حذف یارانه سوخت و کاهش آلودگی هوا در مشهد (با استفاده از مدل تعادل عمومی قابل محاسبه)

نوع مقاله: مقاله پژوهشی

نویسندگان

1 مسوول مکاتبات):دانش آموخته کارشناسی ارشد اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران.

2 استاد گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران.

3 دانشیار گروه عمران، دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران.

4 استادیارگروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی قزوین، ایران.

5 استاد گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد ، ایران.

چکیده

زمینه و هدف: آلودگی هوای شهری یکی از بزرگ­ترین پیامد­های شهرنشینی می­باشد که در نتیجه آن هر روز بر تعداد افرادی که بر اثر ناراحتی­های تنفسی، قلبی و ریوی، جان خود را از دست می­دهند، افزوده می­شود. شهر مشهد از جمله کلان شهر­های ایران است که مانند سایر کلان شهرها مبتلا به شرایط و مسائل خاص خود می­باشد. این شهر به دلیل کثرت آلایند­ه­ها و منابع آلوده­کننده هوا در ردیف هفتم شهر­های آلوده کشور قرار دارد. هدف اصلی این مطالعه بررسی اثرات حذف یارانه سوخت­های فسیلی بر تقاضای سوخت، رفاه و آلودگی هوا در مشهد می­باشد.
 روش بررسی: با استفاده از جدول داده- ستانده استان خراسان رضوی، اهداف مطالعه در قالب مدل تعادل عمومی قابل محاسبه مورد بررسی قرار گرفته است و در چهار سناریوی حذف یکباره، در مدت 3 و 5 سال و در 11 نرخ مالیاتی نتایج مورد ارزیابی قرارگرفت.
یافته ها: نتایج به دست آمده حاکی از آن است­که با حذف یارانه سوخت­های فسیلی، تقاضای واسطه­ای و مصرفی سوخت­های فسیلی کاهش می­یابد. حذف یکباره یارانه سوخت، تقاضای داخلی گاز را 3/197 درصد و تقاضای داخلی فرآورده­های نفتی را 3/157 درصد کاهش می­دهد. و میزان آلودگی­های ناشی از CO2، SO2، NOX، CO، CH و  SPMبه ترتیب حدود 9/169درصد، 8/151 درصد و 9/158 درصد، 7/169 درصد، 4/205 درصد و 154 درصد کاهش می­یابد.
نتیجه گیری در همه سناریو­ها با لحاظ اثر مثبت کاهش آلودگی، تغییرات رفاه مثبت بوده است. ولی بالاترین نرخ رشد رفاه با درنظرگرفتن اثرات زیست­محیطی،  نرخ حذف 15 درصد می­باشد.  

کلیدواژه‌ها


 

 

 

 

 

علوم و تکنولوژی محیط زیست، دوره هجدهم، ویژه نامه شماره2، پاییز 1395

 

حذف یارانه سوخت و کاهش آلودگی هوا در مشهد

 (با استفاده از مدل تعادل عمومی قابل محاسبه)

 

مریم مقیمی [1]*

moghimi.maryam09@gmail.com

ناصر شاهنوشی [2]

شهناز دانش[3]

بیت ا... اکبری مقدم [4]

محمود دانشور[5]

تاریخ دریافت:10/10/89

تاریخ پذیرش:11/05/90

 

چکیده

زمینه و هدف: آلودگی هوای شهری یکی از بزرگ­ترین پیامد­های شهرنشینی می­باشد که در نتیجه آن هر روز بر تعداد افرادی که بر اثر ناراحتی­های تنفسی، قلبی و ریوی، جان خود را از دست می­دهند، افزوده می­شود. شهر مشهد از جمله کلان شهر­های ایران است که مانند سایر کلان شهرها مبتلا به شرایط و مسائل خاص خود می­باشد. این شهر به دلیل کثرت آلایند­ه­ها و منابع آلوده­کننده هوا در ردیف هفتم شهر­های آلوده کشور قرار دارد. هدف اصلی این مطالعه بررسی اثرات حذف یارانه سوخت­های فسیلی بر تقاضای سوخت، رفاه و آلودگی هوا در مشهد می­باشد.

 روش بررسی: با استفاده از جدول داده- ستانده استان خراسان رضوی، اهداف مطالعه در قالب مدل تعادل عمومی قابل محاسبه مورد بررسی قرار گرفته است و در چهار سناریوی حذف یکباره، در مدت 3 و 5 سال و در 11 نرخ مالیاتی نتایج مورد ارزیابی قرارگرفت.

یافته ها: نتایج به دست آمده حاکی از آن است­که با حذف یارانه سوخت­های فسیلی، تقاضای واسطه­ای و مصرفی سوخت­های فسیلی کاهش می­یابد. حذف یکباره یارانه سوخت، تقاضای داخلی گاز را 3/197 درصد و تقاضای داخلی فرآورده­های نفتی را 3/157 درصد کاهش می­دهد. و میزان آلودگی­های ناشی از CO2، SO2، NOX، CO، CH و  SPMبه ترتیب حدود 9/169درصد، 8/151 درصد و 9/158 درصد، 7/169 درصد، 4/205 درصد و 154 درصد کاهش می­یابد.

نتیجه گیری در همه سناریو­ها با لحاظ اثر مثبت کاهش آلودگی، تغییرات رفاه مثبت بوده است. ولی بالاترین نرخ رشد رفاه با درنظرگرفتن اثرات زیست­محیطی،  نرخ حذف 15 درصد می­باشد. 

واژه­های کلیدی: یارانه سوخت، آلودگی هوا، مدل تعادل عمومی قابل محاسبه، مشهد.

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

J.Env. Sci. Tech., Vol 18, Special No.2, Autumn 2016

 

 

 

 

 


Elimination of Subsidy on Fossil Fuels and Reduction of Air Pollution in Mashhad

(Using the Computable General Equilibrium Model)

 

Maryam Moghimi [6]*

moghimi.maryam09@gmail.com

Naser Shahnoushi [7]

Shahnaz Danesh [8]

Bitollah Akbar Moghadam [9]

Mahmoud Daneshvar [10]

 

Abstract

Nowadays, one of the most important subjects concerning environmental quality is urban renewal and air pollution. Therefore, governments should strive to take various policies and programs to overcome the environmental problems including air pollution or negative effects of human functions on environment. This study uses an input-output table of the Khorasan-Razavi province in 2001 and amount of pollutants and greenhouse gas emissions to survey the welfare and environmental effects on decline of subsidy on fossil fuels. For this purpose, using MCP and GAMS software, welfare changes with and without environmental impact, changes in demand for fossil fuels and changes in pollutants for 4 scenarios have been studied. Results showed that the elimination of subsidy on fossil fuels would reduce the demand for fossil fuels as an intermediate input and final good. If the environmental effects are considered, in the all scenarios, the welfare changes will be positive and the welfare will increase with the omitting rate increase. The highest growth rate of welfare is obtained to be15%.

Keywords: Subsidy on fossil fuels, Emission, CGE, Mashhad.

 

مقدمه

 

آلودگی هوای شهری یکی از بزرگ­ترین پیامد­های شهرنشینی می­باشد که در نتیجه آن هر روز بر تعداد افرادی که بر اثر ناراحتی­های تنفسی، قلبی و ریوی، جان خود را از دست می­دهند، افزوده می­شود. شهر مشهد از جمله کلان شهر­های ایران است که مانند سایر کلان شهرها مبتلا به شرایط و مسائل خاص خود می­باشد. این شهر به دلیل کثرت آلایند­ه­ها و منابع آلوده­کننده هوا در ردیف هفتم شهر­های آلوده کشور قرار دارد (1). از طرفی بخش انرژی یکی از زیربناهای توسعه هرکشور بشمار می­آید. این بخش از مرحله تولید تا مصرف، موجب نشر بسیاری از آلاینده­های زیست­محیطی می­گردد. در مراحل اکتشاف، استخراج، بهره برداری، انتقال، تبدیل، توزیع و مصرف حامل­های محتلف انرژی انواع آلودگی­های آب، خاک، هوا و صدا تولید می­شود که هریک دارای اثرات خاص خود بر روی انسان و محیط زیست می­باشد. اما مهمترین آلودگی بخش انرژی مربوط به آلودگی هوا در اثر احتراق سوختهای فسیلی می­باشد (2).

