغال نیروی کار در مدل درنظرگرفته شده بود. نتایج نشان داد که بهترین برنامه توافقی سود خالص کشاورزی، تولید کشاورزی و اشتغال نیروی کار در هکتار به ترتیب 8980 روپیه، 73/3 تن و 242 روز نفر در سال زراعی می باشد(5).

گالرانی و ویاجی (2003) از چشم انداز"چارچوب بخش نامه آب" مدیریت آب و پایداری سیستم های زراعی آبی را در شمال ایتالیا مورد بررسی قراردادند. نتایج نشان داد که در چشم انداز افزایش قیمت آب، قیمت گذاری حجمی ممکن است سود بیشتری برای زارعین، منافع بیشتری برای جامعه و روش مناسب تری برای اصل بازگشت کامل هزینه به دست دهد(6).

کالاتراوا و گاریدو (2003) آثار بازار فوری آب بر خطر اقتصادی ناشی ازعرضه متغیرآب را بررسی کردند. نتایج مطالعه نشان داد که اگر مبادله آب قانونی شود، توزیع احتمال سود برای مزارع نماینده بهبود می یابد و بدون هیچ گونه ابهامی به کاهش خطر اقتصادی منجرمی شود. در مجموع آن ها نتیجه گرفتند که مبادله آب در بازارهای فوری سالانه موجب کاهش خطر اقتصادی زارعین به دلیل تغییرپذیری عرضه آب در طول فصل آبیاری می شود(7).

دریدی و خانا (2003) سودمندی مبادله آب تحت شرایط اطلاعات نامتقارن و کاربردهای آن درپذیرش تکنولوژی را مورد بررسی قراردادند. نتایج نشان داد که انتخاب معکوس[7] به طور معنی داری انتخاب تکنولوژی مدرن را کاهش داده و منجر به استفاده بیشتر از زمین های با کیفیت ضعیف تحت شرایط اطلاعات کامل می شود. آن ها هم چنین نشان دادند که حتی با اطلاعات نامتقارن، انگیزه برای مبادله آب می تواند وجود داشته باشد و به پذیرش تکنولوژی همراه با منافع برای همه گروه ها منجر گردد. نتایج آن ها دلالت برآن داشت که حتی یک بازار ضعیف ثانویه، می تواند منافع تخصیص آب را بهبود بخشد(8).

دینار و مودی (2003) سیاست های مدیریت آب آبیاری را مورد مطالعه قراردادند. یافته های آن ها حاکی از آن است که گرچه قیمت گذاری، یک هدف مهم در سیاست­گذاری است ،اما فاقد ملاحظات تخصیص کارای آب و تشدید کننده تنش های سیاسی می باشد. شواهد به دست آمده از قیمت گذاری و تعیین آب بهاء درکشورهای مختلف نشان می دهد که بخش عمده ای از موفقیت آن ها منوط به چندین پیش شرط از جمله اصلاحات نهادی،  شفافیت در مدیریت و مشارکت دادن زارعین در امر تصمیم گیری و  اصلاحات مناسب دیگر مثل قیمت حمایتی محصولات کشاورزی جهت تحقق حداکثر منافع از تغییر قیمت آب آبیاری است(9).

روش تحقیق

در این قسمت الگوی طراحی شده درسطح شهرستان مرودشت جهت تعیین الگوی بهینه کشت با تاکید براستفاده بهینه از آب آبیاری و حداکثرسازی منافع اجتماعی تشریح شده است.

براساس ماتریس تحلیل سیاست می توان تولید محصولات زراعی را که دارای مزیت نسبی هستند، تعیین کرد، اما نمی توان ترکیب فعالیت های دارای مزیت نسبی که حداکثرکننده منافع اجتماعی است را به دست آورد. با استفاده از مدل های برنامه ریزی ریاضی به این هدف می توان رسید.

