شکل گیری و توسعه مفهوم "حقوق نسل های آینده" در حقوق بین الملل محیط زیست

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 استادیار و عضو هیات علمی دانشگاه آزاد اسلامی_ واحد علوم تحقیات تهران

2 دانشجوی دکتری حقوق محیط زیست دانشگاه آزاد اسلامی- واحد علوم تحقیقات

چکیده

بهره برداری بی رویه و ورود خسارات زیست محیطی توسط بشر، سبب نگرانی در تحقق حقوق نسل های آینده شده است. شناسایی حقوق نسل های آینده، گامی مهم برای دست یابی به توسعه پایدار است، که در این راستا حفاظت از محیط زیست و بهره برداری معقولانه و منصفانه از منابع در جهت دست یابی به آینده ای پایدار که به موجب آن حقوق نسل های آینده تضمین شود، وظیفه جامعه بین المللی به شمار می آید. در این راستا، مفهوم حقوق نسل های آینده که بدوا با تصویب منشور ملل متحد 1945 به عرصه حقوق بین الملل ورود پیدا کرد و متعاقبا با صدور اعلامیه استکهلم 1972 در حقوق بین الملل محیط زیست توسعه یافت. با این همه مفهوم "حقوق نسل های آینده" به عنوان اصلی اخلاقی یا هنجاری با ابهامات بسیاری روبروست. بخش اول این مقاله ضمن بررسی ابهامات حقوقی این مفهوم، از زوایای مختلف، به بررسی آن در حقوق بین الملل پرداخته است. بخش دوم به منظور مطالعه مبانی حقوقی این مفهوم در حقوق بین الملل محیط زیست، جایگاه آن در حقوق الزام آور و غیر الزام را مورد تبیین و پژوهش قرار می دهد. در بخش سوم، تلاش دارد نیم نگاهی به اجرای این مفهوم در حقوق بین الملل محیط زیست داشته باشد، نهایتا در بخش چهارم ضمن جمع بندی و نتیجه گیری ، به ارائه پیشنهادات در بهتر تحقق یافتن اجرای این مفهوم در حقوق بین الملل محیط زیست می پردازد. 

کلیدواژه‌ها


 

شکل گیری و توسعه مفهوم "حقوق نسل های آینده" در حقوق بین الملل محیط زیست

دکتر سید عباس پورهاشمی1

دکتر فرهاد دبیری1

یلدا خلعت بری 2*(مسوول مکاتبات)

kyalda@yahoo.com

 سحر زارعی 2

چکیده

 

بهره برداری بی رویه و ورود خسارات زیست محیطی توسط بشر، سبب نگرانی در تحقق حقوق نسل های آینده شده است. شناسایی حقوق نسل های آینده، گامی مهم برای دست یابی به توسعه پایدار است، که در این راستا حفاظت از محیط زیست و بهره برداری معقولانه و منصفانه از منابع در جهت دست یابی به آینده ای پایدار که به موجب آن حقوق نسل های آینده تضمین شود، وظیفه جامعه بین المللی به شمار می آید. در این راستا، مفهوم حقوق نسل های آینده که بدوا با تصویب منشور ملل متحد 1945 به عرصه حقوق بین الملل ورود پیدا کرد و متعاقبا با صدور اعلامیه استکهلم 1972 در حقوق بین الملل محیط زیست توسعه یافت. با این همه مفهوم "حقوق نسل های آینده" به عنوان اصلی اخلاقی یا هنجاری با ابهامات بسیاری روبروست. بخش اول این مقاله ضمن بررسی ابهامات حقوقی این مفهوم، از زوایای مختلف، به بررسی آن در حقوق بین الملل پرداخته است. بخش دوم به منظور مطالعه مبانی حقوقی این مفهوم در حقوق بین الملل محیط زیست، جایگاه آن در حقوق الزام آور و غیر الزام را مورد تبیین و پژوهش قرار می دهد. در بخش سوم، تلاش دارد نیم نگاهی به اجرای این مفهوم در حقوق بین الملل محیط زیست داشته باشد، نهایتا در بخش چهارم ضمن جمع بندی و نتیجه گیری ، به ارائه پیشنهادات در بهتر تحقق یافتن اجرای این مفهوم در حقوق بین الملل محیط زیست می پردازد.

