رویـکردی تحلیلی به نیازهای روانی و رفتاری زنان و تاثیر آن در بهبود کیفیت فـضا (نمونه مورد مطالعه: فضای عمومی پارک)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دکترای معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحدعلوم وتحقیقات تهران، تهران، ایران(مسوول مکاتبات)

2 دانشیار، دانشکده هنر و معماری، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه ازاد اسلامی، تهران، ایران

3 دانشیار، دانشکده معماری، پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران، تهران، ایران

چکیده

چکیده
با وجود این که زنان بیش از نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند اما اغلب در طراحی و ساخت محیط کمتر مورد توجه بوده و به میزان ضعیفی در طراحی های شهری مورد مشورت واقع می شوند و عمدتا شیوه زندگی والگوی حرکتی در شهرها از مردان گرفته می شود این در حالیست که الگوی زندگی زنان ترکیب پیچیده ای از مسئولیت های خانه داری، نگه داری بچه، اشتغال و...می باشد در نتیجه این امر  فضاهای تولید شده در تطبیق با نیازهای خاص این قشر ناموفق عمل کرده ویا راه حل های ارایه شده برای مشکلات مــوجود نـاکارآمد می باشند لذا زنان در محیط های طراحی شده  به طور مکرر ناسازگاری و محدویت هایی را تجربه می کنند.
این مقاله تحقیقی درخصوص بررسی نیازهای روانی ورفتاری متفاوت زنان - متاثراز تفاوت های جنسیتی آنان- در فضای عمومی با تاکید بر فضای پارک  است که به استخراج شاخص هایی نظیر تامین حس تسلط فضایی، سهولت دسترسی و تفکیک فضایی قلمروها منجرگردید به طوری که رعایت آن ها در طراحی فضای پارک ها باعث بهبود کیفیت وافزایش مطلوبیت فضا با توجه به گروه هدف(زنان)خواهدشد.روش تحقیق بکار رفته از نوع پیمایشی وگردآوری داده ها بصورت میدانی و مصاحبه با زنان بالای 12 سال در پارک های انتخابی در شهر تبریز بوده است.
 

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست ، دوره شانزدهم ، شماره ویژه 93

 

رویـکردی تحلیلی به نیازهای روانی و رفتاری زنان و تاثیر آن در بهبود کیفیت فـضا (نمونه مورد مطالعه: فضای عمومی پارک)

 

مـهروش کاظمی[1]*

mmkk177@yahoo.com

فرح حبیب[2]

سید غلامرضا اسلامی[3]

 

تاریخ دریافت:25/2/88

تاریخ پذیرش: 5/4/88

 

چکیده

با وجود این که زنان بیش از نیمی از جمعیت را تشکیل می دهند اما اغلب در طراحی و ساخت محیط کمتر مورد توجه بوده و به میزان ضعیفی در طراحی های شهری مورد مشورت واقع می شوند و عمدتا شیوه زندگی والگوی حرکتی در شهرها از مردان گرفته می شود این در حالیست که الگوی زندگی زنان ترکیب پیچیده ای از مسئولیت های خانه داری، نگه داری بچه، اشتغال و...می باشد در نتیجه این امر  فضاهای تولید شده در تطبیق با نیازهای خاص این قشر ناموفق عمل کرده ویا راه حل های ارایه شده برای مشکلات مــوجود نـاکارآمد می باشند لذا زنان در محیط های طراحی شده  به طور مکرر ناسازگاری و محدویت هایی را تجربه می کنند.

این مقاله تحقیقی درخصوص بررسی نیازهای روانی ورفتاری متفاوت زنان - متاثراز تفاوت های جنسیتی آنان- در فضای عمومی با تاکید بر فضای پارک  است که به استخراج شاخص هایی نظیر تامین حس تسلط فضایی، سهولت دسترسی و تفکیک فضایی قلمروها منجرگردید به طوری که رعایت آن ها در طراحی فضای پارک ها باعث بهبود کیفیت وافزایش مطلوبیت فضا با توجه به گروه هدف(زنان)خواهدشد.روش تحقیق بکار رفته از نوع پیمایشی وگردآوری داده ها بصورت میدانی و مصاحبه با زنان بالای 12 سال در پارک های انتخابی در شهر تبریز بوده است.

 

کلمات کلیدی: زنان، معماری، کیفیت فضا، فضای عمومی، پارک

 

مقدمه


انسان یکی از اساسی ترین موضوع های مطرح در معماری می باشد به طوری که مسائل مرتبط با او نظیر نحوه ادراک[4] ، تجربه فضایی[5] ، نیازهاوخواسته های انسان ازدیرباز درچگونگی شکل گیری معماری تاثیرگذار بوده است. انسان ها در دودسته عمده زنان(مونث) و مردان(مذکر) قابل گروه بندی هستندواین دوگروه از دوجنبه جنس و جنسیت با یکدیگر تفاوت دارند.

"جنسیت"[6] مقوله اجتماعی وهم ساخته[7] بوده که متاثرازفرهنگ حاکم برجامعه می باشدوبا واژه"جنس"[8] که عمومابرای بیان همان مقوله فقط ازدیدگاه زیست شناختی بکارمیرودتفاوت دارد. تا قبل ازدهه 60 میلادی[9] این دو واژه به جای یکدیگر بکار گرفته شده ومرز مشخص و منفکی نداشتند(1). مقوله جنسیت از سال 1980 به طورجدی وارد مباحث علمی از جمله معماری گردید.

