بررسی مدل های مدیریت سوانح طبیعی با استفاده از مفاهیم تحلیل مضمون

نوع مقاله: مستخرج از پایان نامه

نویسندگان

1 دانشجوی دکتری، دانشگاه تهران

2 دانشیار، دانشکده محیط زیست، دانشگاه تهران

چکیده

زمینه و هدف: مدل‌های مختلفی برای مدیریت سوانح ارایه شده که با توجه به نقاط ضعف این مدل‌ها، علی‌رغم کارآیی آن‌ها در برخی مکان-ها و تحت شرایط خاص، سوانح طبیعی همچنان چالش اساسی در دستیابی به توسعه پایدار است. هدف از این تحقیق تحلیل مدل‌های مدیریت سوانح می‌باشد تا از آن به مثابه ابزاری نظری در تحلیل شرایط موجود و نیل به وضع مطلوب بهره‌برداری گردد.
روش بررسی: جهت دستیابی به این هدف، رویکرد کیفی و آمیخته‌ای از روش‌های تحلیل مضمونی، طبقه‌بندی و گونه شناسی استفاده شد. در این راستا ابتدا مدل‌های مدیریت سانحه گردآوری شدند. سپس با استفاده از روش تحلیل مضمونی در مرحله نخست یعنی کدگذاری توصیفی، عناصر موجود در هر مدل به عنوان کد، استخراج و سپس از میان کدها، مضامین پایه شناخته شدند. سپس در مرحله کد گذاری تفسیری‏، مضامین پایه در سه دسته طبقه‌بندی شد که آن‌ها را مضامین سازمان دهنده گویند. آخرین مرحله، تعیین مضمون فراگیر است که تمامی مضامین پیش گفته را در بر می‌گیرد.
یافته‌ها و نتایج: مضامین محوری‌ که در مرحله کدگذاری تفسیری به دست آمد عبارتند از مضامین مدیریت عملیات، مدیریت ریسک و ارزیابی خطر. بر اساس ‏تحلیل مضمونی مدل‌ها می‌توان نتیجه گرفت که مدیریت سوانح، سه عنصر اصلی دارد. بنابراین، مدل جامع مدیریت سانحه باید ‏این سه عنصر و مضامین پایه ذیل آن‌ها را دربرگیرد که گونه ایده‌آل یا گونه معیار نامیده می شود. نتایج نشان داد که برخی محققین به مدیریت سانحه، یک بعدی نگریسته‌اند؛ حتی در بعضی از مدل‌های دو بعدی نیز یک بعد غلبه دارد. در حالی که گونه‌شناسی ارایه شده در این تحقیق نشان داد که با توجه به نوع ایده‌آل، مد‏ل جامع باید ‏دربرگیرنده هر سه عنصر اشاره شده باشد. مطابق گونه شناسی ارایه شده، برنامه راهبردی مدیریت سانحه ‌بایستی تحت مدیریتی جامع با در نظرگرفتن کلیه عناصر مرتبط با سوانح اجرایی گردد.

کلیدواژه‌ها

موضوعات


 

 

بررسی مدل های مدیریت سوانح طبیعی با استفاده از مفاهیم تحلیل مضمون

 

 

مهدی نوجوان[1]، اسماعیل صالحی[2]، بابک امیدوار2، شهرزاد فریادی2

 

 

چکیده

زمینه و هدف: مدل­های مختلفی برای مدیریت سوانح ارایه شده که با توجه به نقاط ضعف این مدل­ها، علی­رغم کارآیی آن­ها در برخی مکان­ها و تحت شرایط خاص، سوانح طبیعی همچنان چالش اساسی در دستیابی به توسعه پایدار است. هدف از این تحقیق تحلیل مدل­های مدیریت سوانح می­باشد تا از آن به مثابه ابزاری نظری در تحلیل شرایط موجود و نیل به وضع مطلوب بهره­برداری گردد.  

روش بررسی: جهت دستیابی به این هدف، رویکرد کیفی و آمیخته­ای از روش­های تحلیل مضمونی، طبقه­بندی و گونه شناسی استفاده شد. در این راستا ابتدا مدل­های مدیریت سانحه گردآوری شدند. سپس با استفاده از روش تحلیل مضمونی در مرحله نخست یعنی کدگذاری توصیفی، عناصر موجود در هر مدل به عنوان کد، استخراج و سپس از میان کدها، مضامین پایه شناخته شدند. سپس در مرحله کد گذاری تفسیری‏، مضامین پایه در سه دسته طبقه­بندی شد که آن­ها را مضامین سازمان دهنده گویند. آخرین مرحله، تعیین مضمون فراگیر است که تمامی مضامین پیش گفته را در بر می­گیرد.

یافته­ها و نتایج: مضامین محوری­ که در مرحله کدگذاری تفسیری به دست آمد عبارتند از مضامین مدیریت عملیات، مدیریت ریسک و ارزیابی خطر. بر اساس ‏تحلیل مضمونی مدل­ها می­توان نتیجه گرفت که مدیریت سوانح، سه عنصر اصلی دارد. بنابراین، مدل جامع مدیریت سانحه باید ‏این سه عنصر و مضامین پایه ذیل آن­ها را دربرگیرد که گونه ایده­آل یا گونه معیار نامیده می شود. نتایج نشان داد که برخی محققین به مدیریت سانحه، یک بعدی نگریسته­اند؛ حتی در بعضی از مدل­های دو بعدی نیز یک بعد غلبه دارد. در حالی که گونه­شناسی ارایه شده در این تحقیق نشان داد که با توجه به نوع ایده­آل، مد‏ل جامع باید ‏دربرگیرنده هر سه عنصر اشاره شده باشد. مطابق گونه شناسی ارایه شده، برنامه راهبردی مدیریت سانحه ­بایستی تحت مدیریتی جامع با در نظرگرفتن کلیه عناصر مرتبط با سوانح اجرایی گردد.

 

واژه های کلیدی: برنامه استراتژیک، تحلیل مضمونی، گونه شناسی، مدل مفهومی، مدیریت سوانح.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

The Study of Natural Disaster Management Models using the Concepts of Thematic Analysis

 

 

 

Mehdi Nojavan*[3], Esmail Salehi[4], Babak Omidvar2, Shahrzad Faryadi2

 

 

 

 

Abstract

Background and Objective:Different models have been proposed for disaster management. Considering their weaknesses so far, despite their efficiency in some locations and under certain circumstances, natural disasters are still a fundamental challenge in the way of sustainable development. The purpose of this research is to analyse disaster management models to be used as a theoretical tool in analyzing the current condition and to achieve the desired condition.

Method: To achieve the goals, qualitative approach and combinations of the concepts of thematic analysis, classification and typology are used. In this regard, first, the models of disaster management are collected. In the next stage the themes of each model are extracted and categorized in three phases. In the first phase which is descriptive coding, available elements in each model are extracted as code and the basic themes are recognized. Then, in the phase of interpretive coding, basic themes are classified in three categories which are called organizing themes. The final phase is determination of global or overarching theme which is consisted of all the other mentioned themes.

Finding and Results: Basic themes which were obtained during the interpretive coding are the themes of operations management, risk management and hazard assessment. Based on thematic analysis, it can be concluded that disaster management has three main elements. Therefore, comprehensive model of disaster management should include these three elements and their sub basic themes that is called the ideal or criterion type. Results showed that some scientists have looked at disaster management one-dimensionally. Even in two-dimensional models, one dimension has advantage over the other one. While the proposed typology showed that, considering the ideal type, the comprehensive model should include all the three mentioned elements. According to the ideal type, the strategic plan of disaster management should be performed under a comprehensive management considering all the elements of disasters.

 

Key Words: Conceptual Model, Disaster Management, Strategic Plan, Thematic Analysis, Typology.

 

 

 

 

1- مقدمه

سوانح طبیعی که جزئی از فرآیند زندگی بشر به شمار می روند و هر روز بر تعداد و تنوع آن افزوده می شود، به عنوان چالش اساسی در جهت نیل به توسعه پایدار جوامع انسانی مطرح شده اند (1). از این رو یکی از مشکلات و معضلات محیط­زیستی که بیشتر سکونتگاه­های انسانی بزرگ جهان با آن روبرو هستند معضل سوانح طبیعی و اثرات آنها بر محیط است. در چندین دهه اخیر، افزایشی چشمگیر در تلفات جانی و اقتصادی ناشی از مخاطرات طبیعی و انسان ساخت در سطح جهان قابل مشاهده است. یکی از عوامل مهم و تاثیرگذار در این افزایش، رشد شهرنشینی و مهمتر از همه آنها سکونتگاه­هایی هستند که به طور معمول در معرض بحران ذخایر، بهم ریختگی اجتماعی، ناآرامی و آشوب­های سیاسی، سوانح طبیعی و انسان ساخت در اثر تمرکز بالای جمعیت و پویایی شدید توسعه، قرار داشته­اند (2). با توجه به اینکه در سرتاسر جهان، کشورها به طور فزاینده ای در حال شهری شدن هستند (3)، مطابق با پیش بینی سازمان ملل، احتمال می رود تا سال 2050 حدود 80 درصد جمعیت جهان در شهرها زندگی کنند (4). این مساله به این معنا است که مناطق شهری به مکان اصلی بسیاری از سوانح احتمالی بدل خواهند شد (5). بنابراین برنامه‌ریزی برای سوانح در مناطق شهری باید به عنوان یک راهبرد اصلی و اساسی در کلیه مراحل برنامه‌ریزی شهری، طرح­ها و برنامه‌های توسعه شهری مد نظر باشد (6)، تا در شرایط اضطراری به عنوان برنامه های فعال و در حال توسعه به صورتی امروزی با توجه به پیشرفت های صورت گرفته، به پشتیبانی از شهر مبادرت نموده و روح و کالبد آن را حفظ نماید. لذا آشکار است که پژوهش های کاربردی در امور مربوط به ایمن سازی شهرها در برابر سوانح طبیعی سبب افزایش ابتکارات در طراحی ها و یافتن بهترین سیاست ها خواهد شد (7 و 8). این سیاست ها بایستی با هدف توانمند سازی جامعه برای تاب آوری در برابر مخاطرات انتخاب شوند. در حالیکه طرح ها و برنامه های کاهش مخاطرات سنتی، بر پایداری و مقاوم سازی سیستم های کالبدی تمرکز داشته اند (9). از این رو، امروزه در سطح جهانی، تغییرات چشم­گیری در نگرش به مخاطرات بوجود آمده است؛ به طوری که دیدگاه غالب از تمرکز صرف بر کاهش آسیب پذیری به افزایش تاب آوری در مقابل سوانح تغییر پیدا کرده است. در این پارادایم جدید، تغییر نگاه از واکنش پذیری و تک عاملی (دولت محور) به بازدارندگی و مشارکت است. این پارادایم رویکرد چندرشته ای دارد و برنامه ریزی با جامعه را به برنامه ریزی برای جامعه ترجیح می دهد (10).

با همه این اوصاف در روند تحقیقات صورت گرفته در سالیان اخیر، دلایل متعددی باعث شده است تا مدیران به فراست دریابند که برنامه‌ریزی به شکل سنتی دیگر قادر به حل مشکلات بسیار پیچیده و روز افزون فعالیت‌ها و محیط شدیداً متغیر و متلاطم جهان امروز خصوصا در مجموعه شهرهای بزرگ نخواهد بود (11).

