اثر تغییرات ارتفاع از سطح دریا بر خصوصیات کمی و کیفی و زیست محیطی توده جنگل های کاج بروسیا

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 دانشیار گروه جنگل داری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری*(مسوول مکاتبات)

2 استادیار گروه جنگل داری، دانشگاه تربیت مدرس.

3 دانش آموخته کارشناسی ارشد جنگل داری، دانشگاه علوم کشاورزی و منابع طبیعی ساری.

چکیده

زمینه و هدف: جهت بررسی کمی و کیفی کاج بروسیا، جنگل­کاری منطقه قپان با مساحت 232 هکتار مورد بررسی قرار گرفت.
روش بررسی: به همین منظور در سه طبقه ارتفاعی از سطح دریا (400-200، 600-400 و 800-600 متر) به روش تصادفی سیستماتیک اقدام به برداشت پلات­های 400 مترمربعی گردید (تعداد 30 قطعه نمونه در هر طبقه ارتفاعی). در داخل هر یک از قطعات نمونه مورد بررسی، برخی خصوصیات کمی و کیفی درختان ثبت شد. هم­چنین به منظور بررسی خصوصیات خاک توده نیز در هر یک از طبقات ارتفاعی سه پروفیل خاک در افق­های A و B حفر گردید و در محیط آزمایش­گاه اندازه­گیری و در تجزیه و تحلیل به کار گرفته شد.
یافته­ ها:  نتایج این تحقیق نشان داد که ساختار قطری و ارتفاعی توده در هر سه پایگاه از توزیع متمایل به نرمال پیروی می­کند. پایگاه بالایی (800 - 600 متر) مقدار حجم در هکتار بیش­تری را نسبت به دو پایگاه دیگر نشان داده است. از طرفی معلوم گردید که با افزایش ارتفاع از سطح دریا درصد شاقولی بودن، تنه بدون شاخه، شادابی تاج، افزایش و درصد درختان با تاج متقارن و انحناء تنه اصلی کاهش می­یابد، در حالی که درصد چند شاخگی و سلامت تنه تغییرات منظمی را در ارتباط با افزایش ارتفاع نشان نداده است. مطالعات خاک­شناسی نیز تفاوت­های معنی­داری را در ارتباط با پایگاه­های مختلف نشان نداده است.
بحث و نتیجه گیری: نتیجه کلی این که بهترین توده­های کاج بروسیا هم از لحاظ کیفیت و هم از لحاظ کمیت در منطقه مورد مطالعه در ارتفاعات بالا قابل مشاهده هستند.

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست، دورههجدهم، شماره دو، تابستان 95

 

اثر پتانسیل اکسیداسیون و احیا درتغییر فاز­های پیوندی فلزات سنگین در رسوبات بستر تالاب بین­­المللی انزلی

 

اصغر فلاح[1]*

Fallaha2007@yahoo.com

یحیی کوچ[2]

علی اکبر رستاقی[3]

تاریخ دریافت:15/1/88

تاریخ پذیرش:9/8/88

 

چکیده

زمینه و هدف: جهت بررسی کمی و کیفی کاج بروسیا، جنگل­کاری منطقه قپان با مساحت 232 هکتار مورد بررسی قرار گرفت.

روش بررسی: به همین منظور در سه طبقه ارتفاعی از سطح دریا (400-200، 600-400 و 800-600 متر) به روش تصادفی سیستماتیک اقدام به برداشت پلات­های 400 مترمربعی گردید (تعداد 30 قطعه نمونه در هر طبقه ارتفاعی). در داخل هر یک از قطعات نمونه مورد بررسی، برخی خصوصیات کمی و کیفی درختان ثبت شد. هم­چنین به منظور بررسی خصوصیات خاک توده نیز در هر یک از طبقات ارتفاعی سه پروفیل خاک در افق­های A و B حفر گردید و در محیط آزمایش­گاه اندازه­گیری و در تجزیه و تحلیل به کار گرفته شد.