سوخت­های فسیلی یکی از نهاده های مهم مصرفی در بخش ­های تولیدی است که در ایران با قیمت بسیار پایین­تر از قیمت جهانی در اختیار تولیدکنندگان و مصرف­کنندگان قرار می­گیرد و سهم زیادی از یارانه پرداختی را به خود اختصاص می دهد. باتوجه به قیمت بسیار پایین سوخت و مصرف بالای آن و متعاقباً افزایش رو به رشد آلودگی هوا و از آنجایی­که پرداخت یارانه­ها هزینه سنگینی بر اقتصاد کشورها وارد می­کند، لذا بیشتر کشورها به دنبال حذف یا اصلاح سیستم یارانه و هدفمندکردن آن می­باشند. با توجه به اهمیت موضوع، در این مطالعه تلاش شده است تا با بررسی یارانه­های فعلی سوخت، اثرات حذف یارانه سوخت بر آلاینده­های هوا بررسی و ارزیابی شود.

در سه دهه اخیر چالش­های مرتبط با انرژی و محیط زیست موجب مطالعات گسترده اقتصاددانان در تحلیل و ارزیابی آن، همچنین توجه ویژه برنامه ریزان به انرژی به عنوان نماد سرمایه طبیعی شده است. عاملی که از یک سو بر انباشت سرمایه مادی می­افزاید و از سوی دیگر، موجب کاهش سرمایه طبیعی می­شود (انرژی­های تجدید ناشدنی). با این اهمیت مباحث انرژی به صورت خاص در برنامه ریزی­های کلان و مدلهای بزرگ اقتصاد وارد شده است. پژوهش­های اولیه انرژی و اقتصاد، به خصوص در آمریکا بر اساس تئوری­های اقتصاد خرد انجام گرفته است. سامان دهی یارانه انرژی در ایران نیز مورد توجه بوده و تحقیقات فراوانی در این زمینه انجام گرفته است که برخی از آن­ها عبارتند از:

مطالعه­ی کدخدازاده (1376)، که به تعیین قیمت مناسب حامل­های انرژی در ایران و آثار آن بر شاخص­های اقتصاد کلان پرداخته است (3). در مطالعه­ای دیگر مرکز مطالعات انرژی (1381)، کارایی انرژی در ایران و در کشورهای در حال توسعه را مورد مطالعه قرار داده اند (4). اصلاح سیاست قیمت­گذاری فرآورده های نفتی کشور عنوان مطالعه­ی مرکز مطالعات بین المللی وزارت نفت (1382) می­باشد (5). بزرگزاده (1376) نیز در مطالعه­ای به حذف یارانه حامل­های انرژی و آثار آن بر دهک­های هزینه در بخش خانگی شهری پرداخته است (6)..

اوری و بوید (1997)، به منظور ارزیابی اثرات اقتصادی افزایش قیمت حامل­های انرژی در مکزیک، تاثیر افزایش قیمت بنزین و برق را در اقتصاد مکزیک با استفاده از یک مدل تعادل عمومی قابل محاسبه، مورد بررسی قرار دادند. نتیجه مطالعه مذکور حاکی از آن است که افزایش قیمت، سبب کاهش مصرف انرژی، کاهش اثرات مخرب زیست محیطی و در نهایت، افزایش دریافتهای دولت می­شود که می­توان بخشی از آن را برای بازپرداخت بدهی­های خارجی و تعدیل آن بکار گرفت (7).

برومینت و تالپسی (2000)، در مطالعه­ای به منظور بررسی اثر تورمی قیمت­های نفت خام در ترکیه و با استفاده از جدول داده – ستانده، اثر ناشی از شوک­های قیمت نفت را بر سطح عمومی قیمت­ها بررسی کردند و چنین نتیجه گرفتند که 20 درصد افزایش قیمت نفت خام، باعث افزایش 08/1 درصدی در سطح عمومی قیمت­ها می­شود. علت این امر ناشی از کم بودن سهم نفت در تولیدات صنعتی ترکیه قلمداد شده است (8).

دابو (2003)، در پژوهشی با هدف ارزیابی اثرات یارانه انرژی بر روی مصرف و عرضه انرژی در کشور زیمبابوه، اثرات پرداخت یارانه حامل­های انرژی مانند نفت سفید، برق و سوخت چوب را بررسی نمود. نتایج این بررسی حاکی از آن است که هزینه های انرژی مصرفی خانوارهایی که از سوخت چوب همراه با نفت سفید استفاده می­کنند، به مقدار 8/20 درصد بیش­تر از خانوارهایی است که از برق (با قیمت یارانه­ای) استفاده می­کنند. همچنین یارانه ماهیانه برای طبقات مختلف خانوارهای زیمبابوه برابر 8/1816 میلیون دلار در سال است که از این مبلغ، فقط 3/7% به خانوارهای نیازمند می­رسد و بقیه یعنی 7/92 درصد به افراد غیر نیازمند اختصاص می­یابد (9).

باستانزاد (1377)، در مطالعه­ای به مقایسه کارکرد روش­های داده – ستانده و مدل­های تعادل عمومی در بررسی اثر تورمی تغییر قیمت حامل­های انرژی مانند گازطبیعی، برق و فرآورده های نفتی بر شاخص بهای تولیدات هریک از بخش­های اقتصاد از طریق مدل داده – ستانده و مدل تعادل عمومی طی دوره 1374- 1378 پرداخت و چنین نتیجه گرفت که بخش­های آب و برق به علت ترکیب هزینه­ای نهاده های ورودی و سهم بالای حاملهای انرژی، در مجموع هزینه­های واسطه­ای آن بیشترین تاثیر را پذیرفته اند. اما بخش­های کشاورزی و فرآورده­های نفتی از یک سو به علت سهم هزینه­ای محدود حاملهای انرژی در ترکیب نهاده­های ورودی آنها و تاثیرپذیری از بخش­هایی که اثر مستقیم کمتری از تغییرات قیمت حامل­های انرژی می­پذیرند، تاثیر کمتری را پذیرفته اند. همچنین بخش برق به علت ترکیب هزینه ای نهاده آن، بالاترین نرخ تورم را دارد و با متوسط رشد سالانه 23 درصد، دارای بیشترین رشد هزینه می­باشد. سایر بخش­ها نیز بین 16 تا 18 درصد رشد از خود نشان می­دهد (10).

جنسن و تار (2002)، سیاست­های تجاری، افزایش نرخ ارز و سیاست­های انرژی ایران را در یک مدل تعادل عمومی مطالعه نمودند و به این نتیجه رسیدند که اصلاح اخلال در این سه بازار، منافع بزرگی به همراه داشته و این منافع درآمد مصرف­کنندگان را 50 درصد افزایش می­دهد. 7 درصد این منافع در اثر اصلاحات تجاری، 7 درصد به دلیل اصلاح نرخ ارز و 36 درصد در اثر اصلاح قیمت حامل­های انرژی به دست می­آید. به علاوه اتخاذ سیاست­های مناسب هدفمند کردن یارانه کالاها می­تواند آثار منفی اصلاح قیمت­ها را بر فقرا کاهش دهد. در صورتیکه منافع به دست آمده به صورت پرداخت های مستقیم درآمدی در اختیار همه خانوارها قرار گیرد، تأثیر بزرگی بر افزایش درآمد خانوارهای فقیر در مقایسه با وضع فعلی دارد و فقیرترین خانوارهای روستایی و شهری به ترتیب 290 و 140 درصد بر درآمدشان افزوده می­شود (11).