به طور خلاصه مروری بر ادبیات نظریه­های گذشته نشان می­دهد که یک شکاف بزرگ در رویکردهای مدیریت سوانح برای استقرار و تهیه مدل های موثر برای مقابله با سوانح دامنه دار و شدید وجود دارد (12). در نتیجه مباحثه و استدلال برای برنامه­ریزان سانحه جهت تنظیم و اتخاذ یک نظریه برنامه­ریزی، هنگامی که برای سوانح برنامه ریزی می­کنند، توجیه پذیر به نظر می­رسد. اما توجیه پذیری این مساله هنگامی نمود می یابد که ضرورت موضوع به صورت شفاف مشخص گردد. بر همین اساس چهار دلیل عمده برای ضرورت تبیین مدل (نظری) برنامه­ریزی مدیریت سوانح طبیعی می­توان ذکر کرد که عبارتند از (13):

1-      به کمک مدل می­توان روابط پیچیده را به سادگی شناسایی کرد. زیرا مدل روابط بین اجزای اصلی را نشان داده و در شرایط وقوع سانحه که حوادث به گونه­ای زنجیر وار و در زمانی اندک روی می­دهند، این موضوع از اهمیت ویژه­ای برخوردار است؛

2-      در مقایسه با شرایط واقعی، یک مدل مفهومی می­تواند به شناخت بهتر شرایط موجود منجر شود و در نتیجه می­تواند از طریق آسان کردن فرآیند برنامه­ریزی، پروژه­های گسترده مدیریت سانحه را به انجام برساند؛

3-      در دسترس بودن مدل مدیریت سانحه، عنصر اساسی در تعیین میزان وقایع بحرانی است. به عبارت دیگر طراحی مدلی برای مدیریت سانحه، یکی از ارکان اصلی در توصیف حوادث و وقایعی است که در مراحل مختلف چرخه مدیریت بحران روی می­دهند؛

4-      مستند شدن مدل برنامه­ریزی مدیریت سانحه کمک می­کند تا الگویی براساس شناخت تمامی عوامل درگیر پایه­ریزی شود. همچنین، مدل مدیریت سانحه باعث انسجام شده و تلاش­های امدادی و بازیابی را بهبود می­بخشد.

بدین ترتیب، برنامه­ریزی مدیریت سوانح طبیعی به یک نظام قاعده­مند و دارای یک رویکرد و مدل مناسب نیازمند است؛ که تا حد زیادی احتمال پیامدهای منفی بحران را کاهش دهد. روند شکل گیری مدل های مختلف در گستره تاریخی آن گام به گام مورد نقد قرار گرفته و رهیافتی جدید شکل گرفته و هر کدام با توجه به رخدادهای تاریخی مورد ارزیابی و نقد قرار گرفته اند. چیزی که مد نظر می باشد، توجه به این مساله است که الگوهای اخیر صنعت مدیریت بحران مسیری بس طولانی را پیموده و حاصل تجربیات محققین مختلف بوده است. اما از طرفی انتقاداتی بر مدل های شکل گرفته صورت پذیرفته است.

الکساندر[5] معتقد است، رویکردها و مدل­های مربوط به برنامه­ریزی و مدیریت سوانح با توجه به عوامل زیر بهبود و پیشرفت زیادی نداشته­اند. مرگ و میر ناشی از سوانح علیرغم بهبود و پیشرفت روش­های کاهش خطر، کاهش نیافته است. همچنین انتقال فن­آوری در مقیاس بزرگ رخ نداده است و از سویی امدادرسانی در سوانح به میزان کافی با کاهش خطرات و پیشرفت­های اقتصادی ترکیب نشده است (14).

اصغر[6] و همکاران معتقدند مدل­ها و رویکردهای مطرح شده تا کنون، محدودیت­هایی دارند که از آن جمله می­توان به موارد زیر اشاره کرد (15):

-         طراحی بیشتر مدل­ها حول چهار فاز اصلی مدیریت سانحه است که عبارتند از: پیشگیری، کاهش، واکنش و بازیابی؛

-         هیچ مدل و رویکردی وجود ندارد که فعالیت­های عمده و اصلی مدیریت سانحه را در یک چارچوب قرار دهد؛

-         مدل­های ارایه شده، شرایط محیط­زیستی را که ممکن است شدت سانحه را تحت تاثیر قرار دهند در نظر نمی­گیرند. محیط­زیست در این مدل­ها تنها به عنوان گروهی دیگر از سوانح درنظر گرفته می­شود؛

-         برخی از مدل­ها نمی­توانند توصیفی فراگیر از اقدامات مدیریت سانحه در قالب یک الگو ارایه دهند. علاوه براین، ترتیب فعالیت­ها (اگر وجود داشته باشد) منطقی نیست؛

-         ارزیابی و تحلیل اطلاعات و داده­های مربوط به یک سانحه اجزا و عناصر بسیار مهم و ضروری برای کاهش سوانح آینده است. مدل­های موجود توجه چندانی به تحلیل و ارزیابی ندارند.

اما رویکردهای جدید نسبت به بحران آن را پارادوکسی از تهدید و فرصت می دانند (16). سیگر[7] و همکاران معتقدند اصطلاح بحران نوعی حس تهدید، فوریت و ویرانی، آن هم در مقیاس بزرگ (شهری) را به ذهن متبادر می کند و برای یک حادثه غیر معمول به کار می رود که در آن سطح خطر، آسیب و فرصت بسیار بالاست (17). جهت نظم دهی به مدل های موجود، اصغر و همکاران در سال 2006 دسته بندی از انواع مدل های موجود را در ادبیات موضوع ارایه نمودند. ایشان مدل­های متفاوت مدیریت سوانح را به چهار گروه اصلی مدل­های منطقی[8]، یکپارچه[9]، علیتی[10] و سایر مدل­ها طبقه بندی کردند (15).

در مدل­های منطقی، تعریف ساده­‏ای از مراحل و سطوح بحران ارایه شده و به وقایع اساسی و فعالیت­هایی که در مقابله با سوانح انجام می­گیرد، تاکید می­شود. مدل­های یکپارچه، مراحل یک سانحه را بر حسب تکامل تدریجی اقداماتی که در جریان آن سانحه صورت می­گیرد، مانند پروژه­های راهبردی و نظارت، نشان می­دهند. در این مدل­ها، واحدها براساس وقایع و عملیاتی که در جریان سانحه روی می­دهند به یکدیگر مرتبط شده­‏اند. مدل­های علیتی، مدل­هایی هستند که براساس مراحل و سطوح بحران و سانحه طراحی نشده­اند، بلکه در آن­ها به علت­های زمینه­ای سوانح تاکید شده است. آخرین گروه‏، گروهی است که سایر مدل­ها در آن جای می­گیرند و در مقایسه با مدل­های چهار گروه قبلی از اهمیت کمتری برخوردارند.

به طور خلاصه می توان بیان کرد که نویسندگان مختلف مدیریت بحران را یک فرآیند چند مرحله ای متصور شده اند و هر یک به صورتی سعی در ارایه مدلی بر همین اساس بوده اند. مدل های ارایه شده لجام گسیخته و هر یک بر اساس نیازی پای به عرصه مدیریت سانحه نهاده اند به طوری که تحقیقات جامعی در خصوص ساختار مدل های پیش از آن صورت نگرفته است.

لذا هدف از این تحقیق، تحلیل مدل های مدیریت سانحه با استفاده از ابزاری قدرتمند در زمینه علوم اجتماعی تحت عنوان تحلیل مضمون می باشد. در این راستا ابتدا نظریه ها، رویکردها و مدل های مختلف ارایه شده در زمینه سوانح طبیعی بررسی شده و معیارها و پارمترهای مهم و موثر در هر یک از مدل ها شناسایی خواهد شد. سپس با استفاده از روش تحلیل مضمون، گونه (مدل) های ایده­آل مدیریت سانحه تبیین خواهد شد.

‏2- روش تحقیق و فرآیند پژوهش

به منظور تحلیل مدل های مدیریت سانحه که در سطوح مختلف بتوان از آن بهره گرفت استفاده از خردمایه دانش موجود در حوزه مدیریت، مبنای این پژوهش قرار گرفته است. برای غلبه بر پیچیدگی­ها و ناهماهنگی­های مفهومی­ که در بادی امر در میان مدل­ها به چشم می­خورد، رویکرد کیفی و آمیخته­ای از روش­های تحلیل مضمونی، طبقه­بندی و گونه شناسی استفاده شده است. تحلیل مضمونی، راهبرد تقلیل و تحلیل داده­هاست که با آن داده­های کیفی تقسیم­بندی، طبقه­بندی، تلخیص و بازسازی می­شود. تحلیل مضمونی، اصولاً راهبردی توصیفی است که یافتن الگوها و مفاهیم مهم را از درون مجموعه داده­های کیفی تسهیل می­کند (18). تحلیل مضمونی، مهارتی برای کاستن از حجم انبوه داده­ها و مدیریت بر آنها بدون از دست دادن زمینه است که از آن به منظور نزدیک شدن به داده­ها و غوطه­ور شدن در آن­ها و سازمان­دهی و تلخیص و متمرکز نمودن تفسیر استفاده می­شود (19). تحلیل مضمون، صرفاً روش کیفی خاص نیست بلکه فرآیندی است که می تواند در اکثر روش های کیفی به کار رود.

‏طبقه­بندی در تحقیق نیز، بسیار ریشه­دار و زیربنایی است و برای علوم اجتماعی، نقش پایه­ای دارد. طبقه­بندی در ساده­ترین شکل یعنی چینش منظم موجودیت­ها در گروه­ها یا دسته­هایی بر مبنای مشابهت آن­ها با یکدیگر. به زبان آمار، در طبقه­بندی عموماً به دنبال حداقل کردن مغایرت درون­گروهی و حداکثر کردن مغایرت بین گروهی ‏هستیم. بنابراین، هر گروه در درون خودش تا حد امکان، همگون اما با گروه­های دیگر ‏تا حد امکان، ناهمگون و متمایز (بدون هم پوشانی) خواهد بود (20).

گونه­شناسی، نظام پیچیده و مترقی ذخیره و بازیابی اطلاعات است که امکان نظم­دهی، مقایسه و دسته­بندی مصادیق مختلف پدیده مورد مطالعه را بدون از دست دادن غنای محتوایی و تنوع موجود در گونه­ها فراهم می­کند (21). گونه­شناسی­ها عموماً چند بعدی و مفهومی (20) و یکی ازمحبوب­ترین قالب­های نظریه هستند؛ اما اغلب به درستی فهمیده نشده­اند. یکی از دلایل محبوبیت گونه­شناسی­ها این است که چارچوبی ساده برای توصیف پدید‏ه­های پیچیده فراهم می­کنند (22). اگرچه گونه­شناسی، فرآیندی ذهنی و خلاقانه است که روش مشخصی ندارد اما بیلی، شیوه­ای را برای گونه­شناسی طرح کرده است. در این شیوه براساس ویژگی­های ‏نمونه­ای ایده­آل می­توان گونه­شناسی کامل را ایجاد کرد. این فرآیند را که مبتنی بر ‏بسط ابعاد نوع ایده­آل است، تکثیر گویند. در این فرآیند با ضرب ابعاد و ویژگی­های ‏گونه ایده­آل در یک­دیگر و انتخاب ترکیب­های مختلفی از آن­ها، به گونه­های دیگری ‏دست می­یابیم که گونه­های میانی نام دارد. گونه­های میانی هرچند مانند گونه ایده­آل ‏کامل نیستند اما با عرضه همه حالت­های ممکن پدیده، با رویکرد‏ی قیاسی، د‏ر شناخت و تبیین واقعیت آن راه­گشا هستند (20). لذا با توجه به قابلیت روش های اشاره شده در تحلیل مضامین در این تحقیق از این روش ها جهت دستیابی به اهداف مطالعه استفاده شده است.