کاربرد برنامه ریزی ریاضی درتعیین الگوی بهینه کشت و یا تخصیص نهاده های تولید نظیر آب در اقتصاد کشاورزی سابقه طولانی دارد. این کاربرد روند تکاملی خود را در سطح مزرعه، منطقه و یا بخش داشته است. در پروژه های توسعه منابع  آب، به دلیل اهمیت اثر مقدار مصرف آب در فعالیت های مختلف بر درآمدهای حاصل از پروژه، تخصیص بهینه آب در سطح منطقه و یا حوضه آبریز مورد توجه بوده است . افزون برآن، به دلیل اهمیت زمان مصرف آب برعملکرد محصول در مدل سازی تخصیص بهینه آب به این مسأله به تدریج توجه گردیده است. برنامه ریزی خطی بیشترین کاربرد را در مدل سازی تخصیص آب داشته است.

در مطالعه حاضر، الگوی ساخته شده در اصل درقالب یک موضوع  برنامه ریزی ریاضی و استفاده از برنامه ریزی محدودیت تصادفی قرارمی گیرد. بااین حال، ویژگی که در الگو رعایت شده، آن است که برای عوامل تولید و فعالیت ها، قیمت و یا ارزش اجتماعی آنها منظور می گردد. بعلاوه، ضرایب فنی بصورتی متفاوت از مدل سطح مزرعه تعیین می شود. در واقع، مدل با فرض هیچگونه انحراف ناشی از مداخله دولت و یا نقص بازار و براساس ایجاد تنش در مراحل مختلف رشد محصولات زراعی نمونه پی ریزی شده است.

نظربه اینکه یکی از نهاده های اساسی در فرایند تولید محصولات زراعی آب آبیاری می باشد و با توجه به عدم تعادل موجود در عرضه و تقاضای آن، مدل تنها با فرض محدودیت آب آبیاری طراحی شده است. به بیان دیگر، فرض گردیده از سایرعوامل به مقدارکافی وجود دارد. همانگونه که بیان شد ضرایب داده- ستاده بطریقی متفاوت از سطح مزرعه تعیین می شود که در ادامه به تشریح آن پرداخته شده است.

درسطح حوضه آبریز یا دشت تعیین الگوی بهینه کشت از دید سیاستگذار و نه زارع مطرح است. لذا، فرض حداکثرسازی منافع اجتماعی با توجه به محدودیتهای موجود یکی از اهدافی است که می توان گفت سیاستگذار به دنبال آن است. این موضوع را با استفاده از  نهاده آب می توان توضیح داد. در سطح مزرعه زارع معمولاً در استفاده از آب موجود به دلیل عدم توسعه بازار آب با گزینه مصرف و یا عدم مصرف     رو به رو است. از طرف دیگر امکان  ذخیره آب برای زارع و استفاده از آن در دوره آتی به دلیل ویژگی دسترسی آزاد منابع آب وجود ندارد. درنتیجه، تمایلی در زارعین جهت صرفه جویی درمصرف آب مشاهده نمی شود. در این شرایط دولت ها سعی می کنند با اتخاذ سیاست هایی ازجمله سیاست قیمت گذاری آب انگیزه صرفه جویی و بهره برداری بهینه از منابع آب را در زارعین ایجاد و تقویت کنند. لذا، چون مدل در شرایط عاری ازنقص بازار (دسترسی آزاد) و عدم مداخله دولت (مثلاٌ سیاست قیمت گذاری) طراحی می شود، لازم است ضرایب فنی به     گونه ای تعیین گردند که متاثر از حالات فوق نباشد.

ساختارمدل برنامه ریزی درسطح شهرستان به صورت زیر     می باشد.