کرباسی و همکاران (1383)، درمطالعه­ای به برآورد میزان انتشار آلاینده­های هوا ناشی شده از مصرف سوخت­های فسیلی در صنایع مختلف کشور پرداختند. نتایج مطالعه آنها نشان می­دهد بیشترین آلودگی منتشره مربوط به صنایع محصولات کانی غیر فلزی به جز نفت و زغال سنگ بوده و در میان استان­ها، استان تهران بیشترین آلودگی را به خود اختصاص داده است. بهترین راه حل پیشنهادی آنها برای کاهش این آلودگی استفاده از انرژی­های پاک است که در مقایسه با سوخت­های فسیلی، مقدار ناچیزی از آلودگی را ایجاد می­نمایند. اما استفاده از انرژی­های پاک به خصوص برای کشور ما به زمان و سرمایه­گذاری زیادی نیاز خواهد داشت و به همین جهت استفاده از گاز طبیعی را که نسبت به سایر سوخت­های فسیلی مواد آلاینده کمتری ایجاد می­نماید توصیه کرده­اند (12).

در این مطالعه به دلیل اینکه مهمترین آلودگی بخش انرژی و سوخت مربوط به آلودگی هوا می­باشد. هدف اصلی بررسی اثرات حذف یارانه سوخت­های فسیلی بر تقاضای سوخت، رفاه و آلودگی هوا در مشهد با استفاده از مدل تعادل عمومی محاسباتی است.

روش­ بررسی

امروزه مدل­های تعادل عمومی برای تحلیل دامنه گسترده­ای از مسائل اقتصادی در کشورهای توسعه یافته یا در حال توسعه تدوین می­شود، این مدل­ها بسیار انعطاف پذیر بوده و با در نظرگرفتن قانون والراس در بازارها، توانایی زیادی برای در برگرفتن مباحث مختلف اقتصادی دارند. مزیت بزرگ این مدل این است که به اقتصاددانان اجازه می­دهد اثرات تغییرات سیاستی و یا عوامل برون­زا را در چارچوب سیستمی که با تمام بخشهای اقتصادی و کل جهان در ارتباط است، بررسی و تحلیل کنند. در بین مدل­های حل عددی، مدلهای تعادل عمومی قابل محاسبه به طور گسترده­ای توسط سازمانهای ملی و بین المللی برای تحلیل سیاستهای اقتصادی در سطوح بخشی و کل اقتصاد مورد استفاده قرار می­گیرند. مزیت اصلی مدل­های تعادل عمومی قابل محاسبه این است که عکس العمل­های متقابل بازاری مربوط به قیمت را سازگار با سطح خرد نمایش می دهد. تبیین همزمان منبع ایجاد درآمد افراد و محل مصرف آن، این مدل را قادر می سازد تا تأثیر مداخلات سیاستگذاری را هم روی کارایی کل اقتصاد و هم روی توزیع درآمد مورد توجه قرار دهد. این موضوع مدلهای تعادل عمومی قابل محاسبه (([11]CGE را به عنوان یک ابزار استاندارد در تحلیل­های کمی دخالتهای سیاستگذاری در حوزه‌های زیادی نظیر سیاست مالی، سیاست تجاری و سیاست زیست‌محیطی تبدیل نموده است.

مدل تعادل عمومی محاسباتی مورد استفاده در این مطالعه، اساساً نئوکلاسیک و مبتنی بر نظریه تعادل عمومی والراس می­باشد. فرض بر این است که هر تولیدکننده به بیشینه کردن سود خود که عبارت از تفاوت درآمد ناشی از فروش محصول و هزینه ناشی از خرید عوامل تولید و کالاهای واسطه­ای است، می­پردازد. دراین مطالعه مانند بسیاری از مطالعات که به بررسی اصلاحات مالیات سبز، مالیات کربن و یا مالیات سوخت پرداختند (ازجمله: بورینگرو رادرفورد (1997 و2002)؛ هیل(1998)؛ لاباندیرا و همکاران (2004) و بورینگر و همکاران (2002))، کالاها به دو گروه کلی کالاهای انرژی و غیرانرژی تقسیم می­شود.کالاهای غیرانرژی با استفاده از عوامل اولیه، انرژی و نهاده­های واسطه­ای تولید می­شود. محصول در بازارهای رقابت کامل فروخته می­شود و تولیدکننده بر اساس تئوری اقتصاد خرد نئوکلاسیک استاندارد رفتار می­کند و سودش را با قیمت­های مشخصی­که از بازار می­گیرد حداکثر می­کند. همچنین مشابه مطالعات مذکور، تکنولوژی تولید در همه بخش­ها بازده ثابت نسبت به مقیاس را ارائه می­کند و با کشش جانشینی ثابت (CES)[12]، تابع تولید مشخص می­شود. برای تولید کالاهای انرژی فرض­ شده تنها عوامل­ تولید (نیروی­کار و سرمایه) بکار می­رود (همانند شکل1).

 

 

شکل1- تکنولوژی تولید سوخت­های فسیلی

Figure 1- Nesting in fossil fuel production.

 

 

اما همانطورکه ساختار آشیانه­ای[13] تولید کالاهای غیر انرژی در شکل2 نشان می­دهد، در پایین­ترین سطح تکنولوژی، کالای واسطه­ای قرار دارد که از ترکیب کالای واسطه­ای داخلی و کالای واسطه­ای وارداتی و توسط یک تابع با کشش ثابت جانشینی به دست می­آید، این کالای مرکب بدست آمده سپس توسط یک تابع لئونتیف[14] با ترکیب ارزش افزوده و نهاده­های انرژی ترکیب می­شوند. یعنی تولیدکنندگان کالای­ واسطه­ای غیرانرژیAi  و ترکیب کل کالاهای انرژی و عوامل اولیه یعنی  KLE‌را برای هربخش در نسبت ثابت بکار می­گیرند. به بیان دیگر همانطور که در رابطه 1 آمده است، فرض بر این است که ترکیب ارزش افزوده و انرژی (KLE‌) با کالای واسطه نمی­توانند جانشین یکدیگر باشند و بنابراین سهم هریک در تولید ستانده هر بنگاه ثابت است.

  Z(S) = min (                     (1)               

که در آن تولید بخش S ،امین کالای واسطه غیر انرژی در بخش  S،  ترکیب نهاده کار- سرمایه و انرژی در بخش S می­باشد. KLE ‌خود می­تواند بصورت تابعیCES، از ارزش افزوده و کالای مرکب انرژی به صورت ذیل ترکیب شود (شرح پارامترها و متغیرهای معادلات ذیل در پیوست 1مقاله آمده است).

(2)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
   

 

 

 


شکل2- تکنولوژی تولید کالاهای­غیر سوختی

Figure 2- Nesting in non-fossil fuel production.

 

 

 در سطح دیگری از تکنولوژی، ارزش افزوده هر بخش تولیدی تنها می­تواند به صورت تابعی CES از عوامل تولید (نیروی کار و سرمایه) تولید شود (رابطه3).

 (3)

کالای مرکب انرژی نیز به صورت تابعی CES از گاز (EG) و فرآورده­های نفتی(EO) تولید می­شود (رابطه 4).

(4)

 

در مدل این مطالعه همه کالاها و خدمات تولید شده، به بازار عرضه می­شوند. تولیدکالاها توسط فعالیت­های مختلف جانشین ناقص یکدیگر هستند. چراکه ممکن است کالای تولید شده توسط فعالیت­های مختلف از نظر کیفیت، زمان تولید و یا محل تولید با یکدیگر متفاوت باشند. به دلیل جانشین ناقص بودن محصول تولید شده توسط فعالیت­های مختلف، از یک تابع CES برای ترکیب آنها استفاده می­شود و به این ترتیب کل کالای تولید داخل به دست می­آید. کالاهای ساخت داخل می­تواند صادر یا با کالاهای وارداتی ترکیب شده و کالای نهایی هر بخش را ایجاد کند. به عبارت­ دیگر، بنگاه به منظور حداکثرکردن درآمد خود کالای ساخته شده در داخل را یا به بازار داخلی عرضه می­کند و یا به خارج صادر می­کند. بنگاه این عمل را با استفاده از یک تابع انتقال انجام می­دهد. این تابع خصوصیاتی شبیه تابع تولید با کشش جانشینی ثابت دارد، اما آن را تابع انتقال(CET) با کشش ثابت می­نامند. همانطورکه در شکل3 نشان داده شده­است،کالای عرضه شده در داخل (از کالای ساخته شده داخلی یعنی)، با کالای وارداتی ترکیب شده و کالای نهایی (آرمینگتون) را ایجاد می­کند (رابطه 5). 