‏بر اساس روش های ذکر شده، گام اول این پژوهش، گردآوری مدل­های مدیریت سانحه است که با ‏مطالعات کتابخانه­ای و جست­وجو در پایگاه­های اطلاعاتی گوناگون انجام گرفته است. مدل­های مختلفی که از مقالات و کتب گوناگون به دست آمد در نگاه نخست، ‏فاقد انسجام بود. هر مدل از زاویه­ای به مدیریت سانحه می­نگریست و نوعی پراکندگی و آشفتگی بر جمع مدل­ها حاکم بود. بنابراین، ضروری می نمود که برای نیل به فهم بهتر مدیریت، اجزای تشکیل دهنده آن و روابط آن­ها با هم و نیز تفسیر تفاوت میان مدل­های موجود، آن­ها را دسته­بندی کرده و گونه­شناسی­ای از مدل­های ‏مدیریت سانحه عرضه کنیم. چنین تلاشی در ادبیات نظری و مطالعات صورت گرفته توسط اصغر و همکاران در سال 2003 (15) انجام گرفته که مبنای تحقیق قرار گرفت و در ادامه به بسط و توسعه آن پرداخته شد که می توان آن را سهم نظری این تحقیق به شمار آورد. این گونه­شناسی در نقد و بررسی تک­تک مدل­ها، یافتن قوت­ها، ضعف­ها و خلاءهای پژوهشی و نیز دستیابی به مدلی جامع بسیار راه گشا و سودمند است.‏

در گام دوم از فرآیند تحقیق، تحلیل مدل­ها در دستور کار قرار گرفت و بدین منظور از روش تحلیل مضمونی استفاده شد. این مرحله علاوه بر عرضه شبکه ‏مضامین که تصویر کلان و نسبتاً جامعی از عناصر اصلی مدیریت سانحه را در بر دارد، مقدمه­ای است برای گونه شناسی و طبقه­بندی مدل­ها. نتایج کدگذاری توصیفی و تفسیری در جداول 1، 2 و 3 ارایه شده است.

‏گام سوم، گونه­شناسی است. پس از تحیل مدل­ها، مضامین محوری شناسایی شده و از آن­ها به مثابه ساخت­های نظری برای صورت­بندی جدول گونه­ها استفاده می­شود. با ضرب ساخت­های نظری د‏ر یک­دیگر و شناخت ترکیب­های مختلف آن­ها، همه گونه­های ممکن، ایجاد ‏و نام­گذاری می­شود‏. سپس از طریق مقایسه و تطبیق مدل­ها با گونه­ها، مدل ها ‏طبقه­بندی می­شوند (جداول 4 و 5). گام نهایی تحقیق، شناسایی و تبیین گونه ایده­آل می باشد. د‏ر واقع، گونه ایده­آل شناسایی شده، پشتوانه نظری جهت استفاده در مدیریت سانحه خواهد بود. شکل 1 فرآیند انجام تحقیق به منظور ارایه گونه ایده آل مدل مدیریت سانحه را نشان می دهد.

3- چارچوب نظری تحقیق

برای یافتن مدل­های مدیریت سانحه، براساس واژه­های مختلفی شامل چرخه مدیریت سانحه، بحران‏ و ... جست­وجو شد. بیشتر مقالات، اسناد موجود و قابل دسترس مطالعه شد و د‏ر هیچ مقاله یا کتابی، مجموعه جامعی از این مدل­ها یافت نشد به جز تحقیق انجام گرفته توسط اصغر و همکاران در سال 2006 که به دسته بندی مدل ها پرداخته­اند (15) که مبنای مطالعه حاضر نیز قرار گرفت. همانطور که اشاره شد ایشان مدل های مدیریت سانحه را به چهار گروه اصلی مدل­های منطقی، یکپارچه، علیتی و سایر مدل­ها طبقه بندی کردند.

 

 

شکل 1- فرآیند پژوهش به منظور دستیابی به گونه ایده آل مدل مدیریت سانحه

 

اما برخی از مدل ها که با استفاده از تلفیقی از انواع مدل ها ارایه شده اند، در هیچ کدام از گروه های اشاره شده جای نمی گیرند. بنابراین در تحقیق حاضر یک گروه دیگر تحت عنوان مدل های ترکیبی پیشنهاد شده است. این گروه به ترکیبی از مدل های منطقی، یکپارچه و علیتی اشاره دارد. به عنوان مثال در مدل کانی هم از ساختار گروه منطقی و هم یکپارچه استفاده شده است. لذا می توان انواع مدل های مدیریت سوانح را به صورت زیر طبقه بندی کرد (شکل 2).

دسته اول مدل های منطقی می باشند که مدل سنتی[11] مدیریت سوانح یکی از مدل­های منطقی شناخته شده و رایج می­باشد. در این مدل، فرآیند سنتی مدیریت سانحه شامل سه مرحله پیش از وقوع سانحه، مرحله هنگام وقوع سانحه و مرحله پس از وقوع سانحه است. مرحله اول شامل فعالیت­هایی چون پیشگیری، کاهش خطرات و اثرات مخرب سوانح و آمادگی است، در حالیکه مرحله دوم شامل فعالیت­های مرتبط با واکنش و پاسخگویی و مرحله سوم شامل فعالیت­هایی مانند بازیابی، بازسازی و توسعه است (23).

دسته دیگر از مدل­ها، مدل­های یکپارچه می­باشند (شکل 2). یک مدل یکپارچه مدیریت سانحه، ابزاری جهت سازماندهی فعالیت­های مرتبط به منظور تضمین اجرای موثر و اثربخش آن­ها است و چهار مولفه ارزیابی خطر، مدیریت ریسک، کاهش خطر وآمادگی را می­توان برای آن شناسایی کرد.

مدل منیتوبا[12] یکی از مدل­های معروف مدل­های یکپارچه می­باشد. این مدل در مجموع از شش عنصر مستقل تشکیل شده که عبارتند از برنامه­ راهبردی، ارزیابی مخاطرات، مدیریت ریسک، کاهش (خطر)، آمادگی، پایش و ارزیابی. هر عنصر دارای حدودی می­باشد و شامل مجموعه­ای از فعالیت­ها و فرآیندهای مربوطه است (24). مزیت و ویژگی این مدل، برقراری تعادل و توازن بین آمادگی و انعطاف پذیری، به منظور پاسخ مناسب به نیازهای خاص سانحه است. این مدل ارتباط تنگاتنگی میان فعالیت­های مدیریت ریسک و مخاطرات برقرار کرده است. اما در برقراری پیوندی ناگسستنی بین چهار مرحله مدیریت سانحه که عناصر مهمی در فرآیند مدیریت سوانح محسوب می­شوند نا موفق بوده است.

 

 

شکل 2- طبقه­بندی مدل­های مدیریت سوانح (با اقتباس از Asghar et al., 2006)

 

دسته سوم از مدل­ها، مدل­های علیتی هستند. مدل کرانچ[13] یکی از این مدل­ها می­باشد که چارچوبی برای درک علل سانحه ارایه می­کند (23، 25، 26، 27 و 28). این مدل بر پایه این اعتقاد طراحی شده که عواملی وجود دارند که بر میزان آسیب پذیری در برابر سوانح تاثیر گذار هستند. در این مدل، از این عوامل تحت عنوان اجزای در معرض خطر نام برده می­شود مانند جان و مال انسان­ها، محیط­زیست، زیرساخت­ها و ... که این عوامل خود تحت تاثیر شرایط آسیب پذیر هستند. شرایط آسیب پذیر نیز خود نشات گرفته از فشارهای وارده بر پیکره یک جامعه است. در این مدل پیشرفت آسیب پذیری یک جامعه نمایان شده و علل اساسی که منجر به عدم تامین نیازها و خواسته­های مردم می­شوند، شناسایی می­شوند. سپس با تخمین فشارهای دینامیک و شرایط ناامن مدل ادامه می­یابد.

دسته چهارم از مدل های شکل گرفته گروه ترکیبی می باشد که در آن از اجزای گروه های منطقی، یکپارچه و علیتی به منظور ارائه مدل بهره گیری شده است. به عنوان مثال می توان به مدل کانی اشاره نمود که از تلفیق ویژگی های سه گروه اشاره شده ساخته شده است.

و در نهایت گروه پنجم با عنوان سایر گروه ها مورد بررسی قرار می گیرد که در ساختار آن از ویژگی های هیچ از یک گروه های اشاره شده استفاده نشده است. به طور مثال ابراهیم و همکاران در سال 2003، یک مدل جهت نمایش مراحل پیش وضعیت سوانح تکنولوژیکی ارایه کردند (29). جزئیات این مدل توسط شالوف[14] و همکاران در سال 2003 و همچنین ابراهیم و همکاران در سال 2003 مطرح شده است (30 و 31). این مدل از هشت مرحله تشکیل شده است: ١- روی دادن خطا، ٢- انباشت خطاها، ٣- اخطار، ۴-  شکست اصلاحات، ۵- سطوح محتمل الوقوع سانحه، ۶- شروع  حوادث، ٧- مرحله اضطراری و ٨- سانحه.