یافته­ها:  نتایج این تحقیق نشان داد که ساختار قطری و ارتفاعی توده در هر سه پایگاه از توزیع متمایل به نرمال پیروی می­کند. پایگاه بالایی (800 - 600 متر) مقدار حجم در هکتار بیش­تری را نسبت به دو پایگاه دیگر نشان داده است. از طرفی معلوم گردید که با افزایش ارتفاع از سطح دریا درصد شاقولی بودن، تنه بدون شاخه، شادابی تاج، افزایش و درصد درختان با تاج متقارن و انحناء تنه اصلی کاهش می­یابد، در حالی که درصد چند شاخگی و سلامت تنه تغییرات منظمی را در ارتباط با افزایش ارتفاع نشان نداده است. مطالعات خاک­شناسی نیز تفاوت­های معنی­داری را در ارتباط با پایگاه­های مختلف نشان نداده است.

بحث و نتیجه گیری: نتیجه کلی این که بهترین توده­های کاج بروسیا هم از لحاظ کیفیت و هم از لحاظ کمیت در منطقه مورد مطالعه در ارتفاعات بالا قابل مشاهده هستند.

واژه­های کلیدی: کاج بروسیا، ارتفاع از سطح دریا، خاک، خصوصیات کمی و کیفی توده

 

 

J.Env. Sci. Tech., Vol 18, No.2, summer 2016

 

 

 

 


Effect of Altitude Changes on Quantitative and Qualitative Characteristics and Environmental Afforestation Stand of Pinus Brutia Ten

 

Asghar Fallah[4]

Fallaha2007@yahoo.com

Yahya Kooch[5]

Ali Akbar Rostaghi[6]

Abstract

Background and Objective: Afforestation stand of Ghapan region (with 232 ha-1 area) was selected for investigation of quantitative and qualitative characteristics of Pinus brutia ten.

Method: Three altitude classes (200-400, 400-600 and 600-800m) were classified and  number of 30 sample plots (with 400m2 area) were selected by using of random – systematically method in every classes. Some of quantitative and qualitative characteristics were recorded in every sample plots. Also, three soil profiles (A and B horizons) were excavated in every three altitude classes for investigation of soil properties.

Findings: Results of this research showed that mean D.B.H and height was similar to normal distribution. Volume of high class (600-800m) was estimated more than the other two classes. Qualitative characteristics showed that plummet of stem, stem without branch, fresh of crown were climbing as crown symmetry and stem curvature were reducing with increase of altitude. Multi branch and stem healthy don’t show regular changes in relation to altitude changes. Soil studies showed no significant different in relation with altitude changes.

Discussion and Counclusion: The final result shows that pinus brutia ten stands with the best quality and quantity and it is visible in high altitudes.

 

Key words: Pinus brutia Ten, Altitude, Soil, Quantitative and Qualitative Characteristics of Stand

 

 

 

مقدمه


با توجه به خطرات طبیعی کاهش منابع طبیعی و هم­چنین نیازهای اجتناب ناپذیر بشر، احیاء و تجدیدحیات منابع طبیعی تجدید شونده باید به طور جدی مد نظر قرار گرفته و حتی المقدور سعی شود که احیاء و توسعه منابع مبتنی بر در نظر گرفتن مدل طبیعی سیستم­های حیاتی و منطبق بر تغییرات و جنبه­های اکولوژیک، فیزیولوژیک  و غیره باشد (1، 2 و3). با توجه به شرایط آب و هوایی کشور که حدود 5/4 درصد آن را مناطق خشک و نیمه­خشک تشکیل می­دهد (4) و با توجه به سرعت نابودی جنگل­های شمال و غرب کشور، مسأله جنگل­کاری از نظر حفاظت منابع آب و خاک کشور امری حیاتی است، چرا که نابودی منابع طبیعی، از میان رفتن اراضی کشاورزی و محیط زیست انسانی را به دنبال داشته و ما را در آینده با سرنوشت شومی رو به رو خواهد کرد (5).