(5)

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 

 
   

 


 

 

 

 

 

 

           

 

 

شکل 3- تولید آرمینگتون

Figure 3- Nesting in Armington production

 

 

کالاهای نهایی ساخته شده یا به عنوان مواد اولیه در تولید همان کالا یا کالاهای دیگر به کار می­رود (جدول داده- ستانده) و یا به مصرف نهایی می­رسد. مشابه مطالعات بورینگر و رادرفورد (1997و2002)، هیل (1998) و بورینگر و همکاران (2002)، مصرف نهایی برای مصرف­کننده نماینده با تابع مطلوبیت زیر مدلسازی می­شود با این تفاوت که مطلوبیت تنها تابعی از مصرف کالاهاست و به دلیل در دسترس نبودن اطلاعات فراغت، مطلوبیت حاصل از فراغت درنظر گرفته نشده است.

                                     (6)  


مصرف­کننده همانطور که در شکل4 آمده است، با کشش جانشینی ثابت (رابطه 7) ترکیبی از کالاهای مرکب غیر انرژی(NE) و کالاهای مرکب انرژی(E) را انتخاب می­کند.

(7)

  

 

 

 

 

 

 

 

 
   

 

 

 

 


                                                         

 

 

 

 

 

 

 

شکل4- آشیانه مصرف

Figure 4- Nesting in consumption

 

 

مصرف­کننده در مرحله بعد تصمیم می­گیرد به چه میزان روی کالاهای مختلف انرژی (فرآورده­های نفتی EO وگاز EG) و به

 

چه میزان بر روی کالاهای غیر­انرژی متفاوت با کشش جانشینی ثابت خرج کند. به عبارتی کالاهای غیرانرژی و انرژی هرکدام در آشیانه دیگری با توابع  CESزیر باهم ترکیب می­شوند،

معادلات ذیل به ترتیب بیانگر ترکیب کالای مرکب غیر انرژی و انرژی می­باشند.                             

 (8)

 (9)

    

درآمد مصرف­کننده شامل درآمدهای ناشی از عرضه نیروی کار و درآمدهای ناشی از سرمایه آنهاست و همچنین شامل پرداخت­های انتقالی به آنها نیز می­شود (رابطه10). ازآنجایی که در این مطالعه تغییرات مالیات بر سوختهای فسیلی هم به صورت مالیات مصرفی و هم به صورت مالیات بر نهاده در نظرگرفته شده است، پرداختی انتقالی از این دو طریق مدنظر می­باشد. همچنین فرض شده است پس­اندازی وجود ندارد و مصرف کننده تمام درآمد خود را هزینه می­کند.

RA * =  (EG) *+(10)        

در این مطالعه فرض­شده است یک مصرف­کننده نماینده وجود دارد که هر سه نهاد خانوار، دولت و بنگاه­ها را دربر می­گیرد و مخارج آن شامل مخارج مصرفی بخش خصوصی و خانوارها، مخارج دولتی و سرمایه­گذاری است. در نتیجه بر اساس تغییرات رفاه مصرف­کننده تغییرات رفاه جامعه قابل بررسی است. اگر رفاه جامعه بدون درنظرگرفتن آلودگی مدنظر باشد با محاسبه تغییرات مالیات بر مطلوبیت ناشی از مصرف، تغییرات رفاه محاسبه می­شود. اما اگر اثرات زیست­محیطی مالیات بر سوخت نیز مدنظر باشد، باید جزء دومی به تابع مطلوبیت اضافه شود تا بیانگر این اثرات باشد. از آنجایی­که در این مطالعه تنها به آلودگی هوا پرداخته شده است، آلودگی هوا کالایی است که مطلوبیت را کاهش می­دهد. لذا با کاهش آلودگی می­توان میزان مطلوبیت را افزایش داد. اگر فرض­شود مطلوبیت حاصل از مصرف و عدم­مطلوبیت[15]حاصل از آلودگی هوا جدایی­پذیر باشند، در این صورت تابع مطلوبیت کل (یا رفاه کل) را می­توان به صورت زیر نوشت. 

                              u´ ,   v̕(11)

که در آن  NE , E مصرف سوخت و سایر کالاها توسط مصرف­کننده است. عدم مطلوبیت (آلودگی یا خسارت زیست­محیطی) ناشی از مصرف سوخت است­که یک رابطه­ی منفی حاصل از مصرف سوخت را نشان می­دهد (u´ مشتق مرتبه اول رفاه حاصل از مصرف وv, مشتق مرتبه اول عدم مطلوبیت ناشی از مصرف سوخت است). همانطورکه در تابع مطلوبیت (رابطه 11) مشاهده می­شود، سوخت­های فسیلی (E) هم تأثیر مثبت و هم منفی بر مطلوبیت­کل خواهد گذاشت و بنابراین پارامتر­های این دو جزء می­توانند به­گونه­ای باشندکه افزایش در مطلوبیت به دلیل مصرف E با کاهش آن برابر یا حتی کمتر از آن باشد. 

تولید، انتقال، توزیع و مصرف انرژی، محیط زیست را در حین مراحل مختلف از استخراج منابع اولیه تا ارائه خدمات و مصرف نهایی تحت تأثیر قرار می­دهد. احتراق سوخت­های فسیلی حدوداً    از کل نشرهای انسان ساخت گازهای گلخانه­ای را به صورت دی­اکسیدکربن تولید می­کند. بخش انرژی همچنین در نشر متان در حین استخراج زغال سنگ، نفت، گاز و انتقال این مواد و نیز نشر اکسید نیتروژن سهیم است (2). برای بررسی کاهش آلودگی هوا در نتیجه حذف یارانه سوخت، فرض شده است مصرف سوخت و آلودگی هوا رابطه­ای خطی باهم دارند. به عبارت دیگر با افزایش مصرف سوخت آلودگی­هوا (ناشی از مصرف سوخت) نیز افزایش می­یابند، ضریب این افزایش با توجه به اطلاعات ترازنامه انرژی سال 1380 تعیین گردیده است. تغییر در مصرف سوخت­های فسیلی (فرآورده­های نفتی و گاز طبیعی) سبب تغییر در میزان تولید آلاینده­های هوا می­شود.

دی‌اکسیدکربن (CO2)، متان (CH) و اکسیدهای نیتروژن (NOX)، منواکسیدکربن (CO)، دی‌اکسیدگوگرد (SO2) و ذرات معلق (SPM)، آلاینده­های اصلی می­باشند که در اثر مصرف سوخت­های فسیلی در هوا منتشر می­گردند (ترازنامه انرژی،1380). در این مطالعه برای بررسی تغییرات آلودگی هوا آلاینده­های فوق مد نظر قرار گرفته و تغییرات آنها با حذف یارانه سوخت، با توجه به ضرایب تولید هریک از آلاینده­ها به ازای مصرف هر واحد سوخت، محاسبه می­شود (این­ ضرایب درجدول1 آمده­است). ازطرفی ­جمع فرآوردههای نفتی بعنوان کالای نفت یا فرآورده­های نفتی مدنظر قرارگرفته و سهم آن، مجموع سهم هریک از این فرآورده­هاست.

همچنین با توجه به اطلاعات ترازنامه انرژی سال1380 و محاسبات انجام شده، آلاینده­های CO2، SO2، NOX، CO، CHو SPM  به ترتیب حدود 97  درصد ، 37 /0 درصد، 3 /0 درصد ، 8/1 درصد ، 45/0 درصد و  08/0 درصد، از کل مقدار انتشار آلاینده­ها در بخش­های مختلف را تشکیل می­دهند.

 

                 

جدول1- سهم هریک از سوخت­های فسیلی در انتشار آلاینده­های هوا در سال 1380 (درصد)

Table 1- Share of fossil fuels in emission.