مدل­های مطرح شده تا کنون، رابطه میان فازهای متفاوت فرآیند مدیریت سانحه را نشان می­دهند. از مطالعه این مدل­ها می­توان نتیجه­گیری کرد که بیشتر آن­ها حول چهار فاز اصلی مدیریت سانحه می­چرخند که عبارتند از: پیشگیری، کاهش، واکنش و پاسخ و بازیابی. چنین مدل­هایی برای پوشش تمامی جوانب دامنه مدیریت سانحه طراحی نشده­اند و محدودیت­هایی دربر دارند. به عبارت دیگر در احصای مدل­های مدیریت سانحه، اجماعی د‏ر میان د‏انشمندان و ‏محققان این حوزه وجود ‏ندارد ‏و هر منبعی به تعداد‏ی از مدل­ها اشاره کرده است. در این مقاله تلاش شده است تا همه مدل­های مناسب، جمع و تحلیل شود. ‏مساله دیگر این مسیر، این بود ‏که حیطه خطر، مدیریت ریسک و مدیریت سانحه در اد‏بیات موضوع ‏از هم تفکیک نشده و به جای هم استفاد‏ه شده است و هر کدام از زاویه ای به موضوع نگریسته است. با این ‏وصف، مدل های مختلف هر کدام بخشی از نیازهای شرایط اضطرار را در نظر گرفته و کمتر مدلی به صورت جامع به تفسیر موضوع پرداخته است. بطور مثال مدل کیمبرلی توجهی صرف به فرآیند عملیاتی سانحه داشته و مدل پاکادا به ارزیابی خطر تمرکز نموده و برخی از مدل ها نظیر مدل باس و همکارانش به فرآیند مدیریت و مدیریت ریسک به صورت ترکیبی پرداخته اند. ‏بنابراین و با در نظر گرفتن قیود ‏پیش گفته، معیارهای طرد ‏و شمول شکل گرفت و مدل­های یافت شده در طول تحقیق در چند مرحله با توجه به این معیارها، پالایش شدند. مدل­هایی که منحصراً به سنجش هر یک از مولفه ها پرداخته بوده اند از همدیگر تفکیک شد. از آن­جا که مقاله، گنجایش طرح و توضیح تک تک مدل­ها به همراه نمای نموداری آنها را ندارد، در این بخش مشخصات کلی آن­ها شامل نام و منبع آن اشاره شده است. نتیجه ‏اولین گام از روش تحلیل مضمونی که همان کد گذاری توصیفی و به عبارت دیگر مضامین اولیه تحقیق است، پس از بررسی عناصر مدل های اشاره شده بدست آمد. بدین ترتیب، عناصر هر مدل، به عنوان مضامین اولیه شناخته شدند. از میان مدل های منطقی، یازده مدل چرخه مدیریت سانحه (سنتی) (32)، مدل مدیریت سانحه (انبساطی – انقباضی) (33)، مدل چهار مرحله ای سانحه کیمبرلی[15] (33)، مدل چهار مرحله ای سانحه توسکالوزا[16] (34)، مدل دایره­ ای سانحه (حلقه ای) (13)، مدل چرخه ای لیچات[17] (35)، مدل پنج مرحله اى میتراف و پیرسون[18] (36)، مدل پلکانی گوپتا[19] (37)، مدل میتراف (38)، مدل دو بخشى مدیریت بحران (39) و ساختار مدل کوه یخ (40) شناسایی و مورد بررسی قرار گرفت. از بین مدل های یکپارچه هفت مدل یکپارچه منیتوبا (24)، مدل چهار مرحله ای (خطی) مک کانکى[20] (41)، مدل یکپارچه ویچسل گارتنر[21](42)، مدل یکپارچه مو و پاتاراناراکول[22] (43)، مدل یکپارچه کاهش آسیب پذیری مک انتایر[23] و همکاران (44)، مدل پیازى (45) و چرخه دمینگ (46) شناسایی و تحلیل شد. سپس مدل های علیتی مورد بررسی قرار گرفتند و چهار مدل علیتی کرانچ (23)، مدل علیتی فشار و رهایی (47)، مدل رسیدگى جامع فینک[24] (48) و مدل شش مرحله ای لیتل جان[25] (49) در این دسته از مدل ها مورد شناسایی و تجزیه و تحلیل قرار گرفت. سپس پنج مدل پیش فعال مدیریت ریسک (50)، چارچوب مدل مدیریت ریسک سانحه (51)، مدل مدیریت ریسک (52 و 53)، مدل چرخی شکل مدیریت بحران (54) و مدل جامع کانی[26] (55) به عنوان مدل های ترکیبی مورد بررسی قرار گرفت. در نهایت نیز از میان سایر مدل ها که در هیچ یک از گروه های اشاره شده قرار نداشتند شش مدل ابراهیم و همکاران (30 و 31)، مدل گنزالس هررو و پرات[27] (56)، مدل فینک (48 و 57)، الگوی واکنشی استاتویل[28] (58)، مدل پاکادا (بتکده) (59) و مدل هشت پا (60) شناسایی و تحلیل شدند.

4- یافته ها و نتایج

‏گام دوم از فرآیند پژوهش، تجزیه و تحلیل مدل­هاست. در این مرحله با استفاده از روشی تحلیل مضمونی سعی شد مضامین هر مدل، استخراج و دسته­بندی شود. این روش، مستلزم طی سه مرحله است. در مرحله نخست یعنی کد گذاری توصیفی، عناصر موجود در هر مدل به عنوان کد، استخراج و سپس از میان کدها، مضامین پایه -که همان ویژگی­های تکراری و متمایز در متن هستند- شناخته شد. سپس در مرحله کد گذاری تفسیری‏، مضامین پایه در سه دسته طبقه­بندی شد که آن­ها را مضامین سازمان دهنده (محوری) گویند. آخرین مرحله، تعیین مضمون فراگیر است که تمامی مضامین پیش گفته را در بر می گیرد (61).

‏مضامین محوری­ که در مرحله کد گذاری تفسیری به دست آمد عبارت است از: ارزیابی خطر، مدیریت ریسک و مدیریت عملیات که به همراه مضامین پایه ذیل آن­ها در جداول 1‏، 2 ‏و 3 ‏به تفصیل ذکر شده­اند.

 

4-1- مولفه های ارزیابی خطر

‏ارزیابی خطر یعنی مجموعه اقدامات مدیریتی اعم از برنامه ریزی و کنترل به منظور کاهش تبعات فعالیت های انسانی خطرزا که منجر به تلفات جانی و خسارات اجتماعی، اقتصادی و محیط زیستی می تواند گردد. با توجه به مفهوم مذکور از میان مدل­های احصاء شده برای مدیریت سانحه، تعدادی از مدل­ها بر عوامل موجود و مفهوم ارزیابی خطر تاکید می­کنند. این عوامل، به طرق مختلف در عملکرد و چرخه بحران تاثیر می­گذارند. در واقع، ریشه عملکرد خوب مدیریت را می­توان در این موارد جست و جو کرد و عملکرد ضعیف را هم می­توان به این عوامل نسبت داد. لذا می­توان گفت که این مدل­ها، بعد چرایی را تبیین می­کنند و در شناخت علل وضع موجود و نیز طراحی وضح مطلوب موثرند؛ زیرا بدون شناخت زمینه­ها و محرک­ها نمی­توان برای تحول و بهبود، تصمیم­گیری و برنامه­ریزی کرد. مجموعه عواملی که در مدل­­ها با عنوان تعیین کننده­ها و یا پیش ران­های ارزیابی خطر آمده است در جدول 1 گردآوری و تعداد تکرار آن­ها در مدل­های مختلف، مشخص شده است.

 

جدول 1- شاخص­های شناسایی شده در رویکردهای ارزیابی خطر

تکرار

مدل ها

مولفه

7

مدل دو بخشی، مدل ویچسل گارتنر، مدل مک انتایر و همکاران، مدل پیازى، مدل کانی، مدل گنزالس هررو و پرات، مدل پاکادا

سنجش در معرض خطر قرار گیری

7

مدل مک انتایر و همکاران، مدل فشار و رهایی، مدل کانی، مدل گنزالس هررو و پرات، مدل رسیدگی جامع فینک، مدل ابراهیم و همکاران، مدل فینک

شناسایی خطر

7

مدل منیتوبا، مدل ویچسل گارتنر، مدل کرانچ، مدل کانی، مدل ابراهیم و همکاران،

مدل گنزالس هررو و پرات، مدل فینک

تحلیل خطر

9

مدل منیتوبا، مدل مک انتایر و همکاران، مدل کرانچ، مدل زیمرمان و کاول، مدل کانی، مدل گنزالس هررو و پرات، مدل ویچسل گارتنر، مدل فشار و رهایی، مدل ابراهیم و همکاران

برآورد آسیب پذیری

4

مدل منیتوبا، مدل مک کانکى، مدل چرخی شکل، مدل کانی

ارزیابی منابع

 

4-2-‏مولفه های مدیریت ریسک

‏ هدف مدیریت ریسک را می توان به طور کلی ارزیابی (جمع آوری، دسته بندی، تجزیه و تحلیل) اطلاعات در رابطه با خطرات به منظور برنامه ریزی و سازماندهی موثر منابع مورد نیاز برای بازسازی و ایجاد تعادل در توان عملیاتی سازمان یا شهر پس از وقوع سانحه دانست (62).

مدیریت ریسک البته رویکرد جدیدی می باشد که در حوزه بحران به تازگی جایگاه مناسبی پیدا کرده و کم کم بر رویکرد سنتی مدیریت بحران چیره گردیده است و در پاره ای موارد نیز هم گام با آن سعی در حل مشکلات و تکمیل سیر پیشرفت موضوع حاضر دارد. مجموعه عواملی که در مدل­های مدیریت سانحه به عنوان نتایج، ابعاد و یا معیارهای مدیریت ریسک احصاء شده است در جدول 2 گردآوری و میزان تکرار آن­ها در مدل­های مختلف ارایه شده است.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 جدول 2- شاخص­های شناسایی شده در رویکردهای مدیریت ریسک

تکرار

مدل ها

مولفه

 

6

مدل دو بخشی، مدل مو و پاتاراناراکول، مدل کرانچ، مدل فشار و رهایی، مدل استاتویل، مدل اختاپوس

زمینه ریسک

 
 
 
 

6

مدل میتراف، مدل دوبخشی، مدل مک کانکی، مدل کرانچ، مدل چرخی شکل، مدل کانی

شناسایی ریسک

 
 
 
 

9

مدل منیتوبا، مدل مک کانکی، مدل ویچسل گارتنر، مدل مو و پاتاراناراکول، مدل چرخه دمینگ، مدل دروازه توسعه استرالیا، مدل یاس و همکاران، مدل کانی، مدل اختاپوس

تحلیل ریسک

 
 
 
 

6

مدل دو بخشی، مدل ویچسل گارتنر، مدل رسیدگى جامع فینک، مدل لیتل جان، مدل کانی، مدل استاتویل

برآورد ریسک

 
 
 
 

11

مدل دو بخشی، مدل منیتوبا، مدل مک کانکی، مدل ویچسل گارتنر، مدل مو و پاتاراناراکول، مدل چرخه دمینگ، مدل رسیدگى جامع فینک، مدل باس و همکاران، مدل استانویل، مدل کانی، مدل فینک

کاهش (کنترل) ریسک

 
 
 
 

2

مدل ویچسل گارتنر، مدل مو و پاتاراناراکول

پایش و اصلاح برنامه کنترل ریسک

 
 
 
 

 

4-3- فرآیند مدیریت عملیات

‏برخی مدل­ها به مراحل مختلفی اشاره ‏کرده­‏اند که باید برای مدیریت سانحه به صورت پی درپی طی کنند. این مدل­ها را در ادبیات مدیریت سانحه، مدل­های فرآیندی می نامند. عناصر فرآیندی این مدل­ها دارای توالی و نظم منطقی­ است که ‏جداسازی آن­ها از هم و اولویت­بندی آن­ها بر اساس میزان تکرار، روح فرآیند و ترتیب مراحل آن را از میان خواهد برد‏. بنابراین با مقایسه مستمر مدل­ها با یکدیگر، مضامین فرآیندی مستخرج از آن­ها با منطقی ترتیبی که از خود ‏مدل­ها اخذ شده، در جدول 3 ارایه شده است.

 

جدول 3- شاخص­های شناسایی شده در رویکردهای مدیریت عملیات

تکرار

مدل ها

مولفه

10

مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل کلی، مدل دو بخشی، مدل کوه یخ، مدل ویچسل گارتنر، مدل دروازه توسعه استرالیا، مدل زیمرمان و کاول، مدل چرخی شکل، مدل کانی

پیشگیری

13

مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل کیمبرلی، مدل توسکالوزا، مدل کلی، مدل منیتوبا، مدل ویچسل گارتنر، مدل دروازه توسعه استرالیا ، مدل باس و همکاران، مدل زیمرمان و کاول، مدل کانی، مدل ابراهیم و همکاران، مدل مو و پاتاراناراکول

کاهش اثر

15

مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل کیمبرلی، مدل توسکالوزا، مدل کلی، مدل میتراف و پیرسون، مدل میتراف، مدل کوه یخ، مدل منیتوبا، مدل ویچسل گارتنر، مدل دروازه توسعه استرالیا ، مدل باس و همکاران، مدل چرخی شکل، مدل مو و پاتاراناراکول، مدل کانی

آمادگی

17

مدل چرخی شکل، مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل کیمبرلی، مدل توسکالوزا، مدل کلی، مدل لیچات، مدل میتراف و پیرسون، مدل گوپتا، مدل دو بخشی، مدل کوه یخ، مدل ویچسل گارتنر، مدل دروازه توسعه استرالیا ، مدل باس و همکاران، مدل زیمرمان و کاول، مدل کانی، مدل مو و پاتاراناراکول

واکنش/پاسخگویی

17

مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل کیمبرلی، مدل توسکالوزا، مدل کلی، مدل میتراف و پیرسون، مدل گوپتا، مدل میتراف، مدل دو بخشی، مدل کوه یخ، مدل ویچسل گارتنر، مدل دروازه توسعه استرالیا ، مدل باس و همکاران، مدل زیمرمان و کاول، مدل چرخی شکل، مدل کانی، مدل مو و پاتاراناراکول

بازیابی[29] (بازسازی[30]/ بازتوانی[31])

8

مدل سنتی، مدل انبساطی و انقباضی، مدل لیچات، مدل میتراف و پیرسون، مدل میتراف، مدل باس و همکاران، مدل چرخی شکل، مدل کانی

یادگیری/ توسعه

 

4-4- شبکه مضامین

‏یکی از ابزارهای تحلیل مضمونی، ترسیم شبکه مضامین است که ساختاردهی و تصویرسازی از مضامین را تسهیل می­کند و هدف از آن، ادراک موضوع یا کشف معنای ‏ایده است (63 و 64). براساس مضامین پایه­ای و سازمان­دهنده (محوری) که از تحلیل مدل­ها به دست آمد، شکل 3 ‏توسعه یافت و شبکه مضامین ترسیم شد.