 

واژگان کلیدی:

نسل های آینده، نسل های حاضر، حقوق نسل های آینده، محیط زیست، حقوق بین الملل محیط زیست

 


مقدمه

استفاده بی رویه از منابع طبیعی، عدم توجه به استفاده صحیح از منابع زمینی و سهل انگاری در حفاظت از این منابع، نسل های حاضر و آینده را با مشکلاتی اساسی مواجه کرده است. امروزه مسائلی چون افزایش  گازهای گلخانه ای و گرمایش جهانی، کاهش لایه ازن، تخریب خاک ها، نابودی جنگل ها، جاری شدن مواد زاید ناشی از فعالیت کارخانه های صنعتی به درون رودخانه ها و دریاها، مواد منتشره ناشی از فعالیت نیروگاههای اتمی و موارد دیگر همگی در جهت نابودی محیط زیست قرار گرفته است.

از این رو؛ جهان با بحران بی سابقه محیط زیستی مواجه شده است، چرا که نابودی محیط زیست بطور فزاینده ای منابع طبیعی و فرایندهای جهانی را تهدید می کند و به نظر می رسد بدون اتخاذ تدابیر و اقدامات جندجانبه و جدی توسط نسل حاضر، این احتمال می رود که در آینده احتمال بقای بشر بر روی زیست کره با خطر جدی مواجه باشد و نسل های آینده از این منابع محروم شوند. از این رو مسئله بهره برداری صحیح و منطقی نسل حاضر به منظور دستیابی نسل های آینده به منابع جایگاه ویژه ای می یابد. از آنجا که هیچ دلیلی و برهانی بر برتری نسل حاضر در استفاده از منابع موجود بطور انحصاری برمنابع طبیعی نیست، لذا نسل حاضر از مسئولیت بیشتری در حفاظت از محیط زیست برخوردار خواهند بود، بدین معنا که با توجه به آنکه نسل های آینده در روند ایجاد موافقت نامه های بین المللی حضور ندارند، نسل حاضر باید تضمین کننده منافع نسل های آینده باشند(1).

کمیسیون ملل متحد در محیط زیست و توسعه 1987(کمیسون برونتلند) در "گزارش آینده مشترک ما" اصل توسعه پایدار1 را عبارت از: «توسعه ای دانسته که پاسخگوی نیازهای نسل حاضر بدون به خطرانداختن ظرفیت ها و نیازهای نسل آتی باشد دانسته است.» همچنین در بیانیه دهلی نو از اصول قوانین بین المللی مربوط به توسعه حقوق بین الملل که در دهلی نو(هند) 2تا 6 آوریل سال 2002 برگزار شد، هدف توسعه پایدار را اینگونه اعلام می دارد: «رویکرد جامع و یکپارچه ای به فرایندهای اقتصادی، اجتماعی و سیاسی است که با هدف استفاده پایدار از منابع طبیعی و زمین صورت می گیرد و به حفاظت از محیط زیست، زندگی انسان و همچنین توسعه اجتماعی و اقتصادی بستگی دارد، و در پی تحقق بخشیدن حق همه انسان ها به استاندارد زندگی مناسب بر اساس فعالیت هایشان، مشارکت آزاد و معنی دار در توسعه و توزیع عادلانه منافع حاصل، با توجه به نیازها و منافع نسل های آینده است(2)».

 در این راستا این تحقیق ضمن بررسی مفهوم حقوق نسل های آینده، به بررسی ابزارهای حقوقی الزام آور و غیر الزام آور در حقوق بین الملل محیط زیست و نهایتا به نحوه اجرای این اصل در حقوق بین الملل محیط زیست پرداخته است.
طرح بحث

بطور کلی در خصوص تعهد نسل حاضر در برابر آیندگان دو نگرش وجود دارد:

1- روش حافظان محیط زیست که معتقدند نسل حاضر باید تمام منابع را برای نسل آینده حفظ نماید. 