     تحقیقاتی که در جنگل­های شمال کشور به عمل آمده، نشان می­دهند که سالانه 04/0 درصد از مساحت جنگل­های شمال کاسته می­گردد. اگر این کاهش هم­چنان با همین ضریب ادامه یابد و به فرض این که این ضریب کاهش ثابت بماند، جنگل­های شمال کشور واقع در دامنه شمالی البرز، در کم­تر از 250 سال دیگر از بین خواهد رفت (6). لذا از هم اکنون باید در پی چاره­جویی های جدی برآمد و هر چه سریع­تر اقدامات لازم را برای جلوگیری از انهدام بیش­تر جنگل­ها و برای احیاء آن به عمل آورد. با توجه به افزایش روز افزون مصرف چوب در کشور و افزایش فشار بر روی جنگل­های تجارتی باید در توسعه جنگل­های موجود بیش از پیش کوشید. از طرف دیگر توسعه و پیشرفت صنعتی و نیاز روز افزون جهانی به چوب منجر به توسعه جنگل­کاری با گونه­های سوزنی برگ گردیده است (1). گاهی برای جبران کمبود مواد چوبی توصیه می­شود که زمین­های زراعی فقیر را که مساعد برای کشاورزی نمی­باشند به جنگل­کاری اختصاص داد، تا بتوان سطح جنگل­کاری با گونه های سریع الرشد از نوع سوزنی­برگان را افزایش داد و این واقعیتی است که در اروپا به خوبی مشهود است (1 و4).

     در ایران اگرچه هنوز این مسأله به ظاهر همانند اروپا چندان ملموس به نظر نمی­آید ولی از آن جایی که مصرف چوب و کاغذ روز به روز افزایش می­یابد و در سال­های اخیر به میزان قابل توجهی بالا رفته است و کمبود چوب به خصوص سوزنی برگان در ایران به خوبی احساس می­گردد، لذا باید به فکر جنگل­کاری با گونه­های سوزنی برگ در شمال بود و به سطح این جنگل­کاری­ها افزود (5). اهمیت اقتصادی سوزنی­برگان به حدی است که در غالب کشورهای در حال توسعه انستیتوهای مجهز و معتبری جهت تحقیق در نحوه کشت و توسعه آن­ها تاسیس گردیده است که در نتیجه فعالیت­های آن­ها جنگل­کاری­هایی از گونه­های مختلف سوزنی­برگ به وجود آمده و روز به روز بر اهمیت این کار و وسعت عمل آن افزوده می­گردد (7 و8).

     بنابراین جنگل­کاری با گونه­های سوزنی­برگ با توجه به نیاز فراوان به تولید چوب توسط گونه­های سریع الرشد بسیار مهم تلقی می­گردد (9). از این رو یافتن بهترین شرایط رویشی به خصوص از نظر ارتفاعی حایز اهمیت است. به همین دلیل در این بررسی جنگل­کاری کاج بروسیا در منطقه قپان از نظر کمی و کیفی در سه کلاسه ارتفاعی مختلف از سطح دریا مورد بررسی قرار خواهد گرفت. تحقیق حاضر به منظور دستیابی به میزان تولید کاج بروسیا، دستیابی به وضعیت کمی و کیفی و  نیز دستیابی به میزان موفقیت این گونه در عرصه مورد نظر انجام شده است.

 

مواد و روش­ها

منطقه مورد مطالعه

     عرصه جنگل­کاری، در دامنه­های رشته کوه عرب داغ منطقه قپان، حدوداً در 40 کیلومتری شمال شرقی شهر کلاله واقع شده است که طول جغرافیایی آن از َ47 °55  الی  َ37 °55  و عرض جغرافیایی آن از َ37 ° 36  الیَ 32 ° 37   می­باشد. توده­های کاج بروسیا با مساحت 232 هکتار از ارتفاع 250 متری شروع و تا ارتفاع 850 ادامه می­یابد (شکل 1). شیب عرصه مورد مطالعه بین 5 تا 15 درصد متغیر می­باشد. تیپ خاک قهوه­ای جنگلی، عمیق تا بسیار عمیق تکامل یافته و با اسیدیته عمدتاً قلیایی بوده و متوسط درجه حرارت سالیانه منطقه 9/17 درجه سانتی­گراد می­باشد. حداکثر مطلق درجه حرارت 45 درجه سانتی­گراد و مربوط به ماه خرداد و شهریور و حداقل دمای مطلق 12 - درجه سانتی گراد اعلام شده است. متوسط بارندگی سالیانه منطقه 8/550 میلی­متر می باشد. اقلیم رویش­گاه نیز معتدل مرطوب با زمستان­های خشک و سرد عنوان شده است (10).