 (1)

 

 

 

 که NSB منافع خالص اجتماعی، عملکرد واقعی محصول c ام در واحد سطح، spc  ارزش اجتماعی یا قیمت سایه ای واحد محصول c در منطقه، scc هزینه های اجتماعی تولید واحد محصول c در منطقه بدون هزینه آب، xc سطح فعالیت c ام، کل سطح زیرکشت، حداکثر سطح زیرکشت محصول c ام و  نیاز آبی محصول c در منطقه که مقدار آن براساس تنش های مختلف در مراحل رشد گیاه درسطح مزرعه محاسبه می گردد. هم چنین،  مقدار متوسط آب در دسترس      می باشد که در مطالعه حاضر در سطح 1 هکتار محاسبه شد. هم چنین، به منظور مقایسه الگوی کشت و تخصیص منابع آبی در دو حالت با و بدون مداخله دولت، مقادیر هزینه ها و     قیمت های محصول در تابع هدف مدل برنامه ریزی ریاضی با قیمت های بازار نیز اجرا گردید.

به دلیل آن که مقدار آب آبیاری در دسترس تصادفی می باشد به صورت محدودیت احتمالی و یا تصادفی با استفاده از برنامه ریزی محدودیت تصادفی[8] که به وسیله چارنر و کوپر (1959) پیشنهاد گردیده در مدل نظرگرفته شده است(10).

در روش برنامه ریزی محدودیت تصادفی، با این فرض که تصمیم گیرنده مایل به ساختن وضعیت احتمالی نسبت به  فراوانی مقدار منابع موجود است، عدم حتمیت درسمت راست (منابع) مدل برنامه ریزی خطی مورد بررسی قرارمی گیرد. احتمال آنکه محدودیتی مقدار آن بزرگتر یا مساوی مقدار α از پیش تعیین شده باشد، بصورت زیر می توان نشان داد (مک کارل و اسپرین، 2005  ) (11):

    (2)     

 

اگر مقدار متوسط سمت راست bi از دو طرف رابطه فوق، کم و هر دو طرف بر انحراف معیار ضریب سمت راست (σbi) تقسیم شوند، آن گاه محدودیت های بالا به صورت زیر در             می آیند(11) (مک کارل و اسپرین، 2005):

(3)

در رابطه جدید به دست آمده، ترم   خطاهای استانداردی که bi را از مقدارمیانگین آن دور می سازد، به دست می دهد. این ترم با z  نشان داده می شود. زمانی که حد یک احتمال خاص (α) استفاده شود، مقدار مناسب z، zα است و درنتیجه محدودیت ها به صورت زیر در می آیند (مک کارل و اسپرین، 2005) (11): 

(4)

 

برای نشان دادن خطر در سمت راست مدل، محدودیت های فوق، به صورت زیر می توانند نوشته شوند (مک کارل و اسپرین، 2005) (11):

        (5)

 

محدودیت های فوق بیان می کنند که مصرف منبع (aijxj∑)  باید کمتر یا مساوی مقدار متوسط منبع منهای انحراف معیار ضرب در سطح بحرانی که از سطح احتمال ناشی می شود. باشد. مقدار zα را می توان با فرضی در مورد توزیع احتمال (مثلاٌ نرمال) به دست آورد.

بخشی از داده های مورد نیاز در این مطالعه از جمله عملکرد تولید هریک از محصولات زراعی، قیمت و هزینه تولید محصولات  زراعی و میزان نهاده های مورد نیاز برای تولید یک هکتار از محصولات مختلف زراعی با استفاده از روش نمونه گیری خوشه ای دو مرحله ای و از طریق مصاحبه حضوری و تکمیل پرسش نامه با تعداد 97 نفر از زارعین در شهرستان مرودشت جمع آوری شده است. هم چنین به منظور تعیین نیاز آبی گیاهان زراعی با مراجعه به ایستگاه های هواشناسی شهرستان مرودشت اطلاعات هواشناسی لازم اخذ گردید. از طرفی  اطلاعات مورد نیاز در رابطه با سطح زیر کشت هریک از محصولات زراعی، میزان کل سطح زیر کشت آبی و دیم محصولات مختلف و میزان آب قابل دسترس (منابع زیرزمینی و سطحی) در ماه های مختلف سال از اداره آمار سازمان جهاد کشاورزی، مدیریت جهاد کشاورزی شهرستان مرودشت و سازمان آب منطقه ای فارس اخذ گردید. علاوه بر آن اطلاعات لازم در رابطه با قیمت سر مرز محصولات، قیمت سرمرز       نهاد های تولید قابل مبادله، نرخ رسمی ارز، شاخص قیمت های داخلی و شاخص قیمت های جهانی از گزارش های اقتصادی و سالنامه ها و سایت های بانک مرکزی، وزارت اقتصاد و دارایی و فائو واصل شد.