2- گروه دیگری نیز معتقدند هیچ تعهدی در قبال نسل های آینده ندارند و حق دارند هرگونه که می خواهند از منابع بهره برداری نمایند.

 به نظر می رسد هیچ یک از این دو دیدگاه افراطی با فلسفه حفاظت محیط زیست و توسعه پایدارانطباق ندارند. اخیرا روش دیگری تحت عنوان روش بینابینی است که نظریه «انصاف بین النسلی» نام دارد(1). این روش بر این عقیده است که دولت ها حتی اگر ندانند که که این منابع به کدام نسل تعلق دارد، باید حقوق و تعهدات بین النسلی را بر اساس اصول کلی تعیین نمایند. حتی اگر این نظریه بتواند مشکل هماهنگی بین نسل های حاضر و آینده را حل نماید، باز ابهاماتی جدی وجود دارد، که به بررسی برخی از آن می پردازیم:

1- دوره حیات با پیشرفت تکنولوژی و طبیعتا با افزایش طول عمر متغیراست و بطور دقیق قابل تخمین و تعیین نیست، از آنجا که حتی امروزه طول عمر با تفاوت هایی که از نظر دستیابی به علوم جدید و تکنولوژی بین کشورهای توسعه یافته و در حال توسعه وجود دارد متفاوت است و طبیعتا آیندگان نیز با پیشرفت هایی که حاصل خواهند نمود دوره زندگی طولانی تر خواهد داشت. بنابراین با روشن نبودن دوره حیات، مفهوم نسل آینده نیز با تردید روبرو خواهد شد. اصولا مرز بین نسل حاضر و نسل آینده کجاست؟ آیا همه انسان های زنده در هر لحظه را می توان نسل حاضر دانست؟

2- از طرفی با توجه به منابع محدودی که وجود دارد و افزایش روزافزون جمعیتی که نسل حال با آن روبروست، چگونه می توانیم برای آیندگان قائل به الویت باشیم. از طرفی حتی اگر نسل حاضر به خوبی از کلیه منابع حفاظت نمایند و قادر باشند که جهان را با کلیه مجموعه درونی آن به نسل آینده انتقال دهند، هیچ ضمانتی وجود ندارد که آیندگان نیز چنین حقی را برای نسل مابعد خود قائل شوند. بنابراین روشن است که محتوای حقوق نسل های آینده از نظر حقوقی دارای ابهام است. درحقیقت اگرمفهوم نسل های آینده هم روشن شود، موضوع حقوق نسل های آینده نیز روشن نیست. بخصوص اینکه چه حقوقی برای این نسل ها وجود دارد؟ چون ما از نیازها و خواست های نسل آینده مطلع نیستیم و ممکن است دارای علایق  متفاوتی باشند. پس چطور می توانیم حقوق و تکالیفی که متناسب با نیازهای نسل حاضر است را بر آنها تحمیل کنیم؟ از طرفی اگر محیط زیست به همان اندازه که به نسل حاضر تعلق دارد از آن نسل های آینده است، نسل حاضرتا چه اندازه می تواند به نفع خود در آن دخل و تصرف کند؟ و از آنجا که بسیاری از اقدامات انسان در هر نسلی مستلزم دستکاری غیر قابل برگشت در سیمای زمین و منابع آن است، نسل حاضر به چه مقدار حق بهره بردای از این منابع و ایجاد  تغییر در محیط زیست را دارد؟

در رفع ابهام اول باید گفت که بنظر می رسد که طول حیات و موجودیت نسل ها مهم نیست، بلکه باید نسل را مجموعه ای از افراد بدانیم که بطور مستمر شکل دهنده آن هستند و بنابراین تفاوتی بین افراد یک نسل نیست. آنچه حائز اهمیت است وجود پایدارو مستمر انسان بر روی کره زمین است، که از مجموع آن بشریت بوجود می آید، که میتوان آن را به رودخانه بزرگی تشبیه نمود که همواره جریان دارد و از ترکیب جریان های آبی بزرگتر می شود، بطوریکه نمی توان بین اجزای تشکیل دهنده آن تفاوتی گذاشت. لذا هرچند ابهام در مفهوم نسل های آینده است، ولی بشریت همچنان به عنوان یک نسل دارنده حق شناسایی شده است.