سوخت / آلاینده

CO2

NOX

SO2

CO

CH

SPM

نفت کوره

14/9

12

60/9

رقم ناچیز

0/4

5/6

­نفت گاز

22

48

35/1

1/9

24/9

81/2

نفت سفید

2/7

0/4

1/8

0/1

-

-

بنزین

12/9

22/7

2/2

97.9

74/4

8

گاز طبیعی

43

17

رقم ناچیز

0/1

0/3

5/2

جمع

100

100

100

100

100

100

                           منبع: ترازنامه انرژی سال  1380

 

 

بر اساس جدول 1، تغییر در میزان نشر آلاینده­های مذکور ناشی از تغییر در مصرف فرآورده­های نفتی() و گاز طبیعی () را می­توان به صورت ذیل محاسبه نمود:  

(12)

(13)              

(14)                        

(15)                                          

(16)                                       

(17)                                           

در نتیجه همان­طور که در معادلات فوق آشکار است، تغییر در مصرف سوخت­های فسیلی (فرآورده­های نفتی و گاز طبیعی) سبب تغییر در میزان تولید آلاینده­های هوا می­شود که این امر آلودگی هوا را تحت الشعاع قرار می­دهد. تغییرات کل آلودگی هوا   بر اساس رابطه ذیل محاسبه می­شود.

(18)

 

 

جزئیات مدل

مدل با استفاده از داده­های جدول داده- ستانده سال 1380 ایران کالیبره شده است. اطلاعات مربوط به انتشار آلاینده­های مختلف در اثر مصرف سوخت­های فسیلی از ترازنامه انرژی سال 1380 استخراج شده است. در این مقاله بخشهای تولیدی، با

 

توجه به اطلاعات مقالات مشابه (هیل،1998) و نیز اطلاعات سازمان محیط زیست و تقسیم بندی صنایع بر اساس میزان تولید آلودگی آنها، به 15 بخش یا فعالیت تقسیم شده است. این بخشها، 15 کالا (دو کالای انرژی نفت و گاز و 13 کالای غیر انرژی) تولید می­کنند. نفت شاخصی از ترکیب 5 فرآورده عمده نفتی (بنزین، گازوئیل، نفت سفید، نفت کوره و گاز مایع) است. درآمد مصرف کننده شامل دریافتی از فروش عوامل اولیه و انتقالات به مصرف­کننده است. تصریح و حل مدل تعادل عمومی با استفاده از نرم افزار GAMS انجام شده است. مدل ارائه شده دو نوع پارامتر را شامل می­شود. مقدار پارامترهای سهمی مستقیماً از جدول SAM محاسبه شده­اند و پارامترهای رفتاری از داده­های خارج از جدول و با استفاده از مطالعات قبلی انجام شده درکشور یا در کشورهای مشابه و یا از تخمین­های مورد استفاده در مدل­های تعادل عمومی مشابه به دست ­آمده است (پیوست1). به منظور تعیین پارامتر­های مجهول و استخراج نقطه تعادل اولیه، با استفاده از اطلاعات جدول داده -
ستانده 1380، جدول SAM متناسب با مدل تنظیم شده است (پیوست 2). سپس مدل در قالب 4 سناریو بررسی و سپس با کمک برنامه MPSGE[16] در محیط[17]GAMS   بصورت مسئله تکمیلی مختلط (MCP [18]) حل و نتایج ارایه شده است.

یافته ها

همان­گونه که قبلاً اشاره شد، پایه­ آماری این مطالعه جدول داده - ستانده سال1380 خراسان رضوی می­باشد. آمار مربوط به یارانه این سال به تفکیک حامل­های انرژی در جدول2 ارائه شده است.


جدول 2- یارانه حامل­های انرژی در سال1380  به تفکیک حامل­ها (برحسب میلیارد ریال)

Table 2- Energy subsidies in 1380 (in billion Rials)

حامل انرژی

بنزین

نفت سفید

نفت گاز

نفت کوره

گاز مایع

برق

گاز طبیعی

یارانه

16272

12027

27043

7494

3451

37015

11134

درصد

2/14

5/12

6/23

6/6

3

4/32

7/9

درصد(ریال در هر واحد)

2/63

3/85

3/85

9/86

-

2/68

1/80

        منبع: ترازنامه انرژی سال  1380 و پرمه (1384)

 

 

با توجه به بحث­های دولت و مجلس در زمینه هدفمند کردن یارانه­ها، نحوه حذف یارانه حاملهای انرژی بر تقاضای سوخت و آلودگی هوا در قالب سه سناریو: حذف یکباره، حذف در طول سه سال و حذف در طی 5 سال مورد بررسی قرار می­گیرد. با درنظرگرفتن یارانه­های انرژی که بر سوخت­های فسیلی در سال 1380 تعلق گرفته است (جدول درصد یارانه برحسب ریال در هر واحد)، یارانه هرمترمکعب گاز 1/80 درصد و میانگین یارانه فرآورده­های نفتی نیز 1/80 درصد می­باشد. قبل از بررسی حذف یارانه فعلی، حذف یارانه­ سوخت در 11 سناریوی مالیاتی مورد بررسی و تحلیل قرار می­گیرد، تا علاوه بر نتایج حذف یارانه در نرخهای مختلف، مقایسه­ای نیز با حذف یارانه­های فعلی انجام گیرد. بنابراین سناریوهای این بخش به صورت زیر خلاصه می­شود:

- حذف یارانه سوخت­های فسیلی  در 11 نرخ

- حذف یکباره یارانه­ فعلی سوخت­های فسیلی

- حذف یارانه­ سوخت­های فسیلی در طول سه سال (طرح پیشنهادی از طرف دولت برای هدفمند کردن یارانه­ها).

- حذف یارانه­ سوخت­های فسیلی در طول 5 سال (قانون  مصوب مجلس برای هدفمند کردن یارانه­ها).

اثرات رفاهی و زیست­محیطی حذف یارانه سوخت­های فسیلی در11 نرخ

در این سناریو فرض می­شود یارانه در 11 نرخ (1%، 5%، 10%، 15%، 20%، 25%، 30%، 35%، 40%، 45% و50%) پرداخت شده است. اثرات مصرفی و رفاهی حذف این یارانه­ها در جدول3 و تغییرات  تولید آلاینده­ها در جدول 4 ارایه شده است.

 

 

جدول3- تغییرات در مصرف سوخت و میزان رفاه دراثر حذف یارانه­ سوخت­ در قالب 11سناریو (درصد)

Table3- Variation of fossil fuels’ demand & welfare with and without environmental effects by elimination of subsidy on fossil fuels in 11 scenarios

سناریوها­

تغییرات تقاضای گاز

تغییرات

تقاضای نفت

تغییرات رفاه بدون لحاظ اثرات زیستی­محیطی

تغییرات با لحاظ اثرات زیستی­محیطی

حذف 1 %

-9/61

-0/10

 1/0

4/31

حذف 5 %

-9/63

-5/12

 1/0

7/33

حذف 10 %

-5/66

-8/15

 1/0

6/36

حذف 15 %

-7/82

-0/18

 3/0

5/44

حذف 20 %

-87

-6/21

 1/0

4/48

حذف 25 %

-4/91

-7/25

 1/0

7/52

حذف 30 %

-2/96

-1/31

-2/0

4/57

حذف 35%

-4/101

-1/35

-4/0

5/62

حذف 40 %

-1/107

-8/40

-6/0

3/68

حذف 45%

-3/113

-2/47

-7/0

6/74

حذف 50 %

-2/120

-6/57

-9/0

8/81

                  منبع: یافته­های تحقیق

 

براساس اطلاعات جدول3، اگر یارانه نهاده­ای سوخت­های فسیلی به میزان 1 درصد حذف شود تقاضای داخلی گاز 9/61 درصد و  تقاضای داخلی فرآورده­های نفتی 1 درصد کاهش می­یابد که این مقدارکاهش در تقاضا به علت کاهش تولید بخشها در اثر با حذف یارانه و افزایش هزینه تولید آنها اتفاق می­افتد. از طرفی حذف یک درصدی یارانه مصرفی، تقاضای مصرفی سایر کالاها را به میزان 1/0 درصد  افزایش می­دهد.