 

 

 

دریای خزر

 

 

 

 

 

                 

شکل 1 -  نقشه موقعیت منطقه مورد مطالعه

Figure1- Map position of study area

 

 

روش بررسی

 

     بعد از تهیه نقشه توپوگرافی با مقیاس 25000/1 شبکه آماربرداری با ابعاد 4×4 میلی­متری (100×100 متر در طبیعت) روی نقشه پیاده گردید و آماربرداری به روش تصادفی سیستماتیک در طبیعت انجام گرفت (11). تعداد 30 قطعه نمونه در هر کلاسه ارتفاعی از سطح دریا (400-200، 600-400، 800-600 متری) برداشت شد. قطعات نمونه به شکل مربعی و با وسعت 400 متر مربعی بوده و با توجه به فاصله کاشت جنگل­کاری که 3×2 متری می­باشد. به طور متوسط در هر قطعه نمونه به تعداد 70-60 اصله درخت مورد اندازه­گیری از لحاظ کمی و کیفی قرار گرفت. در داخل هر یک از قطعات نمونه مورد بررسی، پراکنش درختان در طبقات قطری و ارتفاعی، حجم در هکتار، تقارن تاج، چندشاخگی، شاقولی بودن تنه اصلی، انحناء درختان، شاخه فرعی، سلامت تنه و شادابی تاج ثبت گردید. از طرفی به منظور بررسی خصوصیات خاک توده نیز در هر یک از طبقات ارتفاعی سه پروفیل خاک در افق های A و B حفر گردید و برخی از خصوصیات فیزیکی و شیمیایی آن­ها در محیط آزمایش­گاه اندازه­گیری و در تجزیه و تحلیل به کار گرفته شد. تجزیه و تحلیل­های آماری با استفاده از نرم­افزارهای  SAS ،SPSS و EXCEL صورت پذیرفت.

 

نتایج

میانگین قطر برابر سینه: بررسی داده­های حاصل از قطرهای اندازه­گیری شده بیان­گر این است که ساختار قطری توده در هر سه پایگاه از توزیع متمایل به نرمال پیروی می­کند (شکل­ 2). تجزیه و تحلیل آماری انجام شده نشان داد که بین میانگین­ها در سطوح 5% و 1% اختلاف معنی­داری وجود دارد (جداول 1 و 2). هم­چنین پایگاه بالایی نسبت به دو پایگاه دیگر شرایط مطلوب­تری دارد.

 

                                               

 

                                     (ب)

 

                                  (الف)

 

 

                                                                                      (ج)

شکل 2- پراکنش تعداد در طبقات قطری در پایگاه های اول (الف)، دوم (ب) و سوم (ج)

Figure 2-Distribution in diameter classes of first (a), second (b) and third (c) altitudes

 

جدول 1-  آنالیز واریانس پارامترهای کمی

Table 1- ANOVA for quantitative parameters

 

متغیرها

مجموع مربعات

درجه آزادی

F محاسبه شده

سطح معنی­داری

مدل

قطر برابر سینه

29/2769

2

910/400

00/0

ارتفاع درخت

06/208

2

790/149

00/0

حجم در هکتار

11/31

2

390/3136

00/0

خطا

قطر برابر سینه

71/34932

5873

-

-

ارتفاع درخت

06/808

1164

-

-

حجم در هکتار

869/0

4898

-

-

کل

قطر برابر سینه

11/39702

5875

-

-

ارتفاع درخت

47/1016

1166

-

-

حجم در هکتار

983/1

4900

-

-

                                                  

 

 

 

 

 