در رفع ابهام بعدی که در مورد محتوای حقوق آینده وجود دارد، بهتر آن است که نگرش واقعی به این حق را بر پایه سهم پیوستگی آینده بشریت با اصل توسعه پایدار پی ریزی نماییم که شامل نیل به حقوق اقتصادی، اجتماعی و فرهنگی می شود. تحقق چنین حقوقی منوط به فراهم بودن منابع طبیعی و تضمین حفاظت از آن در یک دوره نامحدود است(3).

البته این مفهوم با کاستی های و ابهامات دیگری نیز روبروست. به عنوان مثال وقتی که نسل حاضر با کمبود نوعی از منابع مواجه شوند، چگونه می توانند به حفاظت از آن منابع برای آیندگان بیاندیشد و حقوق آیندگان را مورد توجه قرار دهند، پس منطقی است که اولویت در زمینه بهره برداری از منابع را برای  نسل حاضر بدانیم، که در این حالت به نظر می رسد که حقوق نسل های آینده در این مورد بی اساس خواهد بود.

ابهام دیگری که در این مورد وجود دارد این است که با توجه به آنکه وضیعت آینده برایمان روشن نیست، ممکن است دغدغه و نگرانی نسل موجود برای حفاظت از برخی منابع برای نسل آینده از نظر آیندگان بیهوده بنظر آید، چرا که امکان دارد در آینده گونه های جدیدی کشف شود یا انرژی های نوعی بوجود آید که با جایگزینی آن منابع جدید اصلا نیازی به منابع موجود ما نسل حاضر نداشته باشند ولی ازآنجا که نسل آینده در حال حاضر نیستند، نباید بجای آنها تصمیم گرفت. 

بنابراین سه مصداق برای مفهوم حقوق نسل های آینده وجود دارد: اول اینکه هر نسلی می­بایست از انواع منابع محیط ­زیست حفاظت و حمایت کند و این بدان معناست که آن نسل از محیط­ زیست  خود به نحوی منطقی و مطلوب استفاده نماید، تا نسل های آینده هم بتوانند از این میراث ارزشمند بهره­مند شوند. دوم اینکه، استفاده از محیط­زیست بگونه­ای باشد که صدمات جبران ­ناپذیری به آن وارد نشود و نهایتاً میراث فرهنگی و طبیعی نیز باید همواره برای نسل های آینده محافظت شوند.

علاوه بر این، تحولات حقوق بین الملل به سمت و سوی جرم انگاری نقض حقوق نسل های آینده پیش می رود تا آنجا که عده ای بر آنند که  جنایت علیه نسل های آینده به معنی هر یک از اعمال زیر در هر حوزه از فعالیت های انسانی، از جمله فعالیت های سیاسی، نظامی، اقتصادی، زیست محیطی، فرهنگی و علمی، زمانی که با آگاهی از احتمال عواقب شدید در سلامت و ایمنی انسانها منتهی گردد، مشمول جرائم بین المللی محسوب می گردد. (4).