نتایج

نتایج مربوط به الگوی کشت فعلی و الگوی کشت بهینه محصولات مختلف زراعی در شهرستان مرودشت با اهداف حداکثر نمودن بازده برنامه ای و منافع اجتماعی در جدول (1) آمده است. همان طور که از نتایج جدول مشخص می باشد، در الگوی کشت فعلی در شهرستان مرودشت، سطح زیر کشت محصولات مختلف در مجموع 81048 هکتار بوده که بیشترین سطح زیر کشت به محصول گندم آبی با 71442 هکتار و بعد از آن به ترتیب به محصولات ذرت دانه ای، گوجه فرنگی، گندم دیم، هندوانه، خیار، لوبیا و عدس آبی (به ترتیب 5788، 3159، 655، 11، 4، و 3  هکتار) اختصاص دارد.

نتایج حاصل از تعیین الگوی کشت بهینه با هدف حداکثر نمودن منافع اجتماعی نشان می دهد که مجموع سطح زیر کشت نسبت به کل سطح زیر کشت فعلی تغییر نکرده است. اما در این الگو، محصولاتی مانند گندم آبی، گندم دیم، ذرت     دانه ای، هندوانه، خیار، عدس آبی و لوبیا از برنامه حذف شده و محصولات جو دیم، خربزه و پیاز (به ترتیب 33193، 1477 و 43126 هکتار) وارد الگوی کشت گردیده اند. هم چنین سطح زیر کشت گوجه فرنگی به میزان 93 هکتار افزایش یافته است.

هم چنین، نتایج حاصل از تعیین الگوی کشت بهینه با هدف حداکثر نمودن بازده برنامه ای نشان می دهد که  مجموع سطح زیرکشت در شهرستان مرودشت به میزان 7270 هکتار نسبت به الگوی کشت فعلی افزایش یافته است. در این رابطه، محصولاتی مانند گندم آبی، ذرت دانه ای، هندوانه، عدس آبی، لوبیا و گوجه فرنگی از الگوی کشت حذف گردیده اند. اما محصولی مانند پیاز که در الگوی کشت فعلی وجود ندارد به میزان 43126 هکتار وارد الگو شده است. هم چنین سطح زیر کشت محصولاتی مانند گندم دیم و خیار (به ترتیب 34071 و 3190 هکتار) افزایش یافته است.

از سوی نتایج نشان می دهد که در الگوی حداکثر کردن منافع اجتماعی، میزان منافع اجتماعی و بازده برنامه ای نسبت به الگوی فعلی به ترتیب به میزان 1627170000000 و 1482915224150 ریال بیشتر شده است. هم چنین، در الگوی مربوط به هدف حداکثر کردن بازده برنامه ای، میزان منافع اجتماعی و بازده برنامه ای نسبت به الگوی فعلی (به ترتیب به میزان 1247500000000 و 1531385224150 ریال) بیشتر شده است.

 

 

 


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

جدول 1- نتایج مربوط به الگوی کشت فعلی و الگوی کشت بهینه با اهداف حداکثر نمودن

 منافع اجتماعی و بازده برنامه ای به تفکیک در شهرستان مرودشت


 


محصول

الگوی کشت

فعلی

(هکتار)

هدف حداکثر نمودن منافع اجتماعی (هکتار)

هدف حداکثر نمودن بازده برنامه ای (هکتار)

گندم آبی

71442

0

0

گندم دیم

655

0

34726

جو دیم

0

33193

0

ذرت دانه ای

5788

0

0

هندوانه

11

0

0

خربزه

0

1477

0

خیار

6

0

3196

پیاز

0

43126

43126

عدس آبی

3

0

0

لوبیا

4

0

0

گوجه فرنگی

3159

3252

0

جمع سطح زیر کشت (هکتار)