همانطورکه نتایج جدول 4 نشان می­دهد، در نرخ 1 درصد با کاهش تقاضای داخلی گاز و فرآورده­های نفتی میزان آلودگی­های ناشی از CO2، SO2، NOX، CH، CO و  SPMبه ترتیب 4/32درصد، 10درصد، 8/18درصد، 1/16درصد، 3/28درصد و7/12درصد کاهش می­یابد. در اثرکاهش این آلاینده­ها و بر اساس محاسبات، رفاه جامعه با لحاظ اثرات زیست محیطی 4/31 درصد افزایش پیدا می­کند.

 

 

 

جدول4- میزان تغییر در تولید آلاینده­ها در اثر حذف یارانه­ سوخت­ در قالب 11سناریو (درصد)

Table 4- Variation of emissions by elimination of subsidy on fossil fuels in 11 scenarios.

سناریوها­

تغییراتCO2

تغییرات SO2

تغییراتNO X

تغییرات CO

تغییرات CH

تغییراتSPM

حذف 1 %

-4/32

-10

8/18-

1/16-

3/28-

7/12 -

حذف 5 %

-6/34

-5/12

-2/21

8/18-

3/31-

2/15 -

حذف 10 %

-6/37

-8/15

-4/24

3/22-

3/35-

4/18-

حذف 15 %

-8/45

-18

-29

1/26-

3/42-

4/21-

حذف 20 %

-6/39

-6/21

-7/32

1/30-

1/47-

25-

حذف 25 %

-4/53

-7/25

-9/36

6/34-

3/52-

1/39-

حذف 30 %

-58

-1/30

-3/41

4/39-

1/58-

5/33-

حذف 35%

-63

-1/35

-4/46

9/44-

5/64-

5/38-

حذف 40 %

-4/68

-8/40

-1/52

1/51-

7/71-

2/44-

حذف 45%

-5/74

-2/47

-4/58

1/58-

8/79-

6/50-

حذف 50 %

-5/81

-6/54

-8/65

1/66-

89-

58-

    منبع: یافته­های تحقیق

 

 

همچنین بر اساس نتایج به دست آمده، با افزایش نرخ حذف یارانه مقدار کاهش تقاضا برای سوخت­های فسیلی افزایش یافته و باالطبع تغییرات آلاینده­ها نیزکاهش بیشتری را نشان می­دهد. در اثر این کاهش، رفاه جامعه در شرایط بدون درنظرگرفتن اثرات زیست­محیطی، بدون تغییر باقیمانده اما با لحاظ نمودن این اثرات به شدت افزایش می­یابد. نتایج نشان می­دهند (جدول3) که با افزایش نرخ حذف یارانه تا 25 درصد، با وجودکاهش تقاضاهای 4/91 درصد و7/25 درصد برای گاز و فرآورده­های نفتی، رفاه متأثر از مصرف سایر کالاهای جانشین نفت و گاز مثبت بوده و از آن به بعد به علت افزایش شدید قیمت و هزینه نیز افزایش و تقاضا برای این کالاها، رفاه کاهش می­یابد. اما چنانچه اثرات مثبت ناشی ازکاهش آلودگی­های هوا، مدنظر قرار گیرند، اثرات رفاهی در همه سناریوها بر عدم مطلوبیت ناشی ازکاهش مصرف سوخت­های فسیلی غالب شده و رفاه از ابعاد مختلف افزایش می­یابد. به عنوان مثال با حذف 50% یارانه نهاده­ای سوخت­های فسیلی، تقاضای گاز 2/120 درصد و تقاضای فرآورده­های نفتی 6/54 درصد کاهش می­یابد. این کاهش در تقاضا، آلاینده­های CO2، SO2، NOX،CO ،CH  و SPM را به ترتیب 5/81 درصد، 6/54 درصد و8/56 درصد ،1/66درصد، 89 درصد و 58 درصد کاهش می­دهد. در

 

اثرکاهش این آلاینده­ها، رفاه با لحاظ اثرات زیست محیطی به میزان 8/81 درصد افزایش می­یابد.  با توجه به تغییرات نرخ رشد رفاه در اثر حذف یارانه سوخت­های فسیلی در سناریوهای مختلف اعمال شده (جدول3)، بالاترین نرخ رشد رفاه (8درصد) مربوط به حذف یارانه 15درصد می­باشد. به عبارت دیگر حذف 15درصد یارانه­ها در مقایسه با سایر نرخ­ها، سالانه درصد بالاتری به رفاه نسبت به دیگر نرخ­ها می­افزاید.

تغییرات تقاضای سوخت در اثر حذف یارانه فعلی سوخت­های فسیلی

 تقاضای سوخت­های فسیلی (گاز طبیعی و فرآورده­های نفتی)، مجموع عرضه داخلی سوخت (تولید داخل منهای صادرات به خارج) به اضافه واردات آن از خارج کشور می­باشد، با حذف 1/80 درصد یارانه سوخت، تقاضای آن هم به عنوان کالای نهایی توسط مصرف کننده و هم به عنوان نهاده واسطه در تولید سایر بخش­ها کاهش می­یابد.

 


جدول5- تغییرات تقاضای سوخت دراثر حذف یارانه سوخت (درصد)

Table 5- Variation of fuels demand by elimination of subsidy on fossil fuels.

سناریوها

میزان تغییرات

پارامترها

حذف یکباره

حذف در 3 سال

حذف در5 سال

تقاضا برای گاز طبیعی

8/193-

6/16-

9 -

تقاضا برای فرآورده های نفتی

8/151-

3/15-

3/8 -

             منبع: یافته­های تحقیق

 

 

همان­طورکه در جدول 5 مشاهده می­گردد، حذف یکباره یارانه­ نهاده­ای و مصرفی سوخت­های فسیلی (یعنی حذف یکباره 1/80 درصد یارانه مصرفی سوخت­های فسیلی)، تقاضای داخلی گاز را 3/197 درصد و تقاضای داخلی فرآورده­های نفتی را 3/157 درصد کاهش می­دهد. اگر بر اساس طرح پیشنهادی از طرف دولت برای هدفمند کردن یارانه­ها ، یارانه در سه سال حذف شود، نتایج مطالعه نشان می­دهدکه با حذف 7/26 درصد یارانه، سالانه به ترتیب 6/16 درصد و 3/15 درصد، تقاضای گاز و تقاضای نفت کاهش می­یابد. اگر بر مبنای قانون مصوب مجلس برای هدفمندکردن یارانه­ها، دوره حذف یارانه­ها طولانی­تر شود و یارانه سوخت­های فسیلی در 5 سال حذف شود، تقاضای گاز سالانه 9 درصد، تقاضای فرآورده­های نفتی 3/8 درصد کاهش می­یابد.

تغییر در آلودگی هوا و رفاه در اثرحذف یارانه فعلی سوخت 

همانطورکه قبلاً ذکر شد، با توجه به سهم هریک ازسوخت­های فسیلی در انتشار آلاینده­های مورد مطالعه، میزان تغییرات آلاینده­ها­ در نتیجه تغییرات تقاضا در فرآورده­های نفتی وگازطبیعی برای هریک از سناریوهای حذف یکباره، در طی 3 و 5 سال، محاسبه و نتایج آن در جدول 6 خلاصه گردیده است. 


 


 

 

 

 

 

 

 

 


جدول6- تغییرات آلاینده­های هوا دراثر حذف یارانه سوخت (درصد)

Table6- Variation of pollutant emissions by elimination of subsidy on fossil fuels.