مبحث اول: مبانی حقوقی نسل های آینده در حقوق بین الملل محیط زیست  

اسناد حقوقی موجود در دو بعد داخلی و بین المللی، اصول و قواعدی را برای حمایت از نیازها، سلامت و رفاه نسل های حال و آینده مقرر نموده است. در دهه های اخیر ابزار حقوقی بطور فزاینده ای به نسل های آینده اشاره داشته اند. اغلب اسناد حقوقی از قبیل اعلامیه ها و معاهدات به این حق اشاره داشته اند. این مفهوم در دهه 1970 با صدور بیانیه کنفرانس محیط زیست انسان به عنوان بزرگترین کنفرانسی که به ابتکار سازمان ملل متحد از تاریخ 5 تا 16 ژوئن در استکهلم تشکیل شده بود به ادبیات حقوق بین الملل محیط زیست راه یافت. پس از آن تقریبا در کلیه بیانیه های بین المللی زیست محیطی و نیز در مقدمه اغلب معاهدات جهانی و بسیاری از معاهدات زیست محیطی منطقه ای به این مفهوم اشاره شده است. حقوق داخلی انواع کشورها نیز احترام به نیازهای آینده را مورد توجه قرار می دهند، که البته بعضی کشورها این حمایت ها را قبلا در قانون اساسی شان مندرج نموده اند. قوانین داخلی برخی از کشورها اهدافی را برای سیاست های زیست محیطی شان توصیف نموده اند که: "شامل جلوگیری، حمایت و بهسازی کیفیت محیط زیست بطوری که نسل های آینده از هوای پاک، آب پاک و محیط زیست سالم اطمینان حاصل نمایند(5)." همچنین قانون کالیفرنیا اعلام داشته است: «قصد کشور مبنی بر ایجاد و پشتیبانی از شرایطی که بشر و طبیعت بتوانند در یک هماهنگی پربار برای انجام دادن نیاز های اجتماعی و اقتصادی نسل حاضر و آینده به زندگی خود ادامه دهند.»(6) چنین نمونه هایی از قوانین داخلی یک کشور فراتر از شرح دادن قانونی برای حمایت از نسل های آینده است. قانون هوای پاک1  بنیان حفاظت و احیاء محیط زیست در ایالت متحده آمریکا، از اهداف اجرای ماده چهارم از این قانون کاهش اثرات مضر انباشتگی اسید" را مد نظر قرار داده است، که یکی از موارد تصریح شده در این قانون بر اساس یافته های مطرح شده در کنگره، اشاره مستقیم به حقوق نسل های حاضر و آینده دارد)7). بند پنج از ماده چهارم این قانون اعلام می دارد که: «نسل های حاضر و آینده آمریکایی ها به وسیله تاخیر در اندازه گیری ها و ارائه راه حل مناسب این مسائل به طور نامطلوبی تحت تاثیر قرار خواهند گرفت.(8)». بنابراین بر پایه آنچه پیش از این گفته شد، قراین حاکی از آن است که مفهوم برابری نسل ها نسبت به بهره مندی از محیط زیست از انگیزه غریزی نوع بشر برای صیانت نفس و بقای نسل ناشی می شود و حقوق نسل های آینده مورد توجه بسیاری از کشورهاست.

در ادامه به بررسی حقوق نسل های آینده در حقوق نرم و سخت بر اساس توالی تاریخی خواهیم پرداخت.

1-جایگاه مفهوم حقوق نسل های آینده در حقوق الزام آور

حقوق الزام­آور که اساسا مسئولیت بین­المللی دولت­ها را موجب می شود، حقوق سخت2 نامیده می شود. بر اساس ماده 38 اساسنامه دیوان بین المللی دادگستری معاهدات بین المللی و عرف و اصول کلی حقوقی و.... از منابع الزام آور حقوق بین الملل محسوب می شوند. هر قاعده حقوقی الزام­آور مسئولیت بین­المللی دولت­ها را به همراه دارد و دولت­ها ملزم به جبران خسارت هستند. اغلب اسناد حقوقی بین المللی به حقوق نسل های آینده اشاره دارد. اظهارات متفاوتی از بنیان حقوق نسل های آینده را می توان در اسناد بین المللی سراغ داد. در این مبحث به بررسی معاهدات بین المللی در دو بعد جهانی و منطقه ای پرداخته و در ادامه به بررسی رویه های قضایی مربوطه و اصول کلی حقوقی می پردازیم.