جدول 2- آزمون دانکن برای پارامترهای کمی

Table 2-Duncan test for quantitative parameters

متغیرها

کلاسه های ارتفاعی

400-200

600- 400

800-600

قطر برابر سینه

c 40/12

b   96/12

a 46/14

ارتفاع درخت

c   06/7

b   22/7

a   02/8

حجم در هکتار

c   02/0

b   03/0

a   06/0

 

میانگین ارتفاعی درختان: با توجه به این که جنگل هم­سال می­باشد. نمودار پراکنش درختان کم و بیش با منحنی نرمال مطابقت دارد (شکل­ 3). تجزیه و تحلیل آماری انجام شده نشان داد که بین میانگین­ها اختلاف معنی­داری در سطوح 5% و 1% وجود دارد (جداول 1 و 2). از طرفی پایگاه بالایی نسبت به دو پایگاه دیگر شرایط مطلوب­تری دارد. شکل (4) منحنی ارتفاع درختان را در ارتفاعات مختلف از سطح دریا نشان می­دهد. بررسی این نمودارها نشان می­دهد که منحنی در ارتفاع 800 -600 متری بالاتر از دو رویش­گاه دیگر قرار دارد و این امر بیان­گر وضعیت بهتر رویش­گاهی این منطقه است.

 

 

                                                       (ب)

 

                                         (الف)

 

(ج)

شکل 3- پراکنش تعداد در طبقات ارتفاعی در پایگاه های اول (الف)، دوم (ب) و سوم (ج)

Figure 3-Distribution in elevation classes of first (a), second (b) and third (c) altitudes

 

 

(ب)

 

(الف)

 

                                                                                                                          (ج)

شکل 4- منحنی ارتفاع درختان در پایگاه های اول (الف)، دوم (ب) و سوم (ج)

Figure 4- Height curve of trees in first (a), second (b) and third (c) altitudes


 


موجودی سرپا (حجم در هکتار): با استفاده از اطلاعات مندرج در جداول توزیع فراوانی قطری و جداول حجم محلی (تاریف) موجودی در هکتار محاسبه گردید. نتایج نشان داد که حجم در هکتار در رابطه با ارتفاع از سطح دریا تغییراتی را نشان می­دهد. به این صورت که پایگاه بالایی مقدار حجم در هکتار بیشتری نسبت به دو پایگاه دارد. آنالیز آماری انجام شده اختلاف معنی­داری را در سطوح 5% و 1% نشان داد (جداول 1 و 2) که این اختلاف نشان می­دهد که پایگاه بالایی بیشترین موجودی را نسبت به دو پایگاه دیگر دارد.

 تقارن تاج: دراین تحقیق مشخص گردید که در منطقه مورد بررسی با افزایش ارتفاع از سطح دریا درصد درختان با تاج متقارن کاهش می­یابد و این کاهش منظم و محسوس می­باشد (شکل 5) به طوری که حداقل درصد درختان متقارن در پایگاه بالایی (5/65%) و حداکثر درختان با تاج متقارن در پایگاه پایینی (3/89%) مشاهده شده است. آنالیز آماری انجام شده (جدول 3) نشان می­دهد که بین پایگاه ها از لحاظ تقارن تاج اختلاف معنی­داری وجود دارد.


 

شکل 5 - وضعیت تقارن تاج در پایگاه های مختلف

Figure 5- Situation of crown symmetry in different altitudes

 