آنچه که از موضوع جنسیت، به عنوان یکی از عوامل اجتماعی، در مبحث معماری و طراحی فضاهای شهری به عنوان دغدغه های طراحی مورد توجه می باشدنیازهای روانی ورفتاری متفاوت متاثر از تفاوت های جنسیتی بین زنان و مردان است. اگرچه ابراهام مازلو[10]  نیازهای اساسی انسان را طبقه بندی نموده (2) واین نیازها برای همه انسان ها اعم از مرد وزن عمومیت دارند اما نیازهای متفاوتی نیز بین جنس ها وجود دارد که عدم توجه به آنها در طراحی فضاها - به ویژه فضاهای عمومی- باعث بوجود آمدن فضاهایی می شود که به مرور به جهت عدم تطابق با این نوع نیازها از حضــور یکی از دو گروه استفاده کننده فضـــا(زن/مرد) تهی شده و به اصـطلاح" فضای جنسیتی شده"[11] ایجاد می شود.

این مقاله، مشکلی تحت عنوان "جنسیتی شدن  فضا" را با تمرکز بر فضای پارک به عنوان فضای عمومی، مطرح نموده وسپس به تبیین دلایل وقوع مشکل مذکور وراهکارهای اجتناب از آن پرداخته است. نتایج حاصل ازتحقیق مشخص نمود که علت جنسیتی شدن فضا در یکی از سه مرحله سیاستگذاری و برنامه ریزی کلان جامعه؛ فعالیت های عمدی یا غیر عمدی در طی فرآیند طراحی؛و چگونگی اشغال و بکارگیری فضا بعد از خلق آن بروز می کند. جنسیتی شدن فضای عمومی دلیلی بر افت کیـــفیت و مطلوبیت آن است چرا که نمایانگر ناکارآمدی فضامی باشد. درنتیجه فضا بخشی از استفاده کنندگان خودرا از دست داده وبه این ترتیب یک فضای عام [12] به دلیل جنسیتی شدن به یک فــضای خاص[13] تبدیل می گردد. بــیان مسئله نظام هدایت پروژه های عمرانی وشهری وبه تبع آن طرح های توسعه در ایران، تاکنون عملا ناظر برابعاد کیفی توسعه، ویژگی های بصری، ادراکی، روانشناختی، زیست محیطی، عملکردی واخلاقی توسعه نبوده وباوجود تجویز الگوهائی ابعادی وکالبدی برای شکل وحجم مکان فضاهادرقالب ضوابط، تاثیرات مجموعه این الگوها را بر ساختار فضایی- اجتماعی شهرها وتاثیرات عینی وذهنی بافت و فضاهای عمومی شهر مورد توجه قرارنداده است. در واقع باوجودی که غالبا تاثیرگذاری برکیفیت طراحی از اهداف نظارت نبوده،اما ضوابط تاثیرات ناخواسته و نامطلوبی را برساختار کالبدی و فضایی کاربری های عمومی وارد آورده است.

این درحالی است که نظارت برجوانب کیفی طراحی وتوسعه بناهاوفضاهای شهری وبکارگیری سازوکارهای مناسب دراین زمینه، یکی از موضوعات پیچیده وبحث انگیز را در نظام های برنامه ریزی، طرح ریزی و نظارت بر توسعه شهری در جهان تشکیل می دهد. با اینحال اگر چه تنظیم واجرای نظارت بر جنبه های کیفی، ادراکی وزیبائی شناختی توسعه فضاهای شهری بواسطه ظرافت و پیچیدگی های بیشتر این موضوعات و دشوار بودن سنجش آنها با معیارهای کمی از دشواری بیشتری نسبت به اعمال کنترل بر ابعاد کمی توسعه برخوردار بوده و نیاز بیشتری به توجیهات علمی دارد ولی از سوی دیگر، روند ونحوه نامطلوب خلق و بهره برداری فضاهای شهری در دهه های گذشته، به طرز روزافزونی بر اهمیت وحساسیت برنامه ریزی و نظارت بر کیفیت شکل گیری کالبد وبافت شهری در جوامع مختلف افزوده است .

در این میان انتقادات زیادی از نحوه توسعه شهرهای مدرن نیز در سال های اخیر از طرف متخصصین فعال در زمینه های روانشناسی محیطی ورفتار اجتماعی و فرهنگی صورت گرفته است، که معتقدند دل مشغولی بیش از حد طراحان با الفبای طراحی ساختمان ها و فضاهای شهری، که لزوما قابلیت تاثیرگذاری مورد نظر آنان در برداشت ذهنی ساکنین و استفاده کنندگان فضا و به طور کلی شهروندان را ندارد، باعث عدم توجه طراحان به نیــازهای واقعی مــردم و همچنین علائم و مشخصه های ویژه موجود در محیط شهری که در سلسله مراتب ارزشی مردم نقش بسته اند شده است .

کشورهای توسعه یافته با آگاهی از حساسیت های موضوع و تشخیص این که بهبود کیفیت طراحی، توسعه و بازسازی محیط زندگی در شهر، وتقویت حس مکان در افراد، به نحوی مطلوب به سلامت روانی جامعه و نهایتا به باز تولید اقتصادی درجهت منافع وحقوق عمومی می انجامد، گام های گسترده تری را به خصوص در دودهه اخیر در این زمینه برداشته اند[14] .

از جمله مهم ترین عوامل موثر در کیفیت محیط شهری وجود مطلوبیت وهمچنین عدم نامطلوبیت فضاهای عمومی- که استفاده کنندگان از آن ها شامل عموم اقشار و طبقات و جنسیت ها است، می باشد.