الف) معاهدات بین المللی در وسعت جهانی

بر اساس تعریف ماده 2 کنوانسیون وین 1969 در خصوص معاهدات بین المللی، معاهده عبارت است معاهده عبارتست ازیک توافق بین المللی که بین دولت ها به صورت کتبی منعقد شده وتابع حقوق بین الملل باشد، خواه دریک سند ویا درچندین سند مربوط به هم تنظیم شده باشد(3)، که ممکن است به یکی از عناوین از جمله: کنوانسیون، پیمان، پروتکل، معاهده، قرارداد، مقاوله نامه، توافق نامه  و.. زیر نامیده شوند. روند شکل گیری معاهدات بین المللی در دو دهه اخیر در قالب تشکیلات سازمان ملل متحد از فرایند مناسبی برخوردار بوده و هم چنان ادامه دارد، که در این راستا به بیان نمونه هایی از معاهدات بین المللی که به مفهوم "حقوق نسل های آینده" اشاره دارند، می پردازیم. مقدمۀ کنوانسیون بین المللی تنظیم شکار نهنگ 1946 تصریح نموده است که: «ملت های جهان منفعت مشترکی دارند که بایستی به نفع نسل های آینده حفظ شود(9)». همچنین ماده 4 کنوانسیون حفاظت میراث فرهنگی و طبیعی جهان1972 اعلام می دارد: «هر یک از دولت های عضو کنوانسیون حاضر می پذیرد که تعهد تشخیص، حکایت، حفاظت و شناساندن میراث فرهنگی واقع در قلمرو خود مذکور در مواد 1و 2 و انتقال آن به نسل های آینده در وهله اول وظیفه همان دولت است و برای نیل به این هدف دولت مذکور با توسل به حداکثر امکانات موجود خود و نیز در صورت اقتضا از طریق جلب مساعدت و همکاری های بین المللی، بویژه کنک های مالی، هنری، علمی و فنی، بذل مساعی خواهد کرد.» ضمنأ ماده 4 این کنوانسیون نیز به آگاهی کشورها درباره وظیفه آنان به حصول اطمینان از شناسایی، حمایت، حفاظت، معرفی و انتقال میراث فرهنگی و طبیعی موجود در قلمرو خود به نسل های بعدی تصریح دارد.(مسئولیت عمومی به نسل های آِینده)(10). مقدمه کنوانسیون "CITES" تجارت بین المللی گونه های جانوران و گیاهان وحشی در معرض خطر انقراض و نابودی واشنگتن نیز 1973 با معرفی این گونه های غیر قابل جانشینی و اهمیت حفظ آنها برای نسل های حاضر و آتی، از کلیه منابع و جلوگیری از بهره برداری بی رویه لحاظ نمایند(11). همچنین مقدمه کنوانسیون  "CMS"حفاظت از گونه های مهاجر وحشی BON 1979 اعلام داشته است: «طرف های متعاهد آگاهند از اینکه تمامی نسل های بشر باید منابع کره زمین را برای نسل های آینده حفظ کنند و التزام دارند که از حفظ و بهره برداری خردمندانه این میراث در جایی که بکار گرفته می شود اطمینان حاصل نمایند(12)». ضمنا کنوانسیون پاریس  در خصوص حفاظت از آبزیان آتلانتیک شمال شرقی1992 به اهمیت این آبزیان به عنوان حقوق نسل های آینده که یکی از پایه های منافع مشترک بشریت است، اشاره دارد(13). ضمنا مقدمه کنوانسیون چهارچوب تغییرات آب و هوایی 1992 نیز که از مهمترین معاهدات زیست محیطی بین المللی است به تصمیم کشورها در حفظ سیستم آب و هوایی برای نسل های کنونی و آینده اشاره شده است(14). همچنین بند 1 ماده 3 کنوانسیون تغییرات آب و هوا با بکار بردن عبارت should بطور صریحا به حمایت از سیستم های آب و هوایی به به نفع نسل های حاضر و آینده اشاره دارد، این ماده اعلام می دارد: «اعضاء می بایست سیستم آب و هوا را به نفع نسل های فعلی و آینده بشر بر مبنای تساوی و بر طبق مسئولیت های مشترک ولی متفاوت و قابلیت های خود مورد حمایت قرار دهند، بنابراین کشورهای پیشرفته می بایست پیشرو مبارزه با تغییرات آب و هوا و آثار سوء آن باشند(14).» همچنین بند نهایی مقدمه کنوانسیون تنوع زیستی ریو 1992 که همانند کنوانسیون تغییر آب و هوا از اصلی ترین