جدول 3-  آنالیز واریانس پارامترهای کیفی

Table 3-ANOVA for qualitative parameters

پایگاه ها

متغیرها

Uمان -  ویتنی

Wویلکوکسون

Z

سطح معنی­داری

پایینی و میانی

تقارن تاج

5/214325

5/454796

02969/4

000/0

چندشاخگی

5/228733

5/453518

833/0

405/0

شاقولی بودن تنه

5/210494

5/435279

5/3

000/0

انحناء درختان

5/213309

5/438094

935/2

003/0

شاخه فرعی

226320

451105

887/0

375/0

سلامت تنه

5/221958

5/462429

977/2

003/0

شادابی تاج

5/224455

5/449240

555/1

120/0

پایینی و بالایی

تقارن تاج

177657

418128

891/10

000/0

چندشاخگی

5/233401

5/473872

590/0

555/0

شاقولی بودن تنه

213954

446175

514/3

000/0

انحناء درختان

5/215168

5/447389

201/3

001/0

شاخه فرعی

220850

451710

182/2

29/0

سلامت تنه

5/226006

5/466477

835/2

005/0

شادابی تاج

210886

442426

28/5

000/0

میانی و بالایی

تقارن تاج

188782

412897

142/7

000/0

چندشاخگی

5/221626

5/445741

573/8

116/0

شاقولی بودن تنه

194122

427025

52/5

000/0

انحناء درختان

5/194129

5/424989

153/5

000/0

شاخه فرعی

220779

453000

094/1

274/0

سلامت تنه

5/227545

5/451660

65/0

948/0

شادابی تاج

5/211769

5/443309

665/3

000/0

 

 


چندشاخگی: با توجه به نتایج بدست آمده مشاهده گردید که با افزایش ارتفاع از سطح دریا درصد درختان با تنه سیلندریک تغییرات منظمی ندارند به طوری که در پایگاه دوم به حداکثر مقدار (7/87%) و در پایگاه سوم به حداقل مقدار خود (86%) رسید (شکل 6). آزمون آماری انجام شده اختلاف معنی­داری را بین پایگاه های مختلف نشان نداده است (جدول 3).


 

شکل 6- وضعیت کیفی تنه از نظر تعداد شاخه در پایگاه های مختلف

Figure 6- Stem qualitative situtaion viewpoint number of branches in different altitudes

 


شاقولی بودن تنه اصلی: نتایج به دست آمده در مورد شاقولی بودن تنه نشان داد که درختان در پایگاه بالایی به حداکثر مقدار (7/63%) و در پایگاه پایینی به حداقل مقدار (7/48%) خود رسیده اند (شکل 7). آزمون آماری صورت گرفته نیز اختلاف معنی­داری را نشان داده است (جدول 3).

 


 

شکل 7- وضعیت شاقولی بودن تنه اصلی در پایگاه های مختلف

Figure 7- Vertical situation of main stem in differernt altitudes

 


انحناء درختان: هیستوگرام (8) نشان می­دهد که درختان بدون انحناء در تنه اصلی در پایگاه سوم به حداکثر مقدار (7/63%) و در پایگاه دوم به حداقل مقدار (7/48%) می رسد و در درختان با انحناء 3/1 اول تنه درخت در پایگاه دوم به حداکثر مقدار (1/31%) و در پایگاه سوم به حداقل مقدار (19/8%) می­رسد و درختان با انحناء 3/1 دوم تنه درخت در پایگاه دوم و سوم اختلاف معنی­داری ندارند و در پایگاه اول به حداقل مقدار (4/9%) می­رسد و درختان با انحناء در 3/1 پایانی تنه اصلی اختلاف معنی­داری بین پایگاه دوم و اول وجود ندارد ولی در پایگاه سوم به حداقل مقدار خود (6/3%) می­رسد. بنابراین به طور کلی می­توان نتیجه گرفت که از لحاظ انحناء تنه اصلی، پایگاه سوم رویش­گاه دارای شرایط نسبتاً مطلوبی می­باشد. آزمون آماری انجام شده نیز تفاوت معنی­داری بین پایگاه ها نشان داده است (جدول 3).


 

 

شکل 8- وضعیت انحناء درتنه اصلی در پایگاه های مختلف

Figure 8-Curvature situation of main stem in different altitudes

 


شاخه فرعی:  نتایج به دست آمده نشان می­دهد که با افزایش ارتفاع از سطح دریا درصد درختان با تنه دارای شاخه فرعی در 2/1 ارتفاع تنه درخت کاهش می­یابد و حداکثر درصد تنه بدون شاخه در پایگاه سوم بوده که به مقدار 2/61 درصد می­رسد و اختلاف معنی­داری بین پایگاه پایینی و میانی وجود ندارد و هم­چنین درصد درختان با بیش از چهار شاخه فرعی در 2/1 ارتفاع درخت در پایگاه بالایی به حداقل مقدار (7/13%) می­رسد (شکل 9). آنالیز آماری صورت گرفته اختلاف معنی­داری را نشان نمی­دهد (جدول 3).