فضاهای عمومی شهری به عنوان نمادی از توسعه یافتگی شهرها که پاسخگوی نیاز طیف وسیعی از مردم میباشند جایگاه ویژه ای در سنجش کامیابی نظامات پردازنده به امور توسعه شهرها به حساب می آیند، در بین فضاهای عمومی شهری از جمله مراکز تجاری، مراکز تفریحی، پارکینگ های عمومی، مراکز فرهنگی، بیمارستان ها، ادارات، ترمینال ها، فرودگاه ها و پارک ها، پارک های عمومی به لحاظ : ابعاد اقتصادی، نحوه خدمات رسانی، سهولت بهره مندی  و ... دارای بیشترین و گسترده ترین استفاده کننده می باشند و بهمین دلیل بهترین گزینه از بین فضاهای عمومی شهری برای سنجش کیفیت موجود وجستجوی راه کارهای مناسب برای ارتقاء کیفیت آتی فضاهای شهری قابل بررسی می باشند.

براساس ماده 30 فصل اول- بسترسازی برای رشد سریع اقتصادی- قانون چهارم توسعه[15] ،  دولت موظف است به منظور هویت بخشی به سیمای شهرو روستا، استحکام بخشی ساخت وسازها، دستیابی به توسعه پایدار و بهبودمحیط زندگی درشهرها و روستاها، اقدام هایی را در بخش های عمران شهری و روستایی و مسکن به عمل آورد (3) .

در راستای نیل به اهداف فوق یکی از روش های بهبودکیفیت زندگی در شهرهاتوجه به نیازهای زنان - به عنوان بخشی از استفاده کنندگان فضاها- در بهره برداری از فضاهای شهری و برخورداری از امکانات خدمــاتی در سطح شهرهــا می باشد. به این معنی که سیاست شهری، ساختارشهرها و مطالعات شهری نیازهاواولویت های زنان را به حاشیه نرانده و از آن ها چشم پوشی ننماید. در این صورت فضاهای ایجادشده از مطلوبیت وکارایی بالایی برخوردار بوده وزنان به عنوان بخشی از استفاده کنندگان فضا با رضایت در آن ها حضور یافته و مجبور به ترک فضا نخواهند شد.

ضرورت و اهمیت توجه به زنان در این تحقیق بدین سبب است که توجه به نیازهای آن ها در طراحی فضاها فقط به در نظر گرفتن نیازهای یک قشر خاص محدود نمی شود.چراکه زنان بواسطه نقش های جنسیتی که فرهنگ حاکم برجامعه به عهده آنان گذاشته است به عنوان مادر و مراقبت کننده نیزدر جامعه حضور دارنداز اینرو همواره گروه هایی مانند کودکان و والدین بیمــار و یا سالمنــد تحت مراقبت وحمایت آن هــا می باشند.  لذا این رویکرد به صورت غیر مستقیم توجه به نیازهای گروه های تحت مراقبت آن ها نیزدر بردارد.درضمن زنان به طور متــوسط عمر طولانی تری نسبت به مردان دارند و بیشتر درگیر مشکلات ناشی از پیری هستند.

موضوع مهم دیگر اینکه عدم احساس رضایت از محیط و سازش نمودن با شرایط موجود باعث می شود که زنان مجبور به تحمل مشکلات ناشی از محدودیت های موجود در فضا شوند ویا فضا را ترک نمایند که معمولا راهکار دوم بیشتر انتخاب می شود  و به این ترتیب نیمی از استفاده کنندگان از فضاهای عمومی حذف می شوندبه این ترتیب با حذف آنان از فضاهای عمومی شهری به یک زندگی حاشیه ای سوق داده می شوند. در حالی که زنــان بواسطه وظایفی که دارند مجبور به حضور در فضاهای شهری هستند.این دوگانگی برخورد منشا ایجاد فشارهــای روانی بر زنان شده و عواقب سوء ناشی از این استرس های دائمی علاوه بر خانواده که هسته جامعــه تلقی می شود به کل جامعه نیز تاثیر گذار خواهدبود.

برای پرداختن به چگونگی تاثیر توجه به نیازهای خاص فضایی زنان در طراحی محیط های شهری ابتدا لازم است به رابطه بین جنسیت و فضا- بدور از گرایش های فمینیستی- اشاره نمود.

جنسیت و فــضا

در بررسی رابطه بین جنسیت و فضا با پدیده ای تحت عنوان فضاهای جنسی شده و فضاهای جنسیتی شده برخورد نموده و این سوالها مطرح می شوند که آیا فضا جنسی است؟آیا فضا جنسیتی است؟ اگرچنین است جنسیتی شدن آن چگونه صورت می گیرد؟

مـــکان های خاص ممکن است براساس جــنس زیسـت شناختی افــرادی که آنها را اشــغال می کنند خصوصیات جنســی داده شوند یا براساس جنسیــت فعالیت های مختلف که درآنها انجام می شود جنسیت داده شوند. به عنوان مثال توالتــها، جنسی شده[16] - مؤنث یا مذکر- هستند چرا که توسط مردان و زنان مورد اســتفاده قرار می گیرنددرحالیکه یک آشپزخانه خانگی به صورت زنانه جنسیت داده می شود زیرا آشــپزی به طور اجتماعی امری است که به خانم ها مربوط می شود. (4).

نافذترین وفراگیرنده ترین  نمایش فضــای جنســـیتی"حـــوزه های مجـــزا [17] (عمـومی/خصوصی)"-یک سیستم مخالف و سلسله مراتبـــی شامل تسلط عمومی مرد از قلمـــرو تولید(شهر)و تابعــیت خصوصی زن از یک بازتولید(خانه)- می باشد.آنچه دربحث حوزه های مجزا (عمومی/خصوصی)به عنوان نکته اساسی قابل تعمل است نتیجه وپیامد حاصل ازآن می باشدکه به نگرشی خاص منجر می گرددوبر اساس آن حضور زنان در فضای عمومی بار معنایی منفی می یابد.(5)

نمونه هایی از فضاهای جنسیتی شده را درمعماری سنتی ایران نیزمی توان یافت. مانند فضای حرمسراهاکه فضای جنسیتی شده زنانه بودند. یا فضاهایی که به صورت بالکن درطرفین تالاریاشاه نشین طراحی می شدند ومحلی برای استقرار زنان جهت تماشای مراسمی بودکه درتالار اجرا می شد مانندآنچه درخانه بروجردی های کاشان وخانه قدکی تبریز  وجود دارد. این امربیانگرتوجه معمارسنتی به لزوم تفکیک فضایی براساس فرهنگ حاکم برجامعه وطراحی متناسب با آن می باشد.