 

شکل 3- شبکه مضامین مدیریت سانحه

‏ 5- گونه­شناسی مدل­ها

‏همان­گونه که در بیان مساله اشاره شد، تفاوت­ها و برخی تضادهای مدل­های مختلف مدیریت سوانح منجر به پیچیدگی این سازه مفهومی و ایجاد آشفتگی نظری و سردرگمی عملی شده است. بیلی ادعا می­کند که گونه­شناسی خوش ساخت می­تواند ‏در ایجاد نظم در محیط آشوبناک و کاهش پیچیدگی بسیار اثربخش باشد. شاید ‏هیچ ابزار ‏دیگری چنین قدرتی در ساده­سازی زندگی برای دانشمندان علوم اجتماعی نداشته باشد (20).

‏بر اساس ‏تحلیل مضمونی مدل­ها می­توان نتیجه گرفت که مدل مدیریت سانحه دارای سه مولقه یا عنصر اصلی می باشد؛ این عناصر همان مضامین سه گانه سازمان دهنده هستند که عبارتند ‏از: مولفه های ارزیابی خطر، مدیریت ریسک و مدیریت عملیات. بنابراین، مدل جامع مدیریت سانحه باید ‏این سه عنصر را دربرگیرد که آن را گونه ایده­آل گویند. بدین ترتیب با الهام گرفتن از شیوه بیلی در ساخت گونه­شناسی می­توان از وجود یا عدم وجود هر یک از این سه عنصر در کنار یک­دیگر هشت گونه ممکن را شناخت. کامل­ترین گونه، در بردارنده تمامی ویژگی­هاست که بیلی آن را گونه معیار می نامد و ناقص­ترین نوع، فاقد همه ‏ویژگی­هاست. این دو گونه را که در دو سر طیف قرار دارند‏، گونه­های قطبی و سایر ‏خانه­های جدول را گونه­های میانی گویند (20). این گونه­ها به مثابه سبدهای مفهومی­ هستند که مصادیق (مدل­های) مختلف را در خود جای می­دهد. گونه شناسی مدل ها  در جدول 4 ارایه شده است.

 

جدول 4- گونه­شناسی مدل­های مدیریت سانحه (فاز یک)

ارزیابی خطر

مدیریت ریسک

مدیریت عملیات

گونه های ممکن

مدل­ها

وجود: 1

وجود: 1

وجود: 1

1-1-1

 

ایده­آل

مدل دو بخشی، مدل منیتوبا، مدل ویچسل گارتنر، مدل چرخی شکل، مدل کانی

عدم: 0

1-1-0

 دو بعدی

مدل مک کانکی، مدل کرانچ، مدل فشار و رهایی، مدل رسیدگى جامع فینک، مدل باس و همکاران،  مدل فینک

عدم: 0

وجود: 1

1-0-1

دو بعدی

مدل ابراهیم و همکاران

عدم: 0

1-0-0

تک بعدی

مک انتایر و همکاران، مدل پیازى، مدل گنزالس هررو و پرات، مدل پاکادا

عدم: 0

وجود: 1

وجود: 1

0-1-1

دو بعدی

مدل میتراف، مدل مو و پاتاراناراکول، مدل دروازه توسعه استرالیا

عدم: 0

0-1-0

تک بعدی

مدل چرخه دمینگ، مدل لیتل جان، مدل استاتویل، مدل اختاپوس

عدم: 0

وجود: 1

0-0-1

تک بعدی

مدل سنتی، مدل انبساطی- انقباضی، مدلرکیمبرلی، مدل توسکالوزا، مدل کلی، مدل لیچات، مدل میتراف و پیرسون، مدل گوپتا، مدل کوه یخ، مدل زیمرمان و کاول

عدم: 0

0-0-0

هیچ

 

 

بنابراین براساس ترکیب­های مختلف سه مضمون محوری، گونه­شناسی کاملی ‏ساخته شد که 7 ‏گونه را در خود جای می­دهد. بر این اساس، مدل­های مدیریت سانحه را می­توان به سه دسته تقسیم کرد: مدل­های تک بعدی که سه گونه از جدول گونه­شناسی را به خود اختصاص داده­اند و در آن­ها فقط به یکی از عناصر مدیریت جامع سانحه توجه شده است. مدل­های دوبعدی که سه گونه دیگر را تشکیل می­دهند و فراوانی مصداقی بیشتری نسبت به مدل­های تک بعدی دارند و مدل­های سه بعدی که تنها در یک گونه جای گرفته­اند و آن، گونه ایده­آل است. یکی از کارکردهای این گونه­شناسی این است که با جمع کردن همه مدل­ها در کنار هم، امکان مقایسه آن­ها فراهم می­شود.

پس از بررسی مدل های مذکور با توجه به ضرورت مطالعه زیر مولفه های تاثیر گذار مدیریت سانحه در هر کدام از مضامین محوری شناسایی شده، در این بخش به بررسی زیر مولفه ها در بخش گونه ایده آل پرداخته شده است. زیر معیارهای هر کدام از سه مضمون محوری ارزیابی خطر، مدیریت ریسک و مدیریت عملیات در جدول 5 ارایه شده است.

 

جدول 5- گونه­شناسی مدل­های مدیریت سانحه (فاز دو)

انواع مدل ها

مدل های منتخب

ساختار اصلی

ساختار جزئی

مدل دو بخشی

مدل منیتوبا

مدل ویچسل گارتنر

مدل چرخی شکل

مدل کانی

ارزیابی خطر

سنجش در معرض خطر قرار گیری

*

 

*

 

*

شناسایی خطر

 

 

 

 

*

تحلیل خطر

 

*

*

 

*

برآورد آسیب پذیری

 

*

*

 

*

ارزیابی منابع

 

*

 

*

*

مدیریت ریسک

زمینه ریسک

*

 

 

 

 

شناسایی ریسک

*

 

 

*

*

تحلیل ریسک

 

*

*

 

*

برآورد ریسک

*

 

*

 

*

کاهش (کنترل) ریسک

*

*

*

 

*

پایش و اصلاح برنامه کنترل ریسک

 

 

*

 

 

مدیریت عملیات

پیشگیری

*

 

*

*

*

کاهش اثر

 

*

*

 

*

آمادگی

 

*

*

*

*

واکنش/پاسخگویی

*

 

*

*

*

بازیابی (بازسازی/بازتوانی)

*

 

*

*

*

یادگیری/توسعه

 

 

 

*

*

 

با بررسی جداول مذکور می توان اظهار نمود که هر یک از مدل های ارایه شده به بررسی برخی از مولفه ها پرداخته اند که در آن بخشی از مولفه های تاثیر گذار به فراموشی سپرده شده اند. بر همین اساس مطالعات بیانگر این موضوع است که بررسی کاملی برای ارایه مدل های سانحه در گذشته صورت نگرفته است. در مطالعاتی نیز که تقریباً هر سه مضمون محوری ارزیابی خطر، مدیریت ریسک و مدیریت عملیات را در مدل خود وارد کرده اند؛ برخی از زیرمولفه های هر یک از سه مضمون را نادیده گرفته اند.

6- بحث و نتیجه گیری

همانطور که اشاره شد در اکثر مدل های ارایه شده تا کنون به بررسی برخی از مولفه ها پرداخته اند که در آن بخشی از مولفه های تاثیر گذار به فراموشی سپرده شده اند. در مطالعاتی نیز که تقریباً هر سه مضمون محوری ارزیابی خطر، مدیریت ریسک و مدیریت عملیات در مدل در نظر گرفته شده اند؛ برخی از زیرمولفه های هر یک از سه مضمون نادیده گرفته شده اند. مدل های سنتی، انبساطی- انقباضی، کیمبرلی، توسکالوزا، کلی، لیچات، میتراف و پیرسون، کوپتا، کوه یخ، زیمرمان و کاول گونه ای از مدل های تک بعدی هستند که فقط به ابعاد (معیارها و شاخص­های) مدیریت عملیات توجه کرده­اند. از این مدل­ها تنها برای بررسی فرآیند مدیریت می­توان استفاده کرد. مدل­های فرآیندی غالباً دربردارنده نظمی منطقی و مراحلی متوالی هستند که اجرای ناقص یا غفلت از هر یک از آن مراحل، کل فرآیند را با مشکل مواجه می­کند و مانع تحقق هدف نهایی یعنی بهبود عملکرد می­شود. گونه دیگر مدل­های تک بعدی، شامل مدل چرخه دمینگ،  لیتل جان، استاتویل و اختاپوس می باشد که در آن توجه صرف به مدیریت ریسک شده است.

‏گونه سوم مدل­های تک بعدی، عبارتند از مدل­ مک انتایر و همکاران، مدل پیازى، مدل گنزالس هررو و پرات و مدل پاکادا که در آن ارزیابی خطر مد نظر می باشد. شکل گیری این مدل ها ریشه در شناسایی عوامل موثر در آسیب پذیری دارد که موضوع حاضر یکی از مهم ترین بخش های مدیریت می باشد و شناخت و تجزیه تحلیل جامع این بخش در کاهش ریسک و مدیریت بحران نقش مهمی ایفا می کند.

‏در گونه دو بعدی که شامل مضامین ارزیابی خطر و مدیریت عملیات می باشد، تنها مدل، به ابراهیم و همکاران تعلق دارد. البته این مدل نیز در واقع از دو جزء تشکیل شده که یکی در ‏درون دیگری جای گرفته است. مرحله نخست از الگوی 8 مرحله­ای ابراهیم و همکاران، تعیین ‏پیامدها می باشد که در نهایت با ایجاد شرایط اضطرار و سانحه ختم می شود. این مدل جهت نمایش مراحل پیش وضعیت سوانح تکنولوژیکی ارایه شده است. در این مقاله، مدل 8 مرحله ای با الگوی سه مرحله­ای تحقیق، تلفیق و به عنوان مدلی دوبعدی ذکر شده است.

‏ گونه دو بعدی دیگر که شامل مضامین مدیریت ریسک و مدیریت عملیات است مشتمل بر مدل­های میتراف، مو و پاتاراناراکول و دروازه توسعه استرالیا می­باشد. این مدل­ها را می­توان مدل­های مدیریتی عملکردی نامید؛ زیرا بدون اشاره به ارزیابی خطر، فقط به فرآیند و چگونگی مدیریت می پردازند. به عبارتی به نتایج عملکرد به عنوان حلقه آخر مدل و به بخش ارزیابی خطر که تعیین کننده­های این نتایج هستند توجهی نشده است. به طور مثال در مدل میتراف که در سال 2000 عرضه شد بعد عملیاتی مدل مورد توجه بوده و ساختار آن در قالب مدیریت ریسک ارایه شده است و ویژگی خاص این مدل این موضوع می باشد که یک مدل پیش فعال است که اهمیت فراوانی به عنصر یادگیری می دهد.