81048

81048

88318

منافع اجتماعی (ریال)

241600000000

1868770000000

1489100000000

بازده برنامه ای (ریال)

98194775850

1581110000000

1629580000000

    مأخذ: محاسبات تحقیق

 

 

علاوه بر آن، از مقایسه دو الگوی بهینه با اهداف حداکثر کردن منافع اجتماعی و حداکثر کردن  بازده برنامه ای می توان نتیجه گرفت که علی رغم بیشتر بودن منافع اجتماعی در الگوی حداکثر کردن منافع اجتماعی ، میزان بازده برنامه ای این الگو نسبت به الگوی حداکثر کردن بازده برنامه ای کمتر است.

پیشنهادات و توصیه های سیاستی

1- با توجه به الگوی کشت محصولات زراعی توصیه می­گردد  حمایت­های دولت به­صورت هدف مند از محصولاتی که منافع اجتماعی بالاتری دارند بیشتر شده تا علاوه بر توسعه کشت این محصولات و به تبع آن استفاده بهینه از منابع و عوامل تولید شرایطی فراهم آید تا در هنگام مواجه با فرآیند ادغام تجاری ، تولید کنندگان از توان رقابت پذیری بالایی برخوردار باشند و با دستیابی به بازارهای بزرگتر از فرایند ادغام تجاری سود برند.

2- پیشنهاد می­گردد که تحقیقات گسترده­تری برای تدوین برنامه جامع الگوی کشت محصولات زراعی در استان­ها انجام گیرد که علاوه بر در نظر گرفتن نتایج مربوط به مزیت نسبی و منافع اجتماعی و آثار سیاستی، به موارد دیگری همانند اطلاعات فنی کشت، موجودی منابع تولید، اشتغال­زایی، سودآوری و صنایع تبدیلی کشاورزی نیز توجه شود.

3- با توجه به نقش حایز اهمیت عملکرد در منافع اجتماعی، نیاز است تحقیقات و برنامه­ریزی برای بالا بردن عملکرد از طریق عملیات  زراعی و ارتقای سطح تکنولوژی انجام گیرد زیرا برای رقابت بلند مدت در عرصه بین­المللی این مسأله از اهمیت زیادی برخوردار است.

4-  به منظور بهره برداری منطقی از منابع آب قابل دسترس و  افزایش منافع اجتماعی حاصل از هر واحد، استفاده از آب آبیاری پیشنهاد می شود که در مناطق مختلف کشور نسبت به ارایه الگوی کشتی اقدام شود که منجر به حداکثر شدن منافع اجتماعی منطقه ای می گردد.

منابع

  1. Johansson, R. C., Y. Tsur., T. L. Roe., and R. Doukkali. 2002. Pricing irrigation water: a review of theory and practice. Water Policy. 4: 173–199.
  2. سلطانی. غ و زیبایی. م، 1375. نرخ گذاری آب کشاورزی. فصل نامه آب و توسعه،24صص3-5.
  3. جمالی. ف،  رهیافتی ریاضی- اقتصادی برای تخصیص بهینه آب بین اراضی زیر سدها: مطالعه موردی سد میرزای شیرازی (کوار)، پایان نامه کارشناسی ارشد اقتصاد کشاورزی، دانشگاه تهران، دانشکده کشاورزی، ص 150.
  4. شجری.ش  و ترکمانی. ج، 1386، تناسب شبیه    سازی های تصمیم گیری چندمعیاری به منظور بررسی تقاضای آب  آبیاری: مطالعه موردی حوضه آبریز درودزن در استان فارس، مجله اقتصاد و کشاورزی، جلد اول، شماره 3 .
    1. Raju, K. S. and D. N. Kumar. 1999. Multicriterion decision making in irrigation planning. Agric. Sys. 62: 117-129.
    2. Gallerni, V. and D. Viaggi. 2003. Water management and sustainability of irrigated farming systems in a contract perspective: experiences in northern Italy. Economics of Contracts in Agriculture, Third Annual Workshop, Italy.
    3. Calatrava, J. and A. Garrido. 2003. The effects of spot water markets on the economic risk derived from variable water supply. The 25th International Conference of Agricultural Economists, Durban, South Africa.
    4. Dridi, C. and M. Khanna. 2003. Efficacy of water trading under asymmetric information and implications for technology adoption.  American Agricultural Economics Association, Annual Meting, Montreal, Canada.
    5. Dinar, A. and J. Mody. 2003. Irrigation water management policies: allocation and pricing principles and implementation experiences.
    6. Charnes, A. and W. W. Cooper. 1959. Chance constrained programming. Manag. Sci. 6: 73-79.
    7. http://www.worldbank.org/agadirconference.
    8. McCarl, B. A. and T. H. Spreen. 2005. Applied Mathematical Programming Using Algebraic Systems. University of California.   mccarl@tamu.edu.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 