تفکیک فضایی بین جنس ها، یعنی جنسی کردن فضا، گاه امری منطقی است به خصوص درجوامعی که تفکیک بین زنان و مردان دراکثر شئونات رعایت می شود.حتی جنسیتی شدن فضابراساس فرهنگ حاکم برجوامع امری دور ازذهن نیست. برای مثال فعالیتی نظیر تجمع در قهوه خانه وکشیدن قلیان درفرهنگ مردم بعضی از نقاط ایران مانندتبریز فعالیتی کاملا مردانه محسوب می شود لذا فضای قهوه خانه ها در سطح شهر تبریز یک فضای جنسیتی مردانه بوده و زنان هرگز در آن ها حضور ندارند. درحالی که ممکن است همین فضا در یک محیط دیگر به عنوان یک فضای عمومی قابل استفاده برای هر دو جنس باشد. لذا جنسیتی شدن یک فضا زمانی به عنوان مشکل مطرح می شود که بنا بدلایلی یکی ازدوجنس(زن/مرد) مجبوربه ترک یک فضای عمومی شده وازحق بهره برداری ازآن فضا محروم می شونددر حالی که امکان بهره مندی مطلوب از فضاهای شهری وعمومی ازحقــوق اولیه شهرونــدی محسوب می شود.

به بیان ساده تر در جامعه سنتی بخشی از استفاده کنندگان فضا(زنان) به صورت محدود وتعریف شده در فضاهای عمومی حضور می یافتند اما با تبدیل جامعه سنتی به مدرن حضورزنان درعرصه های اجتماعی پررنگترشده است. اما فضاهای عمومی متناسب با این افزایش حضور طراحی نمی شوند.این امر با توجه به تحقیقات انجام یافته ومشاهده تجربیات روزانه زندگی - در فضاهای عمومی-  برای تمام زنان قابل لمس می باشد.

با خروج زنان از یک محیط عمومی  فضای موجود ماهیت جنسی بخود می گیرد و به جهت افزایش حضور مردها در این فضای جنسی شده  ،رفته رفته فعالیت هایی که ماهیت جنسیتی مردانه- اعـم از فعالیت های مثبت یا منفی- دارند در این فضا افزایش یافته و فضای عمومی اولیه به یک فضای جنسیتی شده (Be Sexed Space) تبدیل می شود. اکنون سوال مهمی ایجاد می شود: این که فـرآیند جنسیتی شدن فضا چگونه به وقوع می پیوندد؟

روش های جنسیتی شدن فــضا

اگر فرآیند طراحی و خلق فضا را به سه مرحله برنامه ریزی و سیاستگذاری کلان جامعه، طراحی و بکارگیری فضا(Occupation)  تقسیم نماییم وقوع هر یک از مراحل را در محور زمان میتوان بصورت زیر نمایش داد.

 

 

 

 

 

 

شکل1- مدل ارتباط زمانی مراحل مختلف فرآیند با اقتباس از مدل اسلامی ،1384(منبع: نگارنده)


 

 

بدین ترتیب برنامه ریزی به منابع حادث شده در گذشته، بکارگیری و استفاده از فضا متعلق به محصول ارایه شده در آینده بوده و مرحله طراحی به زمان حال تعلق خواهد داشت که همپوشانی گذشته و آینده است. بدین معنی که طراحی فضا چیزی است که از گذشته شروع شده و تا آینده ادامه دارد.

با پذیرش این مطلب که فضا براساس نوع فعالیت هایی که در آن انجام می گیرد جنسیتی می شود و این فعالیت ها منـــتج از نقش های جنسیتی هر یک از دو جنس زن و مرد می باشد همچنین این مهم که نقش های جنسیتی براساس فرهنگ حاکم بر جامعه تعیین می شوند. با فرض بستر فرهنگی ثابت، میتوان بیان نمود که فضـا به یکی از سـه طریق زیر می تواند جنسیتی شود:

- از طریق سیاست گذاری و برنامه ریزی کلان جامعه؛

- براساس کارهای عمدی یا غیر عمدی در طی فرآیند طراحی؛و

- براساس نحوه اشغال و بکارگیری فضا بعد از خلق آن.

 

سیاست گذاری و برنامه ریزی های کلان جامعه

درهرجامعه با توجه به ایدئولوژی برگرفته ازجهان بینی و همچنین باتوجه به مقتضیات و در راستای هدایت جامعه بسوی اهداف غایی متصور برای آن، برنامه ریزی و سیاست گذاری هایی درسـطح کلان انجام می شود که سایرفعالیت هاوبرنامه ریزیها ازجمله سیاستگذاری برای ایجاد فـــضاهای جنسیتی راتحت تاثیر قرار می دهد. به این معنی که ابتدا لزوم ایجاد فضاهای جنستی شده  در برنامه ریزیهای کلان مطرح می شود و در ادامه سایر مواردی که در تولید فضا نقش دارد - از جمله تدوین ضــوابط و معیارها- متاثر از این محور اساسی شــکل می گیرند.