در مدل­های مک کانکی، کرانچ، فشار و رهایی، رسیدگى جامع فینک، باس و همکاران و فینک توجه در خوری به ارزیابی خطر و مدیریت ریسک شده و از این دو با عنوان توامندسازها و نتایج یاد شده است. در مدل­های مذکور تنها حلقه مفقود از میان سه مولفه اصلی تحقیق، فرآیند یا مدیریت عملیات می باشد که این مدل­ها نیز در این دسته بندی (گونه دو بعدی) قرار می­گیرند.

‏در نهایت، گونه هفتم که گونه معیار (ایده­آل) نام دارد، مدل­های سه بعدی را دربر می­گیرد. این مدل­ها را از این جهت که در بردارنده هر سه دسته از عناصر یعنی ارزیابی خطر، مدیریت ریسک و مدیریت عملیات است می­توان مدل جامع مدیریت سانحه نامید. مدل دوبخشی مدیریت بحران، که هر چند در نمای کلی، با بررسی عواملی نظیر (پیشگیری، واکنش و بازسازی)، مدلی فرآیندی و عملیاتی است، اما در مرحله نخست فرآیند یعنی شناخت خطر با تاکید بر سنجش در معرض قرارگیری یک مدل چند بعدی می باشد و در نهایت نیز به بررسی ابعاد مدیریت ریسک (زمینه ریسک، شناسایی ریسک، برآورد و کاهش آن) پرداخته است.

مدل منیتوبا در ابتدا مدل سه مرحله­ای ساده­ای را عرضه می­کند که به صورت پیوسته سعی در تجمیع مولفه های مدیریت جامع سانحه را دارد. مدل مذکور با بررسی کاهش اثر و آمادگی در حوزه مدیریت عملیات، تحلیل و کنترل ریسک در حوزه مدیریت ریسک و در نهایت تحلیل خطر، برآورد آسیب پذیری و ارزیابی منابع در حوزه تحلیل خطر سعی در ارایه مدلی مناسب دارد. مزیت و ویژگی این مدل، برقراری تعادل و توازن بین آمادگی و انعطاف پذیری، به منظور پاسخ مناسب به نیازهای خاص سانحه است.

هدف کلی مدل ویچسل گارتنر، ارزیابی خسارت احتمالی و برنامه ریزی اقدامات آینده برای کاهش این خسارت می­باشد. این مدل معتقد است که ارزیابی آسیب پذیری به تنهایی مخاطرات طبیعی را کاهش نخواهد داد. بنابراین مهم است که اقدامات انجام شده به طور مداوم مورد بررسی، ارزیابی و بازنگری قرار گیرند. مدل مذکور نیز با بررسی مولفه هایی نظیر سنجش در معرض قرارگیری، تحلیل خطر و برآورد خطر در بخش اول، پایش و اصلاح برنامه، کنترل ریسک، برآورد ریسک و تحلیل آن در بخش دوم، پیشگیری، کاهش اثر، آمادگی، واکنش و بازیابی در بخش سوم، سعی در ارایه مدلی جامع دارد.

مدل چرخی شکل نیز مدلی فرآیندی- عملیاتی محسوب می­شود. اما با بررسی برخی مولفه ها نظیر ارزیابی منابع در حوزه ارزیابی خطر و شناسایی ریسک در بخش مدیریت ریسک می­تواند یک نمونه از مدل­های سه بعدی محسوب گردد.

اما در میان همه مدل­هایی که در این تحقیق به آنها اشاره شد، فقط مدل کانی می­باشد که به صورت جامع­تر و کامل­تری نسبت به بقیه به بررسی مولفه­ها پرداخته است و اکثر مولفه­های مد نظر در تحقیق به جز زمینه ریسک و پایش آن در حوزه مدیریت ریسک را پوشش داده است. کانی برای مدیریت سانحه چرخه­ای ارایه نموده که در نوع خود یکی از کامل­ترین چرخه هایی است که در آن اقدامات مدیریتی و اجرایی که لازم است در سیر یک سانحه انجام گردد لحاظ شده است. در این چرخه نیز مراحل و زیر مرحله های متعددی وجود دارد که تفکیک مرز مشخصی بین آن­ها میسر نیست. ضمن این که گاه بر حسب نوع سانحه، تقدم و تاخر این مراحل تغییر کرده و گاه در بعضی از انواع آن تعدادی از این مراحل وجود ندارد. به عبارتی در ساختار این مدل از ترکیب مدل­های منطقی، یکپارچه و علیتی بهره گیری شده است.

‏با این اوصاف روشن می­شود که برخی صاحب نظران به مدیریت سانحه، تک بعدی نگریسته­اند؛ حتی در بعضی از مدل­های دو بعدی نیز یک بعد غلبه دارد. در حالی که گونه شناسی ارایه شده در این تحقیق نشان می دهد که با توجه به نوع ایده­آل، مد‏ل جامع باید ‏دربرگیرنده هر سه عنصر مذکور باشد.  

به طور خلاصه مدل های مختلفی تاکنون جهت مدیریت سانحه ارایه شده است که هر کدام دارای نقاط قوت و ضعف می باشند. اما از آنجا که ابعاد سانحه در مکان های مختلف، متفاوت است، هر سازمان و بخش باید متناسب با اقتضائات و بر اساس چشم انداز، ماموریت، اهداف کلان و راهبردهای خود، سطح عملکرد و ابعاد خود را تبیین کند و پس از آن به طراحی شاخص­ها و انتخاب مدل همت گمارد. لذا هر سازمان و بخش با توجه به منابع موجود در سطوح مختلف در مدیریت سانحه مبادرت به عمل می آورد و با توجه به عوامل آسیب پذیری اعم از اقتصادی و اجتماعی سعی در کاهش تبعات سانحه در فضاهای مختلف کالبدی و غیره را دارد.

لذا بر اساس نتایج بدست آمده، جهت استفاده از این مدل ها ابتدا باید به سه سوال اصلی پاسخ داده شود که عبارتند از:

-         عوامل محیطی در مدل منتخب چه جایگاهی دارند؟

-         مضامین سه گانه مدیریت سانحه مطابق مدل ایده آل به چه شکلی در مدل منتخب پوشش داده شده است؟

-         جایگاه بازخورد در مدل منتخب چگونه لحاظ شده است؟

 در هر حال با توجه به بررسی های صورت گرفته و مدل ایده آل، عامل محیطی در بخش های مختلف مدل، جایگاه و عاملی لاینفک می باشد و در هر سه سطح آن قابل بررسی می باشد. همچنین مدل های مختلف هر کدام رهیافتی را به منظور مدیریت سانحه ارایه نموده اند به طوری که نقش آن ها در سوانح گذشته مشهود می باشد. حال اینکه توجه صرف هر مدل به یک زمینه خاص، از توجه آن مدل ها به تمامی عوامل موثر در مدیریت جامع و موثر را باز داشته است. همچنین در بیشتر مدل های ارایه شده تا به امروز، جایگاه بازخورد به عنوان یک حلقه مفقود به فراموشی سپرده شده است و کمتر مدلی در زمینه سوانح بر این مساله توجه نموده و آن را یک گزینه موثر در نظر گرفته است. همچنین براساس مدل ایده آل کاملاً واضح می باشد که ارزیابی خطر، پیش نیاز مدیریت ریسک است نه جزئی از آن. بنابراین پیشنهاد می شود در راستای بهبود مدل های موجود، در مرحله اول، به چشم انداز، ماموریت، اهداف و راهبردها توجه شده و با بررسی و تعمق در آن­ها، ابعاد و معیارهای موثر در مدیریت جامع سانحه تعیین گردد. همچنین پیشنهاد می گردد در ادامه مطالعات به بررسی و امکان ارایه مدل دیگری با استفاده از مدل های موجود و تلفیق آن­ها پرداخته شود. به طوریکه این مدل جامع یا ایده­آل، کلیه عناصر و مضامین مدیریت سانحه را پوشش دهد به نحوی که امکان استفاده از این مدل با اعمال تغییراتی در مکان­ها و شرایط مختلف وجود داشته باشد.