1- استادیار گروه اقتصاد کشاورزی دانشگاه زابل *(مسوول مکاتبات).

2- مربی گروه اقتصاد کشاورزی دانشگاه زابل

3- استادیار گروه جغرافیا، دانشگاه سیستان و بلوجستان

 

 

1- Assistant Professor of Agricultural Economics, University of  Zabol, Zabol, Iran

2- Lecturer and faculty member of Agricultural Economics, University of  Zabol, Zabol, Iran

[6]- Assistant Professor of Geography, University of Sistan and Baluchestan, Zahedan, Iran

 

1- Adverse Selection

1- Chance Constrained Programming

  1. Johansson, R. C., Y. Tsur., T. L. Roe., and R. Doukkali. 2002. Pricing irrigation water: a review of theory and practice. Water Policy. 4: 173–199.
  2. سلطانی. غ و زیبایی. م، 1375. نرخ گذاری آب کشاورزی. فصل نامه آب و توسعه،24صص3-5.
  3. جمالی. ف،  رهیافتی ریاضی- اقتصادی برای تخصیص بهینه آب بین اراضی زیر سدها: مطالعه موردی سد میرزای شیرازی (کوار)، پایان نامه کارشناسی ارشد اقتصاد کشاورزی، دانشگاه تهران، دانشکده کشاورزی، ص 150.
  4. شجری.ش  و ترکمانی. ج، 1386، تناسب شبیه    سازی های تصمیم گیری چندمعیاری به منظور بررسی تقاضای آب  آبیاری: مطالعه موردی حوضه آبریز درودزن در استان فارس، مجله اقتصاد و کشاورزی، جلد اول، شماره 3 .
    1. Raju, K. S. and D. N. Kumar. 1999. Multicriterion decision making in irrigation planning. Agric. Sys. 62: 117-129.
    2. Gallerni, V. and D. Viaggi. 2003. Water management and sustainability of irrigated farming systems in a contract perspective: experiences in northern Italy. Economics of Contracts in Agriculture, Third Annual Workshop, Italy.
    3. Calatrava, J. and A. Garrido. 2003. The effects of spot water markets on the economic risk derived from variable water supply. The 25th International Conference of Agricultural Economists, Durban, South Africa.
    4. Dridi, C. and M. Khanna. 2003. Efficacy of water trading under asymmetric information and implications for technology adoption.  American Agricultural Economics Association, Annual Meting, Montreal, Canada.
    5. Dinar, A. and J. Mody. 2003. Irrigation water management policies: allocation and pricing principles and implementation experiences.
    6. Charnes, A. and W. W. Cooper. 1959. Chance constrained programming. Manag. Sci. 6: 73-79.
    7. http://www.worldbank.org/agadirconference.
    8. McCarl, B. A. and T. H. Spreen. 2005. Applied Mathematical Programming Using Algebraic Systems. University of California.   mccarl@tamu.edu.