جهت ارایه مثالی از سیاستگذاری و برنامه ریزی کلان جامعه می توان به برنامه ریزی که جهت توسعه اقتصادی، اجتماعی وفرهنگی جمهوری اسلامی ایران تحت عنوان سند چشم انداز بیست ساله انجام شده و طی چهار برنامه پنج ساله در حال اجرا است اشاره نمود. با توجه به این که پژوهش حاضردر سال 1387 انجام شده است، قانون برنامه چهارم توسعه، به عنوان سیاستگذاری وبرنامه ریزی کلان جامعه مـنظورنظر می باشد.

مطالعه قانون برنامه چهارم توسعه با دقت درخصوص موضوع جنسیت مشخص می کندتوجه کافی به مواردی نظیررفع تبعیض جنسیتی، ایجاد فرصت های برابر برای زنان ومردان، تلاش برای افزایش مشارکت زنان در توسعه، افزایش باورها نسبت به شایستگی زنان و...مبذول شده است.

 

فــــرآیند طــراحی[18]

براساس الگوی ارایه شده یکی از عوامل موثر درجنسیتی شدن فضا متعلق به فرآیندطراحی فضا می باشد. در این راستا به الگوی فرآیند طراحی ارایه شده توسط برایان لاسان[19]  به عنوان الگویی که به تبــیین جایگاه هریک از عـــوامل موثر در مسئله طــراحی می پردازد استناد می شود. براساس الگوی لاسان مولدهای مسئله طراحی به چهارگروه قانون گذاران، کارفرمایان، طراحان واستفاده کنندگان تقسیم می شوند. در تقسیم بندی لاسان طراحان یکی از مولدهای مسئله طراحی می باشند. از طراحان نیز مانند هنرمندان انتظار می رود که فقط به حل مسئله نپردازند بلکه نکات و علایق باطنی خود را نیز در فرآیند کار وارد کنند. محصول فرآیند طراحی نتیجه کار طراح یا معمار می باشد. او باید به سفارش کارفرما و توجه به خواسته ها و نیازهای او، رعایت حد مجاز ارضای علایق هنری خویش که تابعی از ماهیت مسئله طراحی و ارتباط طراح با کارفرما می باشد وهمچنین رعایت قوانین و ضوابط ارایه شده از سوی قانون گذار به امر طراحی بپردازد.(6)

با فرض این که جنسیتی شدن یک فضا در سیاستگذاری کلان و به تبعیت از آن در قوانین وضع شده توسط قانون گذار مطرح نشده باشد، طراحان در موقعیت خود به یکی از دو روش زیر می توانند در ایجاد فضای جنسیتی موثر باشند:

1-براساس آموخته های خود از تئوری و طراحی معماری؛و

2-براساس شکاف موجود بین طراح(معمار) و استفاده کننده فضا.

ماهیــت جنسیـــتی شده تئــوری معــماری یکی از موضوع های مورد بحث در رابطه جنبش برابری طلبی زنان ومعــماری است که دیانا آگـــرست[20]  با رویــکردی انتــقادی به این موضوع پرداخته واستـــدلال می کند که تئــوری معــماری با حذف کردن یا بهتر است بگوییم با سرکوب کردن زن و جســم او از معــماری، جنسیتی شده است واثبات می کند که سیستم معماری غرب از زمان ویترویوس از یک چنین منطقی برخوردار است(7).

واما در مورد روش دوم، طراح (معمار) دسترسی مستقیم به کسانی که برای آنها طراحی می کند ندارد. به جهت شکاف موجود بین آن دو که زایسل[21]  نیز به آن اشاره نموده است(8)  دسترسی به استفاده کننده واقعی طرح- فضا- برای استنتاج نیازها و خواسته های او فراهم نشده و طراحی بدون حضور بهره بردار فضا انجام می شود در نتیجه فضا قادر به پاسخگویی مناسب به نیازهای استفاده کنندگان نبوده و محدودیت ها و ناسازگاری های موجود باعث افت کارایی فضا می شود. با این وصف معمار (طراح) درفرآیند جنسیتی شدن فضا یکی از تاثیرگذارترین عوامل خواهد بود. حال این سوال به ذهن میرسد آیا ترک فضا توسط بخشی از استفاده کنندگان فضا می تواند به دلیل عدم مطلوبیت و افت کارآیی فضای طراحی شده توسط معمار باشد؟

فــرضیه پژوهــش

به این ترتیب در راستای پاسخ به سوال فوق فرضیه پژوهش مبنی بر این که" کم توجهی به نیازهای روانی و رفتاری متاثر ازتفاوت جنسیت و نقش های جنسیتی در طراحی فضاهای عمومی افت کارآیی و مطلوبیت فضا را به همراه داشته و موجب ترک اجباری بخشی از استفاده کنندگان فضا می شود" شکل می گیرد به طوری که این روند درنهایت منجر به جنسیتی شدن فضا می گردد.

به جهت اهمیت مرحله فرآیند طراحی و مجال محدود مقاله، جایگاه هریک ازمولدهای مسئله طراحی براساس الگوی فرآیند طراحی لاسان وهمچنین نحوه تاثیرگذاری هریک درفرآیند جنسیتی شدن فضا در شکل 2 جمع بندی و ارایه می شود و در ادامه به آزمون فرضیه می پردازیم.