منابع

  1. Adger, W.N. and Hodbod, J. (2014). Ecological and social resilience. In Handbook of sustainable development, G. Atkinson, S. Dietz, E. Neumayer, M. Agarwala, eds., Cheltenham, UK., Northampton, MA, USA, Section I, pp. 91-104.    
  2. Kraas, F. (2008). Megacities as Global Risk Areas. In Urban Ecology: An International Perspective on the Interaction Between Humans and Nature, J. M. Marzluff, W. Endlicher, G. Bradley, U. Simon, E. Shulenberger, M. Alberti, C. Ryan and C. ZumBrunnen, eds., Springer, LLC., 233 Spring Street, New York, NY10013, USA, Section V, pp. 583-596. See also URL http://www.springer.com.
  3. Dutta‚ V. (2012). War on the Dream‚ How Land use Dynamics and Peri-urban Growth Characteristics of a Sprawling City Devour the Master Plan and Urban Suitability‚ A Fuzzy Multi criteria Decision Making Approach‚ proceeded In 13th Global Development Conference “Urbanization and Development: Delving Deeper into the Nexus”‚ Budapest‚ Hungary.
  4. Jha, K.‚ Miner‚ W. and Geddes‚ S. (2012). Building urban resilience: principles, tools, and practice. The world Bank‚ pp 155.
  5. León‚ J. and March‚ A. (2014). Urban morphology as a tool for supporting tsunami rapid resilience: A case study of Talcahuano, Chile. Habitat International‚ Vol 43: 250–262.
  6.  جدلی، هلن. (1373). ایمنی مناطق شهری در برابر خطرات زلزله (ارایه ضوابط و راهبردهایی در زمینه برنامه‌ریزی شهری، طراحی شهری، طراحی ساختمان). مجموعه مقالات هشتمین سمینار بین‌المللی پیش‌بینی برای زلزله راهبردهای مقابله با آثار زلزله‌های آینده، مرکز مطالعات مقابله با سوانح طبیعی ایران، صص 382-416.
    1. Chang, S. E. (2014). Infrastructure resilience to disasters. The Bridge, Vol 44: 36-41.
    2.  رضایی، محمدرضا.، سرائی، محمد حسین. و بسطامی نیا، امیر. (1395). تبیین و تحلیل مفهوم تاب آوری و شاخص ها و چارچوب های آن در سوانح طبیعی، فصلنامه دانش پیشگری و مدیریت بحران، دوره 6، شماره 1، صص 32-46.
      1. Laframboise, N. and Acevedo, S. (2014). Man versus Mother Nature. Finance and Development, Vol 51: 44- 47.
      2. رفیعیان، مجتبی. و پارسائیان، عاطفه. (1394). سنجش الگوی فضایی ادراک خطر به تفکیک محله‏ ها در شهر یزد. دو فصلنامه مدیریت بحران، دوره 4، شماره 2، صص 37-46.
      3. برایسون، جان. ام. (1381). برنامه‌ریزی استراتژیک برای سازمان­های دولتی و غیرانتفاعی. ترجمه دکتر عباس منوریان، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی، تهران، ص 384.
        1. Mohapatra, R. (2009). Community Based Planning in Post-Disaster Reconstruction: A Case Study of Tsunami Affected Fishing Communities in Tamil Nadu Coast of India. A thesis presented to the University of Waterloo in fulfillment of the thesis requirement for the degree of Doctor of Philosophy in Planning, Waterloo, Ontario, Canada.
        2. Kelly, C. (1998). Simplifying Disasters: Developing a model for Complex Nonlinear Events. Proceedings of International Conference on Disaster Management: Crisis and Opportunity: Hazard Management and Disaster Preparedness in Australasia and the Pacific Region, Cairns, Queensland, Australia, pp. 25-28.
        3. Alexander, D. (1997). The Study of Natural Disasters, 1977-1997: Some Reflections on a Changing Field of Knowledge. Disasters, Vol 21 (4): 284-304.
        4. Asghar, S., Alahakoon, D., and Churilov, L. (2006). A Comprehensive Conceptual Model for Disaster Management. Journal of Humanitarian Assistance.
        5. Nathan, M. (2000). The Paradoxical Nature of Crisis, Review of Business, Vol 21 (3): 12-16.
        6. Seeger, M., Wayne, S., Lester, U. and Robert, R. (2003). Communication and Organizational Crisis, Westport, Greenwood Publishing Group.
        7. Given, L.M. (2008). The Sage encyclopedia of qualitative research methods, Thousand Oaks, CA, US: SAGE Publications.
        8. Mills, A, J., Durepos, G. and Wiebe, E. (2010). Encyclopedia of case study research, Thousand Oaks, CA, US: SAGE Publications.
        9. Bailey, K.D. (1994). Typologies and taxonomies: An introduction to classification techniques, Sage University papers: Quantitative applications in the social sciences, No. 07-102. Thousand Oaks, CA, US: Sage Publications, Inc.
        10. Rich, P. (1992). The Organizational Taxonomy: Definition and Design, The Academy of Management Review, Vol 17 (4): 758-781.
        11. Doty, D.H. and Glick, H.W. (1994). Typologies as a Unique Form of Theory Building: Toward Improved Understanding and Modeling, The Academy of Management Review, Vol 19 (2): 230-251.
        12. ADPC. (2000). Community Based Disaster Management (CBDM): Trainer's Guide, Module 4: Disaster Management. Asian Disaster Preparedness Center (ADPC). Bangkok, Thailand.
        13. Manitoba-Health-Disaster-Management (2002). Disaster Management Model for the Health Sector: Guideline for Program Development. Version 1.
        14. Bankoff, G. (2001). Rendering the world unsafe: ‘Vulnerability’ as Western Discourse. Proceedings of International Work-Conference on Vulnerability in Disaster Theory and Practice, Wageningen.
        15. Heijmans, A. (2001). Vulnerability: A Matter of Perception. Disaster Management Working Paper 4/2001, Benfield Greig Hazard Research Centre University College of London.
        16. Cannon, T. (2004). At Risk: Natural Hazards, People's Vulnerability and Disasters. Proceedings of the CENAT Conference, Switzerland.
        17. Marcus, O. (2005). A Conceptual Framework for Risk Reduction. World Conference of Disaster Reduction, Kobe, Japan.
        18. Ibrahim, M.S., Fakharu'l-razi, A. and Mustapha, S. (2003). Technological Disaster's Criteria and Models. Disaster Prevention and Management, Vol 12 (4): 305-311.
        19. Shaluf, I., Ahmadun, F., Rashid, S. and Saari, M. (2003). Fire Explosion at Mutual Major Hazard Installations: Review of a case History. Loss Prevention in Process Industries, Vol 16 (2): 149-155.
        20. Ibrahim, M.S., Fakharu'l-razi, A. and Aini, M.S. (2003). A Review of Disaster and Crisis. Disaster Prevention and Management, Vol 12 (1): 24-32.
        21. DPLG-2 (1998). Green Paper on Disaster Management: Chapter 2 and 3. Available: http://www.local.gov.za/DCD/policydocs/gpdm/gpdm2-3.html.
        22. ‏ Kimberly, A. (2003). Disaster Preparedness in Virginia Hospital Center-Arlington after Sept 11, 2001. Disaster Management and Response, Vol 1 (3): 80-86.
        23. Tuscaloosa, EMA. (2003). Tuscaloosa County Emergency Management Cycle. Available: www.tuscoema.org/cycle.html.
        24. Lechat, M. F. (1990). The international decade for natural disaster reduction Background and objectives. Disasters, vol 14 (1): 1-6.
        25. Mitroff, I. and Pearson, C.M. (1993). Crisis Management: A Diagnostic Guide for Improving Your Organization's Crisis-preparedness. Jossey-Bass Publishers, Pp: 139.
        26. Gupta, M. (2010).Afghanistan National Disaster Management Plan. UNDP.
        27. Mitroff, I. (2000). Managing Crises Before They Happen: What Every Executive Needs to Know About Crisis Management. AMACOM Publishers, Pp: 172.
        28. حسینى، حسین. و جدى، مجید. (1385). مدیریت بحران با رویکرد امنیت عمومى. جلد اول، تهران: معاونت آموزش ناجا.
          1. Heinreich, H.W. (1941). Industrial Accident Prevention. New York and London.
          2. Mc Conkey, D. (1987). Planning for Uncertainty. Business Horizons Journal, Vol 30: 40-45.
          3. Weichselgartner, J. (2001). Disaster Mitigation: The Concept of Vulnerability Revisited. Disaster Prevention and Management Vol 10 (2): 85-94.
          4. Moe, T.L. and Pathranarakul, P. (2006). An integrated approach to natural disaster management. Disaster Prevention and Management, Vol 15 (3): 396 – 413.
          5. McEntire, D., Crocker, C. G. and Peters, E. (2010). Addressing vulnerability through an integrated approach. Disaster Resielence in the Built Environment, Vol 1 (1): 50-64.
          6. Mitroff, I., Shrivastava, P. and Udwadia, F. E. (1978). Effective CrisisManagement. Academy of Management Executive Journal, Vol 1 (4): 283-292.
          7. Aguayo, R. (1991). Dr. Deming: The American Who Taught the Japanese about Quality, Fireside. Touchstone Publishers, 304p.
          8. Blaikie, P., Mainka, S. and McNeely, J. (2005). The Indian Ocean Tsunami Reducing Risk and Vulnerability of Future Natural Disasters and Loss of Ecosystem Services. An Information Paper: The World Conservation Union (IUCN), Switerzerland.
          9. Fink, S. (1986). Crisis Management: Planning for the Inevitable. New York: American Management Association.
          10. Littlejohn, R. F. (1983). Crisis Management- A Team Approach, American Management Associations, New York.
          11. Australian Development Gateway. (2008). “The Disaster Risk Management Cycle.” http://www.developmentgateway.com.au/jahia/webdav/site/adg/shared/DRMC_Torqaid.pdf
          12. Baas, S., Ramasamy, S., DePryck, J. D. and Battista, F. (2008). Disaster Risk Management Systems Analysis. A guide book, Rome.
          13. PDMCA. (2013). Badakhshan Provincial Disaster Management Plan, Provincial Disaster Management Committee, Islamic Republic of Afghanistan, National Disaster Management Authority.
          14. Zimmermann, M. and F. Stössel (2011). Disaster Risk Reduction in International Cooperation: Switzerland‘s Contribution to the Protection of Lives and Livelihoods. Swiss Agency for Development and Cooperation, Berne, Switzerland, 23 pp.
          15. روشندل اربطانی، طاهر.، پورعزت، علی اصغر. و قلی­پور، آرین. (1387). تدوین الگوى جامع فراگرد مدیریت بحران با رویکرد نظم و امنیت. فصلنامه دانش انتظامی، سال دهم، شماره دوم، صص: 63-80.
            1. Cuny, F. (1998). Principles of Management: Introduction to Disaster Management. Wisconsin: University of Wisconsin-Madison press.
            2. González-Herrero, A. and Pratt, C.B. (1996). An integrated symmetrical model for crisis-communication management. Journal of Public Relations Research, 8 (2): 79-105.
            3. Penrose, J. M. (2000). The role of perception in crisis planning. Journal of Public Relations Review, vol 26 (2): 155-171.
            4. Statoil. (2013). The in Amenas Attack: Report of the investigation into the terrorist attack on In Amenas. Prepared for Statoil ASA's board of directors. Statoil ASA.
            5. Okada, N. (2004). Urban Diagnosis and Integrated Disaster Risk Management. Journal of Natural Disaster Science, Volume 26 (2): 49-54.
            6. Shi, P., Xu, W., Ye, T., He, C., Wang, J. and Li, N. ‘(2011). Developing Disaster Risk Science, Discussion on the Disaster Reduction Implementation Science, Journal of Natural Disaster Science, Volume 32 (2): 79-88.
            7. King, N. and Horrocks, C. (2010). Interviews in qualitative research. Thousand Oaks, CA, US: SAGE Publications.
            8. Parker, G. (1995). Dimension of risk management: definition and implication for financial service. Risk management problems and solution. Mcgraw hill.369p.
            9. عابدی جعفری، حسن.، تسلیمی، محمد سعید.، فقیهی، ابوالحسن و شیخ­زاده، محمد. (1390). تحلیل مضمون، روشی ساده و کارآمد برای تبیین الگوهای موجود در داده­های کیفی. اندیشه مدیریت راهبردی، سال پنجم، شماره دوم، شماره پیاپی 10، صص 151-198.
              1. Attride-Stirling, J. (2001). Thematic Networks: an analytic tool for qualitative research. Qualitative Research, Vol 1 (3): 385-405.

 



[1] نویسنده مسئول: دانشجوی دکتری برنامه ریزی محیط زیست، دانشکده محیط زیست، دانشگاه تهران؛ 09120182138 (nojavan_mehdi@ut.ac.it)

[2] دانشیار دانشکده محیط زیست، دانشگاه تهران

 

[3] - corresponding author: PhD Student in Environmental Planning, Graduate Faculty of Environment, University of Tehran; +989120182138, nojavan_mehdi@ut.ac.ir