سناریوها

میزان تغییرات

پارامترها

حذف یکباره

حذف در 3 سال

حذف در5 سال

تولید  CO2

9/169-

9/15-

6/8-

تولید SO2

8/151-

3/15-

3/8-

تولید NOX

9/158-

5/15-

4/8-

تولید CO

7/169-

8/16-

1/9-

تولید CH

4/205-

8/19-

8/10-

تولید SPM

154-

4/15-

3/8-

آلودگی کل هوا

9/169-

9/15-

6/8-

رفاه بدون اثرات زیست­محیطی

9/0-

2/0-

1/0-

رفاه با لحاظ اثرات زیست­محیطی

3/165

3/15

3/8

       منبع: یافته­های تحقیق

 

 

همانطورکه نتایج ارائه شده در جدول6 نشان می­دهند، افزایش یکباره قیمت گاز و فرآورده­های نفتی به میزان 1/81 %، میزان تولید آلودگی­های ناشی از CO2، SO2، NOX، CO، CH و  SPMبه ترتیب حدود 9/169 درصد، 8/151 درصد و 9/158 درصد، 7/169 درصد، 4/205 درصد و 154 درصد کاهش می­یابد و کاهش در این آلاینده­ها، آلودگی هوا را به میزان 9/169 کاهش می­دهد. در این حالت رفاه با لحاظ اثرات زیست محیطی به میزان 3/165 درصد افزایش می­یابد. کاهش شدید آلودگی هوا در این حالت عمدتاً ناشی ازکاهش مصرف شدید تقاضای نفت و در نتیجه کاهش شدید تولید آلودگی  CO2است (لازم به یادآوری است که CO2 در مقایسه با سایر آلاینده­های اتمسفر بالاترین سهم را از نقطه نظر گرمایشی دارد).

اگر حذف یارانه در سه سال صورت گیرد، به عبارتی با افزایش قیمت سوخت­های فسیلی به میزان سالانه 7/26%، آلاینده­های CO2، SO2، NOX، CO، CH و  SPMبه ترتیب معادل 9/15درصد، 3/15 درصد ، 5/15 درصد، 8/16 درصد ، 8/19 درصد و 4/15 درصد کاهش می­یابد. در این شرایط اگر اثرات زیست­محیطی درنظرگرفته نشود، رفاه حدود 2/0 درصد کاهش­ می­یابد. ولی چنانچه اثرات زیست­محیطی ناشی از اعمال چنین برنامه­ای در نظرگرفته شود، میزان رفاه حدود 3/15 درصد افزایش می­یابد. همچنین محاسبات نشان می­دهند که حذف یارانه سوخت­های فسیلی درطی 5 سال (به میزان سالانه 02/16 درصد)، که با کاهشی معادل 9 درصد در مصرف گاز و 3/8 درصد در مصرف فرآورده­های نفتی همراه شد (جدول 5). چنین کاهش­هایی در مصرف انرژی میزان تولید CO2، SO2، NOX، CO، CH و SPM را به ترتیب معادل 6/8 درصد، 3/8 درصد، 4/8 درصد، 1/9 درصد ، 8/10درصد و 3/8 درصد کاهش می­دهد. در این حالت رفاه حاصل از مصرف 1/0 درصد کاهش و رفاه حاصل از برآیند مصرف و اثرات زیست­محیطی 5/8 درصد  افزایش می­یابد. بیشترین تغییرات تولید در بین آلاینده­ها مربوط به آلاینده متان (CH) و کم­ترین مربوط به آلاینده اکسیدگوگرد (SO2) می­باشد.

بحث و نتیجه گیری

ü     با توجه به نقش و اهمیت محیط زیست و ضرورت­کاستن از آلاینده­های موجود در هوا، کاهش مصرف سوخت و حذف یارانه آن ضروری است.

ü   ­وجود یارانه مستقیم و غیر­مستقیم بر سوخت­های فسیلی و مصرف بالای آنها، علت اصلی تشدید آلودگی هوا است. با توجه به نتایج مدل، حذف یکباره یارانه سوخت­های فسیلی با کاهش تقاضای شدید سوخت و آلودگی هوا همراه است. بعبارتی افزایش قیمت سوخت­های فسیلی می­تواند یکی از راهکارهای مناسب برای تعدیل و منطقی نمودن مصرف آن باشد. از تبعات مثبت افزایش قیمت، اصلاح الگوی مصرف، کاهش یارانه­ها و افزایش منابع مالی  دولت برای انجام سرمایه گذاری در جهت افزایش عرضه این  فرآورده­ها می­باشد.

ü   با توجه به اینکه مقوله انرژی یک فرآیند سیستمی و زنجیره­ای است، بازبینی و بازنگری در فرآیندهای مختلف مربوط به انرژی، اعم از تولید، تبدیل، انتقال و توزیع، امری ضروری به نظر می رسد و پیشنهاد می­شود مصرف انرژی و آلودگیهای ناشی از آن در مراحل مختلف مد نظر قرار گیرد.

ü   با توجه به اینکه  بیشترین سهم در آلودگی هوا ناشی از آلاینده CO2 می­باشد ( 97%) که آن نیز بیشتر متاثر از مصرف فرآورده­های نفتی است، لذا باید تصمیماتی جدی­تر در زمینه کاهش مصرف آنها نمود. و همچنین می­توان با وضع مالیات بر سوخت به اثرات مطلوب تر زیست محیطی دست یافت.   

ü   بر اساس نتایج حاصل از مدل تعادل عمومی مطالعه حاضر، بالاترین نرخ رشد حذف یارانه سوخت­های فسیلی­مربوط به نرخ 15% می­باشد. با حذف یارانه در 5 سال، سالانه 1/16% به قیمتها افزوده می­شودکه مشابه حذف یارانه به میزان 15% می­باشد. لذا این سناریو به عنوان سیاستی برای کاهش مصرف سوخت و کاهش آلودگی هوا مناسبتر می­باشد و از اینرو مدت زمان 5 سال درنظرگرفته شده در هدفمندکردن یارانه­هاکه توسط مجلس تصویب شده است، قابل دفاع می­باشد. از طرفی حذف یارانه­ درهمه سناریوها منجر به افزایش رفاه می­شود، اگرچه درسناریوی حذف یکباره نسبت به مدت 3 و یا 5 سال ، اثرات رفاهی بالاتر و کاهش تقاضای سوخت­های فسیلی شدیدتراست ولی از نظر عملی حذف تدریجی نسبت به یکباره ترجیح دارد.

منابع

1-      شهرداری مشهد، « ارزشگذاری نقش فضای سبز شهری بر سلامت انسانی»، معاونت خدمات شهری، سازمان پارکها و فضای سبز، 1388.

2-      دفتر برنامه ریزی کلان و برق کشور، « ترازنامه انرژی کشور»، وزارت نیرو، 1380.

3-   کدخدازاده، احمد، « تعیین قیمت مناسب حاملهای انرژی در ایران و بررسی آثار آن بر شاخصهای اقتصاد کلان»، پایان نامه کارشناسی ارشد اقتصاد، دانشگاه تهران، دانشکده اقتصاد، 1376؛ صفحات 14 تا 21 و 52 تا 69.

4-      مرکز مطالعات انرژی، « بررسی کارایی انرژی در ایران و کشورهای در حال توسعه»، تهران، 1381.

5-      مرکز مطالعات وزارت نفت، « اصلاح سیاست قیمت­گذاری فرآورده­های نفتی»، تهران،1382.

6-   بزرگزاده، مهدی ، «حذف یارانه حاملهای عمده انرژی و آثار آن بر دهکهای هزینه در بخش خانگی شهری»، پایان نامه کارشناسی ارشد اقتصاد، دانشگاه تهران، دانشکده اقتصاد، 1376؛ صفحه 46 تا 70.

7-      Uri, N. D., Boyd, R., 1997. “An Evaluation of the Economic Effects of Higher Energy Prices in Mexico”. Energy Policy, Vol. 25, No. 2, pp.205 -215.

8-      Berument, H., Talpcy, H., 2000. “Inflationary Effect of Crude Oil Prices in Turkey”. Department of Economics. Bilkent University, Turkey.

9-      Dubo, I., 2003. “Impact of Energy Subsidies on Energy Consumption and Supply in Zimbabwe: Do the Urban Poor Really Benefit?”. Energy Policy, Vol. 31, No.2, pp. 1635- 1645.