معاهدات زیست محیطی است، به تصمیم اعضا برای حفظ و بهره برداری پایدار از تنوع زیستی برای حفظ منافع نسل های کنونی و آینده تصریح شده است. بند نهایی ماده 2 این کنوانسیون نیز به صراحت بیان می دارد که: «استفاده پایدار از منابع تنوع زیستی به معنای آن است که استفاده از اجزای تنوع زیستی به شیوه و به مقداری صورت می گیرد که منتهی به کاهش دراز مدت تنوع زیستی نگردد تا به این ترتیب توانمندی های آن برای تامین نیاز ها و آرزوهای نسل های آینده حفظ گردد)15(». ماده 2 کنوانسیون حفاظت و استفاده از منابع آبی فرامرزی و دریاچه های بین المللی 1992 نیز اعلام می دارد: «منابع آبی باید تا اندازه ای که نیازهای نسل های حاضر را تامین نماید حفاظت شوند، بدون آنکه توانایی نسل آینده برای تامین نیازهایشان تضعیف گرداند».)16) (این ماده اصل توسعه پایدار، تشخیص نیازهای هر دو نسل حال و آینده را مدنظر قرار داده است). همچنین در بند نهایی مقدمه کنوانسیون پاریس کنوانسیون ملل متحد برای مقابله با بیابان زدایی در کشورهای در معرض خشکسالی شدید و یا بیابان زدایی به ویژه در آفریقا 1994 آمده است: «که کشورهای امضا کننده مصمم هستند اقدام مناسب در مقابله با بیابانی شدن و تخفیف پیامدهای خشکسالی را برای حفظ منافع نسل های کنونی و آینده به عمل آورند(17).» در مقدمه کنوانسیون نیویورک راجع به حقوق بهره برداری از آبراهه های فرامرزی و دریاچه های بین المللی برای مقاصد غیر کشتیرانی 1997 نیز اشاره  شده است: «که کشورهای جهان با طرح یک کنوانسیون چارچوب از استفاده، توسعه، حفظ، مدیریت و حمایت از آبراه های بین المللی و بهره برداری بهینه و پایدار از این آبراه ها برای تامین مصالح نسل امروز و نسل های آینده اطمینان خواهند یافت(18).» همینطور در مقدمه کنوانسیون آرهوس مصوب 1998 که نوع جدیدی از معاهدات زیست محیطی است که در آن حقوق محیط زیست با حقوق بشر مرتبط شده است به حفظ و بهبود محیط زیست در راستای منافع نسل های حاضر و آینده اشاره دارد. همچنین هدف کنوانسیون آرهوس مطابق ماده 1 همکاری برای حفاظت از حقوق نسل های حاضر و آینده اعلام داشته است(19). پاراگراف 2 مقدمه کنوانسیون استکهلم در باره آلاینده های آلی پایدار 2001 نیز تصریح داشته است که: «با شناخت اینکه آلاینده های پایدار دارای خصوصیات سمیت، مقاومت در برابر تجزیه، در بدن موجودات زنده تجمع یافته و از طریق هوا، آب و گونه های مهاجر، در بین مرزهای بین المللی جابجا شده و در مکان های  بسیار دورتر از محل رها شدن آنها در اکوسیستم های آبی و خشکی انباشته شده و رسوب می کنند، با اطلاع از مخاطرات بهداشتی خصوصاً در کشورهای در حال توسعه در اثر تماس مستقیم با آلاینده های آلی پایدار به ویژه اثرات آنها روی زنان و متعاقباً روی نسل های آینده»، که اشاره ویژه این کنوانسیون به لزوم محافظت از زنان، که مادران نسل های آینده هستند، در برابر آثار نا مطلوب آلاینده های آلی پایدار قابل توجه است(20). ضمنا ماده 3 کنوانسیون چارچوب در باره کنترل تنباکو 2003 (که هنوز لازم الاجرا نشده است) هدف کنوانسیون و پروتکل های آن را چنین بیان می کند: «حفظ نسل کنونی و نسل های آتی در برابر آثار مخرب بهداشتی، اجتماعی، زیست محیطی و اقتصادی مصرف تنباکو و تماس با دود تنباکو ... (21)». از این رو ملاحظه می گردد که معاهدات بین المللی در سطح جهانی به صورت مستقیم و یا غیر مستقیم در صدد تبیین و به رسمیت شناختن مفهوم حقوق نسل های آینده به عنوان یکی از مفاهیم اساسی حقوق بین الملل محیط زیست می باشند.