[4] -Associate Professor, Graduate Faculty of Environment, University of Tehran

[5] Alexander

[6] Asghar

[7] Seeger

[8] Logical Models

[9] Integrated Models

[10] Cause Models

[11] Traditional Model

[12] Manitoba

[13] crunch

[14] Shaluf

[15] Kimberly

[16] Tuscaloosa

[17] Lechat

[18] Mitroff and Pearson

[19] Gupta

[20] McConkey

[21] Weichselgartner

[22] Moe and Pathranarakul

[23] McEntire

[24] Fink

[25] Littlejon

[26] Cunny

[27] González-Herrero and Pratt

[28] Statoil

[29] Recovery

[30] Reconstruction

[31] Rehabilitation

  1. development, G. Atkinson, S. Dietz, E. Neumayer, M. Agarwala, eds., Cheltenham, UK., Northampton, MA, USA, Section I, pp. 91-104.    
  2. Kraas, F. (2008). Megacities as Global Risk Areas. In Urban Ecology: An International Perspective on the Interaction Between Humans and Nature, J. M. Marzluff, W. Endlicher, G. Bradley, U. Simon, E. Shulenberger, M. Alberti, C. Ryan and C. ZumBrunnen, eds., Springer, LLC., 233 Spring Street, New York, NY10013, USA, Section V, pp. 583-596. See also URL http://www.springer.com.
  3. Dutta‚ V. (2012). War on the Dream‚ How Land use Dynamics and Peri-urban Growth Characteristics of a Sprawling City Devour the Master Plan and Urban Suitability‚ A Fuzzy Multi criteria Decision Making Approach‚ proceeded In 13th Global Development Conference “Urbanization and Development: Delving Deeper into the Nexus”‚ Budapest‚ Hungary.
  4. Jha, K.‚ Miner‚ W. and Geddes‚ S. (2012). Building urban resilience: principles, tools, and practice. The world Bank‚ pp 155.
  5. León‚ J. and March‚ A. (2014). Urban morphology as a tool for supporting tsunami rapid resilience: A case study of Talcahuano, Chile. Habitat International‚ Vol 43: 250–262.
  6.  جدلی، هلن. (1373). ایمنی مناطق شهری در برابر خطرات زلزله (ارایه ضوابط و راهبردهایی در زمینه برنامه‌ریزی شهری، طراحی شهری، طراحی ساختمان). مجموعه مقالات هشتمین سمینار بین‌المللی پیش‌بینی برای زلزله راهبردهای مقابله با آثار زلزله‌های آینده، مرکز مطالعات مقابله با سوانح طبیعی ایران، صص 382-416.
    1. Chang, S. E. (2014). Infrastructure resilience to disasters. The Bridge, Vol 44: 36-41.
    2.  رضایی، محمدرضا.، سرائی، محمد حسین. و بسطامی نیا، امیر. (1395). تبیین و تحلیل مفهوم تاب آوری و شاخص ها و چارچوب های آن در سوانح طبیعی، فصلنامه دانش پیشگری و مدیریت بحران، دوره 6، شماره 1، صص 32-46.
      1. Laframboise, N. and Acevedo, S. (2014). Man versus Mother Nature. Finance and Development, Vol 51: 44- 47.
      2. رفیعیان، مجتبی. و پارسائیان، عاطفه. (1394). سنجش الگوی فضایی ادراک خطر به تفکیک محله‏ ها در شهر یزد. دو فصلنامه مدیریت بحران، دوره 4، شماره 2، صص 37-46.
      3. برایسون، جان. ام. (1381). برنامه‌ریزی استراتژیک برای سازمان­های دولتی و غیرانتفاعی. ترجمه دکتر عباس منوریان، انتشارات مرکز آموزش مدیریت دولتی، تهران، ص 384.
        1. Mohapatra, R. (2009). Community Based Planning in Post-Disaster Reconstruction: A Case Study of Tsunami Affected Fishing Communities in Tamil Nadu Coast of India. A thesis presented to the University of Waterloo in fulfillment of the thesis requirement for the degree of Doctor of Philosophy in Planning, Waterloo, Ontario, Canada.
        2. Kelly, C. (1998). Simplifying Disasters: Developing a model for Complex Nonlinear Events. Proceedings of International Conference on Disaster Management: Crisis and Opportunity: Hazard Management and Disaster Preparedness in Australasia and the Pacific Region, Cairns, Queensland, Australia, pp. 25-28.
        3. Alexander, D. (1997). The Study of Natural Disasters, 1977-1997: Some Reflections on a Changing Field of Knowledge. Disasters, Vol 21 (4): 284-304.
        4. Asghar, S., Alahakoon, D., and Churilov, L. (2006). A Comprehensive Conceptual Model for Disaster Management. Journal of Humanitarian Assistance.
        5. Nathan, M. (2000). The Paradoxical Nature of Crisis, Review of Business, Vol 21 (3): 12-16.
        6. Seeger, M., Wayne, S., Lester, U. and Robert, R. (2003). Communication and Organizational Crisis, Westport, Greenwood Publishing Group.
        7. Given, L.M. (2008). The Sage encyclopedia of qualitative research methods, Thousand Oaks, CA, US: SAGE Publications.
        8. Mills, A, J., Durepos, G. and Wiebe, E. (2010). Encyclopedia of case study research, Thousand Oaks, CA, US: SAGE Publications.
        9. Bailey, K.D. (1994). Typologies and taxonomies: An introduction to classification techniques, Sage University papers: Quantitative applications in the social sciences, No. 07-102. Thousand Oaks, CA, US: Sage Publications, Inc.
        10. Rich, P. (1992). The Organizational Taxonomy: Definition and Design, The Academy of Management Review, Vol 17 (4): 758-781.
        11. Doty, D.H. and Glick, H.W. (1994). Typologies as a Unique Form of Theory Building: Toward Improved Understanding and Modeling, The Academy of Management Review, Vol 19 (2): 230-251.
        12. ADPC. (2000). Community Based Disaster Management (CBDM): Trainer's Guide, Module 4: Disaster Management. Asian Disaster Preparedness Center (ADPC). Bangkok, Thailand.
        13. Manitoba-Health-Disaster-Management (2002). Disaster Management Model for the Health Sector: Guideline for Program Development. Version 1.
        14. Bankoff, G. (2001). Rendering the world unsafe: ‘Vulnerability’ as Western Discourse. Proceedings of International Work-Conference on Vulnerability in Disaster Theory and Practice, Wageningen.
        15. Heijmans, A. (2001). Vulnerability: A Matter of Perception. Disaster Management Working Paper 4/2001, Benfield Greig Hazard Research Centre University College of London.
        16. Cannon, T. (2004). At Risk: Natural Hazards, People's Vulnerability and Disasters. Proceedings of the CENAT Conference, Switzerland.
        17. Marcus, O. (2005). A Conceptual Framework for Risk Reduction. World Conference of Disaster Reduction, Kobe, Japan.
        18. Ibrahim, M.S., Fakharu'l-razi, A. and Mustapha, S. (2003). Technological Disaster's Criteria and Models. Disaster Prevention and Management, Vol 12 (4): 305-311.
        19. Shaluf, I., Ahmadun, F., Rashid, S. and Saari, M. (2003). Fire Explosion at Mutual Major Hazard Installations: Review of a case History. Loss Prevention in Process Industries, Vol 16 (2): 149-155.
        20. Ibrahim, M.S., Fakharu'l-razi, A. and Aini, M.S. (2003). A Review of Disaster and Crisis. Disaster Prevention and Management, Vol 12 (1): 24-32.
        21. DPLG-2 (1998). Green Paper on Disaster Management: Chapter 2 and 3. Available: http://www.local.gov.za/DCD/policydocs/gpdm/gpdm2-3.html.
        22. ‏ Kimberly, A. (2003). Disaster Preparedness in Virginia Hospital Center-Arlington after Sept 11, 2001. Disaster Management and Response, Vol 1 (3): 80-86.
        23. Tuscaloosa, EMA. (2003). Tuscaloosa County Emergency Management Cycle. Available: www.tuscoema.org/cycle.html.
        24. Lechat, M. F. (1990). The international decade for natural disaster reduction Background and objectives. Disasters, vol 14 (1): 1-6.
        25. Mitroff, I. and Pearson, C.M. (1993). Crisis Management: A Diagnostic Guide for Improving Your Organization's Crisis-preparedness. Jossey-Bass Publishers, Pp: 139.
        26. Gupta, M. (2010).Afghanistan National Disaster Management Plan. UNDP.
        27. Mitroff, I. (2000). Managing Crises Before They Happen: What Every Executive Needs to Know About Crisis Management. AMACOM Publishers, Pp: 172.
        28. حسینى، حسین. و جدى، مجید. (1385). مدیریت بحران با رویکرد امنیت عمومى. جلد اول، تهران: معاونت آموزش ناجا.
          1. Heinreich, H.W. (1941). Industrial Accident Prevention. New York and London.
          2. Mc Conkey, D. (1987). Planning for Uncertainty. Business Horizons Journal, Vol 30: 40-45.
          3. Weichselgartner, J. (2001). Disaster Mitigation: The Concept of Vulnerability Revisited. Disaster Prevention and Management Vol 10 (2): 85-94.
          4. Moe, T.L. and Pathranarakul, P. (2006). An integrated approach to natural disaster management. Disaster Prevention and Management, Vol 15 (3): 396 – 413.
          5. McEntire, D., Crocker, C. G. and Peters, E. (2010). Addressing vulnerability through an integrated approach. Disaster Resielence in the Built Environment, Vol 1 (1): 50-64.
          6. Mitroff, I., Shrivastava, P. and Udwadia, F. E. (1978). Effective CrisisManagement. Academy of Management Executive Journal, Vol 1 (4): 283-292.
          7. Aguayo, R. (1991). Dr. Deming: The American Who Taught the Japanese about Quality, Fireside. Touchstone Publishers, 304p.
          8. Blaikie, P., Mainka, S. and McNeely, J. (2005). The Indian Ocean Tsunami Reducing Risk and Vulnerability of Future Natural Disasters and Loss of Ecosystem Services. An Information Paper: The World Conservation Union (IUCN), Switerzerland.
          9. Fink, S. (1986). Crisis Management: Planning for the Inevitable. New York: American Management Association.
          10. Littlejohn, R. F. (1983). Crisis Management- A Team Approach, American Management Associations, New York.
          11. Australian Development Gateway. (2008). “The Disaster Risk Management Cycle.” http://www.developmentgateway.com.au/jahia/webdav/site/adg/shared/DRMC_Torqaid.pdf
          12. Baas, S., Ramasamy, S., DePryck, J. D. and Battista, F. (2008). Disaster Risk Management Systems Analysis. A guide book, Rome.
          13. PDMCA. (2013). Badakhshan Provincial Disaster Management Plan, Provincial Disaster Management Committee, Islamic Republic of Afghanistan, National Disaster Management Authority.
          14. Zimmermann, M. and F. Stössel (2011). Disaster Risk Reduction in International Cooperation: Switzerland‘s Contribution to the Protection of Lives and Livelihoods. Swiss Agency for Development and Cooperation, Berne, Switzerland, 23 pp.
          15. روشندل اربطانی، طاهر.، پورعزت، علی اصغر. و قلی­پور، آرین. (1387). تدوین الگوى جامع فراگرد مدیریت بحران با رویکرد نظم و امنیت. فصلنامه دانش انتظامی، سال دهم، شماره دوم، صص: 63-80.
            1. Cuny, F. (1998). Principles of Management: Introduction to Disaster Management. Wisconsin: University of Wisconsin-Madison press.
            2. González-Herrero, A. and Pratt, C.B. (1996). An integrated symmetrical model for crisis-communication management. Journal of Public Relations Research, 8 (2): 79-105.
            3. Penrose, J. M. (2000). The role of perception in crisis planning. Journal of Public Relations Review, vol 26 (2): 155-171.
            4. Statoil. (2013). The in Amenas Attack: Report of the investigation into the terrorist attack on In Amenas. Prepared for Statoil ASA's board of directors. Statoil ASA.
            5. Okada, N. (2004). Urban Diagnosis and Integrated Disaster Risk Management. Journal of Natural Disaster Science, Volume 26 (2): 49-54.
            6. Shi, P., Xu, W., Ye, T., He, C., Wang, J. and Li, N. ‘(2011). Developing Disaster Risk Science, Discussion on the Disaster Reduction Implementation Science, Journal of Natural Disaster Science, Volume 32 (2): 79-88.
            7. King, N. and Horrocks, C. (2010). Interviews in qualitative research. Thousand Oaks, CA, US: SAGE Publications.
            8. Parker, G. (1995). Dimension of risk management: definition and implication for financial service. Risk management problems and solution. Mcgraw hill.369p.
            9. عابدی جعفری، حسن.، تسلیمی، محمد سعید.، فقیهی، ابوالحسن و شیخ­زاده، محمد. (1390). تحلیل مضمون، روشی ساده و کارآمد برای تبیین الگوهای موجود در داده­های کیفی. اندیشه مدیریت راهبردی، سال پنجم، شماره دوم، شماره پیاپی 10، صص 151-198.
              1. Attride-Stirling, J. (2001). Thematic Networks: an analytic tool for qualitative research. Qualitative Research, Vol 1 (3): 385-405.