 

 

 


شکل2- جدول ارتباطی بین فرآیند طراحی فضا و مولدهای مسئله جنسیتی شدن و نحوه تاثیر هریک از عوامل

 (منبع: نگارنده)


متدولوژی پژوهش (آزمون فرضیه)

 

برای آزمون فرضیه ازبین فضاهای عمومی، فضای پارک به عنوان نمونه مورد مطالعه و از بین استفاده کنندگان فضا گروه زنان به عنوان جامعه هدف انتخاب شدند.قبل از پرداختن به آزمون فرضیه لازم است درخصوص کارایی فضا به مطالبی که اساس آزمون را تشکیل داده اشاره شود. میزان کارایی فضا یکی از معیارهای کیفی سنجش فضا است به این ترتیب که انسان پاسخ نیازهای خود را در فضا جستجو می کند وبرای هر نیاز خاص، ذهن انسان توقع فضایی خاصی را می طلبد که بتواند بهترین بستر را برای ارضا نیازهای او فراهم کند. نحوه  پاسخ گرفتن از فضا و میزان رضایت شخص از محیط در رفتار و واکنش او نسبت به محیط بروز می نماید در حقیقت رابطه نزدیک و متقابل بین فضا و رفتار وجود دارد.(9) هر شخص به محض حضور در یک فضـا به بررسی و ارزیابی مــحیط می پردازد. زمانی که محیط شرایط مناسب تری را فراهم می کند و شخص می تواند با زحمت کمتری به هدف خود برسد احساس گیرایی و مطلوبیت کرده و تمایل دارد مدت طولانی تری در آن

محیط توقف نماید.

دستیابی و استفاده از محیطی مطلوب و با کیفیت توقعی است که هر فرد از فضا دارد. مطلوبیت فضا از نظر بیننده (استفاده کننده) ارتباط مستقیمی با برآورده شدن توقعات او دارد.اگر فضایی قادر به پاسخگویی مناسب برای نیازهای خاص استفاده کنندگان و یا بخشی از آنان نباشد فضای کارآمدی محسوب نمی شود به این معنی که از کیفیت مناسبی برخوردار نیست اگرچه از نظرکمیت و ماهیت اشکالی نداشته باشد (10) . نظر به این که مطالعات جامع ومکتوبی درخصوص نیازهای روانی و رفتاری زنان در فضاهای عمومی و پارک ها وجود نداشت (11) استخراج عوامل موثر در مطلوبیت و نامطلوبیت فضا- فضای پارک- از خود گروه هدف به روش پیمایشی[22] ضرورت یافت تا معیارهایی برای آزمون فرضیه در نمونه مورد مطالعه- پارک فجر تبریز- بدست آید. بدین منظور پرسشنامه مناسب تهیه و به گردآوری اطلاعات بصورت میدانی و انجام مصاحبه با بانوان بالای 12 سال در محل پارک های نمونه اقدام گردید.

این بخش از تحقــیق از نظر زمانی بررسی مقطعــی[23] و از نظر وسعت بررسی پهنانگر[24] است. به منظور تعیین روایی[25] سؤال های پرسشنامه از روش تحلیل روایــی محتــوایی[26]و به منظور تعیین پایایــی[27] سوال ها از تکنیک ضریب آلــفای کرونــباخ استفاده شده است در بررسی به دلیل گستردگی و ناشناخته بودن جامعه آماری مورد مطالعه از نمونه گیری زمانی استفاده شده است و سپس بر اساس روش نمونه گیری طبقهای، تعدادی از پارک ها در مقیاس همسایه، محله، ناحیه، منطقه و شهر از نقاط مختلف شهر تبریز(جدول 1) انتخاب گردیدند (12).

 

جدول1- مشخصات پارک های انتخابی به عنوان جامعه آماری(منبع :نگارنده)

ردیف

نام پارک

مساحت

(مترمربع)

مقیاس

 پارک

1

پارک اسـد آبادی

3800

همسایگی

2

پارک قطـــــران

5500

همسایگی

3

پارک قائم مـــقام

9800

مــــحله

4

پارک پاســـداران

9470

مــــحله

5

پارک آخمـــــقیه

20700

ناحــــیه

6

پارک شــــــقایق

40000

ناحــــیه

7

پارک باغـــــمیشه

53000

منـــطقه

8

پارک فجر(گلستان)

50000

منـــطقه

9

پارک ائل گلــــی

6100000

شهــــر

 

 

خـلاصه یافته های پــژوهش

براساس تحلیل داده ها عوامل موثر در مطلوبیت و نامطلوبیت فضا وهمچنین میزان تاثیر آن ها تعیین شده و براساس آن دیاگرام های زیراستخراج گردیدند که بیانگر سهم هریک از عوامل در نتیجه کلی می باشد. (شکل3)و(شکل4) 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

شکل3-دیاگرام سهم تاثیرهریک از عوامل در مطلوبیت فضا(منبع نگارنده)

 

 

 

 شکل4- دیاگرام سهم تاثیر هریک از عوامل در نامطلوبیت فضا(منبع نگارنده)

 

 

نتایج حاصل از تجزیه و تحلیل داده ها، شاخص هایی ارایه نمود که به عنوان عوامل موثر در مطلوبیت و نامطلوبیت فضا طبقه بندی شدندو سنجش کارآیی فضای طراحی شده را ممکن ساختند همچنین رعایت شاخص های مذکور در طراحی فضای پارک افزایش کیفیت و مطلوبیت فضا را از نظر جامعه هدف در پی خواهد داشت.

سهم مداخله هریک از حوزه های تخصصی

در ادامه سهم مداخله هریک از حوزه های تخصصی در تامین مطلوبیت فضا و همچنین رفع نامطلوبیت فضا تعیین گردیدند که نتایج حاصل با دیاگرام های زیر ارایه می شود.(شکل5)،(شکل6)

 

 

 

 

شکل 5- دیاگرام سهم مداخله حوزه های تخصصی در تامین مطلوبیت فضا(منبع:نگارنده)

 

 

 

 

 

شکل6- دیاگرام سهم مداخله حوزه های تخصصی در رفع نامطلوبیت فضا(منبع:نگارنده)

 