10- باستان نژاد، حسین، « سیاست سقف قیمت و توزیع یارانه در بازار انرژی ایران»، بهار و تابستان 1380، روند نشریه­ی علمی – تخصصی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، سال 11، شماره 32 و 33،

11-  Jensen, J., Tarr, D., 2002. “Trades, Foreign Exchange Rate, and Energy Policies in Iran: Reform Agenda”. Economic Implications and Impact on the Poor.

12-  کرباسی، عبدالرضا و همکاران، « برآورد میزان انتشار آلاینده­های هوا، ناشی از مصرف سوخت­های فسیلی در صنایع کشور»، گزارش طرح، 1383.

13-  Boehringer, C., Rutherford, T., 1997. “Carbon taxes with exemptions in an open economy: A general equilibrium analysis of the German tax initiative”. Journal of Environmental Economics and Management, No. 32, pp. 189 -203.

14-  Boehringer, C., Rutherford, T., 2002. “Carbon Abatement and International Spillovers” .Environmental and Resource Economics, No.1, pp. 1- 27.

15-  Ill, M., 1998. “Green Tax Reform in Sweden: The Second Dividend and the Cost of Tax Exemptions. Economics Department”. Stockholm School of Economics and the Beijer Institute, Stockholm, Sweden.

16-  Labandeira, X., Linaresb, P., Rodriguez, M., 2004. “Changes Policies in Spain: An Evaluation of Pollution markets”.

17-  Bohringer, C., Wolfgang, W., Starkweather, C., 2002. “Green tax reform and computational economics: A do – it – yourself Approach”. Computational Economics, Vol.13, pp. 75 -109.

18- پرمه، زواره، « بررسی یارانه انرژی وآثار افزایش قیمت حامل­های انرژی بر سطوح قیمت­ها در ایران». فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی،  1384؛ شماره 34، صفحه 117 تا 147.

19-  De Melo, J., Tarr, D., 1992. “A General Equilibrium Analysis of Foreign Exchange Shortage in a Developing Country”. Economic Journal, No 91, pp. 891- 906.

20-  Kemfert, C., Welsh, H., 2000. “Energy – Capital –Labor Substitution and the economic Effects of CO2 Abatement: Evidence for Germany”. Journal of Policy Modeling, No 22, pp. 641- 660.

 

 



1*- (مسوول مکاتبات):دانش آموخته کارشناسی ارشد اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران.

2- استاد گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران.

[3]- دانشیار گروه عمران، دانشکده مهندسی دانشگاه فردوسی مشهد، ایران.

4- استادیارگروه اقتصاد، دانشکده مدیریت و حسابداری دانشگاه آزاد اسلامی قزوین، ایران.

[5]- استاد گروه اقتصاد کشاورزی، دانشکده کشاورزی دانشگاه فردوسی مشهد ، ایران.

[6]- Graduate Master's Agricultural Economics, Faculty of Engineering, Ferdowsi University of Mashhad, Iran.*(Corresponding Author)

[7]- Professor, Department of Agricultural Economics, Faculty of Agriculture, Ferdowsi University of Mashhad (FUM), Iran.

[8]- Associate Professor, Department of Civil Engineering, Faculty of Engineering, Ferdowsi University Of Mashhad (FUM) ,Iran.

[9]- Assistant professor, Department of Economics, Faculty of Management and Accounting, Islamic Azad University of Qazvin, Iran.

[10]- Professor, Department of Agricultural Economics, Faculty of Agriculture, Ferdowsi University of Mashhad (FUM), Iran.

[11]- Computable General Equilibrium.

[12]- Constant Elasticity Substitution.

1- Nested structure.

2- Leontief.

[15] .Dis- utility.

[16]- Mathematical programming system for general equilibrium.

[17]- General Algebraic Mathematical System.

[18]- Mixed Complementarily Problem.

1-      شهرداری مشهد، « ارزشگذاری نقش فضای سبز شهری بر سلامت انسانی»، معاونت خدمات شهری، سازمان پارکها و فضای سبز، 1388.

2-      دفتر برنامه ریزی کلان و برق کشور، « ترازنامه انرژی کشور»، وزارت نیرو، 1380.

3-   کدخدازاده، احمد، « تعیین قیمت مناسب حاملهای انرژی در ایران و بررسی آثار آن بر شاخصهای اقتصاد کلان»، پایان نامه کارشناسی ارشد اقتصاد، دانشگاه تهران، دانشکده اقتصاد، 1376؛ صفحات 14 تا 21 و 52 تا 69.

4-      مرکز مطالعات انرژی، « بررسی کارایی انرژی در ایران و کشورهای در حال توسعه»، تهران، 1381.

5-      مرکز مطالعات وزارت نفت، « اصلاح سیاست قیمت­گذاری فرآورده­های نفتی»، تهران،1382.

6-   بزرگزاده، مهدی ، «حذف یارانه حاملهای عمده انرژی و آثار آن بر دهکهای هزینه در بخش خانگی شهری»، پایان نامه کارشناسی ارشد اقتصاد، دانشگاه تهران، دانشکده اقتصاد، 1376؛ صفحه 46 تا 70.

7-      Uri, N. D., Boyd, R., 1997. “An Evaluation of the Economic Effects of Higher Energy Prices in Mexico”. Energy Policy, Vol. 25, No. 2, pp.205 -215.

8-      Berument, H., Talpcy, H., 2000. “Inflationary Effect of Crude Oil Prices in Turkey”. Department of Economics. Bilkent University, Turkey.

9-      Dubo, I., 2003. “Impact of Energy Subsidies on Energy Consumption and Supply in Zimbabwe: Do the Urban Poor Really Benefit?”. Energy Policy, Vol. 31, No.2, pp. 1635- 1645.

10- باستان نژاد، حسین، « سیاست سقف قیمت و توزیع یارانه در بازار انرژی ایران»، بهار و تابستان 1380، روند نشریه­ی علمی – تخصصی بانک مرکزی جمهوری اسلامی ایران، سال 11، شماره 32 و 33،

11-  Jensen, J., Tarr, D., 2002. “Trades, Foreign Exchange Rate, and Energy Policies in Iran: Reform Agenda”. Economic Implications and Impact on the Poor.

12-  کرباسی، عبدالرضا و همکاران، « برآورد میزان انتشار آلاینده­های هوا، ناشی از مصرف سوخت­های فسیلی در صنایع کشور»، گزارش طرح، 1383.

13-  Boehringer, C., Rutherford, T., 1997. “Carbon taxes with exemptions in an open economy: A general equilibrium analysis of the German tax initiative”. Journal of Environmental Economics and Management, No. 32, pp. 189 -203.

14-  Boehringer, C., Rutherford, T., 2002. “Carbon Abatement and International Spillovers” .Environmental and Resource Economics, No.1, pp. 1- 27.

15-  Ill, M., 1998. “Green Tax Reform in Sweden: The Second Dividend and the Cost of Tax Exemptions. Economics Department”. Stockholm School of Economics and the Beijer Institute, Stockholm, Sweden.

16-  Labandeira, X., Linaresb, P., Rodriguez, M., 2004. “Changes Policies in Spain: An Evaluation of Pollution markets”.

17-  Bohringer, C., Wolfgang, W., Starkweather, C., 2002. “Green tax reform and computational economics: A do – it – yourself Approach”. Computational Economics, Vol.13, pp. 75 -109.

18- پرمه، زواره، « بررسی یارانه انرژی وآثار افزایش قیمت حامل­های انرژی بر سطوح قیمت­ها در ایران». فصلنامه پژوهشنامه بازرگانی،  1384؛ شماره 34، صفحه 117 تا 147.

19-  De Melo, J., Tarr, D., 1992. “A General Equilibrium Analysis of Foreign Exchange Shortage in a Developing Country”. Economic Journal, No 91, pp. 891- 906.

20-  Kemfert, C., Welsh, H., 2000. “Energy – Capital –Labor Substitution and the economic Effects of CO2 Abatement: Evidence for Germany”. Journal of Policy Modeling, No 22, pp. 641- 660.