 

 

شکل 9 - وضعیت درصد شاخه­های فرعی در پایگاه های مختلف

Figure 9- Percent tributaries situation in different altitudes

 


سلامت تنه: نتایج به دست آمده نشان داد که با افزایش ارتفاع از سطح دریا این پارامتر تغییرات منظمی را نشان نمی­دهد (شکل 10)، به طوری که حداکثر درصد سلامت تنه در پایگاه اول 94% و حداقل درصد درختان 6/89% می­رسد و به طور کلی می­توان گفت که درصد سلامت تنه اختلاف معنی­داری را بین پایگاه ها نشان نمی­دهد (جدول3).


 

شکل 10 - وضعیت سلامت تنه اصلی در پایگاه های مختلف

Figure 10- Healthy situation of main stem in different altitudes

 


شادابی تاج: در این تحقیق مشخص شد که با افزایش ارتفاع از سطح دریا شادابی تاج افزایش می­یابد، به طوری که بیش­ترین درصد درختان با تاجی شاداب در پایگاه بالایی به 6/89% می رسد و حداقل آن در پایگاه پایینی (2/97%) مشاهده می­شود (شکل 11). بنابراین می­توان نتیجه گرفت که درصد شادابی تاج بین پایگاه های مختلف دارای اختلاف معنی­داری بوده و درختان با ارتفاع از سطح دریا دارای تاجی شاداب تر می­شوند (شکل 11 و جدول 3).


 

شکل 11 -  وضعیت شادابی تاج در پایگاه های مختلف

Figure 11- Situation of crown freshness in different altitudes

 


نتایج خاک­شناسی: برخی از خصوصیات فیزیکی و شیمیایی خاک نیز در منطقه مورد مطالعه، مورد بررسی قرار گرفت (جدول 4).  نتایج حاصل از این بررسی نشان داد که بین خصوصیات خاک در پایگاه های مختلف تفاوت­های معنی­داری وجود ندارد اما بین کربن آلی، مواد آلی، ازت کل و بافت خاک در افق­های مختلف اختلافات معنی­داری مشاهده می­گردد. سایر عوامل مورد بررسی در افق­های خاک اختلاف معنی­داری  را با هم نشان نداده­اند (جداول 5، 6 و7).


 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

بحث

 

      کاج بروسیا از خانواده بزرگ کاج­ها می­باشد که سطح وسیعی را در منطقه مدیترانه و جنوب اروپا و خاورمیانه پوشانده است. این گونه با توجه به رشد سریع خود از جنبه­های اقتصادی، کاربردی و غیره حایز اهمیت است. اغلب رویش­گاه های طبیعی این گونه در مناطق شرقی مدیترانه بوده و بخش اعظمی از کشور ترکیه را در برمی­گیرد (12).  با توجه به استقرار کارخانجات عظیم کاغذ سازی، توسعه صنایع چوبی و سلولزی در کشورمان جا دارد به منظور استفاده بهینه از اراضی مساعد، کشت گونه­های سریع الرشد سوزنی­برگ صنعتی در جنگل­کاری­ها مورد عنایت و توجه خاص قرار گیرد. مسلماً انجام این مهم مستلزم بررسی­ها و تحقیقات گسترده در مقطع کنونی و مقاطع آینده است (6).

      مطالعه کمی و کیفی صورت گرفته بر روی کاج بروسیا در این تحقیق نشان داده است که توزیع قطری و ارتفاعی درختان در منطقه مورد مطالعه متمایل به توزیع نرمال می­باشد، به طوری که میانگین قطر برابر سینه در پایگاه پایینی 40/12، در پایگاه میانی 96/12 و در پایگاه بالایی 42/14 سانتی­متر بوده و میانگین ارتفاعی توده در پایگاه پایینی