جمع بندی و نتیجه گیری

همان طور که ملاحظه شد بخشی از یافته های پژوهش بیانگر اختصاص بیشترین سهم مداخله - در تامین مطلوبیت و همچنین رفع نامطلوبیت فضـای پارک- به حــوزه معمــاری می باشد و این امر تاییدی است بر اهمیت نقش معمار ولی همان طور که در الگوی فرآیندطراحی لاسان  نیز به آن اشاره شده نقش کارفرما، قانون گذار واستفاده کننده فضا نیز به لحاظ تاثیری که بر ماحصل کار معمار دارند از اهمیت برخوردارند. برای مثال معمار در امر طراحی با ضوابط و قوانینی که توسط قانون گذار وضع می شود به عنوان محدودیت های بیرونی انعطاف ناپذیر درگیر بوده و ملزم به رعایت آن ها می باشد. این قوانین متاثر از سیاستگذاری و برنامه ریزی کلان جامعه و در راستای آنها می باشد حال اگر موضوع جنسیت و لزوم توجه به رفتارها و نیازهای جنسیتی متفاوت استفاده کنندگان فضاهای معماری و شهری در سیاستگذاری کلان جامعه لحاظ شود پیرو آن قانون گذار وضع ضوابط و قوانین طراحی متناسب را در دستور کارخود قرار داده و نتیجه کار تاثیر مثبت در طراحی معمار با هدف مناسب سازی وکارآیی فضا برای استفاده کنندگان-زنان یا مردان- خواهد داشت.

در حال حاضر جایگاه پرداختن به این موضوع درکشور ایران- محل انجام تحقیق-  ماده 30 قانون برنامه چهارم توسعه اقتصادی، اجــتماعی، فرهنگی مبحث مربوط به بهبود محیط زندگی در شـــهرها وجود دارد به این معنی که بوجود ماده ای تحت عــنوان " مناسب سازی فضاهای شهری و اماکن عمومی برای زنان " مبتنی بر عدم ایجاد حوزه های مجزا، احساس نیاز می شود. به تبع آن قانون گذار ملزم به تدوین و ابلاغ ضوابط طراحی در راستای مناسب سازی فضاهای عمومی، اماکن وساختمان های عمومی و دولتی برای زنان خواهدبود.

به جهت تحقق سیاستگذاری و برنامه ریزی و همسو بودن با ضوابط و قوانین جامع نگر، لازم است کارفرمایان در برنامه ریزیهای خود ملزم به رعایت ضوابط اساسی گردند و سلایق خود را در مواردی که به اهداف کلی طرح لطمه نزد ارایه نمایند. برای مثال احداث پارک بانوان نمونه ای از رفتار سلیقه ای و اقدامی از ناحیه کارفرما- شهرداری ها- است که با هدف ارایه راه حل برای مشکلات موجود درپارک ها انجام گرفته است.[28]

بخشی دیگر از یافته های تحقیق عبارتند از تامین حس تسلط فضایی و سهولت دسترسی[29] که لزوم تاکید بر احداث پارک با نگرش محله محور را مطرح می نمایند. به این معنی که کارفرمایان پارک ها- که عموما سیستم های دولتی(شهرداری ها)- می باشند باید در احداث پارک ها، نگرش محله محور را در اولویت قرار دهند.

از آن جایی که رسالت این پژوهش بیان لزوم توجه به استفاده کنندگان فضا، خواسته هاو نیازهای رفتاری و روانی متاثر از تفاوت های جنسیتی آنان(زنان /مردان) به عنوان عاملی موثر بر کیفیت و کارآیی فضا می باشد ارتقای آگاهی استفاده کنندگان از خواسته ها و نیازهای خود و فرهنگ سازی بهره برداری از فضا به همان میزان داشتن ارتباط مستقیم معمار با استفاده کننده فضا اهمیت دارد. در یک جمع بندی کلی لزوم حضور استفاده کننده با تمام خصوصیاتش اعم از خصوصیات فرهنگی، اقتصادی، جنسیتی و... از مرحله برنامه ریزی و سیاست گذاری و همچنین حضور برنامه ریز و سیاستگذار کلان جامعه - از طریق عوامل مربوطه به جهت اطلاع از بازخوردهاوتغییرات ایجادشده بر اثر گذشت زمــان- در حیـات آتی فضا احساس می شود.

مـنابع

  1. نرسیسیاس، امیلیا، (1383) ،«مــردم شناسی جنسیت»، نشرافکار، چاپ اول.
  2. مازلو، اچ ابراهام،(1369)«انگیزش و شخصیت»، ترجمه احمد رضوانی، نشرآستان قدس رضوی.
  3. قانون برنامه چهارم توسعه، (1385)،سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور.
    1. Rendell ,Jane, (ed.), (2000), Gender, Space, Architecter, Introductory Essay :Gender, Space,London & New York;Routledge.
    2. کاظمی شیشوان، مهروش،(1386)،«"حوزه های مجزا"نماد فضاهای جنسیتی در معماری»، همایش زنان معمارایرانی،تهران.
    3. لاســان، برایان،(1384)« طراحان چگونه می اندیشند، ابهام زدایی از فرآیند طراحی" ،ترجمه حمید نــدیمی، مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه شهید بهشتی
      1. Agrest ,Diana ,(1993), Architecture from Without:Theoretical Framings for A Critical Practice, Combridge , Mass.:MIT Press.(See,for example, Vitruvius,The Ten Books on Architecture,(trans.Morris Hicky Morgan, NewYork: Dover,1960); Leon Battista Alberti,Ten Books on Architecture(1485),London:Alex Tiranti,1965)
      2. Zeisel,J. ,(1984),Inquiry by Design,Cambridge University Press.
      3. مرتضوی ، شهرناز،(1380)، «روانشناسی محیط و کاربرد آن »، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
      4. پاکــزاد، جهانشاد،(1385) ،«مبانی نظری و فرآیند طراحی شهری»،نشر شهیدی،چاپ اول.
        1. Greed,Clara,(1994),Women &Planning:Creating Gendered Differences,Routledge,London
        2. رفیع پور،فرامرز(1378)،«کندوکاوها و پنداشتها،مقدمه ای برروش های شناخت جامعه و تحقیقات اجتماعی»،شرکت سهامی انتشار.برتیوم،فرانسوا،آندره لامورد(1375)«روش تحقیق در روانشناسی»،ترجمه دکتر حمزه گنجی،ویرایش.