ب) معاهدات بین المللی در وسعت منطقه ای

علاوه بر آن، حقوق نسل های آینده در بسیاری از معاهدات منطقه ای مورد توجه واضعان حقوق بین الملل قرار گرفته است.

مقدمه کنوانسیون منطقه ای کویت برای همکاری درباره حمایت از محیط زیست دریایی در برابر آلودگی 1978 تصریح کرده است که: «با آگاهی از اهمیتی که همکاری و هماهنگی اقدامات بر اساس منطقه ای با هدف حمایت از محیط زیست دریایی به سود کلیه طرف های ذینفع منجمله نسل های آینده دارد(22).» مقدمه کنوانسیون حفاظت از نواحی دریایی آتلانتیک شمال شرق 1992 نیز تصریح نموده است که: «باید برای رفع نیازهای نسل حاضر و آتی نواحی دریایی بصورت پایدار حفظ شوند(23)». همچنین در ماده 1 کنوانسیون برای حفاظت از تنوع زیستی و حمایت از مناطق اولویت دار حیات وحش در امریکای شمالی (کاستاریکا، السالوادور، گواتمالا، هندوراس، نیکاراگوا، پاناما)1992 هدف کنوانسیون حفاظت، در حد ممکن، از تنوع بیولوژیکی زمینی و ساحلی-دریایی در منطقه امریکای مرکزی به سود نسل حاضر و نسل های آتی ذکر شده است. به نظر می رسد که افزودن عبارت "در حد ممکن" تا حدود زیادی از قاطعیت مصوبات این کنوانسیون در رابطه با مفهوم برابری نسل ها می کاهد و سبب بروز ابهام در تفسیر این کنوانسیون می گردد. ماده 1 کنوانسیون منطقه­ای در باره تغییرات آب و هوا(کاستاریکا، السالوادور، گواتمالا، هندوراس، نیکاراگوا، پاناما)1993 نیز مشارکت در حمایت از حق هر انسان در نسل کنونی و نسل های آتی برای زندگی در محیطی مناسب برای تامین سلامت و رفاه وی به عنوان هدف کنوانسیون ذکر شده است. مقدمه کنوانسیون حفاظت از محیط زیست دریایی دریای خزر ( کنوانسیون تهران) 4 نوامبر 2003 نیز به مفهوم حقوق نسل های آینده اشاره داشته است(24). همچنین در مقدمه پروتکل ارزیابی زیست محیطی استراتژیک 2003 بر کنوانسیون اسپوو در باره ارزیابی اثرات زیست محیطی در محیط فرامرزی 1991 به مزایای حاصل از توجه به حفظ و بهبود سلامتی و رفاه نسل حاضر و نسل های آینده اشاره شده است(25). ضمنا ماده 4 کنوانسیون افریقایی درباره حفاظت طبیعت و منابع طبیعی (اتحادیه افریقا)2003 با عنوان "وظایف اساسی"، کشور های متعاهد را موظف می سازد که تمامی اقدامات لازم برای رسیدن به اهداف کنوانسیون، به ویژه اقدامات پیشگیرانه را با توجه کافی به ارزش های اخلاقی و سنتی و نیز دانش