 

 



1- دکترای معماری، دانشگاه آزاد اسلامی واحدعلوم وتحقیقات تهران، تهران، ایران(مسوول مکاتبات)

2- دانشیار، دانشکده هنر و معماری، واحد علوم و تحقیقات دانشگاه ازاد اسلامی، تهران، ایران

3- دانشیار، دانشکده معماری، پردیس هنرهای زیبا دانشگاه تهران، تهران، ایران

1-Perception

[5]-Experience

[6]-Gender

[7]-Constructed

[8]-Sex

[9]- همزمان بااتمام موج دوم جنبش برابری طلبی زنان وشروع موج سوم آن.

[10]-Abraham H.Maslow

[11]-Be Gendered Space

[12]-General

[13]-Specific

-[14] برای مثال در انگلستان در سال 1994 به ابتکار وزیر محیط زیست، برنامه ای تحت عنوان "کیفیت زندگی در شهر و روستا"به اجرا گذاشته شد که مشاوره با کارشناسان در سطح وسیع در رابطه با موضوعاتی نظیر ادغام کاربری ها، مشارکت های محلی، آگاهی های زیست محیطی ودستورالعمل های طراحی را دربر می گرفت.(رجوع شود به: DOE,1994)

[15]- قانون برنامه چهارم توسعه مصوبه 11/6/1383 برای مقطع زمانی (1388-1384) دارای شش بخش و 161 ماده می باشد که در تاریخ 25/7/1383 جهت اجرا ابلاغ شده است.

[16]- Be Sexed

[17]- Separated spheres

[18]- Design Process

[19]- Bryan Lawson

[20]-Diana Agrest

[21]-Zeisel

[22]-Survey

[23]-Cross Sectional

[24]-Extensive

[25]-Validity

[26]-Content Analysis

[27]-Reliability

[28]- نتایج حاصل از تحقیق انجام یافته در پژوهشی مجزا توسط نگارنده درخصوص پارک های بانوان تبریز مشخص نموده که این نوع پارک ها علیرغم موفقیت در رفع پاره ای از نا مطلوبیت ها، راه حل کارآمدی برای مشکلات موجود محسوب نمی شوند.

[29]- موضوع سهولت دسترسی از یک زاویه دیگر درارتباط با جامعه هدف (زنان) و در ارتباط با شیوه زندگی والگوی فعالیت آنان مطرح می شود. الگوی زندگی زنان ترکیب پیچیده ای از مشاغل اداری، مسئولیت های خانه داری و همچنین نگه داری از بچه ها می باشد. نتایج حاصل از تحقیقی مجزا که توسط نگارنده انجام یافته است در خصوص توزیع فراوانی براساس محل سکونت، نشان می دهد زنان متمایل به حضور در پارک هایی هستند که ضریب دسترسی فیزیکی بالایی برای آن ها وجود دارد.(رجوع شود به:کاظمی، مهروش(1378) ، رویکردی تحلیلی به نقش جنسیت در بهبود کیفیت فضا، رساله دکتری به راهنمایی دکتر غلامرضا اسلامی، واحد علوم تحقیقات تهران)

 

  1. نرسیسیاس، امیلیا، (1383) ،«مــردم شناسی جنسیت»، نشرافکار، چاپ اول.
  2. مازلو، اچ ابراهام،(1369)«انگیزش و شخصیت»، ترجمه احمد رضوانی، نشرآستان قدس رضوی.
  3. قانون برنامه چهارم توسعه، (1385)،سازمان مدیریت و برنامه ریزی کشور.
    1. Rendell ,Jane, (ed.), (2000), Gender, Space, Architecter, Introductory Essay :Gender, Space,London & New York;Routledge.
  4. کاظمی شیشوان، مهروش،(1386)،«"حوزه های مجزا"نماد فضاهای جنسیتی در معماری»، همایش زنان معمارایرانی،تهران.
  5. لاســان، برایان،(1384)« طراحان چگونه می اندیشند، ابهام زدایی از فرآیند طراحی" ،ترجمه حمید نــدیمی، مرکز چاپ و انتشارات دانشگاه شهید بهشتی
    1. Agrest ,Diana ,(1993), Architecture from Without:Theoretical Framings for A Critical Practice, Combridge , Mass.:MIT Press.(See,for example, Vitruvius,The Ten Books on Architecture,(trans.Morris Hicky Morgan, NewYork: Dover,1960); Leon Battista Alberti,Ten Books on Architecture(1485),London:Alex Tiranti,1965)
    2. Zeisel,J. ,(1984),Inquiry by Design,Cambridge University Press.
  6. مرتضوی ، شهرناز،(1380)، «روانشناسی محیط و کاربرد آن »، انتشارات دانشگاه شهید بهشتی.
  7. پاکــزاد، جهانشاد،(1385) ،«مبانی نظری و فرآیند طراحی شهری»،نشر شهیدی،چاپ اول.
    1. Greed,Clara,(1994),Women &Planning:Creating Gendered Differences,Routledge,London
  8. رفیع پور،فرامرز(1378)،«کندوکاوها و پنداشتها،مقدمه ای برروش های شناخت جامعه و تحقیقات اجتماعی»،شرکت سهامی انتشار.برتیوم،فرانسوا،آندره لامورد(1375)«روش تحقیق در روانشناسی»،ترجمه دکتر حمزه گنجی،ویرایش.